شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۶ محرم ۱۴۲۶
Sat, Feb 26, 2005
مهرگان
۳۰۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
درباره حسين عليزاده
به تماشاى آب هاى سپيد
حسين عليزاده، متولد ۱۳۳۰ تهران
نوازنده و آهنگساز
فارغ التحصيل هنرستان موسيقى ملى و دانشكده هنرهاى زيبا (دانشگاه تهران) و مركز حفظ و اشاعه موسيقى ايران به سرپرستى دكتر داريوش صفوت و نورعلى برومند.
هنرآموخته نزد على اكبر شهنازى، نورعلى برومند، يوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظريف و ...
راه اندازى گروه عارف و همكارى با گروه شيدا
همكارى در تشكيل گروه چاووش و ساخت قطعاتى همگام با مفاهيم انقلاب و سرپرستى و آهنگسازى بسيارى از قطعات اين گروه
عزيمت به آلمان و ادامه تحصيلات موسيقى در بعد از انقلاب
بازگشت به ايران در اواسط دهه شصت و شروع فعاليت هاى منسجم موسيقايى
برخى از آثار او عبارتند از:
نى نوا، سواران دشت اميد، حصار، تركمن، راز و نياز، شورانگيز، صبحگاهى، رازنو، زمستان است، فرياد (با صداى محمدرضا شجريان)، سلانه، به تماشاى آب هاى سپيد و ....
ودر زمينه موسيقى فيلم: دلشدگان، گبه، زمانى براى مستى اسبها، لاك پشت ها هم پرواز مى كنند و ...
آثار مكتوب و آموزشى: دستور سه تار، ده قطعه براى تار، اجراى رديف ميرزاعبدالله و ...

202830.jpg
حسين عليزاده، يك سياح خستگى  ناپذير دنياى موسيقى است. يك پوينده هميشه جوان و هميشه پرخروش كه انگار به هيچ مرحله اى قانع و راضى نمى شود و هميشه در جست وجوى راههاى ديگرى است كه ديگران نرفته اند. عطش شديد او به نوجويى و عصيان او در عادت شكنى، از او چهره اى «بت واره» براى جوانهاى اهل موسيقى ساخته است. جوانانى كه مثل او تار و سه تار مى زنند، از روى دست او آهنگ مى سازند و مى خواهند به شيوه او زندگى كنند. حسين عليزاده شايد تنها هنرمند موسيقى ايرانى است كه هواداران جوان و پرشور او، محدود به نوازندگان تار و سه تار و موسيقى ايرانى نيست، چه بسيار ديده شده كه تنها نام مطرح بين جوانهاى اهل موسيقى هاى پاپ و راك و ... نام اوست و اگر ازآنها بخواهيد كه هنرمند مورد علاقه و مورد تأييدشان در موسيقى ايرانى را نام ببرند بدون شك نام حسين عليزاده را خواهندبرد. بيشتر اين افراد با موسيقى ايرانى چندان اخت و آشنا نيستند وشايد حتى آثار عليزاده را هم زياد نشنيده باشند، ولى مجذوب و مرعوب شخصيت كاريزماتيك و اشتهاى شگفت انگيز او به ايجاد حركت و هيجان و حصارشكنى هستند.
نشانه شناسى شخصيت و عملكرد حسين عليزاده، هنرمند نام آور موسيقى ايرانى در سى سال گذشته، بسيار متفاوت با آن عادت هميشگى در شناخت شخصيت و رفتار موسيقيدانانى است كه به موسيقى رديف دستگاهى و نحله هاى گوناگون وابسته بدان گرايش هاى متنوع معاصر وابسته اند. اين تفاوت، به نوع ديدگاه او در ارتباط با زندگى و بالطبع به موسيقى؛ و نيز توجه او به بحران هاى اجتماع پرآشوب ايران در سى سال گذشته مربوط مى شود. موسيقيدانان هم نسل او، كمابيش اين حساسيت هاى اجتماعى و سياسى را داشتند ولى در عليزاده اين حساسيت ها به طرز آشكارى در موسيقى او شنيده مى شود و نيز در گفت وگوهايى كه درك موسيقى او بدون خواندن آن حرفها، دشوار و مبهم است. نقل گفته يكى از بزرگترين موسيقيدانان ايرانى كه به قول خود «بيست سال تمام، همراه با عليزاده در يك سنگر از حيثيت موسيقى ايرانى دفاع كرده ايم» درباره اين دوست هنرمند، مى تواند روشنگر باشد: «موسيقى عليزاده از يك طرف در پيوند با درون پرهيجان او و از طرف ديگر در ربط مستقيم با جريان هاى سياسى و اجتماعى زمان خود است. موسيقى او از تلاش يك هنرمند با استعداد برآمده و به خصوص، او در آهنگسازى بسيار موفق است. قضاوت نهايى درباره آثار او را تاريخ و آينده خواهد كرد. در زمانى كه ارجاعات اجتماعى و سياسى از موسيقى او رخت بربسته باشند.»
حسين عليزاده، فرزند خانواده اى آذربايجانى تبار و ساكن جنوب شهر تهران (محمدسيدنصرالدين بازار) است. در خانواده آنها موسيقى ناپسند شمرده نمى شد و شرايط عاطفى و فرهنگى براى موسيقى آموختن مهيا بود. برادر بزرگ او نيز تحصيلكرده موسيقى و مقيم خارج از كشور است. اولين معلم موسيقى او در دبستان «حافظ» استاد هوشنگ ظريف بود كه بعدها در هنرستان، اولين معلم تار او نيز شد. انتخاب تار به جاى ويولون، جزيى از سرنوشت او بود و در مقاله ستايش انگيزى كه به قلم آقاى دكتر ساسان فاطمى درفصلنامه ماهور درباره حسين عليزاده نوشته شده، به درستى آمده كه: آن زمان عصر ويولون بود و ويولون، ساز محبوب نوازندگان ايرانى. او هيچ وقت از انتخاب تار به جاى ويولون، پشيمان نشد، هنگامى كه عليزاده در هنرستان نزد استاد على اكبر شهنازى هنرآموزى مى كرد، عصر نوزايى موسيقى دستگاهى ايران، كم كم فرا مى رسيد و زمينه اى فراهم مى شد كه صداى ديگرى از موسيقى ايرانى طنين انداز شود. مسلماً در اين صداى تازه، ويولون و پيانو جايى نداشتند. به هر تقدير عليزاده در محضر استاد على اكبر شهنازى، با تكنيك عالى و صحيح تارنوازى آشنا شد و منش اخلاقى و عاطفه پدرانه استاد، در او تأثيرى نيكو به جا گذاشت: «ما از شهنازى موسيقى پژمرده اى ياد نگرفتيم. هر چه بود نشاط و تحرك بود، خمودگى و افسردگى. استادان ديگرى هم بودند كه هر كدام بخشى از شخصيت او را شكل دادند. از جمله محمود كريمى در كلاسهاى آواز، و شيدا قرچه داغى، آهنگساز فرهيخته اى كه در كلاسهاى موسيقى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان حضور داشت و تب و تاب هاى تحول شخصيت هنرمند بودن را در سالهاى سخت جوانى به درستى درمى يافت و او را راهنمايى مى كرد. عليزاده در هفده سالگى در اركسترهاى وزارت فرهنگ و هنر به عنوان نوازنده استخدام شد و به اولين آرزوى درونى خود رسيد: سهل تر كردن بارمالى بر خانواده و رسيدن به استقلال مالى نسبى اى كه مشقت و تلاش معاش را براى پدر زحمتكش و صاحب دل او، قدرى كاهش مى داد.
گذشته از محيط مناسب هنرستان كه سرشار از استادان خوب و همشاگردى هاى با استعداد بود، محيط ديگرى نيز براى رشد و پرورش تخيل بى مرز حسين عليزاده، آغوش گشاده بود. هنرمند جوان، عاشق طبيعت بود و پياده روى هاى طولانى و تماشاى لذتبخش مناظر طبيعى به او امكان سفرهاى درونى فراوانى را بخشيد كه خود از آنها با مهر و زيبايى ياد مى كند. به ويژه از طبيعت رنگين و سرشار منطقه اروميه كه در نوجوانى به آن مناطق براى ديدار اقوامش سفر مى كرد. شايد بتوان جلوه هايى از اين پروازهاى روح و خيال را در تك نوازى هاى او گمانه زنى كرد. به ويژه در بداهه نوازى هاى او كه خيال آزاد و فانتزى بى انتهاى ذهن هنرمندى جسور و حصارشكن چون او را نمايان مى كنند.
بعد از هنرستان، ادامه زندگى هنرى او در محيط گروه موسيقى دانشكده هنرهاى زيبا(دانشگاه تهران) و مركز حفظ و اشاعه موسيقى گذشت، همچنين در محافل هنرى خصوصى اساتيد بزرگى چون نورعلى برومند، عبدالله دوامى ويوسف فروتن كه عطر زيباى موسيقى اصيل را مى پراكند و به او فرصت آموختن بيشتر را مى داد. بيشتر اين اساتيد كهنسال به مركز حفظ و اشاعه هم مى آمدند و در دانشگاه نيز وجود استادان خوبى مثل محمدتقى مسعوديه، مهدى بركشلى و هرمز فرهت، فرصت براى آموختن را افزونتر مى كرد. در اين سالها بود كه او در جشن هنر شيراز اجراهاى موفقى را روى صحنه آورد. اولين نشانه هاى تفكر خلاق و نوآور او نيز در همين سالها نمايان شد: از جمله، نخستين اجراى گروهى از خرم چهارمضراب(كه تا آن زمان در انحصار تك نوازى بود) و برداشت تازه از دستگاه نوا و تصنيف شيواى«الا اى پير فرزانه» كه هنوز در يادها و خاطره ها مانده است. پايان نامه او نيز با عنوان «مثنوى در دستگاههاى موسيقى ايرانى» بود كه چند سال بعد، به چاپ رسيد. در همان زمان هم عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرم هاى گذشتگان نمى كرد و در جست وجوى راههاى تازه تر بود. در زندگى او نيز اين تنوع وجود داشت. هم رديف ميرزا عبدالله را درس مى داد و هم با علاقه به «پرنده آتشين» از استراوينسكى گوش مى سپرد و هيچ گوشه اى از جهان موسيقى و زندگى را ناديده و ناچشيده نمى گذاشت. ضمن اين كه در جريان هاى اجتماعى ايران پرتب و تاب سالهاى ۱۳۵۷۱۳۵۶ نيز تماشاگرى منفعل و بى تفاوت نبود. بلكه با جديت و خروش بسيارى در آن دخالت داشت. قطعه «حصار» را هنگامى كه در خدمت سربازى به سر مى برد،
202758.jpg
ساخت و نيز «سواران دشت اميد» را كه يادگار سالهاى مبارزه و اميدوارى او براى آينده هستند. بعد از شكل گرفتن كانون فرهنگى هنرى چاووش و تشكيل گروههاى شيدا و عارف، او و محمدرضا لطفى به عنوان طلايه داران نوين موسيقى ايرانى شناخته شدند (و پرويز مشكاتيان هم بعداً به آنها پيوست) و بين نسل جوان و انقلابى آن روزگار، جايى محكم و شايسته پيدا كردند. با آثار آنها بود كه موسيقى ايرانى، رنگ و بو و ضرباهنگى سياسى يافت و صداى رساى انقلاب ملت ايران در دوران براندازى رژيم پهلوى شد و از آن نقش هميشگى و عادتمند شده خود همان گوشه نشينى و دورى از جريان هاى اجتماعى عدول كرد. اين سيلان پرشور و انقلابى، ادامه داشت تا اين كه حوادث نامطلوب، جريان آن را بريد و موسيقيدانان را مجبور به مهاجرت اجبارى كرد. عليزاده به آلمان رفت و از اين فرصت نيز براى آموختن هر چه بيشتر استفاده كرد. گويى كه قلبش براى وطن مى تپيد و قطعه «هجرانى» يادگار اين ايام است. همچنين تدوين نهايى قطعه «نى نوا» (نواى نى) كه قبل از انقلاب نوشته بود و اجراى آن در سالهاى ۱۳۶۲ـ۱۳۶۳ طوفانى در دوران جامعه ايران و مردم جنگ ديده ايجاد كرد. هنوز هم اين قطعه با ياد خون و حماسه مردم ايران آميخته است. بعد از بازگشت به ايران، او با نيروى بيشترى به كار پرداخت و كارنامه اى پروپيمان با حجم شگفت انگيز از آثار متعدد را بر جا گذاشت. تعداد قابل توجهى نوار و سى.دى (پيش از هر آهنگساز و نوازنده ديگرى دو نسل خود) چندين و چند كتاب چاپ شده در مسائل آموزشى و خلاقيت هنرى از جمله ده قطعه براى تار در چند جلد، آموزش تار و سه تار و .... و نيز كنسرت هاى بسيار در داخل و خارج از كشور تا همين چند سال پيش، او شايد از نوازندگان و آهنگسازان استثنايى اى بود كه نامش در اكثر اوقات بالاتر و نمايانتر از خواننده هاى همراهش، عنوان مى شد (موردى كه در موسيقى ايرانى كمياب است) كنسرت بزرگ او در تالار وحدت و اجراى قطعه «شورانگيز» نوارهاى جنجال برانگيز و جريان سازى چون «نو بانگ كهن» (كار اركسترى) و« تركمن» (تك نوازى سه تار) از يكه تازى ها و نوآورى هاى جسورانه او در موسيقى دهه ۱۳۷۰ بوده است. تلاش در ايجاد يك نوع موسيقى نوين ايرانى، بى نياز از شعر و خواننده در شكل سنتى آن، گريز از شعر محورى و خواننده سالارى و توجه به رنگ آميزى هاى تازه و پيدا كردن تكنيك هاى استفاده نشده در ساخت و اجراى قطعات، هميشه از مساعى حسين عليزاده شمرده شده است و نيز موسيقى هاى فيلمى كه در اين سالها به توليد ژانرى از اين نوع موسيقى توسط او منجر شد...
او در كنار اين فعاليتها، در جنبه هاى ديگرى نيز حضور داشته است: رياست هنرستان موسيقى (دوره كوتاه)، حضور در شوراهاى خانه موسيقى ايران (دوره كوتاهتر)، تحقيق و تدريس در دانشكده هنرهاى دانشگاه كاليفرنيا، حضور در هيأت داوران چندين جشنواره تخصصى، تور كنسرت هاى سراسر دنيا همراه با شجريان ها (پدر و پسر) و كيهان كلهر، ساخت چند موسيقى فيلم ماندگار و درخشان، تدريس و ... همه و همه، برگ هايى از زندگى سراسر حركت و هيجان و مبارزه اوست. زندگى اى كه در ابتداى ششمين دهه از عمر، يك دنيا طرح ها و ايده هاى تازه را در درونش نگهدارى مى كند و مترصد فرصتى ديگر براى اجرا و ابراز است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |