|
بالاخره سكوت سرشار از ناگفته ها هست يا نيست؟
على خويى
|
|
|
حرف هايى درباره سكوت سكوت از هر آوازى خوش تر است كريستينا روستى وقتى اثرت براى خودش حرف مى زند، توحرف زيادى نزن هنرى جى .كايزر او از لحاظ روان شناسى دقيقاً مى دانست كى چيزى نگويد! اسكاروايلد وقتى زنى سكوت مى كند ممكن است دو اتفاق افتاده باشد يا حسادت يا مرگ برنارد شاو او سكوتش هم سرشار از پول است اوريانا فالاچى درباره احمد زكى يمانى او هنر گفت وشنود را از دست داده بود اما بدبختانه قدرت تكلم را نه جى . فاينجر سكوت اوج تكلم است مهاتما گاندى
بطور لفظى هنگامى كه صحبت درباره كشمكش و نزاع مى شود، همه خواهند گفت كه آشكار نكردن عصبانيت و به قول معروف درون ريختن اين احساسات در طولانى مدت به هيچ وجه به نفع سلامت ما نخواهد بود و بيرون ريختن اين احساسات منفى براى جلوگيرى از خشم و درگيرى هاى شديدتر در آينده اهميت بسيار زيادى دارد. اما آيا فكر نمى كنيد بايد استثناهايى نيز بر اين اصل وجود داشته باشد و شايد گاهى اوقات ابراز نكردن دلخورى ها و ناراحتى ها نتيجه بهترى داشته باشد؟ مسلماً اگر شما از جمله كسانى باشيد كه هميشه ناراحتى هايشان را بروز مى دهند، حتماً تا به حال به اين نتيجه رسيده ايد كه اين كار اگر چه ممكن است براى خود شما خوب باشد، اما تأثيرى كه بر ديگران مى گذارد و مهم تر از آن، نتيجه اى كه عايدتان مى كند خيلى هم رضايت بخش نيست. اما سؤال اين است كه چه زمانى بايد اين كنترل ها انجام شود و چه زمانى بهتر است احساساتمان را بروز دهيم. يك نظر كلى اين است كه وقتى احساس مى كنيم ابراز اين دلخورى ها و ناراحتى ها تنها مى تواند باعث ايجاد تنش و كشمكش بيشتر در روابط شود، چه بطور موقتى و يا حتى دائمى، اين كار نمى تواند هميشه بهترين انتخاب باشد. البته اين حرف به اين معنى نيست كه نبايد ناراحتى ها را ابراز كرد، بلكه در شرايط خاص سكوت مى تواند نتايج بهترى داشته باشد. البته نكته ديگرى نيز در اين ميان وجود دارد: سكوت كردن در هر شرايطى بهترين گزينه ممكن نيست. سكوت كردن اگر چه مى تواند مانع بروز تنش بيرونى شود، اما درونى كردن اين دلخورى ها مى تواند باعث كم رنگ تر شدن روابط شود. بنابراين در مورد دوستان نزديك اين روش به هيچ وجه توصيه نمى شود. علاوه بر آن، وقتى شما وارد بحث مى شويد، لازم است بحثى مستدل و منطقى و بر اساس شواهد و دلايل كافى انجام دهيد. بنابراين سكوت موقتى مى تواند در درازمدت به عنوان يك روش استراتژيك به شما در اين زمينه كمك كند تا بدون خشم هاى توفانى و ناگهانى بتوانيد يك بحث مفيد را به نتيجه برسانيد. در مجموع پنج دليل كلى وجود دارد كه مى تواند در ابراز نكردن عصبانيت تان مفيد باشند:
> يك بار براى هميشه روش متداولى كه عموماً همگى براى ابراز ناراحتى هايمان انتخاب مى كنيم اين است كه هر وقت كسى ناراحتمان مى كند بلافاصله اين دلخورى را ابراز مى كنيم. اما اگر از دورتر به موضوع نگاه كنيم مى بينيم كه ما دائماً در حال ابراز ناراحتى هاى گوناگون هستيم. چون مسائل مختلفى پيش مى آيد كه برايمان دلپذير نيست و به علاوه حساسيت هاى فردى به اين موضوع دامن مى زند. و مطمئن باشيد اگر اين اتفاق بطور مكرر بيفتد، هيچ نتيجه اى به دست نخواهد آمد. به جاى اين كار بهتر است مسائل كوچك تر را پيش خودمان نگه داريم. در آينده اگر واقعاً به اين نتيجه رسيديم كه فرد مورد نظر ما را آزار مى دهد و خواستيم با او در اين باره بحث كنيم، هم براى بحث دلايل كافى داريم و هم يك بار اين عصبانيت بروز كرده است. اين كار به چند دليل مى تواند به نفع ما باشد: اول اينكه به عنوان يك فرد ستيزه جو شناخته نمى شويم و دوم اينكه بهانه آوردن براى چندين و چند عمل اشتباه از سوى طرف مقابل شما امكان پذير نيست. بنابراين راهى به جز تسليم شدن در برابر شما باقى نمى ماند و در نتيجه شما برنده اين بحث خواهيد بود. البته شايد كمى شيطانى به نظر برسد...!
> چه كسى مقصر است؟ اگر شما از بيرون شاهد بحث ها و درگيرى هاى مكرر دو نفر باشيد، چه كسى را با احتمال بيشترى به عنوان مقصر معرفى خواهيد كرد؟ بطور كلى جواب اين سؤال واضح است: كسى كه بحث را شروع كرده است! وقتى شما دائماً مشاجره را شروع مى كنيد. شخص شما به عنوان مشكل اصلى شناخته مى شود؛ بخصوص زمانى كه فرد مقابل شما در يك گروه مشترك با شما قرار دارد. معمولاً شرايطى كه منجر به بروز مشكل مى شود براى ديگران واضح و آشكار نيست و بنابراين خشم دائمى شما مى تواند به عنوان بارزترين نشانه مقصر بودن شما در جمع مورد توجه قرار بگيرد. در چنين شرايطى يا بايد سكوت كرد، يا اينكه مشكل را در جمع مطرح كرد. البته چنين كارى در شرايطى كه مسائل خصوصى تر هستند سخت تر و شايد غير ممكن باشد؛ اما چنانچه اين مسأله وجود ندارد، حداقل مى توانيد ريشه اصلى مشكل را از نظر ديگران نيز جويا شويد، اگر چه احتمال مقصر بودن طرف مقابل منتفى نيست، اما شايد واقعاً مقصر خود شما باشيد!
> بهترين دوست دنيا همه ما دوست داريم در نظر ديگران يك انسان باگذشت و پرمحبت جلوه كنيم. هيچكس مايل نيست از خودش تصويرى به عنوان يك فرد زودرنج و حساس كه كوچك ترين مشكلى مى تواند او را تحت تأثير قرار دهد ارائه كند. همچنين اگر در شرايط خاص روابط شما از بين برود يا مشكلات ديگرى پيش بيايد، هيچ كس شما را به عنوان فردى كه هيچ وقت نمى تواند اشتباهات طرف مقابل را ببخشد تلقى نمى كند. حتى به نظر فرد مقابل، شما آنقدر تحمل داشتيد كه براى مدتى طولانى در مقابل اشتباهات او سكوت كنيد. به علاوه بروز خشم شما مى تواند به اين معنى باشد كه تحمل شما به حد نهايت خود رسيده و او كاملاً از حد خود خارج شده است.
> براى پيشگيرى از تنش همه ما در شرايطى گير كرده ايم كه به نهايت برايمان آزار دهنده بوده اند، اما بنا به مقتضيات زمان و مكان و ديگر مسائل موجود سكوت كرده ايم و به قول معروف چيزى به رويمان نياورده ايم. حالا اگر از شما بپرسند آن شرايط بطور كلى چه شرايطى بوده اند چه جوابى به اين سؤال مى دهيد؟ حتماً خواهيد گفت شرايطى كه بروز ناراحتى و دلخورى مى توانست منجر به بحث هاى بى حاصل شود، يا منجر به درگيرى يا دردسرهاى بزرگتر، يا حتى اقدامات تلافى جويانه... همه اينها كاملاً منطقى و بجا هستند و در اين شرايط شما چه كرده ايد؟ بهترين راه اين است كه در چنين شرايطى تا جايى كه مى توانيد طرف مقابلتان را ناديده بگيريد و در شرايطى كه ناچاريد با آن فرد روبرو شويد يك لبخند و تعريف مصنوعى مى تواند مشكل را در حداقل ممكن حفظ كند.
> افسوس و صد افسوس از آنجا كه گفته اند ميان دعوا حلوا و كلوچه خيرات نمى كنند، هميشه اين امكان وجود دارد كه در ميان بحث حرف ديگرى بزنيم كه واقعاً قصد گفتنش را نداريم و بيشتر طرف مقابل را جريحه دار كنيم. بنابراين اگر چه لازم است هميشه قبل از حرف زدن فكر كنيم، در شرايطى كه مى خواهيم بحثى را شروع كنيم، بهتر است خيلى بيشتر به آنچه ممكن است اتفاق بيفتد فكر كنيم و در اين شرايط حتماً خواهيم توانست سكوت كنيم. شايد زمان نظرمان را نسبت به موضوع عوض كند و ديگر بحث و عواقب ناخوشايند آن اتفاق نيفتد.
> بهترين گزينه همانطور كه در آغاز اشاره شد، اين روش ها در برخورد با كسانى مى توانند مؤثر باشند كه روابط ما با آنها خيلى صميمانه نيست. در مقابل دوستان صميمى و نزديك. واقعاً مهم ترين نگرانى ما برنده شدن در بحث نيست. بلكه واقعاً دلمان مى خواهد ناراحتى ايجاد شده كه ممكن است تنها يك سوءتفاهم باشد رفع شده و مشكل از بين برود. بنابراين كمى بازتر و روراست تر صحبت كردن راجع به احساسات و مسائل در صورتيكه طرف مقابل نيز به همين اندازه آمادگى شنيدن آنها را داشته باشد. مى تواند عاقلانه ترين راه براى حل ناراحتى ها و دلخورى ها در روابط صميمانه باشد و از طرف ديگر، اگر سكوت دائمى به منزله تأثير منفى بر سلامتى ما باشد تحت هيچ شرايطى عمل عاقلانه اى نيست. در چنين وضعيتى بهترين راه يادگيرى روش هاى مناسب ترى براى ارائه مشكلات و ناراحتى ها و بحث كردن درباره آنهاست.
|