|
بحثى در باره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
قسمت نوزدهم
محمد حسين عابدى
به هر حال صرف نظر از مخالفت ها و موافقت هايى كه با موج نو همراه شد مى توان گفت كه اين حركت شعرى، در فاصله گرفتن شعر معاصر از كانون توجه اصول شعر كلاسيك بسيار مؤثر بود. شاعران موج نو تحت تأثير «پل والرى» ، بسيار به تركيب «شعر ناب» علاقه نشان دادند و در نوشته هاى گوناگون به توضيح و تبيين آن پرداختند. اين موضوع سبب شد كه بر خلاف آنچه كه تا پيش از آن رايج بود توجه به خود زبان و مسائل آن، اهميت بيشترى بيابد. بحث در باره نشانه ها و تصوير هاى ذهنى و تفاوت هاى «بعد احساسى» و «بعد عاطفى» گسترش يافت. حوزه نقد تخصصى شعر نيز بسيار بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و مى توان گفت كه خيلى از واژه هاى جديد در فرهنگ شعر معاصر فارسى مجال بروز و ظهور يافت و به اين ترتيب امكان قياس اين واژه ها و تركيبات جديد با آنچه كه تا پيش از آن در حوزه شعر و ادبيات از آن استفاده مى شد فراهم آمد. براى اينكه به تفاوت ديدگاه هاى شاعران و نظريه پردازان موج نو با آنچه كه تا آن زمان در ايران رواج داشت پى ببريم لازم است قسمت هايى از دغدغه هاى شاعران موج نو را با هم مرور كنيم. اولين نكته مهم در باره موج نو اين بود كه برخى از شاعران مطرح آن، از همان آغاز حركت خود، بسيار به اين نكته توجه داشتند كه نوآورى هاى شعرى خود را در قالب يك دستگاه تئوريك منسجم تعريف و بيان كنند و اين، چيزى به غير از توضيح ساده در باره شعر و يا معنى كردن شعر بود؛ به گونه اى كه مى توان گفت بعد از نيما -كه بسيار تلاش كرده است تا در نوشته هاى ارزشمندش پشتوانه اى تئوريك براى اشعار خود بنا كند- تا آن زمان كمتر چنين تلاش تئوريك منسجمى - فارغ از نقاط ضعف و قوت- در جامعه شعرى ما ابراز شده بود. صفحات «كارگاه شعر» در سال هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ در يكى از نشريات پر تيراژ آن دوران و انتشار كتاب «صور و اسباب» در سال ۱۳۴۸و بعد ها انتشار كتاب «تئورى شعر» حاصل اين تلاش تئوريك است. اين تلاش در حركت هاى شعرى همزمان و پس از موج نو نيز ادامه پيدا كرد به عنوان مثال در همان دوره شاعران شعر حجم نيز تلاش كردند تا پشتوانه اى تئوريك براى اشعار خود ارائه دهند و بيانيه شعر حجم كه در سال ۱۳۴۸ شكل گرفت و كتاب هاى «هلاك عقل به وقت انديشيدن» و «از سكوى سرخ» از مهم ترين و مشهورترين آثارى بودند كه هنوز هم مورد استناد قرار مى گيرند. اين تلاش هاى تئوريك با وجود نقاط ضعف و قوتى كه داشت سبب شد تا شاعران ما بيش از گذشته به تئورى هاى شعر توجه نشان دهند و ديگر اينكه براى علاقه مندان، خوانندگان و منتقدان شعر اين امكان را فراهم مى آورد كه با در نظر گرفتن يك دستگاه تئوريك براى يك حركت شعرى، اشعار مربوط به آن حركت شعرى را در بستر تئورى هاى ارائه شده ببينند، بخوانند و بررسى كنند. به عنوان مثال شعرى كه شايد به تنهايى براى خواننده آن دوره نامأنوس مى نمود وقتى در چارچوب تئورى هاى ارائه شده خوانده مى شد بيشتر قابل درك به نظر مى رسيد.
|