گروه پژوهشهاى تاريخى
زيرنظر: محسن ميرزايى
قتل سردار انگليسى ـ استعفاى زغلول پاشا
در نوزدهم نوامبر ۱۹۲۴ «سرلى استاك» حكمران سودان و فرمانده كل نيروهاى نظامى انگليس كه سردارى معروف بود ، توسط يكى از متعصبين حزب وفد كشته شد و اين عمل انگليسى ها را بيش از معمول خشمگين ساخت و «لرد آلنبى» كميسر عالى انگليس اولتيماتوم شديد وفورى به دولت مصر داد و تنبيه قاتل سردار و همدستان وى و پرداخت غرامتى به مبلغ نيم ميليون ليره مصرى كه معادل يك ميليون و نيم دلار مى شد و عذرخواهى رسمى و ممنوعيت تظاهرات سياسى و تخليه سودان از قواى مصر و انتصاب مشاورين انگليسى در وزارت دارايى و دادگسترى و اداره امور اروپاييها در وزارت كشور مصر را درخواست نمود و نيز دولت مصر را مطلع كرد كه به ميزان آبيارى منطقه «جزيره »در سودان افزوده خواهدشد يعنى مقدارى از آب نيل كه براى مصر ارزش حياتى داشت در مزارع و كشتزارهاى انگليسى در سودان به مصرف خواهدرسيد و براى نشان دادن جدى بودن اين اولتيماتوم، قواى انگليس گمرك اسكندريه را اشغال كرد. از تمام مندرجات اولتيماتوم ، موضوع آبيارى جزيره بيش از همه زغلول را خشمگين ساخت و وى به جاى آنكه آن را بپذيرد در ۲۴ نوامبر استعفا داد و جانشين وى «زيور پاشا» كابينه خود را از اشخاصى كه جزو حزب وفد نبودند تشكيل داد و اولتيماتوم را پذيرفت و لذا انگليسى ها گمرك اسكندريه را تخليه كردند و بعداً از نقشه خويش راجع به آبيارى جزيره نيز صرفنظر نمودند. اين وقايع متضمن دو نتيجه مهم بود:
۱ـ دولت انگليس نظارت خود را بر مصر به وسيله انتصاب مستشاران خويش در وزارتخانه هاى عمده مخصوصاً در قسمت امنيت داخلى شديدتر ساخت.
۲ـ نفوذ مصر در سودان با خروج قشون و مأمورين مصرى خاتمه يافت.
مجله معروف ايلوستراسيون چاپ پاريس ماجراى ترور سردار انگليسى را در شماره ۲۹ نوامبر ۱۹۲۴ خود، به اين شرح انتشار داد:
قتل سردار و بحران انگلستان ـ مصر
در ۱۹ نوامبر، سرلى استاك Sir Lee Staak (سردار) ـ فرمانده كل انگليسى ارتش مصر و فرماندار كل سودان ـ درقاهره مورد سوءقصد قرار گرفت. هنگامى كه او به وسيله اتومبيل وزارت جنگ را ترك مى كرد، بمبى به سمت اتومبيل پرتاب شد و همزمان افرادى ناشناس به سوى اتومبيل شليك كردند. «سرلى استاك» كه به شدت زخمى شده بود، دو روز بعد جان سپرد. اين حادثه دردناك باعث پيدايش بحرانى جدى و درازمدت ميان انگلستان و مصر شد.
براى درك بهتر شدت اين بحران لازم است به طور خلاصه به روابط ميان دو كشور اشاره كنيم: مى دانيم كه در ۲۸ فوريه ۱۹۲۲ آقاى« لويد جرج» استقلال مصر را اعلام كرد. اما اين استقلال شامل محدوديت هايى بود به طورى كه ملى گرايان مصرى از پذيرش آن سرباز زدند. انگلستان در واقع مى خواست نيروى نظامى خود را، به منظور حفظ امنيت كانال سوئز راه هند ـ در مصر نگه دارد همين طور حق حمايت از منافع خارجيان در مصر و تحت الحمايگى سودان را كه مصر مدعى آن بود؛ چرا كه در گذشته اين قطعه خاك از طرف سلطان عثمانى به محمدعلى پاشا هديه شده بود.
هنگام انتخابات مصر كه ملى گرايان با اكثريتى قاطع در آن برنده شدند و رهبرشان سعد زغلول پاشا Saad Zaghloul قهرمان مقاومت در برابر انگليسى ها به قدرت رسيد، وضعيت بدين منوال بود. زغلول قصد مذاكره و سازش با انگلستان را داشت. اما در دو نوبت شكست خورد، به ويژه در اوايل اكتبر در لندن. شخص آقاى مك دونالد Mac Dounald به رغم مواضع ليبرالش، مجبور بود طبق دستورات كميته دفاع از امپراتورى رفتار كند. با اين حال مخالفت هايى عليه انگليسى ها در سودان شكل گرفته بود كه يافتن ردپاى ملى گرايان مصرى در آنها چندان دشوار نبود. اين مخالفت ها به شدت سركوب شدند و اين سركوب به قيمت جان سردار كه در عين حال فرماندار سودان نيز بود، تمام شد.
انگلستان از اين موقعيت استفاده كرد تا اختلاف ديرينه خود با مصر را به نفع خويش فيصله دهد. دولت مصر از اولين لحظات پس از ترور، قاتلان را به شدت محكوم كرده بود و قول داده بود عاملان ترور را تعقيب كند و به سزاى اعمالشان برساند و هر گونه همبستگى فكرى با آنان را به شدت تكذيب كرده بود. اما دولت محافظه كار انگلستان كه با اعمال سياستى به شدت امپرياليستى انتظار بيش از اين را داشت. نه تنها مصر را وادار كرد عميقاً از اين حادثه عذرخواهى كند، بلكه از دولت مصر خواست كه بلافاصله غرامتى برابر ۵۰۰ هزار ليره استرلينگ بپردازد، ونيزبرپايى هرگونه تظاهرات را منع كند و تحقيقات گسترده اى براى يافتن مسببين حادثه انجام دهد،ونيز به اقدامات ديگرى نيز متوسل شد كه دو اولتيماتوم پى در پى آن را تشديد كردند: عقب نشينى كامل افسران و نيروهاى نظامى مصرى از سودان، باقى ماندن امتيازات كليه كاركنان انگليسى در مصر، صرف نظر كردن كامل مصر از حمايت از منافع خارجيان و گسترش سطح مناطق آبيارى سودان كه اين شرط آخر بيشتر جنبه اقتصادى داشت و به منظور ضرر زدن به مصر طراحى شده بود. در واقع پيش از آن ، انگلستان پذيرفته بود، به منظور محروم نساختن مصر از آب هاى باارزش رودخانه نيل، مناطق جديد آبيارى در سودان تأسيس نكند.
|
|
|
از آنجا كه دولت مصر به برخى از اين خواسته ها پاسخ مثبت نداده بود، انگلستان به اقدامات عملى روى آورد: واحدهاى نيروى دريايى و كمك هاى نظامى انگليسى به مصر اعزام شدند. به مارشال آلنبى كميسر عالى اختيارات تام داده شد و گمركات اسكندريه به وسيله انگليسى ها اشغال شدند.
زغلول پاشا كه موقعيت شخصى اش از مدتى قبل متزلزل شده بود، نتوانست در چنين شرايطى، دولت را اداره كند. بنابراين از سمت خود استعفا كرد و بلافاصله زيور پاشا (رئيس مجلس سنا، فرماندار اسكندريه در دوران جنگ و سفير مصر در رم) جانشين او شد. زيور پاشا به داشتن احساسات معتدل شهرت داشت. اين تغييرات تشنج زدايى نسبى را به دنبال داشت. اما بحران همچنان ادامه دارد.
همين مجله در تاريخ ۲۸ نوامبر ۱۹۲۴ جريان تظاهرات مردم قاهره را در برابر مسجدالازهر به اين شرح گزارش داد:
در ۲۸ نوامبر، درحالى كه جوش و خروش ناشى از قتل سردار هنوز فروكش نكرده بود، در اعلاميه اى از مسلمانان قاهره خواسته شد تا براى بحث پيرامون اوضاع سياسى بعد از اولتيماتوم انگلستان در زيرطاقى هاى عظيم مسجد الازهر گرد آيند. اين مسجد يا بهتر است بگوييم اين دانشگاه دينى نزديك به يك هزار سال قدمت دارد. اين مسجد در زمان خليفه العزيز به سال ۹۸۸ ميلادى ساخته شده و امروز حدود ۱۲۰۰۰ طلبه مصرى و سودانى در آن دوران طولانى آموزش دينى را طى مى كنند. اين دانشگاه در موقعيتهاى تاريخى، همواره نقش سياسى مهمى ايفا كرده است، بويژه هنگام اغتشاشات سال ۱۹۱۹. اين بار نيز به دعوت الازهريان بيش از ۱۵۰۰۰ مسلمان درحالى كه كلاه مصرى قرمز يا عمامه سفيد بر سر داشتند، از همه سو به سمت اين مسجد سرازير شدند. اين درحالى بود كه مأموران پليس مصرى يا clauviche (ها) ملبس به اونيفورمهاى سياه و كلاهخود جنگى و مسلح به باتوم و سپر، دستور داشتند از برگزارى هرگونه تظاهرات جلوگيرى كنند.
ادامه دارد