|
جوان ترين نگران امشب او ديگر آن آدم سابق نيست
|
|
|
اميد رضايى ديگران درباره لئوناردو دى كاپريو گفته اند: * خلاقيت و هنرمندى لئو مرا ياد رابرت دنيرو و هاروى كاتيل مى اندازد. مارتين اسكورسيزى كارگردان هوانورد * او اصلاً شبيه جوان هاى بى خيال آمريكايى نيست. يك خون ايتاليايى به او گرمى خاصى داده است. مايكل مان كارگردان مخمصه * اصلاً تصور نمى كردم او تا اين حد خجالتى باشد. كيت وينسلت بازيگر تايتانيك * علاقه اى به اظهارنظر درباره اين پسرك ندارم. كلينت ايستوود بازيگر محبوب ميليون دلارى * كودن تر از اين حرف ها به نظر مى رسيد كه روزى يك ستاره شود. جاناتان گوردو معلم مدرسه دى كاپريو * فوق العاده است، فقط همين را مى توانم بگويم. نيكول كيدمن كانديداى بازى در هوانورد * اعتراف مى كنم با بدبينى با او روبه رو شدم. تام هنكس بازيگر اگه مى تونى منوبگير * دى كاپريو ثابت كرد از حد يك جوان از خود راضى هاليوودى بالاتر است. ناتالى اسپاد فعال محيط زيست آقاى دى كاپريو! از شما به خاطر علاقه به كشورتان سپاسگزارم. جان كرى نامزد شكست خورده رياست جمهورى
بدون ترديد لئوناردو دى كاپريو نگران ترين جوانيست كه امشب در مراسم اسكار حضور دارد. او بايد شانس اين را بياورد تا رقباى خود يعنى دان چيدل، جانى دپ، كلينت ايستوود و جيمى فكس را كنار بزند. از جانب سه نفر اول جاى نگرانى چندانى نيست اما كارشناسان مى گويند دى كاپريو تنها بايد اميدوار باشد كه بازى درخشان «جيمى فكس» در نقش «رى چارلز» خواننده آمريكايى، مورد توجه اعضاى آكادمى اسكار قرار نگرفته باشد. خود دى كاپريو در نقش «هوارد هيوز» ظاهر شده، هوا نورد و تهيه كننده سينما در دهه ۱۹۳۰. نگرانى دى كاپريو فقط به اين محدود نمى شود كه آيا خود پا روى صحنه سالن «كداك تياتر» مى گذارد يا نه، بلكه از اين هم نگران است كه آيا ده نامزد ديگر فيلم «هوانورد» هم فرصت رفتن روى صحنه را پيدا مى كنند؟ او از تهيه كنندگان فيلم هم هست و هرچه تعداد مجسمه هاى اسكارى كه فيلم مى گيرد بيشتر باشد؛ پله هاى موفقيت او سريع تر طى مى شود. مهم ترين اين اسكارها اسكاريست كه ممكن است براى بهترين كارگردانى، نصيب مارتين اسكورسيزى شود. اسكور سيزى كه حالا محبوب ترين كارگردان و بهترين دوست دى كاپريو به حساب مى آيد. او اين روزها سعى دارد در گفت وگوهاى فراوانش اهميت گرفتن يا نگرفتن اسكار توسط اسكورسيزى را كمرنگ جلوه دهد: «مارتى از آن تيپ آدم هايى نيست كه توقع اسكار داشته باشد و يا حالا ديگر از نگرفتن اسكار ناراحت بشود. ولى احمقانه است كه پس از اين همه سال اسكارى به او نداده اند. اميدوارم اين بار به او بدهند ولى اگر هم ندهند، كارى به اين حرف ها ندارد و به فيلمسازى، كه عشق و شور زندگى اش است، ادامه مى دهد.» دى كاپريو حالا ديگر آن جوان كم استعدادى كه همه فكر مى كردند تنها قيافه زيبايش او را به عرصه سينما كشانده نيست. حتى گاهى در گفت وگوهايش از آن سال هايى كه بيشتر درگير زرق و برق سينما بوده ابراز پشيمانى مى كند. در سال هاى ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ او توسط مجله پرخواننده People به عنوان يكى از پنجاه شخصيت زيباى جهان انتخاب شد. اين اتفاق بلافاصله بعد از موقعيت اعجاب انگيز و باور نكردنى او در فيلم «تايتانيك» افتاد! فيلمى كه با فروش چهارصد ميليون دلارى خود عنوان يكى از پر فروش ترين فيلم هاى تاريخ سينما را پيدا كرد. در همان سال بود كه همه تصور مى كردند بازى او در نقش «جك داونس»، پسرك فقير و عاشق پيشه فيلم تايتانيك، مورد توجه اعضاى آكادمى قرار مى گيرد اما در كمال تعجب، نام او حتى به عنوان يكى از پنج نامزد سال نيز اعلام نشد. عنوانى كه شش سال قبل تر، آن را براى بازى در يك نقش مكمل در فيلم «چه كسى گيلبرت گر يپ مى خورد؟» به خود اختصاص داده بود. با اين حال چيزى از شهرت و ترقى پسرك بيست و پنج ساله هاليوود كم نشد و او را تبديل به يكى از ستارگانى كرد كه دستمزد بيست ميليون دلارى مى گيرند. به اين شهرت و ثروت بايد عنصر محبوبيت را هم اضافه كرد. دو عكس كه در ايران نيز بسيار منتشر شد، ميزان اين محبوبيت را حتى در كشورهاى جهان سوم نشان مى داد. عكس اول اختصاص به يك جوان افغانى داشت كه روى تى شرتش عكس دى كاپريو نقش بسته بود و عكس دوم زنى عرب را نشان مى داد كه با نگرانى به روبرو مى نگريست، درحالى كه روى ديوار پشت سر او عكسى از دى كاپريو نصب شده بود.در بسيارى از كشورهاى شرق دور در سالهاى پايانى دهه ۹۰ مدل موى تايتانيكى رايج ترين مدل مو ميان پسران جوان بود!! همه اين اتفاقها دى كاپريو را تا حد يك سوپراستار واقعى بالا مى كشيد، اما هيچگاه او توسط منتقدين جدى گرفته نمى شد، او همچنان «پسر خوشگله فيلمهاى هاليوودى» بود! شايد اين بدشانسى ناشى از شهرت رشك برانگيز تايتانيك بود وگرنه او پيشتر در سال ۱۹۹۵ بازى درخشانى در فيلم «كسوف كامل» از خود ارائه داده بود. فيلمى كه در آن نقش «آرتور رمبو» شاعر شهير و جوانمرگ فرانسوى را بازى مى كرد. بعد از تايتانيك او در «شهرت» و «ساحل» بازى كرد. ساحل فيلمى بود كه بدون تعارف انگار براى استفاده ابزارى (!) از زيبايى دى كاپريو ساخته شده بود و براى او دردسرهايى را هم به همراه آورد. طرفداران محيط زيست به او اعتراض فراوان كردند و تا حدى پيش رفتند كه دى كاپريو مجبور به عذرخواهى شد. اين درگيرى ها باعث شد تا او دو سالى از سينما دور بماند و انرژى اش را صرف فكر كردن و مطالعه كند و به فضايى جدى تر در عرصه سينما بينديشد. براى همين بود كه به هر درى زد تا مارتين اسكورسيزى بر ترديدهايش غلبه كند و بازى او را در فيلم دار و دسته نيويوركى (كه سال گذشته در تهران هم به نمايش درآمد) بپذيرد. همان موقع كه خبر اين توافق سينمايى منتشر شد، همه گفتند: «هه، اسكورسيزى را نگاه كن، به چه روزى افتاده...» و اين انتخاب را به حساب رويكرد تجارى اسكورسيزى گذاشتند، اما وقتى فيلم روى پرده آمد، همه ديدند كه كارگردان صاحب سبك سينما چطور توانسته كاپريويى ديگر بسازد و در اين راه كمترين استفاده را از زيبايى ظاهرى او ببرد. او بلافاصله يك شانس ديگر هم آورد و توانست از اين شانس استفاده كند. بازى در يك نقش وسوسه برانگيز در فيلم «اگه مى تونى من رو بگير»، آن هم به كارگردانى استيون اسپيلبرگ. اين دو فيلم دى كاپريو را به عنوان بازيگرى متفاوت مطرح كرد. حالا او در فيلمهاى دو غول سينما بازى كرده بود، او مؤسس يك NGO بزرگ طرفداران محيط زيست بود (جريمه بازى در فيلم ساحل). در گفت و گوهايش موضعگيرى هاى صريح سياسى مى كرد و خلاصه براى خودش يك پا آدم حسابى شده بود و تا جايى كه بازى در نقش «هوارد هيوز» آنقدر او را وسوسه كرد تا ساخت فيلم هوانورد را به مايكل مان پيشنهاد كرد (هرچند ساخت آن بعدتر به اسكورسيزى واگذار شد.) بيشترين نكته اى كه اين روزها در ارتباط با دى كاپريو مطرح مى شود، رابطه صميمانه او با مارتين اسكورسيزى است كه همه را به ياد رابطه رابرت دونيرو با او مى اندازد. تا جايى كه اصطلاح «رابرت دونيروى دوم» درباره دى كاپريو به كرات شنيده مى شود. خوداو از اين رابطه با شوخى ياد مى كند و مى گويد: «خب ايتاليايى ها همين طورى ان، رفيق! همديگر رو ول نمى كنيم. مرد و مردانه!» اين جمله او اشاره به اصليت ايتاليايى اش دارد. پدر و مادرش هر دو ايتاليايى بودند. پدر او خالق كتابهاى طنز بود (و البته هنوز هم هست) وقتى چندى پيش در گفت و گويى از او پرسيده شد كه چطور همكارى ميان او و اسكورسيزى به وجود آمده گفت: «شايد به خاطر ارتباط راحتى باشد كه برقرار مى كنيم و بعد يك فاصله نسلى بين مان هست. مارتى يك طور عالى مرا بازيگر جوانى مى بيند كه به جنبه هنرى و اصيل سينما عشق مى ورزد در مورد سينما، شخصيت پردازى و سر و شكل فيلم سلايقمان يكى است. اين يكى از همان معجزه هاى كوچك فرخنده ايست كه گاهى در زندگى اتفاق مى افتد.» حالا بايد ديد كه آيا اين معجزه، لئو سى ساله را روى صحنه كداك تياتر مى كشاند يا نه؟ هر چند اگر اين اتفاق هم نيفتد به معناى شكست او نيست. او يك بازى روان و تماشايى از خود ارائه كرده است. بازى اى كه يان كريستى، نويسنده مجله معتبر سايت اندساوند از آن با عنوان «يك بازى متعهدانه و وفادارانه» ياد مى كند. با اين حال او تا نيمه شب امشب (به وقت تهران مجبور است منتظر بماند. پيش بينى شما چيست؟
|