يكشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۷ محرم ۱۴۲۶
Sun, Feb 27, 2005
ويژه ۳
۳۰۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
نگاه
نگاه
مذاكرات تيم هسته اى ايران در پاريس
پاريس - مسعود دهقانى
«حسن روحانى»، دبير شورايعالى امنيت ملى روز پنجشنبه دور ديگرى از سفر اروپايى خود را با سفر به پاريس و ديدار با مسؤولان بلند پايه اين كشور آغاز كرد.
در اين سفر يك روزه كه با همراهى «سيدحسين موسويان»، «سيروس ناصرى»، «محمدرضا البرزى» و «اميرحسين زمانى نيا»، اعضاى ارشد تيم هسته اى ايران انجام شد، روحانى علاوه بر ملاقات با ژاك شيراك ، رئيس جمهورى، با «ميشل بارنيه»، وزير امور خارجه و «دومينيك دو ويلپن» وزير سابق امور خارجه و وزير كشور فرانسه ديدار و گفت و گو كرد.
اخبار منتشر شده حاكى است كه دبير شورايعالى امنيت ملى كشورمان در اين ديدار ها كه با سفر به آلمان و ملاقات با «گرهارد شرودر»، صدر اعظم اين كشور ادامه يافت، ضمن پايبندى كشورمان به مفاد توافق پاريس، ناخشنودى كشورمان را از كندى روند اين مذاكرات اعلام كرده و اين همان مطلبى بود كه در پيام ويژه «سيد محمد خاتمى»، رئيس جمهورى اسلامى ايران به «ژاك شيراك»، همتاى فرانسوى اش نيز آمده بود.
اهميت ديگر اين ديدار، زمان انجام اين سفر بود كه تنها يك روز بعد از سفر وى به مسكو و به فاصله چند روز بعد از سفر «جورج بوش» به چند پايتخت اروپايى و گفت و گوهاى وى با سران برخى از اين كشورها از جمله رئيس جمهورى فرانسه و روسيه انجام شد.
هرچند، در رسانه هاى غربى، ديدار بوش و شيراك مهمترين و حساس ترين مرحله سفر رئيس جمهورى آمريكا به اروپا عنوان شد، اما سران دو كشور تنها در مورد برخى موضوعات چون ضرورت خروج نيروهاى سورى از لبنان به توافق دست يافتند. موضوعات ديگر از جمله پرونده هسته اى ايران از مقولاتى بود كه بدون نتيجه اى محسوس بدان پرداخته شد.
اخبار مختلف حاكى است كه در اين ملاقات شيراك در مخالفت با فشارهاى آمريكا بر تداوم راهكار ديپلماسى براى رسيدن به راه حلى به منظور حل مسأله هسته اى ايران تأكيد كرد و تنها با تهديد تلويحى تهران مبنى بر ارجاع پرونده اين كشور به شوراى امنيت بدون عملى كردن مجازات ها جز پس از رسيدن به بن بست و همچنين دادن فرصت بيشتر به اتحاديه اروپا براى ادامه گفت وگوها بدون هيچ گونه شتاب در قبال ايران موافق بود.
بر حسب قرائن نيز بوش نيز با اين خواست سه كشور اروپايى به ويژه فرانسه مبنى بر حمايت از مذاكرات اروپايى ها با تهران تلويحاً موافقت كرده است تا آن ها با اطمينان بيشتر روند مذاكرات خود با ايران را براى واداشتن تهران از آنچه كه برنامه هاى هسته اى نظامى توصيف شده است، به فرجام برسانند. برخى بر اين باورند كه در صورت وجود چنين توافقى بى شك اروپاييان با تقويت موضع خود بر خواست خود از تهران، يعنى تعطيلى كامل غنى سازى كه مى تواند به نگرانى هاى موجود از برنامه هاى اتمى ايران پايان ببخشد، پافشارى بيشترى خواهند داشت.
رئيس جمهورى فرانسه در ملاقات خود با روحانى ضمن بيان اين مطلب كه دست  يافتن  به  تكنولوژى  صلح  آميز هسته اى حق تمامى كشورها است به صراحت بر اين نكته تأكيد كرد كه هدف اروپاييان، جلوگيرى  از اشاعه  نيافتن  سلاحهاى  هسته اى  در سطح  كل  جهان  است و اروپا با ايران دشمنى ندارد. وى همچنين موضوع نگرانى هاى موجود را اطمينان يافتن از انحراف  نيافتن  غنى  سازى  ايران  عنوان كرده است.
در عين حال، برخى ديگر معتقدند اروپايى ها با وقوف بر اين نكته كه شكست مذاكرات با تهران، به نوعى، شكست آنها بويژه در مقابل آمريكا نيز خواهد بود، در عين جديت، اهتمام خود را براى به نتيجه رسيدن اين مذاكرات و درك شرايط ايران به كار خواهند بست.
به اعتقاد اين عده، تلاش اروپايى ها براى خارج كردن مذاكرات گروههاى كارى بويژه گروه هسته اى از بن بست دليلى بر اين مدعاست. بر اين اساس اروپايى ها در صدد يافتن فرمول جديدى اند تا به جاى طرح توقف كامل غنى سازى به عنوان شرط ضمانت عينى، ايران تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى و تحت شرايطى خاص بتواند برنامه غنى سازى خود را از سرگيرد. در صورت تحقق چنين امرى مى توان به ساير دستاوردهاى اين مذاكرات نيز اميدوار بود و اين همان چيزى است كه از سفر روحانى انتظار مى رفت.
لبخندهاى محتاطانه
بوش  به اروپا و روسيه
202899.jpg
نادر كريمى جونى
براى سفر رئيس جمهورى آمريكا به اروپا از هفته ها پيش تداركات فراهم شده بود. از جمله «كاندوليسا رايس» پس از آنكه از مجلس سنا براى تصدى وزارت امور خارجه رأى اعتماد گرفت، به اروپا رفت تا دگرگونى سياست هاى ايالات متحده را به دوستان ناراضى واشنگتن در قاره سبز اطلاع دهد. در آن سفر، حتى انتخاب ايستگاههاى سفر رايس نيز نشان مى داد كه ايالات متحده به طور جدى براى ايجاد توازن ميان متحدان و همپيمانان خود تلاش مى كند. چه حضور او در كشورهايى نظير آلمان و فرانسه در كنار مسافرتش به لهستان و ايتاليا دقيقاً به منظور ايجاد توازن ميان مخالفان جنگ و متحدان واشنگتن انتخاب شده بود. او اگرچه در ابتداى سفر در مقابل ميزبانانش اداى احترام كرد، ولى بعداً و در جريان سخنرانى هايش به وضوح نشان داد كه ايالات متحده اگرچه براى داشتن روابطى بهتر با اروپا تلاش مى كند و واقعاً سياستى مسالمت آميز را در پيش گرفته است، اما به موازات آن مصالح خويش را هم فراموش نمى كند، چنانكه انتقاد تند رايس از لغو تحريم تسليحاتى اروپا عليه چين نشان دهنده همين ملاحظات است. از اين رو، اگرچه رايس در مقابل ميزبانان اندكى زانوى خود را به نشانه احترام خم كرد، اما در همان حال، روزنامه هاى اروپايى مانند روزنامه اتريشى دى پرسه، به رهبران خود هشدار مى دادند كه ميان خم كردن زانو با زانو زدن فاصله زيادى وجود دارد.
اين كرنش البته از سوى «دونالد رامسفلد» نيز انجام شد. او كه ماهها پيش با تمسخر، اروپا را به دو بخش اروپاى پير و اروپاى جوان تقسيم كرده بود و كشورهاى قديمى اروپا مانند بلژيك، آلمان و فرانسه را به عنوان اروپاى پير مورد سرزنش قرار داده بود، امسال و در جريان برگزارى كنفرانس امنيتى «مونيخ» با بيان اينكه اين حرفها را يك مرد پير زده است، از اروپاييان عذر خواست.
بدين ترتيب، سفر «جورج بوش» با مقدمه اى مسالمت آميز آغاز شد. او كه اين سفر را با حضور در بروكسل آغازكرد، در مقر ناتو با رهبران كشورهايى چون اوكراين، ايتاليا و... ديدار كرد و با حضور در اجلاس دوره اى اتحاديه اروپا با رهبران اين نهاد ديدار نمود. همان گونه كه پيش از آغاز اين سفر گفته بود، بوش اكنون خواستار گشودن فصلى تازه در وحدت ميان دوسوى آتلانتيك است و به اروپا به عنوان شريكى قدرتمند و مناسب براى ايالات متحده نگاه مى كند. در اين سفر، رئيس جمهورى آمريكا به شدت تلاش كرد تا دلمشغولى هاى رهبران اروپا را برطرف كند. او درباره پيوستن واشنگتن به پيمان كيوتو براى كاهش گازهاى گلخانه اى وعده داد و تمهيداتى براى جلوگيرى از سقوط ارزش دلار در مقابل يورو را اعلام كرد. البته بوش در اين سفر از متحدان اروپايى خود نيز انتظاراتى داشت. او به صراحت گفت كه از تصميم اروپا براى لغو تحريم تسليحاتى چين راضى نيست و از تمامى كشورهاى اروپايى و بويژه كشورهاى عضو ناتو خواست كه در عراق مشاركت فعال ترى داشته باشند. در اين باره، بوش پيش از همه فرانسه را مورد اشاره قرار داد، چرا كه عمليات آموزش نيروهاى امنيتى عراق كه قرار است از سوى ناتو به اجرا گذاشته شود، تاكنون با سنگ اندازى پاريس به اجرا درنيامده و چشم اندازى نيز براى اجراى اين عمليات وجود نداشته بود.
با اين حال، ناظران اروپايى از اينكه ميل به تكروى در نزد بوش فروكش كرده است، خشنودند. آنها مى گويند همين كه بوش در نطق هاى خود از همكارى با كشورهاى دوست و همپيمان براى حل مشكلات و بحران هاى بين المللى سخن مى گويد و شيوه هاى ديپلماتيك را جايگزين روشهاى منازعه جويى كرده، قابل تقدير است. آنها همچنين انتخابات در افغانستان و عراق را پيروزى هايى كه بوش، بدون توسل به جنگ طلبى به دست آورده است، توصيف مى كنند و آن را مى ستايند. همين امر باعث شده است تا چشم اندازهايى دلگرم كننده درباره روابط و همكارى فعال تر ميان اروپا و آمريكا پديدآيد.
در عين حال، جورج بوش با «ولاديمير پوتين» همتاى روس خود ملاقات كرد. به جز موضوع همكارى هاى اتمى ايران و روسيه كه ايالات متحده بارها ناخرسندى اش از اين همكارى ها را اعلام كرده است، موضوع هاى مهمى در ميان دو قدرت بزرگ وجود داشت، از جمله اينكه رفته رفته، دو قدرت به رقيب و گاه رقيب متخاصم يكديگر در مسائل بين المللى تبديل مى شوند. چنان كه ديگر هيچ مشكلى باقى نمانده است كه مسكو و واشنگتن در مسائلى مانند گرجستان (انقلاب مخملى) و اوكراين (انقلاب نارنجى) تا مرز رويارويى پيش رفتند. از سوى ديگر، رهبران روسيه و ايالات متحده بويژه از سال ۲۰۰۴ و حوادث گرجستان، لحن تندترى در مواجهه با يكديگر به كار مى برند. در اين باره، پوتين در سفر به تركيه، انتقادهاى تندى را عليه واشنگتن ايراد و تلاش كرد نوعى همپيمانى ميان مسكو و آنكارا پديد آورد. در مقابل، ايالات متحده اكنون واضح تر از نگرانى هاى خود درباره اوضاع حقوق بشر روسيه سخن مى گويد و چنان كه رايس در سفر اخيرش به اروپا اعلام كرد واشنگتن از روند كند دموكراتيزه شدن روسيه نگران است. وزير امور خارجه آمريكا در آن سفر، اگرچه تأكيد كرد كه روابط روسيه و آمريكا رو به تيرگى نخواهد گذارد، امادر عين حال تصريح كرد كه روابط با روسيه، ديگر براى كاخ سفيد ارجحيت ندارد.
به اين دليل، شايد مهمترين بخش سفر ۵ روزه بوش و در جريان ملاقات او با همتاى روسى اش روى داد. در اين ديدار، نه تنها ناظران مى توانند درك كنند كه آيا روابط دو قدرت بزرگ هنوز از وجوه استراتژيك برخوردار است يا نه، بلكه روشن خواهد شد كه آيا دو رهبر براى كاستن از يخ هاى روابطشان اراده كافى و مؤثر در اختيار داشته اند؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |