|
لبخندهاى محتاطانه بوش به اروپا و روسيه
|
|
|
نادر كريمى جونى براى سفر رئيس جمهورى آمريكا به اروپا از هفته ها پيش تداركات فراهم شده بود. از جمله «كاندوليسا رايس» پس از آنكه از مجلس سنا براى تصدى وزارت امور خارجه رأى اعتماد گرفت، به اروپا رفت تا دگرگونى سياست هاى ايالات متحده را به دوستان ناراضى واشنگتن در قاره سبز اطلاع دهد. در آن سفر، حتى انتخاب ايستگاههاى سفر رايس نيز نشان مى داد كه ايالات متحده به طور جدى براى ايجاد توازن ميان متحدان و همپيمانان خود تلاش مى كند. چه حضور او در كشورهايى نظير آلمان و فرانسه در كنار مسافرتش به لهستان و ايتاليا دقيقاً به منظور ايجاد توازن ميان مخالفان جنگ و متحدان واشنگتن انتخاب شده بود. او اگرچه در ابتداى سفر در مقابل ميزبانانش اداى احترام كرد، ولى بعداً و در جريان سخنرانى هايش به وضوح نشان داد كه ايالات متحده اگرچه براى داشتن روابطى بهتر با اروپا تلاش مى كند و واقعاً سياستى مسالمت آميز را در پيش گرفته است، اما به موازات آن مصالح خويش را هم فراموش نمى كند، چنانكه انتقاد تند رايس از لغو تحريم تسليحاتى اروپا عليه چين نشان دهنده همين ملاحظات است. از اين رو، اگرچه رايس در مقابل ميزبانان اندكى زانوى خود را به نشانه احترام خم كرد، اما در همان حال، روزنامه هاى اروپايى مانند روزنامه اتريشى دى پرسه، به رهبران خود هشدار مى دادند كه ميان خم كردن زانو با زانو زدن فاصله زيادى وجود دارد. اين كرنش البته از سوى «دونالد رامسفلد» نيز انجام شد. او كه ماهها پيش با تمسخر، اروپا را به دو بخش اروپاى پير و اروپاى جوان تقسيم كرده بود و كشورهاى قديمى اروپا مانند بلژيك، آلمان و فرانسه را به عنوان اروپاى پير مورد سرزنش قرار داده بود، امسال و در جريان برگزارى كنفرانس امنيتى «مونيخ» با بيان اينكه اين حرفها را يك مرد پير زده است، از اروپاييان عذر خواست. بدين ترتيب، سفر «جورج بوش» با مقدمه اى مسالمت آميز آغاز شد. او كه اين سفر را با حضور در بروكسل آغازكرد، در مقر ناتو با رهبران كشورهايى چون اوكراين، ايتاليا و... ديدار كرد و با حضور در اجلاس دوره اى اتحاديه اروپا با رهبران اين نهاد ديدار نمود. همان گونه كه پيش از آغاز اين سفر گفته بود، بوش اكنون خواستار گشودن فصلى تازه در وحدت ميان دوسوى آتلانتيك است و به اروپا به عنوان شريكى قدرتمند و مناسب براى ايالات متحده نگاه مى كند. در اين سفر، رئيس جمهورى آمريكا به شدت تلاش كرد تا دلمشغولى هاى رهبران اروپا را برطرف كند. او درباره پيوستن واشنگتن به پيمان كيوتو براى كاهش گازهاى گلخانه اى وعده داد و تمهيداتى براى جلوگيرى از سقوط ارزش دلار در مقابل يورو را اعلام كرد. البته بوش در اين سفر از متحدان اروپايى خود نيز انتظاراتى داشت. او به صراحت گفت كه از تصميم اروپا براى لغو تحريم تسليحاتى چين راضى نيست و از تمامى كشورهاى اروپايى و بويژه كشورهاى عضو ناتو خواست كه در عراق مشاركت فعال ترى داشته باشند. در اين باره، بوش پيش از همه فرانسه را مورد اشاره قرار داد، چرا كه عمليات آموزش نيروهاى امنيتى عراق كه قرار است از سوى ناتو به اجرا گذاشته شود، تاكنون با سنگ اندازى پاريس به اجرا درنيامده و چشم اندازى نيز براى اجراى اين عمليات وجود نداشته بود. با اين حال، ناظران اروپايى از اينكه ميل به تكروى در نزد بوش فروكش كرده است، خشنودند. آنها مى گويند همين كه بوش در نطق هاى خود از همكارى با كشورهاى دوست و همپيمان براى حل مشكلات و بحران هاى بين المللى سخن مى گويد و شيوه هاى ديپلماتيك را جايگزين روشهاى منازعه جويى كرده، قابل تقدير است. آنها همچنين انتخابات در افغانستان و عراق را پيروزى هايى كه بوش، بدون توسل به جنگ طلبى به دست آورده است، توصيف مى كنند و آن را مى ستايند. همين امر باعث شده است تا چشم اندازهايى دلگرم كننده درباره روابط و همكارى فعال تر ميان اروپا و آمريكا پديدآيد. در عين حال، جورج بوش با «ولاديمير پوتين» همتاى روس خود ملاقات كرد. به جز موضوع همكارى هاى اتمى ايران و روسيه كه ايالات متحده بارها ناخرسندى اش از اين همكارى ها را اعلام كرده است، موضوع هاى مهمى در ميان دو قدرت بزرگ وجود داشت، از جمله اينكه رفته رفته، دو قدرت به رقيب و گاه رقيب متخاصم يكديگر در مسائل بين المللى تبديل مى شوند. چنان كه ديگر هيچ مشكلى باقى نمانده است كه مسكو و واشنگتن در مسائلى مانند گرجستان (انقلاب مخملى) و اوكراين (انقلاب نارنجى) تا مرز رويارويى پيش رفتند. از سوى ديگر، رهبران روسيه و ايالات متحده بويژه از سال ۲۰۰۴ و حوادث گرجستان، لحن تندترى در مواجهه با يكديگر به كار مى برند. در اين باره، پوتين در سفر به تركيه، انتقادهاى تندى را عليه واشنگتن ايراد و تلاش كرد نوعى همپيمانى ميان مسكو و آنكارا پديد آورد. در مقابل، ايالات متحده اكنون واضح تر از نگرانى هاى خود درباره اوضاع حقوق بشر روسيه سخن مى گويد و چنان كه رايس در سفر اخيرش به اروپا اعلام كرد واشنگتن از روند كند دموكراتيزه شدن روسيه نگران است. وزير امور خارجه آمريكا در آن سفر، اگرچه تأكيد كرد كه روابط روسيه و آمريكا رو به تيرگى نخواهد گذارد، امادر عين حال تصريح كرد كه روابط با روسيه، ديگر براى كاخ سفيد ارجحيت ندارد. به اين دليل، شايد مهمترين بخش سفر ۵ روزه بوش و در جريان ملاقات او با همتاى روسى اش روى داد. در اين ديدار، نه تنها ناظران مى توانند درك كنند كه آيا روابط دو قدرت بزرگ هنوز از وجوه استراتژيك برخوردار است يا نه، بلكه روشن خواهد شد كه آيا دو رهبر براى كاستن از يخ هاى روابطشان اراده كافى و مؤثر در اختيار داشته اند؟
|