|
درباره «هوانورد»، اپيك جديد مارتين اسكورسيسى
افسانه نابغه مخدوش
اسكرين اينترنشنال * مترجم: وصال روحانى
«هوانورد» (خلبان) مثل تعدادى ديگر از فيلمهاى درخشان مارتين اسكورسيسى ۶۳ ساله همراه با هياهوى اسكار و احتمال فتح اين جوايز اكران شده است و اغلب سازمان هاى عمده ناظر بر هنر سينما جوايزى را به آن اختصاص داده اند، اما خود اسكورسيسى با تجربه و وقوفى كه محصول قريب به ۴۰ سال فيلمسازى است، مى داند كه اين گونه هياهوها لزوماً نشانه هاى خوبى نيستند و ممكن است مثل دفعات قبلى اثر عكسى بگذارد و موجب شود او همچنان دور از اين جوايز بماند. هر اتفاقى كه بيفتد، بايد متذكر شد كه «هوانورد» با قلم و ديد اسكورسيسى حدود ۲۰ سال از زندگى هاوارد هيوز را نشان مى دهد. هيوز يكى از بارزترين و جالب ترين شخصيتهاى قرن بيستم محسوب مى شود. او يك تاجر بزرگ بود كه وارد كار فيلمسازى شد و به يكى از موفق ترين تهيه كننده ها در هاليوود بدل گشت و در همان حال به يكى از خلبانان ابداع گر و استثنايى دهه هاى ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نيز تبديل شد و با اين وجود، در نيمه دوم زندگى اش در اوهام مختلف گرفتار آمد و دچار جنون شد و در عزلت زندگى مى كرد و با چنين حالت تأسفبارى به سال ۱۹۷۶ از دنيا رفت. اسكورسيسى در «هوانورد» تمام اين فراز و فرودهاى عجيب را به تصوير مى كشد و هيوز را هم در اوج و هم در حضيض برابر ما قرار مى دهد. در شروع فيلم هيوز را با بازى لئوناردو دى كاپريو در حالى مى بينيم كه ۲۵ سال بيشتر ندارد. او در آن زمان مشغول ساخت يكى از مشهورترين فيلمهاى عصر در هاليوود به نام «فرشته هاى جهنم» بود. اسكورسيسى در همين مقطع مراودات هيوز را با چهره هاى مشهور هاليوود همچون كاترين هپبورن (با بازى كيت بلنچت) و اوا گاردنر (كيت بكين سيل) نشان مى دهد و ما را به عصر طلايى هاليوود مى برد و اماكن مشهور آنجا همچون كوكونات گرو را به معرض تماشا مى گذارد. آنچه در اين مقطع مى بينيم، زرق و برق البته تصنعى هاليوود است، ولى اسكورسيسى از طريق اين تصاوير ما را با شكوهى آشنا و رودررو مى كند كه ظاهراً هيوز را قانع نمى كرد و طبيعت ماجراجوى وى، او را به سوى مسائلى مهيج تر همچون خلبانى و كشف دنياهاى ناشناخته و حتى شكستن ركوردهاى هوانوردى در اين راستا سوق مى داد. به اين ترتيب مى بينيم كه هيوز سريع ترين هواپيماى آن عصر را ساخت و عرضه كرد و توانست با دور زدن دنيا در ۳ روز و ۱۹ ساعت طى سال ۱۹۳۸ دست به كارى نشدنى بزند. دوران هاى بد و توأم با شكست نيز در آن عصر براى هيوز شكل گرفت. از آن جمله بود جنگ شركت هواپيمايى اختصاصى وى (همان «T.W.A» معروف) با دولت آمريكا و شركت هوايى رقيب يعنى پان امريكن ايرلاينز كه بر سر تملك و حاكميت بر خطوط سفرهاى بين المللى و سودجويى از اين طريق صورت گرفت. اين جنگ براى T.W.A و شخص هيوز چندان خوش يمن نبود و سبب شد اين شركت تا مرز ورشكستگى و انحلال پيش برود. اگر بخواهيم بهتر بگوييم، بايد متذكر شويم كه اسكورسيسى ابتدا صحنه هاى مورد نظرش را عادى و به طور ساده و با ادوات حقيقى گرفت و سپس آنها را به وسيله كامپيوتر و با تكنولوژى ديجيتال به شكلى درآورد كه مى خواست. اين چنين است كه صحنه هاى مربوطه حال و هواى كارهاى سه دهه ،۱۹۲۰ ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ را به خود گرفته و شبيه به سكانس هاى آثار كلاسيك شده اند. از هر ديدگاه به «هوانورد» نگاه كنيد، اين فيلم نيز مثل كارهاى برجسته قبلى اين سينماگر هوشمند و انرژيك نيويوركى، داستان زندگى يك آدم خاص و در رنج و تلاطم است كه هرچند بسيار مستعد است، اما دائماً بايد با شياطين درونى اش بجنگد و بيننده نمى داند مرگ او را در سكانس نهايى چه چيزى بينگارد: رهايى از مشقت و يا پايان محتوم آدم هايى كه هر چقدر بيشتر اوج مى گيرند، حقيقت وجودى خود را بيشتر گم مى كنند.
|