سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۹ محرم ۱۴۲۶
Tue, Mar 1, 2005
ويژه ۲
۳۰۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
دنياى نامحدود استفاده از طلا
يخچال فرنگى
زيرنظر: انوشيروان پناهنده و داريوش منزوى

نظر به اينكه در روزنامه ايران همه چيز روى روال است و اصلاً هر روز يك سازى زده نمى شود و صفحات «ايران _ جوان» هم مثل بچه هاى زن بابا نيستند و اتفاقاً خيلى هم عزيز هستند و اوضاع كاغذ هم خيلى خوب است و الحمدالله اختلافات چين و تايوان هم در حال رفع و رجوع است، لذا ما بعد از اين هر وقت دوست داشتيم يخچال فرنگى مى دهيم ، هر وقت هم دوست نداشتيم يخچال فرنگى نمى دهيم. يك وقت ديديد حال كرديم هر روز داديم يك وقت هم ديديد اصلاً رفتيم كه بياييم. با اين توضيح مى پردازيم به برنامه امروز:
203124.jpg
يك لطيفه ساندويچانه
لطفاً در مورد اين لطيفه قبل ازخواندن پايان آن هيچ گونه قضاوتى نفرماييد كه به نفع خودتان است. ساندويچ فروشى ها قبلاًها دست آدم هاى حسابى بود و ساندويچ ها هم خداوكيلى چه مزه اى داشت ولى حالا هر آدم از ننه قهر كرده اى بلند شده رفته يك فست فود علم كرده. خلاصه آقاى شمس خودمان كه پيش از اين هم درباره ايشان مطالبى نوشته ايم از آن وسواسى هاى درجه يك است. چندروز پيش رفت به يكى از همين فست فودها و دستور داد:
_ يه همبرگر و يه ساندويچ سوسيس لطفاً... ولى... گوشت همبرگر كم چربى باشه، يه طرفش سه دقيقه سرخ بشه، يه طرفش دودقيقه، نونش نه سرد باشه نه گرم، همچى يه دقيقه حرارتش بدين. به جاى خيارشور، هويج فرنگى شور بذارين به جاى سوس گوجه فرنگى هم مخلوط سس فلفل فرنگى با سوس مايونز بريزين با دو تا پر مغز كاهوى پيچ بابلى! اما ساندويچ سوسيس... اول بپزين بعد سرخش كنين، نونش سرد باشه، خمير تيكه بالاهايش رو در بيارين مال پايينى اش باشه. به جاى خيارشور گوجه فرنگى شور بذارين با سوس گوجه فرنگى وخردل به اندازه سه گرم ونيم، هر دورو بچين تو دوتا كاغذ زرورق كه يكيش صورتى باشه، يكى اش آبى! چقدر مى شه؟
فست فوديه مدتى توى صورت شمعلى خان خيره ماند و بعد گفت:
_ سه هزار و دويست و پنجاه تومن... ولى سه تا هزارى بدين كه چاپ ۱۳۷۵ باشه، شماره سرى اش هم ۲۲باشه، آخرين شماره سمت چپش هم به ۹ و ۶و ۱ ختم بشه. بايد اسكناس دويست تومانى كه امضاى دكتر نوربخش روش باشه شماره اش هم شبيه شماره كد ملى عمه تان باشه.
يك لطيفه جريمانه
در يكى از شهرهاى خودمان كه جهت حفظ وحدت ملى نمى گوييم كجا بوده و روى چمن پاركى يك تابلو نصب شده بود با اين مضمون:
_ عبور از روى چمن ممنوع است. متخلفين پنج هزار تومان جريمه مى شوند. پس از مدتى تابلو عوض شد و جريمه به هزارتومان تخفيف داده شد. كسى علت را از مدير پارك پرسيد و شنيد كه:
_ با جريمه پنج هزارتومنى، هيچ كس جرأت نمى كرد از روى چمن ها عبور كند!
يك لطيفه حجت آميزانه
آقاى محمودى، ميليونر سالخورده در مطب دكتر مخصوص خود، قبل از خداحافظى گفت:
_ دكتر شما در اين مدت خيلى به من محبت كردين، خيلى وقت صرف كردين. واقعاً سلامتى من مديون شماست. چون اين حق ويزيت ها كه من به شما مى دم جبران كارتون رو نمى كنه يه مختصر پاداشى در وصيت نامه ام براتون در نظر گرفته ام... دكتر بلافاصله جواب داد:
_ به به! به به! چقدر لطف فرمودين، واقعاً متشكرم... لطفاً نسخه تون رو بدين يه تغيير مختصرى لازمه بهش بدم.
يك لطيفه ديجيتالانه
هفته پيش صداى دلنشينى به سرويس حوادث روزنامه ايران تلفن مى كرد:
_ يه عكس خيلى جالب و هيجان انگيز دارم كه اگر خوب بخرين مى فروشمش كه توى ويژه نامه ايران حوادث چاپ كنين.
آقاى ابراهيمى دبير بخش حوادث براى ايشان توضيح داد كه اين ويژه نامه هم ديگر چاپ نمى شود اما گفت اگر عكس خوب باشد مى توانند آن را در صفحات عادى روزنامه چاپ كنند و از خانم مربوطه پرسيد:
_ حالا اين چه عكسى يه؟
_ يه مرد كه رفته زير ماشين و سه تيكه شده!
_ شما خبرنگارين؟
_ نه، من يه دوربين ديجيتال خيلى عالى دارم كه خوشبختانه وقتى يارو رو زير گرفتم همراهم بود!
دنياى نامحدود استفاده از طلا
همه چيز
به خاطر زرد درخشنده
203133.jpg
مينو ضابطيان
به درس شيمى علاقه زيادى داشت. در دوران دبستان آزمايشگاه كوچكى براى خود ساخته بود و انواع مواد موجود در خانه را با هم تركيب مى كرد و گاهى حادثه مى آفريد.
وارد دبيرستان كه شد با نام عناصر شيميايى جدول تناوبى بيشتر از اسم افراد خانواده و دوستان آشنا بودو خواصشان را مى دانست و همين شد كه قبل ازورود به دانشگاه همه او را آقاى مهندس شيمى و يا متالوژيست مى دانستند.
اما تا آن روز كذايى! هرگز به جدول تناوبى وفعل و انفعالات و خواص مواد و كشف و استخراج فلزات چنين غيردوستانه! فكر نمى كرد.
تازه به اين نتيجه رسيده بود كه اى كاش عوض رفتن به دانشگاه ودرس خواندن وكنكاش عناصر جدول و... حداقل ۶ سال زودتر ازدواج مى كرد تا امروز از تعداد سكه هاى مهريه كه به عدد سال ازدواج بود كم مى شد!!
به اين نتيجه رسيده بود كه بهتر است به عوض فكر كردن مانند يك مهندس شيمى، كمى كيمياگرانه تر به مسائل نگاه كند.
مشكل آفرين ترين عنصر جدول:
اين عنصر مظهر تملك، ثروت و موفقيت و گاه عامل حرص و طمع است و جنگ ها و ماجراجويى هاى زيادى بر سر آن انجام شده است!
سال ها مردم در حيرت بودند كه چرا طلا اينقدر طرفدار دارد. انسان ها از هر فرهنگ، دوره و مليت براى كسب آن جنگها كرده اند و با به چنگ آوردنش ثروتى اندوخته  اند. نخست آن رامظهر ثروت و قدرت مى دانستند وامروز امنيت مالى!
نرم تن هفتاد و نه
طلا، عنصرى فلزى با عدد اتمى ۷۹ و علامت اختصارى Au (برگرفته از كلمه لاتين معادل آن) و وزن اتمى ۱۹۶‎/۹۶۷ در گروه ۱B جدول تناوبى در كنار مس و نقره قرار دارد. اين فلز زردرنگ است و هادى ترين، چكش خوارترى و زيباترين فلز است. در شكل خالص بسيار نرم است و به همين علت گاهى با ساير فلزات تركيب مى شود تا به آن استحكام داده شود. اين عنصر همچنين رسانا و ناقل خوبى براى گرما و الكتريسيته است و تحت تأثير هوا و بسيارى از معرف ها قرار نمى گيرد. در مقابل تغييرات شيميايى تغييرناپذير است و گرما و رطوبت و تركيبات شيميايى تأثيرى بر آن ندارد.
طلا معمولاً به طور طبيعى هشت تا ده درصد نقره دارد (كه گاهى بيشتر از آن هم هست) هر چه ميزان نقره موجود در طلا بيشتر شود از شدت رنگ زرد آن كاسته مى شود و عيار آن پايين تر مى آيد.
آقاى كيمياگر:
طلا به زبان سانسكريت (Jval)، آنگلوساكسون (gold) و لاتين (aurum) نام دارد. در مصر باستان از ۲۶۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در مورد اين فلز صحبت شده است و در بسيارى از عهدنامه ها به آن اشاره كرده اند.
در ابتدا كيمياگران سعى داشتند از ساير تركيبات چون سرب، طلا به دست آورند. گرچه هرگز تلاش آنها براى يافتن طلا موفقيت آميز نبود ولى از آن جايى كه هيچ تلاشى بى فايده نيست آزمايش هاى آنان با مواد مختلف اساس كارهاى شيميايى نوين را بنا نهاد.
چشم طلا، دندون طلا
از دل زمين فلزى استخراج مى شود كه بى همتاست و خواص فيزيكى منحصر به فرد آن باعث شده است در بسيارى از وسايل ضرورى زندگى مدرن به كار گرفته شود. (پزشكى، صنعت و ...)
مقاومت طلا در مقابل پوسيدگى: طلا هرگز با اكسيژن (فعال ترين عنصر شيميايى) تركيب نمى شود به اين معنا كه هيچ گاه زنگ نمى زند، نمى پوسد و ... به همين خاطر از آن در پر كردن دندان در دندان پزشكى و حتى عمل جراحى چشم استفاده مى شود.
-  هدايت الكتريكى: طلا يكى از هادى ترين فلزات است. طلا مى تواند حتى جريانات ضعيف الكتريسيته را در دامنه حرارتى c55- تا c200+ انتقال دهد. به همين خاطر يكى از اجزاى ضرورى در اتصالات داخل كامپيوتر و تجهيزات مخابراتى به حساب مى آيد.
-  چكش خوارى: از تمام فلزات چكشى خوارتر است (البته گاهى هم چكشى كه براثر آن مى خوريد از تمام چكش ها دردناك تر است!) به همين جهت مى توان آن را به ورقه هاى بسيار نازكى كه حتى نور خورشيد از آن رد مى شود تبديل كرد.
-  بازتاب بالاى اشعه مادون قرمز، طلا يكى از فلزاتى است كه بيشتر نور را بازتاب و مقدار كمى از آن را جذب مى كند. طلايى با ميزان خلوص بالا مى تواند ۹۹% از پرتوى مادون قرمز را بازتاب كنند. به همين جهت براى بازتاب حرارت و پرتو افكنى بسيار مناسب است و از آن به عنوان محافظه صورت در فضاى نورى و آتشنشانى استفاده مى كنند.
انتقال حرارتى: طلا همچنين هادى بسيار مناسبى براى انرژى حرارتى است. از آن جايى كه بسيارى از وسايل الكتريكى توليد گرما مى كنند، از آن براى خروج حرارت از وسايل ظريف استفاده مى شود.
زردهاى رنگارنگ
تا به حال از خود پرسيده ايد چرا طلا رنگ هاى متفاوتى دارد؟!
طلاى طبيعى همانطور كه گفته شد زرد است پس چگونه سفيد مى شود؟ پاسخ به اين سؤال به چكش خوارى بيش از حد آن باز مى گردد. البته نرمى بيش از حد طلا باعث مى شود براى جلوگيرى از خراشيدگى و كمك به استحكام آن از فلزاتى چون مس، نقره، نيكل و روى براى اينكار استفاده شود.
در خالص ترين شكل (طلاى ۲۴ عيار)، رنگ طلا زرد- نارنجى است. اما در تركيب با ساير فلزات تغييراتى در رنگ آن به وجود مى آيد.
-  مس قرمز است و تركيب آن با طلا باعث قرمز تر شدن طلا مى شود.
-  نقره، روى و ساير فلزات سفيد يا خاكسترى باعث كم رنگ تر شدن آن مى شود.
-  طلا، نقره خالص، مس و روى باعث مى شود طلاى حاصل رنگ سبز تيره داشته باشد.
-  طلاى خالص و آلومينيوم رنگ قرمز روشن ايجاد مى كند.
-  طلاى خالص، مس ، نيكل و روى عامل رنگ سفيد طلاست.
رنگ رضازاده؟
سال هاى سال است كه بالاترين مدال موفقيت در بسيارى از رقابت هاى ورزشى از جمله المپيك، طلاست. آخرين مدال طلاى المپيك كه به طور كامل از طلا بود در سال ۱۹۱۲ اهدا شد.
مدال هاى المپيك هر دوره بطور مجزا توسط كميته المپيك كشور ميزبان طراحى مى شود. هر مدال مى بايست حداقل ۳ ميلى متر ضخامت و ۶۰ ميلى متر قطر داشته باشد، همچنين مدال طلا و نقره المپيك بايد حاوى ۹۲‎/۵ درصد نقره باشد كه مدال هاى طلا پس از سال ۱۹۱۲ با ۶ گرم طلا پوشيده شد.
برق بزن طلا جون
با دانستن ۴ قانون ساده مى توانيد طلاى خود را هميشه نو و براق حفظ كنيد.
قانون اول: از طلاى خود ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته استفاده نكنيد. تا حد امكان اجازه ندهيد لوازم آرايش، عطرها، اسپرى هاى مو، خيمر ريش و ... با آن برخورد داشت باشد. اين مواد ممكن است روى سطح طلا را مانند غشايى بپوشاند و بر داشتن آن ها مشكل باشد. بهتر است پيش از آرايش آن ها را از خود جدا كنند.
قانون دوم: تحت هيچ شرايطى از سفيد كننده هاى داراى كلر استفاده نكنيد.
هرگز آنها را با اين مواد تميز نكنيد (تركيبات bleack) پيش از انجام كار خانه  آنها را از دست بيرون بياوريد.
با طلاى خود وارد استخر نشويد. (اگر به فكر زخمى شدن بدن ساير شناكنندگان نيستيد، فكر طلايتان باشيد!)
قانون سوم: كدرى و تيرگى مختصر با استفاده از آب، صابون و مسواكى با موهاى نرم از بين مى رود بعد از انجام اين كار سطح طلا را آب بكشيد و با پارچه اى كتانى آن را خشك كنيد. در موارد تيرگى شديد آن را به طلافروشى بسپاريد تا طلايى براق به شما تحويل دهد.
قانون چهارم: نگهدارى مناسب از طلا يك ضرورت است.
پيش از كنار گذاشتن طلا آن را خشك كنيد. رطوبت مى تواند باعث ضعيف شدن قفل ها و اتصالات قطعات شود و امكان شكستگى را بالا ببرد. هرگز طلاى خود را روى هم و در فضايى كوچك قرار ندهيد و فاصله بين تكه هاى طلا را رعايت كنيد.
رگ سياه عشق
قديمى ترين و متداول ترين سنت در ازدواج، دست كردن حلقه است. نخستين بار در آفريقاى شمالى و در كنار رود نيل جايى كه مصريان تمدن خود را بنا نهادند و گياهان رنگارنگ زيادى به واسطه زمين حاصلخيز در آن منطقه وجود داشت. حلقه هايى از زنبق زرد، گياهان خشك و ... مى ساختند و آنها را به مچ دست و انگشتان مى انداختند.
در ديدگاه آنان حلقه مظهر بقا و جاودانگى بود و آغاز و پايانى نداشت و آن را از جهتى كه به شكل ماه و خورشيد بود ستايش مى كردند. جالب اينكه فضاى خالى ميان آن را صرفاً مكانى تهى نمى دانستند و مى گفتند نشانه و مدخلى براى ورود وقايع و حوادث شناخته و ناشناخته است. به همين جهت بود كه در زمان بيان و اظهار بالاترين حدعشق و دوستى و آغاز زندگى مشترك بهم حلقه هديه دادند تا اين عشق جاودانه بماند.
آنان از همان ابتدا حلقه را به انگشت چهارم دست چپ خود (مانند ما) مى كردند و مى گفتند در اين انگشت سياهرگى وجود دارد كه مستقيم به قلب مى رود. اين افسانه و اعتقاد بعدها به يونانى ها رسيد كه مصر را فتح كردند و از آنها نيز به روم منتقل شد. آنها اين سياهرگ را (vena amoris) يعنى سياهرگ عشق ناميدند.
حدود يك سال حلقه ها را از گياهان ساختند و سپس «كنف» را جايگزين آن كردند. بعدها متوجه شدند بايد از موادى پايدارتر استفاده كنند پس به سراغ چرم، استخوان و عاج رفتند تا نشان عشقشان پايدارتر باشد!
بعدها وقتى فن استخراج طلا را آموختند، با استفاده از طلا حلقه هاى ناصاف و غيراستادانه اى ساختند و گاهى آنها رابا سنگ هاى قيمتى و غيرقيمتى تزئين كردند.
ابتدا در روم از آهن به عوض مس و برنج استفاده كردند چرا كه مى پنداشتند به دليل سختى شدت بيشترى از عشق و علاقه را به تصوير مى كشد. اما وقتى با زنگ زدن آن برخورد كردند توجيهى براى عشق زنگ زده! نداشتند.
طلا يا نقره برخى اوقات استفاده مى شد تا عروس خانم از ميزان ثروت و دارايى نامزدشان اطمينان كامل حاصل كنند. (البته رسم ديگرى كه در آن ايام مرسوم بود تهيه حلقه هاى ديگرى به شكل كليد هم بود كه داماد در آستانه در ورودى خانه به عروس به عنوان كليد ورود به خوشبختى هديه مى كرد.)
پس از ضرب سكه طلا بود كه در قرون وسطى در اروپا سنگ هاى قيمتى دوباره به طلا اضافه شد.
در دوره رنسانس در ايتاليا نقره مجدداً مرسوم شد و در حال حاضر بعنوان حلقه نامزدى بكار مى رود. كه با ميناكارى تزئين مى شود.
و با جرأت مى توان گفت كه طلاى ايتاليا در حال حاضر يكى از بهترين و زيباترين طلاهاى دنياست و از حلقه هاى طلاى اين كشور و ساير طلاها در تمام دنيا بسته به بضاعت داماد استفاده مى شود و شايد مانند آنچه در دوره اى در برخى كشورها انجام شد روزى طلا به امانت به عروس و داماد داده شود (فقط براى خوش يمنى و سپس از آنها پس گرفته شود).
اما آنچه باقى و در حال حاضر نيز آشناترين رسم ازدواج است دست كردن حلقه طلا است.
(numerology) يا رمز اعداد و ارقام
Minoozabetian83@yahoo.com
مينو ضابطيان
آيا مى دانيد كه :
مصريان قديم، بابلى ها و ساير تمدن هاى باستان به قدرت اعداد پى برده بودند
عددشناسى عبارت است از علم حساب اعداد و استفاده از آنها براى پيش گويى آينده . كشف رمز اعداد گوياى هزاران نكته است . اما يك علم نيست ! بلكه اعتقاد است . معتقدين به اين ماجرا با توجه به سال تولد و نام كامل شخص در هنگام تولد عددى را به او نسبت مى دهند و سپس از روى عدد به دست آمده شخصيت او را ارزيابى كرده و آينده اش را پيش گويى مى كنند! ! (واقعاً عجيب است!!) فقط اشاره اى جزئى
آنها به ۹ حرف اول الفباى انگليسى عدد ۱ تا ۹ را اختصاص مى دهند (A-I)سپس نوبت به ۹ حرف دوم مى رسد و مجدداً عدد ۱ تا ۹ (J-R) و ۸ حرف بعدى هم از ۱ تا ۸ شماره گذارى مى شوند (S-Z)
اگر براى مثال نام شخصى در زمان تولد John smith باشد.
با يك محاسبه:
J+o+h+n=1+۶+۸+۵=۲۰
S+m+i+t+h=1+۴+۹+۲+۸=۲۴

۲۰=۲+۰=۲
۲۴=۲+۴=۶

۲+۶=۸
پس مى توان گفت اين فرد شخصيتى معادل عدد ۸ دارد . (يعنى چه ؟!)
به معنى اعداد توجه كنيد:
عدد ۱ : يعنى خلاقيت استقلال ابتكار خودباورى
عدد ۲ : يكدلى ، تشريك مساعى ، ملاحظه و مراعات سايرين ، حساسيت زياد و تا حدودى وابستگى
عدد ۳ : ذوق هنرى ، اجتماعى بودن ، ولخرجى ، سطحى نگرى
عدد ۴ : اهل عمل ، پشتكار ، صداقت ، سخت كوشى .
عدد ۵ : آزادى ، سازش پذيرى ، استفاده نادرست از احساسات (احساسات )
عدد ۶ : عشق ، مسؤوليت ، درك و فهم ، فضولى و حسادت
عدد ۷ : بعد معنوى قوى ، خرد ، نكته سنجى
عدد ۸ : توانايى حكومت ، اداره كردن مجمع ، قدرت ، بى پروايى، مادى گرايى (john smith)
عدد ۹ : ذوق هنرى ، نوع دوستى ، اهل خيال پردازى و احساساتى
البته اين موضوع بسيار گسترده و پيچيده است و فقط جهت آشنايى با يك اعتقاد كه بى ربط به ماجراى بيوريتم نيست آن را مطرح كرديم نه چيزى بيشتر !! اگر دوست داريد بيشتر بدانيد برايمان اى ميل بزنيد تا در يكى از هفته هاى آينده درباره آن بيشتر بنويسيم.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |