سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۹ محرم ۱۴۲۶
Tue, Mar 1, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
گزارشى از سخنرانى شاپور اعتماد در باب فلسفه تكنولوژى
آرمانشهريــاويرانشهر تكنولـوژى
گزارشى از سخنرانى شاپور اعتماد در باب فلسفه تكنولوژى
سعيد راعى
203160.jpg
تكنولوژى (technology) را در زبان فارسى به فن آورى و فناورى ترجمه كرده اند. اگر چه ممكن است اين اصطلاح به صورت عام به معناى تكنولوژى دلالت داشته باشد؛ اما وقتى از«فلسفه تكنولوژى»سخن مى گوييم، ترجمه تكنولوژى به فن آورى و فناورى كافى نيست. در واقع تكنولوژى در معناى عام، مجموعه وسيعى از ابزار، روش و دانش ساخت و به كارگيرى آن ابزار قلمداد مى شود. البته اين تعريف از تكنولوژى كاملاً مصداقى است و به هيچ وجه جامع و مانع نيست. با اين وصف همين مجموعه گسترده مصاديق، روز چهارشنبه هفتم بهمن ماه، مفروض دكتر شاپور اعتماد بود تا بيش از تأكيد بر معناى تكنولوژى، به مسائل و نكات كليدى فلسفه تكنولوژى بپردازد.
سخنرانى دكتر شاپور اعتماد در چهاردهمين نشست از سلسله نشست هاى«نگرش فلسفى در دانش هاى گوناگون معاصر» [كه به همت مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و انجمن اسلامى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران در تالار كمال اين دانشكده برگزار شد] به بحث در باب فلسفه تكنولوژى اختصاص داشت. در واقع اگر عدم تعيين مصداق و تعريف تكنولوژى را در سخنان دكتر اعتماد در نظر نگيريم، بايد بپذيريم كه مجموعه مباحث او در آن نشست و مقاله اى كه در اختيار مخاطبان قرار داد، بسيار جالب و نو بود.
دكتر اعتماد كه عضو هيأت علمى مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و رئيس گروه علم سنجى مركز تحقيقات سياست علمى كشور است، به همراه على معظمى، روزنامه نگار، [كه اين اواخر از پايان نامه كارشناسى ارشد خود در حوزه فلسفه سياسى دفاع كرده] مقاله اى را از لنگدون وينر با عنوان«آيا مصنوعات هم سياست دارند؟» منتشر كرده است. سخنرانى اعتماد درباره فلسفه تكنولوژى ضميمه يا بهتر است بگوييم مقدمه اى براى آن مقاله به شمار مى رفت. اعتماد كه گويا خود به اين امر واقف بود، متن آن مقاله را در اختيار مخاطبان سخنرانى اش قرارداد. اين روش هميشگى اعتماد است كه به همراه چند متن مرجع و جديد، مطلبى را در كلاس يا سخنرانى ارائه دهد. دليل اين كار هم به قول خودش اين است كه «اگر از سخنرانى من با دست خالى مى رويد، حداقل محل سخنرانى را با دست خالى ترك نكنيد».
انتظار من اين بود كه او در سخنرانى خود، مطالبى را بگويد كه در كتاب» فلسفه تكنولوژى» مطرح كرده و يا در كلاس سال گذشته (۱۳۸۲) خود در مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران درس داده بود؛ اما وقتى سخنرانى به پايان رسيد، اين موضوع را به خوبى درك كردم كه همواره مى توان از حضور شاپور اعتماد با دست پر بازگشت و در جريان موضوعات جديدى قرار گرفت. اگر چه مقاله اى كه اعتماد در اختيار مخاطبان قرار داد و روزنامه شرق نيز پيشتر آن را منتشر كرده بود، به ۲۵ سال قبل يعنى سال۱۹۸۰ مربوط مى شد؛اما از نظر موضوع و مسأله مورد بحث جذابيت خاص خود را داشت. خصوصاً اينكه اعتماد نيز بحث خود را با يك مشكل تكنولوژيكى جديد يعنى بحث تكنولوژى هسته اى آغاز كرد. به زعم اعتماد مقاله« آيا مصنوعات هم سياست دارند؟» مى تواند چارچوب مناسبى براى صورتبندى قضايا و مسائل اصلى تكنولوژى و توجه فيلسوفانه به آن مسائل باشد.
203037.jpg
بحث از انرژى هسته اى و اينكه اين انرژى و تكنولوژى مربوط به آن تا چه اندازه اثرات مثبت و منفى دارد، مسائل و مشكلاتى است كه مى توان از ديد سياسى و فلسفى به آن پرداخت. بحث دكتر اعتماد در خصوص تكنولوژى و نقش و جايگاه آن بيشتر يك بحث فلسفى و مقاله اى كه در اختيار مخاطبان قرار داد نيز بيشتر يك بحث اجتماعى- سياسى در خصوص تكنولوژى بود. اما در هر دو (سخنرانى و مقاله) يك مفروض اصلى و محورى وجود داشت كه بسيار مهم و دور از عقل سليم به نظر مى رسد. بحث اين است كه تكنولوژى خنثى نيست. بسيارى از افراد و انديشمندان چنين مى پندارند كه تكنولوژى در معناى عام نه خوب است و نه بد و اين افراد و جوامع هستند كه با حسن استفاده يا سوء استفاده، بر اثرات مثبت و منفى تكنولوژى دامن مى زنند.
به گفته دكتر شاپور اعتماد «مباحث و جدال هايى كه درخصوص مسائل هسته اى ايران و جهان شكل گرفت، نشان داد كه هيچ توافقى در مورد اثرات و ماهيت تكنولوژى وجود ندارد و در پرتو تحولات تكنولوژيك، تصورات پردامنه و متناقضى به وجود آمده است. در چنين شرايطى بر خلاف ادعاى خنثى بودن تكنولوژى، در واقع مى توان ديد كه تكنولوژى جانبدار است و نمى تواند خثنى باشد.»
او با ذكر اين نكات، سابقه فلسفه تكنولوژى در طول تاريخ فلسفه را مورد بحث قرار داد و به درهم آميختگى مباحث فنى و سياسى در دوره مدرن و روشنگرى اشاره كرد. به گفته دكتر اعتماد طرح آرمانشهر (utopia) از تحولات تكنولوژيكى و آستانه بهزيستى ناشى از آن، مباحثى است كه موافقان تكنولوژى بر آن تأكيد دارند و در مقابل، وقتى اثرات منفى تكنولوژى بروز مى كند، مخالفان تكنولوژى از ويرانشهر(destopia) ناشى از دخالت تكنولوژى سخن مى گويند.
سخنان اعتماد از آرمانشهر و ويرانشهر ناشى از تكنولوژى، بحث از رايانشهر(computopia) را براى من تداعى كرد و اينكه زندگى انسان در شهرهاى رايانه اى(cyber-cites) تا چه اندازه مثبت يا منفى است و آيا در شهرهاى آينده كه تمامى امور روزمره به وسيله رايانه انجام مى شود، انسان بهتر و اخلاقى تر زندگى مى كند يا نه؟ در واقع براى پاسخ به اين سؤالات و مسائل نيز هر دو نگاه و جود دارد. نگاه خوشبينانه، رايانشهرهاى آينده را آرمانشهر و نگاه بدبينانه آنها را ويرانشهر معرفى مى كند. استدلال هم اين است كه به هر حال تكنولوژى نه خوب است و نه بد. اثرات مثبت و منفى آن نيز به نوع استفاده و الزامات ناشى از آن باز مى گردد.
البته بحث دكتر اعتماد چنين دلالت هايى را در برنداشت. بر خلاف نگاه رايج، او از اين استدلال دفاع مى كرد كه تكنولوژى ذاتاً امرى خنثى نيست. به زعم او ابهامى ذاتى در بطن تكنولوژى نهفته است و يكى از مسائل اصلى، ابهام زدايى از تكنولوژى است. مباحث ديگرى نيز توسط دكتر شاپور اعتماد مطرح شد كه يكى از آن مباحث، تقدم وجودى و زمانى علم بر تكنولوژى يا تكنولوژى بر علم بود. بحث ديگر نقش تكنولوژى در نسبت فعل انسان با جهان و نحوه درج تكنولوژى بين جهان و انسان بود.
جذابيت سخنان دكتر اعتماد وقتى ملموس مى شود كه بدانيم لنگدون وينر در مقاله«آيا مصنوعات هم سياست دارند؟» تأكيد مى كند كه تكنولوژى هاى مختلف مناسبات اجتماعى و سياسى خاصى را به بار مى آورند و الزامات وجودى يك تكنولوژى با تكنولوژى ديگر تفاوت دارد. مثلاً در استفاده از انرژى خورشيدى و تكنولوژى آن، مى توان از نظام مشاركتى و دموكراتيك استفاده كرد و اين نوع از تكنولوژى نيز به چنين نظامى دامن مى زند. در مقابل انرژى هسته اى و تكنولوژى آن، مستلزم يك نظام متمركز اقتدارگراى ارتشى (ميليتاريستى) است و خود به چنين نظامى نيز دامن خواهد زد.
اين مباحث حتى مى تواند تبيين كارل ويتفوگل را از شكل گيرى نظام استبداد شرقى تداعى كند. سخن ويتفوگل اين است كه كمبود آب در ايران (آسيا) و نوع خاص نظام آبيارى متمركز، عامل اصلى استبداد بوده است. اگر اين صورتبندى تبيينى از موضوعى جامعه شناختى درست باشد، آيا امروز نمى توان از جانبدارانه بودن تكنولوژى و الزامات جامعه شناختى آن سخن گفت و آيا با در نظر گرفتن چنين مباحثى، ضرورت پرداختن به «جامعه شناسى تكنولوژى» در كنار «فلسفه تكنولوژى» احساس نمى شود؟
كتاب انديشه
203058.jpg
نگاهى به نهضت ملى ايران
نقد خاطرات شعبان جعفرى
سعيد رهبر
انتشارات هيرمند
تاريخ معاصر ايران گواينكه نزديك ترين دوره به امروز است اما الزاماً روشن ترين و بى ابهام ترين نيست. مناسباتى كه در تاريخ معاصر ايران وجود داشته است هنوز در كمند ابهام ها و سايه روشن هاى فراوان است . يكى از عوامل و شخصيت هايى كه بر اين ابهام، همواره دامن زده است شعبان جعفرى است . وى كه در بسيارى از منازعات دوران نهضت ملى حضور و نقش داشته است منشأ بروز تحولاتى شده است كه بررسى اين نقش نيازمند مطالعاتى تازه است . كتاب حاضر به نقد خاطرات شعبان جعفرى مى پردازد . اين خاطرات گويا حاصل گفت وگوهايى بوده است كه هما سرشار با شعبان جعفرى انجام داده و آن را در قالب كتاب عرضه كرده است . از جمله عناوين كتاب مى توان به اين موارد اشاره كرد:
ـ كارنامه شعبان جعفرى ـ نقد كتاب ـ هدف خانم سرشار از انتشار اين كتاب ـ مبتكر قتل رزم آرا ـ ملاقات شعبان جعفرى با دكتر مصدق ـ بخش فراموش شده تاريخ معاصر ـ قضيه آزادى شعبان جعفرى از زندان ـ ماجراى استقبال از آيت الله  كاشانى ـ منابع درآمد شعبان جعفرى و ...

203061.jpg
ليبراليسم در تاريخ انديشه غرب

ميكائيل گاراندو
ترجمه عباس باقرى
نشر نى
حاميان و هواخواهان ليبراليسم معتقدند كه اين مكتب ، آخرين و كامل ترين محصول و يافته تجربه بشرى است . منتقدان و معاندان ليبراليسم ، از سوى ديگر بر آنند كه اين مكتب حاصلى جز افزودن بر عدد فقرا و دامن زدن به شكاف بى عدالتى در جهان نداشته است . در اين وضعيت ، گفت وگو درباره ليبراليسم هنوز و همچنان ادامه دارد . حتى ميان نظريه پردازان اين مكتب نيز وحدت نظر به چشم نمى خورد . با اين همه و به رغم همه اين مناقشات و مجادلات ، ليبراليسم هم در وجه اقتصادى و هم در وجه سياسى آن ، در روزگار ما مبناى نظام هاى سياسى فراوان است . كتاب حاضر چكيده نظريات بلندپايه ترين فيلسوفان و جامعه شناسان و اقتصاددانان درباره تمام مسائل مربوط به ليبراليسم (اقتصادى و سياسى) را در بر دارد . مؤلف كتاب ، گزيده هايى از قديمى ترين نظريه پردازان مكتب ليبراليسم (لاك، هيوم و اسميت) تا جديد ترين ايشان (دووركين، راولز، هابرماس) را گرد هم آورده و مقدمه اى ممتع و خواندنى بر صدر كتاب خود نشانده است . ميكائيل گاراندو مجموعه متون كلاسيك ليبرال را ذيل چند محور دسته بندى كرده است:
ـ لاك ، اسطوره بنيانگذار ـ بازار و اجتماعى بودن ـ قدرت و منافع ـ مسأله آزادى فردى ـ فرد ، اجتماع ، دولت
نشر كوشاى نى گويا بر انتخاب هاى موضوعى عناوين كتاب هايش همچنان مصر و راسخ است. حالا ديگر مى توان اين ناشر را ناشر تخصصى در حوزه علوم اجتماعى و اقتصادى ؛ و عرضه كننده مجموعه اى از كتاب هاى خواندنى در حوزه شناخت ليبراليسم به شمار آورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |