• زمان زيادى نداريم بايد به مرحله اى برسيم كه بگوييم داراى تكنولوژى چرخه سوخت هسته اى هستيم
• درهاى تأسيسات هسته اى ما باز است و از محاسبه باكى نداريم
• پيشنهادها هم بايد مقرون به صرفه باشد و هم از نظر تكنيكالى به نفع ما باشد
• مابه ازاى هر پيشنهادى، نبايد حذف موردى ديگر باشد
• آنچه در مورد برنامه هسته اى انجام مى شود، برنامه كشور است و ما مجرى آن هستيم
• ما هشتمين كشور دنيا محسوب مى شويم كه فرايند UCF از استخراج سنگ اورانيوم تا توليد UF6 را ايجاد كرده ايم
• سازمان انرژى اتمى هيچ ارتباطى با مراكز نظامى كشور ندارد و اين قطعى است
چلال برزگر
خيابان اميرآباد را كه زيرپامى گذارى در منتهى اليه كوى دانشگاه به عمارت نه چندان بلندى مى رسى كه نام سازمان انرژى اتمى ايران بر پيشانى آن حك شده است. سازمانى كه زمانى جز دانش آموختگان فيزيك و معتمدين حكومت كسى سراغ آن را نمى گرفت، امروز به آشناترين عمارت پايتخت تبديل شده است. سازمان انرژى اتمى حلقه اتصال و ستاد مركزى چندين نهاد و سازمانى است كه پروژه دامن گستر دستيابى ايران به فناورى هسته اى را بردوش دارند. اما دوسال بحران و كشمكش، سرنوشت ديگرى براى سازمان فخيم و پرقيمت جمهورى اسلامى رقم زد. كشيده شدن پرونده هسته اى به مجامع بين المللى، اتاق فرماندهى امور هسته اى ايران را از اميرآباد به نهاد ديگرى به نام شوراى عالى امنيت در ضلع جنوبى پايتخت منتقل كرد. مردان هسته اى ايران به ناچار پشت سر ديپلماتها نشستند. در حلقه ديپلماتهاى تحت رياست حسن روحانى هرچند، نماينده سازمان هسته اى ايران حضورى ثابت دارد اما كسى ترديد ندارد كه عاقبت اين نهاد ديپلماسى است كه در بالاترين سطح نظام سرنوشت پرونده هسته اى كشور را رقم خواهدزد. اكنون مردان سازمان هسته اى ايران در پايان دو سال كشمكش نفس گير و بالغ بر ۱۰۰مرحله بازرسى به يك چيز مى انديشند و آن حفظ مجموعه اى از پروژه هاى سه گانه هسته اى در اصفهان، نطنز، اراك است كه محمدسعيدى شخص شماره ۲ سازمان به عنوان ميراث فناورى اتمى ايران از آن ياد مى كند. «محمد سعيدى»معاون برنامه ريزى و امور بين الملل سازمان انرژى اتمى كه عضو ثابت جلسات بازرسان و ديپلماتها از تهران تا وين و پاريس بوده نگاهى آميخته از بيم و اميد در تحليل مناقشه توانفرساى هسته اى دارد.
بحث فعاليت هاى هسته اى ايران موضوعى مسبوق به سابقه است، به عنوان يكى از مديران سازمان انرژى اتمى ايران، بگوييد كه ماجرا از كى و كجا آغاز شد؟ و چه مقدار آن با اتكا به كمك شركاى خارجى و چه ميزان متكى به توانايى داخل بوده است؟
در اوايل دهه ۵۰ برنامه اى تنظيم مى شود كه ايران بايد ظرف ۲۰ سال ۲۳ هزار مگاوات برق توليد و وارد مدار كند، اين برنامه در سال ۱۳۵۵ تنظيم شده و سازمان انرژى اتمى موظف به پيگيرى آن مى شود. در كنار توليد برق هسته اى يكى از برنامه هايى كه در همان دهه ۵۰ در دستور كار قرار مى گيرد تأمين سوخت هسته اى براى نيروگاههاى با ظرفليت ۲۳ هزار مگاوات برق بود. آن موقع استدلالى كه وجود داشت همين بود كه چون منابع ما محدود است بنابراين بايد به دنبال منابع جايگزين بگرديم. از طرف ديگر سوخت هسته اى به عنوان يك عامل استراتژيك براى بهره بردارى از نيروگاههاى اتمى براى هر كشورى اهميت خاص دارد از جمله براى كشور ما كه هميشه دنبال آن بوده كه دانش و فن آورى روز را به كشور وارد كند. به دليل عدم استقبال آمريكايى ها مذاكرات مربوط به سوخت هسته اى با آمريكا و فرانسه و انگليس ناتمام باقى مى ماند، استدلالى كه امروز درباره تأمين سوخت هسته اى از خارج مطرح است و بعضاً محافلى مطرح مى كنند كه حاضريم سوخت هسته اى شما را تأمين كنيم آن موقع هم مطرح بوده است.
پس تشويق ايران براى هسته اى شدن در قبل از انقلاب منهاى بحث سوخت هسته اى بوده است؟
دقيقاً ، تشويق وجود داشته اما منهاى بحث سوخت لذا هميشه دغدغه كشور اين بوده كه راهى پيدا كند تا سوخت هسته اى را خود تأمين كند چرا كه منابع سنگ اورانيوم و توانمندى و دانش آن در كشور وجود داشته است. در همان ايام در موردنيروگاههاى اتمى دو قرارداد قطعى تنظيم مى شود يكى با كشور آلمان براى دو واحد نيروگاه در بوشهر هر كدام به قدرت ۱۲۰۰ مگاوات و دو واحد ۹۰۰ مگاواتى با فرانسه در دارخوين اهواز، بعد از انقلاب هر دو اين كشورها اعلام مى كنند كه حاضر به ادامه همكارى نيستند، البته فرانسوى ها يك تعهدديگر هم داده بودند براى مركز تكنولوژى اصفهان مبنى بر اين كه يك سرى وسايل تحقيقاتى - آموزشى براى پشتيبانى فنى و تحقيقاتى نيروگاههاى بوشهر و دارخوين ايجاد كنندكه حاضر به انجام آن هم نشدند. بعد از انقلاب و دوران جنگ هميشه يكى از برنامه هاى كشور اين بوده كه به شكلى بتواند نيروگاه بوشهر را تكميل كند، مى دانيد كه اوايل انقلاب نگرش هايى به وجودآمد كه اساساً ما تكنولوژى و انرژى هسته اى نمى خواهيم در آن ايام صرفاً شهيد بهشتى بود كه در برابر اين تفكر ايستاد و گفت حتماً بايد نيروگاه بوشهر تكميل شود. به هر حال در دوران جنگ اين موضوع راكد باقى ماند تا اينكه در اوايل دهه ۹۰ يعنى سال ۱۹۹۲ يك موافقت نامه با كشور روسيه در خصوص همكارى هاى هسته اى صلح آميز تنظيم شد و به تبع آن يك موافقت نامه براى تكميل واحد اول بوشهر بين ايران و روسيه تنظيم گرديد كه همين موافقت نامه در سال ۱۹۹۴ و ۹۵ تبديل به قرارداد تكميل واحد اول بوشهر شد اما به دليل مشكلات مديريتى موجود در قرارداد پروژه پيشرفتى نكرد تا اينكه سال ۱۳۷۶ با روى كار آمدن دولت جديد برنامه اى تنظيم و شورايى به نام شوراى عالى فن آورى زير نظر رياست جمهورى تشكيل شد و بنابراين مى شود كه برنامه صلح آميز ايران در اين شورا بررسى شده و سازمان انرژى اتمى به عنوان مجرى مصوبات تعيين مى گردد.
ببخشيد، اما تا قبل از سال ۷۶ و تشكيل دولت خاتمى ، ايران فعاليت هاى هسته اى گسترده اى مثل پروژه ucf اصفهان و... را شروع كرده بود و نمى توان آغاز قضيه را به دولت خاتمى مربوط دانست.
بله، اين كه مى گويم بحث نيروگاهها است، موارد مورد اشاره شما را هم خواهم گفت. در دهه ۶۰ يكى از دغدغه هاى ما اين بود كه بتوانيم به دانش پايه سوخت هسته اى برسيم كارهايى درحد آزمايشگاهى و نه صنعتى انجام شد تا اينكه در دهه ۹۰ ميلادى و دوره اول دولت آقاى هاشمى رفسنجانى قراردادى با كشور چين تنظيم شد براى توليد مواد اوليه سوخت هسته اى به عنوان پروژه ucf يا تأسيسات فرآورى اورانيوم در اصفهان ، از طرف ديگر با چين توافق شد كه آنها يك نيروگاه ۳۰۰ مگاواتى در منطقه دارخوين ايجاد كنند، يعنى چينى ها در بحث نيروگاه و هم چرخه سوخت با ايران همكارى كنند، اين قرارداد در سال ۱۹۹۲ بعد از سفر آقاى هاشمى به چين تنظيم شد ولى به علت فشار آمريكا به چين عملاً هر دو قرارداد فسخ مى شود، با فسخ اين دو قرارداد اول واحد نيروگاه اتمى معلق مى شود و بعد از آن در سال ۱۳۷۵ چينى ها رسماً اعلام مى كنند حاضر به انجام پروژه ucf هم نيستند.
پس چينى ها هم مانند غربى ها يك بار ايران را با خلف وعده و زيان بزرگ مواجه كرده اند؟
بله، تنها كارى كه چينى ها در خصوص توليد مواد اوليه كرده بودند عبارت بود از يك سرى طراحى مفهومى پروژه و آموزش يك عده نيرو، اقدام ديگرى نه از نظر ساختمانى و نه ساخت تجهيزات انجام نشده بود، پس اين برنامه هم به حالت معلق درآمد و صرفاً كار واحد اول بوشهر با روس ها ادامه پيدا كرد. از سال ۷۶ تصميم گرفته مى شود برنامه جامعى براى نيروگاههاى اتمى تنظيم و سازمان انرژى اتمى مجرى آن شود ودر زمينه توليد سوخت هسته اى هم كشور كار خود را آغاز كند.
اين برنامه را چه كسى تنظيم كرده و سازمان را مجرى آن قرار داد؟ يعنى تصميم گيرى و تقسيم كار را چه نهادى انجام داد؟ و چه اقداماتى طبق برنامه بايد صورت مى گرفت؟
برنامه تدوين شده در سازمان انرژى اتمى در شوراى عالى فن اورى به تصويب رسيده وبه سازمان ابلاغ شد، پس با تصويب شوراى عالى ، مجرى برنامه سازمان انرژى اتمى معين مى شود در اين برنامه چند فرآيند را بايد دنبال مى كرديم اول يك مجموعه هفت هزار مگاواتى را سازمان بايد تا سال ۱۴۰۰ ساخته و وارد مدار كند، از سوى ديگر در زمينه توليد سوخت هسته اى با توجه به توان داخلى برنامه اى تنظيم و به اجرا درآمد، همچنين مسيرى روشن شد كه بتوانيم مجتمع آب سنگين و رآكتور تحقيقاتى آب سنگين را هم داشته باشيم.
آقاى سعيدى در دنيا مرسوم است كه براى دستيابى به فن اورى هسته اى يكى از اين راههايى كه بر شمرديد استفاده مى شود، معمولاً يك كشور متقاضى اين فن آورى با يك كشور برخوردار هماهنگ شده و يك طريق را پيش مى برند مثلاً انتخاب مسير توليد سوخت با روش غنى سازى و ختم آن به رآكتور آب سبك ولى ايران همه راههاى كسب اين فن آورى را يكجا رفته است ، چرا؟
چون كشورى حاضر به همكارى با ما نبود و محدوديت هاى ما براى انتقال تكنولوژى هسته اى زياد بود در اواخر سال ۷۶ هر دو مسير غنى سازى و رآكتور آب سبك و همچنين روش رآكتور آب سنگين را بررسى و امكان عملى آنها را پيش بينى و آغاز كرديم،مسير اول عبارت است از ايجاد مجتمع ucf اصفهان، تأسيسات غنى سازى نطنز و رآكتور آب سبك بوشهر. از ميان اين طرح ها رآكتور بوشهر درسال ۷۶ عملاً ۲/۵ درصد پيشرفت پيدا كرد و كارها به خاطر مشكلات مديريتى با طرف خارجى راكد ماند لذا در جهت ايجاد جهش الحاقيه اى تنظيم و پروژه به صورت كليدى در اختيار روس ها قرار گرفته و با هماهنگى طرف ايرانى كار آغاز شد، در حال حاضر اين پروژه با بيش از ۸۰ درصد پيشرفت مواجه است، تجهيزات اصلى اين پروژه نصب شده و اميدواريم ظرف يك سال آينده مراحل راه اندازى آن را آغاز كنيم. در مورد پروژه ucf كه قرار بود چينى ها از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۳ آن را به اتمام برسانند بعد از لغو قرارداد در امكان سنجى ديديم كه شركت هايى در داخل امكان طراحى كار را دارند، در همان سال ها عده اى باور نداشتند اين پروژه قابل اجرا باشد، بعد از آغاز كار كه سال ۷۹ كليد خورددر دى ماه سال گذشته مجتمع آماده راه اندازى شد و نهايتاً از اسفند۸۲ رسماً راه اندازى آن آغاز گرديد ، يعنى از اوايل سال ۷۹شروع كرديم و در پايان سال ۸۲ آماده راه اندازى شديم، البته واقعاً يك كار شبانه روزى انجام شد، مداوم و سه شيفته كار مى شد و شركت هاى زيادى براى ساخت تجهيزات حساس پروژه به خدمت گرفته شدند.
فكر مى كنم در همان ايام بود كه نامه سه كشور اروپايى انتشار يافت مبنى بر اينكه« اين كار را انجام ندهيد چون تصوير شما را در چارچوب توافق هاى صورت گرفته مخدوش مى كند» يعنى اين كار باعث افزايش حساسيت ها هم نسبت به فعاليت هسته اى ايران گرديد درست است؟
آن نامه اروپايى ها درتابستان سال ۸۲ بود و ucf در دى و بهمن ۸۲ آماده راه اندازى شد و در مدت ۲۰ روز توليد uf4 انجام شد و در خرداد ۸۳ براى اولين بار در كشور uf6 توليد شد، بدين ترتيب اميدوارى زيادى در كشور ايجاد شد چون با توكل به خدا و بهره گيرى از استعداد بچه هاى ايرانى و مديريت خوب پروژه ظرف سه ماه مراحل توليد uf4 و uf6 را در مقياس صنعتى انجام داديم. اين براى اروپايى ها جذاب بود كه ايران با اين سرعت و بدون اتكا به نيروهاى خارجى به موفقيت دست يافته است. بررسى هاى آژانس و گزارش هاى متعدد اثبات كرده كه اين كارتوسط نيروهاى داخلى انجام شده است در اين زمينه با مديران پروژه ها از طرف آژانس صحبت شد و براى آنها احراز گرديد كه جز در نيروگاه بوشهر كه كار با روس ها دنبال مى شود در هيچ كدام از پروژه هاى سازمان انرژى اتمى نه شركت خارجى حضور دارد و نه فرد و متخصص خارجى و به جز بازرسان آژانس افراد خارجى به سايت هاى ما رفت وآمد نداشته اند. از شهريور ۸۳ ، ۲۰ تن uf4 و ۳/۵ تن uf6 براى اولين بار در كشور توليد شد كه مصادف شد با بحث تعليق چرخه غنى سازى و پذيرش آن در قالب توافق نامه پاريس.
در بحث اتكا به نيروهاى داخلى آيا همانطور كه گفته مى شود جمعى از دانشجويان صنعتى شريف همه كارها را پيش برده اند؟ ما مى بينيم كه مراكز وزارت دفاع و نيروهاى مسلح هم مورد بازرسى قرار مى گيرند، آيا بخش هاى زيادى در كشور درگير كار اين پروژه هستند ؟ كفيل و حتى مجرى اصلى كيست؟ آيا همه اختيارات در دست سازمان انرژى اتمى است؟
هيچ كدام از تأسيسات هسته اى ايران در اختيار هيچ ارگان نظامى نيست، آنچه به عنوان تأسيسات هسته اى شناخته مى شود همه زير نظر سازمان انرژى اتمى بوده و به آژانس بين المللى انرژى اتمى اعلام شده است.
جناب سعيدى ، نمى توان گفت سازمان انرژى اتمى با كمك دانشجويان شريف مثلاً بحث ساخت سانتريفوژها را به تنهايى انجام داده اند مسلماً براى چنين پروژه پيچيده و كاملاً مدرن تداركات و حمايت هايى نياز بوده است. لذا لازم است كه اين مسأله تشريح شود كه مديريت پروژه ها با كى بوده است؟
توضيح مى دهم ، مسأله اى براى پنهان كردن نيست، در سال ۷۶ وقتى برنامه ها تنظيم شد يك محور برنامه آن بود كه جذب نيرو كنيم، اين كار زير نظر مديريت هاى سازمان انجام شد. مثلاً معاونت سوخت براى توليد سوخت نيرو جذب كرد يا ديگران ، در سال ۷۷ افراد نخبه رتبه هاى اول تا پانزدهم چند دانشگاه مثل شريف، تهران، اميركبير ،علم و صنعت ، صنعتى اصفهان ، تبريز و شيراز را گزينش و جذب كرديم در گرايش هايى مثل شيمى ، فيزيك ، مكانيك و الكترونيك ، آنها را در پروژه هايى كه تعريف كرده بوديم پخش كرديم اكثر آنها هم فوق ليسانس ، ليسانس و دكترا بودند، آژانس هم اغلب آنها را مى شناسد، سازمان براى آنها مدير پروژه گذاشت ، مثلاً در ucf تا به حال ۲۵۰ نفر كار كرده اند كه همه از اين نيروها هستند، لذا هيچ ارگان دولتى غير از سازمان انرژى اتمى درگير پروژه ها نبوده است.
گزارشهاى زيادى هست كه متخصصين بسيارى از ايران در مراكز تحقيقاتى و اجرايى اروپا و آمريكا هستند يا در بحث فرار مغزها گفته مى شود سهم فارغ التحصيلان رشته هاى مربوط به اين حوزه زياد است، همينطور متخصصان هسته اى پا به سن گذاشته ايرانى كه شما سراغ آنها نرفته ايد هم زيادند چرا با وجود اين سرمايه هاى فكرى به سربازهاى دانشجو اكتفا شده، آيا اين خود تداعى كننده يك مفهوم نيست.؟
بحث سربازهاى دانشجو نبود، بخش كوچكى از پروژه ها كسانى را در برمى گرفت كه فوق ليسانس يا دكترا داشتند ودوره خدمت خود را مى گذراندند. تمام نيروهايى كه در داخل توانمندى و اساساً ميل به همكارى داشتند به كار گرفته شدند، برخى خود تمايل نداشتند، ولى يكى از برنامه هاى سازمان استفاده از همه توان كشور است لذا درها را باز كرديم، الآن اساتيدى كه ارتباط ارگانيك با سازمان ندارند هم با ما همكارى دارند. در مورد متخصصان مقيم خارج به دليل برخى محدوديت ها عموماً تمايلى براى همكارى وجود نداشته ولى الآن درخواستهاى زيادى مى شود وخود من ايميل هاى زيادى داشته ام كه تمايل به همكارى از سوى متخصصان ايرانى خارج از كشور ابراز شده است ما نيز در حال فراهم كردن امكاناتى هستيم كه بتوانيم از اين نيروها استفاده كنيم.در مسيرهايى كه پيشتر برشمردم مسير آب سنگين ناقص ماند كه اگر اجازه بدهيد آن را هم تكميل كنم. رآكتورهاى آب سنگين چه رآكتورهاى تحقيقاتى و چه رآكتورهاى قدرت نياز به دوعامل دارند يكى اكسيد اورانيوم كه ما آن را در كشور داريم و دوم آب سنگين به عنوان كندو خنك كننده. اين مسير را هم آغاز كرديم از سال۷۸ اين پروژه به صورت جدى در منطقه خنداب اراك آغاز شد، طراحى و ساخت ۹۰درصد تجهيزات در داخل كشور انجام شد. در حال حاضر راه اندازى بعضى فازهاى اين پروژه آغاز شده و اميدواريم تا پايان سال بهره بردارى از اين پروژه كامل شود، به هيچ وجه هم از شركتهاى خارجى استفاده نشده است.
كار پروژه UCF اصفهان همزمان با مذاكرات ايران با اروپا و آژانس پيش رفت لذا آنها هم هشدارهاى خود را دادند، در نهايت وقتى به بهره بردارى صنعتى UCF رسيديم، پروژه شامل تعليق شد، فكر نمى كنيد آب سنگين اراك هم چنين وضعى پيدا كند؟
اساس تعليق بر كوتاه مدت بودن آن و اعتمادسازى براى اثبات صلح آميز بودن اقدامات ايران است، مبناى تعليق همين است، يعنى در يك مدت كوتاه حاضريم اعتماد لازم را به وجود بياوريم، اروپا در پى آن بود كه بداند برنامه هسته اى گذشته ايران به سمت يافتن سلاح هسته اى بوده يا خير؟ اين اطمينان به واسطه اذعان يك داور بين المللى (آژانس اتمى) ايجاد شده است، بنابراين اساساً ما همين الآن هم دليلى براى ادامه تعليق نداريم، منتها به اروپايى ها گفته ايم براى اينكه به يك توافق بلندمدت برسيم حاضريم براى يك زمان محدود تعليق را ادامه بدهيم، لذا منتظريم بعد از توافق با اروپا تعليق را برداريم، در اين شرايط دليلى براى گسترش تعليق مثلاً به يك رآكتور تحقيقاتى خاص وجود ندارد.از نظر ايران شايد همه چيز عادى تلقى شود ولى آنها هنوز به ايران مى گويند تعليق را نگه داريد، يعنى وضع ايران را هنوز اضطرارى و ويژه محسوب مى كنند.هيچ ويژگى فوق العاده اى مسائل هسته اى ايران ندارد همه تأسيسات ما به آژانس گزارش شده است، پروتكل الحاقى قبل از تصويب در مجلس اجرايى شده بازرسى هاى تكميلى هم در حال انجام است.
پس از فردا مى شود غنى سازى را آغاز كرد؟
عملاً مشكلى نداريم، البته چون كشور طبق موافقت نامه پاريس، توافق كرده تعليق را نگه مى داريم تا در مذاكرات به تفاهم كلى برسيم، بعد آن دليلى براى ادامه تعليق پروژه ها وجود ندارد.
توافق كلى مورد نظر حول چه خواهد بود؟ آيا مسأله همان تضمين هاى عينى و محكم نيست كه غنى سازى ايران به سمت سلاح هسته اى نرود؟
خير، حول مواردى است كه در موافقت نامه پاريس آمده است.
هسته اين توافق چيست؟ آيا مسأله اصلى تضمين ها نيست؟
در اين قالب بله، تضمين عينى اصلى ترين مسأله است، در اين خصوص بايد با اروپايى ها به تفاهم برسيم كه ايران تضمين مى دهد كه برنامه هايش به سمت سلاح هسته اى حركت نمى كند، در اينجا بهترين مكانيزمى كه تا الآن عقل جمعى دنيا به آن رسيده پروتكل الحاقى است پروتكلى كه تنظيم شده تا كشورها به سمت سلاح هسته اى نروند، مبناى پروتكل آن است كه معاهده NPT روزنه هايى دارد كه كشورها از آن استفاده مى كنند لذا معاهده NPT بايد تقويت شود. مقوم NPT هم پروتكل الحاقى است و كشور ما هم قبل از تصويب اين پروتكل در حال اجراى آن است، اين بهترين تضمين عينى براى اروپايى هاست، مكانيزمهاى پروتكل به گونه اى است كه كشورها ديگر نمى توانند به سمت سلاح هسته اى بروند.
با اين اوصاف كه مى گوييد، پس مشكل بيشتر به عملكرد گذشته ايران باز مى گردد يعنى اين قضيه كه گفته مى شود ايران به موازات فعاليت هاى اتمى، بسترسازى و كار حقوقى و سياسى لازم را صورت نداده است.
خير اين طور هم نبوده است، در هيچ كجاى گزارشهاى آژانس دليلى ذكر نشده كه ايران مقررات را نقض كرده است، چرا؟ چون ما براساس موافقت نامه ها الزامى به اعلام زودهنگام فعاليت هايمان نداشتيم وبايد ۱۸۰روز قبل از اينكه مواد هسته اى را وارد يك سايت مى كرديم، موضوع را به آژانس اطلاع مى داديم، هيچ گاه اين زمان فرا نرسيده بود، تنها پروژه ما كه مصداق پيدا مى كرد UCF بود كه آن را هم ۹ماه قبل از موعد به آژانس اعلام كرديم. البته از سال۱۳۷۶ اين پيش بينى مى شد كه وقتى در چندجبهه پروژه هاى هسته اى در يك زمان گزارش شود حساسيت هاى دنيا و بخصوص آمريكايى ها برانگيخته خواهد شد، ما يا بايد زودتر اعلام مى كرديم كه براى اين كار دليل قانونى وجود نداشت و باعث افزايش محدوديت ها عليه ما مى شد يا اينكه بدون تخلف حقوقى مسير خود را دنبال مى كرديم و در زمان خوب پروژه مان به آژانس اعلام مى كرديم، اگر زودتر اعلام كرده بوديم هيچ كدام از پروژه هاى UCF، آب سنگين و غنى سازى امروز به ثمر نرسيده بود، پس ضمن مراقبت لازم حركت هوشمندانه اى انجام شد تا تخلف حقوقى صورت نگيرد.
آقاى سعيدى شما مى گوييد كارها درست انجام شده من هم نمى گويم كه اينطور نيست ولى اجازه بدهيد وضع موجود را بازبينى كنيم آن هم جداى از بحث فشارهاى آمريكا. ايران الآن با اروپا و آژانس در حال مذاكره است، در اين ميان اروپا اهرم سياسى و آژانس اهرم فنى است اين دو قدرت با يك رويه با ايران مواجه شده اند. ايران هم در مقابل رويه خاص خودش را اتخاذ كرده است رويه ايران هم اين است كه همكارى و مذاكره مى كند و از سوى ديگر پروژه ها را به سرعت پيش برده و گزارش مى كند، سؤال اين است كه به نظر شما اين مدل از تعامل ما با اروپا و آژانس مشكلات را حل مى كند يا تنگناها را افزايش مى دهد؟ طرفهاى غربى معتقدند كه در زمان تعليق براى اعتمادسازى، پيشبرد پروژه هاى ديگر و بسنده كردن به گزارش آنها به آژانس صرفاً قراردادن طرف مقابل در برابر عمل انجام شده است؟
فكر مى كنم صورت مسأله را دقيق مطرح نكرديد، آنچه ما پذيرفته ايم تعليق پروژه هاى نطنز و اصفهان است، نسبت به آنچه پذيرفته ايم پايبند هستيم و آژانس هم به صورت روزانه بر آن نظارت دارد. اما مثلاً كار در معدن ساقند يا پروژهZPP كه زيركونيوم توليد مى كند كه ديگر جزو تعليق نيست، ما بايد كار كنيم و ابايى نداريم كه بگوييم، چون كار خلافى نمى كنيم.
آيا قبول نداريد كه پروژه شما جنبه محرمانه داشته است؟ مثلاً درباره همين پروژه ها و اقدامات تا چندسال پيش هيچ حرف نمى زديد، يا چهارسال پيش حتى مطبوعات داخل نمى توانست هيچ گزارشى از سازمان شما دريافت كند، اما الآن ما نمايندگان مطبوعات با شما رو به رو مى شويم، مديران شما هم اخبار تازه اى منتشر مى كنند، فكر نمى كنيد اگر آن موقع اطلاع رسانى دقيق مى كردند بخشى از مشكلات رفع مى شد؟
ببينيد اگر ما از اول باز برخورد مى كرديم، هيچكدام از طرحها به ثمر نمى رسيد، از همان زمان كه شروع كرديم به اعلام رسمى پروژه ها تمام مسيرهايى كه از آنها ۱۰درصد تجهيزات وارد مى كرديم به روى ما مسدود شد. سؤال شما اين است كه چرا الآن صداى ما در آمده كه بجاست وپاسخ هم دارد.
سؤال قدرى بيشتر از اين است، گزارش دهى و اعلام هاى شما در زمانى است كه پذيرفته ايد تا رفع نگرانى ها اقدامات در تعليق باشد و مدتى دست نگه داشته شود.
بله! اما توافق شده كه در چه مواردى دست نگه داريم؟
آنها صحبت از يك تصوير كلى مى كنند، چرا به قول شما توافق شده غنى سازى فعلاً در تعليق باشد؟ براى اينكه مى تواند كاربرد دوگانه داشته باشد، مگر آب سنگين نمى تواند كاربرد دوگانه داشته باشد؟ من نمى گويم چرا چنين مى كنيد، سؤالم اين است كه اين كارها مشكل را حل مى كند؟
آب سنگين يك شبه فعال نشده است از يكسال و نيم پيش طبق مقررات كار شده، اگر قرار است اروپايى ها هر روز به شاخه اى بپرند بازى بايد برهم بخورد چون مبنا ندارد، شما اگر چارچوبى را پذيرفته ايد بايد طبق آن عمل كنيد. غير از اين يك زورگويى مضاعف است. ما تعليق را پذيرفته ايم تا در مذاكره ابهامها برطرف شود، حالا اگر قرار باشد همه تأسيسات ما زير سؤال برود مبنايى در كار نيست.
ولى به نظر مى آيد كه حتماً به اين علت پروژه هايتان را در اين مقطع اعلام مى كنيد چون فكر مى كنيد در روند مذاكره با غرب مؤثر است و به اين مذاكرات كمك مى كند وگرنه اعلام نمى كرديد.
وقتى ZPP ما به توليد مى رسد و قصدى براى استفاده غيرصلح آميز نيست چه دليلى دارد كه آن را اعلام نكنيم؟ ما از اروپايى ها خواسته ايم مثل چينى ها و غيرمتعهدها بيايند و تأسيسات هسته اى ما را ببينند، كار خلافى انجام نمى شود، لذا درهاى تأسيسات ما باز است و از محاسبه باكى نداريم. پس كاركرد اين رويه در بحث تبليغاتى اين است كه مى گوييم ما كارهايمان را رو و عيان انجام مى دهيم.
اما در بحث تبليغاتى مى دانيد كه جلو نيستيد، مثلاً در فاصله هر شوراى حكام يكى از مراكز هسته اى ايران را در بوق و كرنا مى كنند، ايرانى ها مى گويند اينجا چيزى نيست، بعد آقاى البرادعى و بازرسانش مستقيم سراغ همانجا مى روند و يك فصل از گزارش آنها به همان محل اختصاص مى يابد، آخرين مورد پارچين بود و اين يك روال تكرار شونده است، اينطور نيست؟
بحث سايت هاى هسته اى از مراكز و محل هاى ديگر كه مورد اتهام قرار گرفته اند جداست. آمريكايى ها در مورد محلهايى يك سرى اتهام مطرح كرده اند، بعد معلوم شده به لحاظ فنى هيچ چيز در آنجا نبوده است.
اشاره من به يك روال تكرار شونده است كه احتمالاً بخش غالب آن هم سياسى است، جناب عالى پاسخ صرفاً فنى و حقوقى مى دهيد كه بحث مراكز از هم جداست و آمدند ديدند چيزى نبود و...
براى اينكه من آدم سياسى نيستم و ديدگاهم فنى و حقوقى است.
اما مذاكرات هسته اى ايران و اروپا كه شما هم در آن هستيد، اصولاً در چارچوب سياست بين المللى قرار دارد و نه صرفاً حقوق بين المللى.
من درمذاكرات مسؤوليت سياسى ندارم اما اگر به قول شما مذاكرات در چارچوب سياست بين الملل است همين امروز بايد قطع شود، چون دراين صورت وارد يك بازى شناورمى شويد كه اصلاً مبنايى ندارد.
شايد بخاطر همين ديدگاه است كه در محافل داخل اين تصور وجوددارد كه اهالى سازمان انرژى اتمى از مذاكرات راضى نيستند، اينطور نيست؟
بله ما ناراضى هستيم، ما واقعاً با تعليق موافق نبوديم و به اجبار پذيرفتيم، مگر ما بايد از تعليق راضى باشيم؟ وزارت امورخارجه و خود آقاى روحانى هم راضى نيستند، از بالا تا پايين درمملكت همه ناراضى اند، تعليق را درحالت تنگنا قبول كرديم نه درحال رضا و رغبت، اين امر پوشيده اى نيست، وزارت خارجه و شوراى عالى امنيت هم همين ديدگاه را دارند.
بله تعليق محدوديت است، اما فراتر از آن به نظر مى آيد سازمان انرژى اتمى الآن با روش اتخاذشده براى حل و فصل موضوع مخالف است و براين باور است كه كار را بايد بدون مزاحمت انجام و ادامه بدهد.
چه كسى در سازمان انرژى اتمى چنين گفته؟ من بايد بگويم كه تا به حال چنين نگفته ام.
مصاحبه هاى امسال آقاى آقازاده با سال گذشته خيلى تفاوت پيداكرده، سال قبل، بعد از ضرب الاجل ۴۸ روزه شوراى حكام، ايشان اولين نفرى بود كه از ادامه همكارى با آژانس صحبت كرد، اما حالا دائم از دشوارى مذاكرات و صعب العبور بودن مسير سخن مى گويد.
بله، همين طور است، دشوارى راه تنها بحث آقاى آقازاده نيست، آقاى روحانى و وزير امورخارجه و ديگران هم همين ديدگاه را دارند، در بحث تضمين هاى عينى يا تعهدى كه اروپايى ها مى خواهند بدهند آيا مسأله كاملاً روشن است؟ من مى گويم نيست نه براى آقاى روحانى نه آقازاده و ديگران، ما تازه توافق و مذاكراتى را با اروپا آغازكرده ايم.
كه احتمال برهم خوردن آن وجوددارد؟
نه، يعنى نمى دانم، تلاش ما اين است كه به نتايج روشن برسيم، مگر اينكه اروپايى ها بخواهند آن را برهم بزنند، در كشور هيچ تصميمى بر برهم زدن مذاكره نيست، مگر اروپايى ها به دلايلى مثل تاب نياوردن فشار آمريكا بخواهند چنين شود، ما اگر مى خواستيم توافق برهم بخورد كه زيربار تعهد نمى رفتيم، ما دو هدف داريم. ۱- ادامه برنامه صلح آميز هسته اى كه كشور خودش آن را به وجود آورده، خط قرمز ما اينجاست. ۲- از طرف ديگر مى خواهيم به هرشكلى شده به دنيا اطمينان بدهيم كه مى خواهيم تعامل و همكارى داشته باشيم. بحث توافق پاريس و تضمين عينى آن است كه بفهمانيم به سمت سلاح هسته اى نمى رويم همين. در توافق پاريس نيامده كه ما از برنامه هسته اى دست برداريم، تعليق و اعتمادسازى يك بحث ثانوى است براى اينكه نشان بدهيم برنامه مان صلح آميز است و حاضريم براى آن تضمين بدهيم.
تضمين هم كه بالاترين حدش مى شود پروتكل الحاقى كه ايران اجرا كرده است و به اين ترتيب بحث تمام است؟ اما عملاً بحث هنوز ادامه دارد.
جامعه جهانى بالاتر از پروتكل چيزى ندارد، اما بحث پروتكل هم تمام شده نيست، چون يكى از خواست هاى اروپا آن است كه پروتكل تصويب شود، آنها مى گويند شما پروتكل را داوطلبانه اجرامى كنيد، شايد روزى بگوييد ديگر داوطلبانه اجرا نمى كنيم. عقل جمعى دنيا برگ برنده اى روى پروتكل الحاقى رونكرده است. پس بحث خيلى روشن است و از نظر سياسى و حقوقى ما مسير درستى را پيش گرفته ايم. ما نمى خواهيم مذاكره برهم بخورد مگر اينكه آنها بخواهند يا نتوانند كه بحثى ديگر است.
وقتى مذاكره برهم بخورد، هرطرف مى گويد، طرف مقابل مسؤول و مقصر بوده و او باعث برهم خوردن مذاكره شده است.
شما از موضوعى صحبت مى كنيد كه معلوم نيست واقع شود و احتمال آن ۵۰ درصد است، اينكه آقاى آقازاده و ديگران مى گويند مذاكره دشوار است. براى همين است چون هنوز اطمينان برگشت ناپذيرى نسبت به اروپا وجودندارد، ما نمى دانيم آنها مى خواهند بازى را ادامه بدهند يا نه؟ چون موضع آنها توقف فعاليت هاى ماست، حال درمذاكرات بايد موضع آنها تغيير پيداكند، به اين صورت كه ما بگوييم بسيار خوب شما بحث توقف را بخاطر نگرانى از توليد سلاح مطرح مى كنيد، ما به شما اطمينان مى دهيم كه به اين سمت نخواهيم رفت و حاضريم محكمترين تضمين هاى موجود دردنيا را هم بپذيريم. پس مسير روشن است.
به همين روشنى كه مى گوييد؟
گفتم مگر اينكه اروپا كم آورده و بخواهد كار را برهم بزند، كه ديگر تصميم آنها دراختيار ما نيست.
اروپا از ايران خواسته ضمن تعليق بخشى از اقدامات، مذاكره صورت بگيرد، درمقابل مسؤولين ايران مدلى را طراحى كرده اند كه بخشى از كارها طبق توافق در تعليق باشد و در قسمت هاى ديگر سه شيفته كار شود. كارى كه مى كنيد آيا كمكى به وضعيت پرونده خواهدكرد؟ و مفهوم آن اين مى شود كه به دانش هسته اى دست پيداكرده ايد؟
مفهوم مخالف حرف شما اين است كه كارها را تعطيل كنيم يا تبليغات نكنيم؟
سؤال روشن اين است كه مدل يادشده آيا كمكى به وضعيت پرونده ايران خواهدكرد يا نه؟
چرا كه نه؟ ما دچار كمبود زمان هستيم، معلوم نيست كه برنامه ها را دو يا سه سال بعد بتوانيم اين گونه ادامه بدهيم، با نظامهاى حقوقى كه طراحى كرده و تحويل كشورها مى دهند معلوم نيست كشورهاى ديگر به راحتى بتوانند چرخه سوخت را دنبال كنند، همينطور روش راكتورهاى تحقيقاتى آب سنگين را. ممكن است تا چندسال آينده تكنولوژى را اختصاصى كنند، بنابراين ما زمان زيادى نداريم و بايد خود را برسانيم به مرحله اى كه بگوييم داراى تكنولوژى چرخه سوخت هستيم اگر الآن NPT و پروتكل الحاقى را داريم فردا ممكن است. معاهدات جديدى بيايد كه امكان حركت را از ما سلب كند.
من نمى گويم كار نبايد با سرعت دنبال شود، اما بايد به تبليغات غرب هم توجه كرد، مخصوصاً آمريكا كه مى گويد مذاكره ايران صورى و غيرصادقانه براى زمان خريدن و پيشبرد برنامه هايشان است.
كاملاً درست است، بعد از مذاكرات بروكسل كه آقاى روحانى هم حاضر بودند بلافاصله گروههاى كارى تشكيل شد، يعنى درزمان تعطيلات كريسمس آنها در ايران روزانه جلسه تشكيل شد، درمورد اينكه مذاكراتمان با اروپا چگونه باشد. تا هم با اروپا به تفاهم برسيم و هم برنامه صلح آميز خود را پيگيرى كنيم، كشور موضوع را جدى گرفته چون معاهده فعلى به زيان ما بوده و نه به سودمان، آقاى روحانى به اروپايى ها گفته ما در فضاى باز هستيم و باران و برف بر سرمان مى ريزد و شما در فضايى هستيد كه سقف بالاى سرتان است، ما هستيم كه تعليق قبول كرده ايم، پس ما عجله داريم براى پيشبرد امور و ازسرگيرى غنى سازى، طبيعى است كه اروپا عجله نداشته باشد. تصميم كشور اين نيست كه تعليق تا بى نهايت ادامه پيداكند، ما هم بايد غنى سازى را دنبال كنيم و هم مسيرهاى ديگر منتهى به راكتورهاى قدرت تا ۷هزارمگاوات، دراين ترديدى نيست و به اروپايى ها هم اعلام شده است.
آقاى سعيدى راكتور آب سبك تحقيقاتى كه اروپايى ها اعلام كرده اند به ايران مى دهند كارهاى كارشناسى اش را سازمان انجام مى دهد؟ قابليت هاى آن چگونه است؟ نظرشما را تأمين مى كند؟
در مواردى مثل سال ومدت و قيمت و نوع انتقال تكنولوژى بايد بحث شود، اگر نوع انتقال به گونه اى باشد كه چيزى شبيه عروسك اينجا بگذاريم و مدام اروپايى ها براى نگهدارى آن به اينجا بيايند فايده اى براى ما ندارد، فقط مى تواند توليد راديو دارو براى ما داشته باشد، دراين صورت نه دانشى براى ما خواهدداشت و نه نيرويى تربيت مى شود.
اگر پيشنهادشان راكتور قدرت باشد شما بيشتر استقبال مى كنيد؟
ما از هر پيشنهادى استقبال مى كنيم اما ما به ازاى پيشنهاد نبايد حذف موردى ديگر باشد.
مى شود گفت دراين مرحله سازمان انرژى اتمى از پيشنهاد راكتور تحقيقاتى آب سبك اروپا چندان خوشش نيامده است؟
بحث خوش نيامدن نيست، فعلاً پيشنهادكلى است و ريز آن بايد معلوم شود تا ما روى آن جواب بدهيم، بايد معلوم شود قدرت راكتور چقدر است؟ فلكس نوترونش چقدراست؟ چند نوع محصول دارد؟ نوع آموزش و قيمت آن چيست؟ عمر مفيد راكتور چقدر است؟ و... اينها هركدام يك سرفصل است كه هركدام زيرفصل هايى متفاوت دارد، اين درحالى است كه ما دانش ساخت راكتورهاى قدرت آب سنگين را دركشور داريم، يعنى يك پيشنهاد در بسته ديگر ما را ذوق زده نمى كند، پس پيشنهاد آنها هم بايد مقرون به صرفه باشد و هم از نظر تكنيكالى به نفع ما باشد.
دو سال پيش كه بحث هسته اى ايران بالا گرفت كارشناسان شما مى گفتند سطح پيشرفت كشور مثلاً ۳۰ از ۱۰۰ است درحال حاضر شما اين سطح را چگونه تعريف مى كنيد؟
نمى دانم ۲۰ يا ۳۰ با چه مقياسى بوده است؟ اين حرف ها يك مقدار كيلويى است، بهتر است وارد نشويم، اما من مى توانم به شما بگويم به صورت مصداقى و دقيقتر كه درچه مرحله اى از دانش هستيم، در بحث چرخه سوخت كه از استخراج تا توليد UF6 و بعد غنى سازى را شامل مى شود. ما به اين دانش رسيده ايم، در بحث گسترش كه بتوانيم سوخت يك راكتور قدرت ۱۰۰۰مگاواتى يا ۷۰۰۰مگاواتى را تأمين كنيم بايد كار را گسترش دهيم ولى به دانش چرخه سوخت رسيده ايم و آژانس هم مطلع است و درگزارش هايش آمده است. اگر توليد مجتمع UCF روزانه ۵۰۰ كيلو است بايد برسانيم به روزى ۲هزاركيلو، اما به اصل دانش رسيده ايم، در شاخه دوم كه توليد آب سنگين است به مرحله راه اندازى رسيده ايم و زمان بهره بردارى كامل حدود عيد امسال است، ما طراحى مفهومى، طراحى پايه و تفصيلى كه ۵۰ درصد كار است را تمام كرده و مرحله دوم كه ساخت تجهيزات و راكتور تحقيقاتى آب سنگين است را تا حد ۸۰ درصد به دست آورده ايم، ۲۰ درصد هم در فرايند كار و ظرف دو سال آينده با ساخت تجهيزات انجام مى شود. پس ما به دانش مسير اول و دوم رسيده ايم وفقط بايد براى توليد انبوه برنامه ريزى كنيم كه بعد از تعليق كار دراين دو مسير انجام بشود.
نسبت به سال گذشته درعين حالى كه تعليق و محدوديت بيشترى دركشور پذيرفته شده اما ازسوى ديگر ايران حالت تهاجمى بيشترى به خود گرفته است، به نظر شما اينطور نيست؟
اگر مصاديق را هم بگوييد براى من جالب است كه بدانم چه تفاوتى ايجاد شده است؟
در مورد سازمان شما، چهره اى از سازمان كه سال قبل بيشتر با مردم سخن مى گفت آقاى صالحى بود كه امسال ديگر نيست يا چهره هاى ديگر كه حتى شايد به اشتباه معتدل تر شناخته مى شوند در حال تغيير هستند ، نمى شود گفت كه حالا راحت تر تصميم هاى دشوار اتخاذ شده ولى تهاجمى تر صحبت مى شود؟
جناب صالحى نماينده سازمان نبود ، نماينده جمهورى اسلامى ايران در آژانس بود ، قبل از ايشان هم نماينده آژانس از طرف سازمان نبود.
بالاخره معلوم نشد صالحى كى بود؟ وزارت خارجه گفت از ما نبود، حالا شما هم مى گوييد از ما نبود، پس از كجا به وين رفته بود؟ البته ايشان امسال خود به مذاكرات انتقاد دارد .
حكم ايشان حكم رياست جمهورى بوده است .
بالاخره به پيشنهاد كى؟
حكم سفير را رئيس جمهورى مى دهد ولى سفير نماينده جمهورى اسلامى ايران است ، حال از هر جا پيشنهاد شده باشد ، البته من مايل نيستم درباره افراد و نقطه نظراتشان صحبت كنم.
بحث من هم در مورد افراد نيست ، صحبت از يك رويه است ، سال گذشته على رغم اينكه جناح هاى سياسى نظرات مختلفى در كشور داشتند و گروههاى قدرتمندى حتى مى گفتند بايد از NPT هم خارج شويم ، اما عملاً آنچه اتفاق افتاد تن دادن به محدوديت به خاطر مصالح و مزايايى بود ، سازمان انرژى اتمى در اين قضيه نقش داشت ، صحبت هاى آقاى آقازاده موجود است ، اما امسال حال و هواى سازمان متفاوت است ، شما هم گفتيد كه ناراضى هستيد ، درست است؟
نگفتم من ناراضى هستم ، گفتم همه در كشور ناراحت هستند .
آقاى روحانى اگر ناراحت است از اين زاويه كه تعليق محدوديت مى آورد درست است ، ولى ايشان بخش عمده صحبت هايش اين است كه تعليق دستاورد داشته و چندين مورد دستاورد را برمى شمارد .
بگذاريد يك بار براى هميشه بگويم آنچه در مورد برنامه هسته اى انجام مى شود ، برنامه كشور است و ما همه مجرى آن هستيم ، در مورد مذاكرات و توافق پاريس اختلاف نظرها فراوان بوده ولى وقتى كشور تعليق را پذيرفت و بعد گسترش داد ، به يك دليل بود كه همان بزرگترين دستاورد است ، اينكه البرادعى در گزارش نوامبر اعلام كرد ايران هيچ انحرافى به سمت سلاح هسته اى نداشته است و سطح بالاى همكارى كشور با آژانس غيرقابل انكار است ، اين موفقيتى بزرگ براى كشور است هر كس بخواهد اين را كتمان كند به نظرم بى انصافى مى كند ، الان در مقطعى هستيم كه بسيارى از اتهامات گذشته از ما پاك شده است ، اگر امروز مى گوييم كار بايد شروع شود براى آن است كه بنا بر گزارش البرادعى موضوعات مطرح قبلى ديگر منتفى است و دستيابى به توافق نبايد دشوار باشد ، نظر آقاى روحانى هم همين است ، اتفاقاً سه ارگان شوراى عالى امنيت ، وزارت خارجه و سازمان انرژى اتمى بسيار با هم هماهنگ هستند ، اگر چنين نبود آقاى آقازاده مسؤوليت كميته هسته اى را نمى پذيرفت . ما مسير قبلى را قبول داشته و معتقديم مسير پيش رو را هم بايد ادامه دهيم ، اتفاقاً حالا به مرحله اى رسيده ايم كه كار بايد به نتيجه برسد .
درباره مراكزى مثل پارچين كه مطرح مى شود ، سازمان چقدر نسبت به مسايل اين مراكز اطلاع و اشراف دارد؟
آن مراكز هيچ ارتباطى با سازمان انرژى اتمى نداشته و ندارند .
بالاخره وزارت دفاع در فعاليت هاى هسته اى همكار سازمان شما هست ؟
در مورد وزارت دفاع، اتهاماتى از سوى آمريكا مطرح مى شود