پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۱ محرم ۱۴۲۶
Thu, Mar 3, 2005
گفت و گو
۳۰۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفت و گويى با «خوزه مورى نيو» ، مربى سال فوتبال جهان
«زيكو» از ژاپن و بازى با تيم ملى ايران مى گويد
مرد اتاق شيشه اى
حميدرضا توسلى
سكانس ۱
روز، داخلى، آپارتمانى در يك شهر شلوغ
زنى ميانسال در وسط هال خانه به شدت از درد مى نالد و به خود مى پيچد. مرد نگران و مضطرب نگاهى به زن آشفته حال مى كند و با دلهره و وحشت دائم به ساعت ديوارى بالاى سرش نگاه مى كند. گريپ فروت، آب ماست، قرص فشار خون و... را براى زنش آماده مى كند... اما فشار همچنان بالا است و مرد مضطرب و رنگ پريده، بار ديگر چشمانش را از بستر بيمار به روى ساعت ديوارى مى كشاند و مى گويد: وقت مناسبى نسيت. شايد همسايه خواب باشد. چند دقيقه مى گذرد... كودك خردسال را به خانه همسايه پايينى مى فرستد. دختر همسايه هراسان به بالين بيمار مى آيد. دستگاه فشار سنج را آماده مى كند... فشار بالاست... خطر ناك است. مينى  موم و ماكسى موم هر دو بالاست...
سكانس۲
شب، خارجى، خيابان شلوغ و پر ترافيك
شب است. پيدا كردن دكتر متخصص در مطب خصوصى، درد سر دارد. مرد در حالى كه دست همسرش را محكم گرفته، از بين چند موتورسوار، عرض خيابان را به تندى پشت سر مى گذارد. زن رمقى ندارد و به سختى به دنبالش، كشان، كشان، گام بر مى دارد. مرد با خودش حرف مى زند:
... اول سرى به دكتر محل مى زنم... خانه و مطب اش در يك جاست. اگر مطب نبود، زنگ خانه را مى زنم... بوق ماشين خيابان از پشت سر، حواس اش را جا مى آورد... از وسط خيابان خود و همسرش را به پياده رو مى كشاند.
سكانس ۳
شب، داخلى، مطب دكتر
دكتر جلو در خانه مى آيد. با هم از حياط وارد مطب مى شوند. اتاق كوچكى است و نماى داخل آن با آستر چوبى پوشانده شده. زن شرح حال مى دهد. دكتر مشغول طبابت است وجواب مى دهد... ليستى از انواع آزمايشات فهرست مى شود...
سكانس۴
صبح روز بعد، داخلى، آزمايشگاهى در بلوار كشاورز
سالن شلوغ است و جاى سوزن انداختن نيست. مرد از ميان جمعيت راهى باز مى كند. دفترچه را روى ميز مى گذارد. آقايى در اتاق پذيرايى دفترچه را بلند مى كند و بلافاصله مى گويد: آقا دفترچه مشكل دارد! صداى زن بلند مى شود و مى گويد: آقا همين ديشب دكتر اين دفترچه را نوشت، چى مى گين شما. كارمند آزمايشگاه با بى حوصلگى مى گويد؛ آخه امروز اول ماهه و اين تاريخ هم مربوط به آخر ماهه! تا الآن دوازده ساعت گذشته، نه نمى شود... زن و مرد اصرار مى كنند. مسؤول پذيرش پا در ميانى مى كند و مى گويد: لطفاً برويد اتاق شيشه اى . اون روبروست.
سكانس ۵
روز، داخلى، اتاق شيشه اى
جوانى داخل اتاق شيشه اى نشسته است. مردمى پرسد: چرا آزمايش را قبول نمى كنيد؟ صدا مى آيد: چون تاريخ مراجعه شما به دكتر آخر ماه بود و امروز كه براى آزمايش آمديد، اول ماه است. دكتر مى توانست به تاريخ امروز بنويسد! مرد مى گويد: آقاجان، ما كه تقصيرى نداريم. حالا چه كنيم؟ مرد اتاق شيشه اى مى گويد: مى توانيد با هزينه آزاد، آزمايشات را انجام دهيد!!
زن بيمار مى گويد: اين كار منصفانه نيست... لحظه اى سكوت مى شود. مرد شيشه اى مى گويد: برويد از دكتر يك برگه جديد به تاريخ امروز بگيريد. زن مى گويد: حالم خوش نيست. نمى توانم. همسرش مى گويد: آقا، دكتر هاى بيمارستان نمى توانند تاريخ را اصلاح كنند؟ مرد اتاق شيشه اى مى گويد: چرا، ولى ويزيت اش آزاده! و بلافاصله ادامه مى دهد: راستى آن طرف خيابان، خانم دكتر فلانى و آقاى دكتر بهمانى، هستند و اين كار را با پانصد تومان انجام مى دهند، اين كار ارزانتره...
سكانس ۶
روز، داخلى، مطب متخصص پوست!
... خانم منشى روى مبل سالن انتظار نشسته است و پلك هايش سنگين است و چرت مى زند. با صداى در كمى هوشيار مى شود و مرد به كنار ميز مى آيد؛ مرد شرح حال مى دهد. منشى بلند مى شود و مى گويد، پانصد تومان آقا. دقيقه اى ديگر از اتاق دكتر باز مى گردد. محتواى آزمايش دفترچه رو نويسى مى شود. تاريخ امروز را دارد. زن و مرد با شادى به آزمايشگاه باز مى گردند!!
گفت و گويى با «خوزه مورى نيو» ، مربى سال فوتبال جهان
چلسى گرفتار شايعه سازها نمى شود
منبع: ديلى تلگراف
اكثر سازمانها و نهادها و نشريات خوزه مورى نيو را به عنوان مربى برتر سال فوتبال جهان انتخاب كرده اند
زيرا اين مرد ۴۲ساله پرتغالى ابتدا تيم پورتو كشورش را قهرمان باشگاههاى اروپا كرد و سپس به انگليس آمد و چلسى را هم به سرعت
به پيشاهنگ ليگ اين كشور بدل كرده است و اين تيم را به سوى اولين قهرمانى اش در اين رقابتها طى ۵۰ سال اخير به پيش رانده است.
عده اى او را آدمى بيش از حد مغرور و سهل انگار توصيف كرده اند، اما نتايج كار او به قدرى درخشان بوده اند
كه كمتر كسى مى تواند دستاوردهاى وى را ردكند.
با اين حال خودش آن قدر واقع بين است كه مى گويد مى داند زمان شكست هاى بزرگ براى او نيز از راه مى رسد
و وقتى برسد براى آن كاملاً مهيا خواهدبود.
مورى نيو كه با دستيارى و انجام كار ترجمه براى بابى رابسون مربى سرشناس بريتانيايى در تيم هاى پورتو و اسپورتينگ پرتغال
و همچنين بارسلونا اسپانيا واردكار مربيگرى شد، دراين چندسال در هيأت سرمربى به بالاترين حدود و ثغور رسيده
و هيچكس نمى داند «مترجم سابق» چگونه «برترين مربى» شد. ببينيم خودش چه مى گويد.
آقاى مورى نيو، اوضاع را چطور مى بينيد؟
خوب مى بينم. به رغم برخى مشكلات اخيرمان ما هنوز مهيج ترين تيم حاضر در ليگ برتر انگليس هستيم و هيچكس بهتر ازما بازى نمى كند.
و سايرين؟
خب، آرسنال شروعى عالى دراين فصل داشت اما بعداً پس رفت. منچستر يونايتد هم در ۳ ماه اخير فوق العاده بوده است، اما اگر كل ۷ماه و نيمى را كه از فصل جارى مى گذرد مبنا بگذاريد، درمى يابيد كه ما از همه بهتر بوده ايم و اگر دراين نقطه ايستاده ايم كه مى بينيد، به همين خاطر است.
از شما و تيم تان به خاطر اين كه در اوايل فصل كم گل مى زديد، انتقاد شده بود.
همينطور است. اما وقتى در اواسط فصل شروع كرديم به زدن گلها و چندين و چندبازى را با نتايج ۰ـ۴ و ۰ـ۳ برديم، حرف ها اجباراً عوض شد. اصلاً دركل فصل، سعى داشته اند ما را با انواع شايعه سازيها خوار و خفيف كنند.
مثلاً وقتى به كريسمس رسيديم، گفتند چلسى خواهدباخت زيرا طبق سنت هميشه دراين موقع از سال بدنتيجه مى گيرد. كار برعكس شد و ما هر ۴ بازى متوالى مان را درآن ايام برديم و آقايان، ساكت شدند.
چرا منفى نگرى مى كنند؟
مشخص است. خوش شان نمى آيد كه ما از آنها قوى تر شده ايم. بعداً گفتند ما در هر نبردى كه با تيم هاى بزرگ شمال كشور داشته باشيم، بازنده خواهيم شد.
گفتند در نيمه نهايى جام اتحاديه انگليس به منچستر يونايتد خواهيم باخت و اين شروع نوار شكست هاى ما خواهدبود و نابود خواهيم شد. يعنى يك شكست را براى مضمحل شدن ما كافى مى دانستند ولى ما به آن جا رفتيم و پيروز شديم.
اين روال هيچگاه قطع نشده است و سعى دارند ما را به لحاظ روحى در تنگنا قراردهند و كارى كنند كه ما بر اثر فشار فكرى شكست بخوريم. كار به جايى كشيده كه آدم محترمى مثل بابى چارلتون هم به جبر اين كه منچستر يونايتدى است شروع كرده به پرت وپلا گفتن و ديدم كه گفته است ما نمى توانيم با قدرت تيم وى كنار بياييم.
با اين مسائل چطور كنار آمده ايد؟
عادت كرده ايم و ديگر ازاين اظهار نظرها ناراحت نمى شويم. اگر قرار است همان قدر ضعيف باشيم كه آنان مى  گويند، پس چرا اين قدر درباره ما صحبت مى كنند. تيم ضعيف كه اين قدر صحبت كردن ندارد.
آخر شما سرمايه عظيم رومن ابراموويچ (صاحب ميلياردر و روسى باشگاه چلسى) را نيز دراختيار داريد و هركسى را كه اراده كنيد، مى توانيد بخريد.
جواب شما را دو جور مى دهم. اولاً ما از شروع فصل جارى به بعد فقط يك خريد داشته و يك مهاجم چكى را از زسكا مسكو خريده ايم و ثانياً تيمى كه شما آن را ثروتمند مى ناميد طبق آمار اخير ۱۱۳ميليون دلار ضرر بالا آورده است.
اين يعنى ما فقط براساس پول قدرت نگرفته ايم. اگر فقط پول آقاى ابراموويچ مبناى كار بود، چلسى بايد فصل پيش نيز قهرمان مى شد.
در بين ۴جامى كه امسال نشان كرده بوديد، كدام يك را آسان تر مى دانستيد؟
من از لفظ آسان تر استفاده نمى كنم. فقط مى گويم كه با شرايط فصل جارى، فتح ليگ انگليس مقدورتر و ممكن تر از ساير اهداف ما نشان داده است.
زيرا وقتى در يك ليگ از حريفان جلو مى افتيد، چيزى را دراختيار مى گيريد كه مى توانيد روى آن كار و مانور كنيد و تكليف كار مشخص است. اما ساير جامها به شكل حذفى است و فردايتان درآن مبهم است. در اين جام ها هرلحظه ممكن است با يك حادثه حاشيه نشين شويد. البته كار در ليگ نيز بسيار سخت است. زيرا بايد مسابقات متعددى را ببريم. اما تيم بسيار بسيج شده و بر روى هدفش متمركز است. شاگردان من پركار و جدى اند و از هيچ چيز غافل نمى مانند.
جنگ با الكس فرگوسن (مربى اسكاتلندى منچستر يونايتد) چگونه بوده است؟
از او چيزهاى زيادى را ياد گرفته ام . وقتى در نيمه نهايى جام اتحاديه انگليس در اولدترافورد تيم او را ۱ - ۲ برديم ، او در پايان بازى در اتاق اجتماعات در انتظار من و همكارانم ماند و ما را به صرف چاى دعوت كرد و نشستيم و دقايقى صحبت كرديم. اگر من بازنده آن ديدار بودم ، هرگز رضايت نمى دادم كه با حريف بنشينم و صحبت كنم. در اين گونه موارد بسيار عصبانى ام و ترجيح مى دهم كه تنها باشم. حال آن كه فرگوسن خلاف اين رفتار كرد . با اين حساب من نيز مجبورم در دفعه بعدى كه شكست مى خورم همين برخورد را در قبال ديگران داشته باشم و با آنها خوش رفتارى كنم. او معلم خوبى براى من بوده است .
هميشه گفته اند كه نقطه قوت و حسن اصلى شما كار كردنتان روى مسائل روحى - روانى بوده و آن را بالاتر از نكات فنى دانسته ايد.
شايد همين طور باشد . اما در حال حاضر احتياجى به اين كار ندارم زيرا شاگردانم به قدرى جدى و روى كارشان متمركز و خوش روحيه هستند كه احتياجى نيست من به آنها خط بدهم. بله ، من قبول دارم كه وجه روحى بسيار مهم است و يك تيم را بايد صاحب اعتماد به نفس عالى كرد و خوشبختانه تيم من در حال حاضر در اين خصوص به مدارجى فوق العاده رسيده است و دستاورد اضافه اى را نمى خواهد.
ارسن وانژه (مربى فرانسوى آرسنال) مدعى است كه تيم شما طراوت و كلاس و كارايى فنى تيم وى را ندارد.
نتايج حاصله چيزى خلاف اين را مى گويد، قبلاً هم گفتم و حالا تكرار مى كنم كه در حال حاضر هيچ تيمى به اندازه ما پيشرفته بازى نمى كند . نمى دانم منظور آقاى وانژه از لفظ مهارت چيست، براى من فهم اين قضيه سخت است . اگر يك بازى را با نتيجه لرزان و اسفبار ۴ - ۵ ببريد، آيا اين يعنى مهارت داشتن؟ از نظر من مهارت يعنى فوق العاده و قوى دفاع كردن و گل نخوردن و زدن گلهاى مورد نياز و اين كارى است كه ما كرده ايم. برد ۰ - ۱ بسيار بهتر از پيروزى ۳ - ۴ است زيرا نشان مى دهد كه محكم هستيد . همانطور كه قبلاً گفتم دائماً قصد دارند عيبى روى تيم ما بگذارند و از شروع فصل تا به حال اين روال حتى يك لحظه هم قطع نشده است .
اين را نشانه چه مى دانيد؟
نشانه ضعف شان. از ما مى ترسند . درباره اورتون هيچگاه اين حرفها را نزده اند، زيرا مى دانند اين تيم بالاتر از چهارم نخواهد شد و حد و سقف توانش همين است و ديديد با اين كه اورتون تا اواسط فصل عالى كار كرد اما هيچ كس هيچ چيز درباره اش نگفت اما اگر راجع به ما دائماً فرضيه تراشى و منفى بافى مى كنند، براى اين است كه مى دانند ما از عهده كار بر مى آييم و با هيچكس شوخى نداريم و چون در ميدان عمل حريف ما نمى شوند، مجبورند دائماً درباره ما حرف و شايعه بسازند و بگويند كه اين تيم زمين مى خورد . همين نشان مى دهد كه قدرت چلسى چقدر برايشان مستأصل كننده است .
غيبت ارى ين روبن (ستاره هلندى چلسى) طى هفته هاى اخير برايتان زيان بار نبوده است؟
هر بازيكنى در تيم به جاى خود ارزشمند است و وقتى نباشد، به تيم لطمه مى خورد و در مورد روبن نيز همين طور است . اما اين طور نيست كه اگر يك بازيكن نباشد، تيم از حركت باز ايستد . شما ديده ايد كه ما پس از مصدوميت و حاشيه نشينى روبن نيز همانقدر فرصت گلزنى و پيروزى براى خود ايجاد كرده ايم كه در دوره او مى كرديم و تازه از ياد نبريد كه در شروع فصل نيز كه او به مدت ۳ ماه نبود ما باز به پيروزى مى رسيديم. تيم من به هيچ «تك نفر» ى متكى و منحصر نيست .
آيا در چلسى خواهيد ماند و يا به باشگاه بزرگترى خواهيد رفت؟
در حال حاضر چلسى از هر جاى ديگرى بهتر است و من كلاً كار كردن در انگليس را بهتر از هر كشور ديگرى مى دانم و برايم جذاب تر است، اما آينده را نمى دانم. من حتى بازگشت به پرتغال و رهبرى مجدد يكى از ۳ تيم برتر كشورم (پورتو ، بنفيكا و اسپورتينگ) را نامحتمل ندانسته ام و روزى به آنجا بازخواهم گشت اما الآن فقط درباره چلسى از من بپرسيد. زيرا زندگى در اينجا است.
مترجم: وصال روحانى
«زيكو» از ژاپن و بازى با تيم ملى ايران مى گويد
«مساوى» در تهران ايده آل است
203307.jpg
منبع: ژاپن تايمز مترجم: وصال روحانى

اخبار ضد و نقيضى راجع به نوع تداركات و برنامه ريزى «زيكو» مربى برزيلى تيم ملى فوتبال ژاپن وجود دارد.مسابقه بعدى اين تيم در مرحله نهايى انتخابى جام جهانى ۲۰۰۶ در قاره آسيا كه (فروردين ۸۴ در تهران) در برابر ايران خواهد بود، اما مهمترين نكته ابهام برانگيز موضع گيرى او در برابر لژيونرهاى ژاپنى است كه در كشورهايى مثل انگليس، هلند، ايتاليا، اسپانيا و آلمان توپ مى زنند و دقيقاً مشخص نيست كه كمك مربى سابق تيم ملى برزيل چه تعداد و كدامين را به تهران خواهد آورد.
فقط اين نكته مشخص است كه ۲۱ بهمن ماه، همان شبى كه همزمان با تساوى صفر - صفر ايران در زمين بحرين، ژاپن در ساى تاما به دشوارى و با حساب ۱-۲ و با يك گل در دقيقه ۸۹ بر كره شمالى پيروز شد، بيشتر لژيونرهاى ژاپن به تصميم زيكو غايب بودند و وى تأكيد كرده بود كه نيازى به وجود آنها حس نمى كند.
اما اين پيروزى دشوار زيكو را تحت فشار و در معرض انتقادهاى شديد مردم و رسانه هاى ژاپن قرار داده و او به ظاهر مجبور است براى بازى با ايران و سپس نبرد با بحرين قدرى بيشتر از لژيونرهاى كشورش سود جويد و در اين باره نام هايى چون «هيده توشى ناكاتا» كه در «سرى آ» ى باشگاه هاى ايتاليا بازى مى كند و همچنين «جونيچى ايناموتو» ى مقيم انگليس، «نائو هيرو تاكاهارا» ى همباشگاهى مهدوى كيا (در هامبورگ)، «شونسوكى ناكامورا» عضو رجينا و «شينجى اونو» هافبك بازى ساز فاينورد ژاپن مطرح است كه البته آخرى مصدوميت هاى مكررى در ماه هاى اخير داشته است. ببينيم خود زيكو چه مى گويد كه تيمش را مردادماه امسال در خاك چين قهرمان جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۴ كرد:
*  آقاى زيكو، كاملاً مشخص است كه اگر به ميل خودتان باشد روى بازيكنان مقيم ژاپن حساب مى كنيد!
- بله و كار من دليل دارد. آنها مقابل چشم هاى من هستند و هر هفته بازى مى كنندو خوب و بدشان مشخص است. من نمى توانم و نبايد روى لژيونرهايى حساب كنم كه يا در تيمشان برخى هفته ها فقط نيمكت نشين اند و يا گاه مدت ها مصدوم بوده اند و فرم خوبى ندارند و تنها آوازه شان بر جاى مانده است. از طرف ديگر، بازيكنان مقيم ژاپن ثابت كرده اند كه چيزى از لژيونرها كمتر ندارند و حداقل قضيه اين است كه از آنها پرانگيزه تر هستند.
*  ولى به ظاهر تاكاهارا را از جمع لژيونرها پس گرفته ايد و او را قبول داريد؟
- بله، ولى ما يك مشكل ديگر هم در مورد لژيونرها داريم و آن سفرهاى طولانى اى است كه مجبورند قبل از مسابقات ملى از قاره محل بازى شان تا آسيا داشته باشند و وقتى مى رسند، مى بينم كه نه سرحال اند و نه انگيزه دارند. مشكل من با آنها اين است. آنها دير مى آيند، حاضر نيستند فداكارى كنند و مى خواهند زودتر از همه بروند.
* كمبودهاى فنى ناشى از عدم حضورشان چه؟
- كدام كمبود؟ ما بدون اين ستاره ها و در حالى كه از جمع لژيونرهايمان فقط «شونسوكى ناكامورا» را داشتيم، جام ملت هاى آسيا را برديم و هيچ كس هم غيبت مهره هايى را كه گفتيد حس نكرد. ما بدون ناكاتا، ايناموتو و اونو به ميدان آمديم و تيم بهتر از قبل بازى كرد.
*     آيا ايراد فنى هم در كار آنها مى بينيد؟
- صد در صد. ناكاتا قرار بود پس از انتقال از پارما به فيورنتينا، احيا شود، اما نگاه كنيد و ببينيد كه آنجا هم اغلب يك نيمكت نشين است و نتوانسته جا بيفتد. ايناموتو پس از دو بار تغيير جا دادن در لندن، حتى در وست برامويچ هم جاى پايش را پيدا نكرد و او را به طور قرضى به كارديف سيتى سپرده اند كه فقط يك تيم ولزى حاضر در دسته دوم باشگاههاى انگليس است. اونو هم اين قدر مصدوم و غايب بوده كه جايگاه درخشان قبلى اش را در فاينورد از دست داده است. اگر شما جاى من بوديد، اين نا آماده ها را در تركيب ثابت تيم تان مى گذاشتيد؟
* مى گويند برخى بازيكنان مقيم ژاپن نيز به شما فشار آورده اند كه حتماً براى آنها در رقابتى كه با لژيونرها دارند، اولويت قايل شويد، زيرا آنها بيشتر بازى مى كنند و هميشه در ميدان حاضرند.
- راست مى گويند. من منكر ارزش لژيونرها نيستم، اما آنها در درجه اول بايد خواست و شور لازم را از خود بروز بدهند و در درجه بعدى به لحاظ فيزيكى و روحى آمادگى لازم را داشته باشند. چون هرچه صبر كردم، چنين چيزهايى را در آنها نديدم، بنا و استخوان بندى تيم را روى مردان مقيم ژاپن گذاشته ام و پست به پست نگاه و بررسى مى كنم و هرجا ببينم كه به يك لژيونر خاص نياز دارم و چنان بازيكنى مى تواند نيازم را برآورده كند، به او روى خواهم آورد. متأسفانه بايد بگويم هرچه بيشتر نگاه و ارزيابى مى كنم، كمتر از گذشته چنين نيازى را حس مى كنم.
* اما همه به شما ايراد گرفته اند كه چرا پيروزى در برابر كره شمالى با گلى اين قدر ديرهنگام و با زحمت و مرارت به دست آمده است؟
- هر بردى، برد است و ۳ امتياز بيشتر هم ندارد. حال چه در دقيقه ۹ گل بزنيد و چه در دقيقه ،۹۰ به دليل گل دقيقه اول امتياز بيشترى به شما نمى دهند. هدف ما كسب هر ۳ امتياز بازى بود كه به آن رسيديم. ديگر چه چيزى مى خواهند؟ من از اين برد كاملاً راضى ام و نحوه كار شاگردانم را نيز پسنديدم. ما نمى توانيم هر حريفى را با ۳ ، ۴ گل ببريم.
* شايع است كه شما شخصاً با هيده توشى ناكاتا بد هستيد و به همين دليل است كه او را به بازى نمى گيريد؟
- چرا بد باشم؟
* به دليل انتقادهايى كه از تيم ملى ژاپن و تداركات و شرايط آن كرده است. او كاستى هاى زيادى در اين تيم مى بيند.
- پيشتر هم گفتم. او اگر راست مى گويد، ابتدا حقانيت اش را در فيورنتينا ثابت كند و به آرايش ثابت اين تيم راه يابد، بعد از آن درباره نظرات او حرف مى زنيم. برخلاف آنچه تصور مى كنيد، من تيم ملى ژاپن را كاملاً به او نيازمند مى بينم و تجربه و مهارت فنى او مى تواند ما را متحول كند، اما به شرطى كه دل و دماغ داشته و واقعاً تمايلى به اين قضيه داشته باشد. بازيكنى كه سير است و هيچ انگيزه اى ندارد، نه به درد ما مى خورد و نه به درد ساير تيمها.
* آقاى زيكو، به نظر شما مشكل فنى ژاپن در برابر كره شمالى چه بود‎/ چرا بازى گره خورد؟
- بازى گره نخورد. ما ۰-۱ از حريف جلو و كاملاً هم سوار بر اوضاع بوديم كه حريف يك گل تصادفى و شانسى زد و بازى ناگهان ۱-۱ شد. اين باعث شد ما براى برگشت به نقطه قبلى به دردسر بيفتيم و كار دشوار شود، اما ديديد كه بالاخره گل زديم. ما كمبودى نداشتيم، اما وقتى با تيم تان روبروى حريف مى ايستيد كه فقط براى مساوى كردن و گرفتن يك امتياز به ميدان آمده، بديهى است كه بازى دفاعى و بسته اى را روبروى خودتان خواهيد ديد، اين نه دفعه اولى است كه اين اتفاق افتاده و نه دفعه آخر خواهد بود.
* براى ديدار با ايران كه در تهران و به مراتب سخت تر است، چه برنامه اى داريد؟
- هيچ. همان برنامه اى را كه براى ساير مسابقات خود داريم. من فقط و فقط كسانى را به ميدان مى فرستم كه در اردوى تداركاتى دست كم يك هفته قبل از مسابقه مستقر شده و از خود آمادگى نشان دهند. هر كس كه اين شرط ها را نپذيرد، كنار خواهم گذاشت، حال اسمش هرچه مى خواهد باشد. لژيونر باشد يا داخلى. ستاره باشد يا گمنام. ما اردوى مان را از ۱۰ مارس جدى تر مى كنيم و از حالا هم تمام تداركات براى سفر به تهران و حتى محل استقرارمان در آن شهر مشخص شده است. من برنامه هاى متنوعى براى اين بازى دارم كه به موقع آنها را خواهيد ديد.
*  آيا نتيجه مساوى را در آن جا براى خود ايده ال مى دانيد؟
-  صد درصد. بخصوص كه آخرين ديدارمان در برابر همين رقيب (ايران) و در خاك خودمان خواهد بود و مى توانيم اميدوارانه به كسب هر نتيجه مورد نظر در آن ديدار بينديشيم.
*  بازيهاى خارج از خانه و منجمله مسابقه تهران را مشكل نمى بينيد؟
-  بر عكس. من مسابقات داخل خانه را دشوارتر مى بينم، چون مردم بشدت از ما توقع پيروزى هاى پرگل دارند و اين فشار روحى و عصبى بر روى بازيكنان وارد مى كند و طبعاً كارايى آنان را كم مى كند.
حال اين كه در خارج از خانه از اين خبرها نيست و تيم راحت تر نفس مى كشد و بى دردسر بازى مى كند. من فكر مى كنم سه بازى خارج از خانه مان در اين دوره آسان تر از مسابقات مان در خاك ژاپن خواهد بود.
*  برآورد كلى تان چيست؟ آيا حدس مى زنيد كه تيم ژاپن صعود كند؟
-  بله. ولى راه درست اين است كه شلوغ نكنيم و خونسرد بمانيم و وظيفه رسانه هاى ژاپن است كه در اين زمينه به ما كمك كنند و بازيكنان را بى دليل مضطرب نكنند. ما بايد آرام و بازى به بازى پيش برويم.
شكل و نحوه برگزارى اين دوره از مسابقات به گونه اى است كه هر بازى مثل يك فينال مى ماند.
اعتقاد دارم كه اختلاف و سطح ۴ تيم حاضر در گروه  ما اندك و در كمترين سطح است و در نتيجه يك امتياز هم گاهى پلكان صعود است.
لازم نيست هر ۶ بازى خود را ببريد و بايد عاقلانه گام برداريم و برنامه داشته باشيم. از نظر من بردن بازى اول به لحاظ روحى و افتادن روى «دور» بسيار مهم بود كه به آن رسيديم. براى ديدارهاى بعدى هم همين است. ما اگر در تهران يك امتياز و از بحرين ۳ امتيازى در پايان دور رفت بگيريم ۸۰ درصد راه صعود را طى كرده ايم.
*  آيا از حاصل كار تيم تان و كلاً فوتبال ژاپن طى سال گذشته راضى هستيد؟
-  قطعاً راضى هستم. حادثه بزرگ و مفيد براى ما فتح جام ملتهاى آسيا بدون ۹۵ درصد لژيونرهاى ژاپن بود كه باعث شد نفرات كم نام و نشان تر ما روحيه بگيرند.
آنها خودشان را ديگر كمتر از نامداران نمى دانند و واقعاً ستودنى و پرتلاش شده اند. من از رقابت موجود بين آنها لذت مى برم و اين را عامل بزرگ تقويت فوتبال ژاپن مى دانم.
*  براى شركت در جام كنفدراسيونها (در خاك آلمان) و جام قهرمانى شرق آسيا (در كره جنوبى) كه با فاصله كمى نسبت به يكديگر برگزار مى شوند، چه طرحى داريد؟
-  دو حالت دارد، اگر ما در پايان بازى پنجم مان در دور مقدماتى جام جهانى جواز صعود را بگيريم و مسابقه آخرمان را با ايران بى تأثير كنيم، تركيبى از نفرات ثابت مان را به هر دو ميدان گسيل خواهيم كرد، اما اگر صعود نكرده باشيم و بازى آخر با ايران سرنوشت ساز باشد، مجبوريم تعدادى از نفرات اصلى مان را به آلمان و كره نفرستيم و به شمارى از بازيكنان ممتاز خود استراحت بدهيم تا براى نبرد برگشت با ايران سر حال بمانند، به هر حال بايد ببينيم چه مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |