دكتر على اقبالى
متولد سال۱۲۹۰ همدان
دانش آموخته فرانسه(ليسانس علوم طبيعى، فوق ليسانس زمين شناسى، دكترا در مخازن زيرزمينى آب) ۱۳۱۶-۱۳۰۹
نخستين مهندس زمين شناسى ايران ۱۳۲۶
استاد دانشگاه تازه تأسيس تبريز
تأسيس دانشكده كشاورزى اروميه ۱۳۲۸
انتقال به شيراز و تدريس رشته گياه پزشكى در دانشگاه شيراز و تأسيس دانشكده كشاورزى دانشگاه شيراز ۳۲-۱۳۳۱
دو سال ديگر تحصيل و تحقيق در فرانسه و دريافت دكتراى قنوات با تز «تأمين آب براى جنوب پاريس» ۱۳۳۴
بنيانگذار رشته «نقشه هاى زمين شناسى و آموزش نقشه بردارى»
تأسيس دانشكده كشاورزى دانشگاه اهواز (خبرى - شاپور) ۱۳۳۵
تبديل مزرعه ۱۵۰۰ هكتارى «ملاثانى» خوزستان به مركز تحقيقات كشاورزى
۱۵ سال تدريس در دانشكده علوم دانشگاه تهران
تأليف بيش از ۲۰ كتاب درباره زمين شناسى وكشاورزى و ...
پيشنهاد تأسيس سازمان زمين شناسى در دانشكده علوم ۱۳۴۱
تشكيل مؤسسه آب شناسى در دانشكده علوم و دانشكده فنى دانشگاه تهران كه مقدمه تأسيس «بنگاه آبيارى» (سازمان آب) مى شود
تأسيس مدرسه آموزش عالى كشاورزى همدان ۱۳۴۶
تأسيس موزه تاريخ طبيعى همدان - قبل از انقلاب
تأسيس «مؤسسه آموزش عالى آبادانى و توسعه روستاها» (غيرانتفاعى) در همدان ۱۳۷۵
|
|
|
محمد هگمتانه: دكتر «على اقبالى» از جمله چهره هايى است كه در طول ۷۰ سال آكادميسم اين كشور منشأ و مبدأ فعاليت هاى ارزنده اى بوده است. به طورى كه در كارنامه درخشان او مى توان از تأسيس چندين دانشكده تا تأسيس چندين رشته دانشگاهى و تربيت صدها كارشناس و آكادميسين را جست وجو كردو يافت.
دكتر اقبالى در سال ۱۲۹۰ در همدان و در يك خانواده ريشه دار به دنيا مى آيد و تحصيلات ابتدايى خود را در روستايى به نام «مزاگرد» با آموختن فارسى و فرانسه و قرآن و مشق خط مى گذراند. او در كودكى علاوه بر دبستان مزاگرد، از محضر افراد بومى و بزرگى چون «شيخ موسى نصرى» كسب فيض مى كند. كسى كه دكتر اقبالى او را رياضيدان، منجم، مخترع و نويسنده كتاب «عشق و سلطنت» (اولين داستان بلند ايرانى به سبك اروپايى) مى شمارد و از كرامات او پيش بينى اصابت نكردن ستاره هالى به كره زمين (به رغم پيش بينى خيلى از دانشمندان بزرگ دنيا) و حل مجهولاتى از معادله درجه سوم رياضى (كه از زمان خيام لاينحل مانده بوده است) را مثال مى آورد و توضيح مى دهد كه چگونه همين مورد اخير را (حل مجهولات معادله درجه سوم رياضى) به عرض پروفسور هشترودى در پاريس مى رساند و او به نام شيخ موسى نصرى ثبت جهانى مى كند.
از اينها گذشته، منزل پدرى دكتر اقبالى نيز همزمان با كودكى او، محل تجمع و تردد هنرمندان و رجال بزرگ سياسى (داخلى و خارجى) بوده است وهمين در شكل گيرى كودكى و شخصيت او تأثير بسيارى داشته و گذاشته است. براى مثال اقامت عارف قزوينى، شاعر شهير و آزاده ايرانى، در دوران تبعيد و در منزل پدرى دكتر اقبالى (قربانعلى اقبال السلطان) باعث رفت و آمد كسانى چون «ميرزاده عشقى»، «رابيندرات تاگور» (برنده جايزه نوبل و نويسنده آثار جاودانه اى چون نمايشنامه «كاليداس»)، «دين شاه ايرانى» (رئيس انجمن زرتشتيان هندوستان) و «محمدتقى پسيان» مى شود كه همين هم بعدها انگيزه اى مى گردد تا دكتر اقبالى در دو جلد كتاب «ديده ها و شنيده ها»ى خود، همدان را مركز و مرجع اتفاق هاى نادرى چون تشكيل حكومت پهلوى و ... بداند و بخواند.
دكتر اقبالى در ادامه تحصيلات دبستانى، مدرك دوره متوسطه خود را در مدرسه «فلاحت و صنايع روستايى» تهران مى گيرد و صاحب ديپلم كشاورزى مى گردد و بلافاصله براى تكميل تحصيلات خود جذب وزارت فلاحت (كشاورزى) آن دوران مى شود و نزد كسانى چون «محمودخان فاتح» (رئيس مدرسه)« احمد حسين خان عدل» و «ابوالقاسم خان ذوالرياستين» كه پيشگامان آموزش كشاورزى مدرن در ايران و از دانش آموختگان فرانسه بوده اند به تحصيل مى پردازد.
سال ۱۳۰۷ اما، بنا به مصوبه اى كه به دستور رضاشاه از مجلس مى گذرد و هدف آن اعزام محصل از طريق مسابقه به اروپاست، فصل نوينى را در تحصيلات عاليه ايران نويد مى دهد و دكتر اقبالى در قالب گروه سوم پذيرفته شدگان اين مسابقه، در سال ۱۳۰۹ راهى فرانسه مى شود. كشورى كه به زعم او، در آن رمان، از همه كشورها پيشرفته تر بوده و به حساب مى آمده است. دكتر اقبالى هنوز نطق مقام اول مملكت را به هنگام اعزام، خوب به ياد دارد. اينكه: « ما شما را به كشور هايى مى فرستيم كه از آن ها رمز وطن پرستى و ترقى را ياد بگيريد، و گرنه كه براى ما ممكن بود معلم به ايران بياوريم و شما در ايران تحصيل كنيد. اميدوارم از جوانى خود استفاده كنيد و هرچه زودتر تحصيلات خود را پايان برده و هرچه زودتر به مملكت برگرديد.» او همين نطق را هنگام پايان دوره نظام وظيفه دكتر اقبالى نيز با همان لحن و اين بار با تأكيد بيشتر بر «خدمت به مملكت» تكرار مى كند.
دكتر اقبالى در فرانسه و در پاريس ابتدا موفق به دريافت ديپلم ( با كالورا) يا پيش دانشگاهى مى شود و سپس ليسانس طبيعى و بعد از آن فوق ليسانس زمين شناسى را كسب مى كند و بدين ترتيب نخستين مهندسى زمين شناسى و آب را براى ايران به ارمغان مى آورد. او تحصيلات خود را در همين رشته و تا درجه دكترا ادامه مى دهد و در سال ۱۳۱۶ موفق به دريافت آن مى شود.
باز گشت دكتر اقبالى به ايران مصادف است با سال هاى توجه و تمركز برتأسيسات زير بنايى و مورد نياز مملكت. جريان توسعه عمران و آبادى مملكت با تعداد محدودى از متخصصان خارجى آغاز شده، كه آن هم با وقوع جنگ جهانى دوم و اشغال ايران توسط ارتش هاى روسيه و انگليس متوقف مى شود.
در سال هاى ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ دو باره جريان توسعه از سر گرفته مى شود و تأسيس دانشگاه در شهرهاى تبريز، مشهد، اصفهان، شيراز و اهواز در رده عمده ترين برنامه هاى دولت قرار مى گيرد. در اين ميان تأسيسات دانشگاه در تبريز بنا به ملاحظاتى سياسى و محلى در اولويت قرار مى گيرد. كارى كه در زمان پهلوى دوم و با همت و حميت پروفسور «ابرلين» رئيس دانشكده پزشكى تهران، دكتر «مصطفى گلپايگانى» و دكتر «خان بابا بيانى» صورت مى پذيرد. در سال ۱۳۲۸ بنا به پيشنهاد دكتر بيانى، دكتر اقبالى كه حالا مدرس دانشگاه تبريز به شمار مى آيد مأمور تأسيس دانشكده كشاورزى اروميه مى شود. او سپس در سال ۱۳۳۱ به شيراز منتقل و در آنجا ضمن تدريس رشته گياه پزشكى، در سال ۱۳۳۲ دانشكده كشاورزى دانشگاه شيراز را بنيان مى گذارد.
از آنجايى كه تهران با مشكل منابع آب مواجه بوده است و آب مورد نياز آن از قنوات و سپس ( به دستور رضاشاه) از رود خانه كرج تأمين مى شده و مسأله آب از زمان فتحعليشاه از معضلات اصلى اين شهر به حساب مى آمده است، دكتر اقبالى مأمور ترفيع مشكل آب پايتخت مى شود و براى اين كار از طرف شوراى فرهنگى فرانسه دوسال مأموريت تحقيقاتى مى گيرد. او در پاريس زير نظر پروفسور روتيه، پروفسور گلانژو، پروفسور اوربن و يونگ كاستن ،كه از نخبه هاى دانش آب در دنيا محسوب مى شدند، به تحصيل مى پردازد و در سال ۱۳۳۴ دكتراى قنوات دريافت مى كند و موضوع «تأمين آب براى جنوب پاريس» را به عنوان رساله خود بر مى گزيند، كه به مدد رساله او، فرانسوى ها موفق به استخراج ۵۰ ميليون متر مكعب آب در سايت مورد نظر مى شوند.
|
|
|
دكتر اقبالى در مراجعت دوباره به ايران رشته «نقشه هاى زمين شناسى و آموزش نقشه بردارى» را بنيان مى گذارد، كه تا آن موقع، حتى براى استادان زمين شناسى دانشگاه تهران ناشناخته بوده است. در ادامه و براى شروع و اشاعه كار و تحقيقات خود، شهر رى و قم را به علت نمايان بودن طبقات ولايه هاى زمين، انتخاب مى كند. در حين عمليات هاى زمين شناختى، پروفسور روتيه، بنا به دعوت دكتر اقبالى به ايران مى آيد و به نقشه بردارى و كانى شناسى در انارك قم مى پردازد و تازه معلوم مى شود كه ايران دنيايى از ذخيره هاى كانى و معدنى است. اگر از اكتشافات نفت توسط انگليسى ها، كه يكسر به نفع خودشان بود كه پايه هاى اوليه زمين شناسى براى پيدا كردن نفت به حساب مى آمد، بگذريم، از رهگذر فعاليت هاى دكتر اقبالى و دعوت وى از پروفسور روتيه مى توان به عنوان نخستين گام ها براى توسعه شناخت زمين شناختى معادن ايران و امكان پژوهش در پيدا كردن كان ها (در ايران) نام برد.
و اما اگر بخواهم از ديگر فعاليت هاى ارزنده دكتر اقبالى با ضربآهنگى سريع و نگاهى كلى يادى بكنم، بايد از تأسيس دانشكده كشاورزى اهواز (جندى شاپور) بنا به درخواست نمايندگان خوزستان در مجلس شوراى ملى (سال ۱۳۳۵)، اقدامات پيگير براى گرفتن مزرعه بزرگ هزار و پانصد هكتارى شركت نفت (مزرعه ملاثانى) براى دانشكده كشاورزى اهواز و تبديل آن به يكى از مراكز مهم تحقيقات كشاورزى، پيشگامى پذيرش دختران براى تحصيل در رشته كشاورزى (۱۳۳۷)، انتخاب در مسابقه پذيرش استاد براى دانشكده علوم دانشگاه تهران و ۱۵ سال تدريس در اين دانشگاه و تأليف بيش از ۲۰ عنوان كتاب مربوط به زمين شناسى بگويم.
دكتر اقبالى همچنين مصدر پيشنهادهاى زيادى در زمينه رشته هاى كشاورزى و زمين شناسى بوده است، كه بعضى پذيرفته شده اند و بعضى با مقاومت عده اى از مقامات و مسؤولان دولتى و دانشگاهى وقت مواجه شده اند و بعدها به گونه اى ديگر سر بر آورده اند. از جمله پيشنهادهاى اين مرجع و معلم ارزشمند، پيشنهاد تأسيس سازمان زمين شناسى در دانشكده علوم در سال ۴۲- ۱۳۴۱ بوده است كه خود نمايى و مداخله پاره اى از دستگاه هاى دولتى مانع از آن مى شود. سازمانى كه بعدها به صورت مستقل و با توجه به نياز دولت به گسترش زمين شناسى، توسط وزارت معادن تشكيل مى گردد.
پايه گذارى «مؤسسه آب شناسى» با همكارى مرحوم مهندس «بهنيا» در دانشكده علوم و دانشكده فنى دانشگاه تهران، نيز از ديگر فعاليت هاى دكتر اقبالى به حساب مى آيد، كه هم هسته هاى اوليه كشاورزى نوين و عمران و آبادانى روستاها بوده و هم انگيزه اى براى تأسيس «بنگاه آبيارى»، كه بعدها توسعه مى يابد و تبديل به سازمان آب در وزارت نيرو مى شود.
در ميان اين همه «تبديل» و «تشكيل» و «تأسيس» و «تحقيق» كه دكتراقبالى انجام داده است، تأسيس مدرسه آموزش عالى كشاورزى همدان (زادگاهش) در سال ۱۳۴۶ به عنوان اولين دانشكده آموزش عالى در غرب كشور از اهم فعاليت هاى او به حساب مى آيد. نخستين مؤسسه آموزش عالى كه با دانشگاه «يوتا» آمريكا قرار داد همكارى و تبادل استاد و دانشجو امضاء مى كند و دانشكده اى كه بعدها زير مجموعه دانشگاه بوعلى سينا همدان كه در سال ۱۳۵۰ پايه گذارى شده است مى گردد. با اين همه مى توان تأسيس موزه بزرگ و بى نظير جانور شناسى و گياه شناسى ( موزه تاريخ طبيعى همدان) در همان سال هاى قبل از انقلاب و «مؤسسه آموزش عالى آبادانى و توسعه روستاها» (غيرانتفاعى) را در سال ۱۳۷۵ و در سن ۸۵ سالگى دكتر اقبالى افزود، كه دومى با هدف پرداختن جدى به عمران و آبادانى روستاها و توجه بيشتر به اين بخش از جمعيت كشور به وجود مى آيد. جمعيتى توليد كننده كه دكتر اقبالى آن را در برابر جمعيت مصرف كننده شهرها قرار مى دهد و ارجحيت دادن به آن ها و مرتفع كردن مشكلات شان را، توسعه اى اساسى و پايدار مى داند و راه رسيدن به خودكفايى مى شمارد.