پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۱ محرم ۱۴۲۶
Thu, Mar 3, 2005
ويژه ۳
۳۰۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
نگاه
نگاه
تحولات سياسى
در كشور فيل و نيلوفر
اميرسعيد الهى
پيروزى غيرمنتظره حزب حاكم «تايراك تاى» تايلند در انتخابات روز ۱۷ بهمن گذشته كه نتايج اوليه آن چندى پيش اعلام شد، اين بحث را پيش كشيده است كه اين كشور بودايى جنوب شرقى آسيا به سوى «ديكتاتورى اكثريت» يا ديكتاتورى پارلمانى پيش مى رود. «تاكسين شيناواترا» اين افسر پيشين پليس و يكى از ثروتمندترين اتباع تايلند و صاحب شركتهاى متعدد توليدى با دارايى حدود ۲‎/۵ ميليارددلار، در انتخابات چهارسال قبل موفق شد كه با احراز اكثريت نسبى در پارلمان، حزب «تايراك تاى» را به پيروزى برساند و مقام نخست وزيرى سرزمين هزار معبد را كه بالاترين مقام اجرايى اين كشور سلطنتى است، در دست گيرد و نخست به وسيله ائتلاف و سپس با ادغام تعدادى از احزاب ريشه دار مانند حزب «آرمان نوين» و حزب «چارت پاتانا» در حزب خود، حكومتى را تشكيل داد كه ازحمايت اكثريت مجلس ملى ۵۰۰نفره تايلند برخوردار بود.
تاكسين درمدت حكومت چهارساله خود بر كشور «فيل و نيلوفر» با اجراى برنامه هاى مختلف، از يك سو صادرات تايلند را با رشد فزاينده اى تا بيش از ۸۰ميليارددلار بالا برد و ازسوى ديگر، با تمهيدات گوناگون به ميزان مصرف داخلى كالا و خدمات شتاب بيشترى بخشيد و بدين وسيله به حركت چرخ اقتصادى كشور سرعت بيشترى داد.
نرخ بيكارى ۲‎/۲ درصدى، ذخاير ارزى ۴۷ميليارددلارى، بالانگهداشتن بهاى محصولات كشاورزى، نرخ كم بهره بانكى و نرخ رشد اقتصادى ۶‎/۳ درصدى تايلند باعث شد كه بانك جهانى درگزارش سالانه خود تايلند را داراى بهترين فرصت هاى تجارى درجنوب شرقى آسيا معرفى كند.
او همچنين براى گسترش بهداشت و درمان درميان مردم طرح بهداشت و درمان با پرداخت ۳۰ بات (كمتر از يك دلار) براى هرنفر را جهت تمام تايلندى ها به اجراگذاشت و مبارزه شديد و خشونت آميزى را نيز با پديده قاچاق موادمخدر درجامعه تايلند به اجرا درآورد.
به گونه اى كه حدود ۲۵۰۰نفر دراين راه به وسايل گوناگون جان باختند. تا آنجا كه سازمانهاى جهانى حقوق بشر او را به تندروى دراين زمينه متهم كردند.
اگرچه نخست وزير تايلند در سروسامان دادن به بازماندگان قربانيان پديده اخير سونامى در جزاير جنوبى اين كشور با موفقيت عمل كرد، اما درطول حكومت چهارساله خود نتوانست به وضع ناخوشايند مسلمانان اين كشور در استانهاى جنوبى سامان دهد و نارضايتى اين اقليت ۵درصدى جمعيت تايلند از آغاز سال گذشته ميلادى با انجام فعاليتها عليه مقامات دولتى و آموزگاران بودايى بروزكرد كه تاكنون حدود ۶۵۰ كشته از دوطرف برجاى گذاشته است.
آخرين مورد اين برخوردهاى خشونت بار انفجار اتومبيل بمب گذارى شده در شهر «سونگاى كولوك» در استان مسلمان نشين «ناراتيوات» بود كه روز ۲۹ بهمن ۱۳۸۳ رخ داد و ۶كشته و حدود ۴۰زحمى برجاى گذاشت. بايد دانست كه در ۲۱ بهمن نيز در دو انفجار جداگانه در همين استان حدود ۱۰ نفر زخمى شدند.
دراين حال، شيوع آنفلوانزاى مرغى درچهارسال گذشته كه چندين بار صنعت مرغدارى اين چهارمين صادركننده مرغ جهان را موردهجوم قرارداد از عواملى است كه گفته مى شود بر محبوبيت تاكسين اثرگذاشته است و آراى او را كاهش خواهدداد.
با اين حال، با اعلام نتايج مقدماتى انتخابات مجلس ملى در ۴۰۰حوزه انتخاباتى تايلند در ۲۲بهمن معلوم شد كه حزب حاكم «تايراك تاى» كه تنها نزديك به هفت سال قبل تأسيس شده، درمجموع، ۳۷۶ كرسى از ۵۰۰كرسى مجلس (۷۵درصد كرسى ها) را به خود اختصاص داده و حزب مخالف دولت، يعنى حزب دموكرات تنها موفق به كسب ۹۷كرسى از كرسيهاى مجلس ملى تايلند شده است.
حزب «چات تاى» نيز ۲۵ كرسى و حزب «ماهاچون» نيز ۲كرسى كسب كرده اند.
اين آمار گذشته از اينكه نشان دهنده قدرت بدون رقيب حزب آقاى تاكسين است، تضعيف جايگاه حزب دموكرات را نيز دربردارد. زيرا كه سيماى اين حزب كه در دوره قبلى بالغ بر ۱۳۰ كرسى بود، درانتخابات مذكور به ۹۷كرسى كاهش يافته كه شايد بيشتر آنها مربوط به حوزه هاى استانهاى مسلمان نشين باشد كه از پايگاههاى حزب دموكرات است.
پس از پايان حكومت نظاميان در اوايل دهه ،۱۹۹۰ اين نخستين بار است كه نخست وزير تايلند براى دو دوره پى درپى دراين سمت باقى مى ماند و به همين سبب، بسيارى از تحليلگران سياسى اين انتخابات را طلايه تشكيل اولين دولت تك حزبى در تايلند قلمداد مى كنند و مخالفين دولت نيز ازهم اكنون نسبت به برقرارى ديكتاتورى پارلمانى هشدار داده اند.
«بانيات» رهبر حزب دموكرات كه انتظار تصاحب بيش از ۲۰۰كرسى مجلس را براى حزب خود داشت، پس از پيروزى قاطع حزب حاكم، دولت را متهم به خريد آراى مردم كرده است.
بسيارى معتقدند كه اين روش حكومت به دموكراسى نوپاى تايلند صدمه فراوانى واردخواهدكرد و كشور را به «عصرتاريكى» رهنمون خواهدشد.
صاحبنظران سياسى يكى از علل پيروزى درخشان تاكسين را سلطه مطلق دولت بررسانه هاى گروهى مى دانند.
زيرا گذشته از اينكه از شش ايستگاه تلويزيونى تايلند، پنج ايستگاه دراختيار دولت و يا ارتش قراردارد، ايستگاه ششم نيز زيرنظر شركت «شين» كه متعلق به نخست وزير است، برنامه پخش مى كند.
به هرحال، تاكسين كمى پس ازاعلام نتايج انتخابات نسبت به پيروزى خود ابرازخشنودى كرد و موضوع برقرارى ديكتاتورى پارلمانى را مردود دانست و يادآور شد كه قانون اساسى تايلند حدمشخصى براى كرسى هاى احزاب درمجلس تعيين نكرده است.
او گفت كه چهارسال گذشته، درواقع، صرف وصله و پينه اقتصادكشور شده اما قول مى دهد كه ظرف چهارسال آينده اقتصادتازه اى بسازد كه پديده فقر را ازچهره تايلند بزدايد.
با اين همه ناكارآيى بوروكراسى، اختلاس و فسادمالى گسترده توسط مقامات دولتى و نيز ادامه ناآرامى هاى جنوب و نارضايى مسلمانان در شمار چالشهايى است كه رودرروى تاكسين در دوره جديد نخست وزيرى قراردارد.
هند، ابرقدرت جديد آسيا
203340.jpg
حسن بنانج
پايان جنگ سرد و بروز برخى ملاحظات نوظهور منطقه اى و جهانى،  آمريكايى ها را مجبور كرد تا ارزيابى هاى راهبردى جديدى را از توانايى ها و نفوذ ژئوپولتيكى خود در سراسر جهان در دستور كار قرار دهند. پس از آنكه توان مقابله اى اتحاد جماهير شوروى به عنوان تنها قدرت مطرح بازدارنده در برابر آمريكا رو به افول گذاشت و رفته رفته از حركت ايستاد، چالشهاى جديدى در برابر حركت جديد آمريكا به سوى اهداف جاه طلبانه جهانى سر برآوردند و خودنمايى كردند. يكى از اين چالشها، روابط واشنگتن با كشورهايى بود كه در حال تجربه فصل جديدى از افزايش نفوذ و تأثيرگذارى خود در صحنه اقتصادى، نظامى و سياسى جهان بودند. درحالى كه در دوران جنگ سرد - و بيش از همه، سالهاى واپسين اين دوران - تمام توجه آمريكا بر روى اتحاد شوروى سابق، اروپاى شرقى و چين به عنوان عمده ترين نگرانى هاى سياست خارجى آمريكا متمركز شده بود، كشور ديگرى كه توانسته بود با حركتى آرام، خود را به عنوان يكى از بازيگران عمده ژئوپولتيكى در جهان مطرح كند، از نظر سياست سازان واشنگتن دور مانده بود. اين بازيگرى كسى نبود، جز هند.
در دوران جنگ سرد، منافع و اهداف هند در عرصه جهانى به طور عمده، تابعى از راهبردهاى اصلى ترين هم پيمان خود، يعنى اتحاد جماهير شوروى بود. الگوى صفحه شطرنجى جنگ سرد كه بر اساس آن، متحدين هر يك از دو طرف منازعه بايد خود را به مبانى طرفى كه متعلق به آن بودند، متعهد نشان مى دادند، باعث شد تا جايگاه هند با وجود برخوردارى از يك نظام دموكراتيك، اما سوسياليست محور، در اردوگاه اتحاد شوروى سابق تثبيت شود. اين درحالى بود كه آمريكا در سوى ديگر ماجرا توانسته بود نظر مساعد پاكستان را جلب كند و اين كشور را در اعداد حاميان - و نه متحدين اصلى - خود درآورد. اما موضعگيرى هاى هند در برابر برخى ديگر از دشمنان ديرينه اش در آن زمان حكايت از اين داشت كه سياست سازان اين كشور براى مستقل عمل كردن در سياست خارجى اشتياق وافرى دارند. روابط دهلى نو و مسكو نتوانست هند را از تعقيب سياستهايش در مقابل چين كه به واسطه شكست در مناقشه دهه ۶۰ از اين كشور كينه عميقى در دل داشت، باز دارد. از سوى ديگر، نوع عملكرد هند در برابر پاكستانى ها كه دو شكست پياپى را در كارنامه مواجهه خود با هند به ثبت رسانده و در نهايت،  به تجزيه و ايجاد كشور بنگلادش تن داده بودند نيز گواهى ديگر بر تمايل دهى نو به اتخاذ تصميمات "فرا اتحادى" در راستاى منافع ملى اش بود.
بدين ترتيب، ماندن در اردوگاه اتحاد شوروى حتى با وجود در بر داشتن امتيازاتى از جمله دسترسى راحت به فناورى پيشرفته و به روز نظامى و صنعتى همچنان بندى بر پاى هندى ها محسوب مى شد. سرزمينى كه صاحب عنوان پرجمعيت ترين كشور پس از چين در دنيا است، دهه ها پس از كسب استقلالش به دليل سياستهاى رايج در دولت هايى كه يكى پس از ديگرى مى آمدند و مى رفتند، نتوانسته بود خود را از فهرست كشورهاى توسعه نيافته، بيرون بكشد. درحالى كه هر يك از دولتهاى هند تلاش مى كردند با اتكا به ابزارهاى اقتصادى و سياسى مختلف، طلسم توسعه نيافتگى را بشكنند و چرخه اقتصاد اين كشور را به حركت درآورند، فقر مفرطى كه از ديرباز گريبان مردم را گرفته و رها نكرده بود، اين دولتها را در نهايت ناگزير به عقب نشينى و تسليم مى كرد. هند براى انجام اين مهم به دليل برخوردارى از يك ساختار حكومتى دموكراتيك بايد روشهايى را كه از نظر تمام طبقات مردم پسنديده بودند، به كار مى گرفت، اما مسلم است كه راضى نگاه داشتن تمام گرايش ها در سرزمينى كه متنوع ترين فرقه ها را در خود جاى داده، امرى محال است. فروپاشى اتحاد شوروى در سال ،۱۹۹۱ فرصتى بود تا سياست سازان هندى به اين فكر بيفتند كه ديگر مى توان فارغ از هر نوع وابستگى و گرايشى براى آينده كشور برنامه ريزى كرد. از اين زمان بود كه راه ورود و رشد ابتكارات ترقى خواهانه به هند باز شد و اين كشور رفت تا به تدريج جاى خود را در ميان ساير كشورهاى در حال توسعه دنيا باز كند.
در اين ميان، سياست سازان واشنگتن كه دهه ها تحولات شبه قاره اوروسيا (آسيا، اروپا) را به دقت زير نظر داشتند، ناگهان در دهه ۹۰ با هندى سرشار از انرژى و پويايى كه پتانسيل تبديل شدن به يك بازيگر عمده در دهه هاى آتى را نيز دارا بود، مواجه شدند. اكنون اين قابليت ها، واشنگتن را به اين فكر انداخته است كه مى توان با جلب نظر هند از طريق گسترش مناسبات در حوزه هاى مختلف، اين كشور را به قدرت و اهرمى براى ايجاد تغييرات مورد نياز آمريكا در معادلات قدرت منطقه اى و حتى جهانى تبديل كرد. اگرچه هند طى دوران جنگ سرد توانست تجارب ارزشمندى را در حوزه هاى نظامى و اقتصادى به دست آورد، اما به نظر مى رسد نمى تواند نوع قابليت هايى كه قادرند هند را در آينده به يك قدرت منطقه اى تبديل كنند، با تجارب آن دوران از يك جنس دانست. قابليت هاى جديد هند، در واقع ماحصلى از تأثيرات عوامل نوظهورى هستند كه مهار پتانسيل بى نظير آنها مى تواند منجر به كسب جايگاهى برتر براى اين كشور در رقابتهاى جديد جهانى و منطقه اى براى كسب قدرت شود.
يكى از اين عوامل، تبديل شدن هند به يكى از اقتصادهاى مردن و كليدى در منطقه "اوروسيا" است. هند از نظر برخوردارى از بسترهاى منحصر به فرد و برقرارى رابطه ميان آنان، به گونه اى كه اين كشور را در حفظ چنين جايگاهى در آينده يارى دهد، بسيار شبيه چين است. چين توانسته است با وجود سياستهاى كنترل بازار و داشتن بيشترين جمعيت دنيا كه مى تواند تهديدى بر رشد اقتصاد داخلى اين كشور محسوب بشود، توازنى بى نظير را ميان اين دو پارامتر برقرار و لقب قدرت بلامنازع اقتصادى در آسيا را از آن خود كند. هندى ها از اين نظر، در شرايطى مشابه رقيب چينى خود قرار دارند كه به نظر مى رسد با به كارگيرى روشى متفاوت بتوانند به موقعيتى مشابه و يا حتى برتر از آنچه اين رقيب در اوروسيا به آن دست يافته است، نزديك شوند. بر اساس تحقيقى كه مجله "اكونوميست" اخيراً بر مبناى مقايسه ميان توانايى هاى اقتصادى و نيروى كار در چين و هند انجام داده است، اگرچه چينى ها توانسته اند با روشهاى منحصر به فرد خود از نظر توسعه داخلى و جذب سرمايه هاى مستقيم خارجى فرسنگها از هند فاصله بگيرند، اما هند قادر است در صورت تن دادن به اصلاحاتى در ساختار اقتصادى خود، جايگاهى را كه اكنون رقيبش بر آن تكيه زده است، تصاحب كند.
از اواخر دهه ،۸۰ هند حركتى جديد به سوى اقتصاد بازار محور، اما مبتنى بر نقش كليدى دولت را آغاز كرده است. با اين حال، اين حركت با وجود برگشت ناپذيرى، بسيار آرام و كند بوده است. هند براى خروج از اين وضعيت ناگزير است اصلاحاتى را در ساختار اقتصادى خود كه متكى بر سوبسيد و قوانين حمايتى است، در دستور كار قرار دهد. اما اين كشور هنوز با كابوس قديمى بخش فقير جامعه خود كه در حال حاضر يك سوم جمعيت اين كشور را به خود اختصاص مى دهد، دست به گريبان است. اين اقتصاد حمايتى هم اكنون نيروى كار عظيمى را در استخدام خود دارد كه هر نوع اصلاح ساختار به سبك غربى مى تواند پيامدهايى منفى از جمله افزايش حجم قشر فقير را به آن تحميل كند.
اما تن دادن به اين اصلاحات نيز نتايج جبران ناپذير خود را در پى خواهد داشت. اقتصاد بازارمحور مبتنى بر حمايت دولت تاكنون در هند موفق بوده و توانسته است به افزايش حجم قشر متوسط اين كشور كه پيش بينى مى شود جمعيت آن در آينده اى نزديك به رقم صدها ميليون نفر نزديك شود، كمك كند.
تداوم چنين شيوه اى مستلزم پاسخگويى به نياز فزاينده بازار و در نتيجه صرف بيشتر منابع طبيعى داخلى است. اما دولت هند با تكيه به اين منابع محدود نه تنها قادر نيست به نقش حمايتى خود توسعه بخشد، بلكه قادر به حفظ آن نيست و اين همان نقطه اى است كه اقتصاد دانان و به طبع آنها، سياستمداران آمريكايى بر روى آن انگشت گذاشته اند. به نظر مى رسد كه اين گره تنها با افزايش سرمايه گذارى وتأمين نياز شديد هندى ها به تخصص وتجربه خارجى از سوى غرب باز شدنى باشد.
با توجه به اينكه هند روند احياى اقتصادى را در سال هاى گذشته پشت سر گذاشته است، اكنون شركت هاى غربى مى توانند فارغ ازهر نوع دغدغه ريسك پذيرى براى سرمايه گذارى در چيدن ميوه هاى پربار اقتصاد شكوفاى هند درآينده اى نزديك با هندى ها سهيم شوند.
توانايى نظامى هند يكى ديگر از عوامل تعيين كننده در روند تبديل شدن اين كشور به يك قدرت منطقه اى وجهانى است . هند هم اكنون درزمره كشورهاى صاحب بزرگترين ونيرومند ترين نيروهاى مسلح در جهان است. توسعه قابل ملاحظه نظامى هند طى چند سال گذشته نتايج چشمگيرى را درحوزه هاى مختلف نظامى ازجمله تجهيزات ونيروى انسانى دربرداشته است. اين كشور علاوه بر برخوردارى از تانك ها ، خودروهاى زرهى وجنگنده هاى مجهز به فناورى روز، صاحب رزمناوهاى پيشرفته نيز هست. ناوگان هند درحال حاضر پس از آمريكا رتبه دوم  بيشترين حضور را در اقيانوس آرام به خود اختصاص داده است. وجود يك ناو هواپيما بر اين كشور دراين اقيانوس باعث شده است تا هندى ها بر روى انجام عمليات درخارج از مرزهاى آبى وخاكى خود حساب كنند. افزون بر اين تجربه چند جنگ با پاكستان، هند را صاحب ارتشى با دو برابر نيرو نسبت به رقيب خود كرده است. هند به مدد خصومت هاى ديرينه خود با پاكستان توانسته است ، پا به پاى اين كشور توليد موشك هاى بالستيك كوتاه برد و ميان برد خود را كه قادر به حمل كلاهك هاى هسته اى نيز هستند، ارتقا دهد. هرچند ،بالا رفتن احتمال درگيرى نظامى ميان اين دو رقيب هسته اى، در برخى مقاطع، ضمن دادن بهانه به دو طرف براى پافشارى برمشروع دانستن ارتقاى توان هسته اى خود، حساسيت جهانى را نيز بيش از پيش نسبت به اين نوع رقابت وبهانه مذكور برانگيخته است، اما ابتكارات اخير دهلى نو درتوسعه مناسبات با اسلام آباد رفته رفته زمينه تقليل اين حساسيت را فراهم آورده است. هندى ها پس از بروز چند مواجهه نظامى با پاكستان ، اكنون توانسته اند اعتماد بين المللى را درزمينه عدم امكان استفاده ازتسليحات هسته اى به خود جلب كنند واز اين رو، براى تداوم روند ارتقاى تسليحات هسته اى ديگر نيازى به تأكيد بر بهانه بازدارندگى هسته اى احساس نكنند.
دربخش نيروى هوايى نيز هند درسلسله تمرين هاى مشترك خود با آمريكا نشان داده كه پتانسيل عرض اندام درميان قدرت هاى عمده نظامى درجهان را دارا است. قدرت هوايى هند نه تنها از نظر برخوردارى ازتعداد جنگنده ها نسبت به پاكستان دو برابر شده است، بلكه ازنظر كيفى نيز نسبت به چين درجايگاهى برتر قرار دارد. درسياهه جنگنده هاى مدرن هند، نام صدها هواپيماى "سوخو - ۳۰ " ، " ميگ ۲۹ "، " جگوار" و " ميراژ ۲۰۰۰" به ثبت رسيده است. اين كشور همچنين بمب افكن هاى بردبلندى را دراختيار دارد.
هند تاكنون توانسته است اين برترى را با خريد سيستم هاى تسليحات پيشرفته وارتقاى آن با توليد تجهيزات خودكار هواپيما درداخل حفظ كند. افزون براين، هند اخيراً صدها هواپيماى قديمى خود را از رده خارج كرده ودرحال جايگزينى آنها با هواپيماهاى مدرن است. بدين ترتيب، قابليت دسترسى هوايى اين كشور به تمام نقاط شبه قاره ودرسطحى كلى تر ، جنوب آسيا ارتقا خواهد يافت.
هند درحوزه مناسبات منطقه اى وجهانى نيز تلاش كرده است تا به سطح جديدى از روابط با كشورهاى هم پيمان فعلى و پيشين دست يابد.
هندى ها دراين روند جديد، اهداف منطقه اى خود را بر مبناى حضور دو وزنه منطقه اى يعنى روسيه وچين تعريف كرده اند. درسطح فرامنطقه اى نيز نه تنها جهان تك قطبى كنونى را پذيرفته ، بلكه حتى برروى نقش فزاينده  قدرت اسرائيل درمنطقه خاورميانه وساير نقاط دنيا سرمايه گذارى كرده اند. درشرايطى كه آمريكا بر سياست حفظ موازنه درمورد هند وپاكستان پافشارى مى كند و درصدد است دهلى نو را همچنان ازنظر راهبردى به خود وابسته نگه دارد مقامات هندى به بسط مناسبات با يك شريك فعال تر ومطمئن تر درمنطقه يعنى روسيه متمايل شده اند. نزديكى هند و آمريكا درسال هاى اخير موجب نارضايتى روس ها شد و مناسبات مسكو - دهلى نو درتاريخ روابط دو طرف به پايين ترين سطح خود رسيد. آمريكا اگر چه نقش هند را به عنوان نقطه اتصال اقيانوس هند واقيانوس آرام و تبديل شدن اين كشور به يك قدرت هسته اى ، درتعاملات جهانى خود بسيار برجسته دانسته و درتلاش است تا هندى ها را به عنوان يك هم پيمان محورى درآسيا دركنار خود داشته باشد،  اما درعين حال همواره تلاش كرده است تا شرايطى را كه هنوز بايد براساس آنها با همسايگانش مراوده داشته باشد به اين كشور ديكته كند. آمريكايى ها در اين ارتباط همچنين تاكنون به گونه اى عمل كرده اند كه دهلى نو هرگز احساس نكند كه مى تواند ازنظر نظامى نيز مستقل ازسياست هاى واشنگتن عمل كند. اين وضعيت باعث شده است تا هند بار ديگر به متحد استراتژيك خود دردوران جنگ سرد روى آورد.
سفر آبان ماه سال گذشته " آتال بيهارى واجپايى" نخست وزير پيشين هند به روسيه وتوافق ۵ محورى دو طرف باعث شد تا بسيارى از صاحبنظران سياسى از اين سفر، به عنوان ديدارى ميان سران روسيه و هند براى تبيين سياست هاى راهبردى ميان دو طرف ياد كنند. دهلى نو، در واقع، با اين رويكرد نه تنها قادر خواهد بود توان نظامى خود را فراتر از چارچوبى كه واشنگتن در نظر گرفته است، ارتقا بخشد، بلكه بدين ترتيب، مى تواند حوزه نفوذش را در آسياى مركزى نيز گسترش دهد. هند منافع درازمدتى را بر روى گاز و نفت آسياى مركزى براى خود تعريف كرده است. منابع اين منطقه هندى ها را قادر خواهد كرد تا به طور مبنايى ترى بر افزايش بنيه اقتصادى خود سرمايه گذارى كنند. ابراز تمايل اين كشور به سرمايه گذارى در پروژه هاى خط لوله آسياى مركزى به خوبى مؤيد اين واقعيت است. هند در اين ارتباط تلاش كرده است كه با استفاده از موقعيت هاى مختلف، حضور نظامى خود را نيز در آسياى مركزى تثبيت كند، بارزترين نشانه از وجود چنين رويكردى در جريان حمله نظامى آمريكا به افغانستان خود را بروز داد. هند با كمك به نيروهاى ضدطالبان، حضور محدود خود را در تاجيكستان حفظ كرد و اين حضور، اكنون با توجه به حساسيت هاى منطقه و تأكيد واشنگتن بر نابودى كامل نيروهاى متوارى طالبان و القاعده از افغانستان تثبيت شده است. اما روس ها نيز در سوى ديگر ماجرا از ارتقاى روابط با هند منافع خود را جست وجو مى كنند. عمده ترين هدف مسكو در ارتقاى روابط با دهلى نو در نقش موازنه دهنده قدرت هند در مقابل نفوذ فزاينده آمريكا و چين در منطقه آسياى مركزى خلاصه مى شود. با توجه به اينكه روابط تجارى هند و روسيه نيز اكنون در حال گسترش است، در سال هاى آينده بايد شاهد افزايش روزافزون نفوذ هندى ها در منطقه آسياى مركزى بود.
در حال حاضر، كشور هند با تبديل شدن به يكى از ابرقدرت هاى اروپا فاصله زيادى دارد، اما تمام نشانه ها و پتانسيل هاى موجود نيز از دستيابى اجتناب ناپذير اين كشور به چنين جايگاهى در آينده حكايت دارند. هند كشورى است كه لقب بزرگترين دموكراسى در دنيا را با خود يدك مى كشد. از سويى، اگر چه سياست هاى اين كشور تابعى از مطالبات عمدتاً ناسيوناليستى است، اما اين سياست ها به طور كلى از قواعد و اهداف دموكراتيكى كه سياست سازان آمريكايى از آنها پيروى مى كنند، الهام مى گيرند. وجود اين دو خصيصه و ظرفيت هاى ديگرى كه پيشتر به تفصيل برشمرده شدند، باعث شده است، تا برخى از سياست سازان آمريكايى به منظور كنترل قدرت فزاينده چين به عنوان يك رقيب بالقوه و جدى در برابر نفوذ ابرقدرتى آمريكا در جهان، سرمايه گذارى بر روى هند به عنوان يك هم پيمان بالقوه كليدى و محورى براى واشنگتن را سرلوحه سياست هاى خود قرار دهند. براساس اين رويكرد، نقشى كه پيشتر آمريكا در چشم انداز ژئوپولتيكى منطقه براى روسيه و توان بازدارندگى اين كشور در برابر نفوذ فزاينده چين در اوروسيا قائل بود، اكنون در حال رنگ باختن است و اين فرصتى است كه مى تواند در اختيار هند گذاشته شود. موقعيت جغرافيايى هند نيز با به وجود آمدن نگرانى هاى جديد واشنگتن پس از ۱۱ سپتامبر در آسيا يكى ديگر از فاكتورهاى مثبت در اثبات شايستگى هندى ها براى اين انتخاب است. هند افزون بر اينكه با افغانستان همجوار است، خواهان تضعيف و يا نابودى بنيادگرايان فعال در جامو و كشمير نيز هست. نزديكى بيشتر به هند علاوه بر اينكه دولت بوش را در راستاى كسب موفقيت هايى ديگر در جنگ عليه تروريسم يارى خواهد داد، بلكه زمينه استفاده از اين كشور را به عنوان پايگاهى براى كنترل امنيت افغانستان فراهم خواهد آورد.
اما تحقق اين رويكرد با موانعى نيز مواجه است. سياست حفظ موازنه آمريكا در برار پاكستان و هند يكى از اين موانع است. از يك سو، پاكستان در حال حاضر در جنگ عليه تروريسم براى آمريكايى ها يك هم پيمان به حساب مى آيد و از سوى ديگر، واشنگتن نمى تواند از حمايت هاى نظامى اسلام آباد از شبه نظاميان كشميرى چشم پوشى كند. بدين ترتيب، به نظر مى رسد كه آمريكايى ها مجبور هستند تا در سياست حفظ موازنه خود در جنوب آسيا، تجديدنظرهايى جدى را در نظر بگيرند. اين موازنه اكنون بايد بر اساس آنچه كه شايد بتوان آن را انتخاب ميان منافع كوتاه مدت - يا احتمالاً بلندمدت - مبارزه پاكستان عليه القاعده و اهداف بلندمدت آمريكا از هم پيمانى با يكى از ابرقدرت هاى بالقوه در آسيا برشمرد، تجديد ساختار شود.
حس استقلال خواهى فزاينده در ميان افكار عمومى هند يكى ديگر از موانع موجود بر سر راه نزديكى بيشتر واشنگتن به دهلى نو است. در حالى كه آمريكا به دليل ملاحظات راهبردى خود بر رويكرد حفظ وابستگى هند به خود پاى مى فشرد، مردم هند نيز به دليل سرخوردگى اى كه از ناحيه استيلاى خارجيان بر اين كشور طى پنج قرن گذشته در خود احساس مى كنند، خواهان دولتى مستقل هستند كه سياست خارجى خود را مبتنى بر امتيازدهى و امتيازگيرى متعادل و دوجانبه تعريف كند. بنابراين آمريكا در آينده اى نزديك مجبور خواهد بود تا سياست هاى خود را در تعامل با هند بر اساس شرايطى يكسان تغيير ساختار دهد.
اينكه تا چه حد واشنگتن در آينده بر روى واقعيتى انكارناپذير به نام هند سرمايه گذارى كرده است و از اين فرصت در جهت دستيابى به اهداف جديد و حفظ منافع پيشين سود ببرد، موضوعى است كه تنها گذشت زمان آن را مشخص خواهد كرد، اما آنچه مسلم است، اين كه در صورت وقوع تغييراتى در نوع مناسبات واشنگتن - دهلى نو، بايد شاهد تحولاتى چشمگير در ميزان تسلط ونفوذ آمريكايى ها در قاره آسيا بود. اگر چه اين تحولات بيش از همه، قدرت فزاينده چين را هدف قرار خواهد داد، اما بديهى است كه در چنين صورتى، ساير كشورهاى خارج از حوزه اين جنگ قدرت و در عين حال، مهم  و تأثيرگذار در تعاملات و رخدادهاى منطقه اى، نمى توانند از پيامدهاى مثبت يا منفى آن بى نصيب يا در امان بمانند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |