|
نگاهى به نمايشگاه عكسهاى فرزانه خادميان
نگاهى تازه به ورزش بانوان
|
|
|
چنگيز محمودزاده
تا به حال چند عكس از بانوان ورزشكار ايرانى ديده ايد كه در حالتى غير از گرفتن مدال و بر روى سكوهاى رده بندى باشد؟ معمولاً تصويرهايى كه از اين موضوع در مطبوعات مى بينيد، چيزى غير از اين تصاوير تكرارى نيست. اما اگر هفته گذشته سرى به گالرى الهه مى زديد با نمايشگاهى از عكسهاى ورزش بانوان روبرو مى شديد كه از آثار فرزانه خادميان بودند. خادميان از نزديك به سه سال قبل، ثبت تصاوير ورزش بانوان را آغاز كرد و تا به امروز به عكاسى از ورزشهاى كاراته، جودو، قايقرانى، بوكس چينى، اسكواش، شمشيربازى، پينگ پنگ، فوتسال، گلف، بيليارد و پاراگلايدر پرداخته است اما آنچه در نمايشگاه آثار او به نمايش درآمد به ورزشهاى كاراته، قايقرانى، بوكس چينى و اسكواش محدود بود كه غالب اين تصاوير نيز به ورزشهاى رزمى اختصاص داشت. يكى از برجسته ترين عكسهاى اين نمايشگاه به ورزش قايقرانى اختصاص داشت كه پيش از اين در دوسالانه عكس نيز به نمايش درآمد؛ تصويرى كه با تيزهوشى عكاس به همنشينى لكه هاى رنگى در قالب فرمى زيبا تبديل شد. جاى گرفتن تصويرى ديگر از اين ورزش بر روى ديوارهاى نگارخانه و مقايسه اين دو عكس با هم به خوبى نشان مى دهدكه ثبت تصاوير ورزشهاى بانوان با توجه به محدوديتهايى كه دارد و خارج شدن از چارچوبهاى خبرى براى منتقل كردن حسى زيباشناسانه به چه نگاه ريزبين و انديشه خلاقانه اى احتياج دارد. اما شايد اولين نكته اى كه در برخورد با اين تصاوير به ذهن برسد، اين باشد كه عكسها تا چه اندازه، واقعيت ورزش بانوان را منتقل مى كنند. خادميان در اين باره مى گويد: «عكس ورزشهايى مانند قايقرانى كه در فضاى باز انجام مى شوند، عين واقعيت است. اما براى ورزشهاى رزمى يا ورزشى مثل اسكواش چاره اى وجود ندارد. مى دانستم تصوير ورزشكاران باحجاب، فضاى واقعى را از بين مى برد ولى وقتى هيچ امكان ديگرى وجود ندارد، سعى كردم به همين ترتيب فرم، فضاى ورزشى، فرم واقعى بدن و حالتهاى ورزشكاران را نشان بدهم. اگر به عكسهاى اسكواش دقت كنيد حتى فرم واقعى بدن ورزشكاران را هم مى توانيد تشخيص بدهيد و به همين دليل فكر مى كنم عكاسى از ورزشكاران زن باحجاب، تأثيرى در نتيجه نهايى نداشت.» خادميان هدف اصلى خود از اين كار را، نشان دادن نگاهى تازه به ورزش بانوان عنوان مى كند:«تربيت بدنى كشور مدام مى گويد بانوان ما ورزش مى كنند ولى مخاطبان هيچ چيزى نمى بينند. در روزنامه ها نيز فقط عكس هاى تكرارى و كليشه اى چاپ مى شدند. فعاليتهايى كه قبلاً در اين زمينه انجام مى شد نيز از سوى برخى مراكز و به صورت مقطعى بود.» عكاسى ورزشى شيوه خاص خود را دارد و عكاسها براى پيدا كردن محل مناسب براى ثبت تصاوير معمولاً مدت زمانى ازكار خود را صرف مى كنند. اما براى عكاسى از ورزش بانوان، حتى براى عكاس هاى زن نيز اين فرصت به راحتى به دست نمى آيد: «براى پيدا كردن چنين فرصتى، بعضى وقتها مى بايست نزديك به يك ماه دوندگى كنم. براى مثال در عكاسى از اسكواش، فقط به تماشاى مسابقه نشستم و بعد از آن، ورزشكارها حدود يك ربع با مانتو و روسرى توپ زدند و من عكس گرفتم. هر ورزشى، قلق خودش را دارد و براى پيدا كردن لحظات حساس آن بايد چند بار عكس گرفت. براى مثال از ورزش گلف هم عكاسى كردم ولى هرچه وقت گذاشتم، نتوانستم به نتيجه مورد قبول خودم دست پيدا كنم.» همين مسأله نيز باعث انتخاب عكس هاى اين نمايشگاه شد و خادميان از ميان مجموعه خود تصاويرى را دست چين كرد كه بيشتر فرصت كار بر روى آنها داشت:«عكس ورزش هايى كه مسؤولان آنها به اندازه كافى به من فرصت دادند و توانستم چندبار عكاسى كنم براى اين نمايشگاه انتخاب شدند، به همين دليل هم تم مشتركى در بين آنها به چشم مى خورد. دليل ديگر محدوديت ورزش هايى كه در نمايشگاه مى بينيد، اين است كه در مجموعه اى با ۲۰ عكس نمى شود به مثلاً ۱۰ ورزش پرداخت. اين كار براى مجموعه اى در قالب كتاب خوب است تا بتوانيم از هرورزش چندعكس با فضاهاى متفاوت رانشان دهيم . اما چنين اقدامى از نظر مالى و زمانى به حمايت احتياج دارد. تكنيك غالب در آثار ارائه شده در اين نمايشگاه، استفاده از سرعت شاتر و نشان دادن حركت در عكسها بود. خادميان معتقد است كه با اين كار توانسته ريتمى مشترك در ميان آثار پديد آورد: «مى خواستم از شرايط ديگرى استفاده كنم كه كار نشده باشد. به دنبال راهى براى خارج كردن عكسها از حالت خبرى بودم تاجلوه اى هنرى نيز عكسها پيداكنند.» با اين وجود پس از ديدن عكس هاى نمايشگاه، ميل به ديدن تصاويرى كه تكنيك هاى ديگرى نيز در آنها استفاده شده باشد همچنان پايدار مى ماند. حفظ ريتم ثابت در كل آثار مجموعه كاملاً مشخص است و به خوبى نيز جلوه پيدا كرده است اما عكاس براى عطش مخاطب براى ديدن فرم هاى ديگر فكرى نكرده است. يكى از نقاط قوت اصلى كار خادميان ، پرداختن به اين سوژه زنانه با نگاهى فراتر از ديدگاههايى است كه اين روزها در جامعه ما تحت عنوان فمينيسم طرفداران بسيارى پيدا كرده است. هرچند اين نكته پيش از هرچيز به جهان بينى خود عكاس باز مى گردد اما عكس گرفتن از ورزش بانوان از سوى يك عكاس زن و گرفتار نشدن در چنين چارچوب هاى محدودكننده اى به توانايى و قابليت عكاس نيز مربوط مى شود: » در درجه اول فكر مى كردم به عنوان يك زن بهتر مى توانم در فضاى اين ورزشها قرار بگيرم و به كار بپردازم. اما به هيچ وجه چون خودم يك زن هستم ، تصميم به اين كار نگرفتم. در عكسها نيز حس خاص يا چركى نسبت به اين مسأله قابل مشاهده نيست. حتى نشان داده ام كه كار آنها افتخارآفرين است. سعى كردم در چارچوبهاى جامعه به انعكاس تصاوير ورزشهاى بانوان بپردازم.» اما حس خاصى كه از ديدن تعدادى از عكسها به خصوص درتصاوير ورزش اسكواش به مخاطب منتقل مى شود نيز قابل انكار نيست : «شايد دليل اين مسأله فاصله اى باشد كه بين من وسوژه قرار داشت. فاصله اول اتاقكى شيشه اى بود كه ورزشكاران در آن قرار داشتند و فاصله دوم، تفاوت كار آنها درمقابل دوربين و در حالت عادى بود. خودم هر وقت كه دوربين به دست مى گرفتم، احساس غريبه بودن نسبت به آنها پيدا مى كردم.»
|