جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۲ محرم ۱۴۲۶
Fri, Mar 4, 2005
تصوير
۳۰۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
تصوير
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
اولى ها
سوسن تسليمى و ماديان؛
پس از ۱۹ سال روى پرده نقره اى
اولى ها
خانه خدا؛ نخستين مستند سينمايى
على علايى
در سال ۱۳۴۵ فيلمى به نام «خانه خدا» در سينماهاى تهران به نمايش درآمد كه در نوع خود و از بابت اثرات متفاوتى كه برجاى گذاشت منحصر به فرد بود. اين فيلم كه نخستين فيلم مستند سينمايى ايرانى به شمار مى آيد، درباره مناسك حج ساخته شده است و از اين رو توانسته است پاى بسيارى را كه با سينما مخالف بوده و آن را عامل فساد و فحشا مى دانستند براى اولين بار به سالن هاى سينما باز كند.
در اين فيلم مراحل مختلف مراسم حج از آماده شدن زائران از هر نژاد و كشور و سنى تا ورود آنها با كشتى و هواپيما به عربستان سعودى و خانه كعبه و انجام واجبات حج و خانه كعبه و بازگشت مسلمانان به كشورهايشان بعد از پايان مراسم نمايش داده مى شود.
خانه خدا توسط احمد شيرازى، نعمت حقيقى، محمود ايثارى و عباس دستمالچى فيلمبردارى شده است اما در خصوص كارگردان آن روايات و مستندات متفاوتى وجود داشت. از يك طرف برخى مورخين و نويسندگان جلال مقدم را به عنوان كارگردان فيلم معرفى كردند و از طرف ديگر برخى اظهارات و استنادات ابوالقاسم رضايى را كه تهيه كننده فيلم بود كارگردان فيلم مى شناخت. اما در تيتراژ آمده است: «فيلمى از ابوالقاسم رضايى» و نام جلال مقدم به عنوان مشاور ثبت شده است. تنظيم گفتار به عهده محمود سعادت و گويندگان نيز اسدالله پيمان گوينده قديمى سرشناس آن دوره و خود سعادت بودند. حمزه ريحانى نيز گوينده عربى فيلم بود و به روايتى ابراهيم گلستان فيلم را تدوين كرد. كار چاپ و لابراتوار كه رنگى تنى كالر بود در لندن انجام شد و فيلم با مدت زمان ۹۵ دقيقه از ۳۰ آذرماه سال ۱۳۴۵ در سينماى آسيا، پاسيفيك، سعدى، اونيورسال، ميامى، ركس، هماى، كيهان، الوند، سيلوانا و آستارا به نمايش درآمد. سينماهاى نمايش دهنده فيلم اعلام كردند كه به منظور بزرگداشت شعائر مقدس دين مبين اسلام در تمام مدت نمايش اين سند بزرگ، از پخش هرگونه آگهى هاى تجارتى و نمونه هاى سينمايى خوددارى خواهند كرد و ضمناً سالن هاى انتظارشان نيز منحصراً با عكس هاى مراسم حج مزين خواهد شد.
محمدعلى ايثارى يكى از فيلمبرداران فيلم كه مدتى معاون ايرانى اداره اطلاعات سفارت آمريكا در تهران بود و كتاب سينما در ايران را نيز در آمريكا نوشته و منتشر كرده است با اجازه ابن سعود پادشاه وقت عربستان سعودى فيلمى چهل دقيقه اى از مراسم حج مى گيرد كه با تماشاى آن ايده ساختن فيلمى رنگى و سينمايى از اين مراسم را كه در سينماهاى ديگر كشورهاى اسلامى نيز به نمايش درآيد در ذهن رضايى جرقه مى زند. او در سال ۱۳۴۳ مقدمات اجازه اين كار را فراهم مى كند و با گروهى كه آماده كرده به مديريت فيلمبردارى احمد شيرازى به تهيه و ساخت فيلم در استوديو ايران فيلم مبادرت مى ورزد.

«خانه خدا» به زبان انگليسى دوبله و در بسيارى از كشورهاى اسلامى به نمايش درمى آيد و به نوعى اولين فيلم ايرانى است كه در سطح وسيعى امكان نمايش خارجى مى يابد. گفته مى شود اين فيلم تنها در هندوستان بيش از چند ميليون روپيه فروش داشته است. رضايى نسخ متعددى از اين فيلم به زبانهاى انگليسى، عربى؛ اردو و مالزيايى تدوين و زمينه نمايش آن را در كشورهاى خارجى هموار كرد. او حتى نسخه ۵۲ دقيقه اى از اين فيلم تحت عنوان «مكه، شهر ممنوع» به زبانهاى انگليسى، فرانسه، آلمانى و ايتاليايى تهيه كرد كه ضمن پخش در بازار كشورهاى غربى، شبكه هاى تلويزيونى اروپا، كانادا، آمريكاى جنوبى و ژاپن امتياز نمايش آن را خريدند. او پس از موفقيت فيلم در چند جشنواره بخصوص جشنواره هاى ونيز و سانفرانسيسكو يك نسخه ۱۶ ميلى مترى هم براى نمايش در مجامع فرهنگى و آموزشى تهيه كرد. در آخرين اقدام نيز در سال ۱۹۹۳ نسخه اى ويديويى از اين فيلم با عنوان «زيارت مكه» در آمريكا توزيع كرد.
اما رضايى عمده اقدامات در جهت پخش بين المللى فيلم را پس از مهاجرت اجبارى اش از ايران در سال ۱۳۴۵ و پس از اكران فيلم انجام داد. او در يكى از روزهاى زمستان سال ۱۳۴۵ در بيرون استوديو ايران فيلم (خانه سينماى فعلى) مورد حمله يكى از جوانان متعصب مذهبى كه به نمايش اماكن مقدس در سينماها اعتراض داشت واقع مى شود و پس از درمان آسيب ديدگى  جدى اش از ايران مهاجرت كرده و به انگليس مى رود. او سالها بعد در آمريكا و در لس آنجلس اقامت مى  گزيند و در بهار سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) به دنبال يك عمل جراحى قلب در آمريكا از دنيا مى رود.
باشگاه
مشت زنى
تا گذران دو هفته پايانى سال به نظر نمى رسد اتفاق خاصى در اكران سينماهاى تهران بيفتد. از ميان فيلم هاى روى پرده وعده ديدار به لطف تبليغات محيطى و تلويزيونى فراوان و سالن هاى مناسبى چون فرهنگ و عصرجديد فروش متوسطى دارد و ديگر فيلم ها به روال گذشته ادامه مى دهند. شكست خورده اصلى اين اكران پايان سال فيلم صبحانه اى براى دونفر به كارگردانى مهدى صباغ زاده است كه به دليل عدم اطلاع رسانى مناسب مشخص نيست اصلاً براى چه اكران شده است. فيلم هاى ديگر به روال گذشته به نمايش خود ادامه مى دهند و اوضاع فعلاً براى اين سه فيلم روبه راه است.
در آن سوى آب ها اما يك فيلم همه را غافلگير كرده است. نخستين تجربه كارگردانى دارن گرانت با نام خاطرات يك زن سياه ديوانه با اينكه اين هفته تنها در حدود ۱۴۰۰ سينما به نمايش درآمد توانست با فروش ۲۲ ميليون دلارى اش، رقبايى چون Hitch ، كنستانتين و فيلم تازه وس كريون را كنار زند. فيلم تازه ويل اسميت البته در سومين هفته اكران هم چندان از فروشش كاسته نشده و تنها با اختلافى در حدود ۱ ميليون دلار پايين تر از فيلم نخست قرارگرفته است. پروژه عظيم كنستانتين هم اوضاع روبه راهى ندارد. اين فيلم تازه كيانو ريوز در قامت يك منجى ديگر، با فروش ۱۲ ميليونى اش در هفته دوم نمايش مجموع فروشش را به ۵۰ ميليون دلار رساند تا براى سوددهى چشم به بازارهاى جهانى داشته بود. لعنت شده كه شايد معادل عربى رجيم برايش عنوان مناسب ترى باشد ديگر فيلم شكست خورده هفته است. اين فيلم را كه وس كريون پس از مدت ها حضور در قامت تهيه كننده، كارگردانى كرده در نخستين هفته اكران در حدود ۲۸۰۰ سينما، تنها نه و نيم ميليون دلار فروخته است. در لعنت شده، كريستينا ريچى نقش اصلى را برعهده دارد. اگر نظرات منتقدان درباره دو سه فيلم اول بينابين بوده است، درباره مردخانه يعنى پنجمين فيلم جدول هفتگى هيچ حرفى باقى نمانده؛ جيمز براردينلى در يادداشتش بر فيلم، آن را ملغمه اى بى سرو ته با بازى بد تامى لى جونز معرفى كرده كه به هردرى مى زند شكست مى خورد و اى آنلاين هم با دوعبارت «سيس» به عنوان درخواست سكوت و «بوم» به عنوان فاجعه از فيلم استقبال كرده است. به هرحال مردخانه هم اين هفته با فروش ۹ ميليونى اش در جايگاه پنجم جدول ايستاده است. بعد از اين فيلم ها مى توان از نامزدهاى اسكار سراغ گرفت. هم فيلم كلينت ايستوود و هم فيلم اسكورسيزى در كنار فيلمى چون در جست و جوى نورلند در اين چندهفته پاى ثابت جدول هستند و با برگزارى مراسم حداقل تا دو سه هفته ديگر هم اين اتفاق ادامه خواهد داشت.
۲۱ گرم خبر
203571.jpg
مراسم اسكار سرانجام شامگاه روز يكشنبه در لس آنجلس برگزار شد و برخلاف تصور همگان اين كلينت ايستوود با دختر ميليون دلارى اش بود كه اسكارها را تصاحب كرد و هيلارى سوآنك در ميان شگفتى همه و در دومين نامزدى اش دومين مجسمه طلايى را به خانه برد تا ثابت شود آكادمى يك هنرپيشه محبوب تازه يافته است. نكته جالب ديگر در اسكار امسال، اعطاى جايزه هاى بهترين بازيگران مرد به دو هنرپيشه سياه پوست يعنى جيمى فاكس و مورگان فريمن بود كه نشان داد هاليوود مى خواهد روندى را كه از ابتداى هزاره آغاز كرده حفظ كند. احساساتى ترين سخنرانى از آن جيمى فاكس و بامزه ترين استدلال مربوط به كيت بلانشت بود كه جايزه اش را براى هوانورد، امتداد جايزه هاى خود كاترين هيپبورن دانست. ناكام بزرگ مراسم هم جز اسكورسيزى، بازيگر اصلى فيلمش يعنى لئوناردو دى كاپريو بود كه بازهم نتوانست مزد چندين سال همكارى با بهترين كارگردانان حال حاضر جهان را بگيرد. اسكار امسال فاتح مطلق نداشت.
در ايران هم از اكران نوروزى تهران خبر مى رسد كه اكران دو فيلم تقريباً قطعى شده است. گل يخ و رستگارى در هشت و بيست دقيقه اين دو فيلم هستند و رايزنى ها درباره ديگر فيلم ها ادامه دارد. آنچه فعلاً مسلم است تمايل سينمادارها به نمايش فيلم هايى است كه بتوانند در اكران طولانى مدت بهار، صندلى هاى خالى را پر كنند. جز اين هفته گذشته خبر رسيد كه نيروى انتظامى كار مبارزه با شبكه قاچاق ويديويى را آغاز كرده است. اتفاقى كه در صورت كند نشدن مى تواند تاحدى به سينماى ايران كمك كند. سال گذشته تقريباً در چنين روزهايى بود كه بازار قاچاق ويديويى در تهران فعاليتش را گسترده تر از قبل كرد و تقريباً هيچ كدام از فيلم هاى اكران سال قبل از اين اتفاق مصون نماندند.
سوسن تسليمى و ماديان؛
پس از ۱۹ سال روى پرده نقره اى
زنى در ميان جمع
صبا شادور
سينماى برخى كشورها گاه پر از گنجينه هاى گرانبهايى است كه نمى توان بر آنها قيمتى گذاشت . اين گنجينه ها هم هر يك به دليلى ، حالتى چنين يافته اند . در گذر اين سال ها يعنى درست از ،۱۳۶۷ تاريخى كه سوسن تسليمى ايران را ترك كرد تا كنون ، هر سال اسطوره تسليمى به عنوان يك بازيگر دست نيافتنى تر از پيش به نظر مى رسد. هر سال كه مى گذرد، شش فيلم و يك مجموعه تلويزيونى او در داخل ايران بنا بر ارزش بازى او مهم تر جلوه مى كنند و اين روند ادامه دارد . تصوير تسليمى ، سيماى زنى در ميان جمع است كه نمى توان به آن نزديك شد و فيلم هايش اگر حتى جز بازى او ، چيزى براى ارائه نداشته باشند ، باز هم آثارى مهم تلقى مى شوند .
بازخوانى گذشته
203487.jpg
اكران دوباره فيلم هاى قديمى در همه جاى دنيا يك عادت است . سينماهاى هنرى يا سالن هاى كوچك برخى مولتى پلسك ها در اوقاتى مشخص و طى برنامه هايى، به مرور و نمايش دوباره فيلم هاى كلاسيك سينما مى پردازند تا جوانانى كه اين فيلم ها را روى پرده نقره اى نديده اند و يا آنها كه مى خواهند خاطره هاى گذشته را در ذهن بازسازى كنند ، امكان اين اتفاق را داشته باشند .
در سينماى ايران بنا به دو دليل اين اتفاق كمتر رخ مى دهد . دليل اول غيرقابل نمايش بودن اكثر فيلم هاى دو سوم از تاريخ زمانى اين سينما به دليل واقع شدنش در دوران پيش از انقلاب است و دليل دوم محدود بودن سالن هاى نمايش براى فيلم هاى روز اكران ؛ به شكلى كه هر سال بيش از ده فيلم از گردونه اكران بيرون مى مانند و امكان نمايش را حتى براى سه هفته هم به دست مى آورند .
در چنين شرايطى است كه نمايش هاى معدود آثار قديمى تر سينما روى پرده اتفاق مغتنمى است . مسأله اى كه در اين چند سال تنها براى فيلم هايى چون گاو و مسافران امكان وقوع يافت . گاو به اين دليل كه از معدود نمونه هاى قابل عرضه در شرايط حاضر از سينماى پيش از انقلاب است و مسافران به درخواست خود كارگردان براى اضافه كردن چند پلان به آن .
پس از اين دو سه حركت مقطعى كه البته در سينما سپيده انجام گرفت ، به نظر نمى رسيد فعلاً فرصتى براى انجام كارهايى از اين دست باشد . اين در حالى است كه ماه پايانى سال معمولاً فرصتى براى نمايش فيلم هاى اكران دو در سالن هاى غالبا بى مخاطب است . در چنين شرايطى است كه از صبح روز بيست و سوم بهمن ماه يعنى درست هنگامى كه جشنواره فيلم فجر به پايان رسيد ، سينما عصر جديد در سالن شماره دوى خود ، ماديان را به نمايش درآورد و قرار است اين نمايش تا پايان سال ادامه داشته باشد . فيلمى از على ژكان كه ۱۹ سال از زمان ساختنش مى گذرد و هنوز بهترين اثر اين كارگردان به حساب مى آيد . جز اين ، نمايش ماديان يك امكان ديگر را هم فراهم مى كند . امكانى كه در اعلان هاى تازه فيلم روى آن تأكيد هم شده است : امكان ديدن بازى سوسن تسليمى روى پرده كه براى نسل جوان تر هرگز وجود نداشته است .
تصوير كامل بازيگر در اوج
سوسن تسليمى در اين سال ها يك تصوير كامل از بازيگرى در اوج است . هيچ كس هم به چرايى اين مسأله فكر نمى كند . لقب نگين بازيگرى سينماى ايران كاملا ً برازنده او شده است و شمايلى كه اين پرسوناژ به خود گرفته چنان است كه دوستداران او حتى مقايسه يك بازيگر با او را هم كارى خطا مى پندارند .
ماديان اتفاقاً يكى از معمولى ترين فيلم هاى تسليمى است . بازيگرى كه شاخص ترين حضورهاى سينمايى اش را مى توان در آثار بهرام بيضايى پيگيرى كرد اما او در اين فيلم هم به بخشى از اين پرسش كه چرا و چگونه به چنين جايگاهى رسيده پاسخ مى دهد . چهره سرد تسليمى با كاريزماى منحصر به فردش كه در بازيگران نسل بعد از او تنها در هديه تهرانى مى توان سراغش را گرفت ، به او اين امكان را مى دهد كه حتى در مثبت ترين نقش ها هم يك آدم خوب تمام عيار نباشد و بالعكس . در ماديان ، او مادرى است كه عملاً فرزندش را در ازاى يك ماديان مى فروشد اما لحن حق به جانب تسليمى تماشاگر را كاملاً مجاب مى كند كه به اين كاراكتر ، به چشم يك آدم خاكسترى نگريسته شود . در درگيرى با برادر در فصل پايانى فيلم هم توحشى كه در رفتار اين دو در قبال ماديان به چشم مى خورد ، حالتى چنين دارد اما تسليمى با يكى دو حركت به جا در هنگامه اين مشاجره و بعد در سكانس بعدى و در مواجهه با ماديان همه چيز را به شكل عادى بر مى گرداند . او زنى است كه تماشاگر بايد دوستش داشته باشد و تسليمى دقيقاً قدرت متقاعد كردن مخاطب را براى دوست داشته شدن دارد .
امكانى تازه
ماديان بهترين فيلم على ژكان است اما اين دليل نمى شود تا به فيلم حتماً به عنوان يك شاهكار نگريسته شود . دكوپاز فيلم در خيلى از بخش ها ابتدايى است كه از جمله اش مى توان به فصل پايين كشيدن گلبوته از درخت اشاره كرد اما به هر شكل ، اثر روانى است كه در دوبله تا حدى از دست رفته است .
تماشاى دوباره فيلم پس از ۱۹ سال اين امكان را به مخاطب سينماى ايران مى دهد تا كمى به حال و هواى آن زمان نزديك شود و فيلم البته تجديد ديدارى با سيماى جوان تر چند بازيگر همچون حسين محجوب است و برخى هم هستند كه حتى ديگر در ميان ما نيستند . فيروز بهجت محمدى با حضور جذابش از اين جمله است . با اين امتيازات اندك ، طبيعى است كه در اكران دوباره فيلم ، نگاه ها به سمت سوسن تسليمى بازگردد . بازيگرى كه حدود ۱۵ سال است در سوئد زندگى مى كند و در اين مدت چندين نمايشنامه و يك فيلم را اجرا و كارگردانى كرده است . نمايش دوباره ماديان اين مزيت را دارد تا بازى تسليمى بار ديگر روى پرده مرور شود و آن كاراكتر دست نيافتنى ، كمتر به واقعيت نزديك تر شود و بتوان دلايل بدل شدنش به يك شمايل را بررسى كرد .
به ياد سال هاى طلايى عصر جديد
... و يك نكته در پايان . در سال هايى نه چندان دور ، سينما عصر جديد در كنار سينما آزادى ميعادگاه همه دوستداران سينماى ايران بود . مخاطبان فيلم هاى خاص تر يا آنها كه كيفيت تماشاى فيلم برايشان اهميت داشت ، برنامه هاى زمانى شان را براى حضور در اين سينماها هماهنگ مى كردند و چنين بود كه اين دو سينما دو قطب سينمايى تهران در مركز شهر بودند . وقتى سينما آزادى هم از دست رفت و طرح هاى بازسازى اش به خاطره ها پيوست، تنها عصر جديد پرچمدار سينماى فرهنگى ايران بود .
به اين دليل هيچ كس از آن دست مخاطبان ، نوروزى را كه سينما عصر جديد فيلم طوطيا را در سالن شماره يكش به نمايش درآورد فراموش نمى كند . سينمايى كه حاضر نبود هر فيلمى را اكران كند ، به يك گروه سينمايى پيوست تا هر فيلمى را بنابر نيازهاى گروهش نمايش دهد و از آن روز ، ديگر عصر جديد آن سينماى قديمى ما نيست .
تماشاى ماديان در سالن شماره دوى عصر جديد چنين ويژگى و خصيصه اى هم دارد . وقتى پوستر ماديان را روى ديوار اين سينما مى بينى ، آن قفسه كوچك كتابخانه آنچه ما درباره سينما مى شناسيم گوشه سالن هم ، معنايى ديگر پيدا مى كند . معنايى فراتر از يك دكور صرف براى فرهنگى شدن محيط يك سالن انتظار. سينما عصر جديد حداقل در سالن سومش كه محيطى كوچك براى نمايش فيلم است ، نمى تواند همه خاطره هاى آن دوران طلايى را يك بار ديگر زنده كند . مگر ما از يك سينما چه چيز ديگرى مى خواهيم؟

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   تصوير   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |