جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۲ محرم ۱۴۲۶
Fri, Mar 4, 2005
ويژه ۲
۳۰۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
تصوير
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
گزارش تحليلى
خبر
تحليلى درباره قربانى شدن يك دختربچه ۴ ساله
گزارش تحليلى
پاكسازى مناطق جرم خيز
درمان مقطعى يك بيمارى اجتماعى
سينا قنبرپور

ميدان شوش تهران و حوالى آن در مدت اخير شاهد دو بار پاكسازى به وسيله نيروى انتظامى بوده است.
محله جرمخيز «گچى ها» و«بازار چينى فروشان» دومنطقه از مناطق شوش بود كه به وسيله پليس از حضور افراد ولگرد، اراذل واوباش ومعتادان تابلو پاكسازى شد.
در پاكسازى منطقه گچى ها دست كم ۱۵ نفر از عناصر كليدى و اصلى دستگير و تحويل مقامات قضايى شدند.
سردار مرتضى طلايى فرمانده پليس تهران در اين باره به سايت اطلاع رسانى پليس گفت: «مأموران ما بارها براى پاكسازى اين محل اقدام كرده بودند، اما افراد معتاد بلافاصله با وارد شدن به خانه هاى از قبل تعيين شده، از دست مأموران ما فرار مى كردند. بنابراين با محدوديت هايى كه براى وارد شدن به خانه ها داشتيم كار اساسى انجام نمى شد ولى در اين سرى تمام مناطق از قبل شناسايى شده بود و با يك طرح ضربتى با همكارى شهردارى و مقامات قضايى موضوع به شكل كامل رسيدگى شد و يك ايستگاه سيار پليس نيز در محل مستقر شد تا توان عمليات پليس در آنجا افزايش يابد.» فرمانده پليس پايتخت چندى بعد برنامه پاكسازى بازار چينى فروشان را عملياتى كرد و سپس در برنامه پرسش و پاسخ مركز ۱۹۷ درباره تهران به سايت اطلاع رسانى پليس گفت:«از نگاه ما هيچ منطقه جرمخيز حاد وبحرانى در تهران وجود ندارد وما براساس داده هاى مركز فوريتهاى پليسى ۱۱۰ به طور لحظه اى وجغرافيايى به زمان وقوع جرم ، اشراف كامل داريم».
به گفته سردار طلايى مناطق جرمخيز براساس تماسهاى مردم با ۱۱۰ شناسايى و مشكلات و نوع جرايم آن مشخص مى شود.
امكانات پليس ۱۱۰ كه از پيش نيز امكان تغيير تاكتيك پليس در مناطق مختلف يك حوزه استحفاظى را فراهم كرده بود اينك درعمل نشان مى دهد كه توان اداره ومديريت امنيت اجتماعى را به فرماندهان پليس داده است.
اما در مواجهه با موضوع پاكسازى مناطق مختلف شهر تهران سؤالى پيش روى قرار مى گيرد وآن اينكه آيا پاكسازى عملياتى مقطعى نيست؟ به عبارتى اين نوع عملياتها فقط سبب تسكين موقت يك منطقه و توزيع آلوده كنندگان به مناطق ديگر شهرى نمى شود؟
تجربه هاى «خاك سفيد» در تهران و «طبقات سپيدار» در اهواز نمونه هايى از پاكسازى هاى سنگين و پرخطر بوده است.
اما با وجود آن كه بحران از يك منطقه زدوده مى شود، پاك نمى شود. به عبارت ديگر در پاكسازى به طور موقتى عوامل جرمزا و دست اندركاران جرم از منطقه حذف مى شوند.
در كنار پاكسازى وبه ويژه آن كه در چنين عملياتى حجم قابل توجهى از جمعيت پاكسازى شده معتادند بدين ترتيب مدت كوتاهى آنها در ميانه كلانترى و دادسرا و زندان گذران وقت مى كنند و دوباره باز مى گردند و مسير خود را براى جذب به پاتوقى ديگر پيدا مى كنند.
توصيف خاك سفيد وتجربه هاى تلخ ناشى از ورود به آن محدوده هنوز هم لرزه بر اندام مردم مى اندازند. منطقه طبقات سپيدار اهواز كه مجموعه اى ازعللى نظير جنگ زدگى ، مهاجرت ، بيكارى و... بود مدتها سبب شده بود تا هيچ نظارتى از سوى پليس در آنجا صورت نگيرد زيرا به شكل يك غده سرطانى هر چيزى را آلوده و گاه حتى سركوب مى كرد.
طبقات سپيدار اهواز در سال ۱۳۷۹ چندى قبل از خاك سفيد پاكسازى و مكان آن به كلى تخريب شد. اما نمى توان گفت كه موضوع آن منتفى شد زيرا نه بيكارى و نه مهاجرت و بقيه عوامل آن درمان نشد. در واقع بايد بر حرف سردار طلايى صحه گذاشت كه اينك شهر و پايتخت منطقه جرم خيز حاد و بحرانى ندارد اما يك مشكل وجود دارد.
همان اتفاقى كه بعد از خاك سفيد روى داد  يا  پس از تخريب طبقات سپيدار اهواز روى داد افتاده است. اين مخرب است كه ما ديگر چنين نقاط صفر وخطرناكى نداريم و مى توانيم دست كم اينك از خيابانهاى خاك سفيد عبور كنيم اما مشكل اين قبيل پاكسازى ها دقيقاً از همين جا ناشى شده است. وقتى منطقه اى بحرانى پاكسازى مى شود عوامل آلوده به دنبال جاى ديگرى مى گردند و پس از مدتى نقطه اى ديگر را پاتوق خود مى كنند.
مسأله اين پاكسازى ها از اين جا ناشى شده است كه فقط پليس محل را پاكسازى مى كند. مكان ها همچنان همان مكانها هستند و بسترها همچنان باقى مانده اند. به هر حال در شهر يا شهرهاى ما كه مطابق با استانداردهاى توسعه شهرى وسعت نيافته اند نمى توان به پاكسازى صرف يك كار بنيادين واساسى دل خوش كرد.
سردار مرتضى طلايى البته تعريف هاى خوبى از حاشيه نشينى دارد. او با تقسيم بندى منطقى حاشيه نشينى فضاهاى جرمخيز پايتخت را تعريف مى كند. وى مى گويد: «در مواجهه با حاشيه نشينى بايد تأكيدكنم كه هيچ تفاوتى ميان مردم حاشيه و مردم شهر وجود ندارد اما دراينجا با فضاهايى مواجهيم كه در واقع بين حاشيه و متن قرار دارند وخلأ محسوب مى شوند. خلأها پذيراى گروههاى فاقد هويت اجتماعى مى شوند واين عده دراين فضا رخنه كرده و پس از شكل گيرى به همراه سيل جمعيت شناور به شهر در رفت وآمدند اين وضع روند برقرارى امنيت اجتماعى ونظم اجتماعى لازم را سخت تر مى كند». (۱)
با توجه به اين گفته فرمانده پليس پايتخت به نظر مى رسد كه ما فضاهاى شهرى مساعدى داريم كه مرتباً بايد پاكسازى شوند وگرنه طبق تعريف سردار طلايى خلأهاى ميان حاشيه و متن روند برقرارى امنيت اجتماعى را سخت تر مى كند. به عبارت ديگر ما مزيت پاكسازى را در جلوگيرى از بحرانى شدن يك منطقه مى توانيم به وضوح لمس كنيم اما در عمل ما درمان يك بيمارى را هر بار با تزريق يا خوراندن مسكن به تعويق مى اندازيم و تن به خواسته امروز مى سپاريم تا درمان كامل براى آينده اى سلامت.
با اين وضع به نظر مى رسد كه تنها پليس نمى تواند درمان چنين بيمارى اجتماعى را تضمين كند وبايد ديگر نهادهاى متولى امور شهرى را به مشاركت بطلبد. در واقع پليس هر بار توان ضربتى خود را به كار مى گيرد تا يك منطقه دوباره به نقطه اى بحرانى نظير خاك سفيد تبديل نشود اما نهادهاى متولى امور شهرى حتى توان عملياتى درازمدت خود را براى پشتيبانى از پليس به كار نمى بندند.
بنابراين پليس هر بار بايد بخش قابل توجهى از انرژى خود را به كار گيرد تا سلامت يك منطقه را در حد معمول نگاه دارد ولى اين كار به سبب ضربه اى بودن و مقطعى بودن و به دليل همان حمايت نشدن از سوى ديگر نهادها ابتر باقى مى ماند.

پى نوشت :
۱ـ همشهرى ماه ، شماره دوم ، بهمن ۸۳ ،ص ۳۴
خبر
قاتل قتل هاى زنجيره اى
كانزاس سكوت خود را شكست
203544.jpg
ترجمه : نازنين آريا
قاتل قتلهاى زنجيره اى شهر كانزاس كه بيشتر به قاتل دهه ۷۰ معروف است و از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۶ مرتكب بيش از ۴۰ فقره قتل شده بود، پس از ۲۰ سال دوباره ظاهر شد و سكوت خود را شكست.
او هر بار پس از ارتكاب قتل از طريق فرستادن نامه اى به پليس يا ايستگاههاى مختلف تلويزيونى راز قتل خود و نام قربانيان را برملا مى كرد. اين قاتل علاقه خاصى دارد تا نام قربانيان از طريق رسانه هاى عمومى به گوش همگان برسد و يكبار كه نامه اى به شبكه تلويزيونى «ويچيتا» فرستاده بود و آنها خبر قتل را اعلام كردند يك روز بعد در برنامه اى كه به شبكه تلويزيونى KAKE فرستاده بود، گفت: من چند نفر ديگر را بايد بكشم و شما بايد شاهد اسم چند نفر در روزنامه باشيد، تا خبر را اعلام كنيد. متأسفانه پليس تاكنون موفق نشده حتى ردى از وى پيدا كند.
اين قاتل خود را به رسانه ها و پليس BTK معرفى مى كند.
ايستگاه تلويزيونى (wichida) ويچيدا در اين شهر مى گويد: من از سال هاى ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ حدود ۱۱ نامه از وى دريافت كردم، كه در اين نامه ها «BTK» نام قربانيان محل ارتكاب قتل و نحوه قتل را براى ما شرح داده بود اما حدود ۲۰ سال بود كه از او بى خبر بوديم تا اينكه سال گذشته دوباره آفتابى شد و بايك نامه ما را از قتل يك زن ۲۵ ساله مطلع كرد.
ايستگاه تلويزيونى «Fax» در اين رابطه مى گويد: ما ۲۰ سال پيش يك بسته پستى همراه با يك نامه دريافت كرديم كه در بسته مقادير زيادى طلا و جواهر و پول بود و نامه نيز راز ۸ قتل را كه وى در سالهاى ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۴ انجام داده بود براى ما برملا و آشكار كرد. او در نامه نحوه قتل و تمامى مراحل را براى ما شرح داده بود. در ماه مارس سال گذشته، (BTK) پس از ۲۰ سال سكوت دوباره با فرستادن نامه اى ايستگاه پليس و يكى از شبكه هاى تلويزيونى حضور خود را اعلام كرد.
او در نامه اش نوشته بود: من در آن سال ها چند مرتبه براى ايستگاه تلويزيونى «KAKE» نامه فرستادم زيرا مى دانم اين شبكه خيلى مورد علاقه مردم است؛ اما آنها با ايجاد رعب و وحشت ميان مردم كار مرا سخت كردند وبراى من مشكلات فراوانى ايجاد كردند بنابراين ترجيح مى دهم از اين به بعد مستقيماً با شما (ايستگاه پليس) در تماس باشم.
وى در سال هاى ۱۹۸۰ طى يك نامه اى به پليس گفته بود: وقتى قربانيانم را انتخاب مى كردم به خانه آنها مى رفتم و پس از گذراندن كمى وقت با آنها، آنها را كمى شكنجه مى دادم و سپس خفه مى كردم.
اولين قربانيان وى يك زوج جوان و دو فرزندشان بودند كه BTK آنها را در خانه به قتل رسانيده و سه ماه بعد نيز يك خانم ۲۱ ساله را با ضربات چاقو به قتل رسانيد و خبر اين دو قتل با فرستادن نامه اى به اداره پليس به آنها اطلاع داد و آنها را در جريان جزئيات امور قرار داد.
«گيرك مك گورى» افسر پليس FBI مى گويد: ما با يك بيمار روانى خطرناك طرف هستيم كه در عين حال خيلى نيز باهوش است و با برنامه ريزى هاى دقيق هيچ ردى از خود باقى نمى گذارد. او هيچ وقت نامه اش را توسط شخص خاصى به دست ما نرسانده است و حتى يكى دو مرتبه كه به اداره پليس تلفن كرده صدايش با تغييرات خاصى و از طريق يك نوار ضبط شده به گوش ما رسيده است، وى در ادامه افزود: ما تحقيقات خود را دوباره آغاز كرده ايم و اميدواريم كه بتوانيم ردى از او پيدا كنيم. او بايد انگيزه قوى و محكمى براى قتل انسان ها داشته باشد.
«BTK» در سال «۱۹۷۷» از طريق يك نوار ضبط شده خبر قتل يك خانم ۲۵ ساله را به پليس اطلاع داد و در سال ۱۹۷۸ نيز با فرستادن نامه اى توسط يك كودك خبر از قتل يك زن ۲۴ ساله داد.
او در يكى از نامه هايش نوشته بود: وقتى كه اين غول عظيم الجثه وارد مغزم مى شود هيچ چيزى متوجه نمى شوم و فشارها به قدرى زياد است كه من قادر به تحمل آن نيستم و من هيچ وقت نتوانسته ام با اين غول مبارزه كنم. او قربانيان خود را انتخاب مى كند و بدون اينكه حتى من شناخت قبلى از آنها داشته باشم و روز بعد وقتى روزنامه ها را مطالعه مى كنم تازه متوجه مى شوم كه قربانيان چه كسانى بوده اند اما ديگر خيلى دير است.
«گيرگ مك گورى» چنين ادامه مى دهد: ما هنوز نمى دانيم كه چرا اين قاتل ۲۰ سال سكوت كرده بود و حالا دوباره فعاليت خود را آغاز كرده است و تنها احتمالى كه مى دهيم اين است كه وى اين ۲۰ سال را به دليل ارتكاب جرم در زندان سپرى كرده است و شايد تازه آزاد شده است. بنابراين تحقيقات خود را از پرونده زندانيانى كه طى ۲۰ سال اخير در زندان بوده اند و تازه آزاد شده اند شروع كرده ايم و مبلغ ۱۰ هزار دلار نيز براى فردى كه بتواند خبرى يا اطلاعاتى در مورد او به ما بدهد جايزه تعيين كرده ايم. وى در خاتمه گفت: ما در انتظار روزهاى بدى هستيم زيرا او دوباره قتل انسان هاى بى گناه را شروع كرده است.
تحليلى درباره قربانى شدن يك دختربچه ۴ ساله
اين كج راه با مجازات بسته نمى شود
امير رضا طوسى نژاد
جامعه اى حق مجازات مجرم را دارد كه قبلاً وظيفه و دين خود را نسبت به تك تك اعضاى آن در دوران كودكى و نوجوانى آنها ادا كرده باشد.
جامعه اى كه نتواند نيازهاى مردم را تأمين كند چاره اى جز توسل به اعمال مجازات نخواهدداشت ولى راهى كه ما انتخاب كرده ايم صحيح نيست، كيفر محورى مختص جوامعى است كه به آموزه هاى علمى در برخورد با بزهكارى توجهى ندارند.
203517.jpg
جلسات رسيدگى به پرونده جنايت پاكدشت و صدور رأى سنگين براى متهم رديف اول و در نظر قرار دادن حكم افسادفى الارض براى ۲ متهم پرونده در حالى رقم خورد كه مسؤولان دستگاه قضايى با اين انديشه كه با محاكمه عاملان جنايت در كمترين زمان ممكن مى توانند جو ملتهب در جامعه را كاهش دهند و همچنين مى توانند تنها با در نظر گرفتن مجازاتهاى سنگين براى متهمان، از تكرار وقوع جنايتهاى مشابه جلوگيرى كنند ولى عليرغم تصور آنها و تنها پس از گذشت ۴ماه از وقوع فجيع ترين جنايت سال در پاكدشت، مرد جوانى بخاطر تعرض به كودكان در شمال تهران دستگير شد تا اين نظريه مسؤولان رد شود.
چندسال قبل وقتى خفاش شب دستگير و پس از محاكمه به دار آويخته شد، نيروى انتظامى اعلام كرد ساماندهى خودروهاى مسافركش را در دستور كار خود قرارخواهدداد تا از تكرار وقوع جنايت هاى مشابه جلوگيرى شود ولى متأسفانه پس از گذشت چندسال از اين ماجرا همچنان در جامعه شاهد تكرار اينگونه جنايت ها هستيم و تنها كافى است با ورق زدن صفحات حوادث روزنامه ها به افزايش آمار وقوع اين جنايتها پى ببريم.
در آن زمان تنها سعى شد با اعمال مجازات براى خفاش شب، از تكرار آن جلوگيرى شود، براستى اگر همان زمان مسؤولان قضايى، انتظامى و نهادها و سازمانهاى ديگر به دنبال مرتفع كردن حق افراد جامعه مانند مسائل فرهنگى و اقتصادى بودند، امروز شاهد وقوع جنايت مخوف پاكدشت بوديم؟
در اين ميان وسايل ارتباط جمعى مانند مطبوعات نيز در ۲دهه اول انقلاب از اين قاعده مستثنى نبودند و بطور مثال تنها به انتشار اعترافات خفاش شب اكتفا كردند بدون اينكه به نقش عوامل ديگر در وقوع اينگونه جرائم توجه كنند. ازسويى ديگر نبايد فراموش كنيم ريشه يابى علل وقوع جرم و بزه نياز به تحليل جامع از سوى متخصصان رشته هاى مختلف و مسؤولان دستگاههاى مرتبط دارد و نمى توان با متهم كردن دستگاه يا نهاد خاصى، از واقعيت هاى عميق و ريشه دار جامعه فرار كرد و در حقيقت وقتى حق حيات و زندگى ايده آل را از افراد يك جامعه سلب مى كنيم بايد منتظر طغيان و سركشى باشيم. كارشناسان اجتماعى اعتقاد دارند ابتدا بايد پيش زمينه هاى وقوع جرم از ميان برداشته شود و اعمال مجازات به تنهايى نمى تواند نقشى در جلوگيرى از وقوع جرم در جامعه داشته باشد.
دكتر نجفى توانا جرم شناس درخصوص نقش مجازات در كاهش وقوع جرم و بزه در جامعه مى گويد: كيفرقديمى ترين، سنتى ترين و آسان ترين واكنش جامعه نسبت به جرم به عنوان يك اقدام ضدارزش و ضد نظم تلقى مى شود كه متأسفانه زرادخانه كيفرى از روزهاى قديم بدون توجه به جنبه معلولى جرم، قبل از اينكه فاعل باشد مفعول عواملى همچون اجتماعى و اقتصادى است. تحقيقات علمى در ۲قرن گذشته نشانگر اين موضوع است كه جرم به مثابه رفتار واكنش فرد نيست بلكه به محركهاى جسمى، روانى و اجتماعى بستگى دارد. انسان رفتارى را از خود ارائه مى دهد كه محيط به او آموخته است، پس اگر زمينه هاى خانوادگى، جسمى، آموزشى، اقتصادى و فرهنگى مناسب باشد قطعاً جرم و بزه اتفاق نخواهدافتاد بخاطر اينكه جرم رفتار متعادل ناشى از شخصيت مختل و شخصيت متعادل ناشى از محيط نامتعادل است.
وى در ادامه مى افزايد:بنا به دلايلى كه ذكر شد از ۲قرن گذشته سعى شد آموزه هاى جديد و واكنشهاى اجتماعى را وفق دهند لذا به جاى استفاده از مجازاتهاى سخت بدنى مانند زندان و اعدام، بحث اصلاح و بازپرورى مجرم يعنى معالجه بيمارى بزهكارى ايجاد و تقويت شد.
اين جامعه شناس مى افزايد: امروزه تمام نظامهاى كيفرى دنيا سعى دارند بيشتر به جنبه بازپرورى مجازات توجه كنند و اگر قصد داشته باشند از مجازات به عنوان ابزار تنبيه و سركوبى استفاده كنند ابتدا عوامل اجتماعى و فرهنگى جرم را مهار مى كنند و از ميان برمى دارند.
وى تأكيد مى كند: جامعه اى حق مجازات مجرم را دارد كه قبلاً وظيفه و دين خود را نسبت به تك تك اعضاى يك جامعه در دوران كودكى و جوانى آنها ادا كرده باشد و در حقيقت بايد فقر، بيكارى، مهاجرت، مسكن و فساد ادارى را ريشه كن كرد و حداقل نياز مردم تأمين شود كه در اين صورت قطعاً كيفر مى تواند جنبه مسكن براى جامعه و پيشگيرى از وقوع جرم داشته باشد و تنها باتوجه به اين مهم آمار وقوع جرم پايين مى آيد كه در اين شرايط مردم براى حقوق و آزادى شان ارزش قائل مى شوند زيرا حداقل ها را دارند ولى اگر غير از اين باشد اعمال مجازات به تنهايى نتيجه اى نخواهدداشت و بطور كلى مى توان اذعان داشت اعمال هيچ مجازاتى مانع از ارتكاب جرم نخواهدشد همانطور كه در تمام دنيا اعمال مجازاتهاى سخت نتيجه اى در پى نداشته است. دكتر نجفى توانا تصريح مى كند: تاكنون درخصوص جرائمى همچون موادمخدر و پديده هاى زشت اجتماعى عليرغم استفاده از ابزار كيفرى به توفيقى دست پيدا نكرده ايم زيرا هيچ زمان به اين سؤال نينديشيده ايم كه چرا يك انسان حق گرا عرصه اخلاق خود را مى درد و به حقوق مردم تجاوز مى كند بايد بپذيريم كه بزهكارى بيمارى است و واكنش مان نسبت به يك مجرم بايد مثل رفتارى باشد كه در قبال يك بيمار داريم. اين جرم شناس تأكيد مى كند: اعتقاد و منظور داخلى از اين نظريه اين نيست كه زرادخانه كيفرى بايد تعطيل شود يا اجراى مجازاتها متوقف شود اما نبايد فراموش كنيم كه وقتى حق مجازات مجرمى را داريم كه قبلاً دين جامعه را نسبت به وى به عنوان يك شهروند و صاحب حقوق اجتماعى
ادا كرده باشيم. نبايد فراموش كنيم وقتى پيمانى اساسى در قالب قانون اساسى و ساير مقررات بين المللى بين مدير يك جامعه با ملت منعقد مى شود بايد وفاى به عهد كرد، بايد معضل بيكارى، مسكن، بهداشت و آموزش مرتفع شود. وى همچنين مى گويد: آيا تحقيق و كارشناسى كرده ايم كه چرا انسانها كه از فطرت پاك هستند در جوانى دست به بزه مى زنند؟ آيا مجرمان و بزهكاران جامعه مورد بى مهرى و تضييع حق قرارنگرفته اند؟ آيا به حقوق اجتماعى افراد توجه شده است و آيا آنها مزه نعمت محبت را چشيده اند؟
اگر چنين وظايفى ادا شده باشد قطعاً مجازات صحيح و اصولى است بطور كلى براى مبارزه با معلول بايد با علت و عوامل جرم زا برخورد شود.
وى در خصوص علل وقوع جنايتهاى سريالى در پايتخت و شهرهاى ديگر مى گويد: در مجموع تضييع حقوق شهروندى افراد يك جامعه باعث وقوع بزه در برخى از افراد مى شود كه نتايج بررسى ها نشان داده است هرچه به اداى حقوق مردم يك جامعه بى توجهى شود، جنايتهاى فجيعى رقم خواهد خورد براستى آيا خفاش شب، بيجه و پناهى و صدها و هزاران بزهكار قبلاً مورد بى مهرى و تضييع حق قرار نگرفته بودند؟ و آيا آنها آموزشهاى لازم را ديده بودند، بطور حتم جواب اين سؤالات منفى خواهدبود كه در اين شرايط نبايد انتظار غيرمعقولى داشته باشيم و تنها به اجراى مجازات هاى سنگين مانند اعدام اكتفا كنيم.
وى تصريح مى كند: جامعه اى كه نتواند نيازهاى مردم را تأمين كند چاره اى جز توسل به اعمال مجازات نخواهدداشت ولى راهى كه ما انتخاب كرده ايم صحيح نيست، كيفرمحورى مختص جوامعى است كه به آموزه هاى علمى در برخورد با بزهكارى توجهى ندارند.
دكتر نجفى توانا درخصوص نقش افكار عمومى در كاهش وقوع جرم مى گويد: بطور كلى نمى توان اظهار داشت اعمال مجازات در كاهش وقوع جرم نقشى ندارد زيرا يك بزهكار محاسبه گر است و وقتى مشاهده مى كند واكنش افكار عمومى نسبت به يك عمل منفى است سعى مى كند نسبت به ارتكاب آن بزه اصرار نورزد اما اين امر به منزله انحراف از بزهكارى نيست زيرا در مجرم عوامل جرم را بخاطر شرايطى كه جامعه ساخته نهادينه شده است و به نوعى ديگر به بزهكارى هاى ديگر پناه مى برد.
وى تصريح مى كند: تداوم اعمال مجازاتهاى سنگين اثر پيشگيرى مجازات را از بين خواهدبرد، نبايد فراموش كنيم مجازات يا مؤثر نخواهدبود يا اثر پيشگيرانه دارد و دليل اين مدعا اين است كه بسيارى از بزهكاران حتى پس از تحمل كيفر و گذراندن محكوميتشان در زندان بلافاصله پس از آزادى دست به اعمال گذشته شان مى زدند و از طرفى ديگر مسؤولان قضايى آرام آرام پيشنهاد تغيير مجازات ها را ارائه مى دهند كه مى بايست در اين خصوص توجه بيشترى شود.
بطور مثال از چندماه گذشته مجازات هاى سنگينى براى جرائم راهنمايى و رانندگى در نظرگرفته شده ولى همانطور كه شاهد بوديم اين كج راه و اثر آن تنها چندهفته اى دوام آورد و مجدداً با افزايش آمار تخلف راهنمايى و رانندگى مواجه شديم. اينها دلايلى است كه فرضيه تكيه برمجازات را در سياست كيفرى رد كرده است، بايد با يك كار كارشناسى به دنبال راه حل اساسى باشيم تا دچار سرگردانى نشويم و شاهد افزايش آمار وقوع جرايم در جامعه نباشيم.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   تصوير   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |