|
|
|
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى؟
مدت ۲۰ سال است كه دنبال يكى از دوستان قديمى ام به نام آقاى رحيم صداقت نيا (ساكن محله لويزان) مى گردم لطفاً هر كسى خبرى از ايشان دارد با من تماس بگيرد. Haghighatjou@yahoo.com حقيقت جو دنبال يه دوست قديمى به نام افشين نظرى مى گردم فكر كنم كرج مى شينه، مامانش هم دبير علوم بود هر كسى ازش خبر داره يه ايميل بزنه. Cxplosion-in-space@yahoo.com على نظرى نسب شايد بهتر باشد اسم اين ستون را دنبال كه مى گردى بگذاريد نه چى مى گردى؟ به هر حال من هم به دنبال معلمم مى گردم. حدود سالهاى ۵۳ و ۵۴ در مدرسه وحدت در خيابان اردشير به نام خانم محمدى، اگر كسى از ايشان خبر دارد با من تماس بگيرد. Sales@technogaleh.com به دنبال معلم ادبيات سال سوم راهنمايى ام مى گردم ، توى مدرسه راهنمايى فضيلت در سعادت آباد درس مى دادند، خانم بيات. خيلى توى شناختن مكتب هاى ادبى كمكم كردن. اگر كسى از ايشان خبرى داره با من تماس بگيره در ضمن اگر كسى در مورد مكاتب ادبى هم مشكل داره مى تونه به من ايميل بزنه. Morvaridesadeghyan@ yahoo.com دوستى به نام ندا جعفرى داشتم كه تو دبستان هاجر با هم درس مى خونديم، اگه ايشون اين مطلب رو مى خونه لطفاً با من تماس بگيره. shima2002@ Mah- yahoo.com
|
|
|
|
|
عزيزترين دشمنان ما!
|
|
|
يك جمله فلسفى از گذشته هاى دور به جا مانده كه مى گويد: انسان موجودى اجتماعى است! و نتيجه منطقى اين گفته كه همه به نوعى آن را قبول دارند (البته همين نكته خودش جاى بحث دارد!) اين است كه يك موجود اجتماعى در قالب اجتماع و گروه مى تواند يك زندگى عادى و سلامت را دنبال كند. بطور ساده همه ما نياز به روابطى داريم كه در آنها احساس آرامش، دوست داشتن و دوست داشته شدن كنيم و بهترين نوع اين روابط در قالب اجتماع دوستى هايى است كه بين افراد مختلف به شكل ها و دلايل گوناگون شكل مى گيرد. اصولاً كسى وجود ندارد كه نياز انسان به دوست را انكار كند و همه آنها كمابيش گروهى دوست دور و بر خودمان داريم كه جنبه هاى مختلف زندگى را با آنها تجربه مى كنيم. اين دوستان مى توانند همكلاسى هاى دوران مدرسه يا دانشگاه، همكاران و يا هر فرد ديگرى را شامل شوند. مهم اين است كه روابط دوستانه زمانى شكل مى گيرند كه نقاط اشتراك افراد به حدى است كه آنها را به هم نزديك كند. اما واقعاً كدام يك از ما مى تواند ادعا كند كه هيچوقت در انتخاب دوستانش اشتباه نكرده است؟ اگر شما متوجه اين اشتباه خود شويد، زمانيكه دوستان عزيز شما شروع به ايجاد مشكل و دردسر براى شما مى كنند، اعصابتان را به هم مى ريزند و رفتارهاى آنها شكل آزاردهنده اى به خود مى گيرد، چه مى كنيد؟ نكته اى كه در اينجا وجود دارد اين است كه در روابط نزديك هميشه گذشت و بخشش يك نكته مهم محسوب مى شود. اما واقعاً اين بخشش تا كجا و به چه بهايى بايد انجام شود؟ اگر دوست شما جاى برادرى را كه هيچوقت نداشته ايد بگيرد، آيا توجيه منطقى وجود دارد كه به هر قيمتى شده او را در زندگى خود حفظ كنيد؟ دوست يا آشنا؟ به طور حتم همگى اعتراف مى كنند كه دوستان خوب هم خيلى كم هستند و هم خيلى ارزشمند. حتى اگر شما سه تا دوست خوب داشته باشيد، شايد بتوان به جرأت گفت كه فرد خيلى خوش شانسى در زندگى تان به حساب مى آييد، چون بين دوست خوب و آشنايان صرف تفاوت فراوانى وجود دارد. آشنايان مى آيند و مى روند و معمولاً تأثير چشم گيرى بر زندگى شما نمى گذارند، در حالى كه دوستان خوب معمولاً در سختى ها و بالا و پايين هاى زندگى شما را تنها نمى گذارند و به يارى تان مى شتابند. به همين دليل است كه ما هميشه سعى مى كنيم نكات خوب و بد دوستانمان را با يكديگر ببينيم و در واقع تحمل بيشترى نسبت به آن دسته از رفتارهايشان كه برايمان چندان خوشايند نيست نشان دهيم، با اين تصور كه خوبى هاى آنها فراتر از بدى هايشان است و به هرحال ارزش اين تحمل و چشم پوشى را دارد. اما از منظر ديگرى، با اين كار شما به دوستانتان اجازه مى دهيد كه وجود شما را يك مورد محرز تلقى كرده و هيچوقت حتى به اين موضوع فكر هم نكند كه ممكن است بعضى از اخلاق هاى او شما را بطور مداوم تا سر حد جنون آزار بدهد. خوب آيا اين واقعاً معناى دوستى واقعى است؟ بعيد است جواب كسى به اين سؤال مثبت باشد...! بنابراين اگر شما چنين كسانى در جمع دوستانتان داريد، شايد واقعاً وقتش رسيده باشد كه موضوع را بطور جدى مورد بررسى قرار دهيد. سمى و خطرناك اگر به مجموعه دوستانتان نگاه كنيد، بطور قطع خواهيد توانست با يك نگاه دقيق تر جايگاه افراد را در اين مجموعه مشخص كنيد، مثلاً يك نفر معمولاً ديگران را مى خنداند، يكى ديگر انيشتين دوستان تان محسوب مى شود و به همين ترتيب افراد داراى شخصيت هاى متفاوتى هستند كه به آنها جايگاه ويژه اى در دوستى ها مى دهد. اما اگر دوستان شما داراى ويژگى هاى زير هستند، بهتر است واقعاً نسبت به جايگاه آنها در ميان جمع دوستان تان تجديد نظر كنيد: ۱- كسى كه وانمود مى كند دوست شماست و در اين ميان تنها به نفع شخصى خودش مى انديشد، معمولاً به پول، ماشين و ارتباطات اجتماعى شما نيازمند است و براى رسيدن به آنچه مى خواهد سعى مى كند تا جايى كه مى تواند خوب جلوه كند. اما وقتى به خواست هاى خودش مى رسد، ناپديد مى شود و شما را كاملاً فراموش مى كند. ۲- افرادى هستند كه بيش از حد خودشان را جدى مى گيرند، بطوريكه هميشه درباره خودشان حرف مى زنند و اصولاً آنچه شما براى گفتن داريد اهميت خاصى براى آنها ندارد. آنها تا زمانى دوست شما هستند كه شما به آنها توجهى را كه دوست دارند بدهيد و در غير اينصورت وجود شما را كاملاً ناديده خواهند گرفت. ۳- آيا دوستانى داريد كه هميشه از شما پول قرض مى گيرند، هميشه لباس هاى شما را مى پوشند، غذاى شما را مى خورند و البته هيچوقت هم براى جبران آنها تلاشى نمى كنند؟ ۴- دوستانى كه همه جا مانند سايه شما را تعقيب مى كنند و مثل كنه به شما مى چسبند. آنها چنانچه شما را پيدا نكنند، به همه جا و همه كس تلفن مى زنند تا سراغ شما را بگيرند و معمولاً تا آنجا پيش مى روند كه در حضور آنها به شما احساس خفگى دست مى دهد. ۵- دوستانى كه هيچوقت نمى توانيد به حرف هايشان اعتماد كنيد نيز از مجموعه دوستانى هستند كه بايد جداً راجع به آنها فكر كرد. آنها درست در لحظه آخر برنامه ها را به هم مى ريزند، هيچوقت به قول هايشان عمل نمى كنند، هيچوقت سروقت حاضر نمى شوند و در كل در هيچ موردى نمى توان به آنها اعتماد و اطمينان داشت. پايان خوش بطور جدى اگر شما دوستانى مانند آنچه گفته شد در ميان دوستانتان داريد، بطورى كه رابطه با آنها براى شما بيشتر شبيه يك دردسر شده است تا يك رابطه مفيد و سازنده، وقتش رسيده كه يا رابطه را قطع كنيد و يا در حد امكان آن را تعديل نماييد. چون در غير اينصورت تأثيرات سوء فيزيكى، احساسى و روانى چنين روابطى بسيار مخرب خواهند بود. البته شايد شما واقعاً نخواهيد رابطه را به يكباره قطع كنيد. در اين شرايط بهتر است كم كم به شكلى به دوستان نشان دهيم كه آستانه تحمل ما كم كم دارد نزديك مى شود و بهتر است هواى خودشان را داشته باشند. در واقع بهتر است قطع كردن چنين روابطى در چند مرحله انجام شود. بدين ترتيب احتمال اينكه فرد مورد نظر شما متوجه شرايط شده و سعى در تصحيح آنها كند وجود دارد و چه كسى دوست ندارد روابطش را حفظ كند؟ مرحله اول- سعى نكنيد هميشه در دسترس باشيد، چه به لحاظ احساسى و يا هر جنبه ديگر. يعنى وقتى بيرون مى رويد، سعى نكنيد دائماً شما او را مهمان كنيد، سعى نكنيد نسبت به او لطف هاى مداوم كنيد، بعضى از تلفن هاى او را جواب ندهيد و هميشه به حرف هايش گوش ندهيد. هركارى كه فكر مى كنيد مى تواند به او نشان دهد شما از اين شرايط خسته شده ايد مى تواند در اين مرحله مفيد باشد. اين احتمال زياد است كه با حس كردن تفاوت هاى ايجاد شده دوست شما متوجه موضوع شده و شرايط را اصلاح كند، ولى در غير اينصورت... مرحله دوم _ خيلى مؤدبانه براى دوستتان توضيح دهيد كه شما از اينكه دائما ً او را در موقعيت هايى قرار دهيد كه بطور يك جانبه براى او نفع داشته باشد خسته شده ايد و شرايط بايد تغيير كند. خيلى دوستانه و صميمى به او بگوييد كه نيازها و خواست هاى شما درست به اندازه نيازها و خواست هاى او اهميت دارند و وقت آن رسيده كه شما نيز كمى احترام و توجه دريافت كنيد. وقتى با چنين صراحتى صحبت مى كنيد، معمولاً دوستى كه اين رابطه برايش ارزشمند است، سعى مى كند اشتباهات را جبران كرده و تغيير كند. اگر چنين تغيير اتفاق بيفتد، طبيعى است كه شما نيز يك رابطه بسيار دوستانه و صميمى را دنبال خواهيد كرد و اگر اين اتفاق نيفتد، وقت آن است كه اقدام جدى ترى صورت بدهيد. مرحله سوم- در اين مرحله بايد به دوستتان بگوييد كه كاملاً از شرايط خسته شده ايد و نياز داريد براى مدتى از او دور باشيد. آماده باشيد كه حداقل براى چند ماه ارتباطتان را كاملاً با او قطع كنيد. ممكن است دوست شما براى حفظ اين رابطه تلاشى انجام بدهد و يا هيچ اقدام مفيدى نكند. در واقع در اين شرايط رابطه يك بار ديگر مورد آزمون قرار مى گيرد. معمولاً زمانيكه دور از شما سپرى شود، اين امكان را به دوستتان مى دهد كه به اشتباهاتش فكر كرده و پى ببرد. البته اين نكته را نيز نبايد ناگفته گذاشت كه چنين اقدامى مى تواند تبعاتى در پى داشته باشد؛ مانند اينكه بعضى ديگر از دوستانتان نيز به جانبدارى از او روابطشان را با شما كمرنگ تر كنند. بنابراين توصيه منطقى اين است كه قطع يك رابطه حتى براى يك مدت محدود بايد واقعاً آخرين گزينه شما براى اصلاح يك رابطه تلقى شود. البته در شرايطى كه چنين كارى براى محافظت كردن از زندگى شخصى شما لازم است، بايد حتماً انجام شود و در واقع دوستى كه ببيند رابطه اش با شما تأثيرات منفى بر زندگى تان دارد و هيچ اهميتى به اين موضوع ندهد، همان بهتر است كه از دايره دوستانتان خارج شود. بهتر است به جاى قلب تان با عقل تان درباره اين مسائل فكر كنيد و در اينصورت نتايجى كه مى گيريد بهتر و موفقيت آميزتر خواهند بود.
|
|
|
|
|