|
|
|
احياى هويت ملى ايران
|
|
|
ميرمهرداد ميرسنجرى ايرانيان براساس آموزه هاى آشو زرتشت پيامبر بزرگ باستانى خود بر اين نكته پايبند بودند كه شادى از موهبت هاى الهى است كه آرامش تن و آسايش روان را به همراه دارد. بنابراين شادى و جشن ها به عنوان جزئى از آداب و مراسم دينى نزد ايرانيان بسيار گرامى داشته مى شد. براين اساس ايرانيان در طول سال ، ۲۴ جشن برگزار مى كردند. در تقويم ايران باستان هفته وجود نداشت و ماه سى روزه بود و هر يك از روزها نامى ويژه داشت. در هر ماه روزى كه همنام همان ماه بود، به جشن و شادمانى برگزار مى شد و ايرانيان آن روز را به نيايش پروردگار يكتار مى پرداختند. براى مثال آذر روز در آذرماه جشن آذرگان ، آبان روز از ماه آبان آبانگان و... درميان جشن هاى پرتعداد ايرانيان، دوجشن از همه مهمتر بود، يكى نوروز و ديگرى مهرگان و در مهرگان روز ۱۶ مهر از جايگاهى خاص برخوردار بوده است. همان گونه كه نوروز پيش درآمد بهار وهمراه با سرسبزى طبيعت و رفتن زمستان محسوب مى شود، مهرگان در نيمه دوم سال به معناى سپرى شدن گرماى سوزان تابستان وآمدن هواى معتدل پاييزى مى باشد. در پيدايش مهرگان روايتهاى متعددى آمده است از جمله در آثار الباقيه بيرونى آمده كه: « سبب اين عيد آن است كه فرشتگان به يارى فريدون آمدند و فريدون به وسيله كاوه بر ضحاك بيور اسب ظفر يافت و او را در بند كرد ودر كوه دماوند زندانى كرد ومردم از شر او ايمن شدند واين روز را عيد مى دانستند...» مراسم مهرگان جشن مهرگان در روزگار گذشته با شكوهى خاص برگزار مى شد. دراين جشن رسم بر اين بود كه مردم به يكديگر و به پادشاه هديه مى فرستادند. دراين روز همه به حضور پادشاه مى رسيدند و مردمى كه از يكديگر شكايت داشتند، از بيم آنكه مبادا شكايتشان پيش پادشاه برده شود با يكديگر آشتى مى كردند. اين جشن همانند نوروز با يورش اعراب از ميان نرفت و حتى در دوران خلفاى عباسى و غزنويان با شكوه تمام ميان ايرانيان برگزار مى شد. دراين روز ايرانيان لباس نو بر تن مى كردند، سفره را از غذاى سنتى ايرانى بويژه مرغ پر شده از مواد غذايى مى آراستند. علاوه بر اين كتاب مقدس ، آيينه ، سرمه دان، شربت، سعلاب ، شيرينى ، سبزى ، ميوه بويژه انار و سيب وگل هاى رنگارنگ را بر روى سفره مى چيدند و كناره هاى سفره را با آويشن خشك مى آراستند. در ظرفى از آب، گياه خوشبوى آويشن، چند سكه نقره و چند عددسنجد و بادام و پسته مى ريختند و به همراه شمع فروزان، اسپند وكندر بر آتش مى سوزاندند و هنگام ظهر با بزرگان خانه دعا مى خواندند. جشن هاى ملى ايرانيان مهم ترين جشن هايى كه ايرانيان در طول سال برگزار مى كردند عبارت بودند از: جشن نوروز، جشن ششم فروردين ، جشن گهنبار، جشن تيرگان، جشن مهرگان ، جشن يلدا و جشن سده. اين جشن ها به عنوان نمادهايى ميهنى برپايه گردش سال خورشيدى و تغييرات فصول چهارگانه ومنطبق بر رخدادهاى تاريخى و اساطيرى ايرانى برپا مى شد، از سوى ديگر شادى در جشن هاى ايرانيان به عنوان نعمتى خداداد تلقى مى شد، كه بر اين اساس داريوش كبير دركتيبه بيستون چنين نگاشته است: «اهورامزدا را سپاس مى گوييم كه جهان را آفريد، شادى را آفريد و شادى را براى مردمان آفريد». به اختصار مناسبت مهم ترين جشن هاى نياخاك ايران را شرح مى دهيم. ۱- جشن نوروز: براساس نوروز نامه عمر خيام نيشابورى «سبب نام نهادن نوروز آن بوده است كه آفتاب در هر ۳۶۵ روز و ربعى به اول دقيقه حمل يا «اعتدال بهارى» باز آيد و چون جمشيد شاه از آن آگاهى يافت، آن را نوروز نام نهاد.» اين جشن چنانكه از نامش پيداست، در روزنو از ماه اول سال است. براساس باور ايرانيان ، فروردين ماه متعلق به فروهر ها (ارواح) پاكان مى باشد كه براى ديدار كسان خود به زمين مى آيند و بعد از مدتى توقف به جاى خود باز مى گردند، به همين دليل شب نوروز ، براى فرخندگى آمدن اين مهمانان آتش روشن مى كردند و به نام هفت امشا سپندان ، هفت سين مى چيدند. ۲ - ششم فروردين: روز ششم فروردين كه «خورداد» نام دارد، روز تولد و برگزيده شدن آشو زرتشت اسپيتمان بوده است ۳- جشن گاهانبار: با توجه به اين كه براساس آموزه هاى زرتشت، آفرينش جهان در ۳۶۵ روز كه شش گاهانباريا گهنبار (۶ وقت) سال صورت گرفت، در ايام ۶ گانه آفرينش جهان جشن گرفته مى شده است. اين گاهانبارها عبارتند از: الف - ميديوزرم Midyuzarm : ۱۱ تا ۱۵ ارديبهشت كه در اين ايام آسمان و كهكشان و ستارگان آفريده شده است. ب - ميديوشهم Midyushahem : ۱۱ تا ۱۵ تيرماه كه در اين ايام آب ها آفريده شده است. پ - گهنبار پيتى شهيم Paityshahim : ۲۶ تا ۳۰ شهريور كه زمين آفريده شد. ت - گهنبار اياترم Ayathrem : ۲۶ تا ۳۰ مهر به حساب قديم و بيستم تا ۲۴ مهر به حساب كنونى كه در طول اين ايام گياهان و درختان آفريده شده اند. ث - گهنبار ميديارم Maidyarem : دهم تا چهاردهم دى ماه (تقويم جديد) كه جانوران آفريده شدند. ج - گهنبار همس پت مدم Hamas path madem : بيست و پنجم تا آخر اسفند، تقويم فعلى ما كه مصادف با شب اول فروردين كه به عنوان مهم ترين گهنبار انسان در آن آفريده شده است. ۴- جشن تيرگان: اين جشن مقدس در زمان قديم نزد ايرانيان شكوه و جلال زيادى داشته و خوشبختانه امروز هم ازسوى زرتشتيان ايرانى زنده نگاه داشته شده است. ابوريحان بيرونى در « آثار الباقيه» راجع به جشن تيرگان اين گونه مى نويسد: « پس از آن كه افراسياب به منوچهر غلبه و او را در طبرستان محاصره كرد، قرار براين شد كه حدود مرز ايران و توران با پرش و خط سير تيرى معين شود. دراين هنگام فرشته «سپندارمذ» حاضر شد و امركرد تا تيروكمانى چنان كه در اوستا بيان شده، برگزينند. آنگاه «آرش» كه مرد حكيم، شريف و ديندارى بود بياوردند. آرش برهنه شده و بدن خويش را به حاضران نشان داد و گفت: «اى پادشاه، اى مردم، به بدنم بنگريد، مرا زخمى و مرضى نيست، ولى يقين دارم كه پس از انداختن تير، پاره پاره شده، فداى شما [ايرانيان] خواهم شد. پس ازآن دست به چله كمان برد و به قوت و نيروى خداداد، تير را از شست رها و خود جان به جان آفرين تسليم كرد. گويند ازجايى كه تير پرتاب شد[كوه دماوند] تا جايى كه به زمين فرونشست [درخت گردويى كنار رود جيحون]، هزار فرسنگ فاصله بود و منوچهر و افراسياب به همين مقدار زمين با هم صلح كردند و آن نقطه مرز ايران و توران شناخته شد و اين قضايا در روز تيرگان حادث شد.» همچنين درباره فلسفه تيرروز در تيرماه نوشته اند: «در زمان فيروز جد انوشيروان چندسالى باران نباريد و مردم در خشكسالى بودند. فيروز به آتشكده پارس رفت و دعاكردو پس از آن، باران فراوان باريد. از آن پس در ميان ايرانيان چنين مرسوم شد كه در چنين روزى، به ياد آمدن باران به هم آب بپاشند. اين روز به «جشن آب ريزان» هم معروف است.» ۵- جشن مهرگان: همانگونه كه پيشتر گفته شد در روزى كه موسوم به روز »مهرايزد» است، نام ماه با نام روز يكى است، از اين جهت درگذشته نياكان ما و امروزه زرتشتيان ايرانى اين روز را گرامى داشته اند. در كتاب مقدس اوستا و در كتيبه هاى هخامنشى، نام « مهر» را « ميثر» و در سانسكريت « ميترا» و در زبان پهلوى « ميتر» آورده اند و در فارسى امروز، آن را مهر مى گوييم كه به معنى دوستى، محبت و پيمان است. همچنين به خورشيد جهانتاب نيز مهر گويند. مهر در دين زرتشت داراى مقام ارجمندى بوده و نيز نام يكى از فرشتگان است. همچنين اغلب آتشكده ها را نيز درعهد باستان، به نام »مهر» مى خوانده اند. ايرانيان باستان معتقد بودند كه خداوند مهربان در اين روز فرخنده، روان به كالبد « مشيه و مشيانه» يا «آدم و حوا» دميده است. همچنين در اين روز به فرمان خداوند مهربان روان به كالبد تمام جانداران دميده شده است و علاوه بر روايت هايى كه در باب مهرگان ذكرشد، چندين واقعه تاريخى نيز در اين روز به وقوع پيوست از جمله اين كه در روز مهرگان، داريوش كبير، پادشاه بزرگ هخامنشى بر گوماتاى غاصب يا بردياى دروغين نيز پيروز شد. همچنين اردشير بابكان دراين روز فرخنده، ديهيم خورشيد پيكر را بر سر نهاده است. ۶- جشن شب يلدا: دى ماه چهار جشن را در بر داشت؛ نخستين روز ماه دى و روزهاى هشتم، پانزدهم و بيست و سوم كه امروزه ازاين چهار جشن، تنها جشن شب نخستين روز دى ماه يا « شب يلدا» باقى مانده است، يعنى آخرين شب پاييز و درازترين شب سال يلدا به معناى ميلاد است و از اين رو شب يلدا را با ميلادمسيح مصادف دانسته اند. بايد توجه كرد ميلاد مسيح كه در ۲۵ دسامبر ثبت شده است، جشن ظهور «ميترا» بوده است كه مسيحيان در قرن چهارم ميلادى آن را روز تولد عيسى قرارداده اند. همچنين شب يلدا، زمان پايان برداشت محصول صيفى و آغاز فصل استراحت درجامعه كشاورزان ايران بوده است و دراين جشن همه اقشارى كه از فرآورده هاى كشاورزى و تلاش كشا ورزان بهره مندند، درجشن نخستين روز دى ماه و برداشت محصول و در شادى كشاورزان شركت مى كنند. ۷- جشن سده: در پايان روز دهم بهمن ماه كه با نام «آبان روز» ناميده مى شود، جشن سده برپامى شود و شكوه و جلال اين جشن برپايه «افروختن آتش» است. ايرانيان قديم سال را به دو قسمت تقسيم مى كردند و به هركدام يك چهره مى گفتند. چهره اول (تابستان) از فروردين تا آخر مهر يعنى هفت ماه و چهره دوم (زمستان) از اول آبان تا آخر اسفند كه پنج ماه است و روز جشن سده مصادف است با ۱۰۰روز پس از پايان تابستان و پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز. ايرانيان نخستين بار آتش را در تلاش زندگى يافته اند، آنچنان كه هوشنگ، شاه پيشدادى كه روزى با همراهان خويش به شكار مى رفته برسر راه خود مارى ديده و براى دفاع از خود سنگى پرتاب كرده كه براثر برخورد آن با سنگى ديگر آتش بپا خاست كه خاروخاشاك اطراف را شعله ور كرد و بدين سان هوشنگ شاه دستور داد از آن سال به مناسبت آشكارشدن اين نعمت خدادادى برانسان و تأثيرى كه درجهت رفاه و تمدن بشرى برجاى نهاد، جشن سده به عنوان جشن پيدايش آتش باشكوه هرچه تمامتر برگزارشود. اجراى مراسم سده بدين صورت است كه پس از غروب آفتاب دهم بهمن ماه،سه تن از موبدان كه لباسى سفيد برتن دارند، به سوى توده اى از هيزم خشك كه از روز قبل تهيه شده حركت و گروهى از جوانان سفيدپوش هم با مشعل هاى روشن، موبدان را همراهى مى كنند. موبدان بخشى از اوستا را كه مربوط به اهميت آتش است، مى سرايند، موبد بزرگ با آتش موجوددر آتشدان و جوانان سپيدپوش با يارى شعله هاى مشعل، هيزم را آتش مى زنندو بدينسان ايرانيان، با شادى پيروزى شعله ور شدن آتش ،سده را جشن مى گيرند به اميد اينكه تا جشن سال ديگر روشنايى و گرمى در دلهايشان باشد به خانه بازمى گردند. جشن سده با توجه به اهميت و قداستى كه داشته امروزه نيزدرميان زرتشتيان ايرانى باشكوه و جلال گذشته، برپا مى شود و در برخى شهرها، نظير يزد و كرمان حتى بسيارى از ايرانيان غيرزرتشتى نيز در مراسم آن شركت مى كنند، و بدينسان مفهوم احترام به آتش نزد ايرانيان به معناى پرستش آن (آنگونه كه مغرضان القا مى كنندنيست) بلكه آتش نزد ايرانيان سمبلى از وجود خداوند است كه همواره پاك مى كند و آلوده نمى شودو جنبش هميشگى و حركت رو به بالاى آن الهام دهنده انسان براى لزوم حركت وتكاپوى به سوى خداى يگانه است. فرجام سخن با مطالعه و ژرف نگرى در فرهنگ كهن ده هزار ساله ايرانى در مى يابيم با وجود عيدها و جشنهاى فراوان ميان ايرانيان باستان، در گذشته ايام سوگ و ماتم و شيون و مويه در اين سرزمين وجود نداشته است. براساس مبانى آموزه هاى زرتشت، نيك انديشى پايه زندگى انسانى درست بوده و لازمه آن انديشه نيك، تن و روان سالم و كارآمد است. جسم و روح آسايش نمى يابد مگر با زندگى درست كه در آن كار، استراحت، عبادت و تفريح با يك برنامه ريزى صحيح و به موقع صورت مى پذيرد و هر يك در فرهنگ ايرانى از جايگاه خاص و ارزش جداگانه اى برخوردار است. ايران كشورى است با فرهنگ ديرپاى ده هزار ساله كه در طول اين تاريخ كهن، آداب، رسوم، سنتها و زبان هويتى مستقل را براى ايرانيان شكل داده اند. جشن هاى باستانى نيز در همين چارچوب يادگارهاى انكارناپذير نياكان ما هستند كه هم اكنون زرتشتيان ايرانى همواره آن را زنده نگاه داشته اند و اميد است باتلاش مسؤولان ، همه ايرانيان بتوانند از اين آيين ها براى وفاق هرچه بيشتر ملى بهره گيرند. بى ترديد آداب و رسوم و فرهنگ يك كشور به عنوان عامل مشخصه هويت ملى و متمايزكننده باورهاى يك قوم از اقوام ديگر از اهميت زيادى برخوردر است. در تاريخ ايران، مشاهده مى كنيم هرگاه بيگانگان سرزمين ما را به اشغال خود درآورده اند، براى استيلاى كامل خود كمر همت به نابود كردن فرهنگ و آداب و رسوم ايران بسته اند، همان گونه كه ابن قطيبه حكمران عرب پس از اشغال ورارود (كه ماورالنهر ناميده مى شد) دستور قتل تمامى انديشمندان و تاريخ دانان و نابودى كتابهاى علمى ودينى ايران رادارد و در سراسر ايران بزرگ تا دو سده هيچ كس اجازه برپايى مراسم ملى و سخن گفتن فارسى را نداشت. ايرانيان براى رهايى از نوع فرهنگ عربى و احياى فرهنگ ايرانى، نهضت شعوبيه را تشكيل دادند و بعدها با قدرت گيرى سلسله ايرانى زياريان، مرداويز زيارى (كه اعراب او را مرادويج مى ناميدند) براى احياى فرهنگ ملى نياكانمان دستور داد تا هيچ فردى در قلمرو ايران جز فارسى سخن نگويد و پس از اعلام اصفهان به عنوان پايتخت رسمى ايران، دستور داد جشنهاى ملى ايران از جمله نوروز، مهرگان و سده با نهايت شكوه احيا شود كه در راستاى همين هدف به دستور مرداويز پس از سالها مراسم جشن سده زمستان ۳۲۳ ه.ق در اصفهان با شكوه تمام به انجام رسيد. اين مراسم تاريخى كه با برافروختن آتش انبوه در دوسوى زاينده رود صورت گرفت به قدرى گسترده بود كه آتش آن از هفت فرسنگى قابل رؤيت بود.
|
|
|
|
|