|
چشم انداز
اتحاديه اروپا درانديشه زبان واحد
شقايق لامع زاده اتحاديه اروپا پس از پول واحد، قانون اساسى واحد واندكى بعد، برخوردارى از وزير امور خارجه واحد وهمچنين انديشه دارا بودن سياست تدافعى - امنيتى واحد، توجه خود را به داشتن «زبان واحد» معطوف كرده است. اتحاديه اروپا درتاريخ اول ماه مه سال ۲۰۰۴ ميلادى با پذيرش ۱۰ عضو جديد به ارگانى متشكل از ۲۵ كشور تبديل شد. اين اتحاديه به منظور دستيابى به اهداف درنظر گرفته خود وبررسى وقايع ، نيازها و خواستهاى كشورهاى اروپايى به طور مرتب ، نشستهايى را درمقر اصلى خود واقع در»بروكسل» تشكيل مى دهد. اين نشستها مستلزم صرف هزينه هاى مختلفى است كه از آن جمله مى توان به هزينه ترجمه متون وسخنرانى هاى مطرح شده دراين نشستها اشاره كرد. بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد كه سالانه ۹۰۰ ميليون يورو درگرد همايى هاى مختلف اتحاديه اروپا صرف هزينه ترجمه زبانهاى گوناگون به يكديگر مى شود. مقر اصلى اتحاديه اروپا روزانه به طور متوسط شاهد ۵۰ تا ۶۰ نشست گوناگون است كه اين نشستها توسط ۸۰۰ مترجم به ۲۱ زبان ترجمه مى شوند. اين درحالى است كه اگر تركيبات زبانى را درنظر بگيريم، اين رقم به ۵۰۰ زبان مى رسد. آمار نشان مى دهد كه ۱۳۰۰ مترجم درادارات مختلف اتحاديه اروپا به طور متوسط سالانه ۱/۵ ميليون صفحه متن كتبى ترجمه مى كنند كه پيش بينى مى شود اين رقم در سال آينده ميلادى بالغ بر ۲/۵ ميليون صفحه شود. اكنون فشار كارى اين مسأله ، مقامات اتحاديه اروپا را براى تعيين يك زبان واحد به فكر فرو برده است. مسأله زبان در ادارات اتحاديه اروپا به عنوان تنها بازتاب مشكل زبان درگستره جامعه چند صد ميليونى اروپاست. تاريخ نشان داده است كه حكومتهاى غالب همواره سعى كرده اند تا زبان ملى خود را نه تنها به زبان رسمى پهنه اروپا، بلكه حتى به فراتر از آن نيز تبديل كنند كه از آن جمله مى توان به زبانهاى ادارى يا به تعبيرى، زبانهاى استعمارى فرانسه وانگليسى درآفريقا وآسيا اشاره كرد. درحالى كه تا اواسط قرن ۱۹ ميلادى، زبان رسمى روشنفكران ومحققان اروپا، فرانسوى بود تا اواسط قرن ۲۰ ، انگليسى زبان اول فرامليتى اروپا به شمار مى آمد. اما با استقرار رسمى اتحاديه اروپا، سه زبان انگليسى ، آلمانى و فرانسه به عنوان زبانهاى اول اين اتحاديه تعيين شدند، اما اين مشكل همچنان در پهنه جامعه اروپا به قوت خود باقى است . پرفسور گريم ريپر ازقضات سابق ديوان عالى كشور آلمان واز نظريه پردازان به نام درزمينه حقوق دموكراتيك معتقد است كه تازمانى كه « زبان واحد» برگستره اروپا حاكم نشود، استقرار اروپاى واحد غير ممكن و دست نيافتنى است. وى با اشاره به نشستهاى پارلمان اروپا خاطرنشان مى كند كه نمايندگان اروپا هيچگاه نمى توانند به طور مستقيم با يكديگر به گفت و گو بنشينند و بايد سخنان آنها به زبانهاى مختلف ترجمه شود. آمارنشان مى دهد كه ۱۸ درصد از نمايندگان اعضاى جديد اتحاديه ، زبان دوم خود را انگليسى ، ۱۷ درصد فرانسه و ۱۶ درصد آلمانى اعلام كرده اند. با اين اوصاف، انتظار مى رود كه زبان انگليسى عليرغم مخالفت فرانسوى ها ، زبان اول رسمى اتحاديه باقى بماند. البته عليرغم آنكه دو سوم اعضاى اتحاديه اروپايى توانايى استفاده از زبان انگليسى را دارند واين زبان، زبان دوم ۱۹ نفر از ۲۰ كميسر كنونى اتحاديه است، ديوان عالى دادگسترى اروپا هنوز زبان فرانسه را زبان رسمى خود مى داند. لازم به ذكر است كه افزايش تعداد اعضاى اتحاديه اروپا براهميت زبان آلمانى افزوده است، زيرا اين زبان درميان كشورهاى لهستان ، اسلواكى و چك به عنوان زبان دوم استفاده مى شود. آگاهان سياسى براين باورند كه يكى از مشكلات پيش روى وحدت اروپا ، مشكل چند زبانى است. اگرچه وجود يك فرهنگ شكوفا با رشد زبانهاى گوناگون همراه است، اما هيچ مجمع بزرگ دموكراتيكى بدون داشتن زبانى واحد نمى تواند به قدرت بزرگى تبديل شود. خلاصه آنكه وحدت زبانى مى تواند از بسيارى از مشكلات ادارى وسياسى واطلاعاتى جامعه اروپا بكاهد. اگر چه تا برقرارى ايالات متحده اروپا ، راه درازى درپيش است، ولى اگر به راستى چنين كارى مد نظر اكثريت اروپاييان باشد، مسأله زبان دركنار عنصرهاى اقتصادى و سياسى ازمهمترين عوامل اين وحدت خواهد بود.
|