يكشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۴ محرم ۱۴۲۶
Sun, Mar 6, 2005
ويژه ۳
۳۰۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
چشم انداز
جعفرى :
چشم انداز
اتحاديه اروپا درانديشه زبان واحد
شقايق لامع زاده
اتحاديه اروپا پس از پول واحد، قانون اساسى واحد واندكى بعد، برخوردارى از وزير امور خارجه واحد وهمچنين انديشه دارا بودن سياست تدافعى - امنيتى واحد، توجه خود را به داشتن «زبان واحد» معطوف كرده است. اتحاديه اروپا درتاريخ اول ماه مه سال ۲۰۰۴ ميلادى با پذيرش ۱۰ عضو جديد به ارگانى متشكل از ۲۵ كشور تبديل شد.
اين اتحاديه به منظور دستيابى به اهداف درنظر گرفته خود وبررسى وقايع ، نيازها و خواستهاى كشورهاى اروپايى به طور مرتب ، نشستهايى را درمقر اصلى خود واقع در»بروكسل» تشكيل مى دهد. اين نشستها مستلزم صرف هزينه هاى مختلفى است كه از آن جمله مى توان به هزينه ترجمه متون وسخنرانى هاى مطرح شده دراين نشستها اشاره كرد. بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد كه سالانه ۹۰۰ ميليون يورو درگرد همايى هاى مختلف اتحاديه اروپا صرف هزينه ترجمه زبانهاى گوناگون به يكديگر مى شود.
مقر اصلى اتحاديه اروپا روزانه به طور متوسط شاهد ۵۰ تا ۶۰ نشست گوناگون است كه اين نشستها توسط ۸۰۰ مترجم به ۲۱ زبان ترجمه مى شوند. اين درحالى است كه اگر تركيبات زبانى را درنظر بگيريم، اين رقم به ۵۰۰ زبان مى رسد.
آمار نشان مى دهد كه ۱۳۰۰ مترجم درادارات مختلف اتحاديه اروپا به طور متوسط سالانه ۱‎/۵ ميليون صفحه متن كتبى ترجمه مى كنند كه پيش بينى مى شود اين رقم در سال آينده ميلادى بالغ بر ۲‎/۵ ميليون صفحه شود.
اكنون فشار كارى اين مسأله ، مقامات اتحاديه اروپا را براى تعيين يك زبان واحد به فكر فرو برده است. مسأله زبان در ادارات اتحاديه اروپا به عنوان تنها بازتاب مشكل زبان درگستره جامعه چند صد ميليونى اروپاست.
تاريخ نشان داده است كه حكومتهاى غالب همواره سعى كرده اند تا زبان ملى خود را نه تنها به زبان رسمى پهنه اروپا، بلكه حتى به فراتر از آن نيز تبديل كنند كه از آن جمله مى توان به زبانهاى ادارى يا به تعبيرى، زبانهاى استعمارى فرانسه وانگليسى درآفريقا وآسيا اشاره كرد. درحالى كه تا اواسط قرن ۱۹ ميلادى، زبان رسمى روشنفكران ومحققان اروپا، فرانسوى بود تا اواسط قرن ۲۰ ، انگليسى زبان اول فرامليتى اروپا به شمار مى آمد.
اما با استقرار رسمى اتحاديه اروپا، سه زبان انگليسى ، آلمانى و فرانسه به عنوان زبانهاى اول اين اتحاديه تعيين شدند، اما اين مشكل همچنان در پهنه جامعه اروپا به قوت خود باقى است . پرفسور گريم ريپر ازقضات سابق ديوان عالى كشور آلمان واز نظريه پردازان به نام درزمينه حقوق دموكراتيك معتقد است كه تازمانى كه « زبان واحد» برگستره اروپا حاكم نشود، استقرار اروپاى واحد غير ممكن و دست نيافتنى است.
وى با اشاره به نشستهاى پارلمان اروپا خاطرنشان مى كند كه نمايندگان اروپا هيچگاه نمى توانند به طور مستقيم با يكديگر به گفت و گو بنشينند و بايد سخنان آنها به زبانهاى مختلف ترجمه شود. آمارنشان مى دهد كه ۱۸ درصد از نمايندگان اعضاى جديد اتحاديه ، زبان دوم خود را انگليسى ، ۱۷ درصد فرانسه و ۱۶ درصد آلمانى اعلام كرده اند. با اين اوصاف، انتظار مى رود كه زبان انگليسى عليرغم مخالفت فرانسوى ها ، زبان اول رسمى اتحاديه باقى بماند. البته عليرغم آنكه دو سوم اعضاى اتحاديه اروپايى توانايى استفاده از زبان انگليسى را دارند واين زبان، زبان دوم ۱۹ نفر از ۲۰ كميسر كنونى اتحاديه است، ديوان عالى دادگسترى اروپا هنوز زبان فرانسه را زبان رسمى خود مى داند. لازم به ذكر است كه افزايش تعداد اعضاى اتحاديه اروپا براهميت زبان آلمانى افزوده است، زيرا اين زبان درميان كشورهاى لهستان ، اسلواكى و چك به عنوان زبان دوم استفاده مى شود.
آگاهان سياسى براين باورند كه يكى از مشكلات پيش روى وحدت اروپا ، مشكل چند زبانى است. اگرچه وجود يك فرهنگ شكوفا با رشد زبانهاى گوناگون همراه است، اما هيچ مجمع بزرگ دموكراتيكى بدون داشتن زبانى واحد نمى تواند به قدرت بزرگى تبديل شود.
خلاصه آنكه وحدت زبانى مى تواند از بسيارى از مشكلات ادارى وسياسى واطلاعاتى جامعه اروپا بكاهد. اگر چه تا برقرارى ايالات متحده اروپا ، راه درازى درپيش است، ولى اگر به راستى چنين كارى مد نظر اكثريت اروپاييان باشد، مسأله زبان دركنار عنصرهاى اقتصادى و سياسى ازمهمترين عوامل اين وحدت خواهد بود.
جعفرى :
عراق شبيه هيچ كشورى نيست
203868.jpg
حسن هاشميان
سرنوشت «ابراهيم كريم جعفرى» بر اين اساس رقم خورده است كه او در عراق جديد، به عنوان نخست وزير ناميده شود. جعفرى، نخستين رئيس شوراى حكومتى سابق بود و اكنون اميد دارد كه نخستين نخست وزير منتخب عراق در دوران بعد از صدام حسين شود . در گفت وگويى كه به وسيله روزنامه پرتيراژ الشرق الاوسط صورت گرفته، او تلاش كرده است خود را انسانى روشنفكر و دموكرات با قلبى فراخ براى همه عراقيها نشان دهد . مشروح اين مصاحبه از نظر گرامى خوانندگان روزنامه «ايران» مى گذرد.
شما نخستين نامزد تصدى رياست شوراى حكومتى سابق بوديد و اكنون نخستين نامزد نخست وزيرى آينده عراق بعد از انتخابات هستيد . در اين فاصله عراق را چگونه ديديد؟
وقتى بخواهم تصويرى از عراق در اين فاصله ميان تصدى من به عنوان رياست شوراى حكومتى سابق و نامزد مقام نخست وزير منتخب كنونى از سوى ائتلاف عراق يكپارچه ارائه دهم ، مى بينم كه چيزهاى زيادى براى عراق به دست آمده است . در آن روز ، ما در چارچوب قطعنامه ۱۴۸۳ فعاليت كرديم كه تلاش داشت در صحنه بين المللى به فرآيند اشغال مشروعيت ببخشد و همچنين در چارچوب قطعنامه ۱۵۴۶ قرار داشتيم ، اما اكنون ما در سايه انتخابات فعاليت مى كنيم. اين انتخابات داراى عمق مردمى و پايگاه ملى در همه زمينه ها از جمله مشروعيت بين المللى بوده است . در سايه فعاليت دولت (منتخب ) ، نيروهاى خارجى تحت عنوان نيروهاى چند مليتى شناخته مى شوند . از ماه نخست رياست من بر شوراى حكومتى تا به امروز ، همواره آرزو داشته ام كه اوضاع معيشتى مردم بهبود يابد. بايد تصريح كرد كه وضعيت معيشت فعلى مردم آن نيست كه ما براى آن تلاش مى كرديم و همچنين اوضاع امنيتى كشور در سطح توقعات ما نيست ، اما اندكى بهبود يافته است .
شما در كربلا متولد شديد ، در موصل درس خوانديد ، مدتى از عمر خود را در ايران و سپس در لندن سپرى كرديد و اكنون در بغداد هستيد. از اين رهگذر، چه تجاربى كسب كرديد كه بتواند براى آينده عراق به كار آيد؟
من در شهر كربلا كه شهرى مقدس به حساب مى آيد، به دنيا آمدم. زمانى كه دوران مدرسه را به پايان بردم ، اين سعادت را يافتم كه تحصيلات دانشگاهى خود را در شهر موصل آغاز كنم. موصل يك شهر عربى و سنى است. اين تنوع فرهنگى در ميان شهرها و كشورهاى مختلف درس هاى زيادى به من داد كه مقدمه آنها، چگونگى رفتار با ديگران و تحمل ديدگاه طرف مقابل است . از همان دوران كودكى ، استعداد آن را يافتم كه در ارتباط با ديگران چه تعاملى داشته باشم و برخورد با فرهنگ هاى مختلف ، اين استعداد را در من رشد داد . در كشور خود تنوع مذهبى را ياد گرفتم و در ايران حس ملى را فهميدم و در اروپا نوع نگرش به دين را فرا گرفتم. من معتقدم كه همه اين تنوع ها اكنون در كشور عراق در يك جا جمع هستند و ما در عراق عرب ، كرد ، مسيحى ، آشورى - كلدانى ، تركمن و يزيدى را داريم. در اين خصوص ، من از بحران نظريه پردازى رنج نمى برم و مشكل انطباق با ديگران را ندارم و بسيار ساده و راحت با ديگران رابطه برقرار مى كنم. بنده سينه فراخى دارم كه فقط انسانيت را معيار خود مى گيرد و حقوق شهروندى براى عراقى ها و ملت عراق اساس نگرش من به امور است .
حزب الدعوه در دهه ۵۰ ميلادى با شعار احياى نهادهاى دينى تأسيس شد ، اما بعدها شما از آن انشعاب كرديد و در لندن، كميته اى همراه با ديگر نيروهاى سياسى ايجاد نموديد كه هدف آن ، تلاش براى برقرارى دموكراسى بود . اين كميته ، كنفرانس هايى عليه دخالت بيگانگان به راه انداخت . آيا هنوز به دنبال ديدگاه هاى دموكراتيك خود هستيد و با گروههاى ديگر براى حاكم كردن دموكراسى در عراق تلاش خواهيد كرد؟
در آنچه ، به من مربوط مى شود بايد بگويم كه جزئى از پديده جدايى از حزب الدعوه نبودم. تا اين لحظه ، من جزئى از اين حزب محسوب مى شوم و در تاريخ فعاليت سياسى خود هيچ وقت از آن جدا نشدم. از نظر مليت ، عراقى هستم ، از لحاظ منطقه اى كه به آن تعلق دارم ، از كربلا مى آيم . حرفه من پزشكى است و از نظر دينى ، به يك خانواده هاشمى - علوى بسيار معروف بر مى گردم. بيشتر اين تعلقات براى رسيدن به هدفى حادث مى شوند و دائماً در معرض تغيير هستند. من شگفت زده نخواهم شد هنگامى كه مى بينم انسان ها تغيير مى كنند اما آنچه تعجب مرا بر مى انگيزد آن است كه شاهد كسى باشم كه ديدگاه هاى خود را دگرگون نمى كند. فعاليت سياسى يك روند دائماً در حال تغيير است و علم سياست ، هنر توانايى اداره تغييرات است . بنابراين تعلق به يك جهت سياسى بايد در ابتدا در خدمت انسان و ارزشهاى آن قرار بگيرد . فهم و تحمل نظرات ديگران ، يكى از راه هاى خدمت به انسان است و بر همه ما واجب است كه نقطه نظرات ديگران را بفهميم و آنها را تحمل كنيم و اين چراغ روشنايى ما به آينده است .
شما در حزب الدعوه به كسى معروف شديد كه رهبرى شاخه ملى گراى عربى حزب را به عهده داشتيد . آيا جناحى كه شما به آن تعلق داريد، همانى است كه در زمان تصدى نخست وزيرى از سوى شما، عراق را اداره خواهد كرد و در آن حالت ، روابط شما با ايران چگونه خواهد بود؟
بنده معتقد هستم فردى كه عهده دار اداره امور عراق مى شود ، بايد از همين سرزمين برخاسته باشد و ويژگى هاى وى با خصوصيات اين كشور تطابق داشته باشد . كشور عراق ، كشورى متنوع است و شبيه هيچ كشور ديگرى نيست . همه عراقى ها شيعه نيستند و همه شيعيان اسلام گرا نيستند و همه اسلام گراها معتقد به نظام سياسى خاص نيستند . بر ملت عراق واجب است كه در فرآيند ساخت آينده خود در جهت بناى عراقى جديد مشاركت كند . عراق كشورى متنوع است و بر همه واجب است به اين تنوع ها ، گوناگونى عقايد، آزاديها و تعلق سياسى ، دينى همه عراقيها احترام بگذارند. علاوه بر اين ، در اين ميان ، زنان بايد احساس كنند كه همراه با مردان در ساخت عراق جديد مشاركت دارند و از سوى ديگر عراقيها بايد تعلق خود را به وطن خود آنطور كه انها دوست دارند ، دنبال كنند و نه به شكلى كه بر آنان تحميل شود.
ديدگاه شما نسبت به وجود زنان در تركيب جامعه عراق چگونه است؟
قرآن مجيد به جايگاه زنان به نحو احسن احترام گذاشته است . در فعاليت سياسى ، خداوند در قرآن به آسيه زن فرعون اشاره مى كند كه در برابر ستمگرى همسر خود ايستاد و انواع ظلم هاى او را چشيد . اين زن ، نمونه و مثال بارزى است كه خداوند در قرآن بارها به آن اشاره كرده است . زن ديگر بلقيس است كه حاكمى آگاه بود و در رأى با ديگران به مشورت مى پرداخت و در تصميم گيرى عجله نمى كرد . زن عراقى نيز در فرآيند مبارزه خود مورد ظلم و ستم واقع شد و زندان ديد و برخى از آنان نيز به قتل رسيدند . اين تصوير ما از زن عراقى است و او را همانطور كه هست مى بينيم.
در داخل ائتلاف عراق يكپارچه ، نامزدهاى مختلفى براى تصدى منصب نخست وزيرى مطرح شدند و بحث ها و گفت و گوهاى مستمرى در اين بين صورت گرفت . گام هاى واقعى كه براى نامزد شدن در اين راه برداشتيد ، كدام بوده اند ؟
در اينجا يك فضاى مشترك به عنوان گام اول وجود داشت كه همه افراد را پيرامون خود به شكل واحدى گرد آورد و آن ليست انتخاباتى شماره ۱۶۹ بود. وقتى همه ما تحت همين ليست يك دست شديم ، ناگهان اسم خود را به عنوان نامزد اول ديدم. گفت و گوها و بحث هاى داغى ميان برادران خود در داخل اين ليست بر سر اين مسأله شكل گرفت . در اين ميان ، نامزدهاى ديگرى نيز وجود داشتند . از نظر ما كاملاً طبيعى بود اگر هر فرد احساس مى كرد توانايى اداره كشور را دارد ، مى تواند خود را نامزد كند. بعد از آن ، معيارهايى براى انتخاب شخص مورد نظر پيش آمد و اين پرسش مطرح شد كه چه كسى مى تواند در اين مرحله از تاريخ كشور، بهتر امور را اداره كند. در نهايت ، امور به شكلى پيش رفت كه من تنها نامزد ماندم و ائتلاف يكپارچه عراق مرا انتخاب كرد . در اين ميان ، برخى از برادران داوطلبانه خود را از نامزدى كنار كشيدند كه عادل عبدالمهدى و آقاى شهرستانى از جمله آنها هستند . اين كار آنها به نامزد شدن من بسيار كمك كرد . در اين حال، احمد چلبى هنوز خود را مطرح مى كرد، اما بعدها متوجه شد كه بهتر است خود را كنار بكشد و در نهايت ، چنين تصميمى گرفت و ائتلاف به شكل يكپارچه باقى ماند و بر سر يك نامزد به وحدت رسيد .
شانس خود را براى تصدى مقام نخست وزيرى ، هنگامى كه بحث بر سر آن در مجلس ملى آغاز مى شود ، چگونه مى بينيد؟
در مجلس ، گام هايى براى ائتلاف با فراكسيون هاى ديگر وجود دارد . اين تلاشها حتى شامل نيروهايى خارج از پارلمان مى شود (منظور در اينجا سنى هايى هستند كه در انتخابات شركت نكردند ) زيرا در فعاليتهاى جديد ، همه تلاش مى كنند كه حداكثر مشاركت را براى رهبرى عراق به دست آورند . اما درباره احتمال پيروزى من ، بايد بگويم كه بنده در ۳۰ ژانويه پيروز شدم ، زمانى كه ملت عراق بر سر صندوقهاى رأى حاضر شدند . اما در حال حاضر ، آنچه براى من مهم است ، اينكه عراق وارد مرحله جديد خود شود .
نخستين تصميمى كه در صورت انتخاب به عنوان نخست وزير خواهيد گرفت ، كدام است؟
اولويت هاى من همانطور كه اشاره كردم ، عبارتند از امنيت ، خدمات رسانى ، بهبود وضعيت اقتصادى، بازسازى كشور و بالا بردن سطح معيشت افراد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |