نماى مهر : صادق فرهى آشتيانى ، متولد ،۱۳۱۲ آشتيان
-اخذ كارشناسى ارشد در رشته كشاورزى از دانشگاه يوستوس ليبيگ آلمان ۱۳۴۰
- اخذ دكتراى در رشته تغذيه گياه از دانشگاه يوستوس ليبيگ آلمان ۱۳۴۳
- كارشناس و مسؤول آزمايشگاه مؤسسه خاكشناسى تهران و شيراز ۱۳۴۵-۱۳۴۳
- استاديار دانشگاه اهواز و اصفهان ۱۳۴۵-۱۳۴۹
- دانشيار دانشگاه اصفهان ۱۳۴۹- ۱۳۵۶
- استاد دانشگاه اصفهان ۱۳۶۶ - ۱۳۵۶
- استاد دانشگاه تربيت مدرس ۱۳۶۶ تاكنون
- چاپ بيش از ۷۰مقاله در نشريات و كنفرانس هاى داخلى و خارجى - برخى تحقيقات او عبارتند از: تكنولوژى تبديل رطوبت هوا به قطرات آب، تأثير مواد B4، CCCو آلار در ميزان رشد طول ريشه، مرض خوابيدگى و كاهش شدت پژمردگى ناشى از كم آبى در گياه گندم. اقدامات اوليه براى احداث چمن، رابطه تغذيه نبات و ازدياد محصول، نقش گندم در خودكفايى غذا و طرح مبارزه با عارضه ورس و...
هستند كسانى كه رشد و رونق اين آب و خاك را به خوان ثروت و شهرت سرزمين فرنگ ترجيح دهند و ساليان سال بى مزد و منت تن به كار و تلاش براى ايران زمين دهند و از مشقات و مشكلات ننالند و چشم به خوبى ها و پاكى ها داشته باشند و صادق فرهى آشتيانى از آن جمله است. مردى كه در اوج جوانى و آمال زندگانى، خدمت به خلق را در سرزمين ايران به مدرنترين و مجهزترين آزمايشگاه ها و شهرت و ثروت ژرمن ها ترجيح داد و باوجود داشتن پيشنهاد همكارى چندين دانشگاه مطرح و بين المللى به ايران آمد و در گرمترين شهر ايران، اهواز به تحقيق و پژوهش مشغول شد و حالا چهل و اندى سال است كه جز پژوهش و تحقيق و تدريس و تربيت شاگردان مستعد كارديگرى را پيشه خود نساخته است.
صادق فرهى آشتيانى در سال ۱۳۱۲شمسى در آشتيان و در خانواده اى اهل فضل و علم به دنيا آمد. پدرش اگرچه از تجار و بازرگانان منسوجات آشتيان بود اما علاقه و ارادت فراوانى به علم و عالمان داشت و از همين رو به اصرارپدر، فرهى آشتيانى از همان آغاز كودكى به درس و تحصيل پرداخت.
او تحصيلات ابتدايى را در دبستان فرخى آشتيان در سال ۱۳۲۳ به پايان رساند و سپس در سال ۱۳۲۶ براى اتمام سيكل دوم دبيرستان به دليل نبودن اين دوره در آشتيان راهى قم شد و در دبيرستان حكيم نظامى قم تحصيلات متوسطه را به پايان رساند و با ديپلم طبيعى از قم عازم تهران شد و از سال ۱۳۳۳ به عنوان آموزگار دبستانهاى تهران به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و در سال ۱۳۳۶ با هزينه شخصى براى ادامه تحصيل عازم آلمان شد.
درباره سفر به آلمان مى گويد: «به دليل محدوديت هزينه مجبور شدم از راه زمينى و از طريق تركيه به آلمان بروم و وقتى وارد مونيخ شدم احساس عجيبى داشتم. از اينكه در اين سرزمين مى توانم چيزى بياموزم و با دستى پر به ميهنم برگردم احساس غرور مى كردم.»
با اين همه آشتيانى مجبور بود براى تأمين مخارج تحصيلش در كنار دانشگاه كار هم بكند. مى گويد: «اصلاً احساس حقارت نمى كردم. به همراه چندنفر از دوستانم كه همگى ايرانى بودند به بنگاه كشاورزى مونيخ رفتيم و يكسال تمام در اين بنگاه كار كردم و همين كار باعث شد تا هم زبانم تقويت شود و هم بتوانم پول مورد نياز براى تحصيل را فراهم كنم.»
به اين ترتيب فرهى آشتيانى پس از يكسال و اندى كار در بنگاه كشاورزى مونيخ به شهر «گيسن» كه شهرى علمى و دانشگاهى و نزديك فرانكفورت بود مى رود و همانجا در يكى از معتبرترين دانشگاه هاى كشاورزى روز دنيا يعنى دانشگاه يوستوس ليبيگ آلمان مشغول به تحصيل مى شود. در اين باره مى گويد: روزهاى دانشجويى ام سرشار از خاطرات خوش و لذت مدام بود. اينكه براى تحقق رؤياهايم مى توانستم از هر امكانى در آنجا استفاده كنم برايم خيلى شيرين و لذت بخش بود و يادم هست كه در ميان استادان به «ايرانى سختكوش» معروف بودم.
همين«ايرانى سختكوش» مورد توجه استادان خود از جمله پروفسور لينزر قرارمى گيرد و درباره يكى از استادانش كه رئيس گروه دانشگاه هم بود مى گويد: او واقعاً مرا دوست داشت و سختكوشى مرا تحسين مى كرد و همواره مى گفت: تو در ميان خارجى ها چيز ديگرى هستى. و همين عشق و ارادت اين استاد بزرگ آلمانى مشوقى مى شود تا صادق فرهى آشتيانى تحصيلات خود را تا پايان مقطع دكترا در همين دانشگاه به پايان ببرد.
در اين باره مى گويد: البته از دانشگاه هاى مختلف پس از اتمام دوره ليسانس پيشنهاد همكارى داشتم. حتى از دانشكده كشاورزى دانشگاه هاى آمريكا. با اين حال همواره در زندگى ام معتقد بودم كه آدمى بايد يك مسيرى را كه آغاز كرد تا پايان پى بگيرد و پيش ببرد. به همين دليل تصميم گرفتم در همان دانشگاه يوستوس ليبيگ آلمان بمانم و تحصيلاتم را همانجا ادامه دهم.
با همين طرز فكر و سختكوشى ذاتى كه ميراث سرزمين آشتيان است فرهى آشتيانى مدرك دكترا را در سال ۱۳۴۳ در رشته فيزيولوژى گياهى (تغذيه و جذب مواد) دريافت مى كند و رساله دكترايش چنان مورد توجه مجامع علمى قرار مى گيرد كه از سوى دانشگاه هاى معتبر آلمان و اتريش و حتى آمريكا دعوت به همكارى مى شود و با اين حال براى آشتيانى هيچ جاى عالم مهمتر از سرزمين مادرى اش نبود و او به تمام اين پيشنهادها پشت مى كند و در سال ۱۳۴۳ عازم ايران مى شود و در همان سال به استخدام مؤسسه خاك شناسى و حاصلخيزى خاك وزارت كشاورزى درمى آيد و عازم شيراز مى شود. تا در آنجا نقش اصلى و مهمى را در تأسيس و احداث مؤسسه خاك شناسى اين سرزمين ايفا كند.
در اين باره مى گويد: «البته امكانات كار و پژوهش در آلمان براى من فراهم بود. با اين حال دلم مى خواست به ايران بازگردم و على رغم دعوت به همكارى از سوى دانشگاه هاى معتبر آلمانى، اتريشى و حتى آمريكايى ترجيح دادم به ايران بيايم و با ورودم به ايران به دعوت وزارت كشاورزى به استخدام اين وزارتخانه درآمدم و به تنهايى و تنها با يك كارشناس عازم شيراز شدم و آنجا مؤسسه خاك شناسى را تأسيس كرديم.»
با اين همه آشتيانى در سال ۱۳۴۵ وزارت كشاورزى را به دلايلى چند رها مى كند و به دعوت وزارت فرهنگ و آموش عالى آن زمان به استخدام اين وزارتخانه درآمده و در دانشگاه اهواز مشغول به تحقيق و تدريس مى شود و با جد و جهد فراوان به تربيت شاگردان و دانشجويان مستعد در زمينه علوم كشاورزى مشغول مى شود.
پس از چند سال آشتيانى از اهواز به اصفهان منتقل مى شود و در اصفهان به دليل همكارى هاى دكتر معتمدى رئيس اين دانشگاه مدت ۲۲ سال به تدريس و تحقيق مشغول مى شود و در سال ۱۳۵۶ به درجه استادى دانشگاه نايل مى شود.
فرهى آشتيانى دو دوره فوق تخصصى را در سالهاى ۱۳۵۴ در زمينه «فيتو هورمونها» و در سال ۱۳۷۱ در زمينه جداسازى اندامكهاى سلول و مكانيسم انتقال يون در واكوئل در دانشگاه هاى لندن و ساسكس انگلستان مى گذراند.
پس از انقلاب به دعوت دانشگاه تربيت مدرس تهران عازم تهران مى شود. تحقيقات و مطالعات خود را در زمينه حاصلخيزى خاك در بخش علوم گياهى اين دانشگاه ادامه مى هد. به طورى كه از او تاكنون بيش از ۷۰ مقاله تحقيقى در نشريات خارجى و داخلى به زبانهاى مختلف دنيا ترجمه و تحسين شده است.
اولين مقاله پژوهشى آشتيانى كه با همكارى استادش پروفسور لينزر در سال ۱۹۶۵ ميلادى در مجله علوم طبيعى آلمان به چاپ رسيد. اين مقاله كه درباره استفاده از مواد تنظيم كننده رشد، باهدف افزايش عمر سلول در گياهچه گندم اتيوله نوشته شده بود، به شدت مورد توجه محافل علمى آن روز دنيا قرار مى گيرد و اين انتظار را به وجود مى آورد كه با استفاده از برخى مواد تنظيم كننده رشد، مى توان با افزايش تحمل غلات نسبت به كودپذيرى بيشتر، به عملكرد بالا دست يافت.
اين موضوع، امروزه در مسائل تحمل غلات توليد و افزايش عملكرد غلات در شرايط آب و هوايى كشورهاى اروپايى و بسيارى از كشورهاى ديگر دنيا، جنبه كاربردى پيدا كرده است. برخى از كارهاى پژوهشى فرهى آشتيانى، در ارتباط با افزايش مقاومت و تحمل گياهان به كم آبى، خشكى و عارضه ورس (خوابيدگى بوته) در گندم با هدف افزايش عملكرد بوده است، زيرا او معتقد است، يكى از محصولات كشاورزى ايران كه مى تواند در خودكفايى مملكت نقش داشته باشد، گندم است كه ميزان عملكرد آن در واحد سطح به علت عدم شناخت مسائل مربوط به شرايط كشت و توليد آن پايين است.
وجود آفات، بيمارى ها، عوارض فيزيولوژيكى، مانند عارضه ورس (خوابيدگى بوته) ريزش دا نه هنگام برداشت محصول و عدم آشنايى به فن كود دادن باعث مى شود همه مقدارى از محصول زارعان از بين برود. آشنايى زارعان به مسائلى كه موجب از بين رفتن محصول آنها مى شود، مى تواند كمك مؤثرى به مسائلى كه موجب از بين رفتن محصول آنها مى شود، بكند.
يكى از برنامه هايى كه در سالهاى اخير درباره آن زياد صحبت شده است، اجراى طرح افزايش توليد گندم در واحد سطح است كه با تسهيلات و كمك مادى دولت اجرا مى شود. مسائلى كه مى تواند به اين قبيل طرحها كمك كند، بايد به وسيله محققان و كارشناسان آگاه شناسايى و معرفى شود. فرهى آشتيانى در كارهاى پژوهشى خود، اين موضوع را مد نظر داشته و در كارهاى پژوهشى خود با استفاده از برخى مواد تنظيم كننده رشد، در شرايط كشت گندم در مزارع اصفهان، چهارمحال و بختيارى و خاكهاى شور، توانسته است ضمن كاهش عارضه ورس و مرض Yellowtip، عملكرد را افزايش دهد.
طى دو سال گذشته او بيشترين وقت خود را صرف فناورى تبديل رطوبت هوا (هواى شرجى) به قطرات آب در شرايط آزمايشگاه كرده است، چرا كه از نظر او مى توان با هدايت محققان جوان و استفاده از نيروى خلاقه آنها، در مناطق داراى رطوبت زياد (شرجى) با تبديل هواى شرجى به قطرات آب و با استفاده از فن آبيارى قطره اى، نسبت به كاشت درختان، درختچه ها و بوته هاى شورى پسند، اقداماتى انجام داد. او اين كار پژوهشى را بر روى دو گونه درختى «كهور كبير» (غاف)، كهور پاكستانى (سمر) و برخى از بوته هاى شورى پسند، در شرايط آزمايشگاهى در دست مطالعه دارد.
بررسى بر روى گونه هاى شورى پسند، با هدف شناخت مسائل كشت آنها در بيابانهاى مركزى و مناطق جنوبى كشور، براى بيابان زدايى و تثبيت شنهاى روان و تهيه علوفه دام از اهميت ويژه اى برخوردار است. اين كار مى تواند مورد حمايت مسؤولان دفتر تثبيت شن و بيابان زدايى قرار گيرد.
يكى ديگر از كارهاى مهم و ارزنده فرهى آشتيانى، پژوهش او در زمينه كشت ريز جلبكها با هدف استفاده از فرآورده هاى جلبكى در رشد، جذب يون در گياهان حساس به عارضه كلروز آهن است، زيرا كلروز آهن، يكى از عوارض فيزيولوژيكى مهم بسيارى از گياهان ايرانى است. بررسى علل زردى و خزان زودرس برگ در درختان چنار كه يكى از دغدغه هاى مهم مسؤولان فضاى سبز شهر تهران است، يكى ديگر از زمينه هاى تحقيقاتى فرهى آشتيانى است.
از تحقيقات ارزنده ديگر فرهى آشتيانى، ارزيابى پتانسيل منتخبى از گونه هاى گياهى فضاى سبز شهرى (تأكيد بر گونه هاى گياهى و ارقام مورد استفاده در چمن كارى و درختان فضاى سبز شهر تهران)، در جذب و انباشتن عناصر معدنى آلاينده محيط است. اين كار مى تواند مورد حمايت مسؤولان سازمان حفاظت محيط زست كشور قرار گيرد.
از ديگر آثار تحقيقى ارزنده او كه در سال جارى در سمينار ملى بازيافت و مديريت ضايعات در صنايع فرايندى كه برگزار كننده آن انجمن مهندسين شيمى ايران بود، ارائه گرديد، «افزايش ريشه زايى قلمه گياهان با استفاده از پساب دورريز ريزجلبك هماتوكوكوس پلووياليس» است.
او چند سالى است كه در زمينه توليد «آستاگزانتين» كه يك آنتى اكسيدانت قوى است و در پزشكى و صنايع دارويى كاربرد فراوان دارد، مشغول تحقيق و بررسى است.
درباره صادق فرهى آشتيانى بايد نوشت كه او قبل از هر چيز يك معلم كوشا و سختكوش است كه بيش از ۴۰ سال از عمر خود را صرف تعليم و تدريس و تحقيق و پژوهش كرده است و با امكانات محدودى كه در اختيار داشته با عشق به كشورش به امر تدريس و تحقيق و هدايت و راهنمايى دانشجويانش وقت صرف كرده و از تربيت پژوهشگران مستعد و كاردان خود لذت برده است، به اين اميد كه خودباورى را در جوانان ايرانى تقويت كند.
توصيه او به جوانان و فارغ التحصيلان دانشگاهى اين است كه جوانها بايستى با عشق به تحقيق و پژوهش، كارهاى خود را دنبال كنند و با انجام دادن كارهاى پژوهشى بكر و ارائه نتايج آن به دنياى علم آماده سازند، همچنين خود را در پيشرفتهاى علمى دنيا سهيم سازند.
ش