داود پنهانى
حوادثى كه در مدرسه روستاى سفيلان و آتش سوزى مسجد ارك روى دادند هر دو حادثه بودند. حادثه اى تلخ. اما به هر حال همين صفت «حادثه» براى اين دو واقعه نشان مى دهد كه براى رخ ندادن آنها هيچ كارى نمى شد كرد. البته پيشگيرى لازم است اما براى هر دو حادثه. با اين همه هم آن واقعه و هم اين يكى، هر دو در بازى هاى رايج سياسى سوختند و در حالى كه براى آتش سوزى مدرسه روستاى سفيلان كار به طرح استيضاح وزير هم كشيد. درباره اين يكى خواست خدا و تقدير و سرنوشت مطرح شد. چند حادثه از اين دست در بازى هاى سياسى سوخت و علت و علل آن گم شد!
ميان سفيلان صبح بيست و چهارمين روز از دى ماه و آتش سوزى مسجد ارك يك ماه فاصله نبود، سالها فاصله بود. اما آنجا كه قرار است طبيعت و حوادث فراطبيعى به يكباره زندگى ما را تحت تأثير قرار دهد، فاصله ها با تبعيت از نظمى غيرعادى از بين مى رود. اينجاست كه ميان سفيلان و مسجد ارك پيوند ايجاد مى شود. پيوندى كه با درد و داغ گره مى خورد اما از جنس پيوندهاى عادى نيست. اين نكته براى كشورى كه بند نافش با درد و داغ ناشى از حوادث و ناملايمات طبيعى به نوعى گره خورده، موضوع تازه اى نيست. اينجاست كه مى توان ميان برف شمال و زلزله زرند هم ارتباط پيدا كرد. اين محصول ساده رفتار طبيعى حاملان جريانى است كه به ساز مخالف و يافتن ايراد از هر روزنه اى علاقه فراوان نشان مى دهند. آنجا كه آتش سوزى ناگوار مدرسه در سفيلان در حوزه تحت مسؤوليت دولت رخ داد، اوضاع براى مچ گيرى آماده مى شود. رقيب چالاك بى توجه به ابعاد ناگوار چنين حادثه اى، بى توجه به دلايل منطقى وقوع چنين رخدادهايى، بى توجه به مهندسى درست بحران، بى توجه به رويكردهاى نظرى در بازى سياست بر سر بازار رفته، نداى مبارزه آغاز مى كند. براى او سفيلان از آن رو رنگ اهميت به خود مى گيرد كه بهانه اى است براى به در كردن رقيب تا بازى بدون رقيب هر چه زودتر پيگيرى شود. اين نكته در بررسى بازتابهاى متفاوت دوحادثه ناگوار و مشابه سال در اردوگاه جدال گران نامطمئن بازى قدرت به خوبى آشكار مى شود. اينجاست كه ميان آتش سوزى سفيلان و مسجد ارك فاصله ايجاد مى شود تا براى آنكه اصول ساده بازى را نمى داند اين نكته اثبات شود: از شعله هاى سوزان آتش نمى توان به انتظار صيد ماهى مقصود نشست.
|
|
|
آغاز تلخ
از فرداى روزى كه شعله هاى آتش تنها مدرسه سفيلان خان ميرزا در استان چهارمحال بختيارى را به كام خود فرو برده بود، سياست بازانى حرفه اى در پشت درهاى اتاقهاى خويش با حرارت به مرور انتقاداتى مى پرداختند كه قرار بود تا ساعاتى ديگر به سمت اردوگاه دولت شليك شود. پيش از آنكه رسيدگى بيشتر به علت حادثه آغاز شود، خبرگزارى مهر با انتخاب اين تيتر آغاز حركت را به دوستان خويش اعلام كرد: «۱۶دانش آموز روستايى ميان شعله هاى آتش جزغاله شدند.» حالا كه « جزغاله» مناسب ترين عنوان انتخابى براى اين خبر بود پس تا روزهاى بعد مى بايست به انتظار يافتن مقصر بگرديم. براى آنان كه به انتخاب روشهايى در منش رفتارى خويش عادت كرده اند نه پيغام وزير آموزش و پرورش در اظهار همدردى و تلاش براى ريشه يابى حادثه تأثير داشت نه صحبت هاى معاونان اين وزارتخانه مبنى بر كمبود بودجه براى رفع مشكلات مشابه مهم بود. اينجا بود كه يكبار ديگر «مهر» در گزارشى به پيشواز وزير رفت: «ارسال پيام تسليت كافى نيست.» براى آنكه مراسم انتقاد و گلايه كامل شود معاونان مجموعه هم بايستى مورد نوازش قرار مى گرفتند: »هنوز ميليونها كودك در كلاسهاى فرسوده و ناامن با بخاريهاى نفتى غيراستاندارد خود را گرم مى كنند، وقوع چنين حوادث دلخراشى خواب ما را آشفته مى كند؟» وقتى قرار است در نحوه انتقاد، حافظه به كار آدم نيايد، نوشتن نيازى به تفكر پيدا نمى كند. نويسنده فراموش كرده بود تا پيش از اين مسؤولان آموزش و پرورش بارها و بارها خود به فرسوده بودن كلاسها در ساختار آموزشى كشور تأكيد كرده بودند. امرى كه رفع آن در گرو رفع دغدغه اى با نام توسعه نيافتگى ساختارى يك كشور نهفته بود، اينك به وسيله اى براى انتقاد تبديل مى شد تا نماينده مردم لردگان در مجلس كمبود امكانات را به بهانه اى براى انتقاد از مسؤولان آموزش و پرورش تبديل كند. غافل از آنكه همين مدرسه مورد انتقاد در سال۸۱ ساخته شده و به لحاظ استفاده از استانداردها در موقعيت خوبى قرار داشته است. او اشتباه عامل انسانى را در وقوع اين حادثه ناگوار فراموش كرده بود تا با استفاده از آتش سوزى به انتقاد از مسؤولان منطقه بپردازد. انتقاداتى كه با گسترده تر شدن ابعاد آن در روز استيضاح وزير آموزش و پرورش به كار مى آمد. اينجا بود كه در بيست و هفتمين روز دى ماه مجلس خواستار برخورد با مسؤولان حادثه آتش سوزى مدرسه سفيلان مى شد و بهنام صبائيان دبير انجمن حقوق دانش آموز بر آن مى شد تا از مسؤولان چنين بپرسد: «كدام مسؤول فرزند خود را به مدرسه اى مى فرستد كه در زمستان با بخارى نفتى گرم مى شود.»
پس طبيعى بود كه عماد افروغ رئيس كميسيون فرهنگى مجلس هم »خواستار پاسخگويى افراد در برابر مسؤوليت هاى» خود شود و مرتضى تمدن نماينده تفت و ميبد هم طى تذكرى به حاجى بر لزوم به كارگيرى از تدابير مناسب براى جلوگيرى از حوادث مشابه تأكيد كند. براى اين عده پاسخ دادستان شهرستان لردگان مبنى بر « مشخص شدن مقصران حادثه» كفايت نمى كرد.
پس لازم بود گل محمد صالحى نماينده سابق لردگان در مجلس هم به ميان بيايد و كسرى بودجه داشتن را توجيه غلطى بداند. در جو به وجود آمده احساسات هم به يارى منتقدان مى آمد. اين نكته در بيانيه نمايندگان جامعه دانش آموزى كاملاً مشخص بود: »من حق دارم به خاطر داشتن كلاس گرم نسوزم.» براى اين عده كه به احساسى كردن جو به وجود آمده براى حمله به رقيب اعتقاد كامل دارند بيانيه « انجمن حمايت از حقوق كودكان» به عنوان يكى از نهادهاى فعال در پيگيرى مطالبات كودكان حاوى هيچ نكته جالبى نبود. نويسندگان آن بيانيه به خاطر دور بودن از نگاه سياسى براى تحليل مسائل با واقع بينى بيشترى به حادثه ناگوار و تلخ به وجود آمده مى نگريستند. در قسمتى از اين بيانيه چنين آمده بود: »پيش نياز اين شرايط آموزش، ايجاد حداقل امكانات امن و سالم براى بقاى كودكان در فضاى آموزش است. با توجه به بودجه تخصيص داده شده به آموزش و پرورش كه از ميزان ۱۷درصد بودجه عمومى در سال۷۶-۷۵ به ۱۰درصد در سال۸۲-۸۱ كاهش يافته است، تأملى جدى براى نگاه سياستگذاران كشور به كودكان و آينده ضرورى به نظر مى رسد.
ولى منتقدان پا را هم ازاين فراتر گذاشتند. روزنامه خراسان با چاپ نوشته اى آغاز گر اين نگاه تند بود. در ليد گزارشى كه اولين روز بهمن ماه در اين روزنامه به چاپ رسيد نويسنده گزارش ادعا كرده بود در بازديد از سفيلان از يك معلم پرسيده چرا مشكلاتتان را به گوش حاجى نمى رسانيد، او با تعجب اظهار داشته كه : « اين حاجى كيست؟ زن است يا مرد؟» كجاى اين سخن از عصاره هاى علمى براى انتقاد برخوردار بود؟ وسعت يافتن دامنه اين لحن گريبان بسيارى از منتقدان دولت را گرفته بود. رادعلى طهماسبى نماينده لردگان در مجلس در نطق پيش از دستور چهارمين روز بهمن در توجيه بى توجهى به مشكلات سفيلان اين نكته را گوشزد مى كرد كه: « روستاى سفيلان در هفت كيلومترى خط گاز ايران و شوروى سابق و تركيه قرار داردكه سالهاى سال از اين نعمت خدادادى محروم است». شدت گيرى دامنه انتقادات دفتر حقوقى و حمايت قضايى آموزش و پرورش را وادار به موضع گيرى كرد. در چهارمين روز بهمن ماه عادل عبدى معاون دفتر حقوقى اين وزارتخانه با اعلام اينكه :
« آموزش و پرورش از كاركنان خود در حادثه سفيلان دفاع مى كند». به پيشواز منتقدان رفت. منتقدانى كه رفتار وزير هم كه خود در جلسه شوراى آموزش و پرورش بر پيگيرى جدى اين موضوع تأكيد كرده بود، برعناصر رفتارى آنها تأثير نمى گذاشت. اينجا بود كه مهدى كوچك زاده نماينده مردم تهران براى اثبات توانايى خود در انتقاد به هر شكل ممكن از مسؤولان آموزش و پرورش گوى سبقت را از ديگران ربود. وى كه خود عضو يك جريان شناخته شده سياسى بود در روزهاى پايانى بهمن خطاب به خبرنگار پارلمانى هم چنين گفت: به كسانى كه با خودروهاى پرشيا ۱۵ ميليون تومانى براى سركشى به روستاى سفيلان شهرستان لردگان رفتند بايد گفت چند تا از خودروها را فروخته و براى مدارس بخارى هاى ۵۰ هزار تومانى بخرند. روش هاى پوپوليستى در انتقاد از مجموعه اجرايى همچنان ادامه داشت.
يك اتفاق ديگر
وقتى ميان ذهنيت ما با واقعيت اجتماعى فاصله باشد، تغيير يك مسؤول و جابه جايى آدمها در عوض كردن يكباره شرايط موجود تأثير چندانى برجاى نمى گذارد. ما در واقعيت موجود بى توجه به بسيارى از مفاهيم كليدى توسعه، در ضعف فرهنگى ، درهزار اما و اگر ديگر گرفتار شده ايم . اينجاست كه حادثه به امر معمول زندگى تبديل مى شود. اين واقعيت چند عاملى زندگى روزمره، در نگاه آلوده به سياست مردان سياست باز چندان هويدا نمى شود. اين در حالى است كه حادثه همچنان اخطار مى شود.از سفيلان به تهران. در روزگارى كه آلودگى، هواى تنفسى اتاق هاى در بسته را انباشته است. براى درك اين وضعيت كافى است كه به نحوه برخورد متمايز اين گروه سياسى در قبال دو حادثه مشابه بپردازيم. حوادثى كه هر يك در نوع خود دردناك و ناگوار به شمار مى آمد. ميان اين دو حادثه از سفيلان تا ارك يك ماه فاصله بود تا بر آگاهان معلوم شود، سياست در اين ملك نه بازى در چارچوب قواعد علمى كه تنها در حذف رقيب معنا مى دهد. ميان ذهنيت آنها با واقعيت اجتماعى سالها فاصله بود. فقط كافى است واكنش مشابه يكى از بزرگان اين قوم رادر قبال دو حادثه دردناك بررسى كنيم تا به چرخش متفاوت در نوع نگاه آنها پى ببريم. آنجا كه در حادثه سفيلان خواستار برخورد با مسؤولان حادثه مى شويم و آنجا كه در مسجد ارك تنها به لزوم رعايت نكات ايمنى تأكيد مى كنيم. همه مى دانستند كه اين بار موضوع نه در حوزه عملكرد طرف مخالف كه در حوزه اجرايى طرف هاى همفكر رخ داده پس انتقاد از طرف مخالف بدون در نظر گرفتن نقش همفكران مسؤول كار چندان جالبى نيست. براى اينكه كسى اين سوى ماجرا تحت انتقاد قرار نگيرد و با استفاده از استراتژى «بهترين دفاع حمله است» بايد كارى صورت مى گرفت. اينجا بود كه قدمت مسجد نقش ميراث فرهنگى و دولت را به ياد مى آورد، پس چه بهتر كه از اين زاويه وارد شويم اين موضوع مورد توجه سيدمهدى طباطبايى نماينده تهران در مجلس شوراى اسلامى قرار گرفت: «بارها مسؤولان مسجد ارك خواستار ترميم مسجد شده بودند، اما هميشه اداره باستان شناسى با آن مخالفت مى كرد؟»
براى تكميل سخنان باز هم استفاده از روش هاى پوپوليستى موردنياز بود: « حالا به ما بگوييد كه آيا كاشى هاى اين مسجد و ديوارهاى قديمى آن از جان جوانان ما بيشتر ارزش دارد؟» تو گويى دست زدن به ساختار يك اثر تاريخى كه در رديف ميراث فرهنگى قرار گرفته كارى است كه مى تواند به آسانى صورت گيرد. آيا مسجد ارك با آن ساختار كهن جاى مناسبى براى تجمع آن همه عزادار حسينى بود؟ براى طباطبايى توجه به چنين نكته اى اهميت نداشت، استفاده نامناسب از چادرهاى برزنتى آغشته به پارافين هم نكته درخورى نبود، چه به هر حال با تمركز بر روى اين بخش توپ بازى در زمين خودى به جريان مى افتاد. براى آنكه صحت و سقم نظرات اين دوستان معلوم شود سومين روز اسفندماه زمان مناسبى براى پاسخ به بخشى از انتقادات بود. رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى در پاسخ به انتقادات به عمل آمده چنين گفت: «هرگز پيشنهادى از سوى متوليان اين مسجد براى ترميم و تجهيز مسجد ارك به سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ارائه نشده بود. ميراث فرهنگى و گردشگرى براى جان مردم ارزش قائل است و از هرگونه پيشنهادى در اين زمينه حمايت مى كند.» وى يك نكته ديگر را بى پاسخ نگذاشت:«متوليان مسجد ارك بايد تمام نكات ايمنى را براى حفاظت از اين مسجد به كار مى گرفتند و به جاى استفاده از برزنت و آغشته كردن آن به پارافين از چادرهاى ضد حريق استفاده مى كردند. اگر بى احتياطى از سوى آنان صورت گرفته ، ربطى به سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ندارد.»
كسى از سازمان امور مساجد انتقادنكرد، به سازمان تبليغات ايراد نگرفت. حوزه مسؤوليت دوستان حريم امن و امان بود.اين بار هم كسى ديگر در تيررس انتقادات قرار داشت. سياست بازان حرفه اى در تلاش براى توجيه خويش ازهرگونه انتقادى به دوستان دورى جستند تا از تريبون هاى متعددى كه در اختيار اين عده قرار داشت صداى مخالف اوج نگيرد تا حادثه آسان تر از سفيلان به فراموشى سپرده شود.