سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۶ محرم ۱۴۲۶
Tue, Mar 8, 2005
فرهنگ و هنر
۳۰۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
يك پنجره
ناصر صفاريان
پايان هفته گذشته، خبر استعفاى محمدآفريده از رياست مركز گسترش سينماى مستند و سينماى جوان منتشر شد - البته به شكل غيررسمى و به شيوه هميشگى اين گونه امور، يعنى به نقل از يك منبع آگاه.
بعد هم خبر رسيد كه محمد آفريده، خبر را تكذيب نكرده است. خب، يعنى چى؟ يعنى شواهد و قرائن حكايت از استعفايى دارند كه چند روز بعد به شكل رسمى منتشرخواهدشد. الآن هم كه شما اين نوشته را مى خوانيد شايد منتشر شده باشد. به هر حال، يك اتفاق ناگوار است و جز تأسف چيزى نمى توان گفت.
رشد چشمگير سينماى مستند و كوتاه ايران هرچند سال گذشته، بيش و پيش از هر چيز به حضور محمدآفريده پيونده خورده و روش هاى او باعث اين رشد بوده است. البته تأكيد براين حضور، به معنى ناديده گرفتن تلاش هاى مستقل و ساخته شدن فيلم هاى كوتاه و مستندى كه با سرمايه خود كارگردان ساخته شده نيست. اما راهگشايى هاى او باعث شد فيلم هاى كوتاه و مستند عرضه اى براى حضور - هرچند جشنواره اى و مقطعى - پيدا كنند.
فراموش نكنيم كه اينجا در بيشتر عرصه ها - يا بهتر است بگوييم در همه عرصه ها - همه چيز متكى به شكل مديريت و خوداشخاص است، نه متكى به قوانين. در واقع هر آدمى كه مى آيد و مى رود، قاعده ها و ضوابط را هم با خودش مى آورد و مى برد. با اين حساب، به طور قطع، رفتن رئيس مركز سينماى مستند و سينماى جوان، فقط رفتن خود او نيست؛ بلكه رفتن سياست هاى زمان اوست و وقتى بدانيم در طول يك سال و چندماه گذشته، مركز سينماى مستند و سينماى جوان با بحران بودجه روبرو بوده و مديريت اين دو مركز منابع مالى ديگرى غير از ارشاد فراهم مى كرده و طبق متن خبرمنتشرشده استعفا، دليل استعفا هم همين مسائل مالى است، آن وقت نگرانى دوچندان مى شود.
ظاهراً شبكه هاى تلويزيونى ما در نقد و بررسى سريال هايشان خيلى جدى هستند و اين تب به اين زودى ها به عرق نخواهدنشست. اما مسيرى كه در پيش گرفته اند، كاملاً اشتباه است و نتيجه معكوسى خواهدداشت.
شبكه اول، چهارشنبه شب ها به نقد و بررسى مى پردازد و شبكه پنجم، جمعه شب ها هر دو هم در ساعتى پربيننده و درست در زمانى كه پيش از اين يك سريال ايرانى پخش مى شد. يعنى به بيننده عادت داده شده تا يك برنامه پرطرفدار را تماشا كند و آن وقت در همان زمان به او يك برنامه تخصصى و كم مخاطب نشان مى دهند كه جذابيت عامه پسند ندارد.
به عنوان يك منتقد سينما، طبعاً بايد از اين همه ديده شدن و مورد توجه بودن مقوله نقد خوشحال باشم. اما واقعيت اين است كه اين حرفها براى همه جذابيت ندارد و دافعه ايجاد مى كند. در واقع، يك جور نقض غرض و فرارى دادن بينندگان از هرگونه نقد و بررسى است. شايد مسؤولان تلويزيون با كمى تعمق به اين نكته پى ببرند.
ادبيات ايران پر است از آثارى كه در تأييد عشق هستند، اما شيخ شهاب الدين سهروردى، شعرى دارد كه نه تنها در تأييد عشق است، كه غم عشق را هم مى ستايد؛ شعرى در تأييد غم براى خلق هنر:
گر عشق نبودى و غم عشق نبودى
چندين سخن نغز، كه گفتى، كه شنودى؟
ور باد نبودى كه سرزلف ربودى
رخساره معشوق به عاشق كه نمودى؟
نگاهى به
چهار دوره برپايى جشنواره پويانمايى تهران
204075.jpg
چنگيز محمودزاده
خوبى داستان اين است كه هرچقدر اتوبوس جهانگردى از روى مورچه خوار رد شود، باز هم اين موجود بى قواره درحالى كه مثل فرش روى زمين پهن شده، از جاى خود بلند مى شود و با هزار كار احمقانه ديگر به دنبال مورچه اى مى دود كه حتى گوشه اى از شكم گنده او را پر نخواهد كرد. مورچه و مورچه خوار، پلنگ صورتى، كايوت، لولك و بولك و هزاران شخصيت كارتونى ديگر، چهره هايى بودند كه رؤياهاى چند نسل پيش را در دوران كودكى آنها شكل مى دادند. نسل هاى اين دوره هم چه بخواهيم و چه نخواهيم، با شخصيتهاى كارتونى ديگرى كه هر كارى از دستشان بر مى آيد، رؤياپردازى مى كنند. تنها تفاوت قضيه اين است كه در كارتون هاى امروز، ديگر يك گرگ كه به گشنگان آفريقا شباهت دارد، به عمق دره سقوط نمى كند، بلكه موجودات عجيب و غريب زمينى و فضايى ناگهان به بمب افكن و نفربر تبديل مى شوند، اما اين موجودات هم همان بى مرگى و جاودانگى را دارند. چند سالى است كه به غير از كارتون هاى تلويزيونى، امكان ديگرى نيز براى ديدن آثار انيميشنى آن هم بر روى پرده سينما در كشور فراهم شده است. البته اين بار ديگر كودكان، مخاطبان اين آثار نيستند و همان هايى كه به تماشاى تعقيب و گريز مورچه و مورچه خوار مى نشستند، به دنبال جايى در سالن سينما براى خود مى گردند.
سال ۷۷ كه اولين دوره از جشنواره پويانمايى در تهران برگزار شد، هيچ كس انتظار چنين آينده اى را براى آن نداشت كه بتواند بعد از دو دوره، نامزدهاى دريافت جايزه را به تهران بكشاند و آنقدر جمعيت را به سالن هاى نمايش جلب كنند كه مردم از سر و كول هم بالا بروند.
پيش از آن در سال ۱۳۵۶ اولين دوره گروه كارشناسى ارشد پويانمايى با همكارى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و دانشگاه فارابى شكل گرفت، اما در دوران انقلاب فرهنگى فعاليت اين رشته متوقف شد و تا سال ۱۳۷۰ كه با اعلام فراخوان از دانشجويان دانشگاه فارابى سابق، گروه پويانمايى در دانشگاه هنر آغاز به كار كرد، هيچ دانشجويى به طور تخصصى در اين رشته تحصيل نكرد. اگر نگاهى به يك دهه پيش از آن تاريخ بيندازيم، مى بينيم كه اوضاع از اين هم خرابتر بود. عليرضا گلپايگانى، مدير گروه پويانمايى دانشكده سينما و تئاتر وقتى از آن دوران حرف مى زدند، وضعيت فعلى را ناشى از يك معجزه مى داند: «زمانى كه در سال ۶۳ وارد دانشگاه شدم، حتى راجع به واژه پويانمايى مى بايست براى ديگران توضيح بدهيم. در آن دوران، توليد آثار پويانمايى كل كشور در طول سال حدود يك يا دو ساعت بود، اما در حال حاضر بين ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دقيقه اثر پويانمايى در كشور توليد مى شود.»
حالا اينكه از اين چند هزار دقيقه، چند ثانيه قابل ديدن و بحث جدى درباره آنهاست، بماند.
دوره اول
در سال ۱۳۷۷ و در نخستين دوره از جشنواره بين المللى پويانمايى تهران ۸۹۶ فيلم از توليدات يك دهه هنرمندان ايران و ۳۲ كشور جهان به دفتر جشنواره رسيد كه ۴۸۸ فيلم از ميان آنها براى نمايش در بخشهاى مختلف جشنواره انتخاب شد.
اسنفديار احمديه، سعيد توكليان، ابوالفضل رازانى، نفيسه رياحى، على اكبر صادقى، اكبر عالمى و ابراهيم فروزش در آن سال داورى مسابقه ايران جشنواره را بر عهده داشتند و در بخش مسابقه بين الملل نيز دتلينا گريگورووا كرك از آلمان، سرگئى الكساندرويچ آليموف از روسيه، نيكلا مايداك از يوگسلاوى، ييرى كوبيچك از چك و على اكبر صادقى از ايران به داورى پرداختند.
اگر به نتيجه داورى ها در اين دوره نگاهى بيندازيد، متوجه مى شويد كه عادت برگزار كنندگان جشنواره هاى ايرانى بر اين جشنواره نيز سايه انداخته بود. در دوره نخست، فيلم «اصحاب فيل» به كارگردانى على اصغرزاده پرنده طلايى، «شلوارهاى عوضى» به كارگردانى نيك پارك از انگلستان پرنده نقره اى و «فرار كور» به كارگردانى سيدنى توماس پالمر از آمريكا پرنده برنزى جشنواره را به دست آوردند.
در برنامه هاى آن دوره از جشنواره بزرگداشت فئودور خيتروك، مرورى بر آثار برونو بوزتو، به ياد ژان لوك زيبراس، مرورى بر آثار على اكبر صادقى و بررسى آثار انيميشن مجارستان، چك و اسلواك، روسيه و يوگسلاوى گنجانده شده بود.
دوره دوم
در سال ۱۳۷۹ و در دومين دوره از برپايى جشنواره پويانمايى، جشنواره همچنان در همان حال و هواى اوليه قرار داشت و هنوز با اقبال جهانى گسترده اى روبرو نشده بود. در آن سال با توجه به كوتاه تر شدن دوره اى كه هنرمندان مى توانستند آثار خود را در آن محدوده زمانى انتخاب كنند، ۵۲۰ اثر از توليدات دو سال هنرمندان و ۳۵ كشور جهان به دفتر جشنواره ارسال شد كه از ميان آنها ۲۸۴ فيلم در بخش هاى گوناگون به نمايش درآمد. در دوره دوم وضع اهداى جوايز كمى بهتر از قبل شد و سه جايزه اصلى جشنواره در بخش مسابقه بين الملل به فيلمسازان خارجى رسيد؛ مايل دوداك ديوايت با فيلم «پدر و دختر» كه محصول مشترك انگلستان و هلند بود جايزه پرنده طلايى، استفان شيفلد با فيلم «خطر ساز» از آلمان پرنده نقره اى و آماندا فوربيس و وندى تيلبى از كانادا با فيلم «آن گاه كه روز آغاز مى شود» پرنده برنزى جشنواره را به دست  آوردند. تنها فيلمى كه در بخش مسابقه بين الملل توانست جايزه اى را به دست ايرانى ها برساند، «شنگول و منگول» به كارگردانى فرخنده ترابى و مرتضى احدى بود كه پرنده طلايى بهترين فيلم با موضوع كودك و نوجوان را به دست  آورد.
در آن سال برتيسلاو پويار از چكسلواكى، مايوكو كينوشيتا از ژاپن، نلسون شين از كره، تيتسيانالوسكى از فرانسه و حميد نديم انيماتور ايرانى الاصل مقيم سوئد داورى آثار بخش بين  الملل را برعهده داشتند.
در دومين دوره جشنواره پويانمايان تهران به غير از در نظر گرفتن بخش هاى ويژه اى براى مرور آثار سازمان ملى فيلم كانادا، كارولين ليف، پل دريسن، كو هودمن، نورالدين زرين كلك و استوديو آردمن، مسؤولان جشنواره بخش ويژه اى نيز براى نمايش آثار برنده اسكار در نظر گرفتند و پاى فيلم هاى اسكارى نيز به جشنواره تهران باز شد كه يكى از جذاب ترين بخش هاى آن دوره بود. فيلم هاى پيرمرد و دريا ، نامزد دريافت اسكار ،۱۹۹۹ بازيگرى نامزد دريافت اسكار ،۱۹۹۸ جست و جو برنده اسكار ،۱۹۹۶ شلوارهاى عوضى برنده اسكار ،۱۹۹۳ عروسك حلبى برنده اسكار ،۱۹۸۸ شكاف برنده اسكار ۱۹۸۱ و هر بچه اى برنده اسكار ۱۹۷۹ در اين بخش از جشنواره به نمايش درآمدند.
دوره سوم
پس از گذشت دو دوره از جشنواره آرام آرام توجه هنرمندان كشورهاى ديگر به اين رويداد بيشتر شد و ۵۲ كشور به جشنواره پويانمايى تهران راه يافتند. ۸۵۳ فيلم در سال ۱۳۸۱ به دبيرخانه جشنواره ارسال شد كه از ميان آنها ۳۷۵ فيلم براى نمايش انتخاب شدند.
در اين دوره نيز جوايز اصلى مسابقه بين الملل جشنواره به كشورهاى ديگر رفت و پاول دريسن از كانادا با فيلم «پسرى كه كوه يخ را ديد» تنديس طلايى، آرويد اونسگارد از سوئد با فيلم «مرد پرنده» تنديس نقره اى و ديو اون واين با فيلم «بازى جنگ» تنديس برنزى جشنواره را به دست آوردند.
داوران بخش بين الملل اين دوره از جشنواره عبارت بودند از مارسل يانكوويچ از مجارستان، ناتاليا اور لووا از روسيه، ابى فيجو از پرتغال، كاتادينا ليلكويست از فنلاند و سعيد توكليان از ايران. يكى از رويدادهاى مهم سومين دوره جشنواره، حضور فيلم بلند «شرح اشباح» بود كه در همان سال جايزه اسكار را نيز به دست آورد. اين فيلم، داستان چيهيدو، دختر بچه ۱۰ ساله اى بود كه به هنگام سفر در كونلى ناگهان خود را در دنياى شگفت انگيزى مى بيند؛ دنيايى باورنكردنى پر از اتفاقات عجيب و غريب، دنياى خدايان بزرگ و كوچك، شياطين و اجنه كه در آن براى انسان هيچ جايى وجود ندارد. كارگردان اين فيلم ۳۵ ميليمترى، هايوميازاكى بود كه جايزه ويژه دبير جشنواره را به دليل نوآورى هنرمندانه و خلق جايگاهى نو براى پويانمايى آسيا به خود اختصاص داد. در سال ،۱۳۸۱ بخش ويژه اى براى آثار انيميشن دانشجويى نيز در نظر گرفته شد و از ميان فيلم هاى ارسال شده از ۴۸ دانشگاه و مؤسسه آموزشى سراسر جهان، ۲۹ فيلم از ۱۵ كشور به نمايش درآمد.
دوره چهارم
امسال تعداد كشورها و فيلم هاى حاضر در جشنواره بين المللى پويانمايى تهران بيشتر از دوره هاى گذشته است و ۶۲ كشور در اين رويداد حضور دارند. نزديك به ۱۴۵۰ فيلم به دبيرخانه جشنواره ارسال شد كه از ميان آنها ۶۲۲ فيلم براى نمايش در مسابقه بين الملل، مسابقه ايران و بخش هاى جنبى انتخاب شدند.
داورى ۲۱۱ فيلم حاضر در بخش مسابقه ايران جشنواره، هفته گذشته از سوى ابراهيم فروزش، عبدالله عليمراد، سعيد توكليان، فهيمه سرخابى وجيه الله فرد مقدم به پايان رسيد و اعضاى هيأت داوران بخش بين الملل كه از روز ۱۵ اسفند به ايران وارد شدند نيز در حال حاضر مشغول بررسى ۲۶۰ فيلم راه يافته به اين بخش هستند. يرژى كوچيا از لهستان، ماريوت ريمينن از فنلاند، مراد كرتوبى از فرانسه، بيل پليمپتون از آمريكا و اكبر عالمى از ايران اعضاى اين هيأت را تشكيل مى دهند.
بيل پليمپتون يكى از چهره هاى شاخص اين هيأت است كه در سال ۱۹۸۸ با فيلم «چهره تو» جايزه اسكار و در سال ۱۹۹۱ با فيلم آن«فشار جمعيت» جايزه هيأت داوران جشنواره فيلم كن را به دست آورد. در اين دوره از جشنواره، فيلمى كه هفته گذشته ازسوى آكادمى اسكار برنده جايزه بهترين فيلم انيميشن شد نيز به نمايش درمى آيد. فيلم «رايان» به كارگردانى «گريس لندرث» فيلمساز كانادايى تاكنون در بيش از ۷۰ جشنواره معتبر شركت كرده و جوايز بسيارى را از آن خود كرده است.
« رايان» يك اثر انيميشن مستند است كه در آن زندگى انيماتورى كانادايى به نام «رايان لاركين» به نمايش گذاشته مى شود. رايان در حال حاضر با استفاده از كمك هاى اداره رفاه اجتماعى و تكدى گرى در شهر مونترال روزگار مى گذراند.
گريس لندرث با اين فيلم جايزه منتقدان نوجوان جشنواره كن (۲۰۰۴)، كبوتر طلايى لايپزيك (۲۰۰۴)، جايزه نخست اوترشت هلند (۲۰۰۴) و جايزه هيأت داوران ايسلا سوئد(۲۰۰۴) را به دست آورده است.
اتفاق ديگرى كه امسال در جشنواره پويانمايى تهران روى مى دهد، نمايش فيلمى از على اكبر صادقى است. او پس از ۲۵سال با ساخت يك فيلم انيميشن به اين حوزه بازگشته است. صادقى در سالهاى پيش از انقلاب به مدت شش سال به خلق آثار انيميشن پرداخت و فيلم هاى گلباران، رخ؛ من آنم كه...، ملك خورشيد، هفت شهر و زالو سيمرغ را توليد كرد. او موفق شد با اين شش فيلم نزديك به ۱۷ جايزه و تقديرنامه بين المللى به دست آورد. صادقى در اين دوره با همكارى على رضا كاويان راد فيلم «ائتلاف» را به نمايش مى گذارد.
كارگاهى از يك هنرمند متوفى
لى ميشكين كه يكى از اعضاى گروه خلق مجموعه «ملوان زبل» است كه مجموعه تلويزيونى انيميشن كتابچه «بتمن» نيز در كارنامه كارى او ديده مى شود و بناست در اين دوره يك كارگاه آموزشى برپاكند. اما لى ميشكين در سال ۲۰۰۱ درگذشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |