سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۶ محرم ۱۴۲۶
Tue, Mar 8, 2005
حوادث
۳۰۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
قوى زندگى كنيد
در تجسس هاى جنايى كارآگاهان اداره قتل تهران
در تحقيقات قضايى و پليسى صورت گرفت
يك زن با يك ادعا از خانه خارج شدو جسدش ۲۴ ساعت بعد در حاشيه بزرگراه كشف شد
سردار انصارى خبرداد:
قوى زندگى كنيد
سوپرمن
رؤيايى فراموش نشدنى
204063.jpg
پايان اوج «سوپرمن» در ۴۲سالگى اش بود. او تمام محبوبيت و شهرتش را در همان سال بر اثر يك سانحه از دست داد. در همان سال بود كه مرد ماجراجو براى هميشه خانه نشين شد، ولى عشق به ادامه زندگى و عشقى كه ديگران بخصوص همسرش به او مى ورزيد از او شخصيتى ساخت كه به عنوان يكى از قوى ترين چهره هاى ماندگار جهان بر جاى ماند و نامش اين بار نه به علت ماجراجويى كه به علت داشتن روحيه اى قوى و الگويى براى ساير افراد در يادها ماند.
***
«كريستوفر ريوى» در ۴۲ سالگى صاحب سه فرزند وهمسرى همراه و فداكار بود و زندگى عاشقانه اش را در اوج شهرت مى گذراند.
نقش او در فيلمها به عنوان «سوپرمن» و ماجراهايش چهره اى محبوب و دوست داشتنى از او در ميان ميليونها نفر از كودك و بزرگسال ساخته بود.
حادثه اى وحشتناك
۲۷ مه سال ۱۹۹۵ در حالى كه «كريستوفر» در يك مسابقه اسبدوانى شركت كرده بود، از اسب به زمين افتاد و بر اثر شدت ضربه گردنش شكست.
او ۴ روز در بيمارستان در حال كما بود و در حالى كه اميدى به زنده ماندنش نبود، به هوش آمد و اعضاى خانواده اش در اين زمان دريافتند كه او براى هميشه از گردن به پايين فلج شده است. پزشكان پس از انجام معاينات تخصصى اعلام كردند: ديگر هرگز «كريستوفر » قادر به راه رفتن نخواهد بود.
وضعيت او به گونه اى وخيم بود كه او حتى بدون دستگاه تنفسى قادر به نفس كشيدن نبود. در حالى كه وضعيت روحى او براثر اين حادثه به شدت به هم ريخته بود، همسر او كه سالهاى سال با عشق و محبت در كنار او و شهرتش زندگى كرده بود، نقش بسيار مهمى را ايفا كرد. در سايه تشويق ها و فداكاريهاى اين زن بود كه او توانست روحيه از دست رفته اش را به دست آورد و پس از مدتى از روى صندلى چرخدار به كارگردانى فيلمهاى سينمايى بپردازد. در كنار اين كار «كريستوفر ريوى» همچنين شروع به نوشتن كتابى كرد كه پرفروش ترين كتاب آن سال شد.
۹ سال بعد
۹ اكتبر سال ۲۰۰۴ در حالى كه ۹ سال از حادثه سقوط كريستوفر از مسابقه اسبدوانى مى گذشت به يكباره حال او به طرز وحشتناكى بد شد و او دوباره به حالت كما رفت. اين در حالى بود كه همسر او «دانا» براى انجام كارى ۳هزار مايل از شوهرش و خانه شان دور شده بود. پرستار مخصوص «سوپرمن» پس از اين حادثه بلافاصله با «دانا» تماس گرفت و از او خواست تا هرچه سريعتر از كاليفرنيا پرواز كند.
«دانا» بلافاصله بانخستين پرواز خودش را به نيويورك رساند و به بيمارستان رفت. يك تيم از پزشكان متخصص و پرستاران مجرب بالاى سر كريستوفر بود ، آنان تلاش مى كردندكه بتوانند تنفس او را برگردانند.
«دانا» خوب مى دانست كه شوهرش به انتهاى راه رسيده و همه چيز در حال تمام شدن است. «دانا» در حالى كه دستان قدرتمند شوهرش را در دست گرفته بود خداحافظى عاشقانه اى با او كرد و به او گفت كه در همه شرايط به او افتخار مى كرده است.
«دانا» در مورد اين لحظات تلخ مى گويد: وقتى «ايلين» پرستار مخصوص شوهرم با من تماس گرفت و گفت او به حالت كما رفته است از او خواستم هرطور شده كريستوفر را تا رسيدن من به بيمارستان زنده نگه دارند. مى خواستم از او خداحافظى كنم. از اينكه در آن لحظه وخيم كنار شوهرم نبودم خودم را سرزنش مى كردم. شايد اگر كنارش بودم او مى توانست اين بحران را سپرى كند.
او در مورد وضعيت زندگى شان بعد از سقوط وحشتناك از اسب مى گويد: با آن حادثه خيلى چيزها در زندگى ما تغيير كرد ما ديگر نمى توانستيم بيرون برويم يا به سينما رفته و حتى در رستوران غذايى را كنار هم بخوريم. ديگر مسافرت رفتن هايمان هم محدود شده بود. هرجايى هم كه تصميم به رفتن مى گرفتيم اول بايد مطمئن مى شديم كه پله دارد يا خير؟
اين زن فداكار در حالى كه لبخند تلخى روى لب دارد اضافه مى كند : بچه ها اما هيچ وقت از اين مسأله شكايتى نكردند . «متيو » پسر بزرگمان هر زمان كه كنار پدرش بود، با پخش كردن فيلمهاى پدرش لذت خاصى را در او به وجود مى آورد. او حتى از يك روز زندگى پدرش فيلمبردارى كرد.
«كريستوفر » در اين فيلم مى گويد: من خيلى شانس آوردم كه پس از آن سقوط از مرگ نجات پيدا كردم . اما گاهى اين فكر كه به ديگران وابسته ام مرا به شدت آزار مى دهد. در تمام ۲۴ ساعت طول شبانه روز پرستارى در كنار من است تا از من مراقبت كند و كارهايم را انجام دهد. از اينكه مى بينم مردم خودشان غذا مى خورند، راه مى روند و هركار ديگرى كه دوست دارند انجام مى دهند به من احساس بدى مى دهد. اكثر اوقات تنهاهستم در حالى كه قبلاً من تنهايى را دوست نداشتم و كنارم پر از آدمهاى مختلف با شخصيت هاى مختلف بود، با اين حال زندگى بازهم مى گذرد و من بايد روى همين صندلى چرخدار و با دستگاه تنفس با آن مبارزه كنم و به آن ادامه بدهم.
پسر كوچك كريستوفر كه در زمان حادثه تنها ۳ سال داشت و در زمان مرگ پدرش ۱۲ ساله بود در اين مورد مى گويد: چون مى دانستم پدرم علاقه زيادى به بازى هاكى دارد بنابراين سعى كردم تا اين بازى را به خوبى ياد بگيرم. براى بازيهايم هميشه پدرم را مى بردم و مى ديدم كه او چگونه با هيجان بازى مرا نگاه مى كند و اين مسأله به من لذت خاصى مى داد. خوشحال بودم كه علايق من با پدرم مشترك است.
وى مى گويد: هيچ وقت روزهايى را كه پدرم در سلامت به سر مى برد به ياد ندارم. اما با ديدن فيلمهايش به او افتخار مى كنم تمام سعى من بر اين بوده و هست كه آنقدر خوب باشم كه او به داشتن من افتخار كند.
چند فاجعه
«دلنامك كارتى » جوانى آمريكايى بود كه عاشق موتورسوارى بود. او در مسابقات موتورسوارى شركت مى كرد و به اين ورزش علاقه زيادى داشت. ولى يك روز صبح وقتى براى شركت در يك مسابقه رفت با گارد ريل هاى پيست موتورسوارى برخورد كرد و براى هميشه اسير صندلى چرخدار شد. اين جوان پرشور پس از اين اين حادثه دچار مشكلاتى شد ، خودش در اين مورد مى گويد: وقتى اين حادثه برايم اتفاق افتاد به اندازه اى از زندگى نااميد بودم كه تصميم به خودكشى گرفتم. زندگى بدون راه رفتن، دويدن و حركت كردن برايم معنايى نداشت ، اماوقتى «كريستوفر» را در يك برنامه تلويزيونى ديدم و شاهد تلاش هاى او شدم، متوجه اشتباهم شدم و فهميدم كه مى توان در اين شرايط نيز به زندگى ادامه داد. «سوپرمن» در اين شرايط به كارگردانى و هنرپيشگى اش ادامه داده بود او بود كه انگيزه زندگى را در من تقويت كرد.
حالا اگرچه آن مرد نازنين در ميان ما نيست اما او هميشه قهرمان و الگوى انسانهايى مثل من است. من از او چيزهاى زيادى ياد گرفتم و هميشه ياد اين مرد قوى و پرتلاش زنده خواهد ماند.
«مرلى » يكى ديگر از كسانى است كه «سوپرمن» را الگوى خود قرار داده است. او وقتى ۱۳ سال داشت و خود را براى مسابقات تيمى كشور آماده مى كرد، پس از شيرجه از روى تخته با سر به درون استخر فرود آمد و بر اثر اصابت سرش با كف استخر بيهوش شد. او از اين حادثه چيزى به ياد ندارد.
پس از ۸ ساعت عمل جراحى دلهره آور، تيم متخصص و مجرب پزشكى او را از مرگ حتمى نجات داد . ستون فقرات « مرلى » براثر اين حادثه به شدت آسيب ديد و پزشكان در نهايت نااميدى به والدين او اعلام كردند دخترشان براى هميشه از گردن به پايين فلج شده است.
چندروز بعد او با مشكل تنفسى و ريوى مواجه شد. ۱۸ روز بعد در بيمارستان تحت مراقبت ويژه قرار گرفت. پزشكان احتمال اينكه او بتواند دوباره راه يا دستانش را حركت بدهد تنها يك درصد اعلام كردند، اما «مرلى» در سايه تلاش توانست دست و پايش را تكان بدهد و كارى كند كه بتواند با عصا راه برود. او اين مسأله را مديون آشنايى با «كريستوفر» مى داند و مى گويد: وقتى برنامه تلويزيونى كريستوفر را ديدم، از خودم خجالت كشيدم چون من روحيه ام راكاملاً از دست داده بودم تا آن زمان من تلاشى براى به حركت درآوردن دست و پايم نكرده بودم ولى بعد از شناخت«سوپرمن » بود كه به فكر درمان افتادم و تا كنون موفق هم شده ام.
او از اينكه يك هفته قبل ازمرگ كريستوفر موفق شده بود با او صحبت كند و آشنايى بيشترى با او به دست آورد، مى گويد: به خاطر همه چيز از «سوپرمن» متشكرم اگر امروز راه مى روم به خاطر «سوپر من» است .
***
كريستوفر ريوى كه قبل از مرگش در يك برنامه زنده تلويزيونى شركت كرده بود روى بسيارى از انسانهاى نااميد تأثير به سزايى گذاشت و به آنان نور بازگشت به زندگى را نشان داد و يادش را براى هميشه در ذهن  ها زنده نگه داشت.
در تجسس هاى جنايى كارآگاهان اداره قتل تهران
دستگيرى عاملان جنايت حجره شماره ۵
204111.jpg
گروه حوادث: عاملان جنايت حجره شماره ۵ ميوه و تربار كه در سرقتى ميليونى مرد حجره دار و شاگردش را به قتل رسانده اند در تجسس هاى پليس جنايى تهران دستگير شدند.
ساعت ۸ و ۱۵ دقيقه صبح روز چهاردهم اسفندماه سال جارى پسر جوانى در سالن سوم ميدان ميوه و تربار به بيرون از حجره دويد و فريادكنان همه را در جريان وقوع دو جنايت قرار داد.
دقايقى بعد، با مخابره شدن اين جنايت به پليس تيمى از كلانترى خانى آباد به همراه اكيپى از مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى و بازپرس هنرمند در قتلگاه مرد حجره دار به نام «عباس اسكندرى» معروف به «حافظ» و كريم بشارتى كه شاگرد وى بود حاضر شدند و دست به تجسس زدند.در تحقيقات جنايى، شاهد اين دو قتل كه پسرى به نام «على» بود ادعا كرد پسرى به نام «مجيد» و دوست وى كه «حمزه» نام دارد عاملان جنايت هستند.اين جوان گفت: «در خواب بودم كه با ناله هاى «حافظ» بيدار شدم و از بالا ديدم «مجيد» و «حمزه» بعد از وارد آوردن ضربات چاقو به «حافظ» درحالى كه متوجه شدند بيدار هستم در برابر ديدگانم «كريم» را نيز كشتند و با سرقت پول هاى داخل گاوصندوق پا به فرار گذاشتند.»كارآگاهان جنايى وقتى دريافتند «مجيد» مدتى پيش شاگرد اين حجره بود و به خاطر دزدى اخراج شده است و در حجره ديگرى كار مى كرد به تعقيب وى و «حمزه» پرداختند و ردپاى آنان را در كرج به دست آوردند.خانه «مجيد» و محل اختفاى «حمزه» تحت مراقبت و كنترل پليسى قرار گرفت و با توجه به اينكه هيچ اثرى از آنان به دست نيامد تيم تحقيق ديگرى به تجسس پرداخت و مشخص شد «مجيد» و «حمزه» خودروى پيكانى كرايه كرده اند تا به شهرهاى شمالى بروند.
اين خودرو تحت رديابى قرار داده شد و كارآگاهان با وجود به دست آوردن مسير حركت عاملان قتل به چالوس و كلارآباد دريافتند آنان در محدوده زورآباد كرج مشاهده شده اند.مخفيگاه هر دو جنايتكار كه با سرقت ۵ ميليون تومان فرارى شده بودند شناسايى شد و كارآگاهان اداره ۱۰ ساعت ۲۰ شامگاه روز شانزدهم اسفند ماه سال جارى وقتى «حمزه» در خيابان شهيد امينى فر پنهان بود او را به دام انداختند.در بازرسى از خانه «حمزه»، مقدارى از اموال مسروقه در صحنه جنايت و پول ها به دست آمد و با راهنمايى هاى وى كه تحقيقات نشان مى دهد عامل اصلى جنايت است و شاهد قتل نيز آن را تأييد كرده است «مجيد» نيز در كرج دستگير شد.
در تحقيقات قضايى و پليسى صورت گرفت
اعتراف به تيراندازى مرگبار به سوى يك زن
204114.jpg
گروه حوادث: عامل تيراندازى به زنى در شهرستان خوى جزئيات اقدام هولناك خود را در تجسس هاى جنايى فاش كرد.
ساعت ۲و ۳۰دقيقه بامداد روز ۱۳اسفندماه سال جارى با ادعاى مرد ۲۲ساله اى به نام وحيد كه در كلانترى ۱۱۹ مهرآباد جنوبى از وقوع جنايتى در شهرستان خوى خبرمى داد تيمى از مأموران ويژه قتل براى فاش ساختن جزئيات اين جنايت وارد عمل شدند.
اين مرد گفت كه دو ماه پيش دوستش با نام «على»، وقتى براى گرفتن رضايت دوستش به خانه مردى در خوى رفته بود با تيراندازى به سمت همسر وى او را كشته است و با فرار به تهران در باغهاى شهريار زندگى مى كند.
وقتى كارآگاهان اداره ۱۰ در تحقيقات خود پى بردند كه پليس خوى به دنبال قاتل زنى به نام «عدالت سليمان زاده» است و اين زن با اصابت گلوله به قتل رسيده است، على - ۲۵ساله - را در روستاى يوسف آباد به همراه كلت كمرى KING2005 و خشابى با ۱۴تيرفشنگى به دام انداختند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ «على» در بازجويى ها اعتراف كرده است كه ناخواسته و از روى خشم دست به اين تيراندازى زده است و تصور نمى كرد زن جوان كشته شده باشد.
مرگ دو محكوم به اعدام در زندان
< مرگ عامل اصلى جنايت در بنز ليمويى
عامل جنايت در بنز ليمويى رنگ، كه به قصاص نفس (اعدام) محكوم شده بود بر اثر بيمارى در زندان درگذشت.
اين متهم كه بنيجه نام داشت با همدستى يك زن اواسط تيرماه سال ۸۱ مرد جوانى به نام حميد غريب را به قتل رساند.
< مرگ مرموز «حاتم سياه» در زندان رجايى شهر
يك زندانى كه به خاطر قتل و كيف قاپى به قصاص و اعدام محكوم شده بود، در زندان رجايى شهر جان سپرد.
اين متهم معروف به حاتم سياه يكى از اعضاى باند عقرب هاى سياه بود و در قتل پسر جوانى در پارك ساعى و زورگيرى هاى مخوف مجرم شناخته شده بود
يك زن با يك ادعا از خانه خارج شدو جسدش ۲۴ ساعت بعد در حاشيه بزرگراه كشف شد
قرارشوم
گروه حوادث: تحقيقات پليسى درباره ماجراى مرگ يك زن جوان كه به طرز اسرارآميزى به قتل رسيده، آغاز شده است.پيكر بى جان اين زن نخستين ساعات صبح روز ۲۵ شهريورماه سال ،۸۰ يك روز پس از ناپديد شدنش پيدا شد.
بنا به اين گزارش، جسد زن جوانى درحالى كه با طناب دست و پاهايش محكم بسته شده و دهانش را با پارچه مشكى رنگى بسته بودند، در حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد، دو رهگذر با ديدن پيكر بى جان اين زن، پليس را در جريان ماجرا قرار داده بودند.مأموران كلانترى ۱۶۸ دولت آباد پس از مراجعه به محل حادثه وقتى به بررسى پرداختند، متوجه شدند زن جوان پس از بسته شدن دست و پاها و دهانش، با پيچيده شدن طناب به دور گردنش خفه شده است.از سوى ديگر، در فاصله چند مترى از محل پيدا شدن جسد، كيف سياه رنگى پيدا شد كه مدارك شناسايى قربانى حادثه در داخل آن قرار داشت.بر اساس اين مدارك، زن جوان مريم نام داشته و ۳۵ ساله بود كه در شهر تهران به همراه شوهر و سه فرزندش زندگى مى كرد.
مأموران وقتى تحقيقات براى شناسايى خانواده اين زن را آغاز كردند، دريافتند شوهر او شب قبل از پيدا شدن جسد زنش با مراجعه به پليس، ناپديد شدن او را اعلام كرده است.اين مرد در شكايت خود به پليس ادعا كرده بود همسرش عصر روز ۲۴ شهريورماه سال ۸۰ از خانه خارج شده و ديگر باز نگشته است. بر اساس ادعاهاى شوهر قربانى جنايت، دقايقى قبل از بيرون رفتن زن جوان، مدير يك آرايشگاه زنانه با خانه آنها تماس گرفته و خواسته بود زن جوان نزد او برود.بدين ترتيب پليس، زن ۷۶ ساله اى را كه مديريت آرايشگاه زنانه را بر عهده داشت، احضار و تحت بازجويى قرار داد.وى هرگونه تماس تلفنى با قربانى جنايت را منكر شده و گفت: تنها مدتى قبل او وقتى از مشهد برگشت، برايم مقدارى نخود و كشمش به عنوان سوغاتى آورد.اين اظهارات از سوى زن آرايشگر درحالى مطرح مى شد كه شوهر قربانى جنايت پسر ۱۷ ساله اش را به عنوان گواهى بر صحت گفته هايش به پليس معرفى كرد.وى گفت: وقتى تلفن خانه مان زنگ زد، پسرم گوشى را برداشت. زنى از آن سوى خط سراغ همسرم را گرفت. پسرم با گفتن اينكه از آرايشگاه تماس گرفته اند، گوشى را به همسرم داد. او پس از دقايقى صحبت كردن خواست بيرون برود. مانع شدم، ولى او نپذيرفته و بيرون رفت. نيم ساعت بعد برگشت. دقايقى در خانه بود، بار ديگر وقتى خواست بيرون برود، ادعا كرد به اتفاق چند تن از دوستانش براى عيادت يكى از دوستانشان مى روند. چون سابقه نداشت او شب را بيرون از خانه بماند، وقتى دير كرد، نگران شدم و پليس را در جريان گذاشتم. پسر ۱۸ ساله اين مرد درباره روز حادثه به پليس گفت: ساعت ۱۶ عصر مردى كه به نظر معتاد بود، با خانه ما تماس گرفته و سراغ مادرم را گرفت. تلفن را قطع كردم. ساعتى بعد زنى زنگ زد، وقتى گفت با مادرم كار دارد، خواستم خودش را معرفى كند. او ادعا كرد از آرايشگاه زنانه اى كه در همسايگى ما است، تماس مى گيرد. پدر و مادرم درباره بيرون رفتن مادرم اختلاف پيدا كردند، ولى مادرم سرانجام بيرون رفت. پزشكى قانونى پس از بررسى هاى تخصصى، علت فوت زن جوان را فشرده شدن مجراهاى تنفسى به وسيله جسم قابل انعطاف اعلام كردند. به دستور بازپرس «ابراهيمى» از شعبه سوم دادسراى شهر رى، پليس تحقيقات گسترده اى را براى رديابى عامل يا عاملان جنايت آغاز كرده است.
سردار انصارى خبرداد:
ممنوعيت تردد خودروهاى گذر موقت سال ۸۳ و
شماره گذارى پيكان
از اول فروردين ۸۴
204117.jpg
معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى با اشاره به اين كه هيچ خودرويى در ايام عيد نوروز حق تردد بدون پلاك ندارد، گفت: تردد تمام خودروهاى داراى پلاك گذر موقت سال ،۸۳ از ابتداى فروردين ماه سال آينده ممنوع است و مأموران راهنمايى و رانندگى از تردد آنها جلوگيرى مى كنند. به گزارش ايسنا، سردار محسن انصارى روز دوشنبه در حاشيه حضور در مركز نظارت همگانى نيروى انتظامى با اعلام اين مطلب افزود: بر اين اساس اين دسته از خودروها در صورتى كه بخواهند در جاده هاى كشور تردد كنند، بايد پلاك سال ۸۴ بگيرند. وى با اشاره به اين كه مراكز خدمات خودرويى در ۱۶۰ نقطه كشور از ۲۸ اسفندماه تا ۶ فرودين ماه سال آينده تعطيل است، گفت: افرادى كه مى خواهند از خدمات اين مراكز استفاده كنند بايد پيش از ۲۸ اسفند ماه مراجعه كنند.
> «تهران- قم»، «كرج - چالوس»، «هراز» و «شاهرود به سبزوار» پرخطرترين جاده هاى كشور در سال ۸۳
به گزارش ايسنا، سردار انصارى در خصوص جاده هاى پرخطر در سال ۸۳ گفت: طى يازده ماه سال جارى محورهاى «كرج - چالوس» با يك هزار و ،۳۱۴ «اتوبان قم» با يكهزار و ،۱۰۶ «هراز» با ۷۶۰ و «شاهرود به سبزوار» در استان خراسان با ۴۰۰ مورد تصادف پرخطرترين محورهاى كشور بودند كه رانندگان در ايام نوروز بايد هنگام تردد در آنها توجه بيشترى داشته باشند. به گفته وى در ايام نوروز براى محورهاى مذكور و نقاط حادثه خيز پرسنل بيشترى در نظر گرفته شده است. معاون راهنمايى و رانندگى ناجابا اشاره به اين كه شهرها و استانهايى مانند اصفهان، شيراز، مازندران، گيلان، خراسان، مشهد، خوزستان،قم و گلستان در ايام نوروز با تراكم شديد بار مسافر روبرو هستند از رانندگان خواست مقررات ترافيكى را در اين شهرها رعايت كنند.
>  ممنوعيت شماره گذارى پيكان
معاون راهنمايى و رانندگى ناجا با اشاره به اعلام ممنوعيت شماره گذارى خودرو پيكان از اول فروردين سال ۸۴ از سوى سازمان حفاظت محيط زيست گفت: براين اساس شماره گذارى پيكان از اول فروردين ماه ممنوع است ولى ايران خودرو پيشنهادى مبنى بر تمديد يك ماهه اين مهلت ارائه كرده كه هنوز در اين زمينه تصميمى اتخاذ نشده است.
> تعويق ممنوعيت تردد خودروهاى فاقد قرارداد بيمه و گواهى معاينه فنى از اول فروردين ۸۴
وى در ادامه به ماده سه آيين نامه بهبود وضعيت حمل و نقل و ترافيك شهر تهران اشاره كرد و گفت: بر اين اساس تردد خودروهاى فاقد قرارداد بيمه و گواهى معاينه فنى از اول فروردين سال ۸۴ در تهران و مسيرهاى منتهى به آن ممنوع است كه با توجه به تشكيل نشدن كارگروه اين آيين نامه فعلاً اجراى آن به تعويق افتاده است. به گزارش ايسنا، سردار انصارى همچنين در خصوص تردد خبرنگاران در محدوده طرح ترافيك گفت: تاكنون براى بيش از ۶۰۰ خبرنگار كه به سازمان ترافيك مراجعه كرده اند اين مجوز با يك پنجم قيمت صادر شده است كه قطعاً در صورت دريافت اين مجوز از سوى تمامى خبرنگاران، تردد با كارت خبرنگارى به اين محدوده ممنوع مى شود.
حادثه ها
خروج هواپيماى مسير
بانكوك _ تهران از باند فرودگاه مهرآباد
يك فروند هواپيماى «ايرباس ۳۱۰» مسير بانكوك - تهران متعلق به شركت هواپيمايى ماهان، صبح ديروز دوشنبه ۱۷ اسفندماه ۸۳ در ساعت ۲و ۱۵ دقيقه به هنگام فرود در فرودگاه مهرآباد از باند خارج و دچار صدماتى شد. به گزارش ايسنا، رضا جعفرزاده - مدير روابط عمومى سازمان هواپيمايى كشورى - با بيان اين مطلب، گفت: «خوشبختانه هيچگونه آسيبى به مسافران اين پرواز نرسيده و با آمادگى كامل نيروهاى ايمنى زمينى و ساير ارگان هاى مستقر در فرودگاه مهرآباد مسافران اين پرواز سالم به سالن پروازهاى خارجى منتقل شدند.» او همچنين افزود: «هواپيماى مذكور ۷۷ مسافر داشته كه ۴۰ نفر از اين مسافران قرار بوده كه پس از اين پرواز به مقصد دوسلدورف پرواز كنند. به همين منظور از اين مسافران در ترمينال پروازهاى خارجى پذيرايى و سپس با پرواز شش و ۴۴ دقيقه همين شركت به مقصد دوسلدورف پرواز كردند.»
سارق مسلح بانك با اسپرى اشك آور مشترى به دام افتاد
گروه حوادث: يك سارق بانك وقتى اسلحه را به سمت صندوقدار بانك گرفت، از سوى يكى از مشتريان با پاشيده شدن گاز اشك آور به  صورتش خلع سلاح شد.بنابه اين گزارش، ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه روز شنبه ۱۵ اسفندماه سال جارى سارق جوانى درحالى كه يك قبضه كلت كمرى در دست داشت، وارد بانك شعبه خيابان بهار شد و آن را به سمت صندوقدار نشانه گرفت.پس از لحظاتى يكى از مشتريان بانك كه در چندقدمى او ايستاده بود، در يك لحظه به سمت او هجوم برد و اسپرى دفاع شخصى را به صورت او گرفت.جوان سارق كه غافلگير شده بود، با انداختن اسلحه پا به فرار گذاشت، ولى پس از برخورد با يك عابر پياده نقش زمين شد و به دام مردم افتاد.اين گزارش حاكيست صبح ديروز دو موتورسوار نقابدار از بانك تجارت شعبه رسالت سرقت مسلحانه كردند.
گاو يك تنى در چاه
گاو يك تنى كه داخل چاهى سقوط كرده بود، توسط نيروهاى آتش نشانى نجات يافت.به گزارش ايسنا، در پى سقوط گاو يك تنى به داخل چاهى در جاده مشهد - چناران در منطقه على آباد گروه امداد و نجات به منطقه اعزام شد.با تلاش نيروهاى امداد و نجات و عمليات كارشناسانه و فنى، با استفاده از تجهيزات گاو ، سالم خارج و تحويل مالك خود شد.
فرار چهار زندانى در فسا نافرجام ماند
به گزارش ايسنا اين زندانيان داراى سابقه هاى متعدد از جمله شرارت، قتل، ورود مواد مخدر و سلاح غير مجاز بودند. زندانيان قصد داشتند با ايجاد سوراخى در سقف به وسيله شيئى تيز از بند ۴ زندان فسا بگريزند كه اين اقدام با حضور بموقع مأموران زندان نافرجام ماند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |