چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۷ محرم ۱۴۲۶
Wed, Mar 9, 2005
بين الملل
۳۰۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
پاورقى
گزارش تحليلى «ايران»
درباره تحولات پس از ترور «رفيق حريرى»
پس از سركوب گردهمايى روز جهانى زن در استانبول توسط پليس
توسط نيروهاى روسيه
روز گذشته مطرح شد
• رئيس جمهور آمريكا بار ديگر ايران
وسوريه را تهديد كرد
آغاز عمليات دستگيرى زرقاوى
راديو بغداد اعلام كرد: عمليات دستگيرى «ابومصعب زرقاوى» تروريست اردنى تبار و گروهش در استان «صلاح الدين»، آغاز شد. به گزارش ايرنا، اين راديو دوشنبه شب به نقل از استاندار صلاح الدين گفت: براساس برخى گزارش ها زرقاوى هم اينك در شهر سامرا مخفى شده است و نيروهاى آمريكا و گاردملى عراق با هدف دستگيرى يا از بين بردن او عمليات مشترك بزرگى را آغاز كرده اند.
پاورقى
طرح حمله
نوشته: باب وود وارد ترجمه: كابك خبيرى
در ملاقات با كاركنان ارشد كاخ سفيد، دو تصميم اتخاذ شد: اول آن كه ورود افرد عادى و گردش آنان در كاخ سفيد به حالت تعليق درآمد، و دوم آن كه تيم هاى پزشكى براى مقابله با شرايط حساس و اضطرارى مستقر شدند. در اووال آفيس، «ميچ دانيل» مدير بودجه به رئيس جمهور گفت كه آنان نياز به تأييد بودجه ۷۳‎/۳ براى جنگ و امنيت داخلى توسط كنگره دارند. بوش گفت: «ما براى پيشبرد اين كار نياز به استراتژى داريم. برنامه خود را روى اين كار تنظيم كنيد».
رايس با همتاى خود در كانادا صحبت كرد. او ضمن معذرت خواهى به رايس گفت كه آنان نمى توانند در اين اقدام واشنگتن سهيم شوند، اما قول مى دهد از آمريكا حمايت به عمل آورند و بدون ايجاد هيجان، افكار عمومى كانادا را آرام و راضى كنند. اين روز، روز حضور بلر در پارلمان بود. گفته مى شود سخنرانى ۱‎/۵ساعته او در پارلمان، يكى از بهترين و تأثيرگذارترين سخنرانى هاى او، و در عين حال يكى از پر انتقادترين آنان بود. بلر گفت: «در معضل كنونى، مشكل انتخاب وجود دارد و هيچ اتفاقى مطلوب نيست. اما تصميم گيرى در اين خصوص سرنوشت بسيارى از مسائل را تعيين مى كند».
در ساعت ،۱۳‎/۵ بوش به بلر تلفن كرده و به او گفت: «عالى بود». بلر در پاسخ گفت: «حالا مى دانم كه مى توانم تمامى رأى ها را داشته باشم. تمامى طول شب با مخالفان بحث شده، اما تنها مسأله موجود آن است كه چگونه مى توان رأى اقليت و بى طرف ها را جمع كرد. اما به هر جهت من رأى خواهم آورد».
سپس آنان به بحث در خصوص راه هاى جلب همكارى روسيه، فرانسه و آلمان پرداختند. در شمال عراق، تلفن قرارگاه پسته (قرارگاه سيا) به صدا درآمد: «من از جونزتاون هستم». او يكى از اصلى ترين مأموران عراقى بود كه به صورت منبع سيا درآمده بود. افسر سازمان اطلاعات و امنيت عراق كه بخش خطوط ارتباطى صدام بين كاخ او و ديگر نقاط را اداره مى كرد. اين مأمور دريافته بود كه ارتباطات صدام از طريق يك كابل اصلى صورت مى گيرد و ساختار اصلى ارتباطى نشان مى دهد كه صدام از كدام نقطه تماس مى گيرد. اما ۴۵ دقيقه طول مى كشد تا سيا بتواند مشخص كند كه صدام در كدام نقطه قرار دارد و در اين زمان صدام محل را ترك خواهد كرد. از همه مهم تر آن كه تصاوير ماهواره اى كه يك روز پس از واقعه ارسال مى شد، حركت وسايل نقليه امنيتى را نشان مى داد.
تنت با ديدن اين گزارش ها به اين نتيجه رسيد كه آنان دارند به شناسايى دقيق محل استقرار صدام نزديك مى شوند، هدفى كه در گذشته غير ممكن بود.
مأمور عراقى، فردى را به نام «روكان» به خدمت خود درآورده بود كه در مزرعه «دورا» در زمره مأموران امنيتى بود. مزرعه دورا، مجموعه اى است در جنوب شرقى بغداد، در حاشيه رود دجله، كه مورد استفاده زن صدام بود. اسم رمز مزرعه دورا كه در سازمان اطلاعات و امنيت عراق وجود داشت، «كشتارگاه» بود.در روز ۱۸ مارس، روكان به مأمور عراقى گزارش داد كه صدام در كشتارگاه است. تيم در خواست جزئيات بيشترى از اين گزارش و محل استقرار او داشت. او مى دانست كه روكان داراى تلفن ماهواره اى ثريا است و مى توان از طرق ويدئويى محل استقرار او را مشخص كرد. روكان همان گونه كه گفته بود، دقيقاً در محل مزرعه قرار داشت.
روكان گفت كه او ترجيح مى دهد تلفن را قطع كند. اما فردى كه در آن طرف تلفن قرار داشت، به او گفت: «به هيچ وجه حق ندارى تلفن را قطع كنى». سپس يكى از برادرها به او گفت: «هر دو ساعت يك بار بايد با اين تلفن ارتباط برقرار كنى، در غير اين صورت، كشته خواهى شد». برادرها خيلى دوست داشتند كه به چشم قدرت عالى به آنان نگاه شود، و اگر يكى از مأموران تلفن نمى كرد و يا پاسخ تلفنش را نمى داد، اين كارش را به عنوان اهانت قلمداد مى كردند. آنان به هيچ وجه مايل نبودند كه جلوى سيا و يا تيم از خود ضعف نشان دهند.
تيم سعى كرد داشته هاى خود را مرور كند. داشته هاى او بيش از حد انتظار بود. او يك مأمور مهم از سازمان اطلاعات و امنيت عراق داشت، اين مأمور در ارتباط با روكان بود، و آنان اطلاعات جغرافيايى مزرعه دورا را داشتند. تيم گزارشى براى سائول فرستاد و در آن نوشت كه احتمال دارد صدام و خانواده اش در مزرعه دورا باشند، و احتمال هم دارد كه آن جا را ترك كرده باشند. به هر جهت، ارتباطات و فعاليت ها نشان از آن دارد كه ديدارى در سطح بسيار بالا صورت پذيرفته است.
ادامه دارد
گزارش تحليلى «ايران»
درباره تحولات پس از ترور «رفيق حريرى»
لبنان پس از خروج نيروهاى سوريه
204222.jpg
گروه بين الملل _ درافشانى: در يك انزواى بى سابقه كه شايد تصور آن براى «دمشق» و «بشار اسد» دشوار بود و درحالى كه مصر و عربستان و حتى اتحاديه عرب نيز رئيس جمهورى سوريه را به فراخوانى نظاميان اين كشور از خاك لبنان تشويق مى كردند، «بشار اسد» در نطق راديو و تلويزيونى خود در برابر اعضاى مجلس خلق سوريه، عقب نشينى كامل نيروهاى سورى از خاك لبنان را اعلام كرد. هرچند، رئيس جمهورى سوريه بسيار تلاش كرد تا عقب نشينى نظاميان كشور از لبنان را به اجراى مفاد پيمان طائف و در عين حال، حسن نيت دمشق نسبت به اجراى قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل متحد مربوط كند و آن را ناشى از فشارهاى شديد و همه جانبه جهانى عليه دمشق قلمداد نكند، در همين حال، ديدار «اميل لحود» از دمشق و بيانيه مشترك رؤساى جمهورى سوريه و لبنان درباره مرحله اول عقب نشينى نظاميان سورى به دره «بقاع» تا پيش از پايان ماه مارس بحث انگيز و مورد توجه محافل سياسى قرار گرفته است. با اين اوصاف، نشست مشترك سران احزاب و گروههاى ملى و مذهبى «سيد حسن نصرالله» دبيركل حزب الله لبنان و اعلام حمايت دبيركل حزب الله از سوريه و اشاره وى به خطراتى كه از جانب اسرائيل و آمريكا و دخالتهاى خارجى لبنان را تهديد مى كند، وزن تحولات جارى در اين كشور را به نوعى به تعادل كشانده است. تأكيد جناحهاى اپوزيسيون دولت لبنان بر حفظ وحدت ملى و يكپارچگى اين كشور در اين ارتباط قابل ارزيابى است.
با اين حال، ترور هولناك «رفيق حريرى» نخست وزير سابق لبنان گرچه همچنان پيچيده و همانگونه به نظر مى رسد، ولى نقش آن در شتاب بخشيدن به تحولات جارى در لبنان و بحران سازى در اين كشور غير قابل انكار است. ترور حريرى كه بعد از «وليد جنبلاط» در صف مخالفان دولت لبنان و حضور سوريها در اين كشور قرار گرفته بود، اين امكان را به محافل رسانه اى و آمريكا و فرانسه داد تا افكار عمومى لبنان را عليه سوريه بشورانند و با تحريك آنان، لبنان را در كام بحرانى فراگير و فزاينده فرو ببرند. از اين رو، فضاى سياسى و تبليغاتى پس از ترور حريرى، دمشق را در وضعيت بسيار دشوارى قرار داد. دشوار از اين جهت كه دمشق حتى نتوانست «قاهره» و «رياض» را نيز براى حمايت از خود در برابر فشارهاى خارجى مجاب نمايد. ضمن آنكه رئيس جمهورى سوريه به اين مسأله واقف شد كه آمريكا آستانه تحملش نسبت به سياستهاى دمشق در منطقه و بخصوص در لبنان به سطح بسيار پايينى رسيده است. اين امر به معناى آن است كه سوريها نمى توانند همچون گذشته به لبنان از دريچه حياط خلوت خود نگاه و در تحولات آن نقش آفرينى كنند. با اين حال، يك نكته بسيار روشن است و آن، تأثير حضور سوريها در لبنان در ايجاد نوعى توازن در اين كشور بوده است. لذا خروج نيروهاى سورى از لبنان كه آمريكا آن را ناكافى دانسته و خواستار خروج عوامل امنيتى سورى نيز از اين كشور شده است، مى تواند با پيامدهاى غير قابل پيش بينى همراه شود. برخى تحليلگران عقيده دارند رئيس جمهورى سوريه در پيروى از الگويى كه پدرش (حافظ اسد) براى سياست خارجى سوريه طراحى و از آن در جهت حفظ منافع تقريباً پايدار اين كشور بهره بردارى مى كرد، ناموفق مانده و تقريباً طريق ديگرى را در پيش گرفته است. هوش بالا و زيركى حافظ اسد (رئيس جمهورى فقيد سوريه) اين توانايى را به او داده بود كه در مسير تعامل با جريانهاى سياسى قدرتها، به منافع ملى سوريه بينديشد و تلاش كند، ولى تجربه ۵ سال گذشته جانشين وى يعنى بشار اسد تا حدودى دور شدن وى را از سياستهاى پدر نشان داده است. اوج اين سياست را مى توان در تحولات قبل و بعد از جنگ و اشغال عراق و سرنگونى رژيم بعثى صدام حسين در اين كشور مشاهده كرد. آنجا كه رئيس جمهورى سوريه نخواست و يا نتوانست از مقابل سياست تهاجمى دولت آمريكا خود را كنار نگه دارد.
204174.jpg
مواضع دولت سوريه در قبال سياست دولت «جورج بوش» و اتهاماتى كه از جانب مقامات آمريكا متوجه دمشق شد، بيشتر به مواضع صدام حسين شباهت داشت. با اين همه، برخى ناظران سياسى اعلام عقب نشينى نظاميان سورى از لبنان از سوى بشار اسد را در شرايط خطرناك و بغرنج كنونى يك گام مثبت ارزيابى مى كنند كه شايد رئيس جمهورى سوريه را در اداره بحرانى كه در روابط خود با آمريكا و فرانسه با آن روبروست، كمك كند. اما نكته قابل تأمل در سخنرانى بشار اسد در مجلس خلق سوريه هشدار وى درباره صلح احتمالى لبنانى ها با اسرائيل و همچنين بر حذر داشتن آنها از تكرار توافقنامه ۱۷ مه بوده است.
از ديدگاه نظريه پردازان و سياستمداران اسرائيلى، لبنان همواره نقش پاشنه آشيل اعراب را داشته است. تكثر قومى و فرقه اى در لبنان و همخوانى اسرائيلى ها با برخى جريانهاى مسيحى مارونى در لبنان همواره براى اسرائيلى ها به منظور به قدرت رسيدن دولتى مارونى كه اسرائيل را به رسميت شناخته و با آن روابط مطلوبى داشته باشد، مايه اميدوارى بوده است. به همين جهت، انعقاد توافقنامه ۱۷ مه سال ۱۹۸۳ كه در پى تجاوز ارتش اسرائيل به لبنان و اشغال بخشهاى جنوبى اين كشور ميان دولت اسرائيل و «بشير جميل» رئيس جمهورى وقت لبنان از حزب كتائب به امضا رسيد، قابل توجه است، توافقنامه اى كه با ترور بشير جميل و مخالفت گسترده لبنانيها تنها چند ماه دوام آورد و سپس منتفى تلقى شد. از اين رو، با شكل گيرى مذاكرات صلح خاورميانه در اكتبر سال ۱۹۹۱ در «مادريد» اسپانيا، مواضع مشترك سوريه و لبنان در برابر اسرائيل و حضور مشترك آنها در مذاكرات صلح با اسرائيل، همواره براى تل آويو آزار دهنده بوده است. بنابراين در يك دهه گذشته، اسرائيل همواره تلاش كرده است تا لبنان را از سوريه جدا كرده و مانع از تأثيرگذارى دمشق بر مواضع بيروت شود. با اين حال، محافل سياسى و خبرى فشارهاى سياسى و تهديدهايى را كه از جانب آمريكا عليه دمشق صورت مى گيرد، در مسير خواسته هاى دولت اسرائيل ارزيابى مى كنند. در اين باره، حتى اپوزيسيون مارونى دولت لبنان و «ميشل عون» و «امين جميل» را نيز حتى مى توان در امتداد خط نارضايتى اسرائيلى ها از حضور سوريها در لبنان قلمداد كرد. عون و جميل در طول سالهاى پس از پايان جنگ داخلى لبنان و پس از امضاى پيمان طائف، همواره مخالف حضور سوريها در لبنان بوده و از تأثيرپذيرى دولتهايى كه در اين كشور بر سر كار آمده اند، از سوريه ناراضى بوده اند. به همين دليل، صدور قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت كه خواستار خروج نيروهاى بيگانه از لبنان شد، فرصت جديدى براى تحرك سياسى در اختيار اپوزسيون مسيحى دولت لبنان و سوريها قرار داد؛ فرصتى كه با ترور حريرى، جناح عون، جميل و نصرالله صفير سراسقف كليساى مارونى لبنان را از موقعيت مناسب ترى برخوردار ساخته است. اين جناح كه در مرحله كنونى «وليد جنبلاط» رهبر دروزيهاى لبنان را نيز با خود همراه مى بيند، بيش از هر چيز در تفكر و تدارك شكل گيرى انقلابى رنگين از جنس تحركاتى است كه در گرجستان و اوكراين تحولاتى شگرف ايجاد كرد.
حاشيه نشينى جنبلاط در سالهاى گذشته و به بازى گرفته نشدن وى از جانب سوريها در معادلات سياسى لبنان، زمينه و انگيزه هاى وى را براى ايفاى نقشى مخالف حضور سوريها در لبنان و دولت لحود باعث شده است. با اين همه، اعلام عقب نشينى كامل نيروهاى سورى از لبنان در ميان جناحهاى مخالف دولت لبنان با واكنشهاى متفاوتى مواجه شده است، درحالى كه جناح مارونى نسبت به اهداف و انگيزه هاى واقعى دولت سوريه در عقب كشاندن و خارج ساختن نيروهاى اين كشور از خاك لبنان ابراز بدبينى و آن را مبهم توصيف كرده اند. جنبلاط از اين اعلام عقب نشينى با خوش بينى استقبال كرده است. همين مسأله مى تواند تا حدى بيانگر آن باشد كه اسد با اعلام عقب نشينى نيروهاى سورى از لبنان حداقل توانسته است در اپوزيسيون دولت لبنان شكاف ايجاد كند. اگرچه بعيد به نظر مى رسد دستگاه جاسوسى اسرائيل (موساد) در اين زمينه چندان فعال عمل نكند. برخى محافل سياسى عقيده دارند در قضيه ترور حريرى مى توان با توجه به تحولات بعدى آن رد پاى «موساد» و عوامل اسرائيل را پيگيرى كرد. با اين حال، حساسيت بخشى از افكار عمومى و جريانهاى سياسى لبنان نسبت به تحركات و تحريكات اسرائيل در قضاياى اين كشور قابل تأمل است.
آنچه دولت آمريكا در قبال لبنان پيگيرى مى كند و فشارهايى كه از اين بابت متوجه سوريه است، ضمن آنكه به اجراى نسخه هاى تجويز شده اسرائيل براى ايجاد فضاى سياسى _ امنيتى و نظامى مناسب تر در منطقه شبيه است، در مقطعى توانسته است براى همراهى پاريس با واشنگتن نيز انگيزه اى ايجاد كند. اندكى كمتر از يك قرن از قرارداد «سايكس _ پيكو» و توافق انگليس و فرانسه بر سر تقسيم مستعمرات امپراطورى عثمانى و قيمومت فرانسه بر لبنان و سوريه مى گذرد. پايان جنگ داخلى لبنان و امضاى پيمان طائف، تقريباً نفوذ سنتى پاريس در لبنان و تأثيرگذارى فرانسه بر اين كشور را سد كرد.
فرانسويها، دولت سوريه و توافق آن با لبنانيها را كه ادامه حضور نظامى سوريه در خاك اين كشور را به نوعى پذيرفته بودند، عامل اصلى كنار ماندن خود از صحنه تحولات لبنان قلمداد كرده اند. از اين رو، در شرايطى كه در عراق و حتى فلسطين، نمى توان همخوانى سياستهاى پاريس با واشنگتن را مشاهده كرد، همنوايى فرانسه با آمريكا در قبال مسائل لبنان و تحت فشار قرار دادن سوريه براى خارج كردن نيروهايش از لبنان جالب توجه است. اما ناظران سياسى در اينكه در تقسيم كيك لبنان در شرايط جديد آن، دولت آمريكا سهم دلخواه فرانسوى ها را منظور كند، ترديد دارند، چرا كه به زعم آمريكا، آنچه در لبنان و سوريه اتفاق افتاده و خواهد افتاد، زنجيره اى است كه حلقه اصلى آن، در ايجاد بحران عراق و سرنگونى صدام و اشغال و تحولات بعدى اين كشور قرار دارد. تحولات عراق پس از صدام حسين نشان مى دهد كه واشنگتن در به انزوا كشاندن دولت سوريه و به نوعى محاصره دمشق و بيروت با بهره بردارى از تجربه هاى گذشته و استفاده از كم تجربگى و نقاط ضعف دولت و رئيس جمهورى سوريه موفق عمل كرده است. برخى ناظران سياسى عقيده دارند برگزارى انتخابات سراسرى در عراق و آزمون دموكراسى در اين كشور كه دخالت آمريكا در آن بى تأثير نبوده است، با توجه به آنچه كه نسيم دموكراسى در خاورميانه خوانده مى شود و در عربستان و مصر آغاز شده است، بايد رئيس جمهورى سوريه را به موقعيت خطرناكى كه در آن قرار دارد، واقف ساخته باشد. با اين حال، به نظر مى رسد بشار اسد حضور ۱۴ هزار نظامى سورى در خاك لبنان را على رغم آنكه عقب نشينى آنان را اعلام كرده است، همچنان يك برگ برنده براى چانه زنى با آمريكا و فرانسه قلمداد مى كند. اين درحالى است كه آمريكا اگرچه به ظاهر خروج نظاميان سورى از لبنان را خواستار است، ولى اين مسأله بيش از همه تنها بهانه اى براى به عقب راندن سوريها و تجديد نظر در مواضع آنها است.
اگر اپوزيسيون دولت لبنان، شبها را تا به صبح در ميدان شهداى بيروت مى گذراند تا با طرح مطالبات خود به حضور نظامى سوريه در لبنان پايان دهد و حمايت بى سابقه آمريكا و غيره را نيز احساس مى كند، به نظر مى رسد دولت سوريه نمى تواند نسبت به تحريك پذيرى اپوزيسيون سورى اين بار در داخل كشور بى تفاوت باشد.
سايه هاى بلند اپوزيسيون سورى كه با طرح مطالبات اصلاحى خودخواهان تعديل سياستهاى اقتدارگرايانه دولت سوريه اند، بر نگرانى هاى دمشق مى افزايد. به عبارتى، سناريوى تنظيم شده از جانب آمريكا و اسرائيل عليه سوريه در مرحله اول بر قطع نفوذ سوريه بر دولت لبنان و معادلات سياسى، نظامى و امنيتى اين كشور قرار دارد و در مرحله دوم، بر درگير ساختن دولت بشار اسد با اپوزيسيون اصلاح طلب و مطالبات آن استوار شده است تا از اين طريق سوريها را زمينگير كند. چنين شرايطى از ديد آمريكا و اسرائيل مى تواند به كاهش قدرت حزب الله و گروههاى جهادى فلسطينى در منطقه كمك كند. شكل گيرى و رشد جريان حزب الله در لبنان كه ريشه در تجاوز نظامى اسرائيل به اين كشور در سال ۱۹۸۲ دارد، به تنها جريانى شبه نظامى در منطقه تبديل شده كه ضمن برترى هايى در برخى زمينه هاى نظامى نسبت به اسرائيل، آن را از قدرت چانه زنى قابل ملاحظه اى نيز برخوردار كرده است. مبارزه نفس گير و پيگير حزب الله با اشغال گرى اسرائيل در جنوب لبنان و مجبور ساختن اين رژيم به ترك آن، يك پيروزى براى حزب الله و مردم لبنان محسوب شده است كه نمى تواند انگيزه اسرائيلى ها را براى جبران شكست در لبنان و انتقام از حزب الله از بين ببرد. با اين اوصاف، مسير تحولات لبنان از جهتى مى تواند نگران كننده باشد. ساختار طايفه گرى در اين كشور و لاينحل ماندن برخى اختلافات كه تنها حضور سورى ها توانسته بود بر آن سرپوش بگذارد، احتمال آنكه بار ديگر، لبنان را در معرض حوادث تلخ سالهاى جنگ داخلى قرار دهد، افزايش مى دهد. ضمن آنكه اين ظن تقويت مى شود كه لبنان در اين شرايط به عرصه اى براى جولان دادن جريانهاى افراطى به منظور مقابله با آمريكا و اسرائيل تبديل شود. در چنين وضعيتى، جريانهاى مرتبط با بن لادن و القاعده ترجيح مى دهند از بى ثباتى در لبنان در جهت عرض اندام و ضربه زدن به منافع آمريكا در اين كشور استفاده كنند. علاوه بر اين، هرچند روند تحولات لبنان شكلى مسالمت آميز داشته و حتى جريانهاى سياسى _ نظامى نظير حزب الله ضمن حمايت از سوريه و قدردانى از نقش آن در لبنان در عين حال، از خروج نيروهاى سورى و اجراى كامل پيمان طائف استقبال كرده اند، ولى وزن و ثقل نيروهاى سياسى موافق و مخالف دولت لبنان به گونه اى است كه چنانچه مطالباتى خارج از حد متعارف و ظرفيتهاى كنونى سياسى در اين كشور داشته باشند، بحران جارى را به مخاصمه و رويارويى حتى مسلحانه سوق خواهد داد. بنابراين در چنين وضعيتى چه كسى مى تواند نقش ناجى را يك بار ديگر در لبنان ايفا كند. آنچه مسلم است، شرايط گذشته تكرار نخواهد شد. معادلات قدرت چه در منطقه و يا حتى فراتر از آن به گونه اى تغيير يافته است كه هرگز قابل مقايسه با سالهاى دهه ۱۹۷۰ نيست.
بحران و جنگ عراق به شكل بارزى مشخص كرد كه تبليغات و جنجالهاى سياسى تا چه حدى مى تواند در پيشبرد اهداف سياسى _ امنيتى و نظامى نقش داشته باشد و دولت آمريكا از اشتباهات صدام حسين در يك فرايند سياسى و تبليغاتى به نحو مطلوب بهره بردارى كرد. فرايندى كه جز شكست براى رژيم بعثى صدام حسين ثمره اى در بر نداشت. به همين جهت، نه خروج نيروهاى سورى از لبنان و نه حتى اجراى كامل قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت، پايان كار در لبنان و سوريه نخواهد بود. آنچه آمريكا در خاورميانه تعقيب مى كند و پس از عراق، نسبت به سوريه شتاب بيشترى يافته است، فتح يكايك خاكريزهاى تدافعى سورى هاست.
آيا بشار اسد با اعلام عقب نشينى نظاميان سورى از لبنان در پى به دست گيرى ابتكار عمل در مواجهه با آمريكاست و يا در رويارويى شطرنج گونه خود با بوش، مهره هاى ديگرى را از دست مى دهد؟ اگرچه براى مشخص شدن پاسخ اين سؤالها، به نظر نمى رسد زمان زيادى لازم باشد. مهم آن است كه آمريكايى ها ديگر نمى خواهند اين فرصت در اختيار سوريها باشد تا در كاخ بعبدا در بيروت نقش آفرينى نمايند. ضمن آنكه مطامع خود نسبت به دمشق را نيز چندان پنهان نمى كنند.
«جان بولتون» سفير آمريكا در سازمان ملل شد
گروه بين الملل -«جان بولتون»، معاون وزارت خارجه آمريكا از سوى «جورج بوش»، رئيس جمهور اين كشور، به عنوان سفير آمريكا در سازمان ملل متحد انتخاب شد.
به گزارش بى.بى.سى، وى كه در حال حاضر بلندپايه ترين مقام دولت آمريكا در امور كنترل تسليحاتى است، يكى از منتقدان سرسخت سازمان ملل متحد تلقى مى شود و انتصاب وى احتمالاً به شدت جنجال آفرين خواهد بود. در اين حال، «كاندوليزا رايس»، وزير خارجه آمريكا بولتون را «ديپلماتى مصمم و قاطع كه مى داند چگونه كارها را به انجام برساند» توصيف كرد. وى گفت: سابقه بولتون، تعهد او را نسبت به اتخاذ رويكردى چندجانبه در سازمان ملل متحد و همچنين اصلاح آن سازمان ثابت مى كند.
بى.بى.سى خاطرنشان كرد كه بولتون از جمله اعضاى دولت بوش بوده كه همواره موضعى بسيار سخت در قبال ايران، عراق (تحت حاكميت صدام حسين) و كره شمالى اتخاذ كرده و مورد ستايش جمهورى خواهان و نومحافظه كاران بوده است.
در گذشته به نقل از او گفته شده است كه چيزى به نام «سازمان ملل متحد» وجود ندارد و بنابه گزارش ها در سال ۱۹۹۴ نيز گفت فرقى نمى كند اگر مقر سازمان ملل متحد در نيويورك، ۱۰ طبقه خود را از دست بدهد. بولتون اغلب نهادهاى سازمان ملل را متهم كرده است كه در مقابل كشورهايى مانند ايران و كره شمالى قاطعيت لازم را به خرج نمى دهند. در همين حال، به گزارش ايرنا، روزنامه واشنگتن پست به نقل از برخى ديپلمات هاى غيرآمريكايى درسازمان ملل متحد نوشت:«با توجه به تلاش هاى آشتى جويانه اخير در سياست خارجى دولت بوش، ازانتخاب بولتون به سمت جديد در سازمان ملل شگفت زده شده اند.
براساس برخى گزارش هاى منتشره شده،دليل اصلى برگزيده شدن بولتون به اين سمت پافشارى ديك چنى بوده است.
مواضع بولتون طى چهار سال اخير بازگوكننده مواضع چنى و وزارت دفاع بوده است . در اين ارتباط، روزنامه نيويورك تايمز نوشت : «انتخاب وى موجب تعجب ديپلمات هاى اروپايى شده است به ويژه كه وى چند ماه پيش دريك ضيافت ديپلماتيك «به نحوى اهانت آميز» نسبت به مذاكرات سه كشور اروپايى باايران سخن گفت كه موجب عصبانيت ديپلمات هاى حاضر درآن ضيافت شد. نيويورك تايمز به نقل از دستيار سفير آمريكا در سازمان ملل متحد نوشت:«انتخاب بولتون يك فاجعه است اما سؤال اصلى اين است كه مأموريت واقعى او درسازمان ملل متحد چيست ؟»
هواداران اولين والى زن افغانستان، خيابان هاى«باميان» را پاكسازى كردند
گروه بين الملل - خانم «حبيبه سرابى» اولين والى زن افغانستان اميدوار است كه انتخاب او به اين سمت، درها را براى ديگر زنان افغان بگشايد. به گزارش خبرگزارى فرانسه، وى معتقد است كه «حامد كرزاى» با انتخاب او براى چنين پستى، پيغام مهمى را فرستاده كه در آن گفته شده است: زنان با مردان برابر هستند. سرابى كه متعلق به اقليت قومى هزاره است، در دولت انتقالى كرزاى، وزارت زنان را به عهده داشت.
در همين حال، روز دوشنبه، بين ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر از طرفداران و شبه نظاميان وابسته به «محمدرحيم عليار» والى پيشين در اعتراض به انتصاب او به خيابان هاى باميان ريختند، اما بلافاصله با واكنش هزاران طرفدار حبيبه سرابى مواجه شدند كه به حمايت از او به خيابان ها آمده بودند. اين اقدام هواداران سرابى موجب شد تا آن گروه اندك پراكنده شود.
سرابى در اين مورد گفت حضور هوادارانش به معناى آن است كه مردم از جنگسالاران و بنيادگرايان خسته شده اند. والى باميان افزود از تهديدها نمى ترسد، چون زنان افغان روزانه در معرض اين تهديدات كه عمدتاً از طرف گروه هاى شبه نظامى صورت مى گيرد، قرار دارند. حبيبه سرابى مى افزايد كه بزرگترين چالش براى زنان افغان، امنيت و ايمن بودن از جنگسالاران و فرماندهان نظامى است. به گفته او، بسيارى از هزاره ها كه شيعه هستند، در ايران نيز زندگى كرده اند و در آنجا با شيوه جديد زندگى آشنا شده اند. والى باميان گفت مى خواهد به بازسازى اين استان بپردازد، چون باميان نه برق دارد نه جاده هاى آسفالت و نه بسيارى از امكانات معمولى زندگى را.
پس از سركوب گردهمايى روز جهانى زن در استانبول توسط پليس
دولت تركيه
ابراز تأسف كرد
گروه بين الملل - به دنبال اعتراض اتحاديه اروپا به برخورد خشونت آميز پليس تركيه با تظاهرات كنندگان در «استانبول» دولت «رجب طيب اردوغان» ابراز تأسف كرد.
به گزارش راديو آلمان، «عبدالله گل» وزير امور خارجه تركيه در پى نشست هيأت دولت اين كشور اعلام كرد كه چگونگى بروز اين خشونت ها مورد بررسى و تحقيق قرار خواهد گرفت. گفتنى است كه در آستانه روز جهانى زن، پليس تركيه با استفاده از اسپرى فلفل، باتوم و چكمه هاى خود، به مقابله با ده ها تن از تظاهركنندگان حامى حقوق زنان پرداخت و ۵۹ نفر،  متشكل از ۲۹ زن را دستگير كرد.
توسط نيروهاى روسيه
مسخدوف
كشته شد
گروه بين الملل ـ اصلان مسخدوف رئيس جمهور پيشين و رهبر جدايى طلبان چچن توسط نيروهاى روسى در چچن كشته شد. به گزارش خبرگزارى فرانسه از مسكو، ژنرال ابليا شاباكلين سخنگوى ارتش روسيه با تأييد اين خبر گفت كه مسخدوف در روستاى تولستوى يورت كشته شده است. سخنگوى ارتش روسيه گفت كه در اين روستا مبارزه اى بين نيروهاى روسى و مسخدوف درگرفته است. وى افزود: جسد مسخدوف شناسايى شده است. اصلان مسخدوف مسؤوليت بسيارى از حملات عليه نيروهاى روسى را به عهده گرفته بود و روسيه او را مسؤول چندين عمليات خونبار، مانند گروگانگيرى مدرسه بسلان و سالن نمايش مسكو مى دانست.
روز گذشته مطرح شد
هشدار دبيركل حزب الله لبنان
به آمريكا
• رئيس جمهور آمريكا بار ديگر ايران
وسوريه را تهديد كرد
=گروه  بين الملل ـ شيخ حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان به ايالات متحده در مورد دخالت در مسائل داخلى لبنان هشدار داد و گفت حضور سوريه در لبنان تنها نظامى نيست، سوريه در قلب روح و روان ما قرار دارد. شيخ حسن نصرالله در اجتماع صدها هزار نفر از مردم لبنان كه در اعتراض به دخالت هاى خارجى در بيروت گرد هم آمده بودند گفت ما از سوريه، مردم سوريه و ارتش سوريه كه براى ساليان سال با ما و در كنار ما بودند و خواهند بود تشكر مى كنيم. دبيركل حزب الله لبنان به آمريكا هشدار داد كه در صورت مداخله در لبنان، اين كشور با شكست مواجه خواهد شد.
در همين حال جورج بوش رئيس جمهور آمريكا طى سخنانى مجدداً خواهان خروج كامل نيروهاى سورى از لبنان شد و گفت دمشق بايد استفاده از تاكتيك هاى تأخيرى را متوقف كند و پيش از انتخابات بهار آينده، خاك سوريه را ترك كند. رئيس جمهور آمريكا كه در دانشگاه دفاع ملى سخن مى گفت: بار ديگر مدعى حمايت ايران و سوريه از تروريسم شد و گفت دمشق و تهران بايد به حمايت خود از گروههاى تروريستى پايان دهند. جورج  بوش از ايران خواست تا به حساسيت هاى جامعه جهانى در مورد برنامه هاى هسته اى خود توجه كند و به اصلاحات دموكراتيك روى آورد. رئيس جمهور آمريكا گفت ما منتظر روزى هستيم كه ايران به تغييرات مثبتى كه هم اكنون در منطقه روى مى دهد بپيوندد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |