چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۷ محرم ۱۴۲۶
Wed, Mar 9, 2005
زنان
۳۰۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
بايد به مسائل كلان بپردازيم
بخش نخست
گفت و گو با زهرا شجاعى
مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور مشاركت زنان
204219.jpg
زهرا شجاعى در ساختمانى معمولى كه مجلل هم نيست ، رئيس مركز امور مشاركت زنان است. برخلاف بسيارى از فمنيست ها در سخنانش بيشتر تلاش مى كند به جاى آنكه به مردان حمله كند ، از حقوق زنان صحبت كند، موقعى كه از جايگاه زن در اسلام سخن مى گويد مى شود كاملاً احساس كرد كه از سر ايمان و يقين و با حرارت سخن مى گويد و نه از سر مسؤول زنان در دولت بودن. در مصاحبه بسيار راحت با سؤالات كنار مى آيد و در مجموع بيش از آنكه مسؤؤل امور زنان در دولت خاتمى به نظر آيد ، فراتر از يك مسؤول حسى عميق نسبت به مسؤوليتش و مسائل زنان از خود نشان مى دهد .
اجازه دهيد پيش از هر چيز از شما بپرسم كه از مركز مشاركت زنان چه خبر؟
يكى از كارهاى اصلى ما در مركز امور مشاركت زنان بحث نهادينه شدن مشاركت زنان بود و آن نيز مستلزم برنامه ريزى هاى دقيق بود ، تا فعاليت و مشاركت زنان در ايران دوام و بقا پيدا كند و تابع سليقه هاى افراد نشود ؛ همچنين در اثر جابه جايى قدرت و تغيير و تحول ، كه طبيعت هر نظام سياسى است ، بخصوص نظام سياسى كشور ما كه قدرت دست به دست مى گردد ، اين مهم لطمه نبيند . لازمه اين امر آن بود كه بخش مشاركت زنان نهادينه شود ؛ يعنى در ساختار و نهاد تشكيلات دولت قرار گيرد . به همين دليل، ما موضوع زنان را در برنامه سوم مطرح كرديم و در برنامه چهارم به موفقيت بسيار خوبى دست يافتيم ؛ به اين معنى كه موضوع زنان و يا به تعبير ما نگرش جنسيتى در برنامه چهارم ، در هفت فصل از فصول برنامه چهارم واردشد : مباحث مختلفى مربوط به آموزش ، اشتغال ، مسائل حقوقى ، ورزش و تأمين اجتماعى . البته درصد و نسبت موفقيت ما شايد ايده آل نباشد و به حد انتظارمان نرسيده باشد ، اما گام هاى بزرگى برداشته شده است . ما در برنامه سوم هم انتظار داشتيم كه درصد بالايى از پيشنهاداتى كه ارائه داديم ، پذيرفته و تصويب شود كه البته اين چنين نشد ، قطعاً اگر در برنامه سوم چنين مى شد ، مى توانستيم در برنامه چهارم گامهايى بلندتر از اين نيز برداريم.
بنابراين نمى توانم بگويم كار مشخصى بوده كه دلم مى خواست انجام دهم و نتوانسته ام به آن دست پيدا كنم.
سياست مركز هم روى اين مسأله دور مى زد كه ما بتوانيم همزمان و همگام ، مشاركت زنان ، اعم از اجتماعى ، فرهنگى ، حقوقى ، علمى و اشتغال را با هم پيش ببريم. در اين خصوص ما دو كار مى توانستيم انجام دهيم ، يكى اين كه بر اساس زمانبندى جلو مى رفتيم ، يعنى دو سال اول به بخش اشتغال و دو سال بعدى را به مسائل حقوقى بپردازيم ، كه البته اين كار را علمى و موفق نمى ديديم ، به دليل اين كه اينها با هم گره خورده اند و نمى شود براى آنها تقدم و تأخر زمانى تعيين كرد.
پس چگونه عمل كرديد؟
تصميم گرفتيم اگر قرار است رشدى صورت گيرد ، همزمان و همه جانبه باشد و اين رشد را بين حوزه هاى مختلف به صورت متوازن تقسيم كنيم. اين به مراتب بهتر از آن است كه در يك زمينه رشد بيشترى داشته باشيم در حالى كه در يك زمينه رشدى نداريم. به همين دليل روى نهادينه كردن مشاركت زنان اصرار داشتيم. به همين منظور ساختار تشكيلات امور مشاركت زنان را از دفتر به مركز تغيير داديم و بودجه آن از ۶۰۰ ميليون ريال به ۲۲۰ ميليارد ريال افزايش يافت . ما در ارتباط با امور زنان قانونى نداشتيم ولى توانستيم موضوع زنان را در برنامه سوم و چهارم توسعه مطرح و وارد كنيم.
يعنى يك مورد مشخص را كه در مورد آن موفق نشده باشيد ، نمى توان ذكر كرد ؟
آنچه ما به دنبال آن بوديم و در آن به موفقيت چندانى دست پيدا نكرديم ، بازآرايى تشكيلات زنان بود . در واقع تشكيلات دولتى امور زنان در دستگاه هاى دولتى از يك توازن و تناسب برخوردار نيستند.به دليل اينكه در زمان هاى مختلف بر اساس نگرش هاى گوناگون به وجود آمده اند . لذا به دنبال اين مسأله بوديم كه يك بازآرايى در اين حوزه شود و مجدداً اين تشكيلات به تناسب وظايف و مأموريتهايى كه براى آنها تعريف مى شود ، بتوانند از انسجام و كارايى بيشترى برخوردار شوند.
چقدر در اين مدت مسؤوليت تلاش كرديد در كنار برنامه ريزى هاى جامع، به موارد مراجعات موردى و حضورى هم توجه كنيد؟ چون هميشه برخى اصرار دارند كه يك مسؤول را ببينند و مشكل خود را حضورى بگويند؟
پيش از اينكه اين مسؤوليت را به عهده بگيرم واحدى در اين مركز وجود داشت به نام واحد رسيدگى به شكايات و محل مراجعه مستقيم خانم ها بود و در آنجا مسائل خود را مطرح مى كردند. من نمى خواهم در مورد حاصل كار واحد رسيدگى به شكايات ارزيابى و قضاوت كنم و آيا اين كه براى مراجعين نتيجه اى داشته يا نه، چون اطلاع دقيقى ندارم و اظهارنظر نمى كنم. اما بعداز حضور من در اين مركز، به نظرم آمد كه وقت و حجم زيادى از انرژى سازمان براى شنيدن درد دل هاى اين خانم ها و پيگيريهاى بعدى صرف مى شود، در حالى كه اين مركز بايد به صورت اساسى و ريشه اى مسائل زنان را حل مى كرد. مثل همان بحث ماهيگيرى و روش ماهى گرفتن است. ما اين قسمت، يعنى واحد رسيدگى به شكايات را به دفتر رئيس جمهور منتقل كرديم و اعلام كرديم دفتر ارتباطات مردمى و پيگيريهاى رئيس جمهور هركارى را كه براى آقايان مى كند، براى خانم ها هم انجام دهد؛ زيرا در كل ، مشكلات آنها مربوط به جنسيت نمى شد و مسائل عمومى كشور ، مانند فقر، مسائل دادگاه ، اختلاف با شهردارى و غيره را دربر مى گرفت.
آيا مراجعات مستقيم به شما قطع شد؟
اين كار البته موجب قطع مراجعات مستقيم شد. با وجود اينكه جلوى در مركز در اين ارتباط تابلو زديم، اما مراجعات ما قطع نشد. البته اصرارى هم براى قطع صددرصد آن نداشتيم، چون فكر مى كرديم كانال ارتباطى ما با مردم، ما را در جريان مسائل و مشكلات جامعه به ويژه مسائل مربوط به زنان قرار مى دهد. بنابراين بخشى از وقت مركز ، همچنان به اين گونه مسائل اختصاص يافت.
آيا موارد خاص و ويژه اى را به خاطر داريد؟
موارد متعددى بوده كه من آنها را در دفتر خاطرات خود يادداشت كرده ام و اميدوارم بزودى آن را تدوين كنم.به يكى از آن موارد اشاره مى كنم پيرمردى از روستايى دورافتاده كه به مركز مراجعه كرده بود و اصرار داشت مرا ببيند. از دفتر اطلاعات به من زنگ زدند كه پيرمردى كه پدر شهيد هم هست، آمده و اصرار دارد شما را ببيند. وقتى او را ديدم و با او صحبت كردم متوجه شدم براى تهيه جهيزيه دو دخترش مشكل دارد به او كمك كرديم و مشكل حل شد. مورد ديگر دختر جوانى بود كه مادر خود را گم كرده بود. او فقط مى دانست كه مادرش كارمند آموزش و پرورش بوده و در بيمارستان روانى شهيد هاشمى نژاد مشهد بسترى بوده است. اين كار را من شخصاً و به صورت مستقيم دنبال و پيگيرى كردم و با تماس با مراكز مختلف ، بالاخره مادر دختر را پيدا كردم و مادر و دختر به هم رسيدند. همچنين از آنجا كه مادر دختر كارمند و چندحقوق از آموزش و پرورش طلبكار بود، به دختر مبلغ خوبى داده شد آن هم در شرايطى كه به شدت نيازمند اين پول بود.
از اين موارد بسياربوده، چه به صورت تلفنى و چه در سفرهاى استانى كه معمولاً مى روم. بسيارى از نامه هاى مردم به دستمان مى رسد كه بخشى از آنها را به دفتر رئيس جمهور ارجاع مى دهيم و بخشى از آن را براى پيگيرى ازسوى مركز نگه مى داريم. اما ما سعى كرديم لذت پاسخگويى مستقيم و موردى به مردم باعث نشود كه مأموريت و وظيفه اصلى خود را فراموش كنيم. من همواره خودم و مركز را كنترل كردم تا احساسات برآن حاكم نشود. ببينيد اگر ما بتوانيم يك بند به قانون بودجه اضافه كنيم تا تعاونى هايى كه ۷۰درصد آنها را زنان تشكيل مى دهند، تسهيلات ويژه اى دريافت كنند، با همين يك عبارت و يا جمله به يكباره صدهزار زن بهره مند مى شوند، درحالى كه اگر اين جا يك ساعت و يا يك هفته وقت بگذاريم، تنها مشكل چند نفر حل مى شود. بنابراين جايگاه مركز ايجاب مى كرد ما به صورت كلان به مسائل نگاه كنيم و مشكلات اساسى را حل كنيم.
204141.jpg
اما با همه اين صحبتها، چيزى مانع ارتباط مستقيم ما با مردم نشده است.
شما مثل هرخانم ديگرى به ديدن فاميل و نزديكان مى رويد، خريد هم مى كنيد و درخيابان با مردم در تماس هستيد، جدا از مسؤوليت، موقعى كه خانمهاى ديگر شما را دراين مجالس و محافل مى بينند، معمولاً چه تقاضايى از شما دارند؟
دراين سه جايى كه گفته شد، نوع تقاضاها با هم فرق مى كند درمهمانى ها و نشستهاى خانوادگى، معمولاً مسائل و مشكلات فردى مطرح است و به صراحت، نوع درخواست «پارتى بازى» است. اين مورد، در سالهاى اول كارم خيلى زياد بود، اما بعد از اين كه افراد ازمن نااميد شدند، معروف شد كه فلانى ازاين جور كارها نمى كند و گفتنش فايده اى ندارد. تقريباً پرونده اين نوع تقاضاها مختومه شد. آنها چيزهايى مثل توصيه براى انتقال فرزندشان از دانشگاهى به دانشگاه ديگر و يا پيداكردن كار براى اعضاى خانواده را مطرح مى كردند. اما دراماكن عمومى، بخصوص جاهايى كه خانم ها بيشترند، اولين خواسته شان معمولاً اين است كه « چرا حق ما را از مردها نمى گيريد» و يا «تاكى مردها بايد به زنها زور بگويند.»
به نظر مى آيد آنچه بيشتر زنان را رنج مى دهد، همين سلطه فرهنگ مرد سالارى است.
اخيراً نيز خانمى از من پرسيد، تاكنون براى زنان چه كرده ايد؟ بسيارى ازاين گونه سؤالها برمى گردد به عدم آگاهى آنها از تلاش هاى صورت گرفته؛ چون متأسفانه خيلى ازخانمها كم مطالعه مى كنند. اين جاى تأسف دارد كه خانم ها -  بويژه خانمهاى خانه دار - با وجود اوقات فراغت بيشتر، نرخ مطالعه شان يك سوم مردان است. اين درحالى است كه بهترين راه كسب آگاهى بيشتر و بهتر، مطالعه است.
اما در مكانهاى عمومى، معمولاً مردم نسبت به ما ابراز محبت مى كنند، كه البته بيشتر آن مرهون آقاى خاتمى است و مرا از بابت آنكه مشاور رئيس جمهور هستم، موردلطف خود قرارمى دهند و معمولاً مى خواهند ازطريق ما براى رئيس جمهور پيام بفرستند. مثلاً آخرين پيام اين بود « به خاتمى بگوييد ما مثل همان روزهاى اول به شما علاقه داريم وپشتيبان تو هستيم.»
شما كى اين مسؤوليت مركز امور مشاركت زنان را پذيرفتيد؟ و اگر دوباره به آن روز برگرديد اين مسؤوليت را مى پذيريد؟
روز ۲۷مهرماه ۱۳۷۶ و اگر خاتمى رئيس جمهور باشد، بله، با كمال افتخار آن را مى پذيرم.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |