جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۹ محرم ۱۴۲۶
Fri, Mar 11, 2005
هنر (سينما)
۳۰۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
كودك و نوجوان (۴)
راهنما
ورزشى
اوقات شرعى
آرشيو
تجسمى
اولى ها
بدترين مراسم اسكار سال هاى اخير برگزار شد. نبود يك مدعى يكه تاز در اكثر رشته ها، اجراى بى مزه و يكنواخت مراسم، ابداعات و تغييرات منفى در اهداى جوايز، اجراى سه ترانه توسط بيانسه و قابل پيش بينى بودن اكثر جايزه ها دست به دست هم دادند و مراسمى غير قابل تحمل را به وجود آوردند. شايد چند دوره قبلى جوايز اسكار همه را بدعادت كرده است. شايد حالا ديگر همه توقع دارند كه فيلمى مثل هر يك از سه قسمت «سالار حلقه ها» وجود داشته باشد كه بتوان با قاطعيت پيش بينى كرد همه جوايز را درو خواهد كرد... و بعد هم اين كار را بكند.
در بين فيلم هاى سال گذشته رقيبى به اين قدرتمندى وجود نداشت. هر چند «هوانورد» در يازده رشته نامزد دريافت جايزه شده بود، اما معلوم بود كه تعداد زيادى از آنها را دريافت نخواهد كرد و در نهايت هم ـ با توجه به وزن و ارزش هر جايزه ـ مى توان گفت ميدان اسكار را به «بچه ميليون دلارى» باخته است؛ هرچند كه «هوانورد» ۵ جايزه گرفت و «بچه ميليون دلارى»۴ جايزه.
مراسم امسال از همان ابتدا متفاوت بود. هرچند كه گفته مى شد عده زيادى با اجراى آن توسط كريس راك مخالفند، اما وقتى راك روى صحنه آمد با تشويق طولانى مدت و ايستاده ستارگان حاضر در سالن كداك تيه تر روبرو شد. وقتى كريس راك در اولين شوخيش به حضار گفت «بتمرگيد»، معلوم شد مجرى جديد، حريم هاى گسترده ترى براى شوخى هاى روى سن آورده است....
تجسمى
نمايشگاهى كه در خبرها مى خوانيم
چنگيز محمودزاده
پس از پايان نمايشگاه هنر معاصر ژاپن كه در قالب آن، آثار عباس كيارستمى و پنج هنرمند ژاپنى در موزه هنرهاى معاصر تهران به شمارش درآمده بودند، نمايشگاه «شاهكارهاى نگارگرى ايران» در حالى از ابتداى اين هفته كار خود را آغاز كرد كه مدت زمانى كمتر از دوهفته به پايان سال جارى باقى مانده بود. شايد اگر همه چيز مطابق روال سالهاى گذشته بود، نمايشگاه هنر معاصر ژاپن تا پايان امسال تمديد مى شد و مردم نيز كه كمتر پيش مى آيد دغدغه ديدن چنين نمايشگاههايى را داشته باشند با خيال راحت به خريدهاى نوروزى خود مى  پرداختند و حتى تصور رفتن به موزه هنرهاى معاصر تهران را نيز به ذهن خود راه نمى دادند.
هر چند در حال حاضر نيز بعيد است كه اين نمايشگاه موفق شود عده زيادى را پيش از پايان تعطيلات نوروز به اين موزه بكشاند. اما مسؤولان موزه و مركز هنرهاى تجسمى وزارت ارشاد سعى كردند براى اين مشكل نيز چاره اى پيدا كنند. راه چاره، چيزى نبود غير از برپا كردن همايشى در روزهاى پيش از تعطيلات نوروز كه از چهره هاى معتبر و شناخته شده هنرهاى اسلامى و ايرانى نيز براى حضور و سخنرانى در آن دعوت به عمل آمده بود؛ همايشى كه از ۱۶ تا ۱۸اسفند و به شكلى فشرده از ساعت ۹‎/۳۰ صبح تا ۱۷‎/۳۰برگزار شد.
برپايى نمايشگاه در اين زمان، مى تواند دلايل بسيارى داشته باشد كه احتمالاً برگزاركنندگان آن مى توانند به مواردى مانند هماهنگ شدن وقت اساتيد براى حضور در همايشى در اين زمان، موافقت موزه ها و كتابخانه هايى كه آثار خود را به موزه هنرهاى معاصر تهران امانت داده اند و... اشاره كنند. اما دلايل ديگر نيز مى تواند وجود داشته باشد.
به هر حال نمايشگاه شاهكارهاى نگارگرى ايران از روز شنبه ۱۵اسفند كار خود را آغاز كرد. ۱۰۵اثر در آن به نمايش گذاشته شدند، آثارى كه متعلق به دوران تيمورى و صفوى هستند. به غير از اين دوره هاى زمانى، آثارى از مكتب تبريز مغول و دوران قاجار نيز روى ديوارهاى موزه قرار گرفتند؛ آن هم در موزه اى كه عنوان هنرهاى معاصر را يدك مى كشد.
به گفته عليرضا سميع آذر، سرپرست موزه هنرهاى معاصر تهران، برپايى اين نمايشگاه براى او و همكارانش به يك رؤيا تبديل شده بود و همه آنها نگران بودند كه مبادا اين بار هم موفق به برپايى نمايشگاه نشوند. اما نگرانى آنها كاملاً بى مورد بود، چرا كه تمامى پارامترهاى زمانى، پيش از اين نيز نشان از آن داشت كه بهترين فرصت براى محقق كردن رؤياى آنها فرا رسيده است.
سميع آذر در نشست مطبوعاتى نمايشگاه شاهكارهاى نگارگرى ايران در جمع خبرنگاران آرزو كرد كه اين نمايشگاه، نقطه پايانى بر انباردارى چنين آثار هنرى باارزشى و آغازى براى نمايش آنها باشد. موزه هنرهاى معاصر تهران پس از به نمايش گذاشتن آثار موجود در گنجينه خود، آثار هنرمندان ايرانى خارج از كشور و هنرمندان كشورهاى ديگر در طول سالهاى اخير، اين بار بانى نمايش آثارى از گنجينه موزه ها و كتابخانه هاى كشور شده است كه گويا تعدادى از آنها تاكنون هيچ وقت مجال نمايش عمومى پيدا نكرده بودند!
سميع آذر درباره اهداف برپايى اين نمايشگاه به چند نكته اشاره كرد: «ارتقاى آگاهى عمومى نسبت به اين ميراث گرانبهاى فرهنگ پارسى، مشاهده اين آثار از سوى هنرمندان و تأثيرپذيرى آنها ازاين سرچشمه عظيم كه هرگز توفيق مشاهده آنها از نزديك وجودنداشت ، معرفى اين مجموعه به جهانيان و فراهم كردن فرصتى براى بحث ، تبادل نظر و انجام كار عملى ».
سرپرست موزه هنرهاى معاصر تهران دربخش ديگرى از صحبت هاى خود عنوان كرد:«بسيارى از آثار اين نمايشگاه به گفته صاحب نظران هنرى، جزو برجسته ترين شاهكارهاى همه اعصار هستند. برخى از كارشناسان ، شاهنامه طهماسبى را يكى از ۱۰ اعجاز هنرى مى دانند.اما اين آثار كمترشناخته شده اند. يكى از دلايل اين امر اين است كه فهم اين آثار مستلزم حداقلى از دانش عرفانى و فلسفى است و بخش ديگر به اين مسأله باز مى گردد كه آثار مذكور در طول ساليان و قرون گذشته فرصت نمايش نداشتند و معمولاً در دربارهاى فرهنگ پرور خلق وحفظ مى شدند. عده اى مى گويند فرهنگ ما از تصوير عادى اما از كيفيت تغزلى بسيار برخوردار است. در حالى كه مشاهده اين آثار نشان مى دهد ويژگى هاى تصويرى و نيروى تجسمى ايرانيان نيز قدرتمند است. به نظر ما، اين مجموعه ارزشى كمتر از منظومه هاى ادب فارسى ندارد».
به گفته محمدعلى رجبى،دبيرنمايشگاه شاهكارهاى نگارگرى ايران، پس از امضاى تفاهمنامه با كاخ گلستان نزديك به سه سال پيش ، بنا شد آثار موجود در موزه كاخ گلستان در موزه هنرهاى معاصر تهران به نمايش گذاشته شوند. پس از آن ، تصميم گرفته شد كه مجموعه اى شامل آثار كليه موزه ها وكتابخانه ها براى اين كار در نظر گرفته شود، شورايى علمى نيز براى پيگيرى اين موضوع شكل گرفت. به همين منظور بيش از هزار اثر كه در انبارهاى مختلف موجود بود، شناسايى شد كه بيشترين آنها متعلق به موزه كاخ گلستان ، موزه ملى ايران، موزه رضا عباسى، موزه هنرهاى تزئينى اصفهان، كتابخانه ملى ايران، كتابخانه دانشگاه تهران، موزه ملك، موزه چهلستون اصفهان و موزه وزارت امورخارجه بود. ۳۰۰ اثر از ميان آنها براى انتشار در يك كتاب انتخاب شدند.
اين كتاب قرار بود همزمان با افتتاح نمايشگاه منتشر شود كه البته مثل هميشه به دليل تأخير دركارهاى چاپ، انتشار اين مجموعه به تأخير افتاد.در نهايت نيز ۱۰۵ اثر براى نمايشگاه حاضر انتخاب شدند كه تا به حال چشم هيچ بيننده عادى به تعدادى از آنها مانند شاهنامه بايسنقرى ، هزار و يكشب و پنج گنج نيفتاده است. در هر صورت، هم اكنون مجموعه اى از آثار نگارگرى در موزه هنرهاى معاصر تهران به نمايش گذاشته شده كه معمولاً خبرهاى برپايى نمايشگاه هايى مشابه آن را در موزه هاى خارج از كشور مى شنيديم. گويا موزه هاى خارجى نيز چندان بى ميل نيستند كه اين مجموعه براى نمايش به آنها امانت داده شود. اما گويا تاكنون هيچ مذاكره اى به شكل جدى با آنها انجام نشده است چرا كه به گفته سميع آذر، اين امكان وجود داشت كه مراكز مالك اين آثار از امانت دادن آنها به موزه هنرهاى معاصر تهران نيز صرفنظر كنند.
اولى ها
عروس فرارى؛ اولين فيلم اسكوپ و رنگى
على علائى
در ۱۲آذرماه سال ۱۳۳۷ سينماهاى ايران، سهيلا و ديانا شهر تهران شاهد نمايش فيلمى به نام عروس فرارى بودند كه توسط دكتر اسمعيل كوشان و براساس داستانى از مهدى سهيلى ساخته شده بود. اين فيلم كه توسط محمودكوشان فيلمبردارى شد اولين فيلم سينما اسكوپ و رنگى سينماى ايران و محصول پارس فيلم است.
اسمعيل كوشان كه پس از موفقيت فيلم اميرارسلان به ساخت فيلمى اسكوپ و رنگى علاقه مند شده بود طى سفرى به آلمان با كمپانى آريفلكس وارد مذاكره شده و لنز اسكوپ اين كمپانى را در اختيار مى گيرد و سپس با كمپانى آگفا درخصوص نگاتيف و چاپ و لابراتوار فيلم ها به توافقاتى مى رسد. او محمودكوشان برادر كوچكش را به عنوان اولين فيلمبردار براى يادگيرى فن فيلمبردارى رنگى و سينما اسكوپ به خارج از كشور مى فرستد محمود در سال ۱۹۵۴ (۱۳۳۳) براى آموختن اين فن به استوديو تتيانوس در شهر فرانياى ايتاليا مى رود و با طى يك دوره كارآموزى در دكور تكنيك آن را فرا مى گيرد. محمودكوشان طى گفت وگويى با نگارنده كه بخشى از آن در گزارشى در شماره ۱۴۴مجله سينما در سال ۷۳ در صفحه ۱۳ به چاپ رسيد در اين خصوص گفت: «در اروپا نيز اسكوپ تازه رواج يافته بود و خيلى مورد استقبال واقع شده بود. دكتر كوشان هم بسيار علاقه مند شد كه در ايران كار سينما اسكوپ انجام دهد. دليل عمده هم براى اين فكر، بهتر نشان دادن مناظر مورد فيلمبردارى بود... بعد از اين كه فن فيلمبردارى رنگى را در ايتاليا فراگرفتم به آلمان رفتم و از استوديوى آريفلكس در مونيخ يك لنز اولترا اسكوپ۵۰ خريدم كه همه تصاوير لانگ شات، كلوزآپ و... را با آن مى گرفتم. همانجا تست زديم و متخصصان فنون را به ما آموختند و كارمان را تأييد كردند. دوربين نويى نيز از آنجا خريديم و همانجا از يكسرى مناظر فيلمبردارى كردم كه نتيجه كار خوب بود. در دكور استوديو محلى تعبيه شده بود كه فيلم هاى تبليغاتى را در آن كار مى كردند. با همان گروه و عوامل فيلم هاى تبليغاتى نيز فيلم گرفتم. يك مقدار هم از تيترهاى روى تابلوهاى رنگى مخصوص براى تمرين كج نشدن تصوير با استفاده از نوارهاى رنگى روى تابلو نيز فيلم گرفتم. مجموعاً يك هفته كار آزمايشى انجام دادم.»
بلافاصله پس از فيلمبردارى عروس فرارى، محمودكوشان، طلسم شكسته به كارگردانى سيامك ياسمى را نيز با همين شيوه فيلمبردارى كرد آن هم پس از اكران عروس فرارى، در ۳۰بهمن ۱۳۳۷ به نمايش در آمد. كار لابراتوارى و ظهور هر دو فيلم نيز در آلمان انجام شد.
عروس فرارى كه در آن ناصر ملك مطيعى، عصمت دلكش، جمشيد مهرداد و... بازى مى كردند قصه گلى زن خوش صداى روستايى را روايت مى كرد كه قرار است با حبيب ازدواج كند. حبيب براى كار به شهر مى رود. اما دلكش خواننده مشهور به رامسر محل سكونت آنها مى آيد و به علت شباهت زيادش با گلى، آن دو بايكديگر عوضى گرفته مى شوند و دچار مشكلاتى مى شوند. تا اينكه عاقبت باهم روبرو شده و هريك به ميان آشنايان خود بازمى گردند در آخر حبيب و گلى پاى سفره عقد مى نشينند.
اشعار ترانه هايى كه در فيلم توسط دلكش اجرا شد را مهدى سهيلى، نظام فاطمى و بيژن ترقى سروده بودند و مجيد وفادار نيز آهنگ هاى آنها را ساخته بود.
اين فيلم كه طى ۴۵روز به نمايش درآمد، ازسوى مطبوعات با نظر مساعدى مواجه نشد و بخصوص دكتر هوشنگ كاوسى در شماره ۳۷۴مجله فردوسى اسكوپ و رنگى بودن فيلم را مزيتى براى فيلم ندانست و فيلم را همچون ديگر آثار پارس فيلم ارزيابى كرد. به طورى كه دكتر كوشان ناگزير شد طى مصاحبه اى در شماره ۱۸۹مجله ستاره سينما به او پاسخ دهد.
با اين فيلم و طلسم شكسته، موج فيلمبردارى سينما اسكوپ در ايران آغاز شد به طورى كه تنها محمودكوشان ۱۴عنوان فيلم را به اين شيوه فيلمبردارى كرد. اما نكته جالب اين است كه از عروس فرارى به علت مشكلات نمايش فيلم اسكوپ در شهرستانهايى كه سينماهايشان فاقد دستگاه نمايش مجهز به لنزاسكوپ بودند، كپى رنگى و نيز سياه و سفيد با كادر معمولى هم تهيه شد.
بدترين
مراسم اسكار قرن
بدترين مراسم اسكار سال هاى اخير برگزار شد. نبود يك مدعى يكه تاز در اكثر رشته ها، اجراى بى مزه و يكنواخت مراسم، ابداعات و تغييرات منفى در اهداى جوايز، اجراى سه ترانه توسط بيانسه و قابل پيش بينى بودن اكثر جايزه ها دست به دست هم دادند و مراسمى غير قابل تحمل را به وجود آوردند. شايد چند دوره قبلى جوايز اسكار همه را بدعادت كرده است. شايد حالا ديگر همه توقع دارند كه فيلمى مثل هر يك از سه قسمت «سالار حلقه ها» وجود داشته باشد كه بتوان با قاطعيت پيش بينى كرد همه جوايز را درو خواهد كرد... و بعد هم اين كار را بكند.
در بين فيلم هاى سال گذشته رقيبى به اين قدرتمندى وجود نداشت. هر چند «هوانورد» در يازده رشته نامزد دريافت جايزه شده بود، اما معلوم بود كه تعداد زيادى از آنها را دريافت نخواهد كرد و در نهايت هم ـ با توجه به وزن و ارزش هر جايزه ـ مى توان گفت ميدان اسكار را به «بچه ميليون دلارى» باخته است؛ هرچند كه «هوانورد» ۵ جايزه گرفت و «بچه ميليون دلارى»۴ جايزه.
مراسم امسال از همان ابتدا متفاوت بود. هرچند كه گفته مى شد عده زيادى با اجراى آن توسط كريس راك مخالفند، اما وقتى راك روى صحنه آمد با تشويق طولانى مدت و ايستاده ستارگان حاضر در سالن كداك تيه تر روبرو شد. وقتى كريس راك در اولين شوخيش به حضار گفت «بتمرگيد»، معلوم شد مجرى جديد، حريم هاى گسترده ترى براى شوخى هاى روى سن آورده است....
افشين ابراهيمى
204483.jpg
بدترين مراسم اسكار سال هاى اخير برگزار شد. نبود يك مدعى يكه تاز در اكثر رشته ها، اجراى بى مزه و يكنواخت مراسم، ابداعات و تغييرات منفى در اهداى جوايز، اجراى سه ترانه توسط بيانسه و قابل پيش بينى بودن اكثر جايزه ها دست به دست هم دادند و مراسمى غير قابل تحمل را به وجود آوردند. شايد چند دوره قبلى جوايز اسكار همه را بدعادت كرده است. شايد حالا ديگر همه توقع دارند كه فيلمى مثل هر يك از سه قسمت «سالار حلقه ها» وجود داشته باشد كه بتوان با قاطعيت پيش بينى كرد همة جوايز را درو خواهد كرد... و بعد هم اين كار را بكند.
در بين فيلم هاى سال گذشته رقيبى به اين قدرتمندى وجود نداشت. هر چند «هوانورد» در يازده رشته نامزد دريافت جايزه شده بود، اما معلوم بود كه تعداد زيادى از آنها را دريافت نخواهد كرد و در نهايت هم - با توجه به وزن و ارزش هر جايزه ـ مى توان گفت ميدان اسكار را به «بچه ميليون دلارى» باخته است؛ هرچند كه «هوانورد» ۵ جايزه گرفت و «بچه ميليون دلارى»۴ جايزه.
مراسم امسال از همان ابتدا متفاوت بود. هرچند كه گفته مى شد عده زيادى با اجراى آن توسط كريس راك مخالفند، اما وقتى راك روى صحنه آمد با تشويق طولانى مدت و ايستاده ستارگان حاضر در سالن كداك تيه تر روبرو شد. وقتى كريس راك در اولين شوخيش به حضار گفت «بتمرگيد»، معلوم شد مجرى جديد، حريم هاى گسترده ترى براى شوخى هاى روى سن آورده است. راك تا جايى كه توانست با استفاده از سوژه ها و عبارات سياه پوستى شوخى كرد و در اين شوخى ها الفاظى به كار برد كه تا سال پيش در مراسم پربيننده اسكار ممنوع بود. اجراى او، خواندن سه ترانه توسط بيانسه و تعلق گرفتن جوايز بازيگر مرد نقش اصلى و مكمل به دو بازيگر سياه پوست، مراسم امسال را تبديل به اسكارى كاملاً سياه پوستى كرد. مهمترين كار كريس راك در اين مراسم اين بود كه در نبود مايكل مور وظيفه مسخره كردن جرج بوش را به عهده گرفت و تا توانست از او بد گفت. اما هرچه مراسم پيش رفت، شوخى هاى راك كمتر و بى نمك تر شد. كريس راك در عين خروج از حريم هاى هميشگى مجرى هاى مراسم اسكار، بسيار مؤدب تر از هميشه بود و رابين ويليامز هم كه شعرى هجوآلود درباره همجنس باز بودن شخصيت هاى كارتون «باب اسفنجى» ساخته بود و مى  خواست آن را قبل از اعطاى جايزه بهترين فيلم انيميشن بخواند، از طرف تهيه كنندگان مراسم منع شده بود. ويليامز در اعتراض به اين سانسور در حالى روى سن آمد كه دهانش را با چسب بسته بود و هرچند شعر مورد نظرش را نخواند، ولى تا جايى كه توانست با اين موضوع شوخى كرد. ولى حتى كمدين هايى مثل رابين ويليامز و مايك مايرز هم نتوانستند مراسم را گرم كنند و تنها نكات جذاب امسال، حضور ادنا (شخصيت فيلم «خانوادة باورنكردنى» كه طراح لباس ابرقهرمان ها است) براى اعطاى جايزه بهترين طراحى لباس و اجراى ترانه اسپانيولى زبان فيلم «خاطرات موتورسيكلت» توسط كارلوس سنتانا و آنتونيو بندراس بود.
اما در بين فيلم هاى مدعى جايزه، «هوانورد» توانست از يازده رشته اى كه در آنها نامزد شده بود، در پنج رشته مجسمه طلايى را از آن خود كند. اينكه چرا كيت بلنچت جايزه بهترين بازيگر زن نقش مكمل را براى ايفاى نقش كاترين هپبرن گرفت معلوم نيست، اما شايد به اين خاطر باشد كه او براى خوش شانسى دستكش هپبرن _ كه ركورددار دريافت جوايز اسكار در بين بازيگران است - را در كيفش حمل مى كرد. مهمترين خاصيت اعطاى جايزه بهترين تدوين به «هوانورد» اين بود كه بالاخره فهميديم اسم تدوينگر ثابت فيلمهاى اسكورسيزى، تلما اسكونماكر است، نه تلما شونميكر!
هرچند كه «بچه ميليون دلارى» يك جايزه كمتر از «هوانورد» كسب كرد، اما اهميت آنها بيشتر از جوايز «هوانورد» بود: بهترين فيلم، بهترين كارگردانى، بهترين بازيگر زن نقش اصلى (هيلارى سوانك) و بهترين بازيگر مرد نقش مكمل (مورگان فريمن). به اين ترتيب ايستوود يك بار ديگر بعد از سيزده سال خاطره «نابخشوده» را زنده كرد: او به خاطر فيلمى كه مورگان فريمن در آن بازى مى كرد دو جايزه اسكار گرفت. فريمن بعد از سالها حضور قدرتمند و بازى هاى تحسين برانگيز فراوان، اولين اسكارش را كسب كرد و هيلارى سوانك كه بعد از «پسرها گريه نمى كنند» هيچ بازى قابل توجهى در كارنامه اش نداشت، دومين مجسمة طلايى را به خانه برد.
دو فيلم موفق ديگر كه هر كدام دو جايزه گرفتند، «خانواده باورنكردنى» و «رى» بودند. همان طور كه قبلاً هم پيش بينى شده بود، «خانواده باورنكردنى» به ناحق توانست بر «شرك ۲» پيشى بگيرد و اسكار بهترين فيلم انيميشن را به دست آورد. ضمن اينكه جايزة بهترين تدوين صدا هم به اين فيلم تعلق گرفت.
204459.jpg
وقتى كه جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مكمل به مورگان فريمن داده شد، جيمى فاكس اصلاً ناراحت نشد كه چرا اين جايزه براى بازى خوبش در «شريك جرم» به او تعلق نگرفته است. تقريباً همه معتقد بودند كه اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اصلى به خاطر تجسم درخشان و تمام و كمال رى چارلز فقيد مال اوست. به اين ترتيب جايزه اسكار نقش اصلى اثبات قطعى اين موضوع بود كه ديگر نمى توان اين بازيگر را جدى نگرفت. «رى» علاوه بر جايزه جيمى فاكس، اسكار بهترين دستاورد صدا را هم از آن خود كرد.
«sideways» كه از جمله فيلم هاى پراميد اين دوره بود و پيش از اين هم جوايز زيادى را كسب كرده است، فقط توانست جايزه بهترين فيلمنامة اقتباسى را نصيب الگزندر پِين و جيم تيلر كند. اسكار بهترين فيلمنامه اريجينال هم نصيب نويسندگان «آفتاب ابدى يك ذهن بى لك»، چارلى كافمن، ميشل گوندرى و پير بيزموت شد. به اين ترتيب گوندرى، كليپ ساز بااستعدادى كه دستاورد كارگردانيش در اين فيلم از سوى آكادمى اسكار (برخلاف بفتا و سزار) مورد بى توجهى قرار گرفته بود، حداقل اسكار فيلمنامه نويسى را كسب كرد. از طرفى چارلى كافمن، فيلمنامه نويس متفاوت و شاخصى كه چند بار فيلمنامه هايش نامزد جايزه اسكار شده بود، بالاخره براى اولين بار اين جايزه را دريافت كرد.
اگرچه طلسم اسكار گرفتن كافمن و فريمن در اين دوره شكسته شد، اما اسكورسيزى هفتمين نامزدى دريافت اين جايزه را هم با دست خالى پشت سر گذاشت و آكادمى هنوز نتوانسته با دادن اسكار به او، بر اعتبار اين جايزه بيفزايد. البته با توجه به اينكه «هوانورد» على رغم تمام ارزش هايش، به هيچ عنوان در حد ساخته هاى قبلى اين كارگردان نبود، شايد بتوان جايزه نگرفتن به خاطر آن را به نفع اسكورسيزى دانست.
به هر ترتيب اسكار امسال با شوخى هايى كمتر از دوره هاى قبل، بدون قطعات ميان برنامه جذاب هميشگى، با روش هاى جديد و آزاردهنده اعطاى جوايز (مثل بردن همه نامزدها روى سن يا اعطاى جايزه در راهروى وسط سالن) و با برندگانى كه جايزه بردنشان هيچ هيجانى ايجاد نمى كرد اجرا شد. تنها چيزى كه افت نكرده بود و مثل هميشه بود، اين سنت قديمى است كه اسكورسيزى نامزد باشد، ولى اسكار نگيرد!!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |