|
خبر/ قاضى فارسى درباره جرايم اطفال مى گويد
مجازاتهاى جايگزين راهى براى اصلاح اثر تنبيهى احكام دادگسترى
الهه معينى مهر
دخترى كه به جرم روابط نامشروع و ولگردى پس از پنج بار مجازات مجدداً مرتكب همان جرم شد، در جلسه دادگاه به قاضى گفت: سريع تر شلاق مرا بزن تا بروم. در اين باره با محمد فارسى بازپرس شعبه سوم دادگاه اطفال در رابطه با مجازاتهاى جايگزين گفت وگويى انجام داده ايم كه به بررسى اثر مجازاتها پرداخته و آن را به نقد كشانده و در مقابل اثر مجازاتهاى جايگزين را مورددقت قرار داده است. آنچه در پى مى آيد خلاصه اى از نظرات وى در اين باره است: هر روزه با كمتر شدن تأثير مجازاتها بر روى افراد خصوصاً نوجوانان، يافتن راههاى مناسب ترى ضرورى مى شود از جمله مجازاتهاى جايگزين به جاى مجازاتهايى كه در قانون بدون توجه به فرد بزهكار مشخص شده. در رابطه با اجراى مجازات براى اطفال بزهكار بررسى علل وقوع جرم از ناحيه آنان ضرورى است و آيا صرف اجراى مجازاتى كه در قانون براى جرايم مشخص شده فرد بزهكار تنبيه و اصلاح مى شود يا مى توان با ريشه يابى علل وقوع جرم از ناحيه نوجوانان و بررسى ويژگى هاى شخصيتى او به راهكارهاى مناسب ترى براى درمان او دست يافت. قوانين اسلام در زمينه بزهكارى و برخورد با آن، نظرات و ابداعات جالبى دارد. قانونگذار اسلامى به تأثير علل در وقوع جرايم توجه داشته و در صورت احراز اثرگذارى آنها دستور عدم اعمال مجازات را مى دهد حتى در مواردى مانند دزدى در صورتى كه شخص تحت تأثير نياز مادى مرتكب آن شده باشد، ضمن آنكه نبايد مجازات گردد، بلكه حكومت وقت موظف است كه از بيت المال مخارج زندگى وى را تأمين كند. در مورد برخورد با اطفال قوانين جزاى اسلامى كلاً آنان را از شمول مجازات كيفرى مستثنى نموده است و فقط دستور اجراى تأديب طفل را آن هم در صورتى كه جرم سنگين باشد داده است. امروزه پس از احراز اين امر كه مجازاتهايى از قبيل حبس و شلاق نه تنها جنبه اصلاح پذيرى را از دست داده اند، بلكه كوچكترين كمكى در تنبيه و ايجاد ترس در نوجوانان ايجاد نمى كند همين امر سبب شده كه قضات با در نظر گرفتن حالات روانشناسى نوجوانان از مجازاتهاى جايگزين استفاده نمايند. در عهد كهن عكس العمل اجتماعى در برابر جرايم بسيار تند والهام گرفته از كينه و در واقع يك نوع انتقام جويى اجتماعى بود. كيفر همواره يك وظيفه سزادهى داشت و شامل كيفرهاى بدنى شامل داغ زدن شانه مجرمين با آهن گداخته، غل و زنجير كشيدن، بريدن گوش و... بود تا اينكه جوامع بشرى مفهوم آزادى را درك و مجازات سالب آزادى به عنوان نوع ديگر مجازاتها از ناحيه قانونگذار تأسيس گرديد، در نهايت با گسترش تبادلات مالى مجازاتهاى مالى جايگزين مجازاتهاى قبلى شد. شايد اين مجازاتها از مقطعى از زمان مفيد بود و مى توانست تا حدودى بازدارندگى خاص و عام داشته باشد اما امروزه تحولاتى در نوع و كيفيت جرم و بزهكارى صورت پذيرفته و دولتها با بزهكارى هاى نوين و پيچيده تر از گذشته روبرو شده اند و با تغيير نگرش افكار عمومى و دكترين حقوقى در مورد هدف كيفر، از ارعاب انگيزى صرف به طرف فايده مندى مجازات و تشكيل پرونده شخصيت متهم، قانونگذار را وادار ساخته به مجازاتهاى سنتى اشاره نكنند. به نظر بنده مجازاتهاى موجود در قوانين ما يعنى زندان، كيفرهاى بدنى و جرايم مالى على الخصوص در مورد اطفال و نوجوانان رفته رفته كارآيى خويش را از دست مى دهند و نياز به جايگزين هاى مناسب ترى دارد يكى از اينها از نظر آموزشى است. جامعه ما به نوجوان چه آموخته كه متقابلاً از آنها انتظار داشته باشد كه هنجارهاى اجتماعى را رعايت كند؟ دوره بلوغ مرموزترين دوره حيات انسانى است و با بيدارى احساس ها و اضطرابها همراه است، آيا پدران و مادران به نوجوانان خود در آستانه بلوغ اطلاعات لازم را در برخورد با سازگارى وى مى دهند؟ آيا آموزش و پرورش اطلاعات فوق و چگونگى كنار آمدن با بلوغ جنسى را به نوجوانان تعليم مى دهد؟ آيا صدا و سيما و مطبوعات در اين زمينه در رابطه با حالت تهاجمى و پرخاشگرى نوجوانان اقداماتى انجام داده است؟ آيا مجازاتهايى كه در قانون پيش بينى شده با توجه به موارد فوق تأثير فايده مندى براى اينگونه افراد دارد؟ دومين دليل، دليل روانشناسى و پزشكى است. بسيارى از مجرمان كم سن و سال از خانواده هايى بى ثبات و متلاشى شده اى هستند كه با زمينه خشونت در خانواده و محيط اطرافشان پرورش يافته اند به طورى كه به كتك خوردن از والدين براى تنبيه خطايى خاص عادت كرده اند. چون تنبيه مفرد است غالباً خشونت زاست و اطفال به طرف خشونت گرايش پيدا مى كنند. طبق آمار كانون اصلاح و تربيت تهران از ۱۸۰ نفر مددجو تبديل به ۲۷۰نفر مددجو در عرض ۶ماه شده است. (آمار مربوط به سال۸۲) اين افزايش زندانى با توجه به رشد ۱/۴ درصدى جمعيت كشور نشاندهنده اين است كه سياست كيفرى ما در قسمت تعيين مجازات با مشكل مواجه است. مفهوم مدرن درمان و اصلاح مجرمان اين است كه در حالى كه با مجازات، عنصر بازدارندگى حفظ مى شود در همان حال مجازات بايد به شيوه اى باشد كه بهترين شانس موفقيت يعنى بازداشتن شخص مجرم از ارتكاب مجدد جرم را داشته باشد. بنابراين بايد طرق برخورد با مجرمان براساس علل بزهكارى آنها تعيين شود نه نوع جرمى كه انجام مى دهند. بنده هم در اين شعبه با تأسى از رويه پيامبر اكرم و ائمه معصومين مجازاتى نظير باسوادكردن افراد، درختكارى كه رويه اميرالمؤمنين مى باشد و آزاد كردن پرنده و دوستى با حيوانات كه رويه امام رضا(ع) است را انتخاب كرده ام و حتى براى نوجوانى كه تأمين كننده هزينه خانواده اش بود مجازات حبس شبانه را اعمال كردم تا بتواند روزها كار كند و هزينه خانواده خويش را تأمين كند تا آنها به فسادكشيده نشوند يا براى نوجوان ديگرى حبس در منزل را تعيين كردم. اميدوارم اين مجازاتها تأثير خودش را نسبت به مجازاتهاى تعزيرى و بازدارنده جا گذارد. بايد توجه داشته باشيم كه اينك بيشترين جرايم در مورد دختران رابطه نامشروع و فرار از منزل است و در مورد پسران پرخاشگرى و ايراد ضرب و جرح عمدى است كه بايد مورد دقت و كالبدشكافى بيشترى قرار گيرد و صرف اعمال مجازات نيز نمى توان آنها را ريشه كن كرد.
|