جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۹ محرم ۱۴۲۶
Fri, Mar 11, 2005
ورزشى
۳۰۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
كودك و نوجوان (۴)
راهنما
ورزشى
اوقات شرعى
آرشيو
درباره ويتوريو پوتزو موفق ترين مربى تاريخ فوتبال ايتاليا
گزارش حاشيه
فروردين سرنوشت ساز
درباره ويتوريو پوتزو موفق ترين مربى تاريخ فوتبال ايتاليا
سه قهرمانى جهان در ۴ سال
شناسنامه
نام: ويتوريو پوتزو
لقب: استاد پير
تاريخ تولد: ۲ مارس ۱۸۸۶
محل تولد: تورين، ايتاليا
كارنامه مربيگرى
تعداد بازى: ۹۵
پيروزى: ۶۳
مساوى: ۱۷
شكست: ۱۵
افتخارات
فتح جام هاى جهانى ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸
فتح بازى هاى المپيك ۱۹۳۶
فتح كوپا اينترناسيوناله در سال هاى ۱۹۳۰ و ۱۹۳۵
ركوردها
اولين مربى اروپايى كه جام جهانى را برد.
اولين مربى كه جام جهانى را در يك سرزمين خارجى تصاحب كرد.
اولين مربى كه دوبار جام جهانى را بالاى سر برد.
اولين مربى كه هم در جام جهانى و هم المپيك پيروز شد.
تنها مربى ايتاليايى كه بيشترين جام را كسب كرده است (۵ جام).
بادوام ترين مربى تيم فوتبال ايتاليا (۱۹ سال و يك ماه).
موفق ترين مربى تاريخ فوتبال ايتاليا (۶۳ پيروزى).
در ادبيات ويتوريو پوتزو، فقط به واژه فوتبال برمى خوريم. به اعتقاد وى، فوتبال تنها دليل زيستن بود. او را به عنوان استاد پير مى شناسند، به خصوص در انگلستان، فرانسه، اسپانيا، آلمان، سوئد، برزيل، يونان، روسيه و سوئيس.
پوتزو در «پورتا سوسا» در دامنه هاى آلپ متولد شد. آنجا كه حس بزرگى از تعهد، فداكارى و همبستگى در وجود او به وديعه گذاشته شد. والدين ويتوريو مى خواستند كه فرزندشان پزشك و يا وكيل شود اما او در درس و تحصيل، چندان توفيقى نيافت و به طور غريزى به سوى ورزش سوق يافت. پوتزو و ورزش را در «جياردينو» آغاز كرد. دوستان او كسانى نبودند جز ماريو نيكلا و جيوچينو. نيكلا كه بعدها قهرمان دوهاى سرعت شد و جيوچينو به عنوان هافبك به عضويت باشگاه يوونتوس درآمد. درحقيقت او بود كه پوتزو را ترغيب كرد تا به فوتبال روى بياورد. ويتوريو در آغاز قرن بيستم قرار داشت و جاده موفقيت پيش رويش بود. استاد پير به سوئيس رفت تا به مطالعه زبان بپردازد و اين فرصت را داشت تا به همراه تيم گراس هاپرز به بازى مشغول شود. در سال ،۱۹۰۶ دوستش «اتوره جيگليون» نامه اى به او نوشت و به وى اطلاع داد كه تيمى تحت عنوان تورينو درحال شكلگيرى است. ويتوريو به ايتاليا بازگشت و به عنوان يكى از اعضاى بنيانگذار اين تيم به انجام وظيفه پرداخت. او همچنين با پيراهن اين تيم به ميدان رفت. در سال ۱۹۱۲ مسؤولان باشگاه تصميم گرفتند براى تيمشان يك مربى انتخاب كنند، آنها پوتزو را برگزيدند و او تا سال ۱۹۲۲ رهبرى باشگاه تورينو را برعهده داشت. ويتوريو همچنين بعضى از مسابقات را به عنوان داور، قضاوت كرد و سپس در فدراسيون فوتبال ايتاليا مشغول به كار شد. در واقع راه دور و دراز موفقيت پوتزو از همين جا آغاز شد. پس از شركت در جنگ جهانى اول، از او در ماه مارس سال ۱۹۲۴ خواستند تا ايتاليا را براى المپيك پاريس آماده كند. او اين پيشنهاد را پذيرفت و ۳ ماه بعد ايتاليا را در ۵ ديدار همراهى كرد. در المپيك، آتزورى پس از اينكه تيم هاى اسپانيا و لوكزامبورگ را از دور رقابت ها حذف كردند، توسط سوئيس حذف شدند. پوتزو پس از مسابقات المپيك از سمت خود كناره گيرى كرد. پس از اينكه نخستين همسر پوتزو از دنيا رفت، او به حرفه روزنامه نگارى روى آورد و براى «لاستامپا» يكى از روزنامه هاى تورين شروع به مقاله نوشتن كرد. در همان سال ها بود كه آرينياتى، رئيس وقت فدراسيون فوتبال ايتاليا، پوتزو را ترغيب كرد تا به تيم ملى بازگردد. او در سال ۱۹۲۹يك تصميم تاريخى گرفت و براى ۱۹ سال مربيگرى تيم ملى ايتاليا را عهده دار شد. در همين سالها بود كه قهرمانى هاى جهان و پيروزى هايى نظير پيروزى ۶ بر يك مقابل پرتغال نصيب تيم ملى ايتاليا شد. استاد پير در طول دوران مربى گرى اش بازيكنان بزرگى همچون: مه آتزا، جيوانى فرارى، كامبى، پيولا، اورسى، والنتينو ماتزولا و بونى پرتى را به فوتبال جهان معرفى كرد.
در ۱۰ ژوئن سال ،۱۹۳۴ اولين فينال جام جهانى به رهبرى پوتزو از راه رسيد. ورزشگاه ناسيونال با حضور ۵۰ هزار هوادار فوتبال و البته بنيتو موسولينى ناظر عملكرد ايتاليا مقابل چكسلواكى بود. ايتاليا آن ديدار را با حساب ۲ بر يك به پيروزى رسيد تا براى نخستين بار جام جهانى را بالاى سر برده باشد. بازيكنان پوتزو همچنان به حركت موفقيت آميز خود ادامه دادند تا اينكه در نوامبر سال ،۱۹۳۵ او موفق شد براى بار دوم كوپا اينترناسيوناله را بالاى سر ببرد. تيم المپيك ايتاليا تحت رهبرى پوتزو در سال ۱۹۳۶ در برلين جام قهرمان را بالاى سر برد و سرانجام اين كه در سال ۱۹۳۸ كشور فرانسه ميزبان جام جهانى را برعهده داشت. ايتاليا در بازى نهايى با مجارستان روبرو شد و با حساب ۴ بر ۲ اين تيم خوب و قدرتمند را از پيش رو برداشت. لحظه بزرگ براى پوتزو و يارانش، لحظه بازگشت به كشور بود، آنجا كه موسولينى نيز پيراهن آتزوريها را برتن كرده بود و منتظر بازگشت تيم ملى ايتاليا از اين مسابقات بود.
در جنگ جهانى دوم فرصت چندانى براى بازى فوتبال نبود. مخصوصاً اينكه شكست ايتاليا در اين جنگ باعث شد اين تيم وارد دوران بحران شود. با اينكه ايتاليا قهرمان جهان و المپيك بود، با اين حال به دلايل سياسى كسى حاضر نبود با تيم ملى آبى پوش ايتاليا به بازى بپردازد.
در سال ۱۹۹۰ درحالى كه كشور ايتاليا ميزبان جام جهانى بود، در شهر تورين يك استاديوم جديد ساخته شد اما به جاى اينكه نام پوتزو را بر آن نهند، اسم دل آلپى را بر آن گذاشتند.
پوتزو در طول زندگى اش دوبار ازدواج كرد و سرانجام در ۲۱ دسامبر سال ۱۹۶۸ در سن ۸۲ سالگى درگذشت.
گزارش حاشيه
يادبود رينوس ميشل، مربى قرن فوتبال جهان
ديكتاتور و ژنرال با كمى مهربانى
در كشور هلند معمولاً نام افراد سرشناس را تا زمانى كه زنده هستند، روى اماكن عمومى نمى گذارند. اگر چنين رسمى وجود نداشت، به طور حتم نام ورزشگاه اختصاصى تيم آژاكس آمستردام از «آمستردام آرنا» به «رينوس ميشل آرنا» تغيير مى يافت.
ترديد نداشته باشيد كه بدون رينوس ميشل كه هفته گذشته دار فانى را وداع گفت، چنين ورزشگاهى هرگز ساخته نمى شد. بدون رينوس ميشل كه در سال ۱۹۹۹ از سوى فيفا به عنوان مربى قرن برگزيده شد، باشگاه آژاكس هرگز در سطح جهان مطرح نمى شد.
حتى بدون رينوس ميشل، تيم ملى فوتبال هلند به موفقيتهاى زيادى دست نمى يافت.
تا دهه ،۱۹۶۰ تيم ملى فوتبال هلند در سطح تيمهايى چون قبرس و يا ايسلند بود. با آنكه اين تيم از بازيكنان تكنيكى بهره مند بود، اما فوتبال را با تاكتيكهاى كهنه و ۳۰ ساله بازى مى كرد.
اما ميشل همه چيز را به ناگهان تغيير داد. او با شخصيت منحصر به فرد خود، مديريت قوى و ايجاد انگيزه ميان بازيكنان، هلند را وارد عصر حرفه اى گرى نمود و اين تيم را به يكى از جذاب ترين تيمهاى فوتبال جهان تبديل كرد. البته در نقطه مركزى اين تحول، يوهان كرويف قرار داشت كه با همكارى بازيكنان باتجربه ترى همچون پيت كيزر و اسوارت، فوتبال شناور مورد نظر ميشل را به نمايش گذاشتند.
در حقيقت، ميشل، هماهنگى، انگيزه و جسارت را به وجود آورد تا اينكه كرويف و ساير بازيكنان تيم ملى فوتبال هلند شكوفا بشوند.
كرويف در مورد رينوس ميشل مى گويد: بهترين استاد من، رينوس ميشل بود، چون نكات بسيار زيادى از وى آموختم و همواره تلاش كردم تا از او تقليد بكنم.
در جام جهانى ،۱۹۷۴ هنگامى كه تيم ملى فوتبال هلند، فوتبال شناور را به نمايش گذاشت و به مقام نايب قهرمانى دست يافت، كارشناسان و مربيان سراسر دنيا به تمجيد از سيستم جديد رينوس ميشل كه همان فوتبال شناور بود، پرداختند. در آن زمان، هلند در بازى پايانى مغلوب آلمان شد، اما ۱۴ سال بعد، رينوس ميشل با بازيكنانى چون ماركو فان باستن و رود گوليت، انتقام آن شكست تلخ را گرفت و با شكست دادن آلمان، قهرمان يورو ۸۸ شد.
اما رينوس ميشل در دهه ۱۹۶۰ وارد عرصه فوتبال جهان شد. پس از پايان جنگ جهانى دوم، رينوس ميشل مهاجم نوك آژاكس بود كه ۵ بازى نيز براى تيم ملى فوتبال هلند انجام داد.
چند سال بعد، وى به عنوان مربى ژيمناستيك در مدارس كودكان استثنايى فعاليت خود را آغاز كرد كه در همان زمان ويژگيهاى بارز مديريتى وى نمايان گشت.
در ماه فوريه ۱۹۶۵ تيم آژاكس مربى خود ويك باكينگهام را از كار بركنار كرد و رينوس ميشل را به عنوان مربى جديد خود برگزيد. بابى هارمز، هم تيمى سابق رينوس ميشل كه به عنوان دستيار وى نيز در آژاكس انجام وظيفه مى كرد، در مورد خاطرات كار با ميشل مى گويد: هنگامى كه وى به عنوان مربى به آژاكس بازگشت، بسيار منضبط و سختگير شده بود.
ميشل از آن زمان تشنه موفقيت بود، به همين دليل القابى چون «ديكتاتور» و «ژنرال» برايش در نظر گرفته بودند. او براى تيم آژاكس ۵ جلسه تمرين در روز در نظر گرفت كه در اين تمرينات طاقت فرسا نفس بازيكنان را مى گرفت.
يكى از مدافعان آن زمان تيم آژاكس مى گويد: ميشل از من خواست كه محكم تر بازى بكنم و اگر مهاجمى از من عبور كرد، با خطا او را متوقف بكنم.
اولين اقدام ميشل پس از انجام تمرينات بدنسازى طاقت فرسا، محكم كردن خط دفاعى تيمش بود. به همين دليل واسوويچ مدافع تيم پارتيزان بلگراد را به خدمت گرفت.
البته پيش از اينكه رينوس ميشل هدايت تيم آژاكس را بر عهده بگيرد، اين تيم، فوتبالى هجومى انجام مى داد. در آن زمان، مهاجمان و مدافعان اين تيم به طور مداوم پستهاى خود را تغيير مى دادند و همچنين اين تيم از خط ميانى به دفاع كردن مى پرداخت.
اما هنگامى كه ميشل به آژاكس آمد، به روش بازى اين تيم نظم بخشيد و فوتبال شناور در قالب يك سيستم مشخص صورت مى گرفت.
در سالهاى اول فعاليت ميشل در آژاكس، بسيارى از بازيكنان اين تيم از وى متنفر بودند، اما در سالهاى پايانى او نقش پدر بازيكنان را ايفا مى كرد.
در سال ۱۹۷۱ هنگامى كه آژاكس قهرمان اروپا شد، ميشل اين تيم را به مقصد بارسلونا ترك كرد و استفان كواچ به عنوان مربى آژاكس برگزيده شد. با آنكه كواچ به ظاهر مربى اين تيم بود، اما در حقيقت، كرويف و چند بازيكن ديگر، اين تيم را هدايت مى كردند. به همين دليل خيلى زود، آژاكس اسير بى نظمى شد و در سال ۱۹۷۳ فرو ريخت.
اما در جام جهانى ۱۹۷۴ ميشل در تيم ملى فوتبال هلند با بازيكنان سابق خود مواجه شد. با آنكه ميشل تنها يك ماه پيش از آغاز جام جهانى هدايت تيم ملى را بر عهده گرفته بود، اما اين تيم، فوتبال بسيار زيبايى در بزرگترين رويداد فوتبال جهان ارائه داد و هلند به بازى پايانى راه يافت.در فينال، هلند در دومين دقيقه بازى گل زد و همين موضوع باعث شد تا بازيكنان اين تيم، آلمان را دست كم بگيرند كه در نهايت تيم ميزبان دو بر يك هلند را شكست داد.
پس از آن شكست، خبرنگاران بارها علت ناكامى تيم هلند را از ميشل جويا شدند كه وى در جواب مى گفت: در آن بازى سه بازيكن جهانى و تأثيرگذار به نامهاى يوهان كرويف، گرد مولر و بكن باوئر در زمين حضور داشتند كه تنها كرويف از لحاظ روانى آمادگى لازم براى حضور در اين بازى را نداشت.
البته در جام جهانى، ميشل از تمركز لازم برخوردار نبود، چون به طور مداوم عملكرد تيم بارسلونا را تعقيب مى كرد و حتى به خود زحمت نداد بازى مرحله نيمه نهايى آلمان مقابل هلند را خود و يا يكى از دستيارانش تماشا و ارزيابى كنند. حتى گفته مى شود كه در آن تورنمنت، خبرى از سخت گيريهاى ميشل نبود و بازيكنان هلندى آزادانه به گشت و گذار در خيابانهاى آلمان مى پرداختند.
از آن زمان به بعد، هلند در اغلب تورنمنتهاى جهانى بازى زيبايى از خود به نمايش گذاشته، اما هرگز نتيجه نگرفته است.
در آن زمان ميشل مى گفت دوست ندارد تيمش زيبا بازى بكند، اما در نهايت ببازد. واقعاً حق با ميشل بود.
فروردين سرنوشت ساز
براى تيم ملى و فوتبال ايران
رضا خسروى
روزهاى پايانى سال ۸۳ براى فوتبال ايران روزهاى پرالتهابى خواهد بود. تيم ملى كشورمان كه سال پرنوسان و البته موفقى را پشت سر گذاشت، حالا در آستانه يكى از بزرگترين و حساس ترين آزمونهاى خود قرار دارد كه مى تواند سرنوشت فوتبال ايران را تا حدود زيادى مشخص كند. شاگردان برانكو ايوانكوويچ درحالى روزهاى پايانى سال ۸۳ را به انتظار ديدار با ژاپن به سر مى برند كه سال گذشته را نيز با فوتبال آغاز كردند و روز يازدهم فروردين ماه در لائوس ديدار رفت خود را مقابل تيم ملى اين كشور برگزار نمودند. اين تيم پس از پشت سر گذاشتن مراحل مقدماتى اميد بسيارى داشت كه در جام ملتهاى آسيا عنوان قهرمانى را از آن خود كند، اما يك شكست تلخ برابر چين در مرحله نيمه نهايى باعث شد كه رؤياهاى فوتبال ايران براى رسيدن به مقام قهرمانى جام ملتهاى آسيا چهار سال ديگر نيز ادامه داشته باشد.
204393.jpg
پس از اين آزمون بزرگ، ملى پوشان كشورمان دو ديدار سنگين برابر اردن و قطر را پشت سر گذاشتند و با كسب جواز صعود به جمع هشت تيم خود را به گروهى رساندند كه بحرين، كره شمالى و ژاپن قرار داشتند.تيم ملى در اولين ديدار خود در اين گروه روز ۲۱ بهمن ماه به مصاف بحرين رفت و در ديدارى كه انتقادهاى بسيارى را با خود به همراه داشت، موفق شد يك امتياز با ارزش را از اين ديدار به ارمغان بياورد. هرچند كه پس از اين تساوى، انتقادات زيادى عليه برانكو ايوانكوويچ و شاگردانش مطرح شد، اما به هرحال كسب يك امتياز از ميدان سخت منامه مى تواند در روزهاى پايانى به فرياد تيم ملى ايران برسد. با اين حال، تيم ملى كشورمان در دومين ديدار خود بايد روز پنجم فروردين ماه ميزبان تيم ملى ژاپن باشد. ديدارى كه مى تواند سرنوشت صعود ايران را تعيين كند. به اعتقاد كارشناسان و حتى رئيس فدراسيون فوتبال و شخص برانكو ايوانكوويچ، در صورتى كه تيم ملى بتواند در سه ديدار تهران به سه پيروزى دست پيدا كند، با يك امتيازى كه از ديدار اول مقابل بحرين كسب كرده است، به راحتى مى تواند به مسابقات جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان صعود كند، اما اصلى ترين مشكل برانكو و تيم ملى اين است كه بازيكنان شاخص در ليگهاى خارجى با فاصله زمانى كمى به تيم ملحق مى شوند و عدم هماهنگى آنها با ساير بازيكنان مى تواند مشكلاتى را مثل ديدار با بحرين ايجاد كند. هرچند كه به نظر مى رسد اين بار بازيكنانى مثل فريدون زندى هماهنگى بيشترى با بازيكنان ديگر داشته باشد و بهتر بتواند در خدمت تيم ملى باشد. در سفرى كه برانكو به اروپا داشت، با لژيونرهاى شاغل در آلمان صحبتهايى را انجام داد تا آنها هرچه سريعتر به اردوى تيم ملى ملحق شوند، اما طبق قوانين فيفا اين بازيكنان نمى توانند زودتر از پنج روز مانده به بازى رسمى به ايران بيايند. به همين خاطر اين احتمال وجود دارد كه باز هم مشكلاتى در روند تاكتيكى تيم ملى به وجود بيايد. اين مشكلات زمانى دو چندان مى شود كه تيم حريف تيمى به نام ژاپن باشد. تيمى كه با در اختيار داشتن ستاره هاى كليدى شاغل در ليگ هاى خارجى مى تواند در تهران هم براى ما دردسرساز شود.
به هرحال بازى با ژاپن نيمى از راه صعود تيم ملى به مسابقات جام جهانى خواهد بود كه روز پنجم فروردين ماه برگزار خواهد شد. از ديگر مشكلات اين بازى، مى توان به تعطيلى روزنامه ها و رسانه هاى گروهى اشاره كرد كه عملاً انگيزه و روح و نشاط هميشگى را در بازيكنان از بين خواهد برد.تيم ملى اگر بتواند اين ديدار را با پيروزى به پايان برساند، با خيالى آسوده سوار بر هواپيما خواهد شد تا خود را براى ديدار با كره شمالى آماده كند. تيم كشورمان يك روز پس از ديدار با ژاپن راهى چين مى شود و پس از سه روز اقامت در اين كشور، راهى پيونگ يانگ خواهد شد تا خود را براى ديدار روز دهم فروردين آماده كنند. تيم ملى در فروردين ماه اين دو بازى سنگين و سرنوشت ساز را پيش رو دارد و پس از آن تا خردادماه ديدارى را برگزار نخواهد كرد.
علاوه بر تيم ملى بزرگسالان، تيم منتخب باشگاههاى ايران نيز در فروردين ماه خود را براى حضور در مسابقات كشورهاى اسلامى آماده خواهد كرد. اين تيم با رهبرى دكتر بيژن ذوالفقارنسب با حضور جمعى از بهترين بازيكنان ليگ عازم عربستان خواهد شد. اين مسابقات از روز نوزدهم فروردين ماه آغاز مى گردد و تيم منتخب باشگاههاى ايران با تيمهاى سودان، عمان و تاجيكستان همگروه است.از سوى ديگر، ادامه رقابتهاى چهارمين دوره ليگ برتر نيز از ديگر برنامه هاى فروردين ماه فوتبال ايران خواهد بود. بدون شك نزديك شدن به روزهاى پايانى ليگ برتر بر جذابيت هاى اين مسابقات خواهد افزود و علاقه مندان به فوتبال شاهد پيكارهايى حساس و زيبا در روزهاى پايانى اين رقابتها خواهند بود.
ديدار با تيم ملى ژاپن و پس از آن كره شمالى، مى تواند سرنوشت ديدارهاى آينده تيم ملى را مشخص كند. اين تيم بايد در تهران ميزبان بحرين و كره شمالى باشد و در آخرين ديدار روز ۲۷ مردادماه در ورزشگاه يوكوهاما به مصاف تيم ملى ژاپن خواهد رفت. شايد اين ديدار يك بازى تشريفاتى براى دو تيم باشد. هرچند كه مى تواند يك بازى تعيين كننده نيز نام بگيرد. همه اين شرايط به نتايج قبلى اين دو تيم در رقابتهاى قبلى بستگى دارد.
استاد پير؛ مربى مورد علاقه موسولينى
204357.jpg
در يك دوره درخشان چهار ساله، ويتوريو پوتزو دو بار ايتاليا را به عنوان قهرمان جهان و يك بار هم قهرمان المپيك رساند. نام پوتزو هم اكنون به عنوان يكى از بزرگ ترين مربيان فوتبال در تاريخ اين رشته به ثبت رسيده است. او را در ايتاليا با نام «استاد پير» (il vecchio maestro) مى شناسند. پوتزو در فوتبال ايتاليا همچنين به «جادوگر تالتيك» نيز شهره است. يكى از ويژگى هاى شاخص او، رهبرى مثال زدنى اش بود تا آنجا كه ايتاليايى ها و غير ايتاليايى ها را براى فتح اولين جام جهانى همسو كرد. يكى از طرفداران پر و پا قرص پوتزو و تيم تحت رهبرى اش، بنيتو موسولينى، رهبر فاشيست ايتاليا بود. پوتزو عاشق مكتب فوتبال انگلستان بود و مدتى را نيز براى تحصيل فوتبال به اين كشور سفر كرد. او تا قبل از اينكه در سال هاى ،۱۹۳۴ ۱۹۳۶ و ،۱۹۳۸ ايتاليا را به دو عنوان قهرمانى جهان و يك قهرمانى المپيك برساند، طى سال هاى ۱۹۱۲ و ۱۹۲۴ تيم فوتبال المپيك ايتاليا را در استكهلم و پاريس رهبرى كرد و در همين راستا يك مدال برنز نيز براى فوتبال ايتاليا به ارمغان آورد.
پوتزو به هنگام بازيگرى در عضويت باشگاه تورينو بود و بسيارى از بازيكنان آتزورى (لقبى كه به تيم ملى ايتاليا به مناسبت لباس هاى آبى رنگشان داده اند) از تيم شهر تورين انتخاب شده بودند. تعداد زيادى از بازيكنان تيم تورين بعدها در سال ۱۹۴۹ در حادثه دلخراش سقوط هواپيما كه به «سوپرگا» معروف شد، جان باختند. پوتزو جزو اولين نفراتى بود كه در صحنه حاضر شد و اقدام به شناسايى اجساد كرد.
شايع شده بود كه پوتزو همواره دو چيز را به همراه خود دارد كه آنها برايش شانس مى آورند: يكى از اين چيزها قطعه اى شيشه اى از جام شكسته اى بود كه تيمش در جام «دكتر گرو» با شكست ۵ بر صفر مجارستان تصاحب كرده بود. (جام «دكتر گرو» يكى از جام هاى اوليه قهرمان اروپا بود كه به «كوپا اينتر ناسيوناله» نيز شهرت داشت).
و ديگرى بليت برگشت به كشور مورد علاقه اش انگلستان بود كه خانواده اش براى او ارسال كرده بودند. هر چند كه پوتزو ترجيح داده بود در ايتاليا بماند و به مربيگرى اين تيم بپردازد.
ويتوريو پوتزو تنها مربى جهان است كه موفق به تصاحب جام جهانى و المپيك شده است. در مورد استفاده از بازيكنان اوريوندى (بازيكنان آمريكايى جنوبى كه مليت ايتاليايى اختيار كرده بودند) به پوتزو انتقاد شد و او در پاسخ به منتقدان اظهار داشت: «كسى كه مى تواند براى ايتاليا بميرد، مى تواند براى ايتاليا بازى كند.» يكى از نكات جالب توجه در مورد تيم قهرمان جهان در سال ،۱۹۳۸ نفرات كاملاً جديدى بود كه پوتزو از آنها در تيمش استفاده كرد. تا آنجا كه فقط جوزپه مه آتزا و جيووانى فرارى از جام جهانى قبل در تيم ملى ايتاليا حضور داشتند.
پوتزو در تابستان سال ۱۹۴۸ در سن ۶۲ سالگى از مربيگرى تيم ملى ايتاليا كناره گيرى كرد. او ۲۰ سال پس از اين تاريخ و در حالى كه تنها ۴ روز به كريسمس باقى بود، جان به جان آفرين تسليم گفت تا ايتاليا و جهان، يكى از بزرگ ترين (و چه بسا بزرگ ترين) مربيان فوتبال جهان را از دست داده باشد. پوتزو پس از اينكه مربيگرى را كنار نهاد، به سراغ روزنامه نگارى رفت و تا دم مرگ از عشقش كه همانا فوتبال بود نوشت. پوتزو در تورين، شهرى كه در آن متولد شد و با تيم فوتبالش به شهرت رسيد جان سپرد و در همان جا  آرام گرفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |