شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳ - ۱ صفر ۱۴۲۶
Sat, Mar 12, 2005
گفت و گو
۳۰۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
جشن سه هزار ساله نوروز، پيام هاى مهمى دارد
نوبت بيدارى و رهايى
گفت وگو با افسر افشار نادريجامعه شناس
204531.jpg
(بخش اول)
فريال طهماسبى
سيب، سماق، سركه، سكه، سبزى، سمنو و سير. ايرانيان آغاز فصل بهار را با هفت سين جشن مى گيرند. جشنى سه هزار ساله كه در ميان همه اقوام ايرانى در هر كجاى اين كره خاكى به عنوان بزرگترين و با طراوت ترين عيد سال جايگاه ويژه اى دارد.
نوروز، سبزى و ستون فرهنگ ماست. نوروز وجه مشترك همه مردمانى است كه با فرهنگ ايرانى زاده شده اند، بدان خو گرفته اند و به ارزشهايش ارج نهاده اند و اينك آغاز فصل بهار را با نوروزشان، جشن مى گيرند و پايكوبى مى كنند.
ولى اينكه نوروز داراى چه زمينه هاى اجتماعى است و اسطوره ها، به عنوان نمادهاى قومى چه نقشى در آن دارند و اينكه در ميدان جهانى شدن، آيا نوروز، كاركردهاى خاص خود را حفظ خواهد كرد يا نه و آيا پتانسيل اين را دارد كه تبديل به يك روز جهانى شود يا خير، پرسش هايى است كه افسر افشار نادرى، جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت وگوى حاضر به آن مى پردازد و زمينه هاى جامعه شناختى نوروز را توضيح مى دهد.

* نوروز، وجه مشترك مردمانى است كه در جغرافياى فرهنگى ايران زندگى مى كنند ولى زمينه هاى اجتماعى پيدايش نوروز در ايران چگونه بوده است؟ آيا گذشته از ايران، در ديگر كشورها برگزارى جشن ها و آيين هايى را در آغاز فصل بهار سراغ داريم؟
- انسان از همان ابتداى حيات كه از راه شكار و گردآورى خوراك روزگار مى گذراند، متوجه بازگشت و تكرار برخى از رويدادهاى طبيعى از جمله تكرار فصل ها شد. نخستين محاسبه فصل ها، در همه جمعه ها با گردش ماه، كه تغيير آن آسان تر ديده مى شد، صورت مى گرفت. سال نزد ايرانيان همواره چهار فصل نبوده است، زمانى شامل دو فصل، زمستان ده ماهه و تابستان دوماهه بوده و زمانى ديگر تابستان هفت ماه (از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردين) بوده و سرانجام از زمانى نسبتاً كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است.
محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاى كهن، از دوران كشاورزى، همراه با مرحله اى از كشت و برداشت بوده و بدين جهت است كه آغاز سال نو در بيشتر كشورها و آيين ها در نخستين روزهاى پاييز، زمستان و بهار است. در ادبيات فارسى، جشن نوروز را، مانند بسيارى از آيين ها، رسم ها، فرهنگ و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مى دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم هجرى، چون فردوسى، منوچهرى، عنصرى، بيرونى، طبرى، مسعودى، مسكويه، گرديزى و بسيارى ديگر، كه منبع تاريخى و اسطوره اى آنان بى گمان ادبيات پيش از اسلام بوده، نوروز و برگزارى جشن نوروز را از زمان پادشاهى جمشيد مى دانند.
محمدبن جرير طبرى نوروز را سرآغاز دادگرى جمشيد دانسته كه در آن روز به مظالمى رسيدگى كند و دادگرى خود را به نمايش بگذارد. ابوريحان بيرونى پرواز كردن جمشيد را آغاز نوروز مى داند كه در آن روز، گردونه اى ساخته و سوار بر آن شده تا جن و شياطين را در هوا حمل كند. به نوشته گرديزى، جمشيد جشن نوروز را به شكرانه اين كه خداوند گرما، سرما، بيمارى و مرگ را از مردمان گرفت، برگزار كرد و سرانجام خيام مى نويسد كه جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت. روزگار جمشيد يا عصر جمشيديان يا هزاره جمشيد، دوران رونق صنايع و سازمان هاى اجتماعى است و از اين رو فرهنگ و تمدن گذشته از سير مادى، در سير معنوى خود قرار مى گيرد، پس پديده هاى مادى و معنوى و سازمان هاى اجتماعى، سبب برخوردهاى فكرى و جسمى مى شده كه تمام پيشرفت هاى زندگى زاييده همين برخوردهاست.
گذشته از ايران، در آسياى صغير و يونان، برگزارى جشن ها و آيين هايى را در آغاز بهار سراغ داريم.
* اسطوره ها بيانگر نمادهاى قومى هستند كه بيشتر در جامعه سنتى شكل مى گيرند، يعنى حوادثى در جامعه رخ مى دهد كه هاله هاى قومى، نمادين و تخيلى دور آن حادثه تاريخى را مى گيرند و بعد از هزاره اى ممكن است تبديل به اسطوره شود. حال سؤال من اين است كه اسطوره ها در نوروز كه از ديرباز يك جشن ملى فرهنگى است، نقشى ايفا مى كنند؟
- به طور كلى، اسطوره ها، داستان هايى مركب از نمادها، استعاره ها و تصوراتى هستند كه برآورنده معيارهاى اخلاقى، الگوهاى مثالى و كنترل هاى رفتار اجتماعى هستند. اسطوره يا فولكلورسنتى دريچه هايى هستند كه از طريق آنها مى توانيم نظرى به عميق ترين و پنهانى ترين ساخت هاى فرهنگى خود بيندازيم. اسطوره ها واقعيات ذهن را نشان مى دهند. جامعه اى كه اسطوره هايش را زنده نگه مى دارد، از استوارترين و غنى ترين اجزاى روح بشرى بهره خواهد برد. اسطوره ها با بررسى علمى جور درنمى آيند و نمى توانند در دنياى واقعى فيزيكى، آنچنان كه ما مى شناسيم، رخ دهند، اما اينها داستان هايى معنوى هستند و به همان ميزانى كه يافته هاى علم درباره واقعيت فيزيكى صادق است، اسطوره ها نيز درباره طبيعت معنوى و روان شناختى ما صادق هستند.
ايرانيان باستان براى اينكه در كار زدودن غم و غصه از روح و جان خود كامياب شوند، جشنهايى در درازاى سال ترتيب داده و در آن جشنها به پايكوبى پرداخته و بدين وسيله افكار بد و زهرآگين را از مغز و روح خود پاك كرده و آسوده خيال، خود را براى كار سخت روزهاى بعد از جشن آماده مى كردند.
نوروز نيز يكى از همين جشنها و در واقع بزرگترين عيد ايرانيان به شمار مى آيد. نوروز شروع فصل گل و ريحان و سرسبزى باغ و بستان است. در اين ايام دشت و دمن سبز و خرم است و باد بهارى درختان مرده را زنده مى كند و لباس نو مى پوشاند و درحقيقت جشن نوروز، جشن طبيعت است. اين جشن از بوته آزمايش روسفيد بيرون آمده، زيرا نه غلبه اسكندر مقدونى، نه تاخت و تاز اعراب بدوى و نه كشت و كشتار چنگيز مغول و تيمور تاتار، هيچكدام نتوانست اين جشن ملى را ريشه كن كند و امروز هم پس از گذشت هزاران سال هر فردى كه ايرانى است و خون ايرانى در رگهايش مى جوشد، از هر مذهب و فرقه اى كه باشد، نوروز را جشن ملى خود مى داند.
* عده اى از مردم براين باورند كه نوروز از زمان ديانت زرتشت در ايران جاافتاده است. بدين معنا كه جايگاه مذهبى نوروز به آغاز ديانت زرتشت برمى گردد و از آن زمان است كه ايرانيان، نوروز را جشن مى گيرند؟
- نوروز عيد ايرانيان قديم است و اصلاً رنگ مذهبى نداشته و هيچگاه هم نتوانسته اند از آن بهره بردارى سياسى كنند. ديانت زرتشت تنها آن را تأييد كرد. ايرانيان باستان براى اينكه در كار زدودن غم و غصه از روح و جان خود كامياب شوند، جشنهايى در درازاى سال ترتيب داده بودند. يكى از اين جشنهاى ماهيانه كه امروز نيز هنوز مراسم آن توسط زرتشتيان ايران متداول است و از جمله جشنهاى ملى در سال هاى اخير شناخته شده جشن مهرگان است. اين جشن و جشن نوروز از پراهميت ترين جشنهايى بودند كه در برگزارى و بزرگداشت آنها وقت بيشتر مبذول مى داشتند. يكى ديگر از جشنهاى بزرگ ايران باستان كه از زمانهاى بسيار دور براى ما به يادگار مانده جشن سده است كه جشن پيدايش آتش است. در روايات ايرانى آن را به هوشنگ پادشاه پيشدادى نسبت مى دهند. فردوسى نيز در شاهنامه خود شرح پيدايش آتش و بنيانگذارى جشن سده را در زمان هوشنگ ضمن داستانى بيان نموده است. بنابراين نوروز اززمان پادشاهى جمشيد از ايران باستان براى ما به يادگار مانده و هيچگاه رنگ مذهبى نداشته است.
*  نوروز در طول تاريخ و بخصوص پس از اسلام، چه تغييراتى كرد؟
ايرانيان از همان ابتدا دريافته بودند كه بايد با تمام وجود و هستى ازآيين هاى كهن نگهدارى كنند. به همين دليل زمانى كه ايران مورد هجوم اعراب قرار گرفت و سامان زندگى، شيوه اى ديگر يافت، مى رفت كه اين آيين ها و رسوم زيبا نيز به فراموشى سپرده شود، اما ايرانيان بيدار، دريافتند كه اگر خدشه اى بر درخت فرهنگ خويش وارد شود، همه چيز نابود خواهد شد به همين دليل كمر همت بسته، حتى با رخنه كردن در دل سياه خليفگان اموى و عباسى به آنان ياد دادند تا به هنگام نوروز و مهرگان رخت زيبا بپوشند، آتش برافزوند و جشن بگيرند. در نتيجه جشن نوروز مطلوب و محبوب خليفگان قرار گرفت.
در ايران با ظهور يعقوب ليث و فرمانروايى سامانيان آيين هاى ايرانى از نوروز زنده شدند و فرهنگستان پديد آوردند. فردوسى «كاخى از نظم برپا كرد كه از باد و باران گزند نيايد» و رودكى» بوى جوى موليان آيدهمى» را سرود. دربار سامانيان، روزگار ساسانيان را پيش ديدگان آورد. گويى بارگاه خسروپرويز دوباره رونق يافت و نكيسا، باربد، رامتين، سركش و بامشاد سر از خاك برآوردند و سرود و نغمه و ترانه ساز كردند.
تاريخ طبرى، تفسير طبرى، كليله و دمنه و ده ها كتاب ديگر كه از پهلوى به عربى برگشته بود، دوباره به زبان فارسى درى برگشت و همدوش اين كارهاى فرهنگى، جشن هاى نوروز، مهرگان و سده و ديگر جشن هاى دوباره با شكوه و زيبايى به زندگانى مردم برگردانده و برگزار گرديد. در روزگار غزنويان نيز شاعران، سخنسرايان، وزيران و دبيران خردمند و آگاه از رسوم زندگى ساز و شادى بخش كهن حفاظت كرده و در نگهبانى شاهنامه و رواج زبان فارسى درى همت گماشتند. چنانچه مى بينيم تا به امروز ايرانيان توانسته اند از اين رسوم پاسدارى كنند و خوشبختانه اين اواخر جشن سده و مهرگان نيز از جمله اعياد ملى محسوب گرديده و بايد اميد داشته باشيم اين جشن هاى سنتى و آيين ها روز به روز باشكوه بيشتر برگزار گردد ومطمئن باشيم حفظ پيوند ما با گذشته تنها از طريق برگزارى اين آيين هاست. بزرگداشت و برگزارى نوروز به ويژه در نزد شيعيان و تا به امروز ادامه داشته و سفره هفت سين، بدون قرآن و تحويل سال بدون گفتن »يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الى احسن الحال» نيست.
*  آيين هاى نمادى نوروز از ايران باستان تا به امروز چگونه بوده است؟ اغلب روايات مى شود ايرانيان باستان به جاى هفت سين، با هفت شين نوروز را جشن مى گرفتند. صحت اين روايات چگونه است؟
رسم ها و آيين هاى نوروزى كه از روزگاران كهن برگزارى آنها از نسلى به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگونى شيوه هاى زندگى، تكنولوژى هاى صنعتى و ماشينى، سازمان هاى ادارى، قانون ها و وسايل ارتباط جمعى جديد، بدون آنكه هويت خود را از دست بدهد، تحول يافته است. از آداب و رسوم كهن قبل از نوروز، بايستى از پنجه (خمسه مسترقه يعنى دزديده) ميرنوروزى، چهارشنبه سورى، پنجشنبه آخر سال، خانه تكانى، كاشتن سبزه، سفره هفت سين، لباس نو، حاجى فيروز، خوراك هاى مخصوص نوروز و آنگاه عيدديدنى، عيدى، كارت تبريك عيد و بالاخره سيزده بدر و باورهاى عاميانه را نام برد. در روزگار ساسانيان، قاب هاى زيباى منقوش و گرانبهايى از جنس كائولين از چين به ايران آورده مى شد و يكى از كالاهاى ارزشمند و بازرگانى چين و ايران، همين ظرف هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بود نامگذارى شد و به نام «چينى» و به گويشى ديگر به صورت سينى و به زبان عربى «حينى» در ايران رواج يافت. چينى يا سينى يعنى منسوب به چين. لذا ابتدا «هفت سين» امروز به صورت هفت چين بوده و در آيين هاى نوروزى براى چيدن سفره نوروزى از همين ظرف هاى منقش بسيار نفيس كه از چين آورده شده بود و نوع مرغى آن هنوز در ايران بهاى زيادى دارد، بهره مى گرفتند و اين ظرف ها را پر از نقل و قند و شكر و شيرينى مى كردند كه بعدها به صورت هفت سين درآمد.
اما آنچه مسلم است اين كه «هفت سين» مخصوص مسلمانان است و بين زرتشتيان مرسوم نيست. آنان مى كوشند بهترين داده هاى اهورايى را سر سفره عيد حاضر نمايند و به زعم بعضى از محققين در زمان قديم سرسفره عيد، هفت شين داشته اند. تعبيرات هر چه كه باشد قدر مسلم اين است كه عدد هفت در بين ايرانيان عدد مقدسى به شمار مى رفته، كلماتى مانند هفت امشاسپندان، هفت كواكب، هفت طبقه آسمان، هفت ملك مقرب، هفت ليث، هفت بوخت و هفته و از اين قبيل كلمات نماينده عظمت و تقديس اين عدداند، چه در بين ايرانيان باستان و چه در بين ايرانيان امروز.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |