|
رهبر مارونى هاى لبنان:
دولت آينده لبنان بايد بى طرف باشد
|
|
|
ترجمه: سميرا عربشاهى روزنامه «لوموند» چاپ «پاريس» در گفت وگويى با كاردينال «نصرالله پطروس صفير» اسقف اعظم و رهبر مارونى هاى لبنان پرسش هايى را در مورد تحولات آن كشور مطرح كرده كه او بدانها پاسخ داده است. متن اين گفت وگو كه موضع مسيحيان لبنانى را آشكار مى كند، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد. برداشت شما از وضعيت موجود پس از استعفاى دولت «عمر كرامى» چيست؟ تبيين وضعيت كنونى مشكل است. اميدوارم همانگونه كه در قانون اساسى پيش بينى شده است، مشاوره ها براى انتخاب نخست وزير و تشكيل دولت انجام گيرد. نمى توان اجازه داد اين پست خالى بماند. در عين حال خواهان عزل مقامات ارگانهاى امنيتى هستند. نمى دانم آيا دولت براى انجام اين كار آمادگى دارد يا خير. اگر دولت بخواهد هماهنگ باشد، حداقل مى تواند اين مسؤولان را از مقامها و مسؤوليتهايشان معلق كند. اما اگر اينجا وآنجا هر كس بر عقيده خود اصرار بورزد؛ معلوم نيست كشور كدام سو پيش خواهد رفت. شما خواهان روى كار آمدن چه دولتى هستيد؟ دولت آينده بايد بى طرف باشد و اعضاى آن وابستگى هاى سياسى نداشته باشند. اين دولت بايد انتخابات پارلمانى را سازمان دهد و بر آن نظارت داشته باشد. بايد امكان آن فراهم شود كه بتواند از همكاريهاى مسلم و قطعى در زمينه امنيتى برخوردار باشد و بتواند در كمال بى طرفى عمل كند. آيا شما موافق مهلت جهت برگزارى انتخابات تا هنگام بهار هستيد ويا فكر مى كنيد انتخابات تا پيش از خروج نيروهاى سورى نبايد برگزار شود؟ انتخابات بايد برگزار شود. سوريها بايد نيروهاى خود را كاملاً خارج كنند. بنابراين با روى كار آمدن دولت جديد مسأله خروج كامل نيروها مطرح خواهد شد. از نظر برخى ، خروج نيروهاى سورى بايد مطابق قرارداد طائف صورت گيرد، برخى ديگر عقيده دارند اين كار بايد براساس قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل متحد انجام گيرد. نظر شما در اين خصوص چيست؟ ميان حاميان قرارداد طائف و قطعنامه ۱۵۵۹ تفاوت عمده اى نمى بينم. طبق اين قطعنامه شبه نظاميان بايد خلع سلاح شوند. تمام شبه نظاميان لبنانى و غيرلبنانى بايد خلع سلاح شوند، از جمله حزب الله و سازمان هاى فلسطينى و ارتش سوريه بايد به درون مرزهايش عقب نشينى كند و ارتش لبنان كنترل امور را در دست گيرد. در قرارداد طائف چه گفته شده است؟ اينكه غيرنظاميان بايدخلع سلاح شوند. تمامى شبه نظاميان لبنانى و غيرلبنانى بايد خلع سلاح شوند و سلاحهاى خود را در فرصتى ۶ ماهه به دولت لبنان تحويل دهند كه اين زمان از هنگام تأييد منشور توافق ملى آغاز خواهد شد. اين سلاحها بايد در اختيار ارتش و نيروهاى امنيتى لبنان قرار گيرد. در قرارداد طائف نيز آمده است كه دو سال پس از امضاى اين قرارداد، نيروهاى سوريه بايد از لبنان خارج شوند. لذا من تفاوتى ميان اين دو متن نمى بينم. شما به دعوت جورج بوش به ايالات متحده مى رويد. معنى و مفهومى كه اين ديدار خواهد يافت، چيست؟ اين ديدار مانند ديگر ديدارهايى است كه به كشورهاى ديگر انجام داده ام. به علاوه كه تعداد لبنانى ها درآمريكا زياد است وجامعه لبنان دو اسقف وتقريباً صدها كليسادر آنجا دارد(...) من پيش ازاين دوبار به ايالات متحده سفركرده ام. اما شرايط مانند امروز نبوده... درست است. لبنان سال۱۹۸۸ در زمانى كه پرزيدنت ريگان را ملاقات كردم، در موقعيت خوبى قرار نداشت. آيا از نظرشما ديدار ميان رؤساى جوامع لبنان مى تواند كارآمد باشد؟ ديدار ميان جوامع هميشه كارساز بوده است، اما بايد ما از ديدگاه واحدى برخوردار باشيم كه در صورت نبود اين ديدگاه مشترك مانند آن است كه بر روى آتش، هيزم ريخته شود. آيا حذف فرقه گرايى سياسى، كار درستى است؟ من مخالف اين كار نيستم، اما بايد زمينه آن را مهيا كرد و اين كار به زمان زيادى نياز دارد. بايد نسل ها را مطابق اين ايده پرورش داد. بايد مردم فكر كردن از نوع ديگر را بياموزند. متأسفانه در كشور ما چنين نيست. آيا موجى كه هفته هاى اخير بوجود آمد، مخصوصاً در سطح مردمى، نشان از يك تغيير در حال رشد به حساب نمى آيد؟ از جوانان خواسته شده است كه تنها پرچم لبنان را به نمايش بگذارند و آنها نيز اين كار را انجام دادند از همين رو، بابت اين كار بايد به آنان تبريك گفت. آنان اختلافات اندك خود را از بين بردند تا وحدت لبنان را نشان دهند و اين بسيار خوب است . كوچكترين تفاوتى ميان پل و پى ير و محمد و مصطفى نبود.آنان خود را با احساس يك لبنانى باز يافتند؛ يك لبنانى خالص . اين موج جديدى است. اما بايد تغذيه شود و ريشه يابد، چرا كه هميشه دستهايى هستند كه براى پاشيدن بذر نفاق در اين كشور مى كوشند. ما از تجاوز خارجى كه لبنانى ها را متفرق مى كند، در امان نيستيم. به طور خاص ، منظورتان چه كسى است؟ خودشما مى دانيد. آيا خطر از سرگيرى جنگ داخلى وجود دارد؟ در حال حاضر كسى به جنگ فكر نمى كند. لبنانيها در جنگ زندگى كرده اند و مى دانند تكرار آن چه هزينه اى خواهد داشت. به علاوه هيچ كس تداركات و امكانات براى جنگيدن را در اختيارندارد.ديگر پول و اسلحه اى باقى نمانده است و فكر مى كنم لبنانيها از گذشته درس گرفته اند.
|