دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۳ صفر ۱۴۲۶
Mon, Mar 14, 2005
فرهنگ و هنر
۳۰۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
كيانوريوز در كنستانتين
نگاهى به موج جديد فيلمهاى ورزشى
كيانوريوز در كنستانتين
بازگشت پليس ماوراءالطبيعه
منبع: اسكرين
مترجم: وصال روحانى
انگار كيانوريوز فقط دوست دارد كه از چهره و كاراكتر سينمايى اش يك اثر مناسب و مثبت برجاى بماند. براى اين بازيگر ۴۱ساله كه در «كنستانتين» جديدترين فيلمش نقش يك كارآگاه ماوراء الطبيعه مبارزه گر با نيروهاى شيطانى را بازى مى كند، يك فيلم بايد حتماً چيز خاصى را داشته باشد و نوعى رهايى و گونه اى از رستگارى را ترسيم كند تا او به آن جلب شود. شايد هم از كسى كه هنوز به عنوان نجات دهنده يك نسل در تريلوژى «متريكس» معروف و در ذهن ها مانده است، انتظارى جز اين لااقل در عرصه سينما نبايد داشت. خود ريوز چند هفته پس از اكران «كنستانتين» مى گويد: «چه فايده كه من در فيلمى جديد بازى كنم و انديشه اى را بر انديشه هاى قبلى من و تماشاگران نيفزايد اگر اين عامل در فيلمى نباشد، من اصلاً به سوى آن كشيده نخواهم شد.»
«متريكس»ها با استفاده از اسپشيال افكت هايى عظيم و خيره كننده و قصه آينده نگر خود در جهان توفيق زيادى داشته و بيش از ۱‎/۶ميليارد دلار فروختند و بدل به يكى از پولسازترين آثار هاليوود شدند. اين فيلم هاى سه گانه كه آخرين آنها در سال ۲۰۰۳ اكران شد، وقت و انرژى ريوز را به شكل چشمگيرى گرفت و تماشاگران را بيشتر با اين باور و عادت همسو ساخت كه ريوز را هميشه به شكل و چشم «يك منجى» در داستان هاى سينمايى ببينند. كاراكتر ريوز در «كنستانتين» نيز چنين چيزى است، با اين تفاوت كه روزى ۳۰نخ سيگار دود مى كند و طبعاً دچار بيمارى و نارسايى قفسه سينه است اما براى جبران تقصيرهاى خود و رفتن به بهشت سعى دارد نماينده شيطان بر روى كره خاكى را به خاستگاه اوليه شان واصل و آنها را راهى «درك» كند!
ريوز مدعى است كه باوجود خط داستانى مشابه فوق، كنستانتين ارتباطى با «متريكس» ندارد و آن را نبايد قسمت چهارم اين آثار شمرد. اگر در متريكس كاراكتر ريوز با ماشين هاى شيطانى مى جنگيد، در كنستانتين با شياطين فرستاده شده از جهنم طرف است. اين اولين نقش بزرگ و مهم ريوز پس از اتمام تريلوژى متريكس است. با اين حال و به رغم تمام اطمينان هايى كه ريوز به مردم مى دهد، آنها نمى توانند با ديدن «كنستانتين» به ياد نئو ابرقهرمان مشكوك و سياهپوش و عينك به چشم سرى فيلم هاى متريكس نيفتند.
ريوز كه شهرت اوليه اش با بازى در فيلم اكشن و حادثه اى «سرعت» به سال ۱۹۹۴ پايه گذارى شد، در طليعه بهار ۲۰۰۵ مى گويد: «اميدوارم اين فيلم ۲ساعت و ۶ دقيقه اى آنقدر جذاب باشد كه تماشاگر تا پايان به خاطر همين مسأله و به خاطر خود فيلم در سالن بماند و نه با قياس و يادآورى ها. اين كه اين كاراكتر كت مشكى رنگ به تن دارد يا نه، مهم نيست و نبايد دائماً در اين باره صحبت كرد. من بازى در كنستانتين را زمانى قبول كردم كه مشغول كامل كردن متريكس ها بودم و به اين خاطر كه حس مى كردم تكرارى برآنها نيست و يقين داشتم كه خودم و كاراكتر متريكسى ام را در آن تجديد و تكرار نخواهم كرد. كنستانتين يك رل و كاراكتر پيچيده و جذاب است و براى من با آنچه در متريكس تجربه كرده بودم، بسيار فرق دارد.»
ريوز مى گويد پس از اتمام تجربه متريكسى اش بسيار كوشيده است نقش هاى متنوعى را امتحان و اجرا كند و يكى از آنها ايفاى نقش يك دكتر جوان در فيلم رمانتيك «Somethingشs gotta give» روبروى جك نيكلسون و دايان كيتون بوده است. در فيلم مستقل و جديد «Thumbsucker» نيز ريوز رلى را به عهده دارد كه با نظر و كلام خود او يك پزشك روح است. كيانو ريوز مى گويد: «گاهى يك بازيگر دلش مى خواهد كه نقش قهرمان سنتى يك قصه را بازى نكند و در قالب هاى تازه اى قرار گيرد و براى من نيز همين است. سنت ها عوض شده و پليس ها و كاراكترهاى اول قصه ها لزوماً همانى نيستند كه قبلاً بودند. شخصيت اول قصه ها در حال حاضر آدمها و موجوداتى هستند كه اصلاً با باورهاى سابق ما همخوانى ندارند.»
نگاهى به موج جديد فيلمهاى ورزشى
سرانجام سينما
با فوتبال آشتى كرد
204774.jpg
گاردين ترجمه: اميررضا نورى زاده

به طور قطع فوتبال پرطرفدارترين ورزش جهان محسوب مى شود و رويدادهاى اصلى مربوط به آن همچون جام جهانى و جام ملتهاى اروپا همواره جزو پربيننده ترين رويدادهاى ورزشى در كنار مسابقات المپيك هستند و طبيعتاً ميليونها دلار نيز از سوى تماشاگران براى تماشاى مسابقات و يا از سوى شبكه هاى تلويزيونى براى خريد حق پخش مسابقات پرداخت مى شود اما عليرغم همه اين جذابيت هاى پنهان و آشكار تا به حال فوتبال ورزشى غيرسينماتيك شناخته شده بود و گرچه ورزشهايى چون بيسبال، فوتبال آمريكايى و اسب دوانى الهام بخش فيلمهاى كلاسيك تاريخ سينما بوده اند؛ فوتبال ورزشى دست دوم در هاليوود به شمار مى آمده است. مثال ديگر فيلم عزيز ميليون دلارى كلينت ايستوود درباره يك قهرمان بوكس است كه چهار جايزه اسكار را به خود اختصاص داد ولى شما كمتر فيلمى درباره فوتبال را به خاطر مى آوريد كه حتى در مراسم اسكار مطرح شده باشد و اصلى ترين فيلمهاى مربوط به فوتبال فرار به سوى پيروزى (بابازى سيلوستر استالون) و مثل بكام سانتر كن هستند. ولى به نظر مى رسد كه شرايط در حال تحول است و با اكران تعداد قابل توجهى فيلم درباره فوتبال، سرانجام هاليوود و سينماى مستقل شيوه درست استفاده از پتانسيل تجارى فوتبال در سينما را يافته است.
فيلمبردارى اصلى ترين پروژه از ماه ژانويه در نيوكاسل و پاين رودلندن آغاز شده است و به احتمال فراوان براى اكران در اواخر امسال آماده خواهد شد. اين فيلم گل! نام دارد كه به تهيه كنندگى مايك جفريز طرفدار پروپاقرص تيم ليورپول انگلستان توليد مى شود. جفريز كه با سرمايه اى حدود ۳۰ميليون دلار ساخت فيلم را آغاز كرده مى گويد: فيلمهاى ورزشى معمولاً پرخرج هستند و بخشى از اين مبلغ صرفاً به اين خاطر فراهم شد كه توانستيم سرمايه گذاران را راضى كنيم كه اين ورزش در آمريكا نيز محبوب است. آنها از پتانسيل خوب اين ورزش مطلع هستند و از اين رو فراهم كردن اين مبلغ چندان برايمان مشكل نبود.
جفريز اميدوار است كه فيلم با استقبال جهانى رو به رو شود، فيلمى كه داستان يك بازيگر آمريكاى جنوبى را از لس آنجلس تا ليگ برتر انگلستان دنبال مى كند. دنباله اين فيلم در ليگ باشگاهى اسپانيا ادامه مى يابد و قسمت سوم و آخر آن در جام جهانى خواهد بود كه دو قسمت بعدى در سال۲۰۰۶ و در آستانه جام جهانى فوتبال در آلمان اكران خواهند شد. فيلمنامه توسط ديك كلمنت و يان لى فرنايس نوشته شده است و دنى كنون (كارگردان فيلم قاضى درد) پس از تغيير عقيده مايكل ونتير با تم در خصوص ساخت فيلم، كارگردانى فيلم را به عهده گرفت. در واقع پروژه سه گانه گل! زمانى چراغ سبز را براى ساخت گرفت كه از حمايت آديداس و فيفا برخوردار شد. جفريز در اين زمينه مى گويد: ما با سپ بلاتر رئيس فيفا جلساتى داشتيم و خواستار همكارى آنها شديم و در عوض برخى موارد مورد نظر آنها را در فيلم گنجانديم.
پروژه ديگرى با نام مشابه كه فيلمبردارى آن از اوايل سال جارى ميلادى آغاز شده است گل نام دارد كه اسپايك لى طرفدار دو آتشه تيم آرسنال با سرمايه اى ۱۶ميليون دلارى تهيه كننده اجرايى آن خواهد بود و داستان يك فوتباليست برزيلى (با بازى ماريو لوپز) خواهد بود كه به آمريكا مى رود و بهترين فوتباليست جهان مى شود. در فيلم مشابه گل! و گل هر دو از حضور بازيكنان مشهور جهان براى جذب تماشاگر سينمايى سود خواهند برد. در فيلم اول بازيكنانى چون زيدان، ديويد بكام و آلن شيرر حضور مى يابند و در فيلم دوم نيز اعضاى تيم ملى برزيل حضور خواهند داشت. مايكل گابنيز سردبير نشريه اسكرين اينترنشنال در مورد اين موج تازه مى گويد: همه مى خواهند از اين بازار تازه سود ببرند. فوتبال يك ورزش محبوب جهان بوده ولى تا به حال اين خلأ بزرگ از نظر سينمايى در آن احساس مى شده است.
اما با وجود رويكرد هر دوفيلم به فوتبال در آمريكا، ليگ حرفه اى فوتبال آمريكا هنوز فاصله زيادى با ليگهاى برجسته فوتبال در سطح جهان دارد و يك ليگ دسته چندم محسوب مى شود. با اين همه در فيلم جديد ديگرى به نام ضربه زدن و فرياد زدن كه در ماه سپتامبر اكران خواهد شد براى اولين بار در دودهه اخير چندهنرپيشه مشهور در فيلمى با موضوع فوتبال بازى خواهند كرد. در اين كمدى ويل فارل نقش مربى يك تيم فوتبال را ايفا مى كند كه در رقابت سختى با تيم ديگر به مربيگرى رابرت دووال است هر چند كه دووال قبلاً نيز در نقش مربى يك تيم اسكاتلندى در فيلم انگليسى جام در سال۲۰۰۰ بازى كرده بود.
با رشد تعداد فيلمهاى ساخته شده در مورد فوتبال قطعاً به شغل جديدى نيز در سينما احساس نياز مى شود كه مسؤول هماهنگى حركات هنرپيشگان و بازيكنان خواهد بود. تهيه كنندگان فيلم ضربه زدن و فرياد زدن براى اين منظور سايمون كليفورد را استخدام كردند كه رئيس مدارس فوتبال باشگاه ليدز بوده و در فيلم مثل بكام سانتركن مسؤول آموزش فوتبال به كايرا ناتيلى بوده است. كليفورد مى گويد: يكى از دلايل عدم ساخت فيلمهايى در مورد فوتبال اين بوده كه بازيگرانى براى بازى مدنظر قرار داده مى شد كه فوتبال بلد نبودند. ولى حالا با صرف كمى زمان مى توان اين مشكل را به راحتى حل كرد و كايرا براى فيلم خود حدود ۴ماه زمان صرف كرد. براى بسيارى از تهيه كنندگان سينما فيلم مثل بكام سانتركن با فروش ۳۲ميليون دلارى در آمريكا يك نقطه عطف محسوب مى شد وحالا هيچ كس ديگر از عنوان كردن عبارت فيلم فوتبالى احساس شرمسارى نمى كند. فيلم ديگرى كه در تابستان به اكران در خواهد آمد، يانك نام دارد و به شكل اوباش گرى در فوتبال مى پردازد. اين فيلم در آمريكا با نام هوليگان ها به اكران درخواهد آمد و اليجاوود نقش دانشجوى اخراجى هاروارد را بازى خواهد كرد كه به لندن مى آيد و با اوباشان تيم وست هام لندن آشنا مى شود. كاس پنانت نويسنده فيلمنامه معتقد است كه اين شخصيت مى تواند مورد توجه تماشاچى ها در سراسر جهان باشد چون اكثر علاقه مندان فوتبال به هر شكل با اوباش گرى در استاديومهاى فوتبال تا حدى آشنا هستند.
اما هاليوود قصد دارد تا فرمول قهرمان سازى و تيم رؤيايى را در مورد ورزش فوتبال نيز اجرا كند. در اين ورزش رؤيايى ترين تيم آمريكا مربوط به نيم قرن پيش است زمانى كه تيم فوتبال اين كشور تيم ملى انگلستان را در جام جهانى ۱۹۵۰ برزيل با نتيجه يك بر صفر شكست داد.
اين مسابقه موضوع اصلى فيلم «بازى زندگى آنها» خواهد بود كه در ماه آوريل اكران خواهد شد. پاتريك استوارت در اين فيلم نقش دنت مك اسكينگ را ايفا مى كند كه ماجراى اين مسابقه را براى يك علاقه مند نوجوان فوتبال به نام فردى آدو تعريف مى كند. گاوين راسديل خواننده گروه انگليسى بوش نيز نقش استن مورتنسن كاپيتان تيم ملى انگلستان را ايفا مى كند. اما كشورى كه نام آن هميشه ميادين فوتبال و بازيكنان بزرگ اين رشته را به خاطر ما مى آورد كشور برزيل است. والتر سالس كارگردان مشهور برزيلى قصد ساخت فيلمى پيرامون زندگى چهاربرادر را دارد كه يكى از آنها بدل به فوتباليست بزرگى مى شود. عنوان اين فيلم لينهادى پاسه خواهد بود. از سوى ديگر با در راه بودن جام جهانى فوتبال در آلمان يك فيلم چنداپيزودى پيرامون فوتبال با مشاركت كارگردانهايى چون ورنر هرتزوك و امير كاستاريكا و كنت برانا توليد و در خلال جام جهانى فوتبال اكران خواهد شد. مايكل آپتد كارگردان مشهور انگليسى نيز اخيراً قراردادى را براى ساخت فيلمى پيرامون جهان گير شدن تب فوتبال خواهد ساخت كه شامل ۸داستان مختلف در ۸كشور جهان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |