|
گفت و گو با مدير آموزش تحقيقات و تأليفات سازمان مركزى انجمن اوليا و مربيان
كمبود نشاط در مدرسه
|
|
|
وفا شمس شايد اگر كودكان اين سرزمين مى توانستند به قضاوت بنشينند و يا فرصت مى كردند بيشتر از آنچه ديده اند ببينند آنگاه كار مشكل مى شد . ميزهاى شكسته ، در و ديوار بى روح و راهروهايى كه هيچ ذوق هنرمندانه اى بر پيكرشان جارى نيست ، مى توانند معمايى بزرگ باشند . فضاهاى آموزشى ايران ، مكانهايى فقير هستند كه حتى در مدرن ترين شان اثرى از رعايت اصول گرافيك محيطى ديده نمى شود . افزايش آمار مدارس جديد و يا شنيدن خبرهاى مربوط به نوسازى اماكن تحصيلى مى تواند خوشايند باشد اما نه زمانى كه درمى يابيم از نگاه مسؤولان تفاوتى ميان فضاى كلاس درس دبستانى ها با اتاق خشك و سرد يك كارمند دولتى نيست كه عادت كرده صبح تا ظهر يكجا بنشيند و عقربه هاى ساعت را بشمارد . جاى نظرات حرفه اى روان شناسان، جامعه شناسان و متخصصان علوم تربيتى در حوزه مبلمان و آرايش محيط هاى آموزشى خالى است . حتى خوش ذوق ترين مديران و معلمان ما كارى جز چسباندن چند پوستر به ديوارهاى مدرسه با استفاده از شعارهاى تكرارى و كليشه اى براى روح بخشيدن به فضا نمى توانند انجام دهند . نمى توانند، چون در حوزه تخصص آنها نيست. كيومرث امجديان مدير آموزش تحقيقات و تأليفات سازمان مركزى انجمن اوليا و مربيان ايران در گفت وگوى حاضر سعى كرده جنبه هاى تازه اى از اين دغدغه ها را به معرض نمايش بگذارد. دغدغه هايى از جنس واقعيت ! انتظار داريم دانش آموزان به محيط آموزشى خود علاقه نشان دهند در حالى كه عناصر به ظاهر ساده اما بسيار مهمى فراموش شده است . مى خواهم در مورد گرافيك محيطى مكانهاى آموزشى كشور از شما بپرسم ضعفهاى عمده كجا هستند؟ يكى از اهداف تعليم و تربيت فراهم كردن شرايط مساعد براى شكوفايى استعدادهايى است كه بخش عمده آن در مدرسه پيگيرى مى شود . من محيط فضاهاى آموزشى را به دو دسته عمده تقسيم مى كنم: محيط روانى و فيزيكى . محيط روانى تأثير مستقيمى بر يادگيرى دارد . فكر مى كنم در اين خصوص بحث هاى زيادى شده ولى پيرامون ابعاد فيزيكى با فقر تحليلها روبرو هستيم. مسؤولان فقط به فكر افزايش سطح كمى معلمان و مدارس هستند . متأسفانه اينگونه است. هر چند فضاى فيزيكى تأثيرى غيرمستقيم بر يادگيرى دانش آموزان مى گذارد ولى نقش آن غيرقابل انكار است . مدرسه اى با صندلى هاى شكسته ، ميزهاى كثيف و ديوارهاى پوسيده را در نظر بگيريد كه نور كافى هم ندارد . چه چيزى حاصل مى شود؟ روح و روان دانش آموزان آسيب مى بيند و در پى آن ميزان يادگيرى نيز پائين مى آيد . اصلاً يادگيرى انجام نمى شود . وقتى نور كافى نباشد امكان ديدن و در نتيجه تعامل دو سويه كم است . با توجه به آنچه گفتيد اكنون مدارس ما در چه وضعيتى قرار دارند؟ بسيارى از مدارس ما برهوت هستند . دانش آموز در آنها احساس لذت نمى كند . من از يك واقعيت حرف مى زنم هر چند ممكن است تلخ باشد . شادى دانش آموزان به خاطر تعطيلى مدرسه دليل دارد . اگر محيط مناسب باشد آنها گريز پا نمى شوند . مبلمان حياط و فضاى داخل ساختمان مدارس ، رنگ آميزيها و نوشتارهاى روى ديوار يكنواخت شده كه همين يكنواختى خستگى را به دنبال دارد. بايد طبيعت را به فضاهاى آموزش آورد. شايد بعضى گمان مى كنند در اين صورت نمى توان بر محيط كنترل داشته باشند. شكل اداره بسيارى مدارس ما عليرغم ظاهرى متحول شده هنوز مكتبخانه اى است . هراس دارند كه نكند در تناقض ميان تحولات محيطى و شكل سنتى مديريت پايگاه و اقتدار خود را از دست بدهند. اين تفكر را قبول ندارم. زندگى در طبيعت لازمه وجود هر انسانى است . هر چند او را از طبيعت جدا كنيم زندگى اش كوتاهتر مى شود و يكى از ويژگيهاى طبيعت فصل ها هستند كه به وضوح تنوع رنگها را به ارمغان مى آورند. اگر تنوع رنگها نبود انسان نمى توانست زندگى كند . فضاهاى آموزش نيز جزئى از زندگى افراد هستند . الان رنگهايى كه در مدارس استفاده مى شود خشن است . رنگ كلاسها يكنواخت شده و سازندگان توجهى به تفاوت روحى يك دانش آموز اول دبستانى با مقاطع راهنمايى و دبيرستان ندارند. قبول كنيم بچه ها ، علاقه اى چندان به محيط هاى آموزش از خود نشان نمى دهند . ما مى گوييم بايد به بچه ها توجه شود اما چقدر از خود آنها نظرخواهى مى كنيم. شما بگوييد چقدر؟ تقريباً هيچ . رنگها بايد شاد باشند . مخصوصاً رنگهايى كه براى رده سنى پايين استفاده مى شوند . ولى در عمل چنين نيست . بعضى مواقع ، مسؤولى مى آيد پيشنهادى مبنى بر تغيير الگوى رنگ پوشش دانش آموزان مى دهد ولى آنقدر مقاومت صورت مى گيرد كه ماهيت قضيه فراموش مى شود. به هر حال اين مسأله نيز بايد بررسى شود . پوشش دانش آموزان و بخصوص دختران اكنون كاملاً همگون است و تحميل رنگ از طرف بزرگترها انجام مى گيرد دقت كنيد كه منظورم از بزرگترها، اوليا نيستند. آنها ۹ ماه لباس يكرنگ مى پوشند، در محيطى يكنواخت درس مى خوانند . دانش آموزان و اولياى آنان هيچ نقشى در انتخاب ندارند برخى به اشتباه دين را عامل تشويق كننده در انتخاب رنگهاى تيره و يكنواخت مى دانند در صورتى كه اسلام چنين چيزى را نگفته و حتى تأكيدى خاص بر متنوع بودن رنگ داشته . براى تغيير رويه فوق چه راههايى را مى توان بررسى كرد. البته راههايى كه جنبه هاى شعارگونه نداشته باشد. نخستين چيزى كه به ذهنم مى رسد دخالت دانش آموزان در انتخاب رنگ كلاسهاست . دانش آموزان مى توانند رنگ لباس خود را تعيين كرده و هر ساله گرافيك محيطى پيرامون خود را تغيير دهند و به اصل تنوع نيز توجه نشان داده شده باشد . ديگر اينكه مى توان در راهروى مدرسه تابلويى از فصلها با رنگهاى طبيعى گذاشته و از ماكت حيوانات به صورت تاكسيدرمى استفاده كرد . در بعضى از دروس نيز بهتر است ، حيوان واقعى را تا حدى كه امكانش است ، به محيط آموزشى آورد . مطمئناً اين براى دانش آموزان كاملاً هيجان انگيز و لذت بخش خواهد بود . فكر نمى كنيد كه مشكل هميشگى كسرى بودجه مطرح شود؟! مسأله مالى زياد نمى تواند مشكل ساز باشد چون بعضى وقتها با امكانات ساده راه حل هاى ساده اى مى توان به دست آورد . اينجاست كه مشاركت والدين مى تواند كارساز باشد . ولى نكته اى ديگر كه اين ميان وجود دارد ترس است . ترس از چه ؟ ! از اشتباهات و خطاهايى كه ممكن است پس از فراهم كردن اينگونه امكانات به وقوع پيوندد. يك مثال كوچك مى زنم. درخت نمى كاريم چون از شكستن شاخه هاى آن مى ترسيم. پارك كوچكى جلوى مدرسه درست نمى كنيم مبادا صندلى هاى آن آسيب ببيند. واقعاً مگر اينها ارزش پرورشى روحى كوكانمان را ندارد ، آموزش فقط آموزش علم نيست آموزش و پرورش با يكديگر معنا پيدا مى كنند. دانش آموزان روستايى ما نشاط بيشترى دارند چون در كنار طبيعت زندگى مى كنند و در همان جا درس مى خوانند . ولى ما حتى از برپايى اردوهاى مختلف نيز غافل هستيم. شايد سالى يكى دو بار آن هم براى تعدادى از دانش آموزان فرصت اردو فراهم شود. اول اينكه طبيعتى باقى نمانده ، شهرها آنقدر از طبيعت دور شده اند كه برپايى اردوهاى يكروزه مشكل است . از سويى مديران و مسؤولان مدارس نيز مى ترسند بچه ها را به چنين اردوهايى ببرند. اين ترس ريشه در اتفاقات ناگوار گذشته دارد در صورتى كه چنين اتفاقاتى نبايد باعث انكار موضوع و نفى آن از پايه شوند . معلمان نيز انگيزه هاى لازم را ندارند و از لحاظ روحى - روانى به حدى رسيده اند كه در مدرسه فقط در حد رفع تكليف عمل مى كنند . فراموش نكنيم ما در ابتداى راه هستيم و تازه آغاز كرديم. مشاور نداريم. معاونت عمومى در حال بررسى است تا بتواند محيط روانى مناسبى نسبت به گذشته درون مدارس ايجاد كند.
|