دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۳ صفر ۱۴۲۶
Mon, Mar 14, 2005
ديپلماتيك
۳۰۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
پايان همكارى ميان كشورهاى مستقل مشترك المنافع
204783.jpg
كوروش آريامنش
تحولات اخير حول محور «خارج نزديك» روسيه نشان مى دهد كه فدراسيون روسيه در آينده اى نزديك تمام هم پيمانان و همكاران سنتى خود را از دست خواهد داد . ايجاد اتحاد مثلث اوكراين - مولداوى - گرجستان نشان مى دهد كه در درون جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع ، پيمان «گوام» فعالتر شده و به صورت اتحادى عينى تر و عملى تر در مقابل آن نهاد قد علم كرده است . به احتمال زياد ، اين پيمان در ميان كشورهاى همسود نه فقط پيمانى اقتصادى خواهد بود ، بلكه به بلوك سياسى تبديل خواهد شد كه دور شدن از تأثيرات سنتى روسيه و پيوستن به اروپا و غرب را در اولويتهاى كارى و استراتژيك خود قرار خواهد داد .
در اين ميان ، بين فعالان سياسى اوكراين نيز سخن از پايان همكارى ميان كشورهاى عضو اين جامعه به گوش مى رسد . روسيه تنها متهمى است كه مى توان در اين مورد پيدا كرد . فدراسيون روسيه با اجراى فرمول سنتى خود يعنى بودن در مركز و داشتن هم پيمانان در حول خود ، كه در تمام موارد به مسكو متكى باشند ، باعث و مشوق دورى كشورهاى پيرامونى خود از مسكو و نزديكى به غرب مى شود . در زمانى كه ويكتور يوشچنكو رئيس جمهورى جديد اوكراين ، قبل از شروع انتخابات پارلمانى مولداوى ، با رئيس جمهورى اين كشور «ولاديمير وارونين» در «كيف» ملاقات كرد «ماگيريان ليوبيكسكى» سخنگوى وزارت امور خارجه اوكراين اعلام كرد كه پيمان همكارى ميان كشورهاى مستقل مشترك المنافع روزهاى پايانى خود را سپرى مى كند . به گفته رهبران كيف، وضعيت به وجود آمده خود گوياى اين امر است و بر خلاف اينكه ساختار اين اتحاد همچنان باقى است ولى دوستى ميان عضوهاى اين پيمان و رهبر آن ، يعنى مسكو تغييراتى به خود ديده است . به اعتقاد آنها، امروزه مى توان از دوستى ميان ملتهاى برادر سخن گفت، ولى ديگر هرگز نمى توان درباره همكارى صحبت كرد و اين فقط به آن دليل است كه در زمان فعلى ، منافع همكاران و دوستان قديمى در كليت تغيير كرده است .
فعالان سياسى اوكراين در اين ارتباط ، گوى سبقت را از ديگر همپيمانان خود گرفته و همايش هايى درباره چگونگى خروج از جامعه كشورهاى مشترك المنافع را شروع كرده اند . به اعتقاد ديميترى ويدرين رئيس انستيتوى اروپايى الحاق و توسعه پيمان قابل قبولى در منطقه وجود ندارد كه بتواند كشورهاى فقير را زير يك پرچم گرد آورد . به گفته «سرگى داتسويك» رئيس سازمان تكنولوژى بشر دوستانه امروز سخن درباره شكست سياست خارجى روسيه در جمهورى هاى سابق شوروى است نه چيز ديگرى. «اولگ دونين» رئيس مركز تحقيقاتى ارزشهاى سياسى نيز در مورد مسأله خروج اوكراين از جمع كشورهاى مشترك المنافع مى گويد كه اوكراين زمانى از اين پيمان بيرون خواهد آمد كه روسها نيز «سو استوپول» را ترك كرده باشند .
در واقع ، شكاف به وجود آمده ميان كشورهاى مشترك المنافع از مولداوى آغاز شد و چنين به نظر مى رسد كه با مولداوى نيز به اتمام برسد . دو سال قبل در كنفرانس سران جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع كه در يالتا برگزار مى شد ، رئيس جمهورى مولداوى كه نزديكى خاصى به روسيه داشت سخنانى را ايراد كرد كه خود بعدها از انجام آن سر باز زد . ولى به هر حال ، نظريه اى بود كه اعلام شد و امروز شاهد هستيم كه بيشتر اعضاى جامعه مشترك المنافع چنين خواسته اى دارند . وارونين اعلام كرد كه اگر جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع در اين شكل خود باقى بماند ، يعنى تصميماتى گرفته شود ، ولى به اجرا در نيايد ، مولداوى از اين جامعه بيرون خواهد آمد . دو سال از اين سخن وارونين مى گذرد و در حال حاضر كه كيشينف مستقيماً براى جدال با مسكو برخاسته است ، مسأله خروج مولداوى از جمع كشورهاى همسود به واقعيت نزديك تر مى شود . كيشينف دلايل زيادى براى خروج خود از اين جمع دارد كه در صدر آن ، مسأله وجود روسيه است . به مثابه برادر بزرگتر در منطقه كه مى خواهد خواسته هاى خود را به برادران كوچكتر خود تحميل كند . روسيه سعى دارد نفوذ خود را در جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى نگه دارد و همچنان نقش رهبر را ايفا كند . در واقع ، روسيه اشتباهات بزرگى را مرتكب شده و به ظاهر فراموش كرده است كه زمانه ، مردم و جوامعى كه در اين مناطق زندگى مى كنند ، با آن چيزى كه در ۱۰ سال گذشته بوده فرق كرده اند . در هر حال ، روز ۶ مارس ،۲۰۰۵ جهان شاهد برگزارى انتخابات پارلمانى در مولداوى بود . اين انتخابات از اهميت بالايى برخوردار بود چون طبق قانون اساسى اين كشور ، مسؤوليت انتخاب رئيس جمهور آينده بر عهده مجلس است. يكى از ديدنى ترين و جالبترين وقايعى كه در روزهاى انتخابات  روى داد ، اين بود كه حاكمان مولداوى به جاى رقابت و مبارزه با اپوزيسيون داخلى در حال نبرد با روسيه بودند. مردم معمولاً هر روز شاهد اعلام اتهامى جديد عليه روسيه در تبليغات انتخاباتى دولتمردان مولداوى بودند موارد اين اتهامات بسيار زياد بود، ولى مى توان يك وجه اشتراك در تمامى آنها پيدا كرد و آن اينكه روسيه در امور داخلى مولداوى و مناقشه «پريدنسترويه» دخالت مى كند و با اين كار سعى دارد تا با مغشوش كردن اذهان عمومى بر نتايج انتخابات تأثير بگذارد. به گفته وارونين، روسيه حتى كماندوهاى خود را به كيشينف فرستاد تا اپوزيسيون را رهبرى و حاكمان را تحت نظر قرار دهد. در نتيجه اين اتهامات دولت مولداوى نزديك به ۲۰نفر از اتباع روسيه را از كشور اخراج كرد.
فدراسيون روسيه در پاسخ به اين اعمال مولداوى در نظر دارد تا كيشينف را مجازات كند. نمايندگان دوماى روسيه از دولت درخواست كردند تا با افزايش بهاى نفت و گاز صادراتى، مولداوى، را تنبيه كند و به زانو درآورد. ولى در حال حاضر، هيچ اقدامى عليه مولداوى انجام نشده است، نظام رواديدى كه يك تهديد جدى براى اتباع مولداوى مقيم روسيه محسوب مى شود، همچنان كار نمى كند، گاز روسيه هم مانند سابق به مولداوى مى رسد و محصولات صادراتى مولداوى نيز در بازارهاى روسيه به فروش مى رسد.
نتايج تمام اين كشمكشها در سطح منطقه اى آن است كه همچنان كه در دهه ۹۰ ميلادى در داخل مولداوى مردم به دو دسته موافق و مخالف روسيه تقسيم مى شدند، امروز در منطقه كشورهاى مشترك المنافع نيز كشورها به دو گروه موافق و مخالف روسيه تقسيم مى شوند و از شواهد چنين به نظر مى رسد كه كفه مخالفان روسيه از كفه موافقان آن سنگين تر شده است.
وارونين با استفاده از وضعيت موجود، تمام دوستان و همكاران سابق روسيه را كه اينك از همكارى با او دلسرد شده اند و خواهان دورى از مسكو هستند را به دور هم جمع مى كند. او قبل از برگزارى انتخابات پارلمانى در سفرى غافلگيركننده از كيف ديدن كرد. براساس گفته هاى وارونين و يوشچنكو مى توان حدس زدكه ملاقات اين دو بسيار مثبت بوده است. بعد ازملاقات با يوشچنكو، وارونين در كيشينف «ميخائيل ساكاشويلى» رئيس جمهورى گرجستان را به حضور پذيرفت. اين ملاقات نيز در فضايى آكنده از حس همكارى و دوستى به پايان رسيد. آشكار است كه در مذاكرات مزبور رؤساى جمهورى سه كشور عضو پيمان گوام مسائل مربوط به فعال شدن اين پيمان را مورد ارزيابى قرار دادند.
در اين ميان، گمان مى رود كه اگر الهام على اف رئيس جمهورى آذربايجان نيز بپذيرد كه در روند فعال سازى پيمان گوام به بلوك گرجستان - مولداوى - اوكراين بپيوندد، مى توان يقين داشت كه بعد از فروپاشى اتحاد شوروى سابق، اين اولين بار است كه پيمانى ايجاد شده كه توانايى مقابله با پيمانهاى كشورهاى مستقل مشترك المنافع و منطقه مشترك اقتصادى را پيدا كرده است. اظهارنظر سخنگوى وزارت امور خارجه اوكراين نيز خود گوياى اين واقعيت است. حال بايد منتظر اظهارنظر مشابه از طرف مقامات گرجستان و مولداوى نيز بود. چون اين دو نيز دلايل و خواسته هاى مشابهى براى دورى از مسكو را دارند. در اينجا بايد متذكر شد كه روسيه در انتخابات اوكراين و آبخازيا با جانبدارى از نامزدهاى نادرست شكست خورد. شكست روسيه نه به آن دليل بود كه رهبران انتخاب شده، اشخاص متمايل به مسكو نبودند، بلكه روسيه در جلب اطمينان مردم اوكراين و آبخازيا شكست خورد.
روسيه بعد از پايان انتخابات در اوكراين و آبخازيا و شكست نامزدهاى مورد حمايت خود به تغيير سياست نسبت به اين دو جمهورى پرداخت. حتى سخن از تحريم اقتصادى آبخازيا به ميان آمد و تمام اينها فقط به آن دليل است كه مردم برخلاف خواسته روسيه رأى داده بودند. همين سناريو درباره مولداوى نيز در دست اجرا مى باشد. در سال۲۰۰۰ ميلادى مردم مولداوى در انتخابات پارلمانى به دليل تمايل حزب كمونيست و رهبران آن به روسيه، از آنان حمايت كردند. ولى اكنون كه مسكو، كيشينف را به وسيله قانون منع واردات اجناس مولداوى به بازارهاى روسيه تهديد مى كند، شمار هواداران مسكو در اين كشور به شدت تضعيف شده است . حال هر كسى هم كه رئيس جمهور اين كشور شود، ديگر هرگز سياست شرق گرايى و روس گرايى را در پيش نخواهدگرفت و بيشتر در تلاش براى الحاق به اتحاديه اروپا و غرب خواهد بود. تمام احزاب و نامزدهايى كه در انتخابات پارلمانى مولداوى شركت كردند، برنامه خود را بر اصل الحاق به اتحاديه اروپا استوار كرده بودند. اين موضوع نشاندهنده آن است كه در مولداوى هم ديگر كارت روسيه قابل بازى نيست و برخلاف گذشته، تنها كارتى كه مى توان با آن بازى كرد، همانا كارت ضدروسيه است. به همين دليل، مسكو در نظر دارد اين كشور كوچك شورشى را با توسل به زور به آغوش خود بازگرداند. ولى اين كشور شورشى تمام جوانب دورى از روسيه و الحاق به اروپا را ارزيابى كرده است و به خوبى مى داند كه در صورت ترس از «نه» گفتن به روسيه چه چيزى در انتظارش است.
در اين ميان، به رغم پيروزى حزب كمونيست مولداوى در انتخابات اخير مى توان اين كشور را هم بعد از گرجستان و اوكراين در جايگاه سوم پيروزى هاى غرب بر روسيه افزود. اين سناريويى است كه غرب و به خصوص ايالات متحده آمريكا براى روسيه طرح ريزى كرده است. كاخ سفيد در نظر دارد كه از نفوذ روسيه درمنطقه «خارج نزديك » با جمهورى هاى سابق شوروى بكاهد و حتى گمان مى رود كه بعداز به اتمام رسيدن انقلابهاى آرام و رنگين نوبت به تجزيه روسيه برسد.سازمان سيا گزارشى را تهيه كرده است به نام «گرايشهاى جهانى - ۲۰۱۵ »
(۲۰۱۵-Global Trends ) كه در آن چنين ذكر شده كه روسيه ممكن است تا سال ۲۰۱۵ ميلادى به هشت كشور مستقل تجزيه شود. در نقشه چاپ شده در اين گزارش، منطقه سيبرى به چهار كشور مستقل و بخش غربى نيز به چند كشور مستقل تجزيه شده است. براساس گزارش سازمان سيا، برخى از مناطق شرقى روسيه به قدرى از لحاظ منابع طبيعى نظير نفت و گاز ثروتمند هستند كه ترجيح مى دهند از مركز فدرال، كه آن را به اعمال سياستهاى نادرست متهم مى كنند، جدا شوند.
در اين گزارش همچنين كاهش جمعيت روسيه از ۱۴۶ ميليون به ۱۳۰ ميليون، اشتباهات اقتصادى سيستم شوروى كه روسيه آن را به ارث برده است ، بهره بردارى بى قيد وبند از محيط زيست و شيوع مواد مخدر از عوامل تأثيرگذار تجزيه روسيه نام برده شده اند. در اين ميان، نبايد علاقه مندى جمهورى خواهان آمريكا براى تضعيف هرچه بيشتر مواضع روسيه را فراموش كرد. به ظاهر ، مسكو در حال حاضر متوجه نشده است كه نه تنها مولداوى را از دست داده ، بلكه تمام منطقه كشورهاى مستقل مشترك المنافع، كه روزى نقش سپر محافظ را براى روسيه ايفا مى كردند را به غرب واگذار كرده است.
براى پيروزى در اين نبرد آرام و خزنده، روسيه بايد قوانين بازى خود را تغيير مى داد و در جمهورى هايى كه نقش حياتى براى امنيت روسيه داشتند، با تمام گروههاو احزاب همكارى مى كرد؛ كارى كه در حال حاضر، غرب در حال انجام آن است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |