دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ - ۳ صفر ۱۴۲۶
Mon, Mar 14, 2005
مهرگان
۳۰۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
در باره اسماعيل حاكمى والا
طيران آدميت
ـ اسماعيل حاكمى والا. متولد ۱۳۰۵ ، آبادان
- اخذ دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ۱۳۳۷
- اخذ مدرك استاديارى دانشگاه تهران ۱۳۴۷
- سردبير مجله دانشكده ۱۳۵۶ - ۱۳۵۵
- مدير گروه زبان و ادبيات فارسى دانشگاه تهران ۱۳۶۴ - ۱۳۵۷
- سرپرست كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ۶۴ - ۱۳۵۹
- عضو شوراى گسترش زبان و ادبيات فارسى
- سرپرست كميته تخصصى زبان و ادبيات فارسى در شوراى برنامه ريزى وزارت علوم
برخى از آثار تأليفى او عبارتند از : دستور زبان فارسى (۲ جلد)، آشنايى با زبان فارسى، منتخب مرزبان نامه ، منتخب بهارستان جامى، سماع در تصوف ، فرج بعد از شدت، بهارستان جامى ، ترجمان البلاغه، طيران آدميت، متون تاريخى ، متون مصنوع و مزين، ادبيات معاصر ايران و ...
204867.jpg
وقتى پاى نام اسماعيل حاكمى والا به ميان مى آيد، صحبت از مهربانى و تواضع و حلم و علم او مى شود. با اين همه آنچه از فضايل و بركات علمى و تأليفات و مقالات بسيار سودمند از ايشان است كاغذها و صفحات نياز دارد تا به عرصه توصيف برسد. بر تمام دوستان و نزديكان حاكمى والا، بصيرتش در مضايق و تنگناها بسيار ستودنى و بهره گرفتنى است.
اسماعيل حاكمى والا را همه همكاران و دانشجويان به عنوان فردى بى ادعا و متواضع و خيرخواه و خوش باطن مى شناسند. او در دوران مديريت گروه زبان و ادبيات فارسى هميشه راهنما و مشكل گشاى دانشجويان بود و رساله هاى بسيارى با ارشاد و هدايتش به رشته تحرير درآمد كه صاحبان آن رساله ها هم اكنون عهده دار تدريس و نشر زبان و ادب فارسى در داخل و خارج كشور هستند.
اسماعيل حاكمى والا در ۱۷ ارديبهشت سال ۱۳۱۵ در آبادان متولد شد. پدرش «حاجى بابا بلوردى» از اهالى بلورد شيراز و مادرش از مردم بوشهر بود.
درباره خودش مى گويد:« من ۵ساله بودم كه آبادان مانند بسيارى از شهرهاى ايران، به علت وقوع جنگ جهانى دوم (شهريور ۱۳۲۰ ه-.ش ‎/ ۱۹۴۰ م) دچار آشفتگى و نابسامانى شده بود. قواى بيگانه در گوشه و كنار كشور تاخت و تاز مى كردند.
هرچند اين تجاوزها و اشغال نقاطى از كشور - توسط بيگانگان - به ظاهر چند صباحى بيش نپاييد ولى آثار منفى و تبعات آن تا چندين سال در كليه شؤون كشور سايه افكنده بود. در آن هنگام من به اتفاق والدين براى ديدار اقوام پدرى به شيراز رفته بودم. بعداً از آنجا به زادگاه مادرم يعنى بوشهر رفتيم. اقامت ما در بوشهر يك سال به طول انجاميد و آن زمان واقعاً زمان بسيار دشوارى بود، درست در آغاز جنگ جهانى دوم.»
حاكمى والا در چنين شرايط و اوضاع نابسامانى در كلاس اول ابتدايى در دبستان پهلوى بوشهر تحصيل مى كرد. در بوشهر هم مانند ديگر شهرها مايحتاج عمومى بخصوص نان ناياب و جيره بندى شده بود؛ صفهاى طويل مقابل نانوايى ها و ساعتها انتظار كشيدن و موفق نشدن به خريدن نان از جمله خاطراتى است كه روزگار كودكى در ذهن او نقش بسته است. در اين باره مى گويد: «والدين به زحمت زياد بعضى روزها موفق به تهيه يك عدد نان نامرغوب يا نان جو مى شدند و اغلب اوقات غذاى مردم شهر محدود به كمى ماست و خرما بود.»
با پايان سال اول ابتدايى، حاكمى والا به اتفاق پدرش به آبادان برمى گردد، ولى مادرش تا روشن شدن اوضاع و احوال و پيدا كردن محل سكونت در آبادان، در بوشهر باقى ماند تا بعد به آنها ملحق شود.
در آبادان، حاكمى والا تحصيلاتش را در دبستان فرهنگ ادامه مى دهد. درباره اين دوران از زندگى اش مى گويد: «يكى از معلمان من در دبستان فرهنگ، خانم معتمدى همسر آقاى عفيفى (مدير دبستان) بود. از ديگر معلمان من در آن دبستان بايد از مرحوم آقاى نخستين، يادى بكنم. وقتى در كلاس پنجم ابتدايى بودم، آقاى نخستين در ساعت انشا درباره شعر و ادب صحبت مى كرد و گاه گاهى در ضمن صحبتهايش اشعارى مى خواند؛ مخصوصاً از شعرهاى نسيم شمال. اين كار او در روحيه من بسيار مؤثر بود و مرا تشويق كرد كه شعر بگويم. من هم در ساعت انشا نوشته هايم را به چاشنى شعر مى آميختم.»
حاكمى والا طى سالهاى ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۴ در دبيرستانهاى آبادان و شيراز تحصيل مى كند و در سال۱۳۳۴ براى ادامه تحصيل از آبادان به تهران مى آيد. خودش آن روزها را على رغم تمام سختى ها و مشكلات از روزهاى خوش زندگى اش مى داند و مى گويد: «در زمان دانش آموزى و دانشجويى، شبها تا ديروقت بيدار مى ماندم و به مطالعه و مرور درسها مى پرداختم و اين بيت عربى هميشه آويزه گوشم بود و اغلب اوقات آن را زمزمه مى كردم: بقدر الكدتكتس المعالى‎/ و من طلب العلى شهر الليالى (به اندازه رنج و زحمت بزرگى حاصل مى شود و كسى كه بزرگى طلب مى كند، شبها بيدار مى ماند.»
با روى كار آمدن دولت ملى مصدق و حمايت روحانيت به رهبرى آيت الله كاشانى از دولت وقت، لايحه ملى شدن نفت در مجلس به تصويب مى رسد و شور و شوق فراوان سراسر ايران را فراگرفت. مدارس و مراكز فرهنگى هم، مانند ادارات و بازار و ديگر تشكيلات در اين حركت ملى سهم فراوانى داشتند. در آن سالها احزاب چپ با مليون سر مخالفت داشتند و وقت و بى وقت بخصوص در مدارس به حاميان نهضت ملى حمله مى كردند. درباره اين نهضت حاكمى والا به دليل آنكه در بطن اين ماجرا بود مى گويد: شايد بهترين ايام دوران جوانى من، همراه با خاطرات خوش از همين دوران نهضت ملى باشد. هرچند كه من در تمام اين جريانات بى طرف بودم و در هيچ حزب و دسته اى شركت نداشتم، اما با شادى عموم ملت و پيروزى نهضت شاد و با شكست نهضت و غم عموم غمگين بودم. در آن سالها به همان احساسات و عواطف جوانى يك مثنوى درباره ملى شدن نفت سروده بودم كه با اين بيت آغاز مى شود: نفت ملى گشت و دلها شاد شد‎/ ملت ايران زغم آزاد شد.»
در سال۱۳۳۴ حاكمى والا موفق به اخذ مدرك ديپلم پنجم علمى از آبادان مى شود و چون در آن شهر رشته ادبى وجود نداشت براى ادامه تحصيل به شهر پدرى - يعنى شيراز - مى رود و در دبيرستان سلطانى آن شهر ادامه تحصيل مى دهد و با معدل ۱۷‎/۴۳ حائز رتبه اول در سطح استان فارس مى شود و در سال۱۳۳۴ در كنكور سراسرى در دو رشته حقوق و ادبيات فارسى پذيرفته مى شود و رشته ادبيات فارسى را انتخاب مى كند و در خرداد ۱۳۳۷ با اخذ درجه ليسانس در مسابقه ورودى دكترا شركت مى كند و از ميان ۴۰نفر شركت كننده تنها ۵نفر پذيرفته مى شوند كه حاكمى والا يكى از آنهاست. او در ضمن ادامه تحصيل در دوره دكترا در مهرماه ۱۳۳۷ در وزارت فرهنگ آن زمان استخدام مى شود و در دبيرستان جم قلهك به تدريس مشغول مى شود و پس از ۸سال تدريس مأمور خدمت در بخش لغت بنياد فرهنگ ايران مى شود.
حاكمى والا در سال۱۳۴۷ در امتحان استاديارى پذيرفته مى شود و رسماً به دانشگاه تهران منتقل مى گردد و از آن سال تاكنون در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به كار تدريس و تحقيق اشتغال دارد.
يكى از ويژگى هاى عمده اسماعيل حاكمى والا علاقه او به ورزش است. خودش مى گويد: از دوران جوانى به ورزش علاقه داشتم. در دوران نوجوانى و جوانى مخصوصاً به فوتبال بسيار علاقه مند بودم و خودم هم بازى مى كردم. در سالهايى كه در آبادان بوديم، تابستان ها براى شنا به استخر مى رفتم.
و حالا بيش از ۳۲سال است حاكمى والا در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول تدريس و تربيت شاگردان است.
حاكمى والا در سال ۱۳۵۲ به مدت يك سال تحصيلى در دانشكده الهيات استانبول زبان و ادبيات فارسى تدريس كرده است و در تابستان سال ۱۳۵۳ نيز به مدت سه ماه جهت گردآورى منابع درس (زبان و ادبيات فارسى در عصر عثمانى ) به كشور تركيه سفر كرده است. ضمن آنكه در كلاس هاى بازآموزى در هند در دو نوبت در دانشگاه سرينگر كشمير و دانشگاه دهلى و هم چنين در كلاس هاى خانه فرهنگ ايران در دهلى تدريس كرده است.
حاكمى والا در باره روزگار معلمى اش مى گويد: يك روز من در كلاس درس مشغول تدريس بودم. يك مرتبه متوجه شدم كه دانش آموزى در پشت پنجره كلاس قدم مى زند و با صداى بلند مشغول حفظ كردن درس جغرافيا است.
204807.jpg
دانش آموز سال دوم يا سوم متوسطه بود، مطلبى را كه با صداى بلند مى خواند و من از داخل كلاس مى شنيدم اين جمله بود: «مردم افغانستان همه پير و تسنن هستند. » دو سه بار رفت وآمد و طوطى وار تكرار كرد و گذشت. بعد از آن كه زنگ كلاس به صدا در آمد او را صدا زدم و گفتم : فلانى در حياط مدرسه چه كتابى مى خواندى؟ گفت: آقا! جغرافيا مى خواندم . گفتم كدام كشور؟ گفت : افغانستان. گفتم عبارتى كه تكرار مى كردى را معنى كن. گفت: آقاى يعنى مردم افغانستان همه پير هستند ولى معنى تسنن را نمى دانم...»
اولين كتاب اسماعيل حاكمى والا، به روزهاى پايانى دوران دبيرستانش باز مى گردد و روزهايى كه وارد دانشكده ادبيات فارسى دانشگاه تهران شد و در سال اول تحصيل اش، مجموعه شعرى تحت عنوان «شكوفه» به چاپ رساند(۱۳۳۵) . دومين كتابش با نام آيين فتوت و جوانمردى با آنكه در سال ۱۳۳۷ نوشته شده بود، در سال ۱۳۸۱ منتشر شد. در باره چاپ اين كتاب مى گويد: در سال ۱۳۳۷ كه من دبير دبيرستانهاى شميران بودم دومين تجربه من (كتاب آيين فتوت و جوانمردى ) صورت تحقق پذيرفت. هم زمان با تأليف اين كتاب، آقاى دكتر باستانى پاريزى «يعقوب ليث»، مرحوم دكتر خانلرى «سمك عيار» مرحوم دكتر مرتضى صراف «رسائل جوانمردان» و مرحوم دكتر محجوب «فتوت نامه» را منتشر كرده بودند كه اين امر موجب شد كه من در انتشار كتاب «آيين فتوت و جوانمردى » قدرى درنگ نمايم و همين ترديد، در چاپ كتاب حدوداً چهل سال وقفه ايجاب كرد.»
نخستين تجربه حاكمى والا در تأليف دستور زبان فارسى در اولين سال تدريسش شكل گرفت. «مطالبى كه در كتابهاى فارسى به ضميمه متن قرائت گنجانده شده بود به علت فاصله زيادى كه بين مباحث وجود داشت موجب مى شد كه دانش آموزان رغبتى به يادگرفتن مطالب دستورى نشان ندهند. به عبارتى اين پراكندگى مطالب دستورى موجب مى شد كه دانش آموزان در سال هاى آتى تحصيلى به كل ، مطالب سال قبل را فراموش نمايند.»
ابتكار حاكمى والا در اين بود كه براى دانش آموزان جزوه تهيه كند كه به مقتضاى سنين جوانى شان مى توانستند شواهد مسأله دستورى را از «اشعار شاد» استخراج نمايند. اين كار او، تقريباً انعكاس زيادى هم داشت. جلد اول اين در سال ۱۳۳۹ توسط شركت سهامى كتاب به چاپ رسيد و در سال ۱۳۴۱ شركت همكاران فرهنگى جلد دوم آن را منتشر كرد. البته جلد سوم اين كتاب هم آماده شده بود كه با توجه به انتقال او به دانشگاه تهران بخش هايى از آن در كتابى با همكارى و مشاركت مرحوم دكتر جعفر شعار و آقاى دكتر خسرو فرشيد ورد با عنوان «گفتارهاى دستورى » توسط انتشارات اميركبير به چاپ رسيد(۱۳۴۵).
از ديگر كارهاى حاكمى والا انتشار يك دوره كامل تاريخ ادبيات از دوران پيش از اسلام تا دوران اسلامى به همراه دكتر سيدحسين سادات ناصرى و فاضل نيا در سه جلد است . علاوه براين متون فارسى سال هاى دوم و سوم و چهارم فرهنگ و ادب نيز به عهده او و دكتر سيدعلى محمدسجادى و استخرى گذاشته شد كه اين شش جلد كتاب تحت عنوان متون و تاريخ ادبيات در سال ۱۳۶۲ براى رشته متوسطه عمومى تهيه شده و در دسترس دانش آموزان و علاقه مندان قرار گرفت.
كتاب ديگرى كه حاكمى والا به چاپ رسانده است «ويس و رامين » فخرالدين اسعد گرگانى و عطار بود. در باره اين كتاب مى گويد: «از ديگر كتابهاى درسى دانشگاهى، كه بنده تدريس اش را هم برعهده داشتم و در نهايت آنها را به چاپ رساندم كتاب ويس و رامين فخرالدين اسعد گرگانى و عطار بود . اشعار رودكى و منوچهرى هم در يك كتاب جداگانه به چاپ رسيد، در اين كتاب اشعار وصف طبيعت، مرثيه ها، مدايح و مطالب ديگر به طور جداگانه و فصل بندى شده آمده است.»
در باره حاكمى والا، استاد مهدى ماخورى مى گويد: او انسانى است كريم النفس و متواضع كه ادب درس و ادب نفس را توأمان داراست. از خدمتگزار تا دانشجو استاد و از آشنا تا ناآشنا، همه و همه شيفته خلق و خوى اويند. به ويژه كه به متانت در رفتار و گره از كار حاجتمندان ، از هر دستى - گشودن ، شهرت و عام يافته است. دكتر حاكمى نمونه يك معلم مسؤول و متعهد است. نشده است كه درس او تعطيل و كم وكاستى در ساعت هاى تدريس اش ديده شود. دقايق و نكات باريك هر درس را از پيش تعيين كرده، با طرح آن در كلاس درس، دانشجويان را به تفكر و تأمل برمى انگيزد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |