|
|
|
عمليات خيبر
تصرف جزيره مجنون
|
|
|
در پايان عمليات والفجر،۱ فرماندهان نظامى به درك جديدى از تواناييهاى دشمن و وضعيت عمومى جنگ دست يافتند كه براساس آن مى بايست در شيوه رويارويى با دشمن و انتخاب زمين درگيرى تغييرات اساسى داده مى شد. همين درك موجب شد مردابهاى هورالهويزه براى عمليات بعدى انتخاب شود. اين رهيافت هنگام عمليات والفجر مقدماتى براى فرمانده كل سپاه حاصل شده بود، وى در همان زمان نيز از منطقه هور ديدن كرد، اما پس از عمليات والفجر۱ در سطح استراتژى عملياتى، تأثير خود را برجاى گذاشت. منطقه هورالهويزه به عنوان ابتكار عمل جديد در جنگ، با نظر سپاه پاسداران انتخاب شد و بر همين اساس، اين منطقه به سپاه و منطقه زيد نيز به ارتش واگذار شد. اين دو منطقه به عنوان مناطق واسط، امكان دستيابى به هدف اصلى عمليات، يعنى پل نشوه را فراهم مى ساختند كه پس از رسيدن نيروها به آنجا، عمليات در مراحل بعد به سمت بصره ادامه مى يافت. علاوه بر اين، ارتش و سپاه يگان هايى نيز در اختيار يكديگر قرار دادند؛ تيپ ۷۲ محرم، لشكرهاى ۱۴ امام حسين(ع) و ۷ ولى عصر(عج) از سپاه در كنترل عملياتى ارتش قرار گرفت و لشكر ۹۲ زرهى از ارتش نيز كه در خط دفاعى بود در همان منطقه كوشك - طلائيه در كنترل عملياتى سپاه درآمد. دلايل انتخاب منطقه عمليات منطقه هورالهويزه براى اجراى عملياتى بزرگ در سال۱۳۶۲ انتخاب شد. عمليات خيبر تا آن زمان (سال۱۳۶۲) ابتكار عملى بى نظير در جنگ به شمار مى رفت. اين منطقه مى توانست جبهه خودى را دوباره از تواناييهاى گذشته بهره مند ساخته، دشمن را با وجود پيچيدگى در خطوط دفاعى و طرحهاى پاتك، از امكان مقابله با رزمندگان اسلام محروم كند. زيرا دشمن تصور نمى كرد ايران در هورالهويزه كه داراى وسعت زياد و فاصله طولانى از ساحل تا هدف ها بود، دست به عمليات بزند، چون ايران در چهار سال گذشته هيچگاه در اين منطقه عملياتى اجرا نكرده بود. هدف از عمليات خيبر، انهدام نيروهاى سپاه سوم ارتش عراق، تأمين جزاير مجنون شمالى و جنوبى و ادامه تك از جزاير و محور طلائيه به سمت نشوه و الحاق با نيروهايى بود كه از محور زيد به دشمن حمله مى كردند. دراين عمليات همچنين درنظر بود كه خشكى شرق دجله از طريق هور تصرف شود تا امكان تقويت عمده، از سمت شمال به سپاه سوم ارتش عراق ازميان برود. طراحى عمليات در طراحى عمليات، دو محور مستقل هورالهويزه و زيد با هدف تصرف مناطق حساسى كه مى توانست زمينه ساز هجوم به بصره باشد، براى اجراى عمليات انتخاب شد. درمحور هور، قرارگاه نجف (سپاه پاسداران) و درمحور زيد، قرارگاه كربلا (ارتش) براى اجراى عمليات مأمور شدند،با اين تفاوت كه عمليات اصلى و تعيين كننده، در هور انجام مى شد. سپاه براى تصرف هدف هاى عمليات، پنج قرارگاه، تشكيل داد و مأموريت تصرف هر هدف را به يك قرارگاه (قرارگاه نصر، حديد، حنين، فتح، بدر و نوح) واگذاركرد. بيست روز نبرد و مقاومت يك روز پيش از اجراى عمليات، نيروها وارد هور شده و تاحدممكن در داخل آبراهها پيشروى كردند و سرانجام در ساعت ۲۱/۳۰ سوم اسفند ۱۳۶۲ عمليات خيبر با رمز «يارسول الله(ص)» آغاز شد. درمرحله اول عمليات در منطقه قرارگاه نجف، قرارگاههاى نصر و حديد موفق شدند درمحور العزير و القرنه هدف هاى خود را تصرف كنند. در جزاير، وضعيت عمليات مطابق برنامه پيش نمى رفت. پاكسازى نشدن جزاير تا ساعت ۳/۳۰ بامداد مانع از آن شد كه بعد از تصرف جزاير، نيروهاى موج دوم بتوانند براى حمله، به سوى طلائيه حركت كنند. لذا، در شب اول عمليات الحاق انجام نشد و به همين دليل، قرارگاه فتح كه مى بايست پس از پاكسازى جزيره، به آن محور ملحق مى شد، با مشكل مواجه گرديد و باوجود شكستن خط و رسيدن به نزديكى محل الحاق، مجبور به توقف شد و سرانجام، به دليل حضور پرشمار قواى دشمن در محور طلائيه و مقاومت آنها، به رغم اجراى چند حمله براى الحاق يگان ها در دو محور طلائيه و جزيره، اين مهم ميسر نشد. ارتش عراق پس از كشف اهداف عمليات و محورهاى اصلى تك، تلاش اصلى خود را ابتدا روى پاكسازى حوالى جاده بصره - العماره و سپس روى طلائيه متمركز كرد. تمركز آتش دشمن در طلائيه كه زمينى بسيار محدود را شامل مى شد، فوق العاده بود. چنانكه شهيد حجت الاسلام ميثمى كه در آنجا حاضر بود، مى گفت: «هركس در طلائيه ايستاد اگر در كربلا هم بود، مى ايستاد.» ضرورت مقاومت در طلائيه به دليل اهميت اين محور براى كل عمليات بود، چرا كه در صورت الحاق و پاكسازى، عقبه خشكى براى نيروهاى خودى وصل مى شد و عمليات در ابعاد جديدى گسترش مى يافت. درمحور زيد، قرارگاه كربلا موفقيتى به دست نياورد و صبح عمليات يگان هاى عمل كننده در اين محور به عقب آمده و درخط قبل از عمليات مستقر شدند. اين وضعيت مانع از آن شد كه يگان هاى قرارگاه نجف بتوانند درمحورهاى القرنه و العزير باقى بمانند. زيرا امكان پشتيبانى آنها وجودنداشت و راه زمينى نيز همچنان مسدود بود. ازسوى ديگر، دشمن با حضور سريع در منطقه كه با اعلام آماده باش درمركز استان عماره و انتقال يگان هايش همراه بود، با قواى زرهى و اجراى آتش، فشار زيادى براين محور وارد مى كرد، لذا، يگان هاى قرارگاه هاى نصر و حديد به ناچار به جزيره شمالى برگشتند. از اين پس، جزيره، محور كنش و واكنش دوطرف درگير بود. دراين حال، به دليل عدم تثبيت مواضع به دست آمده درجزيره، مشكل پشتيبانى آتش و تجهيزات و تأمين نيروى انسانى ، در مورد سرنوشت جزيره به شدت احساس خطر مى شد. اوضاع نامناسب و بسيار سخت بود. در حالى كه فرماندهان اميد زيادى به عمليات بسته بودند، تمام دستاوردها در حال زوال بود، طورى كه فرمانده كل سپاه به يكى از روحانيان حاضر در قرارگاه گفت: « در طول جنگ ، ما اين جور ذوب نشديم.» براى خارج شدن از اين وضع نگران كننده، سپاه تصميم گرفت بار ديگر تمام توان خود را براى بازكردن محور طلائيه به كار گيرد. از سوى ديگر ، اوضاع نابسامان جبهه موجب تزلزل عمومى نيروها شده بود و حفظ جزاير نيز در هاله اى از ابهام و ترديد قرار داشت. در پنجمين روز عمليات ۸ اسفندماه ۱۳۶۲ پس از آنكه اخبار اوضاع جبهه به تهران گزارش شد، هاشمى رفسنجانى ، فرمانده جنگ ، به منطقه آمد و به سرعت خود را به سنگر فرماندهى سپاه رساند. وى به فرمانده كل سپاه گفت: « ما اعلام كرديم كه هركس (هر يگان ) هرچه در چنته دارد بياورد ميدان .» وى نيز پاسخ داد: «ما هم گفته ايم كه افراد تا حد فرمانده لشكر بايد بجنگند. حتى اگر سازمان رزم سپاه مختل شود.» پس از نشست فرماندهان عمليات با هاشمى ، براى خارج شدن از بن بست، حمله مجدد از محور طلائيه تشخيص داده شد تا شايد با بازشدن راه زمينى ، گره عمليات گشوده شود. در ۱۰ اسفند۱۳۶۲ حمله موردنظر آغاز شد. اما مشكل عبور از زمين هاى آب گرفته مانع بزرگى بود. ساعت ۱ بامداد ، دو تن از فرماندهان لشكر ۲۷ حضرت رسول (ص) به قرارگاه آمدند و وضع زمين را كه بر اثر آب اندازى دشمن ، باتلاقى و عبور از آن مشكل شده بود، به هاشمى رفسنجانى گزارش دادند. وى در پاسخ به آنان با ناراحتى گفت: « اين امر امام است كه شما در هرشرايطى بايد برويد جلو. اگر ما نتوانيم اين هفت هشت كيلومتر را برويم جلو، ديگر نمى توانيم بجنگيم. با وجود تلاش فراوان يگان هاى سپاه، به دليل مقاومت نيروهاى عراقى و آتش بسيار شديد آنها، بازهم حمله نيروهاى خودى درمحور طلائيه ناكام ماند. نيروهاى دشمن كه درآغاز حمله مجبور شدند برخى مواضع خود را ترك كنندو عقب بروند، با فرارسيدن روز ، پاتك هاى پياپى خود را آغازكردند و سرانجام ،مانع پيشروى لشكر ۱۴ امام حسين (ع) و لشكر ۲۷ حضرت رسول (ص) شدند. با توقف پيشروى در محور طلائيه، وضعيت جديدى پديد آمد. از اين پس، جبهه خودى مى بايست قابليت وتوانايى خود را در حفظ جزاير نشان مى داد؛ كارى كه بسيار دشوار نمى نمود. پس از توقف درگيرى در محور طلائيه تا شروع حمله به جزاير، حدود پنج روز جبهه ها حالت عادى داشت و دشمن تلاش خاصى از خود نشان نداد. در بعدازظهر ۱۴اسفند،۱۳۶۲ مسؤولان بيت امام به قرارگاه اطلاع دادند كه فرمانده سپاه به تهران بازگردد. همچنين گفته شد: «امام فرموده اند: جزاير حتماً بايد نگه داشته شوند، هر طور كه شده.» اين فرمان، تحولى اساسى در سرنوشت عمليات ايجاد كرد و سپاه اين بار هر آنچه را كه در اختيار داشت، از فرماندهان تا باقيمانده سازمان يگانها را وارد صحنه كرد. از لحاظ روحيه و استقامت نيز توان سپاه دوچندان شد و همه، حفظ هدفى را كه امام تعيين كرده بود، به بهاى خون و جان خود در دستور كار قرار دادند. مطابق پيش بينى امام و فرماندهان، پس از چندروز، در ۱۶اسفند،۱۳۶۲ عراق با اجراى آتش سنگين، بمباران وسيع هوايى و استفاده از هلى كوپتر، تانك و نيروهاى پياده، پاتك سنگينى را به جزاير مجنون آغاز كرد. بيت امام كه مرتب اوضاع جبهه را پيگيرى مى كرد، با آگاهى از شروع پاتك عراق به جزاير، با قرارگاه تماس گرفته و حجت الاسلام حاج احمدآقا خمينى از فرمانده سپاه وضعيت را جويا شد. وى پاسخ داد: «از لحاظ مهمات خيلى در مضيقه هستيم. الحمدلله وضع خوب است، ولى عراق با تمام قوا حمله مى كند.» حمله عراق در آن روز بدون نتيجه پايان يافت، اما دشمن در صبح روز ۱۷اسفند۱۳۶۲ حمله ديگرى را آغاز كرد. اين حمله دشمن با استفاده از تجهيزات و تسليحات بيشتر و شديدتر و وسيع تر بود. در مقابل ، وضع جبهه خودى بسيار حاد و مهمترين مسأله، كمبود نيرو و مهمات بود. در حالى كه به مهمات نياز بسيار بود، سرهنگ موسوى قويدل يكى از فرماندهان ارتش اعلام كرد: «در كل، ۱۳۰۰عدد گلوله ۱۳۰ميليمترى در اختيار داريم.» همچنين، برادر غلامعلى رشيد از داخل جزيره پيام داد كه اگر نيروهاى حاج همت (لشكر حضرت رسول (ص)) نرسند، احتمال سقوط خط اين لشكر زياد است. عراقى ها نيز دست به جنگ روانى زده و به نيروهاى ايرانى اعلام كردند، اگر جزاير را خالى نكنند، آنجا را به موشك بسته و به شدت بمباران مى كنند. در اين روز، دفتر امام به طور مستمر در تماس با قرارگاه، تحولات جنگ را پيگيرى مى كرد. روز ۱۸اسفند،۱۳۶۲ عراق حمله شديدترى را آغاز كرد و سپاه و بسيج با همه وجود، پايدارى و استقامت كرده و مانع از پيشروى دشمن شدند. وضعيت بسيار سخت و امكانات بسيار محدود بود. در اين موقعيت دشمن از سلاح هاى شيميايى نيز استفاده كرد. از آغاز روز ۱۹ اسفند ۱۳۶۲ ، ارتش عراق باز هم حملات خود را از سر گرفت. اما اين بار هم رزمندگان اسلام با گوشت و پوست و خون خود قواى ارتش بعثى را متوقف كردند.شهادت فرماندهانى چون حاج ابراهيم همت، مرتضى ياغچيان ، حميد باكرى واكبر زجاجى، بهايى بود كه براى حفظ جزاير پرداخته شد. در اين سه روز، اوج حماسه واستقامت و شهادت طلبى سپاهيان و بسيجيان به نمايش گذاشته شد. جزيره سمبل پايدارى و استقامت شده بود. آقاى هاشمى در اين باره گفت: «اين جزيره شده سمبل قدرت ما و ضعف عراق. مقاومت شما در دنيا خيلى معنا دارد و بايد حفظ شود. جزيره ها مهم است، اين عقيده من است نه سياست». به هر حال، حمله ۷۲ ساعته ارتش عراق ناكام ماند. دشمن كه در مقابل خود مقاومتى دور از تصور و پيش بينى را مشاهده مى كرد، به مرور با تحمل تلفات وضايعات فراوان، دريافت كه ادامه تك غير از به مسلخ بردن نيروها، نتيجه اى ديگر ندارد. لذا از پس گرفتن جزاير مجنون منصرف شد و شروع به تحكيم مواضع كرد. در عمليات خيبر، ارتش عراق براى اولين بار در سطحى گسترده به بمباران شيميايى اقدام كرد. اين بمباران بيشتر به دليل هراس دشمن از استقرار و تثبيت نيروهاى خودى در منطقه عملياتى صورت گرفت. رژيم عراق پس از نااميدى از باز پس گيرى جزاير شمالى و جنوبى ،مجنون، بمباران شيميايى اين منطقه را تشديدكرد. بازتاب عمليات عمليات خيبر از نظر سياسى و نظامى تأثير بسزايى در روند جنگ به جاى گذاشت.از نظر نظامى پس از ورود قواى ايران به خاك عراق به دليل تحولى كه دراستراتژى و تاكتيك ارتش عراق به وجود آمد، اجراى عمليات به شيوه گذشته امكان پذير نبود. از اين رو لازم بود با دستيابى به ابتكارات جديد واتخاذ تدابيرى تازه، صحنه نبرد از ركود و توقف در پشت ديوار دفاعى عراق خارج شده و بار ديگر، موازنه نظامى برقرار شود. اجراى عمليات خيبر آغاز تحولى ديگر در دوره پس از فتح خرمشهر بود و عمليات هاى بعدى تا سال ۱۳۶۵ و نيز عمليات هاى نظامى در خليج فارس (در سال ۱۳۶۶) از اين انديشه جديد تأثير پذيرفتند.
|
|
|
|
|