|
گفت وگو با على اكبر صادقى
پيش از هر چيز يك نقاش هستم
|
|
|
• چنگيز محمودزاده
على اكبر صادقى امسال بعد از گذشت ۲۵سال به دنياى انيميشن بازگشت و با خلق فيلمى به نام «ائتلاف» در بخش مسابقه چهارمين جشنواره پويانمايى تهران شركت كرد. او با اين فيلم جايزه ويژه هيأت داوران در بخش مسابقه بين الملل و تنديس نقره اى مسابقه ايران را به دست آورد. على اكبر صادقى متولد سال۱۳۱۶ در تهران است. او در سال۱۳۳۷ با كسب رتبه اول به تحصيل در رشته نقاشى در دانشكده هنرهاى زيبا پرداخت و همزمان با تحصيل در زمينه هاى مختلف تبليغاتى نيز فعاليت خود را آغاز كرد. تصويرگرى كتاب «پهلوان پهلوانان» سرآغازى بود كه پس از آن منجر به ساخت شش فيلم انيميشن شد. گلباران، رخ، من آنم كه...، ملك خورشيد، هفت شهر و زال و سيمرغ آثار انيميشنى بودند كه صادقى با خلق آنها موفق شد نزديك به ۲۰جايزه بين المللى و داخلى را به دست آورد. گفت وگويى كه پيش رو داريد با اين هنرمند نقاش و انيماتور در آخرين روز جشنواره پويانمايى انجام شد. گروه فرهنگ و هنر فكر مى كنم اين روزها با اين سؤال زياد مواجه شده باشيد كه چطور پس از ۲۵سال دورى از دنياى انيميشن يكبار ديگر به ساخت فيلم انيميشن رو آورديد و حتى كار خود را در بخش مسابقه جشنواره نيز شركت داديد؟ در دوره هاى قبل جشنواره پويانمايى تهران، يكبار عضو هيأت داوران و يكبار عضو هيأت انتخاب جشنواره بودم. به همين دليل موفق شدم بيش از ۷۰۰ تا ۸۰۰فيلم انيميشن را ببينم. ديدن اين آثار، شوق دوباره فيلم ساختن را در من زنده كرد و احساس كردم دلم مى خواهد يكبار ديگر به دنياى فيلمسازى برگردم. اين جشنواره ها براى جوانان ما نيز يك كلاس آموزشى بسيار خوب است و باعث مى شود افرادى كه كمابيش به اين كار مشغولند، از هنرمندان ديگر درس بگيرند و به شكل حرفه اى تر كار خود را دنبال كنند. عده اى ديگر نيز كه به اين رشته علاقه مند هستند با حضور در اين جشنواره مى توانند كار را به طور حرفه اى ياد بگيرند و وارد حوزه هاى آموزشى شوند. من هم بعد از ۲۵سال اين شور و شوق را پيدا كردم و سناريوى فيلم ائتلاف را به كانون ارائه دادم. بعد از تصويب سناريو با همكارى آقاى كاويان راد ساخت فيلم را آغاز كرديم. چرا ۲۵سال قبل با وجود موفقيت هايى كه در دنياى انيميشن به دست آورده بوديد اين رشته را رها كرديد؟ بعد از ساختن شش فيلم، ديگر خيلى خسته شده بودم. با وقوع انقلاب و محدوديت هايى كه در آن دوران پيش آمد امكانات لازم براى كار فيلمسازى بسيار محدود شد و اين امر نيز دليل ديگرى براى فاصله گرفتن من از اين كار بود. البته در دوران فيلمسازى، سختى هاى بسيارى كشيدم؛ چون فقط به عنوان كارگردان آثار فعاليت نمى كردم و بخشهاى زيادى از كار را خودم برعهده مى گرفتم. بعد از آن هم به حرفه اصلى خودم بازگشتم و ۲۵سال به طور مداوم نقاشى كشيدم كه نتيجه آن بيش از ۳۰۰اثر رنگ و روغن و حدود ۷۰۰اثر آبرنگ بود كه آثار رنگ و روغن من در قالب يك كتاب و آب رنگها در سه كتاب جمع آورى شدند و هزاران كارت پستال نيز از روى آنها منتشر شد. شما نقاش بوديد وقتى به دنياى انيميشن وارد شديد توانستيد جوايز بسيار زيادى را با تنها شش فيلم به دست آوريد. آيا دلزدگى از انيميشن براى شما كه در اصل نقاش بوديد، باعث فاصله گرفتن شما از فيلمسازى شد؟ فيلمسازى و كارگردانى در ايران بسيار مشكل است. اين كار براى من كه خيلى از بخشهاى فيلم را خود پيش مى بردم، بسيار مشكلتر بود. چرا كه كار مونتاژ و گاهى اوقات حتى فيلمبردارى را خود انجام مى دادم و به ارائه سناريو، دكوپاژ و كارگردانى اكتفا نمى كردم. اين روند مرا بسيار خسته كرد و تصميم گرفتم استراحت كنم. ضمن اينكه علاقه اصلى من نقاشى است. من در وهله اول يك نقاش هستم و پس از آن، يك فيلمساز محسوب مى شوم. البته در طول اين سالها، رسالت خود را به عنوان فيلمساز نيز فراموش نكردم و در حد توان با دانشجوهايى كه علاقه مند بودند، پروژه هايى دانشگاهى برداشتم و كار كردم. همين آقاى كاويان راد كه در ساخت «ائتلاف» با من همكارى داشت، يكى از اين دانشجوها بود. آن طور كه در گفت وگوهاى ديگر مطرح كرده ايد، گويا براى ساخت اولين انيميشن خود با مشكلاتى مواجه بوديد؟ يكى از خاطرات جالب من در طول كار فيلمسازى به ساخت اولين فيلم من مربوط مى شود. وقتى كار را آغاز كردم، هنوز دوربين انيميشن را نديده بودم و حتى تا پايان فيلم اول، امكانات سينمايى انيميشن را به طور كامل نمى شناختم و به همين دليل مجبور مى شدم دوباره كارى هايى انجام دهم. اما در فيلم دوم با تجربياتى كه به دست آوردم، توانستم كار را بسيار خوب پيش ببرم. در زمان ساخت فيلم «هفت شهر»، مى خواستم يك پيرزمان را نشان دهم كه سراسر جهان را طى مى كند. چون نمى دانستم حركت و قدم زدن را دقيقاً به چه شكلى نشان دهم و چند كادر بايد بگيرم به كتابى از والت ديزنى مراجعه كردم كه براى آموزش متحرك سازى بود. با استفاده از آن شيوه، كار را آغاز كردم اما هر چه امتحان مى كردم مى ديدم اين شخصيت در زمان حركت مى لنگد. هر چه از كادرهاى اول و آخر حذف مى كردم به نتيجه نمى رسيدم. به هر شكلى كه بود آن كار را تمام كردم و يك سال بعد وقتى دوباره به آن كتاب مراجعه كردم، متوجه شدم كه بخش «راه رفتن مرد لنگ» را خوانده بودم. در آخرين اثرتان به نام ائتلاف از تابلوهاى نقاشى خودتان استفاده كرديد. چطور شد از اين نقاشى ها براى كار انيميشن استفاده كرديد؟ حدود دوسال پيش نمايشگاهى از ۴۰تابلو داشتم كه با نام «ائتلاف» در نگارخانه سبز برگزار شد. در همان روزها، يكبار كه آقاى كاويان راد به ديدنم آمده بود، پيشنهاد كردم فيلمى از اين تابلوها بسازيم و او هم استقبال كرد. بعد از ارائه اين طرح به كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، آنها هم استقبال كردند و ما كار را شروع كرديم. ائتلاف به موضوع ائتلاف ابرقدرتها براى زير سلطه بردن كشورهاى ديگر آن هم با شعار دموكراسى مربوط مى شود. در حالى كه به نظر من، ملتها مى توانند براى عشق ورزيدن، با هم ائتلاف كنند تا بدبختى و گرسنگى را از روى زمين محو كنند. در اين فيلم از دورنگ قرمز و آبى كه در پرچم كشورهاى ابرقدرت مشترك است به عنوان سمبلى استفاده كردم كه براى از بين بردن استان و سرزمين ها به هم ائتلاف مى كنند. چرا موضوعى با اين تم سياسى را براى كار انتخاب كرديد؟ بعد از ۱۱سپتامبر و ائتلاف كشورهاى ديگر براى حمله به افغانستان و عراق فكر ساخت اين كار در ذهنم شكل گرفت . اما در واقع خود كلمه ائتلاف هم براى من بسيار جذاب بود. در فيلم گلباران هم در واقع به موضوعى نزديك به اين فيلم و با سوژه اى سياسى پرداخته بوديد. در تمام فيلمهاى من مفاهيم انسانى و يك روند چرخه اى ديده مى شود. گلباران، داستان دوپادشاه است كه به شكار مى روند و هر دو به يك پرنده شليك مى كنند. پرنده نيز بر روى پل وسط دوشهر مى افتد و رقابت آنها براى به دست آوردن پرنده به نتيجه اى نمى رسد و جنگ دو پادشاه آغاز مى شود. اما بچه هاى دوطرف درگير جنگ در گلوله هاى توپ، گل و پرنده مى گذارند كه در اثر انفجار آنها صحنه جنگ گلباران مى شود و صلحى بين دوپادشاه به وجود مى آيد. اما وقتى آن دو بر سر سفره ميهمانى آشتى مى نشيند باز برسر خوردن ران مرغ با هم درگير مى شوند وهمه چيز به جاى اول خود باز مى گردد. اما در ائتلاف اين چرخه را حذف كردم و نشان دادم كه مى توانيم دنيايى خوب ودور از اين زورگويى ها داشته باشيم. به نظر شما در دنياى واقعى اين چرخه وجود ندارد؟ چرا وجود دارد ولى بايد به شكلى آن را از بين ببريم و دنيايى را بسازيم كه همه آرزوى آن را دارند. در واقع مى خواستم با روحيه اميدوارانه فيلم بسازم. شايد به اين ترتيب بتوانم رؤياى كودكان و گروه زيادى از انسانها را تصوير كنم. شما ۲۵ سال از ساخت آثار انيميشن دور بوديد و دراين دوران ، تغييرات تكنولوژيك بسيارى در عالم انيميشن روى داد.شما در مواجهه با اين تغييرات مشكلى نداشتيد؟ آنچه در بازگشت دوباره با آن مواجه شدم واقعاً شگفت آور بود. تمام سختى هايى كه براى رنگ و دسن داشتيم با اسكن كردن يك طراحى رفع مى شد.البته الآن باز هم مى گويم من از كامپيوتر چيزى سر در نمى آورم و اين كارها را آقاى كاويان راد انجام مى داد. پس از آن پلان به پلان همه كارها را نگاه مى كرديم و فيلم به اين ترتيب ساخته شد. البته بعد از آنكه در جشنواره پويا نمايى ، فيلم را روى پرده سينما ديدم به اين نتيجه رسيدم كه قسمت هايى را بايد از آن حذف كنم و برخى از نماها نيز بايد اضافه شود.وقتى با بينندگان فيلم و جوان ترها صحبت مى كردم، آنها مى گفتند فيلم كمى طولانى است و بايد آن را كوتاه تر كنيم تا بيننده بدون خميازه فيلم را تا انتها دنبال كند.البته اين فيلم كارى متفاوت است و با تكنيك خاصى آن را توليد كرديم و توانستيم حركت را روى تمام نقاشى ها به وجود آوريم كه كار بسيار مشكلى بود. پس در واقع اداى دينى به هنر نقاشى خودتان هم محسوب مى شود؟ دقيقاً. در واقع ،اين نقاشى ها بودند كه تبديل به فيلم شدند.اين حركت نيز در واقع يك نوآورى در سينماى انيميشن بود كه تاكنون انجام نشده است. داوران جشنواره نيز عقيده داشتند كه «ائتلاف» فيلم خاصى است . البته نظر بينندگان براى من بسيار مهم بود و به همين دليل نيز تصميم گرفتم براى يكدست شدن فيلم بخش هايى از آن را كوتاه كنم. شما در طول دوره هاى گذشته به دليل اينكه در هيأت داوران و انتخاب جشنواره حضور داشتيد، هم با آثار ايرانى وهم با آثار خارجى بسيارى مواجه شديد. هرچند اين روزها با توجه به ايام برگزارى جشنواره انيميشن در كشور ما ، تعارفهاى زيادى درباره رشد اين هنر در كشور هم از طرف خارجى ها و هم از طرف هنرمندان و انيماتورهاى ايرانى مطرح مى شود.اما خارج ازاين تعارف ها به نظر شما در چه سطحى از انيميشن جهان ايستاده ايم؟ زمانى بود كه اگر مرغك كانون در جشنواره هاى جهانى بر روى پرده سينما مى آمد، همه منتظر بودند تا آن كار، چند جايزه جشنواره را به خود اختصاص بدهد. اين موضوع به سال هاى قبل از انقلاب باز مى گردد. امروز درچه شرايطى هستيم؟ بله در سال هاى قبل از انقلاب چنين وضعيتى بر انيميشن كشور حاكم بود.اما وقفه اى كه بعد از آن پيش آمد براى اين هنر بسيار گران تمام شد. هنرمندان همه كشورها مشغول به كار بودند وما در جا مى زديم.اما وقتى اولين دوره جشنواره برگزار شد و آثار انيماتورهاى جوان را ديدم، فكرنمى كردم انيميشن كشور تا اين اندازه پيشرفت كرده باشد.اين جشنواره اجازه مى دهد، انيماتورهاى جوان خود را با ديگران مقايسه كنند و از آنها درس بگيرند. چند فيلم بلند انيميشن هم دركشور ساخته شده كه شروع بسيار خوبى است. انيماتورهاى جوان هم بسيار با شور و شوق كار مى كنند و سعى در پيشرفت دارند. فكر مى كنم اين جشنواره مزد خود را در سال هاى آينده خواهد گرفت . همانطور كه در چند سال اخير اين اتفاق روى داده است. در همين دوره از جشنواره مدير بخش انيميشن مدرسه ملى فيلم و تلويزيون انگلستان با چند فيلم به ايران آمد و درباره انيميشن مستند سخنرانى كرد. رشته اى كه به گفته او از حدود ۲۰ سال پيش در اروپا دنبال مى شود.اما بسيارى از انيماتورهاى جوان حتى نام اين رشته را نشنيده اند. فكر نمى كنيد اين موضوع نشان دهنده عقب ماندن ما از دنياى انيميشن باشد؟ همانطور كه گفتم ما در سال هايى كه كار انيماتورها ، تقريباً متوقف شده بود از دنيا جا مانديم.اما باز هم نسبت به بسيارى از كشورها جلو هستيم. فيلم هاى هنرمندان ايرانى در بخش مسابقه بسيارى ازجشنواره هاى معتبر دنيا پذيرفته مى شوند كه يك افتخار براى ما محسوب مى شود.البته در اين جشنواره ها، جوايزى هم به دست آورده ايم كه قابل تأمل هستند. به نظر من پذيرفته شدن اثرى از يك انيماتور ايرانى در جشنواره كن افتخار كمى نيست. گروهى از داوران اين دوره از جشنواره و انيماتورهاى قديمى كشور معتقدندكه آثار هنرمندان جوان، سياه است و بانگاهى منفى به دنيا نگاه مى كنند و به اين مسأله اعتراض دارند. نظرشما دراين باره چيست؟ به نظر من چنين اتفاقى به مسائل اجتماعى كشور باز مى گردد.شايد يكى از دلايل اين باشد كه جوان ها سرخورده شده اند و امكانات كمى در اختيار آنها قرار گرفته كه باعث به وجود آمدن چنين نگاهى در آنها شده است.جداى از اين مسائل به نظر من بايد به اين هنرمندان امكاناتى داد تا خود را باور كنند و به مسائل زندگى خود نيز خوشبينانه تر نگاه كنند. فكر مى كنم تماشاى فيلمهاى شاد و خوب خارجى كه در جشنواره نيز كم نيستند آنها را تشويق مى كند كه اين عينك سياه را از چشم بردارند و با نگاه خوشبين و مثبت تر به اطراف نگاه كنند.
|