چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۵ صفر ۱۴۲۶
Wed, Mar 16, 2005
گفت و گو
۳۰۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگوبا
منيره احمد سلطانى استاد دانشگاه
حقيقت درسنت هاى نوروزى
205053.jpg
يوسف ناصرى
در تقويم ايران باستان هر ۳۶۵روز را يك سال به شمار مى آوردند و با گذشت هر ۱۲۰سال، نوروز به مدت يك ماه جلوتر مى آمد. بعد از ورود اسلام به ايران، تقويم هجرى قمرى رايج شد. در اين تقويم هر ۳۵۵روز، يك سال كامل محسوب مى شود. اين تقويم تا سال۱۳۰۴ شمسى در كشور ما رايج بود. براساس قانونى كه در يازدهم فروردين همان سال تصويب شد، تقويم قمرى منسوخ و تقويم شمسى جايگزين آن شد و با در نظر گرفتن موضوع سال كبيسه، معمولاً سال شمسى در اوايل ماه فروردين آغاز مى شود. ناگفته نماند كه در دوره ملكشاه سلجوقى، تعدادى از دانشمندان خبره وقت و از جمله حكيم عمر خيام نيشابورى مأمور تنظيم تقويمى شدند كه تقويم جلالى يا ملكشاهى نام گرفت و مصوب شد نوروز در ابتداى فصل بهار باشد و تقريباً آغاز سال جديد جاى ثابتى پيدا كند.
به هر حال، جشن نوروز به عنوان مهمترين جشن ملى ايرانيان، داراى آداب و رسوم ويژه اى است. تقريباً مى توان گفت مراسم چهارشنبه سورى، در واقع افتتاحيه اين جشن و سيزده بدر، اختتاميه آن است. ابوريجان بيرونى دانشمند پوزيتويست ايراين در كتاب آثار الباقيه با اشاره به رسم تخم افشاندن ايرانيان براى تهيه سبزه مراسم نوروز گفته: «اين رسم در ايران پايدار مانده كه در نوروز در كنار خانه، هفت صنف از غلات و هفت استوانه بكارند و از رويش اين غلات خوبى و بدى زراعت و حاصل ساليانه را حدس زنند.» در گذشته هم «جشن كوسه» يكى ديگر از جشن هاى سنتى ايران بوده كه كلمان هوار، شرق شناس اروپايى آن را در اثرش اينگونه توضيح داده است: «ايرانيان در بهار جشن آيين كوسه برپا مى داشتند كه خود بهانه اى بوده است براى شادمانى نوروز. در اين آيين؛ مردى كوسه بر استرى مى نشسته و با بادبزنى خود را باد مى زد تا آشكار كند كه از سرآمدن سرما و فرا رسيدن گرما شادمان است.»
يكى ديگر از آداب به استقبال رفتن سال جديد در امر نظافت منزل بروز پيدا مى كند كه مبناى مذهبى داشته. در سرودهاى مقدس اوستا آمده: «به هوش باشيد و آگاه كه روان مردگان در ايام فروردگان به خانه هاى ايشان بازمى گردند.» بنابراين گفته شده كه افراد، خانه هاى خود را پاك كنند و فرشهاى پاك و تميز بگسترانند و لباس جديد بپوشند. يكى ديگر از آيين هاى مرتبط با اين ايام، رسم «مير نوروزى» بوده كه حاكم يك منطقه به مدت چندروزى، حكومت بر آنجا را به يك نفر عامى مى سپرد تا مردم با مشكلات حكومت كردن آشنا شوند. بحث و بررسى در مورد جشن نوروز و آداب و رسوم مرتبط با آن و دلايل ماندگارى اين جشن ملى محور گفت وگوى ما با دكتر منيره احمد سلطانى نويسنده و استاد دانشگاه است كه در پى مى آيد.
جشن نوروز يكى از جشن هايى است كه در سنت ملى ما ايرانيان برجستگى خاص خود را دارد. از ديد شما، بررسى اعتقادات و باورهاى پيشينيان ما چه نوع آگاهى و شناختى به ما ارائه مى دهد؟
بررسى اعتقادات و انديشه هاى مردم پيشين صرفاً از لحاظ تاريخى ارزش ندارد، بلكه باعث عرضه يكسرى نكات كليدى به ما مى شود تا حقايق را بهتر از قبل تشخيص بدهيم. امروزه، معرفت به زندگى مردم گذشته در اروپاى كنونى هم يكى از شاخه هاى علوم مردم شناسى و جامعه شناسى است و كيفيت معلومات گذشتگان از اين نظر، مورد دقت قرار مى گيرد و همواره شاعران، نويسندگان و ادبا از اين طريق با مخاطبان خود ارتباط برقرار مى كنند. يكى از مواردى كه باعث مى شود ما از اعتقادات و باورهاى پيشينيان خود، اطلاع بيشترى كسب كنيم، همين بررسى جشن ها و مراسمى است كه ريشه هاى تاريخى و با قدمت دارد. به نظر من، جشن نوروز، چهارشنبه سورى و سيزده بدر همگى يادآور نوع اعتقادات مردم ما بوده است. در گذشته، هر يك از روزهاى هر ماه به يك عنوان خاص شناخته مى شد. حال اين نامگذارى ممكن بود براساس اعمال نيك صورت بگيرد و يا اينكه بر مبناى نام فرشتگان باشد. بنابراين اگر نام يك روز با نام همان ماه يكى مى شد، ايرانيان آن روز را جشن مى گرفتند، به عنوان مثال، در روز ۱۶مهرماه كه روز مهر و محبت است، جشن مهرگان برگزار مى شود. در ماه فروردين هم به افتخار «فروهرها» يا همان ارواح مردگان نيكوكار، جشن برپا مى شد و مردم، ياد درگذشتگان خود را گرامى مى داشتند كه اين جشن مصادف با زنده شدن برپا مى شد به اين شكل بود كه مردم در زمان تحويل سال به قبرستان مى رفتند و بر سر مزار افراد متوفاى خود جمع مى شدند. شمع و چراغى كه بر سر سفره هفت سين گذاشته مى شد به خاطر اين بود كه ارواح در گذشتگان بتوانند به راحتى خانه بازماندگان خود را پيدا كنند و نزد آنها برگردند. يعنى به صورت موقت از آسمان پايين آمده و بر سر سفره هاى بازماندگان خود حاضر شوند. چون بستگان آنها با برپا كردن جشن، منتظر فرود آنها بوده اند.
قبل از تحويل سال هم،مردم خانه هاى خود را تميز و غبارروبى مى كردند كه به نام «خانه تكانى» معروف شده و انواع و اقسام سبزه ها و عطرها را مورد استفاده قرار مى دادند. هفت سين هم در اصل به معناى نعمت هاى خوب و فراموش شده بود و بدين صورت مردم از اين مسأله استقبال مى كردند. در همان زمان استقبال از ارواح در گذشتگان، مردم يكديگر را تشويق مى كردند كه با نعمتهاى فراموش شده آشنا شوند و از آنها هم استفاده كنند.
سبزه هايى كه بر سر سفره هفت سين گذاشته مى شد فقط يك موضوع معمولى و بى فايده نبود. با ديدن اين سبزه ها بود كه پيش بينى مى شد، چه محصولى در سال جديد از بارورى بيشترى برخوردار باشد. اگر هر يك از سبزه هاى عدس، گندم و جو تا روز سيزده بدر رشد بيشترى مى داشت، اعتقاد بر اين بود كه تخم همان نوع محصول بايد كاشته شود و اطمينان داشتند با رعايت چنين عملى، كشت آنها پربركت تر مى شد.
در اروپا هم مراسم «پاك كردن بهاره» در ايام قبل از مراسم عيد انجام مى گيرد.
در كشور ما، طبق نظر ستاره شناسان، مردم سفره هاى خود را در روز ۲۹اسفند كه روز «علفه» نام داشت، مى چيدند. معمولاً در مراسم تحويل سال، غذايى مثل پلوماهى يا كوكوسبزى تهيه مى كنند و معتقد بودند كه هر كس در شب عيد چنين غذاهايى بخورد، تا آخر سال چيزى را گم يا فراموش نمى كند. مردان و زنان نيز به اصلاح وتميز كردن خود مى پرداختند. خانواده اى هم كه عزادار شده بود، به صورت نيمه عزا ايام عيد را سپرى مى كردند. مردم ما سعى كرده اند در لحظه تحويل سال در محل مقدسى حضور داشته باشند و يا حتى اگر لحظه تحويل سال در نيمه هاى شب باشد، بيدار بمانند و دور سفره هفت سين بنشينند.
همچنين تخم مرغها را با رنگهاى طبيعى مثلاً با استفاده از پوست گردو يا پياز، مى آراستند و حتى «سير» و ريشه هاى آن را با رنگهاى گياهى، رنگ آميزى مى كردند و معتقد بودند اگر در لحظه تحويل سال بر سر سفره نباشند، تا آخر سال از نعمتهاى مختلف محروم مى شوند.
بر سر سفره علاوه بر هفت سين، مقدارى ماست و شيره مى گذاشتند، هر كس كه مزاج گرمى داشت، يك قاشق ماست مى خورد و كسى كه بلغمى مزاج بود و طبع سردى داشت، مقدارى شيره مى خورد. اعتقاد بر اين بودكه با مصرف يك قاشق ماست يا شيره، مزاج افراد متعادل مى شود و يا يك ظرف آب مى گذاشتند و در داخل آن يك نارنج يا برگهاى آن را قرار مى دادند و با حركت و چرخش نارنج متوجه تحويل سال مى شدند. اعتقاد بر اين بود كه شمعهاى روشن را نبايد خاموش كرد و اگر هريك از شمعها كه به تعداد اعضاى خانواده بود، خاموش مى شد، اين باور وجود داشت كه صاحب آن شمع به زودى فوت خواهد كرد.
بعد از تحويل سال هم، مراسم روبوسى افراد خانواده، بويژه از جانب افراد بزرگتر رخ مى داد و به كوچكترها عيدى داده مى شد.
در چهارشنبه سورى، رشته پلو و يا شير برنج و سمنو طبخ مى شد تا موقع سال تحويل بر سر سفره هفت سين بگذارند. پيشينيان ما معتقد بودند حضرت خضر مى تواند مثلاً سمنوى آنها را متبرك سازد و اگر اثرى شبيه به انگشت دست روى غذا ظاهر مى شد مى گفتند حضرت خضر آمده و غذا را متبرك ساخته است.
اصولاً بعد از تهيه غذايى كه از آرد درست شده مثل سمنو، روى آن پستى و بلند ى هايى مثل پنجه انسان به وجود مى آيد كه اين تصور را پيش مى آورد.
هفت نوع ميوه و خوراكى كه با عنوان هفت سين بر سر سفره عيد قرار مى گيرد، هر يك نماد چه چيزى هستند؟
اصولاً حرف «شين» در زبانشناسى هم با شدت و حدت ادا مى شود. اصولاً در زبانشناسى گفته مى شود كه حرف س (سين) جزو حروف هشدار دهنده و شديد است. و هفت سين هشدارى براى سلامتى انسان است. يكى از اين هفت سين، سيب است كه اتفاقاً ميوه اى پر ارزش است ولى در گذشته مردم با خاصيت هاى مهم آن آشنا نبودند و به طور كلى، اين ميوه به وفور مصرف نمى شد و داوطلب زيادى براى خوردن آن پيدا نمى شد.
درايران قديم، سفره را با سيب هم مى آراستند. چون سيب نماد آگاهى است ودر دين مسيحيت و آيين ميتراييسم ، سيب اهميت دارد. در مسيحيت اين اعتقاد وجود دارد كه «آدم» به خاطر مصرف سيب از بهشت رانده شد.
سنجد يكى ديگر از عناصر هفت سين است كه در شمار ميوه هاى مطرود به شمار مى آمد و فقط روى سفره هفت سين از آن ياد مى شد. اين ميوه در طب سنتى موردتوجه هست و فوايد زيادى براى آن قائل هستند. حتى ما مى دانيم كه سنجدمى تواند در مورد بيمارى هايى مثل پوكى استخوان وناراحتى هاى مفصلى استعمال شود و يا به علت داشتن ويتامين اى (E) و تحريك كننده هورمون هاى جنسى مردانه وزنانه، ميوه اى بسيار مفيد است.
سنجد، مظهور بارورى است و باور به مفيد بودن مصرف سنجد نشان مى دهد قدماى ما به ويژگى هاى سنجد آگاه بوده اند. در مجموع سنت هاى عاميانه اى كه ماندگار شده اند رگه اى از حقيقت را در خود داشته اند وگرنه آيين ها و سنتها و باورهاى خرافى معمولاً از بين مى روند.
سماق به عنوان يك سين ديگر، مظهر صبر وخوش صحبتى است وغربيها آن را خاكستر كوهى مى دانند.سماق، دانه اى ترش است و پراز ويتامين سى (C)  و قدماى ما آن را براى مداواى خونريزى هاى لثه مفيد مى دانستند و آن را در گلاب حل مى كردند و يا براى پاك كردن و ضدعفونى جرم هاى داخلى گوش و چشم ازآن استفاده مى بردند.
علاوه بر اين موارد، سماق بوى ناخوشايند دهان و لثه رااز بين مى برد. سير هم يكى ديگر از عناصر هفت سين ايرانى است. مصرف سير، تقريباً ريشه اخلاقى ومذهبى دارد و به عنوان يك نوع ضدعفونى كننده مورد استفاده قرار گرفته است.در برخى كشورها ، سير را مانند پياز براى دور كردن شياطين و اجنه ها مورد استفاده قرار مى دادند و آنها را به در خانه آويزان مى كردند و يا آن را براى زدودن غم و دلتنگى به كار مى بردند. امروزه تشخيص داده شده كه فشار خون عامل دلتنگى، غم وافسردگى است و سير مى تواند در رفع اين ناراحتى ها مؤثر باشد. به معناى ديگر، كسانى كه فشار خون و اضافه چربى دارند، آدمهايى عصبى هستند و اين گياه مى تواند براى رفع اين بيمارى مفيد واقع شود.
سير نماد سلامتى و عامل دور كردن اجنه اى است كه باعث بيمارى مى شوند. اگرچه پيشينيان ما نمى توانستند مثل ما تشخيص دقيقى در مورد خواص مفيد ميوه ها و سبزيجات و گياهان داشته باشند ولى اعتقاد آنها در مفيد بودن مصرف سير، نشان مى دهد كه باور آنها در اين زمينه، اصلاً خرافى نبوده است.
سركه هم ، نماد استحاله و تولد مجدد است و وسيله اى براى ضدعفونى كردن به حساب مى آمد. سبزيجاتى مثل كاهو هستند كه ميكروب هاى نشسته بر روى آن عامل اسهال خونى اند و فقط با شستشوى آن با آب تميز نمى شود. به شكلى ابتدايى، قدماى ما خوردن كاهو را با سركه يا سكنجبين تجويز مى كرده اند. امروزه ما دقيقاً مى دانيم كه ميكروب هاى كاهو با آب معمولى از بين نمى روند، بلكه بايد گندزدايى اسيد مانند حتماً روى آن انجام شود.
در گذشته سركه بهترين حلال به حساب مى آمد. امروزه هم براى استخراج عصاره برخى از گياهان آنها را در الكل قرار مى دهند و شيره آنها را مى گيرند.
سبزه گندم يا جو يا سنبل، نمايش زرتشتى و بركت اسلامى بوده است. به هر حال، يك دانه گندم به مقدار زيادى سبزه تبديل مى شود و از هر سنبلى ، چندين گل مى رويد كه اين بركت، يك نوع خوش آمد گويى به بهار است.
سمنو هم به عنوان يكى ديگر از عناصر هفت سين ، سمبل توجه به فقرا و حمايت از آنها است. در گذشته دو نوع غذاى شل (سمنو) و سفت (حلوا) را به صورت نذرى به آتشگاه مى بردند. الآن هم ، سوهان به عنوان سوغاتى قم در واقع تركيبى ازسمنوى سفت شده و روغن است.
سكه هم نشانه بهبود وضع اقتصادى بوده و مردم آرزوى بهبود وضع مالى خود را داشته اند.
علاوه بر هفت سين ،ماهى نيز كه سمبل زايش بود بر سر سفره گذاشته مى شود وهمچنين آينه به عنوان مظهر پاكى و صفا و هر كسى در هنگام سال تحويل به آينه نگاه مى كرد تا آينده اش را با پاكى و صفا ببيند. شمع، شمعدان و چراغ هم مظهر روشنايى است.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |