چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۳ - ۵ صفر ۱۴۲۶
Wed, Mar 16, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
يادى از آنه مارى شيمل، عرفان پژوه آلمانى
كتاب انديشه
رقص بر مزار خداوندگار
يادى از آنه مارى شيمل، عرفان پژوه آلمانى
205035.jpg
ليدا فخرى
پروفسور آنه مارى شيمل، شرق شناس و اسلام شناس معاصر آلمانى است كه اگر ادعا كنيم در جهان غرب پژوهنده اى چون او با اين حد و قامت به ابعاد معنوى اسلامى و بويژه عرفان آشنا نيست، به راه مبالغه نرفته ايم. او در پژوهش هايش كوشيد با شكافتن پوسته هاى ضخيم قشرى گرى و تعصب و خرافات به هسته و مغز انديشه هاى اسلامى راه گشايد. برخلاف تصورات و عقايد رايج در ميان شرق شناسان كه بيشتر به احكام و دستورهاى شرعى و ظواهر دين اسلام توجه داشته اند، شيمل بر اين باور بود كه گوهر اسلام در صدف عرفان نهفته است و هم آواز با خاور شناس شهير آلمانى، هانس هاينريش شدر بر اين تأكيد داشت كه «عرفان اسلامى كوششى است براى دستيابى به رستگارى فردى از راه رسيدن به توحيد حقيقى. »
بانو شيمل قرآن را اصيل ترين منبع براى شناسايى اسلام مى دانست و معتقد بود كه عرفان اسلامى پيش و بيش از اينكه از انديشه ديگرى رنگ بگيرد، بازتابى از تعاليم قرآنى است.
وى اسلام را دينى بسيار زيبا مى دانست و مى گفت آنچه در اسلام بيش از هر چيز او را تحت تأثير قرار داده، ارتباط مسلمانان با خداوند و اطمينان و توكل آنها به او ست و درباره بحران امروز غرب و نياز به معنويت مى گويد: «درست است كه انسان به پيشرفت فنى و علمى نياز دارد اما نبايد اين پيشرفت به قيمت از بين رفتن ارزشهاى انسانى و معنوى تمام شود. مردمان مشرق زمين هنوز اين گوهر را از كف نداده اند. خداوند در آنجا حى و حاضر است و همين مسأله بيش از هر چيز مرا شيفته شرق كرده است. »
از ديد اين بانوى «شيداى شرق»، عارفان بودند كه اسلام را نه با آتش و شمشير بلكه با عشق به خداوند و پيامبران و انسان، موعظه مى كردند و اين نقش عرفان و عارفان را بايد در دنياى امروز باشدت بيشترى اعتلا بخشيد. از آنجايى كه تصوف پادزهر هر تفسير افراطى از شريعت است ما بايد براى درمان اسلامى كه وسيله اى براى رسيدن به قدرت و حكومت (و نه احياى حقيقت و عدالت) شده است به تصوف متوسل شويم.
عرفان مشرق زمين بويژه عرفان اسلامى، ساحت محورى پژوهش هاى شيمل است. كتاب مشهور او با نام «ابعاد عرفانى اسلام» از جمله كتابهاى مهم و قابل تأمل در زمينه معرفى عرفان اسلامى به شمار مى رود.
آنچه بيش از همه در سراسر زندگى معنوى وى قابل توجه و محسوس است، دلمشغولى و شيفتگى او نسبت به مولانا جلال الدين رومى است، به روايت خود او «ايران وطن معنوى من است و در آن احساس غربت نمى كنم چرا كه ميان كسانى هستم كه به زبان خداوندگار مولانا سخن مى گويند. اما براى من هيچ آسان نيست كه از شخصيت عرفانى مولانا صحبت كنم. اگر ادعا كنم كه با عشق به مولانا زندگى كرده ام، غير واقع نخواهد بود. مثنوى و ديوان شمس دو همدم ديرينه و با وفاى من هستند. من سالهاى زيادى در عشق شمس تبريزى غرق شدم و انگار مولوى به من مى گويد كه من به بركت همين عشق است كه زنده ام، عشقى كه او بنا كرد و حالا در ما جارى شده است... در مولانا انديشه هاى نو افلاطونى وجود دارد، اما انديشه عشق، افلاطونى نيست! »
و شايد به دليل همين شيفتگى به مولانا است كه بسيارى از غزلها و رباعيهاى شيمل بويژه اشعار دوران جوانى اش رنگ و لعابى از اشعار مولوى دارند. كتاب «زبان تصوير مولانا جلال الدين محمد رومى» كتابى است كه شيمل با آن كار پژوهش درباره آثار مولانا را آغاز كرد و از آن زمان تا پايان عمرش، حدود چهل سال، مولوى و آثار او مركز ثقل پژوهشهاى بانو شيمل بود. كتاب «رومى، من بادم و تو آتش» و «شكوه شمس» از ديگر آثارى هستند كه شيمل درباره مولانا نگاشته است.
شيمل انديشه هاى عرفانى مولانا را براى فهم و شناخت انسان ها از يكديگر و تفاهم وصلح و دوستى ضرورى مى داند و معتقد است در دورانى كه سوء تفاهم ميان شرق و غرب رو به فزونى است، بايد مولانا و آثار او را بيشتر مورد توجه قرار دارد، چرا كه بى گمان در انديشه اى كه همه چيز و همه كس به آن پروردگار رحمان و آن معشوق واقعى نسبت داده مى شود و همگان پرتوى از آن هستى مطلق هستند جايى براى جنگ و دشمنى باقى نمى ماند.
علامه محمد اقبال لاهورى، متفكر برجسته پاكستانى، در كنار مولوى شخصيتى است كه بسيار مورد توجه و علاقه شيمل بود و همين علاقه او را به يكى از استادان مسلم حوزه «اقبال شناسى» بدل كرده در ميان آثار شيمل كه بالغ بر ۱۰۰ اثر مى باشد، تحقيق و تأليف هاى بسيارى نيز درباره شخصيت برجسته و  آثار ارزشمند اقبال ديده مى شود. ترجمه منظوم كتاب هاى پيام شرق، جاويدنامه و زبور عجم از آن جمله است. شيمل وطن اقبال را وطن دوم خود مى دانست و سال هاى بسيارى را در پاكستان سركرد.
دو خصيصه بارز شيمل، توجه به عرفان و ادبيات جهانى است و بيش و كم هيچ اثرى از ايشان نيست كه خالى از شعر و ادبيات باشد. بسيارى وى را از راه ترجمه ماهرانه اشعار شرقى به زبان هاى مختلف مى شناسند و همين امر است كه او را از ديگر شرق شناسان آلمانى متمايز و برجسته كرده است. كتاب «نواى نى»، حاوى نخستين رباعى ها و غزل هاى او به زبان آلمانى و كتاب«آينه ماه شرقى» مجموعه اى دل انگيز از اشعار او به سبك و مضمون اشعار شرقى است.
اين «آينه ماه شرقى» در فراگيرى زبان هاى مختلف و روآورى به شعر و ادبيات راه استاد معنوى خود، فردريش روكرت، را پيمود و همچون او معتقد است: «زبان، با همه رنگ هاى گوناگونش جلوه اى از ذات واحد الهى است و شعر به هر زبانى كه باشد در نظر عارفان زبان واحدى است. زبان ازلى اى كه در ازل در فردوس خوانده اند، نغمه اى ابدى است كه در آن احساسات جاويد انسان ها را سروده اند. شناختن شعر ملى، شناختن روح آن ملت است. تنها وسيله موثق براى ايجاد دوستى و تفاهم ميان ملتها و اقوام، آشنايى با كلام شاعران است.» شيمل شعر و نيايش را براى ايجاد گفت و گوى ميان اديان بسيار كارآمدتر از مسائل نظرى مى دانست، به باور او «جهان شعر، جهان آشتى» است.
آنه مارى برگيت شيمل، هفت آوريل ۱۹۲۲ (۱۸ فروردين ۱۳۰۱) در شهر «ارفوت» آلمان در خانواده اى پروتستان چشم به جهان گشود. به قول خود شيمل: «۷ آوريل روز مباركى براى شرق شناسان است چون سيد حسين نصر، امليان پرتيساك، و هانس النبرگ، اولين مدرس زبان عربى من، نيز در اين روز به دنيا آمده اند.»
وى از همان آغاز دوران نوجوانى علاقه اى وافر به آموختن زبان هاى شرقى و جهان اسلام داشت او به بيش از ۱۲ زبان آشنايى داشت.
شيمل پس از گذراندن تحصيلات مقدماتى، نخست در دانشگاه برلين در رشته زبان و ادبيات عرب و علوم اسلامى تحصيل كرد و در سن ۱۹ سالگى با دريافت درجه دكترى از اين دانشگاه فارغ التحصيل شد. وى مدتى در وزارت امور خارجه به عنوان مترجم مشغول به كار شد. سپس در دانشگاه ماربورگ به تدريس پرداخت و در همين دانشگاه ضمن تدريس، دوره دكتراى تاريخ اديان را نيز به پايان رسانيد. كارنامه علمى - پژوهشى او انباشته است از جوايز و نشانه هاى مختلف، دكتراهاى افتخارى و عضويت هاى متعدد در مؤسسات فرهنگى معتبر و تأليف و ترجمه بيش از ۱۰۰ اثر در موضوعات مختلف شرق شناسى، اسلام شناسى، عرفان، ادبيات و... كه دامنه گسترده فعاليت هاى او بالغ بر ۲۰ حوزه است گوناگونى تأليفات و عمق تحقيقات او شرق شناسانى چون فريدريش روكرت، ادوارد براون، رينولد نيكسون، ايگناس گلدزيهر، لويى ماسينيون و هانرى كربن را به ياد مى آورد.
اين بانوى شيداى شرق در راه شناخت فرهنگ و تمدن و تاريخ مشرق زمين گام هاى بسيار بلندى برداشت و از طريق آثار و نوشته هايش نه تنها چشم مردمان باختر زمين را تا اندازه اى بر حقيقت فرهنگ خاور گشود بلكه به مسلمانان در آشنايى هر چه بيشتر با ميراث فرهنگى و علمى نياكانشان يارى رساند است.
او به سان «سفير فرهنگى» تلاش كرد به گونه اى در خور غرب و شرق را به هم پيوند زند و فرهنگ اين دو جهان را با هم قرين و دمساز كند تا از اين پيوند ميوه عشق و صلح به بار نشيند.
شيمل در يكى از آخرين آثارش با نام «زندگى شرقى - غربى من» به تقليد از «ديوان شرقى - غربى» گوته - به شرح حال زندگى خود مى پردازد. از ديگر آثار شيمل مى توان به اين عناوين اشاره كرد: مقدمه اى بر تصوف (۲۰۰۰)، گفت وگوى پرندگان (۱۹۹۹)، به نام خداى مهربان (۱۹۹۹)، گلى بگير و نامش را سرود بگذار (۱۹۸۷)، خوشنويسى و فرهنگ اسلامى (۱۹۸۴)، رمز اعداد و سمبوليسم اعداد در فرهنگ اسلامى (۱۹۸۴)، اسلام در شبه قاره هند (۱۹۸۳)، حلاج شهيد راه عشق الى الله (۱۹۶۸)، مبانى تاريخ اديان (۱۹۵۵)، گربه شرقى (۱۹۸۳)، مشرق زمين و مغرب زمين ۲۰۰۲) و...
اين بانوى «افسانه خوان عرفان» در ۲۵ ژانويه ۲۰۰۳ كمتر از دو ماه پس از آخرين حضور خود در ايران در سن ۸۱ سالگى درگذشت.
كتاب انديشه
دانشگاه ايرانى
درآمدى بر جامعه شناسى آموزش عالى
205032.jpg
غلامرضا ذاكر صالحى
انتشارات كوير
دانشگاه به عنوان يك نهاد پيچيده فرهنگى به انتظام بخشى اخلاقى و اجتماعى جامعه كمك مى كند و در جهت بهبود كيفيت زندگى و حفظ پويايى و نشاط در جامعه براى خود مسؤوليت هايى قائل است. اين نهاد بزرگ اجتماعى همچنين به عنوان هسته پيشتاز تحولات عمل نموده از طريق رصد كردن تغييرات اجتماعى و فرهنگى به ويژه در عرصه علم و فناورى جامعه را براى تسلط بررويدادهاى مبهم آينده توانمند و مهيا مى كند.
جامعه شناسى آموزش عالى كه از درون جامعه شناسى آموزش و پرورش سربرآورده و به نوعى حوزه مطالعاتى مستقلى را در سال هاى اخير شكل داده است عهده دار تبيين و توضيح نقش، كاركرد و تأثيرات اجتماعى نظام آموزش عالى است. مسأله نخست اين است كه چگونه دانش در آموزش عالى توليد و بسته بندى و سازماندهى و ارائه مى شود و اين دانش ها چگونه مى توانند زندگى مردم را بهبود بخشند؟
مطالعات جامعه شناسى آموزش عالى با مشكلات فراوانى مواجه است، زيرا از يك سو پژوهشگر بايد از فضاى آموزش عالى فاصله بگيرد تا بتواند مطالعه واقع بينانه و بى طرفانه اى راسامان دهد و از سوى ديگر چنين پژوهشگرى به اقتضاى حرفه خود نمى تواند درگير نظريات و رويكردها و پارادايم هاى متداول در جامعه دانشگاهى نباشد. در اكثر موارد پژوهشگر خود عضوى از جامعه آموزشى عالى است.
مشكل عميق تر در اين زمينه آن است كه صورت بندى هاى اجتماعى و صورت بندى هاى معرفتى و شناختى به گونه اى درهم آميخته اند كه تفكيك آنها از يكديگر مشكل است. به ويژه آنجا كه تحليل اجتماعى به دانشمندان و استادان مربوط مى شود، رفتار و كنش آنان توأمان تحت تأثير آميزه اى از ادعاهاى معرفتى و مقوله هاى اجتماعى است.
پيچيدگى ديگر در اين نكته نهفته است كه دانشگاه به دو گروه از منابع فرهنگى متصل است: منابع فرهنگى بيرونى و منابع فرهنگى تخصصى و فنى دانشگاهيان كه بين آنها يك داد و ستد نامشهود در جريان است. درحقيقت دانشگاه صحنه داد و ستد بين واقعيت و انتزاع (عين و ذهن) است. لذا تحليل فرايندهاى توليد و توزيع دانش در اين نهاد منوط به تسلط اطلاعاتى بر اين دو جريان و شيوه تعامل آنهاست.
عناوين برخى از فصل هاى اين كتاب عبارتند از: پرسش از ماهيت دانشگاه ايرانى ‎/ توسعه علم در ايران ‎/ مسائل و پيش نيازها ‎/ ترويج علم ‎/ تعامل دانشگاه و جامعه ‎/ علم تكنولوژى و جامعه ‎/ گذار از دانشگاه سنتى ‎/ دانشگاه، دين و فرهنگ‎/ دانشگاه اسلامى نگاهى تاريخى اجتماعى ‎/ مهاجرت نخبگان ‎/ توسعه مشاركت زنان در آموزش عالى ‎/ دانشگاه، گرايش هاى قومى و همبستگى ملى ‎/ بررسى جايگاه و كاركرد انجمن هاى علمى ‎/ بررسى پديده نابردبارى در محيط هاى دانشجويى و ...
بخش پايانى اين كتاب به گزارش كميسيون تخصصى اتحاديه اروپا پيرامون «علم، جامعه و شهروندان» اختصاص دارد كه گزارشى نسبتاً مفصل و خواندنى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |