پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۶ صفر ۱۴۲۶
Thu, Mar 17, 2005
گفت و گو
۳۰۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفت و گو با منيره احمد سلطانى استاد دانشگاه
آداب و رسوم
ماندگار
بخش دوم و پايانى
205122.jpg
يوسف ناصرى
در نخستين بخش از گفت و گو، اعتقادات و باورهاى ايرانيان نسبت به جشن نوروز مورد بررسى قرار گرفت. منيره احمد سلطانى، استاد دانشگاه در واپسين بخش گفت و گو از شادمانى به عنوان يكى از تجلى هاى خداوند ياد مى كند كه همواره در ميان ايرانيان رايج بوده است.
اين اعتقاد وجود داردكه ما جشن نوروز را از آشورى ها و آنها هم از تمدن بابلى كه سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح، چنين جشن هايى را برگزار مى كردند، اخذ كرده ايم.
در بررسى تمدنهاى مختلف به اين نتيجه مى رسيم كه كشور ما ايران مانند بابل و آشور تمدن هم پايه اى داشته است و جشن هايى داشته كه پابرجا مانده اند. يكى از اين جشن ها، به استقبال بهار رفتن است.
حتى درچين و ژاپن هم آيين هايى مانند مراسم ما برپا مى شود. در اين كشورها، شروع سال، يك شروع نجومى است. هرچند كه در دين مسيحيت، ابتداى سال، شروعى مذهبى دارد.
ممكن است كه حمله به مناطق ديگر باعث شده باشد يك رسم و آيين به كشور ديگر انتقال يابد و دراين زمينه نمى توان ترديد روا داشت.
حتى ژاپنى ها هم مراسمى مانند چهارشنبه سورى ما دارند و مسيحى ها نيز تخم مرغى را به عنوان نماد زايش و بركت در زمان تحويل سال مورد استفاده قرار مى دهند.
رابينو مستشرقى كه در دوره صفوى به ايران آمده، اعتقاد ايرانيان را نسبت به چهارشنبه سورى اينگونه بيان كرده كه شيعيان معتقدند مختار ثقفى كه به خون خواهى امام حسين (ع) قيام كرد، دستور داد تا مردم بر پشت بام خانه خود آتش بيفروزند.
بنابراين در دوره اسلامى ، چهارشنبه سورى ريشه اى اسلامى هم پيدا كرد.
به اعتقاد من ، در كشورهايى كه قدمت تاريخى دارند، اشتراك در جشن، زبان و مواردديگر به چشم مى خورد. من حتى واژه هاى مشتركى در زبان فارسى، ژاپنى و زبان مردم صربستان يافته ام و اين موضوع نشان مى دهد زبان، امرى سارى و چرخشى است و اصلاً متعلق به يك منطقه نيست.
اگر ما عدد هفت را براى رسم هفت سين به كار مى بريم و اين عدد در بين ما از تقدس خاصى برخوردار است، در عين حال مسيحيان به عدد سه تقدس خاصى داده اند. به جرأت مى توان گفت ما اولين يا جزو اولين كشورهايى هستيم كه خداپرست بوده ايم. تاريخچه كشور ما اصلاً نشان نمى دهد ما بت پرستى كرده ايم و تكثر خدايان را پذيرفته باشيم.
البته در دوره قبل از ظهور زرتشت تكثر خدايان وجود داشت و او بود كه اهورمزدا را به عنوان خالق دانا و يكتا معرفى كرد و ديگر خدايان را ديو ناميد.
نوع اعتقاد ما با ديگران تفاوت دارد.ما هيچوقت بت پرست نبوده ايم. ما مانند هنديان معتقد نبوده ايم كه خداى بدى ، نيكى ها را از بين مى برد.
نزديكى بسيارى از آداب و رسوم مسيحيان به آداب و رسوم كهن ايرانى به خاطر اين است كه ميتراييسم - اولين دين مدون جهان - در ايران شكل گرفت و به اروپا رفت ودر مقاطع بعدى به اشكال مختلف باز توليد شد.
بله؛ حرف شما درست است و دين مسيحيت در موارد متعدد از آيين ايرانى ميتراييسم به شدت تأثير پذيرفته .
چرا نزد ايرانيان تا به اين حد به جشن و شادمانى اهميت داده شده در كتيبه بيستون هم از زبان داريوش نقل شده: «خدايى را ستايش مى كنم كه شادى را براى مردم آفريد». چرا نزد ايرانيان تا به اين حد جشن و شادمانى اهميت داده شده است؟
جشن از كلمه يسن و يزد و آن هم از ايزد گرفته شده. به اعتقاد پيشينيان ما ، شادمانى يكى از تجلى هاى خداوندى است و در ايران به همين دليل جشن هاى مختلفى وجود داشته است. درآيين مهر يا ميتراييسم ، هر روز ، جشن برپا مى شد.به اين صورت كه مهرپرستان هم نماز به جاى مى آوردند وهر روز صبح در زمان طلوع آفتاب، يك نوع شراب وجد آور به نام هوم مصرف مى كردند و طلوع آفتاب را به اين شكل جشن مى گرفتند و شادمانى مى كردند. با انجام اين جشن، مردم خدا را سپاس مى گفتند.به عبارت ديگر مردم با چنين جشنى سپاسگزار خدا بودند كه فرصتى به آنها داده تا طلوع مجددخورشيد را بنگرند و به فعاليت وتلاش در روزى ديگر بپردازند.
نوروز بزرگ ايرانيان در روز ششم فروردين بود. چگونه اين جابه جايى صورت گرفته و اول فروردين را به عنوان اول سال جديد جشن گرفته اند؟
نزدايرانيان اول فروردين به عنوان ابتداى بهار مى دانستند ولى معتقد بودند كه خداوند شش روز را صرف ايجاد هستى كرد و بعد از طى اين مدت خلقت شكل حقيقى به خود گرفت. قدماى ما باز معتقد بودند كه فرد متوفى با پايان گرفتن ۶ شب از فوتش به موقعيتى واردمى شود كه عالم مرده ها نام دارد. مسيحيان نيز معتقدند تولد واقعى بعد از شش روز اتفاق مى افتد. به همين خاطر شش روز بعد ازتولد مسيح در دهم دسامبر است كه مراسم كريسمس برپا مى شود.
اين هم تأثيرپذيرى مسيحيان از آيين ميتراييسم است؟
به هر حال ، ما نيز آداب ورسوم خوب و مفيد ديگران و تاريخ گذشته خود رابه دوره هاى جديدتر منتقل كرده ايم. هر آيين كه خرافى نبوده به مراحل جديد انتقال يافته به عنوان مثال، آتش ، مظهر فهم و شعور است. اگر در چهارشنبه سورى ، كسانى آن را از حد معمول وانسانى منحرف كنند، اقدام صحيحى انجام نمى دهند و مورد پسند نيست. چون مردم به روشنايى احترام مى گذارند و نه چيز ديگر.
چنين حالتى همچنان در اروپا تداوم يافته است. همچنين در گذشته ، رسم فالگوش وجود داشته ولى مردم فهميده اند كه اين كار چندان منطقى نيست و آن را كنار گذاشته اند. درمقابل ديد و بازديدها و تميز كردن خانه و طلب شادمانى پا برجا مانده است.
مثلاً در شب چله مراسمى به اين صورت برگزار مى شده كه پسرى را به نام عمر چله به طور موقت از خانه بيرون مى كردند و دخترى سپيد را به عنوان مظهور خورشيد مى آراستند.درآن شب، اعتقاد بر اين بودكه خورشيد متولد مى شود. اين رسم هم يك جنبه نمادين داشته در اين مراسم ، افراد دست و پاى خود را با آب مى شستند مى گفتند درسال جديد، گناه و بدى را از خود دور مى كنيم و به يكنوع دوباره متولد مى شويم. من معتقدم رسمى كه مغاير با اخلاق و مذهب نماند پابرجا مى ماند و گرنه آداب و رسوم احمقانه ريشه كن خواهد شد.
آقاى عناصرى متخصص در فرهنگ عامه اظهار داشته، پيشرفت و بدعت را نبايد به معناى ريشه كن كردن گذشته بدانيم. به نظر شما مرز اعتدال در اين ميان كجاست؟
در گذشته ، افرادى كه در مراسم ازدواج دو زوج جوان حضور مى يافتند، در عمل تأييد كننده آن پيوند بودند و ازدواج آن زوج با چنين حضورى رسميت پيدا مى كرد. الآن هم اگر از افراد مختلف دعوت مى شود به خاطر اين است كه به شكلى نمادين ازدواج دو نفر ثبت شود و به راحتى از هم گسسته نشود. سنت هم نوعى اخلاق تأييد شده است.اگر سنتى نامناسب باشد به احتمال زياد تداوم نخواهد يافت.مثلاً مطابق نوشته هاى جهانگردان غربى كه به ايران آمده اند درشمال كشور ما دريك روز هر نوع بى بند وبارى آزاد بوده است كه به مرور زمان اين رسم از بين رفته ولى مشابه اگر ما مى بينيم كه آداب و رسوم متعلق به ايران كهن به دوره بعد از اسلام منتقل مى شود به اين دليل است كه مغاير با دين نبوده. مثلاً طبخ «سمنو» برخلاف دين اسلام و اخلاق نيست. حتى حضرت على(ع) در نامه به مالك اشتر نوشته اگر سنتى خوب و پسنديده است به آن احترام بگذارد و به عنوان نمونه نام نوروز هم مطرح مى شود و از اين جهت است كه شيعيان احترام خاصى براى حضرت على (ع) قائل هستند. چون ايشان اصلاً مخالف از بين بردن ريشه هاى فرهنگى اقوام مختلف بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |