پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۳ - ۶ صفر ۱۴۲۶
Thu, Mar 17, 2005
گزارش
۳۰۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
نگاهى به جشن نوروز در كشورهاى همسايه ايران
اى نوبهار عاشقان
دارى خبر از يار ما
205104.jpg
تهيه و تنظيم: حامد بانصيرى
نوروز به عنوان يك جشن كه در تاريخ مردمان آريايى سابقه چند هزار ساله دارد، تنها مختص به سرزمين فعلى ايران نيست و در كشورهاى همسايه نيز اين جشن فرخنده را كه در آن طبيعت و انسان بار ديگر بيدار و از افكار زهرآگين رها مى شوند، گرامى مى شمارند.
تاجيكستان، افغانستان و آذربايجان از جمله كشورهايى هستند كه به تأسى از كشور مادر، يعنى ايران، نوروز را به عنوان بخشى از ميراث نياكان خود گرامى مى دارند. بيشتر پژوهشگران بر اين نظرند كه هرچند تجليل نوروز در دوران شوروى پيشين در تاجيكستان ممنوع بوده است، ولى مردم اين كشور توانسته اند جشن نوروز را به عنوان بخشى از فرهنگ و ميراث نياكان خود تا به امروز حفظ كنند.
تجليل نوروز كه در تاريخ مردمان آريايى سابقه چند هزار ساله دارد، براى مردم تاجيكستان، يك جشن ملى و سنتى محسوب مى شود. هرچند مقامات وقت حزب كمونيست تاجيكستان در دوران شوروى در راه تجليل جشن نوروز در اين كشور موانع زيادى ايجاد مى كردند، اين جشن كاملاً از ميان نرفت و گذشته از اين، در ميان ساكنان مناطق مختلف اين كشور نوروز به عنوان جشن پاكى و آغاز سال نو جايگاه ويژه اى كسب كرد.
محمود اكرامى، پژوهشگر ايرانى در اين باره مى گويد: «تاجيكستان حدود هفتاد سال زير حكومتى بوده است كه سعى در تضعيف آيينها و روشهاى ملى داشته است. هفتاد سال اين حكومت گفته است كه نوروز نبايد باشد، ولى تاجيكان آن را نگه داشته اند. هفتاد سال گفته اند كه نوروز سال نو نيست و يكم ژانويه سال نو است، ولى مردم تاجيك از نوروز به عنوان سال نو تجليل كرده اند.»
گل گردانى نوروزى
از آمدن نوروز قبل از همه كودكان با برگزارى مراسم «گل گردانى» به ديگران پيغام مى رسانند. اين مراسم يك هفته قبل از نوروز، يعنى در اوايل دهه دوم ماه مارس از سوى گروهى از كودكان كه در دست گلهاى سيه گوش، بايچيچك يا نوروزى دارند، اجرا مى شود.
اين كودكان به هر منزل مسكونى نزديك شده و با قرائت شعرهايى فارسى فصل بهار را به صاحبان آن خاندان شادباش مى گويند:
گل آوردم از اون پايان
خبرت مى كنم دهقان
بته غله به گلگردان
بهار نو مبارك باد!
گل زردك ثنا مى گه
ثناى مصطفى مى گه
به هر پهلو خدا مى گه
بهار نو مبارك باد!
در پاسخ به تبريكات كودكان صاحب خانه ها به آنها مقدارى گندم، نخود، نسك و انواع ديگر محصولات غله يا شيرينى اهدا مى كنند و كودكان با جمع آوردن عيدى خود اين مواد را به منزل يكى از دوستان مى برند و صاحب منزل براى آنها غذاى نوروزى آماده مى كند.
سمنك در جوش، ما كفچه زنيم
آمادگى مردم براى تجليل از نوروز با تميز كردن منزل و اطراف محل آغاز مى شود كه اين مراسم «خانه تكانى» است. مهم ترين غذاى نوروزى سمنك يا سمنو است كه توسط زنان با يك خوشحالى و نشاط و شادمانى آماده مى شود.
سمنك در جوش، ما كفچه زنيم، ديگران در خواب، ما دفچه زنيم!
سمنك بوى بهار است،
سمنك رمز بهار است،
عيد نوروزى مبارك!
عيد نوروزى مبارك!
سمنك در جوش ما كفچه زنيم،
ديگران در خواب ما دفچه زنيم!
به جز از سمنك كه رمز بهار است، سفره نوروزى با هفت نوع غذا، كه هفت سين نام دارد، آرا داده مى شود.
آتش پرك به جاى چهارشنبه سورى
«آتش پَرَك» از ديگر آيينهاى نوروزى است كه به هنگام فرا رسيدن نخستين روز ماه فروردين يا سال نو صورت مى گيرد. سه گلخن (مشعل) از چوب درخت سرو روشن كرده مى شود و مردم، بخصوص جوانان و دختران از بالاى شعله آتش مى جهند و «سرخى تو از من و زردى من از تو!» مى گويند و به اين وسيله كينه و كدورت و غم و درد خود را بيرون مى كنند.
در نخستين روز نوروز كه در تاجيكستان ۲۱ مارس است، مراسم «جفت براران» صورت مى گيرد و به اين دليل از نوروز به عنوان عيد بهار و آغاز كشت و كار براى كشاورزان نام مى برند.
مراسم و آيينهاى نوروزى در تاجيكستان، ايران و افغانستان ويژگيهايى دارد. به اين دليل دادِخدا سيم الدين اف، رئيس پژوهشگاه زبان و ادبيات فرهنگستان علوم تاجيكستان بر اين نظر است كه هم اكنون براى به يك جشن واقعاً ملى تبديل دادن نوروز بيد برنامه ويژه اى تهيه شود.
پروفسور سيم الدين اف افزود: «در گذشته يك سنت مشترك تجليل از نوروز ميان مردم آريايى وجود داشت. در تاجيكستان، ايران و افغانستان ويژگيهاى محلى تجليل نوروز وجود داشت و هنوز هم رايج است. اين سنتها را بايد احيا كرد و تمامى اين سنن را در يك سنت مشترك براى تجليل از نوروز آماده كرد، تا مراسمهاى تاريخى تجليل از نوروز به وجود بيايد.»
گلگشت نوروزى در دوشنبه
در همين حال، امروز هزارها تن از ساكنان شهر دوشنبه و حومه آن به سير گشت عيدانه برآمده در پارك و گلگشتهاى اين شهر ريختند و روز نخست تجليل عيد نوروز را جشن گرفته اند. قرار است فردا در پارك «دوستى» شهر دوشنبه به استقبال جشن نوروز تدابير فرهنگى و تفريحى با شركت مقامات بلندپايه تاجيكستان، بويژه رئيس جمهور اين كشور برگزار شود.
به گفته مسؤولين وزارت فرهنگ تاجيكستان، اين برنامه شامل مهم ترين آيينها و سنن نوروزى ساكنان مناطق مختلف اين كشور خواهد بود. همچنين به ابتكار شهردارى دوشنبه در ورزشگاه مركزى اين شهر به مناسبت عيد نوروز بازيهاى مختلف ملى، بخصوص كشتى صورت مى گيرد كه غالباً اين بازيها با جوايز و هداياى گرانبها سرفراز گردانده مى شوند.
جشن نوروز در تاجيكستان سه روز ادامه خواهد داشت و اين روزها در اين كشور تعطيل اعلام شده است. اين در حالى است كه در ايران نوروز را مدت سيزده روز و در برخى از مناطق شمال افغانستان حدود چهل روز جشن مى گيرند.
جمهورى آذربايجان
جمهورى آذربايجان تنها كشور غيرفارسى زبانى است كه دولت آن، عيد نوروز را عيد ملى شناخته و دو روز در سال را به مناسبت آن، تعطيل عمومى اعلام كرده است. از زمانى كه اين كشور تحت حاكميت اتحاد جماهير شوروى رفت و بويژه از زمان استالين، برپايى عيد نوروز براى مردم ممنوع شد، آنهايى كه آن سالها را به ياد مى آورند مى گويند كه اين ممنوعيت نه تنها از اهميت نوروز نكاست، بلكه شور و شوق مردم براى گراميداشت اين آيين ملى افزونتر و گرمتر شد.
تا اينكه در اواخر دهه شصت ميلادى، شيخعلى قربان اف، رئيس وقت مجلس محلى جمهورى آذربايجان و دبيركل حزب كمونيست اين كشور در همان چارچوب تنگ و بسته حاكم بر زمانه، رسماً عيد نوروز را به مردم شادباش گفت و موفق شد اين سنت ديرينه را از پس پرده بيرون بكشد.
هر چند، دولت همچنان با احتياط به مقوله نوروز بسنده مى كرد، مردم در گراميداشت اين آيين آزاد گذاشته شدند اما رسميت آن در همان حد بود كه از راديو و تلويزيون، فرارسيدن فصل بهار به مردم تبريك گفته شود. فروپاشى اتحاد شوروى و استقلال جمهورى آذربايجان بار ديگر اهميت عيد نوروز را در اين كشور به آن بازگرداند، اكنون عيد نوروز مهمترين عيد رسمى و ملى كشور است و همه ساله به مناسبت آن تعطيل رسمى اعلام مى شود. اگرچه، مردم مى گويند، آن زمان كه اين عيد را در خفا و به زحمت جشن مى گرفتند، نوروز رونق بيشترى داشت.
آن حال و هواى نوروزى كه حتى از يك ماه به عيد مانده سراسر ايران را پر مى كند، در اينجا با اينكه چند روزى بيشتر به نوروز نمانده حس نمى شود؛ نه آن انبوه جمعيت در خيابانها و مغازه هاى پرمشترى ديده مى شود و نه كسى از رخت عيد حرف مى زند.
مردم مى گويند كه پيشترها، آنها هم رخت عيد مى خريدند و لباسها را در ايام عيد نو مى كردند.
آنها گناه بى رونق بودن شهرشان در آستانه عيد نوروز را به گردن اقتصاد نابسامان كشورشان مى اندازند، در كشورى كه بنابر آمار رسمى، چهل و نه درصد مردم زير خط فقر زندگى مى كنند، كلمه خريد نوروزى خنده دار است، يكى مى گفت خدا خانه گورباچف را خراب كند كه ما را به اين روز انداخت.
ياد ايران مى افتم كه آنجا هم قدرت خريد مردم بشدت كاهش يافته اما خريد عيد هنوز هم معنى دارد.
از فرارسيدن نوروز تنها يك نشانه در خيابانها و بازار باكو يافتم و آن سبزه هايى است كه دستفروشها به دست گرفته و مى فروشند يا اينكه براى فروش كنار خيابان چيده اند. ميوه فروشيها و گلفروشيها هم سبزه نوروزى مى فروشند. مردم اينجا به سبزه، سمنو مى گويند كه در زبان تركى به معناى جوانه گندم است، هيچكس هم خبر ندارد كه خوراك لذيذى به اسم سمنو وجود دارد كه همسايگانشان در ايران آن را در سفره هفت سين هم مى گذارند. وقتى يادم مى آيد كه در بچگى ها هر وقت مى نشستيم سينهاى سفره هفت سين را مى شمرديم يك سين اضافه مى آورديم، به اين فكر مى افتم كه شايد اين سمنوى خوراكى از اول هم جايش در سفره هفت سين نبوده، نمى دانم، شايد اشتباه مى كنم، شما چه مى گوييد؟
آذربايجانيها هم البته در گذشته سبزه را خودشان در خانه سبز مى كرده اند و آن را بركت خانه مى دانستند، كودكان برايش مى خوانده اند: سمنو ساخلا منى، ايلده جوجردرم سنى ... سمنو من را حفظ كن تا هر سال تو را سبز كنم.
آذربايجانيها چهارشنبه هاى چهار هفته آخر سال خورشيدى را به اسامى چهار عنصر طبيعت؛ آب و آتش و باد و خاك نامگذارى كرده اند و در نخستين اين چهارشنبه ها كه چهارشنبه خاك است، سبزه سبز مى كنند كه تا هنگام نوروز كاملاً برويد.
دور سبزه را هم مثل مردم ايران نوار سرخرنگى مى بندند اما امسال به دليل همزمان شدن نوروز با ايام ماه محرم اين نوار سرخرنگ كمتر ديده مى شود.
سنت ديگر آستانه نوروز كه آذربايجانيها به خاطر محرم از آن گذشته اند، تخم مرغ رنگ كردن است.
آذربايجانيها هم مثل ايرانيها در آستانه نوروز خانه تكانى مى كنند و به آن خيلى اهميت مى دهند.
فعاليت ديگر زنان آذربايجانى در آستانه عيد نوروز، آماده كردن شيرينيهاى نوروزى است كه اسمهايى مثل شكربورا (شكرپيچ)، باقلوا، قوغال، بادام بورا (بادام پيچ)، شكرچورك (نان شكرين)، سوتلو چورك (نان شيرمال) دارند، اينها را براى سفره نوروزى آماده مى كنند كه به آن خنچه نوروزى (نوروز خنچه سى) مى گويند، واژه اى كه هم از سفره ما ايرانى تر است و هم مثل سمنو دقيقتر. معمولاً رسم بر اين است كه زنها هر روز در خانه يك نفر جمع مى شوند و شيرينى مى پزند. همه اينها در حالى است كه عيد نوروز در جمهورى آذربايجان آغاز سال نوى رسمى نيست.
نوروز در افغانستان
هزاران سال پيش، ساكنان سرزمين آريانا (ايران، افغانستان و تاجيكستان) روز اول سال و آغاز بهار را با برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى جشن مى گرفتند و سرور وشادمانى در اين روز را به فال نيك گرفته و به بركت فيوضات آن، سالى را كه پيش رو داشتند، نيك بخت مى پنداشتند.
از روزگاران قديم تاكنون ساكنان اين سرزمين باستانى، قدرشناسى و بزرگداشت از نوروز تاريخى را فراموش نكرده و درهر عصر و زمانى از آن قدردانى وتجليل مى كنند.
چرا «نوروز»؟
بعضى از پژوهشگران و سخن پردازان، ريشه تاريخى اين سنت بزرگ را به جمشيد شهريار بزرگ سلسله پيشدادى نسبت داده و نوروز را «نوروز جمشيدى» گفته اند. در مجله فرهنگ آريانا، در باره نوروز از گفته هاى فردوسى شاعر بزرگ و تواناى زبان پارسى چنين آمده است: «جمشيد بعد از يك سلسله اصلاحات اجتماعى، بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز ( روزهرمزد) از فروردين ماه بود. ( هرمزد روز اول فروردين را مى گفتند) چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند وآن روز را «نوروز» خواندند».

همچنين، از زبان ابوريحان بيرونى نقل قول شده كه گفته است: «نوروز از رسم هاى پارسيان است و نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت آن را «روزنو» ياد كرده اند، زيرا كه پيشانى سال نو است و آنچه از پس او است، از اين پنج روز همه جشن هاست.»
پيروان آيين زرتشت را عقيده بر آن است كه در روز شش ماه فروردين زرتشت توفيق يافت كه با خداوند مناجات كند، لذا اين روز را به نام «نوروز» جشن مى گرفتند.
نوروز در شهرهاى مختلف افغانستان
جشن نوروز در بسيارى از نقاط افغانستان، با شكوهمندى خاصى برگزار مى شود، در مزارشريف، در زيارتگاه منسوب به حضرت على، جشن بزرگى به نام ميله هاى گل سرخ برگزار مى شود و همه ساله، هزاران نفر از زايران آن زيارتگاه و علاقه مندان نوروز از نواحى مختلف كشور، حتى از كشورهاى ايران و تاجيكستان و ديگر كشورهاى آسياى ميانه به شهر مزارشريف مى روند واين جشن ملى و پارينه را با شكوهمندى هرچه بيشتر برگزار مى كنند.
در شهر كابل پايتخت نيز، ميله هاى نوروزى درمحلاتى به نام خواجه صفا، شاه شهيد، دامنه سخى، كاريز مير، تپه زيباى استالف، گلغندى چاريكار برگزار مى شود.
در هرات نيز، مردم به اين مناسبت، روزهاى اول سال و چهارشنبه اول سال و نيز در سيزدهمين روز از نوروز، در تفريحگاههاى داخل و خارج شهر گردهم مى آيند و جشن نوروز را گرامى مى دارند.
از جمله سنتهاى جشنهاى نوروزى و آغاز سال نو، راه اندازى ميله سمنك (سمنو) درشب اول نوروز همراه با سرور و شادمانى و همچنين تهيه و توزيع آب هفت ميوه (هفت نوع آجيل كه در افغانستان به نام ميوه خشك معروف است)، تهيه هفت سين هم در برخى نقاط افغانستان متداول است.
در روايات تاريخى آمده است كه يك تن از اميران ازبكهاى ماورألنهر به نام اميرعبدالله ديگ بزرگى را كه از فلزات هفت جوش در شهر سمرقند ساخته شده بود، در سال ۱۰۵۰ هجرى قمرى به بلخ انتقال داد، در آن ديگ آب هفت ميوه گرفته مى شد و در روز نوروز براى مردم توزيع مى شد.
برافراشتن «ژنده سخى»
يكى از سنتهاى مردم افغانستان، به ويژه در شهر شمالى مزار شريف و نيز در كابل پايتخت، بر افراشتن ژنده (علم پوشيده از پارچه هاى سبزرنگ) است كه به ژنده سخى معروف است.
برافراشتن اين علم، از وجوه مذهبى جشن نوروز در افغانستان است.
بر اساس يك روايت تاريخى، درسال ۱۲۸۸ هجرى كه نايب محمدعلم خان در اطراف حرم (منسوب به حضرت على در مزارشريف) ملحقات و خانه هايى اعمار كرد و چوب راست و محكمى را از جنگلهاى ماورألنهر خواست و درساختن علم مبارك از آن كار گرفت كه تا امروز مورد استفاده است.
جشن دهقان در روز اول سال
نوروز به مثابه سر آغاز فصل بهار ، با زندگى عينى مردم افغانستان پيوند داشته و بخش بزرگ از مردم اين كشور كه كشاورز هستند، از آمدن فصل بهار و نوروز به گرمى استقبال كرده وصفحه جديدى از كار و فعاليت خود را آغاز مى كنند، از اين روى كشاورزان با برگزارى مراسم ويژه اى از آمدن نوروز تجليل مى كنند.
دولتهاى افغانستان در دورانهاى مختلف، به طور رسمى در برگزارى جشن نوروز سهم مى گرفته اند، اما در سالهاى حاكميت طالبان، هر گونه مراسمى كه با نوروز و رسوم باستانى آن پيوند داشت، ممنوع و كفرآميز خوانده مى شد، طالبان حتى تقويم هجرى شمسى را كه نخستين روز سال در آن نوروز است، باطل اعلام كرده و سال قمرى را رسمى اعلام كرده بودند.
اما با توجه به آنچه در اين گفتار آمد، و با توجه به ژرفا و پهنايى كه جشن نوروز به مثابه يك سنت پسنديده و پارينه ملى در تاريخ و فرهنگ افغانستان دارد محال است كه با ابراز عصبيت كسانى كه از مبدأ تاريخى و ارزشمندى فرهنگى آن آگاهى ندارند، نوروز از مردم افغانستان فاصله بگيرد و يا ازحافظه زمان محو شود. واقعيتهاى زندگى انسانى و اجتماعى مردمان اين سرزمين توأم بااستقبال هميشگى شان از فصل بهار به مثابه موسم كشت و كار و غرص نهال «نوروز» را همواره گرمى خواهد داشت.
اينك درآخرين بخش اين گفتار نوروزى، ابياتى چند از شاعران شيرين سخن حوزه تمدنى پارسى گوى را به استقبال از فصل بهار و جشن نوروز باستانى زمزمه مى كنيم:
منوچهرى:
آمدت نوروز وآمد جشن نوروزى فراز
كامگارا كارگيتى تازه از سرگير باز
مولوى:
اى نوبهار عاشقان دارى خبر از يارما
از تو آبستن چمن وى از تو خندان باغ ما
حافظ:
خوشتر زعيش و صحبت و باغ و بهار چيست؟
ساقى كجاست گو سبب انتظار چيست؟
بيدل:
آتش رنگى كه دارد اين چمن بى دود نيست
آب مى گردد به چشم شبنم از بوى بهار
سعدى:
آدمى نيست كه عاشق نشود فصل بهار
هرگياهى كه به نوروز نجنبد حطب است
خليلى:
آمد بهار جان فزا با بويها با رنگها
با گريه ها با خنده ها با صلحها باجنگها
آيينه مى بارد سحاب خورشيد مى رقصد در آب
خواند فروغ ماهتاب درگوش گل آهنگها
گويى خمستان است خاك كزو برآيد سينه چاك
اين لاله هاى تابناك هريك قدح درچنگها


|   شناسنامه   |   آرشيو   |