سعيد مروتى
اگر سال ۸۲ سالى كم حادثه براى سينماى ايران محسوب مى شد، در عوض در سال ۸۳ همه چيز جبران شد. ميزان اتفاقات ريز و درشتى كه در اين سال براى سينماى ايران رخ داد را مى توان مجموعه آنچه در اين سال ها گذشته مقايسه كرد. در ميان اتفاقات مهم سينمايى سالى كه گذشت، دو ماجرا اهميتى افزون تر داشتند و به همين دليل در اين گزارش حجمى نسبتاً گسترده به آن اختصاص يافته. دو رويدادى كه نام سينماى ايران را در سطح جامعه طنين انداز و توجه مهم ترين رسانه هاى خبرى دنيا را نيز به خود جلب كرد. ماجراهاى مارمولك و جشن خانه سينما، سينماى ايران را تيتر اول رسانه هاى سياسى كرد و دايره اظهار نظر درباره آن را از سينماگران و مسؤولان فرهنگى به مقامات بلندپايه كشور و قضايى گسترش داد.
بازگشت بازيگران قديمى و واكنش به حضور مجدد آن ها، برگزارى جشنواره بيست و سوم فجر، توقيف چند فيلم و اجراى چند طرح زيربنايى وگسترده ساخت سالن و استوديوى بين المللى هشتگرد از ديگر اتفاقات مهم سينماى ايران در سال گذشته به شمار مى آيند.
اما در ميان انبوه اتفاقات سينمايى سال گذشته كه بيشتر شان متأسف كننده بودند؛ يك اتفاق خوشايند وجود داشت كه كمتر كسى به آن اشاره كرد ، اين كه مجموع فروش فيلم هاى ايرانى نسبت به سال ۸۲ نزديك به دو برابر شده است و اين براى سينمايى كه همواره از بحران هاى اقتصادى رنج برده اتفاق مهمى محسوب مى شود.
جنجال هاى مارمولك
وقتى كه «مارمولك» در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، چيزى كه همه روى آن اتفاق نظر داشتند، ركورد شكنى اش در گيشه بود و كمتر كسى دردسر ساز شدن آن را پيش بينى مى كرد. اين كه سازندگان «مارمولك» به شوخى با روحانيت پرداخته و به نوعى از خطوط قرمز گذر كرده بودند در ايام جشنواره چندان با واكنش هاى منفى مواجه نشد. با توجه به محبوبيت فيلم در ميان تماشاگران جشنواره، سازندگان «مارمولك» تصميم گرفتند تا در اولين فرصت فيلم را اكران كنند و بهترين فصل هم براى نمايش فيلمى چون «مارمولك» اكران نوروز بود.
در حالى كه سطح شهر را آگهى هاى «نوروز جايى نرويد، مارمولك مى آيد» پر كرده بود، چهارشنبه ۲۷ اسفند، درست يك شب قبل از موعد اكران فيلم، «مارمولك» اكران نشد.
در توضيح عدم اكران فيلم ابتدا شايع شد كه محمدمهدى حيدريان با نمايش آن در ماه هاى محرم و صفر مخالفت كرده است. گرچه روابط عمومى معاونت سينمايى حاضر به تأييد اين خبر نشد و گفت: «پروانه نمايش فيلم صادر شده و مشكلى براى نمايش عمومى ندارد. «مارمولك» به خواست سازندگان فيلم به نمايش در نيامده است.» وحتى شايع شد همه اين كارها ترفندهاى تبليغاتى براى فروش بيشتر فيلم است. منوچهر محمدى اما در اين رابطه گفت: «درد ناك ترين شايعه اى كه درباره «مارمولك» عنوان شده، اين بود كه تهيه كننده خودش جلوى فيلم را گرفته است، در حالى كه هيچ تهيه كننده اى حاضر نيست با تعداد زيادى سينما در تهران و شهرستان قرار داد ببندد و مقدار زيادى هزينه صرف تبليغات آن بشود و بعد بخواهد با يك ترفند غير اخلاقى براى فروش فيلمش چنين كارى را انجام بدهد. از سوى ديگر، وزارت ارشاد و به خصوص اداره نظارت بر نمايش هوشمند تر از آن است كه بگذارد يك تهيه كننده، برنامه تعدادى از سينماها را به هم بريزد كه مثلاً بخواهد فيلمش فروش داشته باشد.»
ظاهراً همه چيز به جلسه فوق العاده اى كه در روز هاى آخر اسفند ميان معاون سينمايى و محمدى برگزار شد، باز مى گشت. جلسه اى كه در آن حيدريان مخالفت مراكز خاص با نمايش عمومى «مارمولك» را به اطلاع سازندگانش رساند. محمدى در اين باره گفت: «باتوجه به مسائلى كه در اواخر اسفندماه پيش آمد، احساس شد مجموعه رايزنى هايى لازم است كه در مورد اكران فيلم انجام شود. اين اتفاق با تأخير انجام شد كه براى من هم جاى سؤال داشت. ولى بايد پذيرفت كه در جامعه ايران تا حدودى اين مسائل طورى پيش مى رود كه در آخرين لحظات بايد يكسرى تصميم گيرى ها انجام شود كه طبيعتاً در آن فاصله دسترسى به مراكز يا افرادى كه مى توانستيم با آنها اين رايزنى ها را انجام دهيم، دشوار بود. بنابراين تصويب شد كه فيلم در نوروز به نمايش در نيايد.»
به اين ترتيب قرار شد «مارمولك» پس از پايان محرم و صفر اكران شود و ۲ ارديبهشت هم به عنوان تاريخ نمايش فيلم قطعى شد. كمى جرح و تعديل هم روى فيلم اعمال شد تا مشكل براى نمايش عمومى پيش نيايد. اين همه در حالى بود كه «مارمولك» در ايام جشنواره حتى از سوى رسانه هاى جناح اصولگرا هم موردانتقاد قرار نگرفته بود. تا آن جا كه روزنامه كيهان در ايام جشنواره يادداشت مثبتى را در باره آن به چاپ رساند. همچنين كه مرتضى نبوى مدير مسؤول روزنامه رسالت و از چهره هاى شاخص جناح اصولگرا نيز در گفت وگويى با فارس گفته بود: « گرچه مارمولك از پيچ هاى خطرناكى عبور كرد و در بسيارى موارد هم به مرزها نزديك شد اما در مجموع فيلم هجو يا تمسخر روحانيت نبود.»
اكران و توقيف
«مارمولك» گرچه در نوروز به تهران نيامد ولى در دوبى به نمايش در آمد. استقبال ايرانيان مقيم امارات و مسافران نوروزى از فيلم به اندازه اى بود كه بليت هاى فيلم تا يك هفته پيش فروش شده بود.
«مارمولك» با تمام اما و اگرها در دوم ارديبهشت در ۲۶ سينماى تهران اكران شد و پس از چند روز در شهرهاى مشهد، شيراز، اصفهان، زنجان، قزوين، كاشان و اروميه نيز بر پرده رفت. «مارمولك» چنان با استقبال مردم مواجه شد كه در سه روز اول صد ميليون تومان فروخت. در حالى كه تنها يك روز از نمايش «مارمولك» در مشهد مى گذشت، رئيس شعبه دادگسترى اين شهر حكم توقيف فيلم را صادر كرد. قاضى محمدشمس گيلانى در خصوص حكم خود گفت: «بناى ما بر اين بود كه با تدبير، مانع برخى واكنش هاى مردمى شهر مذهبى مشهد شويم.» رئيس اداره ارشاد مشهد در واكنش به اين اقدام گفت: «هيچ حكم قضايى به اداره ارشاد ارائه نشده است.» او اضافه كرد: «پس از يك شب اكران فيلم، ضابطان در سينماها حاضر شدند و فيلم و تبليغات آن را ضبط كردند. از نظر ما اين عمل مى تواند كار هر كس ديگرى هم باشد.»
چند روز پس از توقيف فيلم در مشهد، آيت الله سيد محمود شاهرودى رئيس قوه قضاييه هم در ديدار هفتگى خود با مردم در مورد «مارمولك» مورد سؤال واقع شد. رئيس قوه قضاييه در پاسخ به اين سؤال كه آيا فيلم «مارمولك» را ديده است، گفت: «بنده خودم نه اين فيلم را ديده ام و نه در جايى درباره آن اظهار نظر كرده ام. بنابراين آن چه كه به اينجانب در اين باره نسبت داده شده درست نيست، زيرا نه اين فيلم را ديده ام و نه آن را تأييد يا نفى كرده ام. من نه وقتش را دارم و نه مى خواهم كه در اين باره قضاوت كنم. مراجع تصميم گيرى در اين باره يكى خود وزارت ارشاد است، ديگرى آن محاكمى هستند كه مسؤوليت ارشاد و برخورد با مفاسد اجتماعى و اخلاقى را نسبت به فيلم ها و مطبوعات در جامعه به عهده دارند.» آيت الله شاهرودى در خصوص برخوردهايى كه با فيلم در مشهد صورت گرفته بود گفت: «اخيراً شنيده ام كه اين فيلم قرار بود در مشهد اكران شود، اما قاضى دادگاه ارشاد مشهد پس از ديدن فيلم با اكرانش مخالفت و آن را توقيف كرده كه ما هم گفتيم اين موضوع را بررسى كنند، ببينند و دقت كنند كه اين توقيف واقعاً بر اساس اتهام و ادعاى مدعى العموم بوده و درست بوده يا خير.»
دامنه واكنش ها به «مارمولك» روز به روز افزوده شد و به تدريج فيلم در ديگر شهرهايى كه اكران شده بود نيز از پرده برداشته شد. روحانيون بلند مرتبه زيادى هم به اظهار نظر درباره فيلم پرداختند، چنان كه در روز ۸ ارديبهشت امامان جمعه چند شهر در خطبه هاى نماز جمعه از مارمولك انتقاد كردند.
واكنش سينما گران
برخوردهايى كه با فيلم صورت گرفت واكنش هايى را از سوى سينماگران به دنبال داشت. شوراى مركزى اتحاديه تهيه كنندگان، مميزى مجدد پس از صدور مجوز از سوى وزارت ارشاد را باعث گريز سرمايه، عدم امنيت شغلى و حرفه اى و ركود سينماى ايران دانسته و برخورد هاى صورت گرفته با «مارمولك» را محكوم و به زيان سينماى ايران ناميد. اتحاديه تهيه كنندگان از قواى سه گانه كشور خواست براى احترام به قوانين و جلوگيرى از پيامدهاى منفى، قبل از هر اقدامى با وزارت ارشاد تماس بگيرند و با نظر كارشناسان اين وزارتخانه اقدام كنند.
اين در حالى بود كه وزير ارشاد به استفاده از راهكارهاى قانونى تأكيد كرد و گفت: «مجوز اين فيلم در وزارت ارشاد و از راه قانونى آن و زير نظر علمايى كه بر كار وزارت ارشاد نظارت دارد، صادر شده و اكنون جلوگيرى از نمايش اين فيلم از طريق وزارت ارشاد، غير قانونى است» مسجد جامعى كه در حاشيه برگزارى نمايشگاه كتاب سخن مى گفت اضافه كرد:
«بحمدالله افراد متدين و مريدان آقايانى كه نگران نمايش اين فيلم هستند كم نيستند و مى توانند از راه قانونى و قضايى جلوى نمايش آن را بگيرند.»
رسانه هاى خارجى
«مارمولك» به تدريج سينماهاى اكران شهرستانش را از دست مى داد اما نمايش فيلم همچنان در تهران دنبال مى شد و ركوردهاى تازه اى در زمينه فروش روزانه و فروش كل را از خود به جاى گذاشت. اين همه در حالى بود كه رسانه هاى داخلى و خارجى تجليل هاى خود در پيرامون فيلم و حواشى رخ داده ارائه مى كردند. رسانه هاى خارجى اكران شدن فيلمى كه با نگاهى طنز آميز به روحانيت پرداخته را در كشور مذهبى ايران مايه شگفتى قلمداد مى كردند.
برخى از رسانه هاى داخلى نيز همچنان به انعكاس اظهار نظر هاى مقامات سياسى و روحانى درباره فيلم، مى پرداختند. در شرايطى شايعه توقيف «مارمولك» پررنگ تر از هميشه شده بود، وزير ارشاد به دفاع از فيلم پرداخت و گفت: «نمايش فيلم طبق مقررات و تا زمان پيش بينى شده ادامه خواهد داشت. اين فيلم مجوز قانونى دارد و براى نمايش آن علاوه بر مسير متعارف قانونى، شخصيت هاى دينى آشنا به مسائل فرهنگى آن را ديده و تأييد كرده اند.» مسجدجامعى استقبال از «مارمولك» در شهرهاى مختلف را نشانه اين دانست كه مردم از فيلم، پيام دينى و انسانى دريافت كرده اند. وقتى اصفهان هم «مارمولك» را از پرده برداشت، فيلم، ديگر در هيچ شهرى جز تهران روى پرده نبود و زمزمه مخالفت ها عليه فيلم همچنان ادامه داشت. در چنين شرايطى منوچهر محمدى و كمال تبريزى تصميم گرفتند در يك نشست مطبوعاتى به شرح ماوقع بپردازند. ۲۶ خردادماه خانه سينما پر از خبرنگارانى شده بود كه براى شركت در جلسه مطبوعاتى سازندگان «مارمولك» گردهم آمده بودند.
ديدار مسؤلين حكومتى
محمدى با اشاره به اين نكته كه در ايام جشنواره فيلم بيش از ۳۰ نمايش داشته است و بسيارى از مقامات كشورى و لشگرى و روحانيون با خانواده هايشان به تماشاى آن نشسته اند گفت: «تقريباً هيچ مخالفت جدى اى با فيلم ابراز نشد و تقريباً همه، فيلم را تحسين كردند و «دستتان درد نكند» گفتند و جز موارد بسيار اندكى كه جنبه راهنمايى و سليقه اى داشت، هيچ روحانى و غيرروحانى تذكر جدى به ما نداد.»
محمدى پس ازپاسخگويى به انتقاداتى كه از سوى مخالفان فيلم صورت گرفته به شرح اتفاقات و مذاكرات صورت گرفته تا آن زمان پرداخت و گفت: «روز ۲۴ اسفند ازوزارت ارشاد خبر دادند كه چند تن از معاونان سازمان بازرسى كل كشور مى خواهند فيلم را ببينند. وقتى ديدند برايند نظرها اين بود كه فيلم مشكلى براى نمايش ندارد البته بعد معاون فرهنگى و اجتماعى سازمان بازرسى كل كشور چندين صفحه در نقد و بررسى مارمولك جهت اطلاع آقاى حيدريان فرستادند.
روز ۲۵ اسفند مديران وزارت ارشاد گفتند فيلم را براى نمايندگان قوه قضاييه هم نشان بدهيم. چهار نماينده فيلم را ديدند و جز يك نفر بقيه جمع بندى مثبتى داشتند و حتى اين جمع نامه اى نوشت كه نشان دادن اين فيلم بهتر از نشان ندادنش است. با اين حا ل يك روز بعد ازوزارت ارشاد به ما اطلاع دادند با توجه به نگرانى هايى كه وجود دارد بهتر است فيلم در عيد اكران نشود، چون در تعطيلات اگر به مشكلى بر بخوريم، چاره جويى سخت است. گفتيم اگر فيلم اكران نشود شبهه توقيف پيش مى آيد و هيچ تكذيبى هم فايده ندارد.
روز ۲۹ اسفند چند تن ازوزيران كليدى كابينه، آقاى روحانى و كسان ديگرى كه نمى شناختم، با خانواده هايشان با حضور وزير ارشاد فيلم را ديدند. تقريباً اغلب حاضران گفتند فيلم مشكل ندارد و البته عده اى هم نقدهاى اصلاحى داشتند. با اين حال وزارت ارشاد معتقد بود بهتر است نمايش فيلم به تعويق بيفتد. هر چند معتقد بوديم اين كار به صلاح نيست ولى تسليم شديم و قرار شد همه يك حرف را بزنيم.»
محمدى اضافه كرد: «روز هشتم فروردين، آقاى وزير ارشاد و آقاى حيدريان كه گويا ازديدار دو مقام كشور برگشته بودند، مرا خواستند و گفتند با اين پرسش مواجه شده اند كه چرا فيلم اكران نشده و گفتند با اين همه دلايل و نشانه هاى مثبت، اگر پاى پروانه نمايش نايستيم و فيلم را اكران نكنيم براى ما هم خوب نيست. چه آن موقع و چه بعد ازآن، به وزارت ارشاد اعلام كرديم كه اگر فكر مى كنيد نمايش فيلم پيامدهاى ناگوارى دارد، داوطلبانه حاضريم از نمايشش اعلام انصراف كنيم.»
كمال تبريزى اتفاق هاى پيش آمده را عجيب ندانست و گفت: «طبعاً هر كس كه قدم در چنين حيطه حساسى مى گذارد بايد منتظر چنين واكنش هايى هم باشد.» تبريزى هدف از ساخت «مارمولك» را چنين عنوان كرد: «هدف ما جذب مخاطبان بود كه نسبت به روحانيت گارد دارند و مى خواستيم اين فاصله را برداريم و فضاى تفاهم برقرار كنيم وگرنه اين فيلم براى كسانى كه با روحانيت مشكلى ندارند، حرف تازه اى ندارد.»
منوچهر محمدى هم در صحبت هايى كه حكم جمع بندى را داشت از بسته شدن پرونده فيلم و اين كه فيلم به تدريج از سينماهاى تهران هم برداشته مى شود بى آنكه توقيف شده باشد، خبر داد.
او همچنين به نكته اى اشاره كرد كه مدت ها بود در محافل سينمايى ازآن سخن گفته مى شد، اين كه جرقه اوليه اين اوضاع ابتدا ازدرون سينما زده شد، اما بعد كنترل ازدست رفت. تقريباً همه خبرنگاران حاضر در نشست، مى دانستند كه منظور محمدى از اهالى سينما كه براى فيلم مشكل آفرينى كرده اند چه كسانى است، هر چند محمدى حاضر نشد از هيچ تهيه كننده اى نام ببرد، همچنان كه حاضر نشد بگويد چه كسانى مانع نمايش «مارمولك» شده اند.
فيلمى كه خيلى زود از دايره سينماى ايران خارج و بحث و نظر درباره اش به سطح جامعه و تريبون هاى سياسى، مذهبى كشيده شد و در تاريخ سينماى ايران تنها يك بار فيلمى اين چنين در سطح جامعه موج ايجاد كرده بود آن هم زمانى بود كه در اواخر دهه ۶۰ «نوبت عاشقى»، «شب هاى زاينده رود» جنجال آفرين شده بودند. تازه دامنه واكنش هايى كه به «مارمولك» صورت گرفت بسيار گسترده تر از دو ساخته جنجالى مخملباف بود. آنقدر كه «مارمولك» موجب اظهارنظر مقامات روحانى و سياسى شد، كليت سينماى ايران در اين دو دهه هم حرف و حديث به دنبال نداشت. به همين خاطر با قاطعيت مى توان لقب جنجال آفرين ترين فيلم تاريخ سينماى ايران را به ديگر القاب «مارمولك» اضافه كرد.
اتفاقات جشن خانه سينما
هنگامى كه مديران خانه سينما، سالن ميلاد را به جاى تالار وحدت براى برگزارى هشتمين جشن سينماى ايران در نظر گرفتند، احتمالاً بيش از هر چيز گنجايش بيشتر ميلاد را مدنظر قرار داده بودند. احتمالاً هيچ يك از اعضاى هيأت مديره، از حساسيت هايى كه برگزارى چند كنسرت در سالن ميلاد ايجاد كرده بود، خبر نداشتند. پوشش نامناسب كسانى كه اغلب هيچ ربطى به اهالى سينما نداشتند و چند شوخى نسنجيده، جنجالى را براى هشتمين جشن خانه سينما رقم زد كه پس لرزه هايش تا همين اواخر ادامه داشت.
درست دو روز پس از برگزارى جشن، روزنامه «جمهورى اسلامى» با تيتر «مانكن ها جشن ملى سينما را به ابتذال كشاندند» گزارشى انتقادى درباره اتفاقات ناهنجار جشن نوشت. اين روزنامه با انتقاد از مسؤولان، از اشاعه فحشا در اين مراسم گله كرد و البته به چاپ عكس هاى تعدادى از كسانى كه با پوشش نامناسب در مراسم حاضر شده بودند، پرداخت. اين روزنامه نحوه پوشش ظاهرى تعدادى از ميهمانان را زير سؤال برده و نيروى انتظامى را به خاطر اين كه هيچ برخوردى با بدحجابى نكرده بود، مورد انتقاد قرار داد. انتقادهاى «جمهورى اسلامى» حتى دامنگير وزير ارشاد هم شده بود. بعدازظهر همان روز «كيهان» هم با چاپ گزارشى در صفحه سياسى اش به انتقاد از جشن خانه سينما پرداخت. خبرنگار كيهان درباره جشن نوشت: «امسال جشن خانه سينماى ايران با حال و هواى لوس آنجلس برگزار شد.» در گزارش كيهان هم از بدحجابى تعدادى ازبانوان انتقاد شده بود و اين كه در شب مبعث رسول اكرم چرا بايد جشن ملى سينما با زير سؤال بردن شعائر اسلامى برگزار شود. به جز بحث پوشش، مهم ترين انتقاد جمهورى اسلامى وكيهان به شوخى هاى محمدرضا شريفى نيا و گوهر خيرانديش درباره اتفاقات دو سال پيش جشنواره باز مى گشت.
نيش
هر چند كيهان پا را از اين هم فراتر گذاشت و نوشت: «در اين مراسم همه به نظام نيش زدند.» اين روزنامه ضمن تحسين از شهاب حسينى به خاطر اين كه «هر گاه شوخى مبتذلى روى سن اجرا مى شد از مجريان ابتذال فاصله مى گرفت.» ازبسيارى از اتفاقات رخ داده در سالن ميلاد انتقاد كرد. تشويق حاضران هنگامى كه تصاوير بيك ايمانوردى، ويگن و بهروز وثوقى پخش شد تا اين كه مسعود كيميايى جايزه اش را به تعدادى از عناصر سينماى قبل از انقلاب اهدا كرد از جمله مواردى بودند كه مورد انتقاد اين روزنامه واقع شد.
هنوز چند ساعتى از اولين واكنش ها به جشن خانه سينما نگذشته بود كه تعدادى از اعضاى هيأت مديره خانه سينما توسط يكى ازنهادهاى انتظامى احضار شدند. ابوالحسن داوودى رئيس هيأت مديره خانه سينما كه براى پاسخگويى در خصوص اتفاقات جشن حاضر شده بود، بازداشت شد و باقى اعضاى هيأت مديره با قيد كفالت آزاد شدند.
در همان شب روابط عمومى خانه سينما با صدور اعلاميه اى از اتفاقات رخ داده در جشن ابراز تأسف كرد. اين در حالى بود كه اخبار غيررسمى حكايت ازبازداشت تعدادى از بازيگران كرد، هر چند اين شايعات صحت نداشت.
در پى اين اتفاقات محمدمهدى حيدريان معاونت سينمايى وزارت ارشاد هم وارد گود شد وگفت: «رعايت و احترام به قوانين، شئون و ارزش هاى جامعه اسلامى وظيفه همگان به خصوص هنرمندان و عناصر فرهنگى است كه تعداد معدودى از شركت كنندگان جشن خانه سينما متأسفانه با بى توجهى به اين امر موجبات آزردگى خاطر خانواده سينما را به وجود آوردند كه اين مسأله بلافاصله با واكنش هيأت مديره خانه سينما مواجه شد.»
او با ابراز اميدوارى از اين كه مسأله فوق با حسن نيت مقامات قضايى برطرف شود گفت: به هر حال اگر از نظر قانون ومسؤولان قضايى، جرمى واقع شده كه جنبه عمومى داشته باشد، طبق قانون برخوردهاى لازم صورت خواهد گرفت، اما با شناختى كه از مسؤولان محترم دستگاه قضايى دارم، مطمئن هستم مسأله مذكور در فضايى فرهنگى با حضور طرفين و حسن نيت دستگاه قضايى به نحو مطلوبى خاتمه خواهد يافت.»
دستگيرى و ccu
ابوالحسن داوودى كه به دليل طى نشدن مراحل كامل قانونى گذاشتن وثيقه اش در بازداشت مانده بود، به دليل بروز نشانه هايى از حمله قلبى توسط مسؤولان به بيمارستان آسيا منتقل شد. بررسى هاى اوليه پزشكان حكايت از بالا رفتن فشار و احتمال حمله قلبى داشت. داوودى كه سابقه بيمارى قلبى داشت، به بيمارستان تهران كلينيك انتقال داده شد و در بخش ccu مورد مراقبت قرار گرفت.
در اين ميان برخى از سينماگران به انتقاد از دستگيرى داوودى پرداختند. يكى ازافرادى كه نسبت به اين مسأله واكنش نشان داد مجيد مجيدى بود. او با ابراز تأسف ازبازداشت داوودى گفت: «دستگيرى ايشان ما را با يك واقعيت تلخ اجتماعى مواجه مى كند. به خصوص كه اتهام ايشان تفهيم مسائل بد حجابى در مراسم جشن خانه سينما بوده است. اولاً جمعيتى كه در سالن ميلاد حضور داشتند به جز تعداد اندكى از اهالى سينماى اكثريت از مردم بودند. همين مردمى كه ما در كوچه و خيابان شهر مى بينيم.» مجيدى با اشاره به اين كه پديده زشت بدحجابى بيشتر از يك فقدان بزرگ فرهنگى حكايت دارد افزود: «بنده بسيار متأسفم كه به جاى اين كه از آقاى داوودى به عنوان نماينده صنف سينماى ايران دعوت شود و با همفكرى ايشان و اهالى سينما فكر عاجلى براى بحران هويت فرهنگى شود، ايشان را در جايگاه متهم قرار مى دهيم و اين عمل توهين بزرگى به جامعه هنرى ما محسوب مى شود.»
رسانه هاى بين المللى
رسانه هاى بين المللى هم نسبت به اتفاقات رخ داده واكنش نشان دادند و با فاصله كوتاهى از دستگيرى و احضار اهالى سينما چندين خبرگزارى به انتشار خبرهايى در اين مورد پرداختند. رويتر نوشت: «برگزار كنندگان يك جشنواره سينمايى كه پاسخ ايران به مراسم اسكار است به دليل مسأله حجاب دستگير شدند.» بى بى سى هم در اين خصوص گزارش هايى در اين خصوص منتشر كرد.
در همين حين خانه سينما هم در خصوص اتفاقات رخ داده بيانيه اى صادر كرد. اين بيانيه كه در هشت بند صادر شد به دفاع از اهالى سينما پرداخت. در بخش هايى از اين بيانيه چنين آمده بود: «برگزارى جشن و مراسم با ابعاد گسترده جشن خانه سينما بى شك هميشه مسائل و موضوعاتى در حاشيه خود دارد كه با وجود تلاش و كوشش برگزار كنندگان با قصد و نيت آنان قرين نيست. حضور عده قليلى از افراد كه به مقتضاى يك جشن عمومى به آن راه مى يابند و با وجود همه تذكرات و تأكيدات سعى در مخدوش كردن چهره سينما و دست اندركاران آن دارند، به طور كامل از هنرمندان سينماى ايران جدا است. انگشت اتهام نشانه رفتن به سمت سينماى ايران در شأن اين سينما نيست. ولى خانه سينما به حكم قانونمدارى بر خود لازم مى داند تا با بيان ادله و براهين خود در چارچوب قانون از كيان سينما و هنرمندان آن پاسدارى كند.»
راعى و ميركريمى
در اين بيانيه با اشاره به اين نكته كه دشمنان انقلاب و جرياناتى در خارج از كشور به جنجال هاى پيش آمده دل بسته اند، آمده بود: «سينماى ايران نيازى به دلسوزى هاى آنان ندارد و خانه سينما با هر نوع سوء استفاده اى از اين مسأله و تبعات آن به شدت برخورد خواهد كرد.»
در ميان اظهار نظرهايى كه در آن روزها از سوى اهالى سينما صورت گرفت، حرف هاى مجتبى راعى و رضا ميركريمى جالب تر از ديگران بود. راعى گفت: «از احضار اعضاى هيأت مديره خانه سينما بسيار تعجب كردم، چرا كه اگر به خاطر بدحجابى كسانى باشد كه در جشن خانه سينما شركت كردند، پس بايد به خاطر كسانى كه در خيابان هاى تهران بد حجاب هستند، مقامات شهرى را دستگير كنند.»
ميركريمى هم در ميان صحبت هايش به نكته جالبى اشاره كرد اين كه در بسيارى از ميادين ورزشى حركاتى از سوى ورزشكاران و تماشاگران انجام مى شود ولى تاكنون هيچ مسؤول ورزشى مؤاخذه نشده است.
ماجراهاى جشن خانه سينما آن قدر بالا گرفت كه حتى رئيس جمهور هم نسبت به آن واكنش نشان داد. خاتمى در اين خصوص گفت: «اين نوع برخوردها تنها موجب مى شود نخبگان و هنرمندان خود را از دست بدهيم. با اين نوع برخوردها و با اين روش ها حكومت قوى تر نمى شود، بلكه روز به روز ضعيف تر مى شود.» دو روز بعد از اظهار نظر خاتمى، اعضاى هيأت مديره خانه سينما به دادسراى ارشاد حضور يافتند. كليه اعضاى هيأت مديره به جز ابوالحسن داوودى كه به علت بيمارى شرايط حضور در بازپرسى را نداشت، در دادسراى ارشاد حاضر شدند.
آنها پس از خروج از دادسرا از انجام هرگونه مصاحبه اى خوددارى كردند.
چند روز بعد دادسراى عمومى و انقلاب تهران با صدور اطلاعيه اى در خصوص جشن سينماى ايران اعلام كرد: «در جايى كه وزارت ارشاد اقدامى براى پاكسازى فضاى هنرى كشور از افراد ناباب و متجاوز نمى كند دستگاه قضايى جز اقدام قانونى براى سم زدايى از فضاى هنرى كشور تكليف ديگرى ندارد.» ادامه اين بيانيه چنين آمده بود: «در پى برگزارى مراسم جشن خانه سينما اعتراضات گسترده اى به نحوه اداره اين مراسم صورت گرفت و گزارشات متعدد و موثقى در همين زمينه دريافت گرديد. فيلم ارائه شده از اين مراسم كه از سوى خانه سينما تهيه شده، مورد بازبينى قرار گرفت و متأسفانه مشاهده شد، اهانت هاى متعددى نسبت به احكام دين مبين اسلام و ترويج بى بند و بارى در اين مراسم صورت گرفته است كه بررسى هاى به عمل آمده نشان مى دهد اين اهانت به صورت سهوى نبوده، بلكه به عنوان بخشى از مراسم افتتاحيه از قبل تمرين شده و همانند قسمتى از يك تئاتر و فيلم سازمان يافته به اجرا درآمده است.»
دادسراى عمومى و انقلاب تهران در اين اطلاعيه با اشاره به اين كه بديهى است برگزار كنندگان اين مراسم قبلاً از محتواى آنچه كه در مراسم افتتاحيه برنامه ريزى شده، اطلاع داشته و هيچ گونه مخالفتى با اين گونه برنامه ها نداشته اند، تصريح كرد: «با كمال تأسف مشاهده گرديد معاون سينمايى، وزير محترم ارشاد اسلامى به همراه عده اى ديگر از مسؤولان فرهنگى اين وزارتخانه در اين مراسم حضور داشته و نه تنها هيچ اعتراضى به اعمال صورت گرفته نداشته اند، بلكه با لبخند رضايت، بر اين اعمال قبيح و اهانت آميز مهر تأييد زده اند.»
اين در حالى بود كه درست چند ساعت قبل از صدور اين بيانيه، وزير ارشاد پس از حضور در كميسيون فرهنگى مجلس در گفت و گو با خبرنگاران پارلمانى سرانجام به اظهار نظر در خصوص ماجراهاى جشن خانه سينما پرداخت. او در واكنش به مسائل حاشيه اى اين جشن گفت: «بايد توجه كنيم كه سينماى ما توان نقد خود را دارد و نبايد با يك تخلف در حاشيه يك مراسم مجموعه ارزشمند سينما را زير سؤال ببريم.» او افزود: «در مورد جشن خانه سينما اولين نهادى كه در خصوص بد حجابى اطلاعيه داد، خود خانه سينما بود چرا كه مسأله بدحجابى چيزى نيست كه انظار عمومى به راحتى از كنار آن بگذرد.» مسجد جامعى در پايان گفت: «اهالى خانه سينما نسبت به اين مسأله اعتراض داشتند و اعلام كردند كه برخى در اين جشن حضور داشتند كه از اهالى سينما نبودند.»
در ميان انبوه اظهارنظرها و واكنش هاى صورت گرفته، نامه حاتمى كيا بيش از ديگر واكنش ها به چشم آمد. او در نامه اى سرگشاده كه در رسانه ها انعكاس گسترده داشت چنين نوشته بود: «آقايان اگر اين بار قرعه به نام سينما خورده كه بايد ادب شود، لااقل شأن حال متهم را رعايت كنيد و اتهامى را در حد و اندازه اين اهالى فرهنگ قايل شويد. به تعبيرى الكن، عدالت اين تنبيه را رعايت كنيد. حال كه چنين مقرر شده، خوشتر است كه به خاطر انديشه و نظرات مستند در فيلم هايمان فراخوانده شويم تا قصور در نگهبانى جشن سينما!! اين حقيرانه ترين اتهامى است كه به سينماى مظلوم كشورمان مى زنيم. آيا جداً در اين سينما هيچ گاه، انديشه و فرهنگى و حتى سياستى چالش ساز وجود ندارد كه به خاطرش فراخوانده شويم، عزيزان انصاف را رعايت كنيد. تحقير بومى و منطقه اى و جهانى اين فراخوان جبرى را، در كدامين چاه فرياد بزنيم. اين نحيف ترين شكل تنبيه است. تحقير ما، تحقير قهرمانان قصه هايمان و تحقير قهرمانان قصه هايمان، تحقير مخاطبان است. اين فرايند قطعى است. به آيندگان رحم كنيد.»
تا حدود يك ماه پس از برگزارى جشن خانه سينما همچنان واكنش ها به اتفاقات اين جشن ادامه داشت. انتشار اخبار غيررسمى مبنى بر ممنوع الكارى چند بازيگر در نهايت به اعلام رسمى شوراى حضانت خانه سينما انجاميد. شورايى كه تركيبش هنوز فاش نشده حكم به ممنوع الكارى محمدرضا شريفى نيا و گوهر خيرانديش داد تا پس لرزه هاى جشن خانه تا ماه ها پس از آن نيز ادامه يابد.
افخمى؛ بازسازى قيصر، جنجالهاى «فرزند صبح» و تأسيس شبكه ماهواره اى
بهروز افخمى پس از استعفا از مجلس ششم، به عملياتى كردن ايده هاى كه در اين سال ها در ذهن پرورانده بود پرداخت. ايده هايى كه هر كدام حكم يك بمب خبرى را داشت. او كه از سال ها پيش در انديشه بازسازى «قيصر» بود وقتى تأييد تلويحى كيميايى را گرفت، به رسانه ها خبر از بازسازى مهم ترين فيلم تاريخ سينماى ايران را داد. چنان كه انتظار مى رفت خبر بازسازى «قيصر» با واكنش هاى متفاوتى روبرو شد. واكنش هايى كه البته بيشتر منفى بود. خيلى از دوستداران سينماى ايران علاقه اى به بازسازى فيلم محبوبشان نداشتند و عده اى با توجه به تغيير شرايط اجتماعى، اين كار را عملى عبث تلقى كردند كه حاصلش تنها يك كمدى ناخواسته خواهد شد. وقتى خودكيميايى هم اعلام كرد دوست ندارد «قيصر» اش را بازسازى كنند، افخمى اعلام كرد رضايت كيميايى شرط اول بازسازى «قيصر» است و تا زمانى كه او اجازه ندهد اين كار را نخواهد كرد. به اين ترتيب پرونده بازسازى «قيصر» تا اطلاع ثانوى بسته شد.
يكى ديگر از پروژه هاى جنجالى افخمى در سال ،۸۳ تصميم به تأسيس شبكه ماهواره اى خصوصى بود. اين ماجرا هم در رسانه ها به صورتى گسترده منعكس شد. وقتى افخمى مديران مورد نظرش را براى اداره تلويزيون خصوصى اش اعلام كرد به نظر مى رسيد كه اين بار همه چيز جدى است ولى انتشار خبر كمك مالى دولت به افخمى و برخى حواشى دامنه دار باعث شد تا افخمى از فعليت بخشيدن به اين پروژه هم منصرف شود.
«فرزند صبح» از ديگر برنامه هاى افخمى بود كه اتفاقاً اين يكى عملى شد. فيلمى درباره زندگى حضرت امام كه وقتى اعلام شد بازيگرانش سعيد كنگرانى، بهمن مفيد، هديه تهرانى و محمدرضا شريفى نيا هستند موج هاى مخالف زيادى را ايجاد كرد. اين بار افخمى كوشيد تا فيلمش را در فضايى خارج از شهر و دور از هياهو بسازد گر چه به مخالفان فيلم جواب تندى داد و اعلام كرد كه فيلمش را همان طورى كه فكر مى كند درست است خواهد ساخت و تسليم هيچ توصيه و تهديدى نخواهد شد.
كانون كارگردانان و فيلمسازان جوان
مصوبه تازه اداره نظارت و ارزشيابى كه در ابتداى سال اعلام شد، واكنشهاى متفاوتى را در پى داشت. بندى كه يكى از شروط دريافت پروانه ساخت براى كارگردانان فيلم اولى را ملزم به دريافت مجوز از كانون كارگردانان كرده، بيش از بقيه مفاد اين مصوبه بحث انگيز شد.
حمايت گسترده مطبوعات و نويسندگان سينمايى از فيلمسازان جوان و انتقاد همه جانبه از سياستهاى انحصارطلبانه كانون كارگردانان چنان اوج گرفت كه كانون بيانيه اى در پاسخ به اين انتقادات صادر كرد. بيانيه اى كه با لحنى به ظاهر پدرانه به تحقير و تخفيف نسل تازه سينمايى نويسان و فيلمسازان مى پرداخت. در بخشهايى از اين بيانيه چنين آمده بود: «جنجال اين جوانان حكايت آن جوانى است كه سوئيچ اتومبيل پدر را مى خواهد و وقتى پدر به دلايلى از اين خواسته امتناع مى ورزد، جوان داد و فرياد و گريه و زارى و جنجال به راه مى اندازد و حتى گاهى خودزنى مى كند...»
كانون در ادامه با توضيح اين نكته كه هرگز به دنبال منافع شخصى نبوده است و دفاع از منافع تمامى اعضاى خود را وظيفه خود مى داند، به دفاع از شيوه صدور مجوز كارگردانان پرداخته بود. لحن حاكم بر بيانيه كانون كارگردانان باز هم واكنشهايى از سوى نويسندگان سينمايى و فيلمسازان جوان را به دنبال داشت.
كاهش محبوبيت سينماى ايران در محافل جهانى
وقتى تارانتينو رياست هيأت داوران كن به انتقاد صريح از سينماى ايران پرداخت، رسانه هاى داخلى هم به موضوع كاهش محبوبيت سينماى ايران در محافل جهانى پرداختند. اين كه بعداً عنوان شد حرفهاى تارانتينو درست منعكس نشده هم چيزى را عوض نكرد. سينماى ايران از اواسط دهه ۶۰ روند رو به رشدى را در زمينه حضور در جشنواره هاى معتبر جهانى را دنبال كرد كه اين روند كمى بيش از يك دهه به طول انجاميد. «سينماى نوين ايران» مهم ترين جوايز، معتبرترين جشنواره هاى ردهA دنيا را به خود اختصاص داد كه نقطه اوجش اهداى نخل طلاى جشنواره كن به «طعم گيلاس» كيارستمى بود، ولى پس از شير طلايى ونيز كه به «دايره» اهدا شد، سالهاست كه سينماى ايران تقريباً هيچ جايزه مهم و معتبرى دريافت نكرده و آنچه در اين زمينه به دست آمده، بيشتر جوايز جشنواره هاى كم اهميت بوده كه برخى به واسطه منافع شخصى كوشيده اند آنها را مهم و با اهميت جلوه دهند.
در واقع خبر بعضى استثناها مانند فيلمهاى بهمن قبادى، فيلمسازان ايرانى كمتر در جشنواره هاى مهم جهانى موفق عمل كرده اند. وقتى در آخرين جشنواره كن سهم سينماى ايران تنها يك ديپلم افتخار شد، خيلى ها به موضوع كاهش اعتبار سينماى ايران در محافل بين المللى پرداختند.
اين كه چه اتفاقاتى موجب شد تا فرنگيان آن نگاه شيفته وار خود را به سينماى ايران از دست بدهند و اين كه آيا پيروى كوركورانه از سبك و سياق سينماى كيارستمى، باعث نشده تا جهانيان تصور كنند با سينمايى جعلى (كه مى كوشد الگوهاى امتحان پس داده را تكرار كند) مواجه شده اند؟
مخالفت با بازگشت بازيگران قديمى
از زمان روى كار آمدن سيف الله داد در معاونت سينمايى زمزمه بازگشت بازيگران قديمى به راه افتاد و اخبار غير رسمى اى مبنى بر حضور مجدد برخى از ستاره هاى سينماى پيش از انقلاب منتشر شد. هرچند در آن سالها، داد اين اقدام را «بازگشت به عقب» توصيف كرد و مقابل اين شايعات ايستاد. سال گذشته سعيد راد مقابل دوربين «دوئل» رفت و در سال ۸۳ هم سعيد كنگرانى و بهمن مفيد پس از سالها بار ديگر فعاليت خود را از سر گرفتند. همچنان كه پيشتر صغرى عبيسى (آفرين) و كتايون حضور در مقابل دوربين را تجربه كرده بودند. پس از بازى سعيد كنگرانى در «ازدواج به سبك ايرانى» و بهمن مفيد در «سرود تولد» گفته شد كه بهروز وثوقى هم بزودى در فيلم تازه بهروز غريب پور نقش آفرينى خواهد كرد. بازگشت بازيگران قديمى مطابق معمول با مخالفتهايى روبرو شد. مخالفتهايى كه تقريباً در تمام اين سالها تداوم داشته است.
اداره نظارت و ارزشيابى معاونت سينمايى هم با صدور اطلاعيه اى صدور مجوز براى بازيگران قديمى را تكذيب كرد و «ازدواج به سبك ايرانى» و «سرود تولد» نيز به خاطر بهره گيرى از ستاره هاى سينماى قبل از انقلاب به محاق رفتند. بهروز غريب پور هم از كارگردانى فيلمش منصرف شد.
تعطيلى سينماهاى قديمى، ساخت و ساز سالنهاى تازه
در سال ۸۳ به مانند چند سال گذشته تعدادى از سينماهاى قديمى تعطيل شدند. در تهران تعطيلى سينما مراد كه به خاطر قرار داشتن در طرح ايجاد مترو تخريب شد، بيش از ساير سالن هاى تعطيل شده در اذهان باقى ماند. ضمن اين كه در سالى كه گذشت، طرح ساخت و سازهاى تازه همچنان دنبال شد. در آخرين روزهاى سال ۸۳ ناصر شفق از اجرايى شدن طرح ساخت ۵۰۰ سالن خبر داد و جداى از آن راه اندازى شهرك سينمايى هشتگرد از ديگر خبرهاى دلگرم كننده سينماى ايران در اين زمينه بود.
برگزارى جشنواره فجر بدون حضور فيلمسازان قديمى
بيست و سومين جشنواره فيلم فجر درحالى برگزار شد كه هيچ كدام از فيلمسازان شاخص قديمى در آن حضور نداشتند. با وجود همه اميدوارى هايى كه نسبت به حاصل كار فيلمسازان سايه و نسل تازه سينماگران وجود داشت، جشنواره ۲۳ يكى از ضعيف ترين دوره هاى برگزارى فجر ارزيابى شد. بسيارى از فيلمها توقعات را برآورده نكردند و با كناره گيرى «به رنگ ارغوان»، تنها چند فيلم معدود بود كه توانستند مورد توافق جمعى قرار گيرند. جشنواره بيست و سوم تحت تأثير غيبت فيلمسازان شاخص و ژانر تازه اى به نام سينماى معناگرا برگزار شد. سينمايى كه عده اى آن را چيزى مشابه سينماى عرفانى دهه ۶۰ تلقى كردند.
افزايش تماشاگران
درحالى كه در سال ۸۳ به مانند چند سال گذشته، صحبت از بحران اقتصادى سينماى ايران بود و خيلى ها از كاهش تماشاگران سينما ابراز نگرانى مى كردند، نگاهى به فروش كل فيلمهاى ايرانى حكايت از رشدى قابل توجه دارد. سينماى ايران در سال ۸۳ به رقمى معادل شش ميليارد و شصت ميليون تومان دست يافت كه اين رقم در مقايسه با فروش كل فيلمهاى ايرانى در سال ۸۲ از رشدى ۸۰ درصدى حكايت مى كند. پرفروش ترين فيلم سينماى ايران در سال ۸۳ نزديك به دو برابر پرفروش ترين فيلم سال ۸۲ فروخت و درحالى كه در سال ۸۲ هيچ فيلمى به رقم نيم ميليارد تومان نرسيد، در سال ۸۳ چهار فيلم از اين رقم گذر كردند. آمار حكايت از افزايش تماشاگران سينما دارد و ظاهراً بايد از شكوفايى اقتصادى سينماى ايران در سال ۸۳ خبر داد، اما واقعيت اين است كه بخش قابل توجهى از فروش كل فيلمهاى ايران متعلق به چند فيلم صدرنشين جدول گيشه است و مابقى توليدات سينماى ايران توفيقى در گيشه كسب نكردند. به طورى كه مى توان گفت ۷۰ درصد فيلمهاى ايرانى در سال ۸۳ گيشه پررونقى نداشتند. به اين ترتيب مى توان گفت كه سينماى ايران افزايش تماشاگرانش را مديون فيلمهايى چون «مارمولك»، «كما» است.