جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۷ صفر ۱۴۲۶
Fri, Mar 18, 2005
خانواده (جامعه)
۳۰۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
كودك و نوجوان (۴)
راهنما
گزارش ويژه
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
گردشگرى
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
جذابيت هاى شهرهاى كوچك ايران
زواره ، شهر برادر رستم
جذابيت هاى شهرهاى كوچك ايران
چند كيلومتر دورتر از مركز
انگار همه چيز از قبل مقدر شده. عادت كرده ايم كه هميشه پا جاى رفته ها بگذاريم. آدم گاهى به اين فكر فرو مى رود كه رفتن دوباره مسيرهاى تكرارى چه جذابيتى دارد؟
مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز شهرهاى جذابى هستند، قبول، اما چند بار بايد تعطيلات عيد را در اين شهرهاى بزرگ گذراند، تا جايى ناديده در آنها باقى نماند؟
آمار سفر به شهرهاى مختلف ايران در تعطيلات نوروز هميشه پيش از آغاز مشخص است. شمال ايران هميشه ركورددار است، بعد مشهد و بعد ديگر شهرهاى بزرگ. ممكن است اين انتقاد از سفرهاى كلاسيك، براى بعضى ها قابل درك نباشد، اما پيش از عبور از اين صفحه، حداقل نگاهى به جذابيت هاى شهرهاى كوچك هم بيندازيم كه در چند كيلومترى مراكز استانها قرار دارند و كمتر مورد توجه مسافران عيد قرار مى گيرند. بخوانيد تا شايد تغيير مسير دهيد. فراموش نكنيد گام گذاشتن در مسيرهاى تازه هميشه جذاب است.

ميبد
استان: يزد

فاصله از مركز استان: ۴۸ كيلومترى يزد
مكانهاى ديدنى و سياحتى: مسجدجامع، رباط شاه عباسى، برج كبوترخان، آتشكده حسن آباد، مزرعه كلانتر، پيرخرمن، پيرمزرعه حاجى
هوا در ايام نوروز: اين منطقه از مناطق كويرى است و در ايام نوروز هواى آنجا نه زياد گرم است و نه زياد سرد، ولى شب هاى كوير سرماى خودش را دارد.
سوغات:
باقلوا، قطاب، لوز نارگيل، نان برنج، حاج بادام، توشه فيل و زولبيا


سرعين

استان: اردبيل

فاصله تا مركز استان: ۲۸ كيلومترى اردبيل
مكانهاى ديدنى و سياحتى: آب گرم كوه سو، سارى سد، گاوميش گلى، گذان، پهن، آب يل سويى، آب چشم، آب گرم قهوه خانه همت
هوا در ايام نوروز: هواى استان در اين ايام هوايى بسيار لطيف است كه رفته رفته به سوى گرم شدن پيش مى رود.
سوغات:
حلوا سياه

بندر لنگه

استان: هرمزگان

فاصله تا مركز استان: ۲۲۶ كيلومترى بندرعباس
مكانهاى ديدنى و سياحتى: مسجد و مناره ملك ابن عباس، قلعه لشتان، مسجد افغان، مسجد غياث، حسينيه غضنفرى، ساحل مرواريد يا ساحل صدف كه بيشتر اوقات مردم براى تفريح به آنجا مى روند، نيلوفرهاى الوان وحشى، بازار ماهى، آب انبارهاى سرپوشيده
هوا در نوروز: هوا گرم و مرطوب است، البته نه به اندازه تابستان
سوغات:
ماهى هاى خشك شده و تزئينى، گوش ماهى و مرجان هاى زيباى تزئينى

داراب

استان: فارس

فاصله تا مركز استان: ۲۱۸ كيلومترى شيراز
ديدنى ها: چشمه جونجان، تنگ لاى زنگان، تفرجگاه آب بند، قصر آيينه، قصر كيارث، نقش شاپور، مغازه شيخ على، غار تنگ چوگان، مسجد سنگى، مسجد جامع، آرامگاه شاهزاده ابوالقاسم، آرامگاه شاه ابوزكريا، آتشكده هاى آذرخش، آذرجو و هخامنشى
هوا در نوروز: هوايى نسبتاً سرد
سوغات:


زابل
استان: سيستان و بلوچستان

فاصله تا مركز استان: ۱۸۵ كيلومترى زاهدان
مكانهاى ديدنى و سياحتى: شهر سوخته، بقاياى شهر زاهدان كهنه، تپه دهانه غلامان، تپه هاى تاسوكى، آتشكده كرتوكى، قلعه بخش كنگى، قلعه سه كوهه، مسجد حكيم شريفى و قلعه ندود
هوا در نوروز: در نوروز هواى اين شهر نسبتا گرم است.
سوغات:
ادويه، ميوه هاى گرمسيرى و البته مى توانيد در بازار اين شهر جنسهاى پاكستانى و پارچه را با قيمت ارزان تهيه كنيد.

نايين

استان: اصفهان

فاصله تا مركز استان: ۱۳۴ كيلومترى اصفهان
مكانهاى ديدنى: چشمه و مزرعه تونستان، گردنه ملا احمد، قلعه مخروبه نيستانك، قلعه رستم بافران، خرابه هاى قلعه نايين، نارين قلعه، آب انبار مصلى، آب انبار بزرگ، آب انبار ميدان، آب انبار بافران، حمام كلوان، خانه قديمى پيرنيا، كاروان سراى بلاآباد و كاروان سراى ريواد بستان، بازار نايين، تكيه هاى طاهر و منصور، حسينيه كوى سنگ، حسينيه كلدان، باب المسجد، مسجد جامع نايين، بابا عبدالله و مصلى
هوا : در ايام نوروز نسبتاً خنك
سوغات:
همان سوغات اصفهان است.

تكاب

استان: آذربايجان غربى

فاصله تا مركز استان: ۲۱۸ كيلومترى اروميه
ديدنى ها: غارهاى غيب آباد، كهل و كرفتو، غار كهريز و البته تخت سليمان
هوا: معتدل و سرد
سوغات:
گليم، شال گردن، پيراهن وجاجيم


مراغه

استان: آذربايجان شرقى

فاصله تا مركز استان: ۷۴ كيلومترى تبريز
ديدنى ها: تالاب آلماگى، چشمه ورجوى، غار مامپوئيل، دره گشايش، تالاب قره قشلاق، قلعه قيزلار قالاسى، مسجد ملارستم و معزالدين، مسجد شيخ بابا، مسجد جامع، مقبره اوحدى مراغه اى، امام زاده معصومه، مسجد عطاءالله، گنبد سرخ؛ مدور كبود غفاريه
هوا: معتدل مايل به سرد
سوغات:


شوش

استان: خوزستان

فاصله از مركز استان: ۱۰۵ كيلومترى اهواز
مكانهاى ديدنى و سياحتى: بقعه دانيال پيغمبر، موزه شوش، موزه هفت تپه، كاخ شائور (اردشير)
هوا در نوروز: هوايى معتدل كه رفته رفته رو به گرما مى رود.
سوغات:
همان سوغات جنوب از ماهى هاى تزئينى گرفته تا شيرينى هاى مخصوص و زولبياهاى خوشمزه


مسجد سليمان

استان: خوزستان


فاصله تا مركز استان:
مكانهاى ديدنى و سياحتى: معبد بردنشانده، كتيبه تنگ مسؤولك، محراب سرمسجد، بقعه شاه ابوالقاسم، بقعه مهنت شهيدان، بقعه باب زيد گيلانى و ويرانه سنگى در خوزستان
هوا در نوروز: همانند همه جاى جنوب هواى مطبوعى دارد.
سوغات:
براى سوغات به توضيح شوش مراجعه كنيد.

ابهر

استان: زنجان

فاصله تا مركز استان: ۸۸ كيلومترى زنجان
ديدنى ها: ارگ سلطنتى سلطانيه، علمدار تپه، تپه هاى سعيد آباد - كرسف، غارهاى داش كسن، مسجد جامع ابهر، بقعه پيراحمد زهرنوش، امام زاده زيداكبير، امام زاده محمد، امام زاده ابراهيم و اسماعيل، مجموعه چلبى اوغلى، بقعه ملاحسن كاشى وگنبد سلطانيه
هوا: هوايى معتدل و نسبتاً خنك
سوغات :
فصل انگور و گردو گذشته ، بايد با نان محلى بسازيد.


خوى
استان: آذربايجان غربى

فاصله تا مركز استان: ۱۴ كيلومترى اروميه
ديدنى ها: چشمه هاى معدنى ويشلين، ايواوغلى، زارعان، دسته دره، نوايى، خان، چشمه شور بولاغ بيلوار، قلعه سبطام، پل خاتون، دروازه سنگى، بازار قديمى، مناره شمس تبريزى، مسجد مطلب خان، ملاحسن، سيدالشهدا و كليساهاى سورپ سركيس و مهلزان
هوا: تقريباً خنك
سوغات:
گليم و قالى




دهلران
استان: ايلام

فاصله تا مركز استان: ۱۳۲ كيلومترى ايلام
ديدنى ها: آبشار آبتاف، چشمه آب گرم، غار خفاش، قلعه شياق، قلعه پاقفله، قلعه كده چكا، قلعه افجير، شهر تاريخى سامرا، آتشكده ميمه، سنگ نوشته ميمه، مسجد جامع صالح آباد، مسجد جامع دهلران، زيارتگاه سيدفخرالدين، پل كدوئيت، قلعه سام، گورستان پله كان، آتشكده دو طبقه، زيارتگاه عباس
هوا: معتدل
سوغات:
سقز محلى، شيرين پزى، شيرينى گمگمه


تويسركان
استان: همدان

فاصله تا مركز استان: ۲۸‎/۵ كيلومترى همدان
ديد نى ها: دره گزند سرابى، دره باغ هاى سركان و آريتمان، قله سياه دره، منطقه حفاظت شده خان گرمز، قلعه اشتران، پل فرسنج، كاروان سراى شاه عباس، آرامگاه ميررضى الدين آريتمانى، غارآزاد و مسجد شيخ عليخان زرنگه
هوا: نسبتاً سرد
سوغات:
گردو


ملاير

استان: همدان

فاصله تا مركز استان: ۸۵ كيلومترى همدان
ديدنى ها: دره شهرستانه، قلعه لشكر در، قلعه هاى نوشيجان، قلعه چوبين، قلعه يزگرد، بازار قديمى، مقبره حاج سيف الدوله، تپه پرى، غار سردكوه و گاوخانه ونشهير
هوا: نسبتاً سرد
سوغات:
باسلق و شيره انگور



لنگرود
استان: گيلان


فاصله تا مركز استان: ۵۱ كيلومترى رشت
ديدنى ها: پل آجرى لنگرود، خانه قديمى منجم باشى، خانه قديمى دريابيگى و رئيس زاده ، خانه حاج ميرزا احمدى، حمام قديمى كياكلايه، كوه ليله كوه، ساحل چمخاله، خانه محبى، آرامگاه امام زاده سيدحسين و ابراهيم، بقعه داوزده ملاه
هوا: هوا همان هواى شمال. معتدل و مرطوب البته كمى خنك
سوغات:
كلوچه و چاى
زواره ، شهر برادر رستم
شب، سكوت، كوير
205350.jpg
حسين مير
مى گويند آسمان آنجا از هر جاى ديگر به زمين نزديكتر است. مى گويند ماه صدايت را مى شنود و با ستاره ها مى توان بازى كرد. اينجا خدا بر روى زمين است. اينجا آسمان بر روى زمين است. اينجا آخر دنياست. اينجا بهشت خشك است. از شهر نصف جهان خارج مى شويم. شهرى كه روزى تكليف دنيا را معلوم مى كرد. ۸۰كيلومتر از پايتخت پرشكوه خاندان صفوى را در كوه و دشت و كوير پشت سر مى گذاريم. از گردنه هاى بسيار رد مى شويم. حبيب آباد و اردستان را هم رد مى كنيم. خورشيد رو به غروب رفته و با نور سرخ و سفيد خود زمين را نوازش مى كند. به شهرى مى رسيم كه بعد از آن در كوير ديگر شهرى نيست. آخر دنيا! اينجا كوير مركزى است. زواره.
اين را تابلويى بزرگ به ما مى گويد. در ابتداى اين شهر يك بلوار نسبتاً بلند است كه شما در آن فقط مى توانيد آسفالت خيابان، جدول بندى و بوته هاى خرزهره اى را ببينيد كه چيزى نمانده شاخ و برگشان از دو طرف به هم برسند و سايبانى در خيابان درست كنند. مطمئناً خرزهره را در هر جايى از ايران كه باشيد، ديده ايد. اما نه به اين بزرگى. گلهاى قرمز و آبى اين درختان در بهار بهشت را برايتان تداعى مى كند. اما اين بار نه در شمال كشور بلكه در كوير. بهشت خشك!
به ميدان اصلى شهر مى رسيم. ميدان امام. هدف ما خود كوير است. اگر ميدان را به سمت راست ياچپ برويد بافت جديد شهر هفت - هشت هزار نفرى زواره را مى بينيد. اكثر مغازه هاى شهر هم در اطرف اين ميدان هستند. مستقيم ميدان را رد مى كنيم. محله هاى قديمى، خانه هاى قديمى و بعضاً خانه هاى جديد، بناهاى قديمى با قدمتهاى مختلف، محله ميران، باغبازان، پامنار و... مى گويند اين شهر را زواره برادر رستم ساخت و نام آن در زبان پهلوى «زوارگ» است. شهر وقف شده در راه سادات. تا قبل از حمله مغول همه سيدبودند. وقتى آوازه حمله مغول به مردم اين شهر رسيد مردم حصارى دور شهر كشيدند و قلعه اى در داخل حصار ساختند. خود اين قلعه شامل چند قلعه مى شد و راههايى در زيرزمين داردكه اين راهها به دل كوير ختم مى شود. حمله وحشيانه مغول مردم اين شهر را به دل كوير رساند البته با راههاى زيرزمينى. در داخل اين حصار اولين مسجد چهار صفه اى ايران هم ديده مى شود. مسجدى با يك گنبد، يك منار و با دو در بزرگ. از هر در كه وارد شويد به حياط مسجد مى رسيد. وسط حياط يك سكوى سفالى است كه محل تجمع مردم و سخنرانى بوده است. اگر بر روى اين سكوى كوتاه دوازده متر مربعى بايستيد در هر چهار طرف خود چهار در مى بينيد. بر بالاى ديوارهاى چهار طرف با خط كوفى قرآن نوشته شده است. البته بعضى جاهاى آن ريخته. وقتى وارد ساختمان مسجد مى شويم ستونهاى قطور و حجره هاى بزرگ را رد مى كنيم تا به محراب زير گنبد برسيم و به معمارى ايرانيان قديم ايمان آوريم. محرابى بزرگ و بلند با كنده كاريهاى بسيار عميق و زيبا كه البته باز هم همه جاى آن سالم نيست. اين مسجد چهار صفه قديمى مسجد جامع شهر است. براى تجسم ساختمان چهار صفه يك اتاق مستطيلى بزرگ را در نظر بگيريد كه دو راهرو يكى موازى با طول و يكى موازى با عرض يكديگر را در وسط مستطيل قطع مى كنند.
خانه هايى با اين سبك معمارى نيز در اين شهر ديده مى شوند كه بعضى از آنها در اختيار ميراث فرهنگى است. اما وقتى كه در بافت قديم شهر مى ايستيم فقط يك چيز نگاه ما را خيره مى كند كه آن منار است. در گذشته منار براى ديده بانى و مشخص كردن راه مسافران به كار مى رفته كه هم اكنون نيمى از آن سالم است و نيمى ديگر... در پايين مناره مسجد پامنار قراردارد كه معمارى بسيار زيبا و البته نه چهار صفه اى دارد. اين مسجد درگذشته به سوى هردو قبله، محراب داشته است. اما هم اكنون دو محراب به سوى قبله فعلى مسلمانان دارد. اگر مسير خود را ازكنار منار ادامه دهيم به يخچال مى رسيم. مخروطى بزرگ كه نماى آن كاه گلى است. درگذشته اين يخچال را از برف و يخ پرمى كردند و در تابستان حالت آب انبار پيدامى كرد.
اما مى رسيم به معمارى دوران صفويه كه از مهمترين آن مى توان به ميدان بزرگ و كوچك و يا حسينيه بزرگ و كوچك نام برد. اين حسينيه ها جز ازنظر اندازه كاملاً شبيه هم هستند. اين حسينيه ها در زمان صفويه براى اجراى تعزيه و عزادارى ساخته شد اما به عنوان ميدان اصلى شهر هم كاربرى داشته و دارد. حسينيه داراى دو بخش روباز و سربسته است كه كاملاً ازنظر اندازه و شكل شبيه هم هستند. حسينيه سربسته درزمستان و روباز در تابستان كارايى دارد.
هردو حسينيه كوچك و بزرگ بدين گونه هستند. تصوركنيد يك فضاى شش ضلعى بزرگ به عنوان تخت تعزيه در وسط قراردارد. وقتى از اين تخت ۳۰ متر فاصله مى گيريم به ديوارهايى مى رسيم كه درآن سكوهايى به اسم طاقچه و ستونهاى قطور وجود دارد. جايگاه مردان. بالاى طاقچه ها غرفه ها قراردارند كه جايگاه زنان است براى ديدن تعزيه. با اين حساب چهارتخت تعزيه در زواره وجوددارد.
وقتى از حسينيه روبسته بزرگ خارج مى شويم به يك گذر مى رسيم كه در دو طرف آن مغازه ها و حجره بازاريان قديم به چشم مى خورد. نظير اين بازار را در اصفهان نيز ديده ايم البته نه به اين كوچكى و زيبايى. از بافت شهرى و ساختمانهاى كوچك و بزرگ و سفالينه هاى اطرافمان خارج مى شويم. به كوير خدا مى رويم. به جنگلى عظيم از درختان تاق و گز مى رسيم. همچنان در ريگستانهاى اطراف حركت مى كنيم. آب نيست. اما جنگل هست. اگر اهل موسيقى هستيد اين جنگلها را درگوشه هاى دشتى جاى دهيد و جنگلهاى شمال كشور را در موسيقى شش و هشت بيابيد. به راستى بايد استوارى و استقامت را از اين درختها و درختچه هاى كويرى آموخت.
اين درختان براى جلوگيرى از حركت ريگهاى كويرى به سمت شهر كاشته شده است. عمق ريشه هاى بعضى از آنها به چهل متر هم مى رسد. ريشه را چهل متر به عمق زمين مى فرستند تا فقط زنده باشند. به خاطر كمبود آب املاح در داخل گياه فراوان است. به همين دليل وقتى درختان خشك را مى سوزانيم نورى خيره كننده دارند. رنگ اين آتش حد واسط رنگ نارنجى و زرد تا آبى است. نورى براق، خيره كننده و گرمايى پاك كننده. بهترين غذاى محلى را مى توان شب هنگام درهمين مكان خورد. انبوه درختان شكسته را جمع مى كنيم آتشى درست مى كنيم و به گرد آن مى نشينيم. به نور مسحوركننده چوبهاى ذغال شده خيره مى شويم. سرخ سرخ. ياد جمله سرخى تو ازمن، زردى من از تو مى افتم. يك گودال بيست، سى سانتى مترى حفر مى كنيم. يك لايه ذغال كف اين گودال بريز، من سيب زمينى ها را روى ذغال مى چينم. روى سيب زمينى ها هم دوباره ذغال مى ريزيم. يك فر كويرى. براى ديدن آسمان كمى از آتش فاصله مى گيريم. دراين تاريكى فقط ستاره ها و ماه ديده مى شود و چندمتر آن طرف تر زمين.
برروى ريگهاى ريز سرد مى نشينيم و به آسمان خيره مى شويم. دقيقه اى بعد چندستاره از آسمان گلچين مى كنيم و با ماه درگوشى صحبت مى كنيم. حرف زدن با ماه آدم را روشن مى كند. مخصوصاً ماه شب چهارده. «ببار اى ابر بهار، ماه و دادن به شبهاى تار، اى بارون» اكنون در شب، سكوت، كوير هستيد. بهترين غذاى ممكن آماده است. به محل آتش برمى گرديم. سيب زمينى ها را بيرون مى آوريم و با فوت و نمك مى خوريم. كم كم بدون آنكه بارانى ببارد رنگين كمانى زيبا در شرق پديدار مى شود.
روبه مشرق مى ايستم. اين سرخى بعد از سحرگه است ولى اين بار فريبت نمى دهد. سرمان را روبه شمال مى كنيم. برروى زمين رودخانه اى سفيدرنگ را مى بينيم كه به درياى عظيم مى ريزد. رودخانه اى با موجهاى ريز كه در تاريكى شب اصلاً ديده نمى شد. خوب شد به آن نزديك نشديم كم كم يك گوى قرمز از زمين به سمت آسمان حركت مى كند. هوا كم كم روشن مى شود و ما همچنان روبه رودخانه و دريا ايستاده ايم. يك ديوار عظيم ريگى روبه رويمان ديده مى شود. ديوارى به ارتفاع چهل مترو طول صدهامتر. اين بار سرخى سپيده دم فريبمان داد. ما روى شيبى ايستاده ايم كه به پايين اين ديوار مى رسد و گودالى عظيم را به وجود آورده است. نور سپيده رودخانه اى دراين گودال درست كرد كه در مصب هيچ دريايى نمى توان ديد.رودى كه نه درآن غرق مى شوى و نه غرق. نور زرد خورشيد رنگ اصلى كوير را به چشمهاى سرخ ما نشان مى دهد. چشمهايى كه از بى خوابى، خيره شدن به آتش و سپيده به اين رنگ درآمده و مى درخشد.
ديگر بايد برگشت. مى توانيد با قطار برگرديد. البته با اتومبيل شخصى و اتوبوس هم مى توانيد برگرديد. زواره فرودگاه ندارد. اما اگر يكبار به آنجا سفركنيد مى توانيد با هواپيماى ذهنتان بر باندهاى كوير بنشينيد و بلندشويد و يادتان باشد يكبار ديگر خدا را برروى زمين ديديد. راستى با كوله بارى از آرزو به كوير برويد چون آنجا ستاره دنباله دار زياد است ولى به كسى نگوييد آنها را ديديد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |