205428.jpg
مصاحبه اختصاصى
باژول ورن
نويسنده
اسرارآميز!
205434.jpg
ايران جمعه
روزنامه اى
براى دو روز
205431.jpg
عيد ديدنى با تن تن و دوستانش!
Fri, Mar 18, 2005 -
۳۰۸۸ - جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۷ صفر ۱۴۲۶
blue.gif
PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
كودك و نوجوان (۴)
راهنما
گزارش ويژه
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
گردشگرى
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
اوقات شرعى
امروز:
• اذان ظهر: ۱۲‎/۱۳
• اذان مغرب: ۱۸‎/۳۱

فردا:
• اذان صبح: ۴‎/۴۶
• طلوع آفتاب ۶‎/۱۰
بهار خنده زد و ارغوان شكفت
205437.jpg
مردم دنيا سال نو
را چگونه جشن مى گيرند
هفت « سين » مقدس در هفت سين ايرانى
راهنماى سفر در نوروز ۸۴
پايان خوش جاده
بهترين آلبوم ها و آهنگ هاى تاريخ موسيقى
به انتخاب نشريه رولينگ استون
روى جلد « رولينگ استون»
يعنى مشهور شدن!
در گفت و گو با دكتر جنيدى ايران شناس
سيزده بدر
نحس نيست
معرفى مجموعه هاى
نوروزى
به گزارش دكتر سيد على اكبر صالحى
تاريخ نگارى بحران اتمى ايران در آژانس
پاكدشت بدون بيجه و باغى
جاى خالى فرزند
كنار سفره هفت سين
«زنده ام كه روايت كنم» «ماركز» در يك نگاه
آخرين
نفسهاى نويسنده پير
نقد و بررسى رمان «عادت مى كنيم»
زويا پيرزاد در گفت وگو با اهل قلم وادب
آسمان آبى و هوا صاف است خانم پيرزاد!
چهره هاى سال
ورزش ايران
توصيه هايى براى سفر به دبى
كاريكاتور
205440.jpg
مرورى بر اتفاقات ورزش در سال گذشته
سال فوتبالى با طعم ناكامى
205242.jpg
يادداشت
هنوز باران مى بارد
مهرداد قاسمفر
اين روزها، هرروز از خود مى پرسم «چندده هزارمين نوروز

زمين است كه مى رسد حالا» كمتر يا بيشتر ، اصلاً چه فرق مى كند.
مهم اين است كه هنوز باران مى بارد؛ هنوز دماوند همانجاست، زير آفتاب؛ و هنوز لابد عشق از گردنه هاى دشوارخوى زندگى مى تواند گرم وگيرا به سمت ما بيايد - گيرم خيزان و نفس نفس ؛
مهم اين است كه هنوز تو هستى و من تا براى او - عشق - معناهاى تازه اى بيابيم،تازه تر از كودكى كه همين لحظه پيش متولد شد، زيباتر از پرنده اى كه همين حالا از كنار پنجره اين تحريريه گذشت.
اين روزها با خود فكرمى كنم، ما چقدر به رؤياهايمان محتاجيم، رؤياها و اميدهايمان، اميدها و شادى هايمان، حتى كوچك، كوچكتر از يكى گلوگاه پرنده، آنگاه كه ترانه اى مى خواند در سپيده دمان اين بهار، كه نم نمك دارد پهن مى كند بساطش را در گستره نگاه.

اين روزها دارم فكرمى كنم به سالى ديگر كه گذشت.

سالى كه نه مثل هرسال بود اما درحوادث شگفت چرا؛ به قطارى كه شتابان مى رود و ايستگاههاى تازه اى كه انتظارش را مى كشد، ايستگاه سياست، فرهنگ، اقتصاد، جامعه و مردمى كه بى تاب روزهاى بهترند.
پشت سر اما نشانه ها كم نيستند. نشانه هايى كه سال كهنه را درخاطره هاى ما جاندار مى كند. برسكوى سياست درنگى كنيم، دراين ايستگاه دگرديسيهاى مجلس هفتم را داشتيم، بحرانهاى پرپيچ و خم انرژى اتمى را، ديدار خاتمى را با دانشجويان برافروخته، داستان فرودگاه نو تأسيس امام را و وزيرى كه وزارت برسر اين كارنهاد، ماجراى وبلاگ نويسان و هياهوى بسيار بر سر هيچ، قصه هاى دنباله دار كانديداهاى رياست جمهورى، تهديدهاى هر دم فزاينده جمهورى خواهان و... و در شطرنج جهانى، انتخابات افغانها بود و انقلاب نارنجى اوكراينى ها و سپس انتخابات آمريكا و قدرت يابى دوباره نومحافظه كاران بنيادگرا، مرگ عرفات و رسيدن صلح خاورميانه به وضعيتى تازه؛ و پيش از اينها سر بريدنهاى رعشه برانگيز درعراق كه با نمايش ذبح يك جوان غيرنظامى آمريكايى آغاز و به طرز تكان دهنده اى ادامه يافت تا جهان را به سكوتى در تالارهاى پرسروصداى فلسفى اش درباب تمجيد از نوع انسان وادارد و بالاخره برگزارى انتخاباتى غافلگيركننده در جهت پيشبرد مردم سالارى دراين سرزمين پر هرج و مرج و دشوار . هنوز هم هست. اين ايستگاه هميشه شلوغ است و پرخبر و هرلحظه دركار شگفتى زايى؛ و شايد جذبه آن هم درهمين باشد.
***
اما در عرصه هاى اجتماعى هم حوادثى داشتيم كه كم از سياست نبود و نيست: فجايع پاكدشت كه خبر از سطوح پنهان ترى مى داد كه بى صدا و آرام اما هولناك زير گوش ما در كارند، گزارشى ميدانى و مبسوط از شرايط امروز والدين دردمند اين فرشتگان كوچك را به قلم همكارانم در صفحات خانواده همين شماره ببينيد.
هنوز وجدان ملى ما از اين واقعه تلخ التيام چندانى نيافته است. معلوم نيست بررسى هاى ژرف ترى كه ضرورى است تا فهم چنين ضربه هايى را، از سطوح احساسى، به حوزه تفكر و قلمرو مديريت پيشگيرانه اجتماعى بركشد، اصلاً صورت گرفته اند يا نه؟ و اگر آرى، نتايج آن چه بوده است. اگرچه حوادث تقريباً مشابهى در شيراز و يا اتفاقات تكاندهنده به ظاهر محدودترى كه هرهفته اخبار صفحات حوادث را پروپيمان مى كنند، علامت مى دهند كه نشانه هاى يك وضعيت آنوميك و در آستانه بحران -  از نقطه نظر اخلاق و همزيستى اجتماعى - ديگر براى جامعه معاصر ما مقوله اى جدى است. كه فراتر از اندرزها و شعارها و نصيحتهاى سنتى در حال تحميل خويش است، و فكرى عاجل بايد ورنه...
زلزله زرند اما در سالگرد بم و برف و سيلاب گيلان هم عاملى ديگر بود براى نشانداركردن سالى كه گذشت.
فقدان آمادگى كامل ما براى كنترل و يا پيشگيرى از حوادث طبيعى، مثل هميشه آسيبها را از حدود قابل تحمل آن پيشتر برد، اگرچه در عرصه هاى جهانى، زلزله دريايى سونامى، سايه خود را ماهها بر تمامى وقايع طبيعى جهان گسترده بود، چندصدهزار انسان در يك شبانه روز به خواب ابدى رفتند؛ بيچاره سرزمينهاى بى پناه، بيچاره انسان.
***
{{• ادامه در صفحه هنر ( ادبيات )}}
شناسنامه

روزنامه صبح ايران
صاحب امتياز: سازمان خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران
مدير مسؤول: عبدالرسول وصال
تلفن: ۱-۸۷۶۱۷۲۰ - نمابر: ۸۷۶۱۲۵۴
تلفن امور مشتركين: ۷-۸۷۳۵۱۶۶
نشانى: تهران خيابان خرمشهر
شماره ۲۱۲ - صندوق پستى ۵۳۸۸-۱۵۸۷۵
شمارگان چاپى: ۳۶۰۰۰۰ نسخه
تلفن آگهى ها: ۲۷-۸۷۴۸۸۲۰
نمابر آگهى ها: ۸۷۶۹۰۰۱
تلفن ايران پيام (نيازمنديها): ۳-۸۷۴۸۸۰۱


|   شناسنامه   |   آرشيو   |