جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۷ صفر ۱۴۲۶
Fri, Mar 18, 2005
ورزشى
۳۰۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
كودك و نوجوان (۴)
راهنما
گزارش ويژه
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
موسيقى
گردشگرى
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
اين سو، آن سو
مرورى بر اتفاقات ورزش در سال گذشته
اين سو، آن سو
رضا زاده
پاسخ ايران به آلكسيف
در سالى كه گذشت حسين رضازاده مجدداً يكى از بهترين ورزشكاران ايرانى بود كه مدال طلاى المپيك را به خود اختصاص  داد. در پى قهرمانى رضازاده در المپيك، آرت تيل يادداشت نويس روزنامه سى اتل پست مقاله اى در مورد رضازاده نوشت كه چكيده اين مقاله را با هم مى خوانيم.
قويترين مرد كره زمين بار ديگر قدرت خود را در المپيك آتن به رخ حريفان كشيد. بدون ترديد او شكست ناپذيرترين ورزشكار حاضر در المپيك بود. حسين رضازاده نه تنها لرزه بر جان حريفانش مى اندازد بلكه حكومت كشورها را نيز به دنبال خود مى كشد.
حسين رضازاده، پاسخ ايران به آلكسيف شوروى سابق است. در دهه ۱۹۷۰ آلكسيف وزنه بردارى شوروى سابق با آن قدرت مثال زدنى خود سمبل ورزش اين كشور به شمار مى آمد.
لئوتاتن مربى تيم ملى وزنه بردارى آمريكا مى گويد: آلكسيف در دل حريفانش ترس ايجاد مى كرد و به همين دليل ساير وزنه برداران از لحاظ روحى توان مقابله با او را نداشتند. حسين رضازاده نيز دقيقاً مانند آلكسيف است. رضازاده در آتن اجازه داد تا تمام حريفانش با حداكثر توان خودنمايى و تلاش كنند و هنگامى كه قدرتنمايى آنان به پايان رسيد به روى صحنه آمد و با اختلاف چندين كيلوگرم آهن آنها را شكست داد.
شين هامان وزنه بردار آمريكايى اهل آكلاهما كه ركورد آمريكا را در المپيك شكست اما در جايگاه هفتم قرار گرفت در مورد رضازاده مى گويد: او قويترين وزنه بردارى است كه در طول عمر خود ديده ام واقعاً ترسناك است.
به دليل همين ويژگى هاى منحصر به فرد بود كه تركيه به رضازاده پيشنهاد هنگفت مالى (۲۰ هزار دلار حقوق) ماهيانه و ۱۰ ميليون دلار پيش پرداخت داد تا وى در المپيك آتن پيراهن تيم ملى اين كشور را بر تن كند اما وى ترجيح داد در ايران بماند.
البته گفته مى شود كه رئيس جمهور ايران به او ۷۰ هزار دلار پرداخت تا يك خانه در تهران بخرد و همچنين دو بانك دولتى، شعب خود را «رضازاده» نامگذارى كردند.
با آنكه رضازاده ۲۶ سال سن دارد اما هنوز به نقطه اوج زندگى ورزشكارى خود نرسيده است. وى تاكنون سه بار در سالهاى ۲۰۰۰ ، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ به عنوان بهترين وزنه بردار جهان برگزيده شده است. با توجه به شرايط موجود، رضازاده فعلاً شكست ناپذير به نظر مى رسد. شرباتيس برنده مدال نقره سنگين وزن المپيك مى گويد: رضا زاده شكست ناپذير است. باور كنيد كه هيچ يك از وزنه برداران حاضر در المپيك حتى كمترين شانسى براى رقابت با او را نداشتند.
رضا زاده نيز در مورد رمز موفقيت خود مى گويد: خداوند متعال مرا كمك مى كند.
تيم منتخب فوتبال اروپا
يورگن كلينزمن كاپيتان تيم ملى فوتبال آلمان در رقابتهاى يورو ۹۶ بود كه در آن سال همراه با تيم ملى كشورش قهرمان شد او كه هم اكنون مربى تيم ملى فوتبال آلمان است اقدام به گزينش تيم منتخب اروپا در سال ۲۰۰۴ كرد كه البته بازيكنانى كه در يورو ۲۰۰۴ حضور داشتند در اين گزينش لحاظ شدند.
دلايل انتخاب كلينزمن را از زبان خودش بازگو كرده ايم.
در درون دروازه ادوين ون در سار استثنايى بود نه تنها به دليل مهار ضربه پنالتى تيم سوئد در يورو ۲۰۰۴ بلكه به دليل مجموعه واكنش هايى كه انجام داد.
در دفاع راست استيتاريديس از يونان بهترين بود كه همواره در يك سطح بازى مى كند و نوسان ندارد در دفاع چپ نيز اشلى كول از انگليس قابل قبول بود و همگان را متعجب كرد.
در قلب خط دفاعى به ناچار بايد ريكاردو كارواليو را انتخاب بكنم كه همراه با پورتو نيز فصل خوبى را پيش از يورو ۲۰۰۴ پشت سرگذاشته بود. ديگر بازيكن شاخص قلب خط دفاعى نيز ياپ استام از هلند بود البته شخصاً براى انتخاب وى و يا دالاس دچار ترديد شده بودم كه در مجموع تصور مى كنم استام بهتر از دالاس بود.
براى انتخاب خط ميانى مى توانستم هر ۴ بازيكن را از تيم پرتغال انتخاب بكنم اما انصاف نبود. در هافبك راست بدون ترديد فيگو يك ستاره بود. اودر بازى با انگليس هنگامى كه تعويض شد ناراحتى خود را ابراز نمود اما آن را به سرعت فراموش كرد و در بازى مرحله نيمه نهايى برابر هلند، قدرت واقعى خود را به نمايش گذاشت. در ميانه ميدان پاول ندود از جمهورى چك و زاگوراكيس از يونان را انتخاب كردم كه مكمل آنها در جناح چپ رونالدو پرتغالى بود. انسان تصور مى كرد كه رونالدو در كوچه مشغول بازى است چون مانند پسربچه ها تكروى مى كند و دريبل مى زند.
در خط حمله، ميلان باروش از جمهورى چك فوق العاده بود كه ۵ گل در يورو ۲۰۰۴ به ثمر رساند. اما ستاره سال ۲۰۰۴ در خط حمله وين رونى ۱۸ ساله از انگليس بود كه در يورو ۲۰۰۴ مانند يك بازيكن با تجربه بازى كرد.
البته رودفان نيستلروى از هلند نيز بسيار خوب ظاهر شد اما در تيم ملى فوتبال هلند مانند منچستر يونايتد از او حمايت نمى شود.
به عنوان برترين مربى نيز بايد از ميان اتورهاگل و يا اسكولارى يكى را برگزيد. تيم منتخب كلينزمن: ون درسار، استيتاريديس، كاروالير، استام، كول، فيگو، رونالدو، زاگوراكيس، ندود، باروش، رونى.
مرورى بر اتفاقات ورزش در سال گذشته
سال فوتبالى با طعم ناكامى
205242.jpg
رضا خسروى
سال ۱۳۸۳ در حالى به روزهاى پايانى خود نزديك مى شود كه اكثر رويدادهاى ورزشى اين سال به فوتبال اختصاص داشت. به گونه اى كه رويداد بزرگى چون المپيك هم نتوانست جاى اين رشته پرطرفدار را بگيرد. سال۸۳ براى ورزش ايران با فوتبال آغاز شد و با هيجانات فوتبال نيز به پايان خواهد رسيد. اين در حالى است كه سال ۱۳۸۴ نيز با فوتبال و ديدار حساس تيم ملى فوتبال كشورمان مقابل ژاپن آغاز خواهد شد. با اين حال در مطلب زير تلاش شده است مهمترين اتفاقات ورزش ايران در سال ۱۳۸۳ مورد بازبينى و مرور قرار گيرد.
شروع با اميد نااميد
سال ۸۳ در شرايطى آغاز شد كه تيم ملى فوتبال اميد كشورمان خود را براى حضور در مسابقات مقدماتى المپيك آتن آغاز مى كرد. اين تيم كه اواخر اسفندماه سال ۸۲ نتيجه را در تهران به تيم اميد كره جنوبى واگذار كرده بود اميد بسيارى داشت كه با هدايت محمد مايلى كهن در چين به پيروزى برسد و همچنان شانس اول صعود به المپيك باشد. اما برخلاف ادعاى مايلى كهن كه به روزنامه هاى چينى اعلام كرده بود هيچگاه در چين به فوتبال اين كشور نباخته است اين بار تيم ملى اميد ايران در روز هشتم فروردين ماه با نتيجه ۳ بر يك مغلوب تيم چين شد تا اميدهايش براى صعود به المپيك آتن رنگ ببازد. پس از اين شكست على كفاشيان معاون فنى سازمان تربيت بدنى طى نامه اى به فدراسيون فوتبال اعلام كرد هر چه سريع تر مايلى كهن را بركنار كنند. اين در حالى بود كه محمدمايلى كهن پس از اين شكست استعفايش را تقديم محمد دادكان كرده بود. پس از بركنارى مايلى كهن از سوى فدراسيون فوتبال حسين فركى به عنوان سرمربى جديد تيم ملى معرفى شد. او بايد اين تيم را در سه ديدار دور برگشت هدايت مى كرد. تيم اميد روز ۲۸ فروردين ماه در تهران شكست دور رفت مقابل چين را تلافى كرد و با نتيجه ۲ بر ۱ اين تيم را شكست داد. شاگردان حسين فركى روز ۱۱ ارديبهشت در تهران با شش گل تيم اميد مالزى را شكست دادند اما نتيجه ديدار تيم هاى چين وكره جنوبى عملاً تيم ايران را از رسيدن به المپيك نااميد كرد. با اين حال آنها روز ۲۳ ارديبهشت در ديدارى تشريفاتى به مصاف كره جنوبى رفتند كه اين ديدار در پايان با نتيجه يك بر صفر به سود كره به پايان رسيد تا آنها در ورزشگاه جام جهانى جشن صعود برپا كنند و تيم اميد كشورمان كه به گواه كارشناسان يكى از بهترين تيم هاى تاريخ فوتبال ايران بود در عين شايستگى حذف شود.
قهرمانى انتظامى ها در ليگ برتر
قهرمانى تيم فوتبال پاس تهران در رقابت هاى سومين دوره ليگ برتر از جمله اتفاقات مهم ديگر سال ۱۳۸۳ بود. اين تيم در حالى عنوان قهرمانى را از آن خود كرد كه تا دو هفته مانده به پايان اين رقابت ها كمترين شانس را براى خود قائل بودند و تصور مى كردند بعد از استقلال نايب قهرمان خواهند شد. اما شكست استقلال در اهواز آن هم مقابل همنام آبى پوش خود روياى پاسى ها را به واقعيت نزديك كرد. بالاخره در روز ۱۴ ارديبهشت ماه پاس به لطف پيروزى ۵ بر صفر مقابل استقلال اهواز عنوان قهرمانى سومين دوره رقابت هاى ليگ برتر را از آن خود كرد تا پس از سپاهان دومين تيمى باشد كه اين عنوان را از چنگ استقلال و پرسپوليس در مى آورد.
حذف نمايندگان ايران در آسيا
سپاهان و ذوب آهن نمايندگان ايران در رقابت هاى ليگ قهرمانان آسيا بودند كه در همان دور اول حذف شدند و نتوانستند به مراحل بعدى صعود كنند. سپاهان در اين رقابت ها با تيم هاى نفتچى ازبكستان، العربى كويت و الاتحاد عربستان همگروه بود كه در روز ۲۹ ارديبهشت با وجود پيروزى مقابل العربى از دور مسابقات كنار رفت. ذوب آهن هم با تيم هاى الوكره قطر، پاختاكور ازبكستان و الرفاهى بحرين همگروه بود كه نتوانست جواز صعود به مرحله بعد را كسب كند.
راه پرپيچ و خم تيم ملى
هر چند آغاز سال ۸۳ با ديدار تيم ملى اميد مقابل چين همراه بود اما سه روز پس از اين ديدار تيم ملى بزرگسالان كشورمان در چارچوب رقابت هاى مقدماتى جام جهانى در لائوس ميهمان اين تيم بود و توانست با نتيجه ۷ بر صفر اين تيم را شكست دهد. اين ديدار روز يازدهم فروردين ماه برگزار شد. تيم كشورمان پس ازاين بازى روز ۲۰ خرداد در ورزشگاه آزادى ميزبان اردن بود كه اين بازى را يك بر صفر به حريف خود واگذار كرد تا كارش براى صعود به مرحله بعد دشوار شود.
شاگردان برانكو پس از اين شكست قهرمان مسابقات فوتبال غرب آسيا در تهران شدند و پس ازآن راهى اردوى آلمان شدند تا خود را براى حضور در مسابقات جام ملت هاى آسيا آماده كنند. آنها در حالى عازم اين اردو شدند كه هنوز به خاطر شكست مقابل اردن زير فشار انتقادات مطبوعات قرار داشتند.
باز هم چين عامل ناكامى ما شد
در حالى كه تيم اميد كشورمان توسط چين از حضور در مسابقات المپيك محروم شده بود، تيم ملى بزرگسالان هم در مرحله نيمه نهايى جام ملت هاى آسيا به اين تيم باخت تا ازرسيدن به فينال محروم شود.
اعضاى تيم ملى فوتبال قبل از سفر به چين روز ۲۴ تيرماه با سيدمحمد خاتمى ديدار كردند و پس ازآن روز ۳۰ تيرماه در اولين ديدار به مصاف تايلند رفتند. اين ديدار در پايان با گل هاى عنايتى، نكونام و دايى به نفع ايران به پايان رسيد. تيم ايران در دومين مسابقه خود روز ۳ مرداد به مصاف عمان رفت كه يك ديدار سخت و نفسگير و صدالبته پرحاشيه مقابل اين تيم با نتيجه ۲ بر ۲ متوقف شد. كريمى و نصرتى گلزنان ايران در اين مسابقه بودند. شاگردان برانكو ايوانكوويچ چهار روز بعد در آخرين بازى مرحله مقدماتى به مصاف ژاپن رفتند كه اين ديدار با نتيجه تساوى بدون گل به پايان رسيد. ايران به عنوان تيم دوم راهى مرحله بعد شد روز ۱۰ مرداد در ديدارى سنگين اما مهيج و به ياد ماندنى موفق شد تيم كره جنوبى را ۴ بر ۳ شكست دهد. در اين بازى على كريمى ستاره ميدان بود و سه گل تيم ايران را به ثمر رساند تا با يك گل مدافع حريف تيم كشورمان راهى مرحله نيمه نهايى شود.
ديدار مرحله نيمه نهايى روز ۱۳ مرداد در پكن بين دو تيم ايران و چين برگزار شد كه دو تيم در پايان ۹۰ دقيقه و وقت اضافه به نتيجه مساوى يك بر يك دست يافتند. سيد محمدعلوى زننده تنها گل ايران بود. در ضربات پنالتى تيم كشورمان اين شانس را داشت كه با پيروزى ميدان را ترك كند اما به هدر رفتن ضربات ايمان مبعلى و يحيى گل محمدى باعث شد يكى از تلخ ترين روزهاى فوتبال ايران رقم بخورد و چينى ها راهى فينال شوند. تيم كشورمان روز ۱۶ مردادماه در ديدار رده بندى به مصاف تيم ملى بحرين رفت و با گلهاى على دايى (۲گل) كريمى و نكونام ۴ بر ۲ اين تيم را شكست داد تا عنوان سومى رقابتهاى جام ملتهاى آسيا را از آن خود كند.
عربها نفسمان را گرفتند
تيم ملى پس از كسب عنوان سومى رقابتهاى سيزدهمين دوره جام ملتهاى آسيا به ايران بازگشت تا خود را براى انجام ديدارهاى باقيمانده مقدماتى جام جهانى آماده كند. اردن و قطر جدى ترين رقيبان تيم ايران در اين مرحله بودند. تيم كشورمان كه ديدار رفت را در تهران به اردن واگذار كرده بود روز ۱۸ شهريورماه در ورزشگاه ملى امان به مصاف اين تيم رفت و با نتيجه ۲ بر صفر و در يك بازى سخت و نفسگير اين تيم را شكست داد. نيكبخت واحدى و على دايى زننده گلهاى ايران بودند. تيم ايران براى صعود به مرحله بعد بايد قطر را نيز در خانه اش شكست مى داد. اين اتفاق روز ۲۶ مهرماه روى داد و تيم كشورمان با نتيجه ۳ بر ۲ قطر را شكست داد. هاشميان (۲ گل) و آرش برهانى زننده گلهاى ايران بودند. شاگردان برانكو براى قطعى كردن صعود خود روز ۲۸ آبان در ورزشگاه آزادى تهران با چهارگل لائوس را شكست دادند. دايى (۲ گل) نكونام و برهانى زننده گلهاى ايران در اين مسابقه بودند. تيم كشورمان پس از قرار گرفتن در گروه دوم مرحله نهايى مقدماتى جام جهانى روز ۲۱ بهمن ماه در اولين بازى به مصاف بحرين رفت كه در يك ديدار ضعيف مقابل اين تيم به نتيجه مساوى صفر بر صفر دست يافت.
حضور آلمان يك اتفاق ويژه
حضور تيم ملى فوتبال آلمان باتمامى ستارگانش در ايران را بايد اتفاق ويژه فوتبال ايران در سال ۸۳ بناميم.
اين تيم كه براى كمك به زلزله زدگان بم به كشورمان سفر كرده بود روز ۱۷ مهر ماه بيش از ۱۲۰ هزار تماشاگر را به ورزشگاه آزادى كشاند. هرچند تيم ملى ايران آن ديدار را با نتيجه ۲ بر صفر به رقيب صاحبنام و مدعى خود واگذار كرد اما نمايش قابل قبولى داشت. يورگن كلينزمن سرمربى تيم ملى آلمان سفر به ايران را يكى از به يادماندنى ترين سفرهاى ورزشى خود عنوان كرد. نكته جالب توجه اين ديدار غيبت على دايى كاپيتان تيم ملى كشورمان بود كه به علت مصدوميت نتوانست تيم ملى را در برابر آلمان و قطر همراهى كند.
المپيك آتن راضى كننده نبود
اما يكى از مهمترين رويدادهاى ورزش سال گذشته برگزارى بيست و هفتمين دوره مسابقات المپيك بود كه در شهر آتن برگزار شد. ايران در اين دوره با ۳۲ ورزشكار شركت كرد كه حاصل آن كسب ۲ مدال طلا، ۲ مدال نقره، ۲ مدال برنز و كسب مكان بيست و نهمى جهان بود. ۲ مدال طلاى ايران توسط حسين رضازاده در وزنه بردارى و هادى ساعى در تكواندو بود. رضازاده روز چهارم شهريور و ساعى روز ششم شهريور اين مدالها را برگردن آويختند. اما يكى از مهمترين اتفاقات المپيك آتن كه بازتاب گسترده اى هم داشت عدم رويارويى آرش مير اسماعيلى با ورزشكار رژيم صهيونيستى بود كه روز ۲۳ مردادماه صورت گرفت و طى آن اميد اول كسب مدال طلا در جودو از دور مسابقات حذف شد.
مدال هاى نقره ايران هم توسط مسعود مصطفى جوكار و عليرضا رضايى در كشتى به دست آمد و عليرضا حيدرى در كشتى و يوسف كرمى در تكواندو دو مدال برنز ايران را به ارمغان آوردند. تيم هاى جودو، كشتى فرنگى، دوچرخه سوارى، دو و ميدانى، مشتزنى و با نوان نيز در اين مسابقات به موفقيتى دست نيافتند.
پايه هاى بسكتبال محكم شد
در هياهوى فوتبال، تيم هاى بسكتبال جوانان و اميد ايران دست به كار بزرگى زدند و با كسب عنوان قهرمانى در مسابقات آسيايى جواز حضور در مسابقات جهانى را از آن ايران كردند. تيم جوانان كشورمان با اقتدار خاص توانست عنوان قهرمانى آسيا را از آن خود كند. تيم ملى اميد نيز با در اختيار داشتن بازيكنانى چون صابر روزبهانى و احسان حدادى كه براى تيم ملى جوانان هم بازى مى كردند موفق شدعلاوه بر قهرمانى آسيا، جواز حضور در مسابقات جهانى را كسب كند. اين در حالى بود كه تيم صنام به عنوان نماينده ايران در رقابتهاى جام باشگاههاى آسيا موفقيتى كسب نكرد و پس از به وجود آمدن مسائل حاشيه اى از دور مسابقات كنار رفت. با اين حال بسكتبال هم در سال ۸۳ كارنامه موفقى داشت و دو عنوان قهرمانى كسب كرد.
و باز هم فوتبال
در روزهاى پايانى سال ۸۳ باز هم نگاه و توجه اهالى ورزش به فوتبال است. تيم ملى فوتبال كشورمان پس از تساوى صفر بر صفر مقابل بحرين در روز ۲۱ بهمن ماه بايد روز پنجم فروردين ماه سال ۸۴ در روزشگاه آزادى به مصاف ژاپن برود و روز دهم فروردين در كره شمالى به مصاف تيم ملى اين كشور برود.
در مجموع سال ۸۳ سال موفقى براى فوتبال ايران نبود چرا كه تيم هاى نوجوانان، جوانان و اميد نتوانستند جواز صعود به المپيك و مسابقات جهانى را كسب كنند و از دور مسابقات حذف شدند.
چهره هاى سال
ورزش ايران
خسرو نقيبى
حسين رضازاده
پهلوان
«بى ترديد در المپيك آتن فرياد خوشحالى هيچ ورزشكارى بلندتر از حسين رضازاده نبود. او يك غول دوست داشتنى است. نام قهرمان سلحشور تاريخ اسلام را فرياد مى كشد، نام ايران را مى بوسد و هنگامى كه مدال طلا را به دست مى آورد، چشمانش مى درخشند.» اين بخشى از توصيف «گاردين» درباره هركول ايرانى يا مردى است كه ديگر تنها او را در قامت يك ورزشكار به جا نمى آوريم؛ او فراتر از عرصه ورزش، حالا يك الگوى اجتماعى و پهلوان مردم ايران است. خيلى دور نيست روزهايى كه شنيده مى شد ترك ها به رضازاده پيشنهاد تابعيت اين كشور را در ازاى وجه و امكاناتى فراوان داده اند و درست همان روز كه او به آنها «نه» گفت، پا به مسيرى گذاشت كه با راه ورزشكاران ديگر متفاوت بود. پس از آن رضازاده تمرينات سنگينش را ادامه داد و هدفش را كسب دومين مدال طلاى المپيك براى خودش و ايران قرار داد. هدفى كه در نيمه امسال محقق شد و آن جملات گاردين در كنار حجم زيادى از نوشته هاى مختلف به زبان هاى ديگر، توصيف شب باشكوه قهرمانى اوست.
205260.jpg
رضازاده درست هنگامى كه كاروان ايران در نااميدى مطلق، روز يازدهم مسابقات را هم پشت سر مى گذاشت، با فرياد «يا اباالفضل» اش توانست در نخستين حركت، قهرمانى اش را مسجل كند و كمى بعدتر، وقتى ناكامى اش در حركت دوم همه را از ركوردشكنى نااميدكرده بود، بار ديگر به روى سكو رفت و اين بار وزنه را چنان بالاى سر خود نگاه داشت و لبخند زد كه براى هيچكس چاره اى جز تحسين باقى نماند. ابعاد اين قهرمانى اما، به فراخور جايگاه ملى و مردمى  رضازاده فراتر از ديگران بود. پيام هاى تبريك رهبر، رئيس جمهور و رؤساى ديگر نهادهاى سياسى كشور، در كنار نتيجه يك نظرسنجى كه ۸۲ درصد ايرانى ها قهرمانى رضازاده را خوشحال كننده ترين اتفاق ورزشى سال دانسته اند، نشان از اين جايگاه دارد.
پس از آتن هم باز، خروجى خبرگزارى ها و صفحات ورزشى روزنامه ها بارها نام رضازاده را مخابره و منتشر كردند. حضور او در ليگ وزنه بردارى و ايجاد انگيزه ميان وزنه برداران سنگين وزن كه حتى حاصلى چون قرارگرفتن او در يكى از هفته ها در جايگاه دوم داشت، سفر دوباره اش به آتن براى روحيه دادن به تيم پارالمپيك ايران، قرار گرفتنش در جمع مردان اخلاق ورزش سال ۸۲ و از همه مهم تر رأى گيرى فدراسيون وزنه بردارى براى انتخاب مهم ترين ورزشكار قرن كه هجوم ايرانيان براى رأى دادن سبب شد سايت اين فدراسيون براى مقطعى مختل شود، از جمله اين خبرسازى ها بود و نتيجه نهايى اش خبرى مهم تر كه در آخرين ماه هاى سال به همه جهان مخابره شد: اتحاديه  بين المللى ورزشى نويسان جهان (ايپز) حسين رضازاده را به عنوان هفتمين ورزشكار برتر سال برگزيد.
پهلوان ما، حالا هدف هاى ديگرى را نشانه رفته است؛ اهدافى كه اولين شان كسب سومين مدال طلاى پياپى المپيك در چين سال ۲۰۰۸ است.

برانكو ايوانكوويچ
سرد و محافظه كار اما محبوب
روزى كه برانكو ايوانكوويچ براى نخستين بار وارد فرودگاه مهرآباد شد، روز آرامى بود. او قرار بود دستيار و مشاور مردى باشد كه خيلى زود بدل به محبوب ترين مربى خارجى در فوتبال ملى ما شد اما سرنوشت براى او آينده ديگرى را رقم زد. در همه روزهايى كه ميروسلاو بلاژويچ با جوش و خروشى غريب روى نيمكت، شاگردانش را راهنمايى مى كرد، مرد كروات كنار نيمكت آرام نشسته بود و با صورت سنگى اش به زمين خيره بود. آن روزها كسى او را چندان جدى نمى گرفت هرچند بعدها گفته شد آناليزكننده و بازى خوان تيم سوم دنيا او بوده است. روزى هم كه بلاژويچ در موج منظم حملات رسانه اى ايران را ترك كرد، كمترين شانس ها را براى اين چهره سرد قائل بودند اما به هرحال برانكو در ايران ماندگار شد و حالا ديگر خيلى شبيه خودمان شده است؛ حتى اگر پس از اين چند سال اقامت در ايران، هنوز هم فارسى را ياد نگرفته باشد.
خيلى زود عادت كرديم او را با نام كوچكش خطاب كنيم و بسيار زودتر از آنچه تصورش مى رفت سيماى غيرقابل انعطافش ميان فوتبال دوستان جا افتاد. وقتى با يك تيم درهم شكسته به چين رفت، گمان حضورى قهرمانانه و كسب جايگاه سوم با چاشنى بدشانسى و تنها يك شكست در ضربات پنالتى برايمان غيرممكن بود، هرچند پيش تر او با يك تيم پرمهره در ورزشگاه يكصدهزار نفرى در برابر اردن به زانو درآمده بود تا كشتى آرزوهايمان براى حضور در جام جهانى در آستانه غرق شدن باشد. در اين دوسه سال به دفعات رفتن و ماندن برانكو، صحبت اصلى گپ هاى عمومى  و ورزشى بوده اما هربار فرمول نجات در آخرين لحظه به يارى او آمده است.
برانكو آهسته و پيوسته به كارش ادامه مى دهد. تنها يكى دوبار از جمله در مورد پذيرفتن خداداد عزيزى زير بار فشار افكار عمومى حاضر شد كوتاه بيايد و در باقى موارد نشان داد كه بر انديشه هايش پايدار است. اصلى ترين منتقدانش مى گويند برانكو مردى محافظه كار است و بخشى از بازى هاى نه چندان جذاب تيم ملى را حاصل روح محافظه كار و خواستار نتيجه او مى دانند كه با نگاه ايرانى عاشق بازى زيبا در تعارض است. او متهم است كه جرأت تعويض على دايى يعنى كاپيتان تيمش را ندارد و به لژيونرها باج مى دهد اما هربار كه اين اتهامات شدت گرفته، همين بازيكنان او را از مهلكه بيرون آورده اند. برانكو حالا يكسال ديگر هم دوام آورده است؛ با تيمى كه به راحتى مى تواند به جام جهانى راه يابد و با بازيكنانى كه تركيبشان رويايى مى نمايد. عملكرد او در جام ملت هاى امسال به گونه اى بود كه حتى رئيس جمهور را هم به واكنش واداشت: «از عملكرد مربى تيم ملى خشنودم و خوشحالم كه تيم ما از يك مربى تحصيلكرده سود مى برد.»

وحيد هاشميان
بازگشت
روز خوبى بود. وحيد هاشميان در سايت شخصى اش نوشته بود دعوت فدراسيون و مربى تيم ملى فوتبال ايران را پذيرفته و براى شادى دل مردم كشورش به تيم ملى بازخواهد گشت. آن روز كسى نپرسيد كه چرا  هاشميان براى پوشيدن پيراهن تيم ملى تا اين حد مقاومت كرد. فوتبال ما آنقدر حرفه اى شده بود كه دلايل منطقى يك اعتراض را حتى به قيمت از دست دادن پيراهن ملى درك كرد و براى همين  هاشميان بازگشت تا ناجى ما در ديدارى حيثيتى برابر اردن باشد.
هاشميان نخستين بازيكن ايرانى بود كه از باشگاهى به جز دوقطب فوتبال پايتخت، به كشورى اروپايى رفت. او را آن روزها كمتر كسى مى شناخت اما وقتى آوازه گلزنى هايش از شهر كوچك آلمانى به تهران رسيد، چشم ها به سمتى دوخته شد كه مى گفتند يك گلزن ايرانى دروازه بانان آلمانى را عاصى كرده است. همان روزها اين گلزن را به تيم ملى دعوت كردند اما قانونى نانوشته مى گفت او بايد زيرسايه مردان هميشه مهاجم تيم ملى، نيمكت نشينى را براى مدت نامعلومى  تجربه كند. وحيد اما با بقيه فرق داشت. او كه مى دانست همين غيبت هاى گاه و بى گاه فوتبال آسيا، لژيونرهاى ايرانى را از سطح اول فوتبال اروپا دور كرده عطاى تيم ملى را به لقايش بخشيد و بى اعتنا به دعوت چندباره ايرانى ها، آنقدر در بوخوم گل زد تا به بايرن مونيخ پيوست. وقتى پس از جام ملت هاى آسيا، ايران از داشتن دايى هم براى چند بازى محروم شد باز همه نگاه ها به او دوخته شد اما پاسخ يك چيز بود: «نه». تنها كنايه سيدمحمد خاتمى  به فراموش كردن آنها كه نام ايران برايشان ارزشى ندارد و بعد، غيبت دايى كه اين امكان را فراهم مى كرد تا  هاشميان قطعاً نوك حمله تيم ايران در چندبازى مهم پيش رو باشد، كمى  هاشميان را دچار ترديد كرد و روزى كه او پذيرفت بازگردد، در يك توافق جمعى همه آن روزها فراموش شد تا فرزند ايران بار ديگر به خدمت كشورش درآيد.
در بازگشت و در بازى دوستانه برابر آلمان، وحيد هاشميان اميدوارى زيادى برانگيخت و وقتى در برابر اردن نوك حمله مان را زهردارتر از هميشه يافتيم، مطمئن شديم كه دروازه هاى جام جهانى نزديك تر از آن چيزى است كه گمانش را مى برديم. او اين روزها گرفتار همان مسأله اى شده كه از آن مى ترسيد. غيبت هاى گاه و بى گاهش سبب شده تا حضور در تركيب اصلى يا حداقل موقعيت ذخيره ثابت بودن را در بايرن مونيخ از دست بدهد و حتى در مقطعى گفته شد كه او در فهرست فروش بايرن قرارگرفته اما براى ما فعلاً يك چيز اهميت دارد: او يكى از ستارگان تيم كهكشانى ما در مسير رسيدن به جام جهانى ۲۰۰۶ است. جامى كه حضور در آن، موقعيت خود  هاشميان را هم در سطح جهانى عوض خواهد كرد.

عليرضا حيدرى
تلخ ترين شكست سال
نزديكان عليرضا حيدرى مى دانند كه او از دى ماه سال ۸۲ همه وقتش را در سالن هاى تمرين سپرى مى كرد؛ روزهايى كه فضاى كشتى ايران پر از جنجال و بحث بود. از آن روز تا هنگامى كه حيدرى در آتن روى تشك رفت، خيلى ها فراموش كرده بودند كه قهرمان ۵ مداله ايران در عرصه جهانى در كلكسيون افتخاراتش تنها مدال المپيك را كم دارد؛ مدالى كه در همه اين سال ها از ايران در سنگين وزن دريغ شده بود. كسى اين نكته را هم آن هنگام نمى دانست اما حيدرى نه ماه تمرين فشرده را با هدف گرفتن مدال طلاى المپيك و بعد خداحافظى از كشتى انجام داده بود. براى همين وقتى در ديدار نيمه نهايى دست حريف ازبك حيدرى بالا رفت، چهره مغمومش در تلخ ترين شكست سال، همه ايران را ناراحت كرد. وقتى در بازبينى آن صحنه كذايى، داوران فن يك امتيازى ماگمد ابراگيمف را با سه امتياز پاداش دادند، حيدرى تلاش فراوانى كرد تا خم به ابرو نياورد؛ سه زيرگيرى پياپى او را به فاصله دو امتيازى حريف رساند اما همان دو امتياز اهدايى داوران، مدال طلاى المپيك را براى هميشه از حيدرى دريغ كرد. وقتى او از روى تشك پايين مى آمد، فقط به اين مى انديشيد كه ديگر براى المپيك ۲۰۰۸ چين، توان و فرصتى ندارد. عليرضا حيدرى پس از المپيك روزهاى پرخبرى را گذراند، هرچند خودش در اين بين نقش چندانى نداشت. يك مصدوميت ناخواسته در كنار بى انگيزگى حاصل از آن مدال برنز، سبب شد حيدرى در نيمه دوم سال چهره فعالى نباشد. صحبت هاى فراوان پيرامون چگونگى حضور او در ليگ كشتى و پيشنهاد غيرمعمول حيدرى مبنى بر شركت در تنها دو مسابقه فصل، سرانجام سبب شد ليگ پرستاره كشتى ايران كه حداقل در سنگين وزن شباهت زيادى به مسابقات جهانى دارد، بدون حيدرى كار خودش را آغاز كند و بعد از آن هم حيدرى اعلام كرد مصدوميتش اجازه نمى دهد در هيچ مسابقه اى شركت كند. او در ماه هاى پايانى سال، براى درمان كشيدگى مفصل به آلمان و اسپانيا هم رفت اما كارى از پيش نبرد.
عليرضا حيدرى اين روزها هيچ تصميمى براى آينده ندارد: «تا پايان امسال به تمريناتم ادامه مى دهم و شرايط خود را براى شركت در مسابقات جهانى ۲۰۰۵ مى سنجم؛ اگر بدنم جواب دهد ادامه خواهم داد و در غير اين صورت، اين وزن را به ديگرى مى سپارم.» با اين همه او اولين قهرمان سنگين وزن كشتى ايران در المپيك، پس از سال هاست. حيدرى يكى از كسانى بود كه پرچم ايران را در آتن به اهتزاز درآورد، هرچند حالا مى گويد هيچكس پس از المپيك سراغى از او نگرفته و نپرسيده كه چرا تا اين حد بى انگيزه شده است. به نظر مى رسد قهرمان كشتى ايران به حمايت هاى بيشترى نياز دارد...

مصطفى دنيزلى
سفير فوتبال تركيه
وقتى مجيد جلالى با نامه رمانتيك مديرعامل باشگاه از پاس بدرقه شد، گمان خيلى ها بر شكست دوباره فوتبال مدرن در ايران و رويكرد يكى ديگر از باشگاه هاى مطرح به شيوه هاى سنتى بود اما سردار آجورلو كه تيمش نماينده كشور در جام باشگاه هاى آسيا و مدافع عنوان قهرمانى ليگ برتر بود،  انديشه هاى بلندپروازانه ترى در ذهن داشت؛ گزينه هايى كه از ميان شان چند روز بعد مصطفى دنيزلى به عنوان سرمربى تيم فوتبال پاس معرفى شد. شايد نخستين امتياز دنيزلى براى پاسى ها در بدو ورود به ايران، مسلمان بودن او براى قرارگيرى در رأس كادر فنى باشگاه نظامى  پايتخت بود اما دنيزلى براى جامعه فوتبال شناخته شده تر از اين حرف ها بود. در طول هفت سال مربيگرى گالاتاسراى و دوسال رهبرى فنرباغچه مهم ترين باشگاه هاى كشور تركيه، بارها و بارها تصوير او در رسانه هاى مهم جهان ديده شده بود و جز اين، او هدايت كننده تيم ملى تركيه در جام ملت هاى اروپاى ۲۰۰۰ بود؛ تيمى كه در اين سال ها پديده اصلى فوتبال اروپا بوده است.
با وجود همسايگى ايران و تركيه، به دلايلى نامعلوم رابطه فوتبال دو كشور رابطه اى نزديك نيست و حضور سرمربى مطرح ترك ها شايد نخستين مراوده جدى ما و ترك ها باشد؛ به همين دليل هم مصطفى دنيزلى در بدو ورودش حرف هاى جالبى داشت. او در نخستين نشستش با مطبوعات و رسانه ها از نقش خودش به عنوان «راه انداز يك توريسم ورزشى» بين ايران و تركيه خبر داد و امكان اين مسأله را هم كه مى تواند رابطى ميان بازيكنان دوكشور باشد رد نكرد. همزمان با اين انتقال، شوك مطبوعات ترك از انتقال مرد مطرح كشورشان به يك باشگاه ايرانى كاملاً مشخص بود. بر همين اساس شايعه هاى فراوانى از دستمزد نجومى  دنيزلى در اين نشريات به چاپ رسيد كه بلافاصله در ايران هم طرح و هرچند از سوى مسؤولان پاس تأييد نشد اما به شكلى زيركانه، تكذيب هم نشد. آنچه درباره اين قرارداد گفته مى شود رسيدن سقف آن به ارقام نجومى  با شرط هايى چون قهرمانى در هرسه جام باشگاه هاى آسيا، ليگ برتر و جام حذفى ايران است كه به نظر ناممكن مى آيد.
پاس از روزى كه مصطفى دنيزلى هدايتش را برعهده گرفت، در يك شوك روحى روزهاى خوبى را پشت سرگذاشت و نوار پيروزى هايش تا چندهفته قطع نشد، هرچند سرانجام مرد ترك هم طعم تلخ شكست را مزمزه كرد تا بداند روزهاى سختى را در ايران پيش رو خواهد داشت. روزهايى كه شكل عملكرد، جايگزين اخبار جنجال هاى پيرامونى و پيگيرى شايعات پيرامون دستمزدش خواهد شد.

فريدون زندى
سرباز تازه ايران
لحظه جذابى بود. عادل فردوسى پور به عنوان مجرى پربيننده ترين برنامه ورزشى سيما، كسى را روى خط داشت كه شايد هيچكس فكر نمى كرد بتواند فارسى حرف بزند اما فريدون زندى در يك غافلگيرى، همه سعى اش را كرد تا پاسخ هاى فردوسى پور را بدهد و تقريباً هم موفق شد. پاسخ هايى به فارسى دست و پاشكسته اما چنان گرم كه مهرش را در همان دقايق در سينه خيلى از ايرانى ها  انداخت؛ آن روز، ساعاتى از زمانى كه زندى سرباز ايران شده بود مى گذشت.
عكسى از فريدون در حالى كه پرچم ايران را بر شانه دارد، با تيتر «او سرباز ايران شد»، نخستين منادى پيوستن زندى به تيم ملى ايران بود. بازيكنى كه نامش را اولين بار دوسه سال قبل در ليگ آلمان شنيديم. آن روزها نام و نام خانوادگى اش اين شبهه را باقى نگذاشت كه او ايرانى است يا نه، اما ميزان بى خبرى ما از او كمى عجيب بود. به تدريج فهميديم كه او مادرى آلمانى و پدرى ايرانى دارد و اين همزمان با روزهاى اوج گرفتنش بود. در ليگ آلمان، زندى گل مى زد و ستاره اى بى چون و چرا بود تا آن حد كه شايعه دعوتش به تيم ملى آلمان شنيده شد و همين خبر بود كه ايرانى ها را هم به فكر انداخت: چرا او نبايد براى موطن اصلى اش بازى كند؟
نامه نگارى ها كه آغاز شد، صحبت ها با فريدون و پدرش هم آغاز شده بود. آنها مى خواستند مطمئن باشند كه براى او در تركيب تيم ملى ايران جايى وجود دارد و فدراسيون فوتبال هم بايد استعلام مى كرد كه آيا مى تواند زندى را به خدمت بگيرد يا نه. پاسخ فيفا در ميان كش و قوس هاى فراوان، يك ضرب العجل هم داشت؛ اينكه فريدون زندى بايد انتخاب مى كرد كه مى خواهد تحت تابعيت كدام كشور به بازى هايش ادامه دهد و تصميم نهايى او، «ايران» بود. فريدون زندى حالا بازيكن تيم ملى ايران است و از اولين بازى رسمى  ما در مسابقات نهايى آسيا براى راهيابى به جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان، به يكى از مردان محورى تيم بدل شده است.
زندى اين روزها در تيم آلمانى اش بازيكنى كليدى است كه گل مى زند، پاس گل مى دهد و در تركيب ايران هم مى تواند چنين وظيفه اى را برعهده بگيرد. نكته اى كه در مورد زندى مى توان به آن تكيه كرد، علاقه و اعتقاد فراوان برانكو ايوانكوويچ به او براى قراردادنش در تركيب تيم است كه همين مى تواند راه را براى درخشش بيشترش در تركيب ما بازكند. درخشش توأمان در كايزرسلاترن و تيم ملى مى تواند سال پيش رو را بدل به رؤيايى طلايى براى فريدون زندى كند.

هادى ساعى
كلكسيون افتخارات
دل خوشى از كره اى ها ندارد. چهارسال پيش وقتى در بازى هاى المپيك امتيازها به شكلى غريب، نصيب حريف كره اى شد مثل هميشه آرام سربه زير انداخت و چيزى نگفت؛ مى گويند مرد اخلاق ورزش ايران است و همين باعث شد تنها بر حجم تمريناتش بيفزايد. تمريناتى كه ثمره اش دوسه سال بعد ديده شد.  هادى ساعى تكواندوكارى بود كه ديگر حتى با ناداورى هم كسى نمى توانست حقش را ضايع كند. در هياهوى آتن امسال چشم همه به كشتى و وزنه بردارى بود. كشتى ورزش سنتى ماست و وزنه بردارى هم با پديده اى چون حسين رضازاده اميدوارى همه، اما آنها كه از نزديك تر با اردوى تكواندو در تماس بودند، حواس شان به سالن هاى برگزارى مسابقات تكواندو هم بود. وقتى ساعى يك به يك همه حريفان را پشت سرگذاشت و به نيمه نهايى رسيد، تازه نگاه ها متوجه كاروان ايران در اين رشته هم شد و درست پيش از اينكه كسى بخواهد به نتايج و يادگيرى مقررات تكواندو فكر كند، مدال طلا در اردوى تيم ايران بود. مدالى كه در سيدنى از ساعى دريغ شده بود و او وقتى برنز را بر گردنش آويخته بودند، با غمى  درونى به اين روز فكر مى كرد. اين روز و روزهاى بعد؛ كره اى ها بى شك فكرش را هم نمى كردند در اردوى ايران مردى پيدا شود كه ورزش صادراتى شان را از آن خود كرده و بعد هم وادارشان كند تا عنوان بهترين تكواندوكار سال آسيا را كه با توجه به قدرت آسيايى ها كم از برترين تكواندوكار جهان ندارد، به او بدهند.
مرد اخلاق ورزش ايران در دو سه سال گذشته همواره يكى از چهره هاى خبرساز عرصه ورزش بوده است. تقريباً سالى نيست كه او با مدال از ميادين جهانى بازنگردد و البته با روى خوش هميشگى هم به استقبال رسانه ها نرود. در جريان زلزله بم از نخستين كسانى بود كه خود را به شهر فاجعه ديده رساند و پس از آن هم بسيار در اين مسير ديده شد. پس از زلزله، او در حركتى نمادين مدال هايش را به فروش رساند و قرار شد با پول اين مدال ها يك شيرخوارگاه، يك مدرسه و يك سالن ورزشى در بم احداث شود. ساعى حالا در پايان سال و پس از اعلام نامش به عنوان بهترين تكواندوكار سال ۲۰۰۴ جهان، هيچ عنوانى را در كلكسيون افتخاراتش كم ندارد.
هادى ساعى اين روزها براى حضور در مسابقات جهانى فروردين ماه آماده مى شود و بخشى از وقتش را هم در سفر به انگلستان و ايرلند، به آموزش تكواندوكاران اين كشورها مى پردازد. او حالا توأمان يك ورزشكار و يك مربى سرشناس در سطح جهانى است كه سنش به او اين اجازه را مى دهد كه حداقل تا المپيك بعدى، مرد اول تكواندوى كشور باشد.

امير قلعه نويى
ميان سنت و جذابيت
روزى كه از ميان گزينه هاى متعدد براى مربيگرى آبى پوشان پايتخت، هيأت مديره باشگاه امير قلعه نويى را به عنوان سرمربى برگزيد، خوش بين ترين استقلالى ها هم به رأى و نظر رؤساى باشگاه خرده گرفتند. هوادارانى كه قلعه نويى را بيشتر در مقام كاپيتانى با تعصب به ياد مى آوردند، گمان نمى كردند اين مربى جوان بتواند تيمى  را جمع و جور كند كه در كمتر از دوسال هجومى ترين استقلال اين سال ها لقب بگيرد.
قلعه نويى شروع بينابينى داشت و اين براى باشگاهى كه نشان داده چندان باحوصله نيست خطرناك بود. در همه اين سال ها آبى پوشان پايتخت براى هدايت تيمشان نام هايى ثابت را پيش رو داشتند. نام هايى كه به شكل ادوارى با بدترين شكل ممكن باشگاه را ترك مى كردند و پس از چندسال در ميان استقبال گرم هواداران به تيم بازمى گشتند. در چنين جوى، قلعه نويى هم مى توانست نام تازه اين گردونه باشد اما استقلال او حتى اگر نتيجه هم نمى گرفت، تفاوتى بنيادين با تيم هاى پيشين داشت و آن روحيه جنگندگى و سعى در ارائه يك بازى جذاب، پرگل و زيبا بود. اين نوع بازى به تدريج استقلال را در ليگ قبل مدعى اصلى قهرمانى كرد و در پايان، يك بدشانسى جام را از آبى ها دريغ كرد و امسال هم سبب شد آنها پس از مدت ها بتوانند رقيب سنتى شان را در يك بازى پرگل با شكست بدرقه كنند.
اين اما همه چيز نيست؛ امير قلعه نويى را خيلى ها نماينده نسل تازه مربى گرى به شيوه سنتى مى دانند. مردى كه گاه و بى گاه كارهايش يادآور على پروين و سبك كارى اوست و شيوه مربى گرى اش هم كاملاً ايرانى و احساسى است. نوع رابطه او با شاگردان، حضور پرجوش و خروش در كنار زمين و البته تكيه بر باورهاى ايرانى و مذهبى در زمين فوتبال از جمله اين رويكردهاست. با چنين نگاهى است كه ژنرال، بى توجه به نيازهاى تيم مى تواند بازيكن بى انضباط يا كسى را كه رودررويش ايستاده، به راحتى از تركيب كنار گذارد؛ اتفاقى كه امسال براى على سامره افتاد و قلعه نويى به راحتى از تركيب درخشان عنايتى- سامره در خط حمله اش گذشت با اين استدلال كه سامره حق ندارد پس از تعويض شدن به او اعتراض كند.
با اين همه اما، عملكرد استقلال در دو ديدار آخرسال شايد مهم ترين دليلى است كه قلعه نويى در سياهه چهره هاى سال جاى مى گيرد. تيم او ابتدا توانست نخستين شكست را به مردان مصطفى دنيزلى كه به نظر شكست ناپذير مى آمدند تحميل كند و به فاصله يك هفته در ديدارى رويايى آنها توانستند پس از سال ها نتيجه دربى سنتى پايتخت را از آن خود كنند؛ با چنين روندى، قلعه نويى فعلاً چهره باثبات نيمكت يكى از دوقطب مردمى فوتبال تهران است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |