يكشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۳ صفر ۱۴۲۶
Sun, Apr 3, 2005
حوادث
۳۰۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
سال خروس با تولد پسر آغاز شد
حادثه ورزشگاه
استاديوم آزادى چگونه رخ داد
پليس در روز اول عيد
اين سارق حرفه اى را بازداشت كرد
خواستگار روستايى، قاتل مادر و كودك ۳ ساله
205905.jpg
گروه حوادث: خواستگار كينه جويى كه در جنايتى هولناك زن مورد علاقه و پسر خردسال وى را از پاى درآورده است از سوى پليس جنايى تهران رديابى شد.
اين جوان روستايى وقتى به خواستگارى دخترى در روستاى همجوار خود رفت و موفق به ازدواج با وى نشد كينه به دل گرفت. بنا به اين گزارش؛ ساعت ۹ و ۱۵ دقيقه صبح پنجشنبه بيستم اسفندماه سال گذشته ماجراى قتل زن ۲۶ ساله اى به نام «عصمت» و «عليرضا» - ۳ ساله - در خانى آباد فاش شد و با دستور بازپرس حسينى، تيمى از مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران واردعمل شد تا پرده از جزئيات قتل مادر و كودك بردارد. در نخستين اقدام همسايگان زن جوان تحت بازجويى قرار داده شدند و چند تن از آنان ادعا كردند يك جوان شهرستانى را در هنگام ورود به آپارتمان و خروج از آن ديده اند و متوجه شده اند اين مرد جوان وقتى وارد خانه قربانيان شده است كفش هايش را نيز با خود همراه برده است. كارآگاهان از كسانيكه جوان ميهمان را ديده بودند خواستند به چهره نگارى اش بپردازند و با به دست آوردن چهره فرضى وى، پى بردند قاتل آشنا مرد ۲۷ ساله اى به نام رضا است كه در روستاى همجوار خانه پدرى عصمت زندگى مى كند و خواستگار قبلى اين زن بوده است.
كارآگاهان جنايى جوان روستايى را مظنون شماره يك شناختند و با اطلاع از اينكه رضا در سفر به تهران با بهانه هاى متفاوتى به در خانه هم روستايى قديمى خود مى رفت او را عامل جنايت شناختند. خواستگار كينه جو تحت تعقيب قرار داده شد و كارآگاهان دريافتند وى از زمان وقوع جنايت به روستايشان بازنگشته است و به طرز مرموزى ناپديد شده است. رديابى رضا تا روز ششم عيد ادامه داشت تا اينكه اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران گزارشى دريافت كرد مبنى بر اينكه قاتل فرارى از روز ۲۹ اسفند ماه سال ۸۳ به خاطر سرقت از خانه پسرعمويش دستگير و در زندان محلات بسر مى برد. در اين گزارش آمده بود كه رضا از مدتى پيش با طرح شكايتى از سوى پسرعمويش تحت تعقيب قضايى و پليسى بود و در زمان وقوع قتل در تهران او فرارى بوده است. با رديابى شدن عامل قتل مادر و كودك با دستور سرهنگ سيد جواد كشفى معاونت جرايم جنايى پليس آگاهى تهران اكيپى از اداره ويژه قتل به سرپرستى سروان احسانى فر و با در اختيار داشتن نيابت قضايى به محلات اعزام شدند و رضا را در زندان يافتند.
مرد روستايى به تهران انتقال داده شد و روز دهم فروردين ماه رضا در برابر شاهدان قرار گرفت و با شناسايى شدن از سوى آنان و ديدن چهره نگارى رايانه اى خود كه شباهت زيادى به وى داشت ناچار به اعتراف شد. خواستگار كينه جو، گفت: «قبل از اينكه عصمت ازدواج كند خواستگارش بودم وقتى جواب منفى شنيدم خيلى به هم ريختم و هميشه آن را يك شكست مى دانستم با وجود اينكه ازدواج كرده بودم باز به ياد عصمت بودم، چون هر دو روستايى بوديم هر وقت به تهران مى آمدم به بهانه آوردن و بردن سوغاتى به خانه شان مى رفتم به گونه اى كه پسر ۳ ساله اش به من دايى مى گفت و از جزئيات زندگى شان با خبر بودم.
بعد از سرقتى كه انجام دادم پسر عمويم در روستا شايعه پراكنى كرد و حرف هايى پشت سر من و عصمت گفت، اين شايعه ها به گوش او رسيده بود و من اطلاعى از آن نداشتم. وى افزود: «روز جنايت وقتى به خانه اش رفتم جز خود او و عليرضا كسى در آن خانه نبود بهانه ام بردن يك امانتى براى عصمت بود، داخل خانه شدم پسر بچه خوابيده بود عصمت ناراحت به نظر مى رسيد و به خاطر شايعه هايى كه در روستاهايمان پراكنده شده بود با من دعوا گرفت، او اصلاً مراعات نمى كرد، عصبانى شده بودم كه ناگهان كينه چندين ساله ام كنترل كارها را از من گرفت با چاقويى كه هميشه همراهم بود از پشت به او ضربه اى زدم سپس در برابر مقاومت هاى عصمت دستمالى دور گردنش حلقه زده و او را خفه كردم.
عامل قتل مادر و كودك ادامه داد: «وقتى او را كشتم مى خواستم سريع محل جنايت را ترك كنم كه عليرضا از خواب بيدار شد از ترس اينكه او من را مى شناسد خفه اش كردم بعد به سرقت ساختگى دست زده و براى از بين بردن آثار خودم سعى كردم خانه را به آتش بكشم.»
دستگيرى يك گوش بر در اردبيل
يك جيب بر و يك گوش بر در آخرين پنجشنبه سال ۱۳۸۳ در اردبيل دستگير شدند. در آخرين پنجشنبه سال ۸۳ فردى به نام «هاشم» با صورتى خون آلود در حالى كه قسمتى از لاله گوش خود را در دست داشت به كلانترى ۱۷ سلمان آباد اردبيل مراجعه كرد و به مأموران گفت شخصى با او درگير شده و با دندان قسمتى از لاله گوش او را كنده است. مأموران پس از انتقال فرد مصدوم به بيمارستان، متهم را تحت تعقيب قرار دادند كه چند ساعت بعد به دستگيرى وى منجر شد. او در بازجويى ها گفت: «بر سر موضوعى با هاشم درگير شدم... او به من و خانواده ام فحاشى كرد و من هم كه عصبانى شده بودم با دندان گوش او را كندم...»
خودكشى يك جراح دندانپزشك در سيزده به در
گروه حوادث: يك جراح دندانپزشك با انگيزه مرموزى اقدام به خودكشى كرد و خود را از طبقه چهارم ساختمان بيرون پرتاب كرد. ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز - سيزدهم فروردين ماه- به بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران گزارش شد مردى ۵۰ ساله كه جراح دندانپزشك است در جنت آباد اقدام به خودكشى كرده است. بازپرس ويژه قتل با حضور در صحنه حادثه دست به تحقيقات تخصصى زد و با رسيدن به اين نتيجه كه مرد دندانپزشك در غياب همسرش و با حضور پسر جوانش اقدام به پرت كردن خود ازپنجره خانه شان كرده است، دستور انتقال جسد به پزشكى قانونى را صادر كرد.
قتل يك زن، چهارمين جنايت عيد
گروه حوادث: كشف جسد زن جوانى در كانال آبى چهارمين جنايت پايتخت در سال جديد را رقم زد. ساعت يك بامداد جمعه ۱۲ فروردين ماه سال جارى پيدا شدن جسد زن ۴۵ ساله اى در رودخانه صادقيه تهران به پليس و بازپرس اصغرزاده گزارش شد. در بررسى هاى پليسى و قضايى هيچ مدرك هويتى اى از زن جوان كه با اصابت ضربه اى به سرش از پاى درآمده بود به دست نيامد و اين جسد كه لباس خانگى به تن داشت براى شناسايى شدن هويت و روشن شدن علت مرگ به پزشكى قانونى ارجاع يافت. روز سه  شنبه ۹ فروردين ماه سال جارى نيز، نيم تنه مردانه اى در جاجرود كشف شد و بازپرس شاه محمدى براى رديابى اين جنايت كه سومين قتل سال جديد بود دستورات ويژه اى صادر كرد.
سال خروس با تولد پسر آغاز شد
دختران در وقت اضافه
از پسران پيشى گرفتند
205914.jpg
گروه حوادث: سال خروس با تولد پسر آغاز شد. در حالى كه سال ۸۳ با تولد دختر خاتمه يافت.
ساعت ۱۶ و ۳ دقيقه در حالى كه لحظه تحويل سال فرا رسيده بود، پرستاران بخش زايمان بيمارستان شهيد اكبرآبادى شاهد به دنيا آمدن نوزاد پسرى به وزن ۲ كيلو و ۵۰ گرم و قد ۵۲ سانتى متر از مادرى ۲۲ ساله بودند.
اين پسر كه اميرمهدى نام گرفته است فرزند نخست زنى به نام زينب قاسم جعفرى و مردى به نام ناصر فتاحى است. اين زوج يك سال و سه ماه قبل با هم ازدواج كرده بودند. آخرين نوزاد سال ۸۳ يك دختر بود. او فرزند سوم زنى به نام عزيزه رجبعلى حسينى و رضا غلامى است كه در ساعت۱۴ و ۱۰ دقيقه ۳۰ اسفندماه در بيمارستان شهيد اكبرآبادى به دنيا آمده است. نخستين دوقلوهاى سال ۸۴ كه روز اول فروردين ماه به دنيا آمدند هر دو دختر هستند و از مادرى ۲۲ ساله در دومين زايمانش متولد شده اند. اين دوقلوها به وزن ۲ كيلو و نيم و يك كيلو و ۸۰۰ گرم ساعت ۱۲ نيمه شب پاى به جهان گذاشتند.
> در وقت اضافه چه گذشت
وقتى عقربه هاى ساعت در روز ۳۰ اسفندماه از ساعت ۱۶ و ۳ دقيقه عبور كرد معلوم نبود اين ۸ ساعت باقى مانده تا روز اول فروردين ماه جزو چه تاريخى محسوب مى شود. در اين ۸ ساعت ۳ پسر و ۱۲ دختر در ۲ بيمارستان تهران پا به دنيا گذاشتند كه وقتى از والدين آنها درباره تاريخ تولد فرزندشان سؤال مى كرديم با لبخند جواب مى دادند نمى دانيم. به همين بهانه گفت وگويى را با والدين چند نوزادى كه در وقت اضافه به دنيا آمدند انجام داديم.
\ نخستين نوزاد دخترى كه در سال ۸۴ به دنيا آمد دخترى به نام مبينا است كه از زن جوانى به نام فاطمه به دنيا آمد. اين زن در حالى كه، از تولد نوزادش خوشحال بود گفت: مبينا نخستين فرزندم است كه در ساعت ۱۶ و ۱۰ دقيقه در بيمارستان مهديه به دنيا آمد. وقتى فرزندمان به دنيا آمد اولين سؤال خنده دارى كه به ذهنم رسيد اين بود كه چه تاريخى را به عنوان زمان به دنيا آمدن دخترمان اعلام كنيم زيرا او در وقت اضافه به دنيا آمده بود. وى ادامه داد: وقتى براى گرفتن شناسنامه به ثبت احوال مراجعه كرديم آنها روز اول فروردين ماه را به عنوان تاريخ تولد دخترمان ثبت كردند.
\ دومين نوزاد سال جديد دخترى به نام مرضيه است كه از مادرى به نام فرنگيس اخلاقى به دنيا آمد. مادر اين نوزاد در حالى كه اعتقاد داشت روز اول فروردين تاريخ تولد كودكش است گفت: وقتى متوجه شدم دخترم در ساعتى به دنيا آمده است كه جزو هيچ تاريخى محسوب نمى شود و به اصطلاح در وقت اضافه به دنيا آمده است. همه از اين اتفاق به خنده افتاديم.
\ سومين نوزاد سال جديد دخترى به نام بيتا است كه از مادر ۳۲ساله اى به نام فاطمه به دنيا آمد.
\ چهارمين نوزاد سال جديد دخترى به نام زهرا است كه از مادرى به نام راضيه به دنيا آمده است. مادر اين نوزاد معتقد بود روز ۳۰ اسفند تاريخ تولد نوزادش است.
\ پنجمين نوزاد نيز دختر بود كه از مادرى به نام نازنين به دنيا آمد. پدر اين كودك كه خود را آماده برگزارى جشن نامگذارى و خواندن دعا در گوش نوزادش كرده بود گفت: اين دختر سومين فرزندم از همسر دومم است و از به دنيا آمدن او خيلى خوشحال شدم. سه نوزاد ديگر دخترى كه در وقت اضافه به دنيا آمدند دو خواهر دوقلو بودند كه به خاطر بيمارى دقايقى بعد جان سپردند و نوزاد ديگر دخترى بود كه از مادرى به نام كبرى در بيمارستان شهيد اكبر آبادى به دنيا آمد.
حمله ۲ كيف قاپ به خودرو يك خبرنگار
گروه حوادث: دو كيف قاپ پس از حمله به خودرو خبرنگار روزنامه ايران لپ تاپ (كامپيوتر دستى) كيف دستى و مدارك شخصى وى را به سرقت بردند.
اين حادثه ساعت ۱۸ عصر روز پنجم فروردين ماه در خيابان خرمشهر - آپادانا سابق - در حالى رخ داد كه اين دو كيف قاپ سوار بر يك موتوسيكلت به خودرو پرايد خبرنگار روزنامه ايران نزديك شده و در يك لحظه با بازكردن در عقب خودرو لپ تاپ، كيف دستى و مدارك شخصى را به سرقت بردند.
گفتنى است از آنجا كه تمام وسايل به سرقت رفته ارزش حرفه اى و روزنامه نگارى دارد و ربايندگان امكان استفاده از اين وسايل و مدارك را ندارند، احتمال رها كردن اين لوازم از سوى كيف قاپان در شهر مى رود. يابنده اين وسايل و يا اطلاعات داخل لپ تاپ در تماس با شماره ۸۷۶۱۶۲۱- روزنامه ايران - مژدگانى ارزشمندى دريافت خواهد كرد.
> سرقت خودرو توزيع روزنامه ايران
دومين سرقت از كاركنان روزنامه ايران در سال جارى روز شنبه به وقوع پيوست. در جريان اين سرقت كه در منطقه تهران نو اتفاق افتاد، وانت نيسان آبى رنگى به شماره ۷۷۷ع۲۹ تهران ۱۱ كه متعلق به واحد توزيع روزنامه ايران بود به سرقت رفت.
حادثه ورزشگاه
استاديوم آزادى چگونه رخ داد
جزئيات مرگ ۷ تماشاگر فوتبال
گروه حوادث: مرگ ۷ تن از فوتبالدوستان ايرانى در استاديوم صد هزار نفرى آزادى كه يكى از تلخ ترين حوادث عيد بود، زنگ خطر را به صدا درآورد و همه مسؤولان را بر آن داشت تا به علت يابى بپردازند.
در روزى كه با وجود ازدحام تماشاگران و به ادعاى رئيس پليس تهران، استاديوم آزادى تهران نظم كم نظيرى داشت، ۷ تماشاچى زير دست و پاى ديگران به كام مرگ فرو رفتند و ۳۴ تماشاگر ديگر راهى بيمارستان شدند.
ساعت ۱۹ و ۵۰ دقيقه جمعه پنجم فروردين ماه سال جارى وقتى سوت پايان بازى تيم ملى ايران و ژاپن زده شد، تماشاگران كه تا دقايق پايانى روى سكوهاى استاديوم نشسته بودند، با هيجان ناشى از برد تيم ايران به درهاى خروجى هجوم بردند تا خود را به اتوبوسهاى شركت واحد برسانند.
205902.jpg
تعدادى از اين تماشاگران كه از سوى مسؤولان استاديوم و به خاطر ازدحام جمعيت به در پشتى پيست دوچرخه سوارى هدايت شده بودند، به دليل محدود بودن محيط و خيل عظيم جمعيت زير دست و پا ماندند و دچار حادثه شدند. ساعتى بعد پزشكان بيمارستانهاى فياض بخش، قوامين و امام خمينى به درمان ۴۱ مجروح حادثه استاديوم آزادى پرداختند كه ۷ تن از آنان على رغم اقدامات پزشكى، جان باختند و ۳۴ تن ديگر كه بين آنان دختربچه ۱۱ ساله اى نيز وجود داشت، از مرگ نجات يافتند.
با اين حادثه كم نظير كه بازتاب بسيارى داشت، مسؤولان استاديوم آزادى، پليس و تربيت بدنى به تكاپو افتادند تا با علت يابى و پيدا كردن مقصران اصلى اين كوتاهى مرگبار را بيابند. عليزاده، مدير روابط عمومى مجموعه ورزشى آزادى با تأييد مرگ چند تن از تماشاگران، علت آن را ازدحام بيش از حد فوتبالدوستان در استاديوم آزادى دانست و اين درحالى بود كه روزها قبل از بازى تيم فوتبال ايران و ژاپن مسؤولان تربيت بدنى با تبليغات بسيارى از مردم مى خواستند در استاديوم حاضر شوند. سردار اسكندر مؤمنى رئيس مركز فوريتهاى پليسى ۱۱۰ كشور بعد از اينكه سردار طلايى از برقرارى امنيت و نظم در استاديوم آزادى اظهار رضايت كرد، علت اين حادثه را تخليه يكباره ورزشگاه آزادى از سوى تماشاچيان دانست و تأكيد كرد كه تمامى درهاى خروجى استاديوم به روى تماشاچيان باز بوده و هيچ درى از سوى پليس بسته نمانده است، ضمن اينكه مسؤوليت باز و بسته كردن درها در اختيار پليس نيست.
مديركل مجموعه ورزشى آزادى نيز اظهار نظر مشابهى داشت. وى با بيان اينكه به دستور رئيس تربيت بدنى اين حادثه به صورت جزئى مورد بررسى قرار خواهد گرفت تا چنين اتفاقى ديگر به وقوع نپيوندد، گفت: «روز بازى ايران و ژاپن تقريباً هر تماشاچى بيش از ۸ ساعت در استاديوم مانده بود و برعكس دفعات پيش كه ۱۵ دقيقه مانده به پايان بازى كم كم ورزشگاه خالى مى شد، در اين ديدار ۹۵ درصد مردم تا سوت پايان بازى در استاديوم ماندند تا اينكه هنگام خروج از معبرهاى خروجى با توجه به ازدحام زياد، يك يا دو نفر از تماشاچيان به زمين افتاده اند و همين حادثه براى تماشاچيان بعدى نيز تكرار مى شود و آنان به صورت جدى آسيب مى بينند كه متأسفانه ۷ تن از آنان جان باخته اند.»
اين اظهارنظرها كه همگى مهر برائت براى كوتاهى احتمالى در حادثه ورزشگاه آزادى است، درحالى بيان مى شود كه سعيد مرتضوى دادستان عمومى و انقلاب تهران صراحتاً از احضار رئيس فدراسيون فوتبال و مدير مجموعه ورزشى آزادى به دادسراى ناحيه ۱۹ خبر داد و شاهدان مرگ ۷ تماشاچى اقدامات حيرت آور مسؤولان در زمان خروج تماشاگران را علت اين حادثه دانسته اند.
پسرى جوان كه برادر و پسرخاله اش به نامهاى «هادى ربيعى» و «مجتبى ابراهيمى زاده» در حادثه ورزشگاه آزادى جان باخته اند در بيان مشاهداتش به مسؤولان قضايى علت حادثه را عدم مديريت از سوى مسؤولان استاديوم به هنگام خروج تماشاچيان دانست و گفت: «وقتى خواستيم از استاديوم خارج شويم، به خاطر اينكه تماشاگران ژاپنى كه بين آنان زنانى نيز بودند، از در اصلى خارج مى شدند، به هيچ كس اجازه داده نشد تا همراه آنان از در اصلى خارج شود، نمى دانيم چرا و با چه دستورى مأموران آتش نشانى در آن هواى سرد با شيلنگ هاى آب پاش اقدام به ريختن آب روى تماشاچيان كردند و با اين اقدام حيرت آور ما را از سمت در اصلى كه خيلى خلوت بود، دور كردند و ما هم ناچار شديم به سمت در كوچكى كه در كنار سالن كشتى قرار داشت و باز بود هجوم ببريم كه به خاطر محدود بودن فضاى اين در كوچك بسيارى از جمعيت پشت ميله ها به دام افتادند.»
وى افزود: «وقتى مى خواستيم به استاديوم برويم، در مسير ديديم كه بسيارى از فوتبالدوستان با بسته شدن درهاى استاديوم در حال بازگشت به خانه هايشان هستند، چون احتمال مى داديم باز درها باز شوند، در برابر استاديوم منتظر مانديم كه ساعت ۱۷ درها را باز كردند و جمعيت زيادى داخل استاديوم شدند، جايى براى نشستن نبود، ابتدا به طبقه دوم رفتيم و به صورت سرپايى به تماشاى نيمه اول بازى پرداختيم، در زمان خروج اگر برادرم نمى خواست به پسربچه هايى كه بين ميله ها گرفتار شده بودند، كمك كند، كشته نمى شد. پسرخاله ام وقتى روى زمين افتاد، سيل جمعيت از روى او عبور كرد، خيلى سعى كردم او را نجات دهم، اما با خلوت شدن آنجا، پيكرهاى نيمه جان برادرم و پسرخاله ام را ديدم كه نفس نمى كشيدند، برادرم نيز كنار ميله ها افتاده بود، هيچ آمبولانسى در آنجا حضور نداشت، هوا تاريك شده بود. با كمك چند نفر از تماشاچيان، پسرخاله و برادرم را داخل خودروى شخصى گذاشتم و به سمت بيمارستان راه افتادم، در بين راه با ديدن آمبولانسى آن دو را به داخل آمبولانس انتقال دادم، ولى برخلاف تصورم متوجه شدم آمبولانس هيچگونه تجهيزات پزشكى ندارد، چند ساعتى در خيابانها سرگردان بوديم كه به بيمارستان فياض بخش رفتيم، اما كار از كار گذشته بود و تنها كارى كه كرديم، اهداى اعضاى بدن آنان به بيماران محتاج بود.»
«رشيد شفاعتى» كه پدرش با نام «رحيم» در استاديوم آزادى كشته شده است نيز گفت: «پدرم ۷۹ ساله بود و براى نخستين بار به استاديوم آزادى رفت، او وقتى ديد ما مى خواهيم به آنجا برويم، چون چند روزى از صدا و سيما تبليغات اين بازى و دعوت براى حضور در استاديوم را ديده بود، همراه ما شد. بعد از بازى وقتى اجازه خروج از درهاى اصلى را به ما ندادند، به سمت در خروجى فرعى اى هجوم برديم. با فشار جمعيت، اين در شكست، وقتى خواهرزاده ام روى زمين افتاد، مجبور شدم پدرم را رها كنم تا او را نجات دهم، با فشار تماشاچيان به ناچار بدون پدر از در خارج شديم، هرچه او را جست و جو كرديم، اثرى پيدا نكرديم تا اينكه نيمه شب در بيمارستان قوامين پيكر بى جان پدرم را درحالى كه استخوانهايش شكسته و دچار خفگى شده بود، به ما تحويل دادند.»
برادرزن مرد ۲۳ ساله اى با نام «اميد چوبدار خوشخو» شاهد مرگ تازه دامادشان بود، او در تحقيقات گفت: «تحت تأثير تبليغات صدا و سيما كه از همه مى خواستند به استاديوم بروند، از ساعت ۱۰ صبح جمعه در ورزشگاه آزادى حاضر شديم، در پايان بازى درحالى كه دستان همديگر را گرفته بوديم، به سمت در غربى استاديوم حركت كرديم، وقتى به سراشيبى رسيديم، متوجه شديم همه درها بسته است، همه مجبور شديم از در كوچكى كه در گوشه اى از استاديوم قرار داشت، خارج شويم، به خاطر فشار جمعيت، در شكست، دست «اميد» از دستم رها شد و او زير دست و پاى تماشاچيان افتاد، هرچه تلاش كردم تا او را بيرون بكشم، نشد. از در خارج شدم و منتظر شدم دامادمان بيايد، وقتى آنجا خلوت شد، به جست و جويش پرداختم، به من اجازه نمى دادند تا داخل استاديوم را جست و جو كنم، از ساعت ۳ نيمه شب تا ۱۰ صبح روز بعد همه بيمارستانها را جست و جو كردم تا اينكه جسد «اميد» را در بيمارستان امام خمينى پيدا كردم. «اميد» به خاطر خفگى و ضرب ديدگى كشته شده بود.» بنا به گزارش خبرنگار ما، همه شاهدان حادثه و تعدادى از تماشاچيان اين حادثه را فاجعه مى دانند و خاموشى همه برق هاى استاديوم بلافاصله بعد از پايان بازى را دليل ديگرى بر وقوع اين حادثه و افزايش آمار مجروحان دانستند.» اين گزارش حاكيست، هفتمين قربانى اين حادثه محمد جعفرى ۱۲ ساله نام داشت كه تا روز سيزدهم فروردين ماه - ديروز - در بيمارستان تهرانپارس به حالت كما رفته بود و با وجود دست و پنجه نرم كردن با مرگ، روى تخت بيمارستان جان باخت.
شكار زنان پولدار
توسط دزد سابقه دار ماكسيما
پليس در روز اول عيد
اين سارق حرفه اى را بازداشت كرد
گروه حوادث: يك سارق حرفه اى كه با مرخصى گرفتن از زندان فرارى شده بود سوار بر ماكسيماى سفيد رنگى به شكار زنان پولدار مى پرداخت.
اين مرد ۳۷ ساله كه خود را كارخانه دار مقيم دوبى معرفى مى كرد و با زنان براى سرقت از آنان طرح دوستى مى ريخت، روز نخست عيد از سوى گشت ضربت پليس آگاهى تهران دستگير شد.
205908.jpg
بنابه اين گزارش؛ ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه ظهر روز دوم آبانماه ،۸۳ سرنشين خودروى پرايدى كه لباس سرهنگى پليس به تن داشت از راننده ماكسيماى سفيدرنگى در خيابان شريعتى خواست توقف كند. اين سرهنگ قلابى با بهانه جويى مدارك و خودروى ماكسيما را توقيف كرد و با همدستى دوستش كه در پرايد نشسته بود ماكسيما را به سرقت برد. تا اينكه صاحب ماكسيما با مراجعه به پليس فاش ساخت يك افسر ارشد قلابى پليس به سرقت ماكسيمايش دست زده است. ماجراى اين سرقت با دستور بازپرس دادسراى امور جنايى تهران در دستور كار مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران قرار گرفت و مالباخته در آلبوم سارقان حرفه اى توانست سرهنگ قلابى را شناسايى كند.
سارق حرفه اى خودرو كه «مجيد» نام داشت و به «فريد» معروف بود با هيكلى تنومند، قدى بلند، موهاى جوگندمى و چشمان ميشى رنگ تحت تجسس پليس قرار گرفت و كارآگاهان دريافتند «فريد» كه جوان تحصيلكرده اى است در ايام عيد سال ۸۳ در جريان سرقت خودروهاى زيادى با شگردهاى خاص دستگير شده و از سوى دادگاه به تحمل ۴ سال زندان محكوم شده است. اين تحقيقات نشان داد كه «فريد» چندى پيش از زندان مرخصى گرفته و ديگر بازنگشته و بطور پنهانى زندگى مى كند. پليس براى دستگيرى «فريد»، به شناسايى پاتوق هاى قديمى و خانه هايى كه تصور مى رفت وى در آنجا زندگى كند پرداخت و پى برد اين سارق فرارى براى اينكه ردپايى از وى در دست نباشد حتى پنهان از دوستان خود زندگى مى كند.
در حاليكه هيچ سرنخى از سارق ماكسيماى سفيد رنگ در دست نبود چندين زن جوان و پولدار به اداره يكم پليس آگاهى مراجعه كردند و از مردى كه نقش كارخانه دارى را بازى مى كرد و به آنان وعده ازدواج مى داد، شكايت كردند.
كارآگاهان كه در ادعاهاى زنان مالباخته پى بردند «فريد» به سرقت دو خودروى ماكسيماى ديگر و دو خودروى پژو دست زده است با راهنمايى هاى آنان به محل تردد اين سارق و شگرد وى براى عملى كردن نقشه سرقت و پلاك تقلبى ماكسيماى سفيد رنگى كه «فريد» سوار بر آن بود، دست يافتند. يكى از زنان در تحقيقات به كارآگاهان گفت: «در ميدان صادقيه سوار بر خوروى پژوى ۲۰۶ بودم كه ماكسيماى سفيد رنگى با من برخورد كرد، مرد قوى هيكلى كه شيك پوش بود از آن پياده شد و با چرب زبانى پذيرفت در تصادف مقصر است و در حاليكه خود را كارخانه دارى در دوبى معرفى مى كرد با من طرح دوستى ريخت و زمانيكه خودرو ام را براى تعمير با خود برد ديگر بازنگشت و پى بردم خودروام به سرقت رفته است.»
پليس در تحقيق از ديگر زنان دريافت كه «فريد» با ديدن زنى جوان كه سوار بر خودروى گرانقيمتى شده است به تعقيب وى مى پرداخت و با تصادف هاى ساختگى يا روش ديگرى با آنان طرح دوستى مى ريخت و به خانه هاى اين زنان رفت و آمد مى كرد تا اينكه با دادن وعده ازدواج و اغفال قربانيان خود نقشه سرقت خودرو، پولها و جواهرات آنان را عملى مى كرد.
يكى از زنان كه وى نيز در دام عشق ساختگى سارق حرفه اى گرفتار شده است ادعا كرد، «فريد» وقتى پى برده است او از كارخانه خودروسازى، خودرويى خريده است از وى پنج ميليون تومان پول گرفته تا با استفاده از آشنايش خودرو را پيش از موعد تحويل گرفته و به وى بدهد اما با جدا شدن از وى فرارى شده است.
>  يك دستور ويژه
معاونت جرايم جنايى تهران با توجه به اينكه «فريد» در مدت زمان كمى سرقت هاى مشابه و سريالى زيادى از زنان پولدار كرده بود دستور العمل ويژه اى را به رده هاى مختلف پليس مخابره كرد. در اين دستورالعمل، ويژگى هاى الزامى و چهره سارق حرفه اى به همراه مشخصات ماكسيماى سفيد رنگ و شماره پلاك تقلبى آن عنوان شد و خودروهاى گشت هاى پليس و پاسگاه ها مأمور شدند با ديدن چنين خودرويى اقدام به توقيف آن و دستگيرى سرنشينانش كنند.
اين دستور ويژه كه در روزهاى آخر سال ۸۳ در سيستم رايانه اى پليس ثبت شده بود ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه روز يكم فروردين ماه سال ۸۴ - روز اول عيد - مأموران گشت پليس آگاهى تهران را در ابتداى اتوبان تهران - كرج بر آن داشت خودروى ماكسيماى سفيد رنگى را كه زن و مردى جوان سرنشين آن بودند تحت نظر قرار دهند. وقتى رايانه دستى گشت ضربت نشان داد كه خودروى ماكسيماى سفيد رنگ متعلق به همان سارق حرفه اى است به تعقيب آن پرداختند و از راننده ماكسيما خواستند توقف كند.
وقتى او با بى اعتنايى به دستور ايست پليس به سرعت خودروى ماكسيما افزود، سرنشينان خودروى بنز الگانس گشت پليس با دادن اخطارهاى پى درپى سارق حرفه اى را تحت تعقيب قرار دادند تا اينكه پس از شليك سه گلوله توانستند يكى از لاستيك هاى ماكسيما را هدف قرار دهند و خودرو را در خيابان ساسان كرج متوقف كنند.
وقتى خودروى ماكسيماى سفيد رنگ با انحراف از خيابان در گوشه اى از حركت ايستاد، مأموران ديدند كه «فريد» و زن همراهش هر كدام در سويى مخالف پا به فرار گذاشتند. دقايقى نگذشته بود كه اين زن و مرد در دام كارآگاهان افتادند و به پليس آگاهى تهران انتقال يافتند.
«فريد» وقتى از سوى مأموران اداره يكم تحت تحقيق گرفته شد پذيرفت كه با مرخصى گرفتن از زندان فرارى شده و تا زمان دستگيرى سه خودروى ماكسيما و دو پژو از يك مرد و چهار زن به سرقت برده و در ۵ سرقت ديگر پولها، جواهرات و اشياى قيمتى زنان را نيز ربوده است.
در تحقيق از «فريد» مشخص شد كه وى مدتى پيش نيز از سوى خودروهاى پليس تحت تعقيب قرار گرفته و موفق به فرار شده و براى مدتى با رفتن به شهرهاى شمالى در ويلاهاى اجاره اى زندگى كرده و لوازم اين ويلاها را نيز به سرقت برده است. زنى كه همراه «فريد» دستگير شده بود در بازجويى ها ادعا كرد در يكى از خيابانها وقتى «فريد» با وى طرح دوستى ريخته سوار خودروى ماكسيماى وى شده است و نمى دانسته كه او يك سارق حرفه اى است.
بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، پليس در عمليات ديگرى دوست سارق حرفه اى را كه با آگاهى از فرارى بودن «فريد» به وى پناه داده بود، دستگير كرد و تحقيقات براى فاش شدن جزئيات اقدامات تبهكارانه اين زندانى فرارى ادامه دارد.
آزادى روحانى برجسته تركمن
از دست گروگان گيران
حاج قربان آخوند قرنجيك از علماى اهل تسنن تركمن صحرا كه توسط قاچاقچيان ربوده شده بود، با تلاش پليس گلستان آزاد شد. اين گروگان گيرى سوم اسفندماه سال گذشته توسط قاچاقچيان بين المللى مواد مخدر صورت گرفت و پليس پس از ۳۶ روز اقدامات اطلاعاتى اين عالم و مجتهد حوزه علميه اهل تسنن تركمن صحرا را از چنگ گروگانگيران نجات داد. هنگام اذان صبح روز سوم اسفند ۱۳۸۳ آدم ربايان «آخوند قرنجيك» را كه براى اقامه نماز صبح از منزل خارج شده بود به شكلى كاملاً حرفه اى ربوده و با دو خودروى پرايد و پژو از منطقه متوارى مى شوند. آنان در تماسى ربوده شدن روحانى اهل سنت منطقه را به خانواده او اطلاع مى دهند. با همكارى مأموران اداره اطلاعات استان گلستان و شناسايى  آدم ربايان مشخص شد اين شبكه هاى قاچاق مواد مخدر در سطح بين المللى اقدام مى كنند و جزو باندهاى مخوف و جهانى مواد مخدر هستند. از طرف ديگر محل نگهدارى گروگان در زمين هاى كشاورزى بين شهر گاليكش و كلاله در داخل مرغدارى متروكه اى كه داراى دو ساختمان مسكونى يك و دو طبقه بود با پوشش  هاى مختلف شناسايى شد.
پس از شناسايى محل نگهدارى گروگان مكان مذكور در كنترل كامل نيروهاى عملياتى و اطلاعاتى قرار گرفت و مأمورين براى حفظ جان گروگان در انتظار بهترين زمان براى عمليات ماندند و در نهايت با پيش بينى هاى لازم در يك عمليات كاملاً غافلگيرانه و برق آسا موفق به آزاد سازى حاج قربان آخوند قرنجيك و دستگيرى گروگان گيران مسلح و يكى از عوامل مهم توزيع قاچاق مواد مخدر در استان شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |