|
ديويد بكام ازخودش رئال وانگليس مى گويد
كهكشانى ها تنبل نيستند
|
|
|
منبع: فاكس نيوز مترجم: وصال روحانى
حذف مجدد رئال مادريد از مسابقات فوتبال جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا معادلات تازه اى را در اين باشگاه ايجاد كرده اما ديويد بكام ستاره انگليسى اين تيم مدعى است كه نه فقط خيال ترك كهكشانى ها را ندارد بلكه مى خواهد تا پايان عمر بازيگرى اش را در برنابئو بماند. شايعات درخصوص بازگشت بكام به ليگ برتر انگليس طى ماه هاى اخير فزاينده بوده است اما كاپيتان تيم ملى انگليس كه حالا ۳۰ ساله شده و ديگر بر خلاف گذشته نماد جوانى در اين تيم نيست و فصل بدى را هم گذرانده همه آنها را رد مى كند و مدعى است كه از هر جهت از حضور در رئال و زندگى در مادريد لذت مى برد و مشكلى هم ندارد . در انگليس خيلى ها به اسون گوران اريكسون مربى سوئدى تيم ملى اين كشور ايراد مى گيرند كه چرا يك بكام نزول كرده را همچنان به بازى مى گيرد و اكثريت معتقدند كه او ديگر سزاوار بستن بازوبند كاپيتانى تيم بر دستش نيست ، اما اين هافبك سابق منچستريونايتد مدعى است هنوز ۳ ، ۴ سال خوب از او باقى مانده و اين پايان كار او نيست .
آقاى بكام، شايعات مستمر بازگشت تان به ليگ انگليس و به عنوان مثال به تيم چلسى را چگونه توجيه مى كنيد ؟ هيچكدام صحت ندارند. من وقتى از منچستر به رئال مى آمدم ، مطمئن و مصمم بودم كه تا پايان دوران بازيگرى ام در اين تيم بمانم و الآن نيز همان احساس را دارم و تغييرى در اين برداشت و روند پديد نيامده است . بنابراين منتظرم رئال پيشنهاد قراردادى تازه را به من بدهد تا من نيز آن را امضا كنم. خانواده ام نيز از اقامت در اينجا راضى اند و اين از نظر من مهمترين مسأله است. فرم خودتان در اين فصل خوب نبوده است . چرا؟ خب، حرفتان را تا قبل از زمانى كه وندرلى لوكزامبورگو برزيلى به رئال آمد و مربى تيم شد ، مى پذيرم ، اما پس از آن بهبودى آشكارى در وضع من ديده شده است و احساس مى كنم كه هر روز هم بهتر مى شوم. تا قبل از انتصاب او به عنوان مربى رئال كل تيم روبه نزول مى رفت و با آمدن وى شرايط تغيير يافت و تيم واقعاً بهتر كار كرده و اين شامل من نيز شده است . با اين حال شما در ليگ اسپانيا همچنان تحت الشعاع بارسلونا هستيد و در جام باشگاه هاى اروپا نيز حذف شده اى بيش نبوده ايد . درست است اما نمى توانيد انكار كنيد كه تيم بهتر از گذشته بازى مى كند و نتايج مطلوب ترى نيز مى گيرد . ما در يك مقطع زمانى از ۱۱ بازى مان در لاليگا ۸ تا را برديم و اين چيزى بود كه قبلاً هرگز نصيبمان نشده بود . ما حالا مربى اى داريم كه دقيقاً مى داند چه مى خواهد و براى بهروزى تيم چه بايد انجام شود و چگونه بايد به اين خواست رسيد. بازيكنان نيز به او (لوكزامبورگو) احترام مى گذارند . مهم نيست كه چه كسى هستيد و شهرت داريد يا خير اما وقتى مربى و مرد تازه اى مى آيد و به شما روحيه و شخصيت مى دهد و اطمينان را دوباره بر تيم حاكم مى سازد ، اين رويداد با ارزشى است و تيم را مجدداً به حركت در مى آورد . آنچه مى ماند ، اين است كه من و يارانم بر تلاش خود بيفزاييم و اعتماد به نفس داشته باشيم و واقعاً بجنگيم و در آن صورت تيم به پيروزى هايى بزرگ خواهد رسيد. لوكزامبورگو كدام كمك شخصى را به شما كرده و كدامين اثر مثبت مستقيمى را بر روى شما نهاده است؟ او از راههاى مختلف اين كمك را به من كرده است. در درجه اول به طور مستقيم و با صراحت گفته است كه اگر خوب بازى نكنم و در فرم مناسب قرار نداشته باشم مرا از تركيب اصلى بيرون خواهد گذاشت و اين باعث شده است اجباراً بر تلاش خود بيفزايم. در درجه دوم او مرا به جناح راست ميدان و يا نقطه اى نزديك به آن بازگردانده است و من دوباره مى توانم در منطقه اى كه برايم آشناتر است ، حركت و مانور كنم، حال آنكه در نظام هاى كارى رمون و كرش (مربيان قبلى رئال) بيشتر در هافبك وسط به كار گرفته مى شدم و با اينكه شخصاً راضى بودم، اما بازگشت اخير به جناح راست بيشتر با مذاق من سازگار بوده است. تركيب و ساختار كلى تيم چه؟ در آن زمينه نيز من پيشرفتهايى را مى بينم. حس مى كنم تيم بهتر سازماندهى شده و آرايش و مهره چينى آن مناسب تر از گذشته است. لوكزامبورگو با آگاهى هاى تاكتيكى و تكنيكى اش تيم را آشكارا بهتر از گذشته ساخته است. به لحاظ مسائل روحى چطور؟ اتفاقاً از اين بابت نيز تيم بهتر از گذشته شده است. مدتها بود كه يك فضاى شاد و توأم با خوشبينى و شوخى بر تيم ما حاكميت نداشت اما اينك دارد و روحيه ها مساعدتر است. تمرينات با شادى بيشترى انجام مى شود و لبخندها بر چهره ها بازگشته است و هرچند باخت در برابر يوونتوس در جام قهرمانان اروپا شكست تلخى بود و تا يك ربع مانده به پايان ديدار برگشت سند صعود را در جيب مان داشتيم، اما اين فوتبال است با تمام ويژگى هاى غيرقابل پيش بينى آن و نمى توان گله اى داشت. هرچند مطمئنم كه اگر قدرى بخت با ما يار بود، ما به جاى يووه صعود مى كرديم، ما در ديدار رفت از بخت هاى متعدد گلزنى مان استفاده نكرديم و به يك گل اكتفا كرديم و چوبش را با قبول شكست ۰-۲ در ديدار برگشت خورديم. زبان اسپانيايى خودتان چه شد؟ هنوز هم چندان اشرافى بر آن نداريد؟ خب، مقدارى خجالت مى كشم و از صحبت به اين زبان در حضور جمع احساس راحتى نمى كنم، اما به تلاشم در اين زمينه ادامه خواهم داد تا اين مشكل راحل كنم. حالا حرفهاى ديگران را راحت تر و بهتر مى فهمم ولى صحبت كردن به اين زبان چيز ديگرى است و موردى است كه كوشش بيشترى را مى طلبد. آيا قبول داريد فعاليتهاى جنبى زيادتان مانند قراردادهاى تبليغاتى پرشمارتان در نزول فرم شما در يكى دو سال اخير نقش داشته است؟ نمى توانسته است بى تأثير باشد. خودم نيز مى پذيرم كه طرف هاى تبليغاتى و كارى من در بيرون از دنياى فوتبال به ميزان و حدى آسيب رسان بود و مى بايست از تعدادشان كم مى شد. در همين راستا از ۱۱ اسپانسر و حامى اصلى كه داشتم، ۶ تا را حذف كردم و حالا فقط با ۵ اسپانسر اصلى طرف هستم و همين مسأله از ميزان كارها و برنامه هاى تبليغاتى و جنبى من كاسته است. دوستان و مشاوران من در اين زمينه و در كاستن از حجم برنامه هاى تبليغاتى ام بسيار مؤثر و كوشا بوده اند و با برنامه ريزى و همت آنها حالا به فوتبال و ميادين آنها نزديكترم و كلاً كمتر چيزى مى تواند بين من و اين ورزش براى درازمدت فاصله بيندازد. آيا فكر مى كنيد تلاشى كه شما و ياران تان در ميدان مسابقات ارائه مى دهيد براى حل مشكلات رئال مادريد كافى است؟ اين سؤالى است كه خيلى ها از ما مى كنند. از نظر آنها، ما رئالى هابه خاطر اسم و رسم و شهرت مان در داخل ميدان سنگ تمام نمى گذاريم و از جنگهاى رودر رو گريزانيم و تنبل و راحت طلب هستيم و به اندازه ساير تيم ها فداكارى و از خودگذشتگى نداريم ، در حالى كه اين طور نيست و برعكس ما نيز حداكثر كوشش خود را به كار مى گيريم. شما هرگز نمى توانيد در اين زمينه ايرادى را متوجه مثلاً روبرتو كارلوس و يا فيگو كنيد. آنها هرچه دارند عرضه مى كنند. خود من نيز همين طور. اين عادت من از قديم است كه در هرميدانى حضور دارم ، هرچه در وجودم هست ارائه كنم و قدمى پا پس نگذارم و هرگز نمى توان برچسب كم كار بودن را به من زد. من هر ايرادى داشته باشم، امكان ندارد كم فروشى كنم و از اين عيب مبرا هستم. نام بچه سوم تان را يك واژه اسپانيايى (كروز) انتخاب كرديد. آيا اين نشانه حل شدن تان در فرهنگ اين كشور نيست؟ نه، اين طور نيست. اين صرفاً واژه اى بود كه من و همسرم جايى شنيديم و پسنديديم و اين جور كه شما مى گوييد به قضيه نگاه نكرديم. اين كلمه به زبان اسپانيايى معناى صليب را مى دهد و مشابه آن در انگليسى، كراس است. صرفاً يك انتخاب براساس سليقه بود. همين و بس. به رغم تمام تلاشها و خوش بينى هاى شما تيم ملى انگليس در سالهاى اخير صاحب هيچ عنوان مهمى در سطح جهان و حتى اروپا نشده و همچنان تحت الشعاع سايرين است و به نظر مى رسد كه اريكسون براى پست محوله به او انتخاب مناسبى نبوده است. چقدر احتمال مى دهيد كه نوار ناكامى تان را در جام جهانى ۲۰۰۶ قطع كنيد(البته در صورت صعود) ما نهايت تلاش مان را مى كنيم اما در فوتبال هيچ چيز قابل پيش بينى نيست. چه كسى فكر مى كرد كره جنوبى و تركيه به نيمه نهايى جام جهانى قبلى (۲۰۰۲) برسند. حريفان ما نيز تيم هاى كوچكى نيستند. شما وقتى با امثال برزيل ، ايتاليا، آلمان و آرژانتين بازى مى كنيد ، تا چه حد مى توانيد به پيروزى تان مطمئن باشيد؟ ما در جام جهانى ۲۰۰۲ به برزيل باختيم و توسط تيمى حذف شديم كه بعداً قهرمان شد و در يورو ۲۰۰۲ در برابر پرتغالى شكست خورديم كه نايب قهرمان شد. در دنياى كنونى فوتبال هيچ چيز تضمين شده نيست و تيم ها بسيار به هم نزديكند و اگر برزيل را مستثنى بدانيم، عناوين بيشتر بين ساير تيم ها تقسيم مى شود و فكر نمى كنم ايرادى خاص و اضافى متوجه ما باشد. آيا شما حقيقتاً آينده فوتبال انگليس را روشن مى بينيد؟ چرا كه نه؟ ما با جوانانى مستعد مثل رونى ، رايت فيليپس ، دفو، داونينگ ، بريج و كينگ قطعاً در آينده از اين هم بهتر نتيجه خواهيم گرفت و شايد بتوان ما را از جوان ترين تيم ها در ميان تيم هاى نامدار و «قدرت »هاى سنتى فوتبال اروپا ناميد. آيا كشورى ديگر جرأت داشته است كه در بازيهاى مهم خود ناگهان افرادى كم تجربه در سطح ملى چون كينگ و رايت فيليپس را به ميدان بفرستدو جواب هم بگيرد، شايد امثال من ، نويل ، كمپبل و جيمز فاصله اى زياد با بازنشستگى در سطح ملى نداشته باشيم ، اما خيال مان راحت است كه نسل بعدى براى جايگزينى ما از حالا مهيا است.
|