|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دگرديسى يك باز به كبوتر!؟
|
|
|
ارايه تصويرى تمام قد و آينه وار از پل ولفوويتس، آنگونه كه كوچكتر از قاب عكس خيره كننده اش در دفتر نشريه نومحافظه كار «ويكلى استاندارد» و بزرگتر از آثار كاريكاتوريستهاى ضد جنگ باشد، آسان نيست.شما مى توانيد، بسته به گرايش سياسى خود، اين استراتژيست كهنه كار را «معمار جنگ عراق»، «باز كبوتر ستيز»، «حامى اسرائيل»، «همپالكى نومحافظه كاران آرمانگرا» يا كاملاً برعكس، «مروج مردم سالارى»، «دشمن تروريسم»، «مدافع حقوق بشر» و «منتقد اسرائيل» بناميد، اما همچنان وى را نشناسيد. خودش مى گويد: «بسيارى از مردم در حالى از من ايراد مى گيرند كه مرا تنها از طريق كاريكاتورهايى مى شناسند كه گاه اصلا دقيق نيست.» از همين رو،هنگامى كه جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا، آقاى ولفوويتس را در اواسط ماه مارس ۲۰۰۵ به عنوان نامزد كشورش براى رياست بانك جهانى معرفى مى كرد، كوشيد او را از نو معرفى كند. برداشتن « كلاه چينى» آقاى بوش دو دليل را به نشانه گواه صلاحيت اين ديپلمات سابق براى احراز اين سمت برشمرد: مديريت توانمند در وزارت دفاع ايالات متحده و آشنايى با سازوكار توسعه. بى ترديد گستردگى تشكيلات ادارى پنتاگون با يك نهاد مالى مانند بانك جهانى قابل قياس نيست و آقاى ولفوويتس از مارس ۲۰۰۱ كه براى سومين بار در وزارت دفاع آمريكا مشغول بكار شد، نشان داد كه برخلاف اكثرمعاونان وزرا، كارپرداز صرف نيست و نمى گذارد مافوقش ايده هاى وى را در كشوى ميزش بايگانى كند يا به نام خود به خورد رسانه ها بدهد. اما عمده كارشناسان درباره مهارتهاى آقاى ولفوويتس براى پيشبرد برنامه هاى توسعه و مبارزه با فقر در ميان كشورهاى كمتر توسعه يافته ابراز ترديد مى كردند، زيرا او را معمار جنگ و ويرانى مى پنداشتند، نه صلح و آبادانى. تا به امروز، بزرگترين پروژه توسعه براى وى جنگ و بازسازى عراق بوده كه اصلاً امتياز قابل تقديرى در كارنامه اش ارزيابى نمى شود. آنها همچنين ادعا مى كنند آقاى ولفوويتس از اوج گيرى كشورهاى تازه توسعه يافته يا در حال توسعه بخاطر تهديد بالقوه شان براى منافع سياسى و اقتصادى ايالات متحده انزجار دارد. اين منتقدان به حادثه اى در ماه مه ،۲۰۰۱ در بحبوحه كشمكش واشنگتن با پكن پس از تصادم يك هواپيماى جاسوسى آمريكا با جنگنده اى چينى، اشاره مى كنند كه وى دستور داد ۶۰۰ هزار كلاه نظامى ساخت چين كه يك مناقشه شديد داخلى در ارتش آمريكا براه انداخته بود، منهدم شود. آقاى ولفوويتس در يادداشتى رسمى نوشت: «رئيس ستاد مشترك ارتش تعيين كرده است كه نيروهاى آمريكايى نبايد كلاه هاى ساخت چين يا توليد شده از مواد چينى را به سر بگذارند.» در ميان اين همه ابهام درباره شخصيت و ايدئولوژى اين تحليلگر نظامى، اين سؤال مطرح مى شود: پل ولفوويتس واقعى كيست و پل ولفوويتس بودن چه مفهومى دارد؟ وداع با ترحم ديويد پلاتز، تحليلگر آمريكايى، براى فلسفه آقاى ولفوويتس چهار ركن را متصور است: «۱) كنجكاوى روشنفكرانه، ۲) اصرار بر آمادگى براى اتفاقات غير منتظره، ۳) باور به قدرت آمريكا (و بدبينى نسبت به تعاملات و معاهدات بين المللى)، ۴) ايمان به پيشگيرى.» شايد عجيب باشد كه با وجود بيش از ۳۰ سال خدمت در دولت آمريكا، بخش زيادى از فلسفه سياسى آقاى ولفوويتس در جوانى اش نضج گرفته است. پدرش، ياكوب، از رياضيدانان و نظريه پردازان برجسته لهستانى بود كه در سال ،۱۹۲۰ پيش از تجاوز نازيها به وطنش، از ورشو به نيويورك مهاجرت كرد. پل ولفوويتس كه در ۲۲ دسامبر ۱۹۴۳ در نيويورك متولد شده، مى گويد برخى از بستگانش را در جريان كشتار يهوديان در جنگ جهانى دوم از دست داده و همين امر سبب شده است تا ترحم بر دشمن، حتى دشمن بالقوه، را از دايره احساساتش كنار بگذارد. او همچنين مى گويد كه در كودكى كتابهايى درباره كشتار يهوديان و بمباران اتمى هيروشيما خوانده و بر اين نكته ايمان آورده است كه مسؤوليت آمريكا اين است كه «ديده بان اخلاقى» جهان باشد. اين مهاجرزاده خردسال در مدرسه آرزو داشت حرفه پدر را در پيش بگيرد، اما بعد از گرفتن ليسانس رياضيات از دانشگاه كورنل در ،۱۹۶۵ وى به اين نتيجه رسيد كه مناسبات بين الملل را به روابط اعداد و مناقشات سياسى را به بازيهاى رياضى ترجيح مى دهد.همين علاقه به اخذ درجه دكترى علوم سياسى از دانشگاه شيكاگو در۱۹۷۲ انجاميد. آقاى ولفوويتس در دانشگاه كورنل با كلر سلگين طرح آشنايى ريخت كه بعدها به يك محقق برجسته در حوزه مردم شناسى اندونزى تبديل شد. آنها در سال ۱۹۶۸ ازدواج كردند و در ۲۰۰۲ از همديگر طلاق گرفتند. در دانشگاه شيكاگو آقاى ولفوويتس مريد يك متفكر نظامى به نام آلبرت ولستتر شد كه اين باور را به وى تلقين كرد كه فناورى پيشرفته تسليحاتى، رمز برترى آمريكا خواهد بود. آقاى ولستتر معتقد بود مطالعه منطقى جنگ اتمى نه تنها ممكن بلكه ضرورى است. ولستتر و ايده هاى اتمى اش الگويى براى فيلم «دكتراسترنج لاو» ساخته استنلى كوبريك شد و خود آقاى ولفوويتس به سائول بلو براى خلق يكى از شخصيتهاى رمان «راولشتاين» الهام بخشيد. حذف رقيبان گمان مى رود آقاى ولفوويتس در همان سالها به جنبش نومحافظه كارى آمريكا پيوست، ولى نرمخويى و لحن آرام وى با ساير نومحافظه كارانى كه غالباً تندخو و پرخاشگرند، تضاد آشكار دارد. يك روزنامه نگار پس از شركت در يكى از جلسات مطبوعاتى اين مشاورنظامى گفته است: «او شخصيتى جذاب دارد كه صداقت روشنفكرانه اى از آن مى تراود.» با وجود اين توصيف، يكى از لطيفه هاى سياسى مخالفان جنگ در آمريكا اين است كه «بيماران قلبى ترجيح مى دهند قلب آقاى ولفوويتس به بدنشان پيوند زده شود، زيرا وى از آن استفاده نكرده است.» اما آقاى ولفوويتس اين اتهام را رد مى كند و در توجيه مهربانى خود مى گويد كه بازديدش از اندونزى بعد از دريا لرزه سونامى در دسامبر۲۰۰۴ كه به مرگ بيش از دويست هزار نفر انجاميد، او را به تصدى رياست بانك جهانى و كمك به كشورهاى توسعه نيافته علاقه مند تر كرد. بسيارى از مردم دنيا همچنان با ديدن صحنه هاى كشتار عراقى ها به دست مردان مسلح مخالف اشغال عراق شخصيت آقاى ولفوويتس را ذاتا »اهريمنى» مى دانند و براى اين برداشت خود دلايلى دارند. در سال ۱۹۹۲ وى چشم انداز «مسير آمريكا براى قرن بعد» را ترسيم كرد كه آنقدر جنجال آفرين بود كه ديك چنى به عنوان وزير دفاع وقت ايالات متحده دستور يافت آن سند را بازنويسى كند. آقاى ولفوويتس توصيه كرده بود حتى «در مناقشاتى كه منافع آمريكا مستقيما به خطر نيفتاده است»، از جنگ افزارهاى اتمى، ميكروبى و شيميايى به صورت حملات پيشگيرانه استفاده شود تا رقباى احتمالى آمريكا، از جمله آلمان و ژاپن، «حتى به فكر تبديل شدن به قدرتى منطقه اى و جهانى نيفتند.» درسال ۱۹۹۷ آقاى ولفوويتس و همكارانش از جمله آقاى چنى و ريچارد پرل كه در مقام معاون وزير دفاع دولت رونالد ريگان به «شاهزاده تاريكى» ملقب شده بود، در خلال رياست جمهورى بيل كلينتون يك گروه فكرى به نام «پروژه براى قرن نوين آمريكا» را تشكيل دادند. اين گروه در سندى در سال ۲۰۰۰ استدلال كرد كه «رويدادى مصيبت بار و تحرك بخش مانند يك پرل هاربر جديد» لازم است تا سيطره جهانى ايالات متحده تضمين شود. آنها مى گفتند كه «مهار» عراق و ساير «كشورهاى بالقوه تجاوزطلب» ناكارآمد بوده و بايد از «پيشدستى» استفاده كرد. آقاى كلينتون به همراه جورج بوش پدر و كالين پاول، وزير سابق امور خارجه آمريكا، اين ايده را رد كردند. حتى جورج بوش پسر نيز تا پيش از يازده سپتامبر ۲۰۰۱ به نيويورك و واشنگتن همين سياست را دنبال كرد (اما پل اونيل، وزير سابق خزانه دارى آمريكا در كتاب «تاوان وفادارى» نوشته ران ساسكيند ادعا مى كند كه آقاى بوش از ابتدا موافق حملات پيشگيرانه عليه اهداف متخاصم بود). پس از يازده سپتامبر ،۲۰۰۱ آقاى ولفوويتس خواستار هدف قرار دادن رژيم صدام حسين به عنوان اولين گام درجنگ جهانى با تروريسم شد، اما آقاى بوش تصميم گرفت كه نخست به سراغ القاعده و طالبان برود. آقاى ولفوويتس عراق را از زمان رياست جمهورى جيمى كارتر نشانه گرفته بود و حتى در مقاله اى درباره نفوذ خطرناك رژيم حزب بعث هشدار داده بود. وى همچنين از بيل كلينتون خواسته بود از شر صدام حسين خلاص شود. حمايت از مردم سالارى آقاى ولفوويتس نخستين بار در سال ۱۹۶۶ وارد دولت آمريكا شد و يك سال را به عنوان كارآموز مديريت در دفتر بودجه گذراند. وى از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ در دانشگاه ييل به تدريس پرداخت و سپس در سال ۱۹۸۱ در دانشگاه جانز هاپكينز به اين حرفه ادامه داد. در ۱۹۹۳ نيز او در دانشكده ملى جنگ ايالات متحده استاد استراتژى امنيت ملى بود. در اوايل دهه ،۱۹۷۰ آقاى ولفوويتس براى آژانس خلع سلاح و كنترل تسليحات كار مى كرد و فعاليت اصلى وى مذاكرات محدودسازى تسليحات استراتژيك و ساير مسائل مربوط به منع گسترش جنگ افزارهاى اتمى بود. گفته مى شود وى نقش مهمى در انهدام صدها جنگ افزار اتمى آمريكا و اتحاد جماهير شوروى سابق ايفا كرده است. از ۱۹۷۷ تا ،۱۹۸۰ وى معاون قائم مقام وزارت دفاع ايالات متحده در برنامه هاى منطقه اى بود و در آنجا به اولين ارزيابى عمده منافع و چالش هاى استراتژيك آمريكا در خليج فارس پرداخت و به تشكيل آنچه بعداً فرماندهى مركزى ارتش آمريكا شد، كمك كرد. او سپس در اوايل دهه ۱۹۸۰ به مدت دو سال رئيس برنامه ريزى وزارت امور خارجه آمريكا بود. آقاى ولفوويتس در سال ۱۹۸۳ معاون وزير امورخارجه آمريكا براى شرق آسيا و اقيانوسيه شد. زندگينامه رسمى وى خاطر نشان مى كند: «آقاى ولفوويتس به بهبود قابل توجه روابط ايالات متحده با چين و تقويت ائتلاف آمريكا با ژاپن و كره جنوبى كمك كرد. وى همچنين در حمايت از گذار مسالمت آميز فيليپين از ديكتاتورى فرديناند ماركوس به مردم سالارى و همواركردن راه گذار كره جنوبى به مردم سالارى نقش مهمى ايفا كرد.» اما يك روزنامه نگار به نام تيم شاراك عقيده دارد كه حمايت علنى دولت رونالد ريگان از جمله آقاى ولفوويتس از چوون دوو- وان، ديكتاتور وقت كره جنوبى، مايه دلسردى مخالفان دولت ديكتاتور سابق كره جنوبى شد و »به احساسات ضد آمريكايى مردم كره كه تا به امروز شعله مى كشد، دامن زد.» سه سال بعد وى به عنوان سفير آمريكا به اندونزى رفت. در زندگينامه رسمى آقاى ولفوويتس در وب سايت پنتاگون آمده است كه وى در اندونزى به دفاع از اصلاحات سياسى پرداخت و دولت جاكارتا را به رعايت حقوق مالكيت معنوى آمريكا ملزم كرد. فعالان مردم سالارى درچهارمين كشور پرجمعيت جهان و بزرگترين كشور دنياى اسلام خاطرات متفاوتى از آن روزها دارند. بن ترال، مفسر امور اندونزى، مى نويسد: «آقاى ولفوويتس در مقام سفير آمريكا در اندونزى تجسم حمايت خلل ناپذير سياسى، نظامى و ديپلماتيك واشنگتن از حكومت سوهارتو بود.» از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳ اين ديپلمات سابق در خلال رياست جمهورى جورج بوش پدر معاون سياست گذارى وزارت دفاع آمريكا شد. در آن سالها آقاى ولفوويتس در كانون دولتى قرار داشت كه با چالش طراحى مجدد استراتژى دفاعى اش بعد از پايان جنگ سرد مواجه بود. تيم سياست گذارى دفاعى وى همچنين نقش مهمى در ايجاد هماهنگى و بازنگرى در استراتژى آمريكا در جنگ خليج فارس ايفا كرد و بر طرحهايى نظارت داشت كه در نهايت بيش از پنجاه ميليارد دلار بصورت حمايت مالى براى عمليات «توفان صحرا» گردآورى كرد و مانع از ورود اسراييل به اين جنگ شد. شبهاى عربى و رابطه عبرى آقاى ولفوويتس يكى از معدود نومحافظه كارانى است كه، حداقل در ظاهر، از تشكيل دولت فلسطين حمايت كرده و به رنج فلسطينيان در مبارزه شان با اسراييل اذعان كرده است. از همين رو، در سال ۲۰۰۲ يهوديان در تظاهراتى در پشتيبانى از اسراييل، آقاى ولفوويتس را به تمسخر گرفتند. دوست دختر آقاى ولفوويتس از حاميان سرسخت اشاعه مردم سالارى در جهان عرب است. جالب اين است كه دوست دختر آقاى ولفوويتس، شاها على رضا، در تونس به دنيا آمده و در عربستان سعودى پرورش يافته و از حاميان سرسخت اشاعه مردم سالارى در جهان عرب است. اين فمينيست عرب كه در اداره ارتباطات بانك جهانى به عنوان هماهنگ كننده ارشد امورخاورميانه و شمال آفريقا كار مى كند، تحصيل كرده دانشگاه آكسفورد و شهروند بريتانياست. هردو آنها از همسران سابقشان جدا شده اند. آقاى ولفوويتس دو دختر و يك پسر دارد و خانم رضا، پسرى ۱۸ ساله. حضوراين زن عرب در زندگى آقاى ولفوويتس مايه شگفتى منتقدانى شده است كه مى گويند آقاى ولفوويتس براى منافع صهيونيستها گام برمى دارد. اما كارشناسان مى گويند كه خانم رضا نقش وزنه تعادل را با خواهر آقاى ولفوويتس بازى مى كند كه با يك اسراييلى ازدواج كرده و در اسراييل زندگى مى كند. منابع خبرى خواهر آقاى ولفوويتس را يك زيست شناس ميانه رو توصيف كرده اند كه قدرى به سياستهاى تندروانه اسراييل علاقه دارد. همين مساله و اصرار آقاى ولفوويتس به سرنگونى رژيم صدام حسين سبب شده است كه منتقدان اصرار بورزند كه وى با حكومتهاى عربى خصومت دارد. منبع: بى.بى.سى
|
|
|
|
|
عربستان سعودى ۱۶۳۵كيلومتر خطوط ريلى مى سازد
|
|
|
به گفته وزير ترابرى و جهانگردى فرانسه، شركتهاى فرانسوى به دنبال بهره بردارى از فرصت هاى اقتصاد عربستان سعودى هستند. ژيل دوروبين در پايان يك ديدار دو روزه از عربستان گفت او رهبرى يك تيم ۲۰ نفره از نمايندگان شركتهاى فرانسوى را در اين مدت برعهده داشته است. او پس از ملاقات با بازرگانان سعودى در اتاق بازرگانى و صنايع در رياض به خبرنگاران گفت: «من معتقدم بنگاههاى فرانسوى قادر هستند تا به پروژه هاى بالقوه در عربستان جواب دهند.» دوروبين با حسرت از حضور ضعيف بنگاههاى فرانسوى در بازار سعودى ياد كرد و گفت: شركتهاى فرانسوى به اندازه كافى نتوانستند وارد بازار شوند. او گفت: «من با احساس از گناه برمى گردم و در اين احساس با شركتهاى فرانسوى شريك هستم.» در همين حال، رئيس بنگاه بين المللى SNCF، كه يك شركت وابسته به راه آهن فرانسه است، گفت كه اين شركت فرانسوى تمايل دارد تا بجاى سرمايه گذارى در ساختمان يا اجراى طرحهاى بزرگ راه آهن در عربستان سعودى، در قرار داد هاى مشاوره اى و دستيارى سرمايه گذارى كند. عربستان سعودى قصد دارد يك خط آهن ۱۶۳۵ كيلومترى در كشور احداث كند. ژان پير لوبينوكس گفت: «استراتژى ما اين نيست كه اپراتور باشيم... عقيده من آن است كه به عنوان مشاور در مديريت راه آهن فعاليت كنيم و براى ارتقاى حرفه اى گرايى، آموزش هاى لازم را بدهيم.» عربستان سعودى در نظر دارد يك خط آهن ۹۵۰ كيلومترى رفت و برگشتى از رياض به جده احداث كند. اين پروژه چندين ميليارد دلارى جزو طرحهاى خط آهن است كه قرار است خطوط موجود را از پايتخت به شهر نفتى دمام متصل كند. همچنين قرار است يك خط ۱۱۵ كيلومترى ميان فرودگاه بين المللى شهر دمام و بندر دريايى صنعتى جبيل واقع در خليج فارس ساخته شود. ساخت يك خط آهن ۵۷۰ كيلومترى ديگر ميان مكه، مدينه و جده و ادامه آن به شهر صنعتى يانوب در درياى سرخ در برنامه است كه براى راحتى سفر دو ميليون زائر بيت الله الحرام كه هر سال به موسم حج مى روند ساخته مى شود. اما دولت سعودى قصد دارد اين شبكه خط آهن را بدون استفاده از منابع مالى خود بسازد و در عوض به سرمايه گذارى بخش خصوصى اتكا كند. به گفته لوبينوكس شركت راه آهن فرانسه تقريباً با مقامات راه آهن سعودى بر روى تهيه «مطالعات فنى سه طرح» كار مى كنند. او گفت: «ما براى يك سال است كه اين كار را مى كنيم و آماده دريافت پيشنهادات هستيم.»
|
|
|
|
|
آب؛ ابزار تركيه براى تبديل شدن به قدرت منطقه
|
|
|
اگر در خاورميانه خشك و لم يزرع تنها يك چيز باشد كه از آن به عنوان اهرم قدرت بتوان استفاده كرد، آب است كه در تركيه هم به وفور از آن يافت مى شود. اما ثروت آب تركيه هم كه در اصل موطن رودخانه هاى دجله و فرات و نيز مخزن ۲۴رودخانه بزرگ هم است نيز منشأ تنش هاى همسايگان خشك و بى آب يعنى سوريه و عراق هم شده است. تركيه با كنترل منشأ دو رودخانه توانسته اولين استفاده كننده آب باشد و از آن به بهترين وجه در كشاورزى و صنعت خود بهره ببرد و دو همسايه جنوبى خود را هم درانتظار بخشايش آنكارا بگذارد. تنش ها زمانى برخاست كه تركيه در سال ۱۹۸۱ تصميم گرفت سد آتاتورك را كه پنجمين سد بزرگ جهان و بخشى از طرحهاى جاه طلبانه آسياى شرقى آناتولى است، برروى رودخانه فرات بسازد. طرح آناتولى كه پيش بينى شده در سال ۲۰۱۰ به پايان برسد، اما به دليل كمبود منابع مالى به نظر مى آيد تا سال ۲۰۲۰ به طول بكشد، براى توسعه فقيرترين نواحى تركيه طراحى شده است. اين طرح همچنين باعث خواهدشد سهم آب سوريه از رود فرات تا ۴۰ درصد و عراق تا ۹۰ درصد كاهش يابد. رودخانه فرات با ۲۳۰۰ كيلومتر طول به سوريه و سپس به عراق سرازير مى شود. تركيه مدعى ۸۰درصد جريان آب فرات و ۴۰ درصد آب دجله است و خواستار استفاده آزاد و مستقل از آنها است. اين درحالى است كه هنوز هيچ توافق بين المللى كه حاكم بر تقسيم منابع آب ميان كشورهايى كه يك رودخانه مشترك دارند وجود ندارد. درحالى كه سوريه، تركيه را با اجراى طرح توسعه آناتولى متهم به محروم كردن آنها از حق طبيعى خود مى كند، آنكارا مدعى است كه دمشق آب را باتوجه به سيستم آبيارى قديمى كه دارد هدر مى دهد. تركيه و سوريه اولين بار در سال ۱۹۸۷ به يك توافق دست يافتند، دراين توافق آنكارا جريان ورودى ۵۰۰مترمكعب آب بر ثانيه به سوريه را تضمين كرد كه نيمى از آن جريان طبيعى بود. دراين توافق پيش بينى نشده بود كه سوريه اجازه خروجى چه مقدار آب را به عراق بدهد. در سال ۱۹۹۲ سه كشور يك كميته فنى را براى مذاكره سهميه آب ايجاد كردند اما هنوز اين كميته به نتيجه اى نرسيده است. از سال ۱۹۹۸ روابط تركيه و دمشق كه يك موافقتنامه امنيتى را با يكديگر امضا كردند بهتر شده است. اين توافقنامه به دنبال حمايت دمشق از شورشيان كرد در تركيه كه نزديك بود آتش جنگ را بين دو كشور دامن بزند امضاشد. به گفته تحليلگران و مقامات تغيير رژيم در عراق هم مى تواند به مذاكرات كمك كند. يك ديپلمات ترك كه نخواست نامش فاش شود،گفت: تغييرات منطقه يك فضاى مناسبى را براى بحث برروى مسأله آب ايجاد كرده است. اما حسين باجچى پروفسور روابط بين الملل در تركيه مى گويد: مشكل همچنان باقى است اما با توجه به دموكراتيزه شدن عراق و شفاف تر شدن فضاى سياسى در دمشق مى توان بر اين مشكل غلبه كرد. تركيه همچنين با طرح «آب صلح» كه فروش آب از رودخانه مناوگات و انتقال آن از بندر مديترانه اى آنتاليا به مشتريان بالقوه ازجمله اسرائيل و اردن است، به دنبال سودبردن از اين منبع كمياب و باارزش است.
|
|
|
|
|
بدترين خسارات جهان
در سال گذشته ميلادى شركتهاى بيمه در مجموع ۳۸ميليارد دلار بابت خسارت پرداخت كردند و اين خسارتها بيشتر ناشى از وقوع ۱۳توفان در ايالات متحده و همسايگانش و ۱۰توفان در ژاپن بوده است. در همين حال بيشتر مرگ و مير ناشى از بلاياى طبيعى و غيرطبيعى در سال گذشته به سونامى آسياى جنوب شرقى با ۲۸۰هزار نفر كشته اختصاص دارد. در گزارش اكونوميست، انفجار قطار حامل مواد شيميايى در نيشابور كشورمان در ارديبهشت ماه پارسال در نهمين رده فهرست «بدترين خسارات انسانى جهان» قرار گرفته است.
|
|
|
|
|
اقتصاد قطر زير حملات انتحارى
انفجار يك خودروى بمب گذارى شده در دوحه پايتخت قطر در دو هفته قبل باعث بروز نگرانى هايى در سرمايه گذاريهاى اقتصادى در آن كشور شده است. اما در اين حال برخى از كارشناسان اقتصادى تأثير آن را بر اقتصاد كشور ناچيز مى دانند. يشير الكهولت، تحليلگر مالى كه با بانك مركزى قطر كار مى كند معتقد است تاكنون هيچ علامتى كه نشان دهد اين بمب گذارى بر روى اقتصاد اثر گذاشته داده نشده است. او گفت: تا اين لحظه، با آنكه همه بدنبال آن هستند كه ببينند چه اتفاقى افتاده اما هيچ اثرى از آن بر روى اقتصاد نمى بينم. اقتصاد قطر به طور اعجاب انگيزى در همه حوزه ها گسترش يافته است. كهولت گفت: قطر؛ عربستان سعودى، كويت و يا عراق نيست. او با اشاره به پروژه هاى سنگين و ميليارد دلارى كه در بخش گاز آن كشور در حال اجرا است اين حمله ايزوله شده را بى تأثير دانست و افزود: ما يك سيستم امنيتى خيلى خوب داريم. اين اتفاق مى تواند در همه جا روى دهد. اين نظر را هم محمد خليل المنا، رئيس اتاق بازرگانى قطر مى گويد. او گفت: من فكر نمى كنم اين تأثير مهمى بر اقتصاد گذاشته باشد. قيمت بازارهاى سهام در سطح عادى است. قيمت سهام برخى از بنگاهها بالا رفته و برخى هم پايين آمده. اين چيزها عادى است. انفجار بمب در خارج از تئاتر دوحه كه يكى از نمايشنامه هاى شكسپير در آنجا در حال اجرا بود روى داد و بسيارى از ساكنان اين اميرنشين كوچك را كه بزرگترين صادر كننده ال ان جى جهان است را تكان داد. اين عمليات انتحارى را فردى به نام عمر احمد عبدالله على كه يك مصرى متخصص IT بود و با شركت نفت قطر كار مى كرد انجام داد. مسؤوليت اين عمليات را يك سازمان به نام «جنود الشم» برعهده گرفته و اعلام كرده «تا زمانى كه سربازان مسيحى و يهودى در كشورهاى اسلامى هستند، اين عمليات انتحارى را در داخل و خارج از خاك آمريكا ادامه مى دهيم و با اقتصاد آمريكا همانگونه عمل مى كنيم كه آن با اقتصاد كشورهاى مسلمان عمل كرده است.»
|
|
|
|