|
صندلى خالى
پرداخت نفقه به چه كسى اولويت دارد
|
|
|
«صحرا» وقتى به خودش آمد كه عاشق خشايار شده بود. با اينكه پولدار بود و در يك خانواده مرفه بزرگ شده بود، با اينكه هميشه از پوشيدن لباس هاى گرانقيمت به ديگران فخر مى فروخت، با اين حال به خشايار درهمان لباس هاى ساده دل بسته بود. نخستين بار خشايار را در راه بازگشت از دانشگاه ديده بود. آن روز غروب صحرا زير باران منتظر تاكسى بود كه دو پسرجوان مزاحمش شده بودند و او در برابر نگاههاى بى تفاوت رهگذران درحالى كه به شدت ترسيده بود، با حمايت جوانى روبه رو شده بود كه بعدها فهميده بود خشايار است. خشايار پس از حمايت از او، «صحرا» را تا نزديك خانه شان رسانده بود. صحرا شماره تلفن خشايار را گرفته بود و پدرش شب پس از شنيدن آنچه كه اتفاق افتاده بود، براى تشكر به خشايار تلفن زده بود. از آن به بعد هروقت كه صحرا با مشكل روبرو مى شد به ياد خشايار مى افتاد. همين مسأله باعث شد چندبار با خشايار تماس بگيرد. بعد ازمدتى متوجه شد به خشايار علاقه مند شده است. خشايار هم از اين ديدارها خوشحال بود و حتى حاضر بود كارش را به خاطر ديدن صحرا رها كند. بالاخره بعد از چندماه خشايار به او پيشنهاد ازدواج داد. صحرا از اين پيشنهاد خيلى خوشحال شد و موضوع را با مادرش مطرح كرد. اما واكنش مادرش دور از انتظار او بود. - ديوانه شدى دختر؟ همان پسرى را مى گويى كه به تو كمك كرده بود؟ او كه ظاهرش به ما نمى خورد. صحرا اعتراض كرده بود. - مگر همه چيز ظاهر و پول است. يعنى چه كه به من نمى خورد. چرا شما از اينكه دامادى زحمتكش داشته باشيد، احساس خجالت مى كنيد؟ چرا به علاقه و عشق فكرنمى كنيد. هيچكدام از استدلال ها و حرف هاى صحرا براى پدرومادرش قابل قبول نبود. آنها فكرمى كردند صحرا دچار تخيلات شده و عقلش را ازدست داده است. با اين حال صحرا فقط به عشق فكرمى كرد. چندماه طول كشيد تا صحرا موفق شد پدرش را راضى كند. پدر با اين شرط رضايت به ازدواج او و خشايار داد كه صحرا اگر در زندگى دچار مشكلى شد، از پدر و مادرش كمك نخواهد و صحرا براى رسيدن به خشايار اين را پذيرفت. با وجود اينكه صحرا از سالها قبل هزار آرزو و برنامه براى ازدواجش چيده بود ولى به همه چيز پشت پا زد و درنهايت سادگى پا به خانه پدر خشايار گذاشت و در طبقه بالا ساكن شد. خشايار كارمند يك شركت خصوصى بود. ازهمان روزهاى اول وقتى صحرا متوجه شد ديگر نمى تواند ريخت و پاش هاى خانه پدرى را داشته باشد، كمى برايش سخت بود. اين باعث شد پس از مدتى عصبى شود. ناراحتى او وقتى به اوج رسيد كه باردار شد. او عادت به سختى و محروميت نداشت. اوقات اش اكثراً تلخ بود. نمى دانست چطور با كمبودها كنار بيايد. نمى دانست چطور بايد با اين مشكلات برخورد كند. چندبار گوشى تلفن را برداشته بود تا از پدرش كمك بخواهد ولى غرورش مانع از اين شده بود كه صحبت كند. صحرا شرايط را تحمل مى كرد. دخترش كه به دنيا آمد. سرش به بچه دارى گرم شد. سعى مى كرد كمتر به كمبودها فكركند. بالاخره شرايطى درست كرده بود كه با كم هم زندگى را مى چرخانيد. هرچند كه در خيلى موارد ازنظر روحى بشدت عصبى مى شد. با اين حال سعى مى كرد خم به ابرو نياورد. هروقت خسته مى شد به عشق و خشايار فكرمى كرد و با اميد به زندگى ادامه مى داد. ۱۰سال از زندگى مشترك او با خشايار مى گذشت حالا او صاحب چهار فرزند شده بود. بچه ها هرچه بزرگتر مى شدند، مشكلاتشان هم بيشتر مى شد. خشايار براى تأمين هزينه زندگى از صبح تا شب تلاش مى كرد ولى كماكان آخر هرماه مشكلات هميشگى وجودداشت. ندارى و بدبختى و چه كنم، ديگر به اين طور زندگى كردن انگار عادت كرده بود. بيمارى پدر خشايار باعث شده بود كه دست و بالشان بيشتر بسته شود. خشايار تنها پسر آنها بود و چاره اى جز كمك به خانواده و پدر بيمارش نداشت. بعد از شش ماه حال پدر خشايار بدترشد و بالاخره چشم از دنيا بست. هزينه هاى سرسام آور دفن و كفن و عزادارى و... كم كم پس ازچندماه با كار بيشتر خشايار جبران شد. اما خشايار هم از اين همه كار خسته شده بود. ديگر قدرت گذشته را نداشت. ديگر حوصله سابق را نداشت. صحرا ناچار بود تمام مسؤوليت ها را تنها به دوش بكشد. زندگى هرروز بيشتر برآنها فشار مى آورد و سخت تر مى شد. صحرا ناچار با پدرش صحبت كرده بود ولى پدر حرف سالها قبل را زده بود. - خودت خواستى كه اين طور ازدواج كنى. من گفته بودم. يك سال از مرگ پدر خشايار مى گذشت، هزينه زندگى مادر پير خشايار شده بود يك فشار مضاعف. صحرا ديگر توان نداشت. - مگر تنها تو بچه مادرت هستى؟ چرا بقيه با اينكه وضع مالى شان از ما بهتر است به او كمك نمى كنند. تازه مادرت، حقوق پدرت را مى گيرد چه نيازى دارد كه اين طور ريخت و پاش كند؟ چه كسى و چه چيزى باعث مى شود اين قدر زندگى را برمن و بچه هايت تنگ كنى؟ ديگر ازاين زندگى خسته شده ام و توان ندارم. تو حاضرى ما سختى بكشيم ولى مادرت... خشايار براى اولين بار در طول زندگى شان دست روى صحرا بلندكرده بود. - ساكت باش! مادرم بعد از مرگ پدر خيلى تنها شد. تنها دلخوشى او اين است كه من به او كمك كنم. آنوقت مى گويى اين دلخوشى را هم از او بگيرم؟ انصافت كجاست؟ من بايد خرجى مادرم را بپردازم. تنها پسرش هستم. صحرا شكسته و اندوهگين چشم به آسمان دوخته بود. انگار منتظر يك معجزه بود. نمى دانست حق با اوست يا با شوهرش؟ نمى دانست نفقه او و بچه هايش ازنظر قانون در اولويت است يا نفقه مادر خشايار. مجيد يوسفى - معاون مجتمع قضايى خانواده (۱): گرچه موضوع سؤال مقدم بودن يا نبودن نفقه زن و فرزندان از نفقه والدين است لكن لازم است ضمن مرورى بر موادى از قانون مدنى بدواً تفكيكى بين نفقه زن از نفقه ساير اشخاص واجب النفقه من جمله فرزندان و والدين شده سپس در خصوص مقدم بودن يا نبودن نفقه زن از نفقه ساير اشخاص واجب النفقه و همچنين در خصوص تقدم يا تأخر نفقه فرزندان از نفقه والدين صحبت شود. - ماده ۱۱۰۶ قانون مدنى « درعقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است». - ماده۱۱۰۷ قانون مدنى «نفقه عبارت است از همه نيازهاى متعارف و متناسب باوضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاى درمانى و بهداشتى و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض». - ماده ۱۱۱۱ قانون مدنى « زن مى تواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند در اين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را به دادن آن محكوم مى نمايد.» - ماده ۱۱۹۶ قانون مدنى «در روابط بين اقارب فقط اقارب نسبى در خط عمودى اعم از صعودى و نزولى ملزم به انفاق يكديگرند.» - ماده ۱۱۹۷ قانون مدنى « كسى مستحق نفقه است كه ندار بوده و نتواند به وسيله اشتغال به شغلى وسايل معيشت خود را فراهم سازد. - ماده ۱۱۹۸ قانون مدنى «كسى ملزم به انفاق است كه متمكن ازدادن نفقه باشد يعنى بتواند نفقه بدهد بدون اينكه از اين حيث دروضعيت معيشت خود دچار مضيقه گردد. براى تشخيص تمكن بايد كليه تعهدات و وضع زندگانى شخصى او در جامعه در نظر گرفته شود.» - ماده ۱۱۹۹ قانون مدنى «نفقه اولاد برعهده پدر است پس از فوت پدر يا عدم قدرت او به انفاق برعهده اجداد پدرى است با رعايت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر و اجداد پدرى و يا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است. هرگاه مادر هم زنده و قادر به انفاق نباشد با رعايت الاقرب نالاقرب به عهده اجداد و جدات مادرى و جدات پدرى واجب النفقه است و اگر چندنفر از اجداد و جدات مزبور از حيث درجه مساوى باشند نفقه را بايد به حصه تساوى تأديه كنند. » - ماده ۱۲۰۰ قانون مدنى « نفقه ابوين با رعايت الاقرب نالاقرب به عهده اولاد و اولاد اولاد است». - ماده ۱۲۰۱ قانون مدنى «هرگاه يك نفر هم در خط عمودى صعودى و هم در خط عمودى نزولى اقارب داشته باشد كه از حيث الزام به انفاق در درجه مساوى هستند نفقه او را بايد اقارب مزبور به حصه متساوى تأديه كنند. بنابراين اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد پدر و اولاد او تساوياً تأديه كنند بدون اينكه مادر سهمى ببرد و همچنين اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد مادر و اولاد متساوياً بدهند. - ماده ۱۲۰۲ قانون مدنى « اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه همه آنها را بدهد اقارب در خط عمودى نزولى مقدم بر اقارب در خط عمودى صعودى خواهند بود.» - ماده ۱۲۰۳ قانون مدنى « در صورت بودن زوجه يك يا چندنفر واجب النفقه ديگر زوجه مقدم بر سايرين خواهد بود.» - ماده ۱۲۰۴ قانون مدنى نفقه اقارب عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت به قدر رفع حاجت با درنظرگرفتن درجه استطاعت منفق.» - ماده ۱۲۰۶ قانون مدنى «زوجه در هرحال مى تواند براى نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوى نمايدو طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت انداس يا ورشكستى شوهر ، زن مقدم بر فرما خواهد بود ولى اقارب فقط نسبت به آتيه مى توانند مطالبه نفقه نماييد. ماده ۱۱۱۳ قانون مدنى« در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اينكه شرط شده يا آنكه عقد مبنى بر آن جارى شده باشد.» از دقت به مواد فوق مى توان به نكات ذيل دست يافت: ۱- نفقه زن بايد به صورت كامل به نحوى كه همه نيازهاى متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن، البسه، غذا و اثاث منزل و هزينه هاى درمانى و بهداشتى و حتى در صورت مورد عادت يا احتياج زن به واسطه نقصان يا مرض خادم براى زن فراهم شود و چنانچه مرد در پرداخت و تأمين نفقه به شرح فوق كوتاهى كند از ذميه مرد ساقط نيست و به عنوان دينى بر عهده او باقى خواهد ماند، چرا كه در عقد دائم نفقه زن بر عهده شوهر است. بدين جهت در صورت عدم پرداخت نفقه و يا پرداخت و تأمين نامتناسب نفقه، زن مى تواند به محكمه رجوع كند. اين موضوع در مواد ۱۱۰۶ ، ۱۱۰۷ ، ۱۱۱۱ و ۱۲۰۶ قانون مدنى به صراحت بيان شده است. ۲- اين نفقه صرفاً براى زنى است كه به عقد دائم مردى درآمده است، پس زنى كه در صيغه موقت مردى است ، اگرچه صيغه موقت طولانى مدت باشد حق نفقه ندارد مگر اينكه استثنائاً مرد خود پرداخت نفقه به او را با ميل خودش شرط كرده و يا با ميل خودش عقد نكاح موقت را بر مبناى پرداخت نفقه به زن جارى كرده باشد. اين موضوع در ماده ۱۱۱۳ قانون مدنى به صراحت قيد شده است. ۳- پرداخت نفقه زن و فرزندان و والدين بر مرد واجب است يعنى در صورتى كه مرد توانايى پرداخت نفقه زن و فرزندان و والدين را داشته باشد، در هر صورت بايد نفقه همه آنها را بدهد. البته در پرداخت نفقه فرزندان و والدين اين شرط است كه آنها ندار بوده و نتوانند به وسيله اشتغال به شغلى وسيله معيشت خود را فراهم ساخته و مرد هم بتواند بدون اينكه از اين حيث در وضعيت معيشت خود دچار مضيقه شود، نفقه آنها را بدهد. اين موضوع در مواد ،۱۱۰۶ ۱۱۹۹و ۱۲۰۰ قانون مدنى آمده است. ۴- پرداخت نفقه زن دائم در هر حال با شوهر است حتى اگر شوهر هم قادر به پرداخت نفقه زن نباشد، بر عهده او به صورت دين باقى خواهد ماند و پس از توانايى نفقه گذشته هم قابل مطالبه است. اين مطلب موضوع ماده ۱۲۰۶ قانون مدنى است. ۵- در صورتى كه مرد هم توانايى پرداخت نفقه زن و هم نفقه اشخاص واجب النفقه ديگر اعم از اولاد و والدين را با هم نداشته باشد(اشخاص واجب النفقه به اقارب نسبى در خط عمودى اعم از صعودى و نزولى مانند پدر و مادر و اولاد به غير از زن را گويند.) نفقه زن در اولويت است چنانچه نفقه زن را كاملاً تأمين كرد، پرداخت نفقه اشخاص واجب النفقه ديگر برعهده اوست. اين موضوع در ماده ۱۲۰۴ قانون مدنى آمده است. ۶- بنابراين اولويت اول در پرداخت نفقه با نفقه زن است، پس از زن بايد ديد اولويت در پرداخت نفقه با كيست. همانطور كه در ماده ۱۲۰۲ قانون مدنى آمده است اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشد مثلاً فردى هم پدر و مادر داردو هم اولاد دارد و آن فرد نتواند نفقه همه آنها را بدهد اقارب در خط عمودى نزولى مقدم بر اقارب در خط عمودى صعودى خواهند بود. يعنى نفقه فرزندان مقدم بر نفقه والدين است. بنابراين اولويت دوم با نفقه فرزندان است و اولويت كه فرد در فرض سؤال با نفقه والدين است. ۷- اقارب سببى حق نفقه ندارند و نفقه صرفاً متعلق به اقارب نسبى است، يعنى پرداخت نفقه بستگان همسر من جمله پدر و مادر همسر بر عهده مرد نيست. ماده ۱۱۹۶ قانون مدنى تكليف اين موضوع را روشن كرده است. ۸- همان طور كه گفته شد در هر صورت مرد بايد نفقه زن را بپردازد و در صورت عدم توانايى بر عهده او باقى خواهد ماند ولى شرط پرداخت نفقه فرزندان و والدين و ساير اشخاص واجب النفقه ديگر اين است كه مرد توانايى پرداخت نفقه آنها را داشته باشد . بدون اينكه از اين حيث در وضعيت معيشت خود دچار مضيقه شود و آنها هم نذار بوده و نتوانند به وسيله اشتغال به شغلى وسايل معيشت خود را فراهم سازند. مثلاً اگر اولاد كبير هستند و مى توانند خود با كسب و كار زندگى خود با بگذرانند ، پدر مكلف به پرداخت نفقه آنها نيست گرچه توانايى پرداخت را حتى بدون اينكه خود در مضيقه قرار گيرد داشته باشد . ۹- در صورتى كه در فرض سؤال پدر نتواند نفقه فرزندان را بپردازد و يا پدر فوت كرده باشد نفقه فرزند برعهده اجداد پدرى او يعنى پدربزرگ پدرى او و هرچه بالاتر برود، خواهد بود و در صورتى كه اجداد پدرى هم نباشند يا نتوانند نفقه بپردازند، برعهده مادر خواهد بود و در صورتى كه مادر هم نباشد يا نتواند بپردازد برعهده جدات پدرى و اجداد و جدات مادرى يعنى مادربزرگ پدرى و مادر بزرگ مادرى و پدر بزرگ مادرى خواهد بود . بنابراين نفقه فرزندان به ترتيب بر عهده اول پدر ، دوم پدر بزرگ پدرى و هرچه بالاتر برود. سوم مادر، چهارم مادر بزرگ پدرى و مادر بزرگ مادرى و پدر بزرگ مادرى خواهد بود . اين موضوع به صراحت در ماده ۱۱۹۹ قانون مدنى آمده است . ۱۰- نفقه زن بايد تناسب با شؤون زن و وضعيت او پرداخت شود . در حالى كه نفقه اشخاص واجب النفقه من جمله اولاد و پدر و مادر به قدر رفع حاجت آنها با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق پرداخت خواهد شد همچنين نفقه زن شامل هر نوع احتياج است . نفقه اشخاص واجب النفقه من جمله فرزندان و والدين صرفاً عبارت است از مسكن ، البسه، غذا و اثاث البيت و شامل موارد ديگر نخواهد شد اين موضوع در مواد ۱۱۰۷ و ۱۲۰۴ قانون مدنى بيان شده است. لازم به ذكر است طبق قانون تأمين وسايل و امكانات تحصيل اطفال و جوانان ايرانى مصوب ۱۳۵۳/۳/۳۰ و اصلاحات بعدى آن در سال ۱۳۵۵ هزينه تحصيل فرزندان تا سن ۱۸ سال بر عهده پدر يا مادر يا سرپرست قانونى آنها به ترتيب خواهد بود.
|