۱
نمى توانيم يا نمى خواهيم فصل ها را از نزديك لمس كنيم. چمن، سبز و يكدست، گل هاى زرد كوچك، درختچه ها و درختان به گل نشسته، جوانه ها. زندگى جوانه مى زند، هر بهار. اما انگار ما عادت كرده ايم همه چيز را ازپشت شيشه ببينيم، شيشه خودروها و پنجره هاى خانه ها و اداره ها و... اتوبوس رد مى شود، گل هاى زرد كوچك، پشت سر، جا مى مانند. بهار، از پشت شيشه ها پيداست. مثل تابستان، با رنگ هاى درخشانش، پاييز و زمستان. انگار حصارهايى درست كرده ايم كه عمداً از طبيعت فاصله بگيريم. نمى توانيم يا نمى خواهيم فصل ها را از نزديك لمس كنيم و طبيعت را كه در گذر زمان، هوشيارتر از ماست و در هر لحظه حضورش همان گونه است كه بايد باشد. سيزده به در، از معدود روزهايى است كه يك هجوم همگانى به سمت طبيعت را در آن تجربه مى كنيم. اين هجوم خوشايند، رسم خوشايندى نيز هست.به خاطر ۱۳ و به خاطر طبيعت و نزديك شدن به آن.
خبرگزارى مهر ديروز نوشته بود: در زمينه پيدايش نام «سيزده به در» در ميان آثار به جا مانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسى به چشم نمى خورد. ولى بايد اذعان داشت كه روز «سيزده به در» داراى جايگاه خاص تاريخى در ميان اهالى ايران زمين بوده است تا آنجا كه در زمينه تبارشناسى «سيزده به در» بايد به اساطير قديمى بر جاى مانده در ايران رجوع كرد. در اساطير ايران، عمر جهان هستى ۱۲ هزار سال پيش بينى شده است. پس از اين دوره جهان بسته مى شود و انسان ها كه وظيفه شان، جنگ عليه اهريمن است، با سپرى شدن اين ۱۲ هزار سال و ظهور سوشيانس (ناجى موعود) سر انجام به پيروزى و ظفر مى رسند. به نظر مى رسد، عدد ۱۲ از بروج دوازده گانه گرفته شده باشد كه آگاهى نسبت به آنها نشان ازوسعت دانش علمى ايرانيان در آن زمان در علم ستاره شناسى داشته است.
به اين ترتيب، در تقويم ايرانى، نخستين دوازده روز سال، «جشن زايش انسان ها»، تمثيلى از۱۲ هزار سال زندگى و نبرد با اهريمن است و روز سيزدهم تمثيلى از هزاره سيزدهم و آغاز رهايش از جهان مادى است. به همين دليل نيز، روز سيزدهم كه در واقع نمادى از زندگى انسان ها در پرديس است، متعلق به ستاره باران انگاشته مى شد، زيرا نزول باران بهارى باعث سرسبزى و طراوت زمين شده و نمايه اى از بهشت را به وجود مى آورد. اين اعتقاد در ايران باستان موجب مى شد، سيزدهم نوروز، روز ويژه طلب باران بهارى براى كشتزارهاى نودميده، انگاشته شود. در اين روز، از ديرباز مردم ايران به دشت و صحرا مى رفتند تا با شكست ديو خشكسالى، گوسفندى براى فرشته باران، قربانى و بريان كنند تا اين فرشته كشت هاى نودميده را از باران سيراب كند.
|
|
|
اين اختتاميه جشن هاى عيد نوروز، نحوستش، دامن هر كس را نگيرد، دامن طبيعت را مى گيرد. شاخه هاى شكسته، آتش سوزى هاى كوچك و بزرگ، زباله و ... هر سال، فعالان در زمينه محيط زيست هشدار مى دهند. در اين رسم خوشايند كه ما را به روزگاران گذشته مى برد و مى توانيم يك روز تمام بسيارى از چارچوب ها را نديده بگيريم و گاه شگفت زده شويم از ديدن شباهت هاى زياد بين خودمان و ديگران و آسانى برداشتن مرزها و حتى فلسفه جشن هاى نوروز را به يكديگر ياد آورى كنيم و ... اغلب، چيزى غايب است: خود طبيعت. ما فراموش مى كنيم كه بايد از آن مراقبت كنيم تا سال ديگر و سال هاى ديگر.
ما فراموش مى كنيم و نحسى ۱۳ دامان طبيعت را مى گيرد. حتى اگر سازمان هاى غيردولتى گروه هايى براى ترميم خرابى هاى سيزده به در تشكيل دهند و از همان روز چهاردهم فروردين دست به كار شوند، خيلى از آسيب ها جبران نمى شود. گاه گونه هايى از گياهان را از دست مى دهيم كه در نوع خود نادرند و به طبيعتى آسيب مى رسانيم كه نادر است. رسمى داريم كه نادر است و بايد حفظ شود و فرهنگى كه غنى است، بسيار هم غنى است. پس مى توان سيزده به درى برگزار كرد كه آسيب كمترى به طبيعت بزند.
۳
راهنمايى ناجا روى تلفن هاى همراه پيغام فرستاده است: «كمربند ايمنى ضامن سلامتى شما هنگام رانندگى است.» قرار است هجوم صبح روز سيزده و راهبندان در بعضى جاده ها، عصر سيزده فروردين به عكس شود. همه براى تعطيلات خوب تلاش كرده اند. البته گاهى امكانات پاسخگو نيست و گاهى هم جاى بعضى پيام ها از بعضى سازمان ها خالى است. مثلاً سفارش به حفظ و نگهدارى ازمحيط زيست، تميز نگه داشتن فضاهاى سبز و ... گاهى، نه قبل از آنكه اتفاقاتى بيفتد، بلكه بعد از آنكه اين اتفاقات مى افتد اطلاعات مى گيريم. يا در بعضى پارك ها و فضاهاى سبز، آبيارى فضاها مثل هر روز بود و اين استفاده از فضاها را محدود و مردم را كلافه كرده بود.كاش سال هاى آينده اين رويه تغيير كند.