|
|
|
|
|
راهى نو براى تبريك
|
|
|
|
|
|
|
سهم جوانان ايرانى از اينترنت
|
|
|
هر روز بر تعداد سايت ها افزوده مى شود و حجم عظيم اطلاعات با سرعتى باور نكردنى و به سهولت، مرز كشورها و قاره ها را در مى نوردد و اينترنت مى رود تا روياى دهكده جهانى را تحقق بخشد. طبق آمار تكفا (توسعه كاربران فناورى و اطلاعات) در آغاز سال ۲۰۰۳ ميلادى استفاده كنندگان از اينترنت در دنيا ۴۸۰۰ ميليون نفر بودند كه امروز اين تعداد به بيش از يك ميليارد نفر رسيده است. اين در حالى است كه اينترنت در ايران پيش از آنكه با جنبه هاى علمى و تحقيقاتى مورد استفاده قرار گيرد با عناوينى چون وبلاگ، چت و ايميل شناخته شده و دوست يابى هاى اينترنتى فصل جديدى را در ارتباطات جهانى رقم مى زنند! به راستى سهم ما و جوانان ما از اينترنت اين پديده جهانى، حجم عظيمى از اطلاعات در تبليغات و حراج هاى اينترنتى، تشويق به خريد، شرط بندى ها، دوست يابى و همسر يابى هاى اينترنتى و تصاوير نامناسب خلاصه شده است؟ آيا جوانان و دانشجويان ما سهم خود را در افزايش توان علمى و تحقيقاتى از اينترنت گرفته اند؟ مسؤولان دانشگاهها در استان كرمانشاه مى گويند: ما براى دانشجويان به ويژه دانشجويانى كه در حال تهيه پايان نامه خود هستند استفاده از اينترنت را به طور رايگان فراهم كرده ايم. آنان مى گويند، برخى از دانشجويان واقعاً ازساعات در اختيار به بهترين نحو استفاده مى كنند اما بيشتر آنان ، از اين ساعات استفاده هاى ديگرى مى كنند. به گفته اين مسؤولان اين در حالى است كه دانشجو مى داند اين ساعات رايگان كه دانشگاه در اختيار او گذاشته براى بهره گيرى در نوشتن پايان نامه است و كنترل شده است اما از اين اوقات هم استفاده هاى غير درسى مى كند. به گفته اين آگاهان دليل اصلى استفاده نكردن اصولى از اينترنت آشنا نبودن دانشجويان و جوانان با زبان انگليسى است و اين امر باعث شده كه استفاده از اينترنت به نحو مطلوب و علمى امكان پذير نباشد. يكى از دست اندركاران امور اينترنت مى گويد: ما هيچگاه از امكانات علمى كه در اختيار داريم به نحو مطلوب استفاده نمى كنيم. «محمدى» گفت، رايانه و اينترنت بهترين وسيله براى افزايش پايه هاى علمى اقتصادى، اجتماعى، سياسى، ورزشى و غيره است اما زمانى كه نحوه استفاده از آن را براى دانش آموز، دانشجو و افراد تحصيل كرده آموزش نداده ايم نبايد انتظار استفاده منطقى داشته باشيم. وى افزود: ايران از جمله اولين كشورهايى است كه استفاده از اينترنت را براى شهروندان خود فراهم كرده ولى بايد همزمان با دادن اجازه استفاده، با به كارگيرى نيروهاى متخصص زمينه چگونگى استفاده از اين وسيله و معرفى سايت هاى علمى، فرهنگى، اقتصادى و غيره از طريق صدا و سيما و مطبوعات، جوانان را به طرف استفاده اصولى از اينترنت سوق مى داد. كارشناسان و آگاهان اجتماعى معتقدند، دوستى هاى اينترنتى جوانان را هر چه بيشتر به سوى خود مى كشاند و امروزه كيوسك هاى مطبوعاتى، دكه هاى فروش سيگار، انتشاراتى ها، مراكز فروش تلفن همراه، سوپر ماركت ها و حتى بعضى از ساندويچى ها هم محل عمده فروش كارت هاى روزانه و شبانه اينترنتى محسوب مى شوند. آنان مى گويند: در چنين محيطهاى مجازى كه تنها با يك آدرس ايميل، با يك ID رو به رو هستيم فقط مى توان با افكار اشخاص آشنا شد آن هم اگر شخص صادق باشد كه البته به ندرت چنين افرادى يافت مى شوند. برخى از مسؤولان كافى نت ها در كرمانشاه مى گويند: جوانانى كه به اين مراكز مراجعه مى كنند بيشتر ساعت خود را به گفت و گوهاى تفريحى مى پردازند و بسيارى از گفت وگو و چت روم هاى داخلى و خارجى را با كمك اتاق هاى گفت و گو انجام مى دهند و لازم نيست كسى را بشناسى و مجبور نيستى خودت را هم صادقانه معرفى كنى كه به همين راحتى يك سرگرمى كاذب پيدا مى شود. آنان اعتقاد دارند گرايش جوانان به اين گفت وگوها به سبب نبود تفريحات ديگر مى باشد و جوانان ما دوستى هاى مجازى را از ديدگاه تفريح مى نگرند.
|
|
|
|
|
فروردين ماه مهرگان
|
|
|
دكتر سيدجعفر حميدى
فروردين پاك تواناى پاكدينان را مى ستايم (نسك ۱۹ خرده اوستا) اين سخن زردشت است كه اولين تقويم ايرانى را تنظيم نمود، در باره فرارسيدن نوروز كه جشن نيكى و راستى است ؛ جشن روشنايى و زنده شدن طبيعت و جشن رسيدگى و تفكر در اعمال و رفتار يك سال از عمر گذشته. نوروز را همه مى شناسيم و به آن مى باليم طلوع سال جديد است و سرآغاز به كارگيرى انديشه هاى جديد. جشن نوروز را در گذشته هاى دور جشن سپندارند ياجشن «فروهرگان» مى گفته اند . در اين ايام ارواح درگذشتگان به زمين مى آيند و مردم ايران به احترام آنها خانه تكانى مى كنند و به پاكيزگى و زدودن آلودگى ها مى پردازندو سفره مى گسترندو نو مى پوشند و شادى مى كنند تا ارواح راضى و خرسند از زمين بازگردند. اين توجه به جشن ارواح در آيين هاى ديگر و به ويژه در آيين مقدس اسلام و در شيعه نيز رايج است مثل برگزارى آيين نيمه برات كه در شب پانزدهم شعبان برگزار مى شود و مردم با خوردن يا ارسال شيرينى و حلوا به خانه يكديگر از ارواح درگذشتگان يادو تجليل مى كنند. در عين حال شايد اين عيد ارواح سمبل و نمادى باشد براى روح زندگان و تجديد حيات تازه روح . زيرا كه درايام نوروز آدمى زادگان اعمالى را انجام مى دهندو مراسمى را بر پا مى دارند كه روح آنان را جلا مى دهد. گردگيرى لوازم منزل و خانه تكانى كردن، لباس نو و تميز پوشيدن ، به ديدار دوستان و عزيزان رفتن ،فروگذاشتن كينه هاو نفرت ها و آشتى كنان هاو به مهمانى رفتن و مهمان پذيرفتن ، هديه دادن و هديه گرفتن ، به صحرا رفتن و به سبزه نگريستن ، خوردن غذاهاى تازه و تناول اغذيه سنتى و سالم ، شيرينى خوردن و تعارف كردن و از همه بالاتر و مهم تر چندروزى شاد بودن و دل از غم دنيا گسستن، همه و همه در سلامت روح و تجديد روحيه انسان تأثير بى نهايت دارد. (فروهرهاى مردان پاكدين و زنان پاكدين سرزمين هاى ايران رامى ستاييم ،فروهرهاى مردان پاكدين و زنان پاكدين همه سرزمين ها را مى ستاييم ) فروردين پشت كرده و از پس قرنهاو قرنها جشن فروردين گان به ما رسيده است و آن را هرسال گرامى تر و با شكوه تر برپاى مى داريم چرا كه نشانى از باورهاى كهن و ديرينه ما است و يادگار تاريخ كهن ارجگذارى به شكوه راستين انسان و احترام و بزرگداشت آنچه كه روشن است و به آنچه كه پاك است. در ادبيات منظوم ما ، صدها و هزاران بيت در قالب هاى غزل ، قصيده، قطعه و انواع ديگر براى نوروز سروده شده كه مردم سرزمين ايران كم و بيش با آن اشعار آشنايى دارندو بسيارى از آنها را خوانده يا شنيده اند اما در متون نثر فارسى از نوروز كمتر سخن به ميان آمده است. پس از زردشت ، كسى كه بيش از همه نوروز را ستوده خيام است در نوروزنامه كه منسوب بدو است و ديگر ابوريحان دركتاب »آثارالباقيه» . ديگر مؤلفان متون كهن نيز گاهى مختصرى از جشن نوروز را بيان داشته اند ، همچنين از مهرگان. در باره نوروز در شعر فارسى مكرر سخن به ميان آمده و ابيات و اشعار مربوط به نوروز و عيد بارها جمع آورى شده و به چاپ رسيده اند اما از نوروز نويسى هاى منثور تاكنون كمتر سخن گفته شده است. بنابراين نمونه هايى از گفتار نويسندگان و مورخان گذشته در مورد نوروز دراين جا ذكر مى شود. (اين روز را نوروز گويند زيرا كه سر سال باشد و شب با روز برابر شود وسايه ها از ديوارها بگذرد و آفتاب از روز نهان افتد و رسم مغان اندر روزگار پادشاهى ايشان چنان بودى كه خراج ها اندر اين روز افتتاح كردندى و دراين روز جمشيد به حرب ديوان رفت و با ايشان كارزار كرد و همه را مقهور كرد و در نوروز بزرگ باز آمد با ظفر و فيروزى و غنيمت فراوان. پس آن روز كه جواهر غنيمت آورده بود بر تخت خويش انبار كرد تا هركس ببيند و آفتاب از روزن اندر افتادو همه خانه از عكس آن روشن گشت بدين سبب او را »شيد» لقب كردندو شيد به پارسى روشنايى بود و آفتاب را بدين سبب خورشيد گويند كه خود قرص آفتاب باشد و شيد روشنايى . واندراين روز جايها را آب زنند كه اين روز نام فرشته اى است كه بر آب نگهبان است به قول ايشان ) (زين الاخباز عبدالحى گرديزى تأليف ۴۴۰ هـ ـ . ق ) (فرخى روى به چغانيان نهاد و چون به حضرت چغانيان رسيد بهارگاه بودو امير به داغگاه و داغگاه عظيم خوش جايى است ) چهارمقاله نظامى عروضى تأليف ۵۵۲ هـ ـ.ق (جمشيد گفت بر سبيل خطبه كه ايزدتعالى ورج (ارج) و بهاى ما تمام گردانيد و تأييد ارزانى داشت و در مقابله اين نعمت ها بر خويشش واجب گردانيديم كه بارها عدل و نيكويى فرماييم و آن روز جشن ساخت و نوروز نام نهاد و ايزد عز ذكره را پرستش كرد و شكر گزارد و زارى نمود و حاجت خواست كه در روزگار او هم آفات از قحط و وبا و بيماريها و رنج ها از جهان بردارد. الهام يافت كه تا جمشيد در طاعت يزدان پرستى است و اعتقادو نيت درست دارد اين دعا به اجابت مقرون باشد) (فارسنامه ابن بلخى تأليف ۵۱۰ ه-.ق) (عالم دركله ربيعى بود و جهان در حله طبيعى ، خاك بساتين پرنقش آزرى بودو فرش زمين پرديبه رومى و ششترى و برج هاى چمن پرزهره و مشترى (مقامات حميدى تأليف ۵۵۱ ه-.ق) (به حكم ضرورت سخن گفتيم و تفرج كنان بيرون رفتيم در فصل ربيع كه صولت برد آرميده بود و اوان دولت ورد رسيده. درختان را به خلعت نوروزى قباى سبز ورق در برگرفته واطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه برسرنهاده) (گلستان سعدى تأليف ۶۵۶ ه-.ق) (نخستين روز فروردين روز نوروز است كه اولين روز سال نو است و نام پارسى آن بيان كننده اين معنى است. نزول باران و برآمدن شكوفه ها و برگ آوردن درختان تا هنگام رسيدن ميوه ها و تمايل حيوانات به تناسل و آغاز نو تا تكامل و ذبول در ايام نوروز و بهار طى شود اين بود كه نوروز را دليل پيدايش و آفرينش جهان دانستند و گفته اند در اين روز بود كه خداوند افلاك را پس از آنكه مدتى ساكن بودند به گردش در آورد و ستارگان را پس از چندى توقف ، گردانيدو آفتاب را براى آنكه اجزاى زمان از سال و ماه و روز به آن شناخته شود آفريد و آغاز شمارش از اين روز شد و گفته اند خداوند عالم سفلى را دراين روز آفريد و كيومرث در اين روز به شاهى رسيد و اين روز جشن او بود كه به معناى عيد او است و نيز گفته اند خداوند در اين روز خلق را آفريدو اين روز و روز مهرگان تعيين كننده زمان هستند چنان كه ماه و آفتاب فلك را تعيين مى كنند ) (آثارالباقيه ابوريحان تأليف ۳۹۰ ه-.ق) (اما سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانست كه آفتاب را دو دور است يكى آنكه هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعى از شبانروز به اول دقيقه حمل باز آيد به همان وقت و روز كه رفته بود بدين دقيقه بتواند آمدن چه هرسال از مدت همى كم شود و چون جمشيد آن روز دريافت نوروز نام نهادو جشن آيين آورد. هركه روز نوروز جشن كند و به خرمى پيوندد تا نوروز ديگر عمر در شادى و خرمى گذارد ) (نوروز نامه منسوب به خيام تأليف ۴۹۵ ه-.ق) و بدين سان نوروز را و بدين سال بهار را پيشينيان ستوده اند زيرا كه به قول خيام »پيشانى سال نو» است و همه پاكان و نيكان را آفرين مى گوييم كه با روز نو، انديشه نو و نهادى روشن و سرشتى پر از خوبى ها و مردمى ها را در نهاد خويش پذيرا باشند. دستمايه ها ۱ - آثارالباقيه ، ابوريحان بيرونى ترجمه اكبر دانا سرشت تهران ، اميركبير ۱۳۶۳ ۲ - اوستا ، گزارش پور داوود نگارش جليل دوستخواه ، تهران، مرواريد ۱۳۶۱ ۳ - چهارمقاله ،نظامى عروضى به كوشش دكتر محمدمعين تهران ، اميركبير ۱۳۶۴ ۴ - زين الاخبار ، عبدالحى گرديزى به تصحيح عبدالحى حبيبى ، تهران ، بنياد فرهنگ ايران، بى تا ۵ - گلستان ، سعدى به كوشش دكتر خليل خطيب رهبر ، تهران ، صفى عليشاه ۱۳۴۸ ۶ - مقامات حميدى ، قاضى حميدالدين بلخى به كوشش سيدعلى اكبر ابرقويى ، اصفهان ، تأييد ۱۳۴۴ ۷- نوروزنامه خيام (منسوب ) به كوشش على حصورى ، تهران ، طهورى ، ۱۳۵۷
|
|
|
|
|
راهى نو براى تبريك
نوروز با اس.ام.اس
|
|
|
منصور ضابطيانZabetian @ gmail. com «وشاه بر تخت مى نشستى و از هر قومى به شاد باش تحفه اى مى آوردندى كه نوروز روز نو بود و آغاز سال...» اگر بيهقى در سال ۱۳۸۴ زندگى مى كرد قصه تبريك هاى مدرن را چگونه نقل مى كرد؟ و چگونه مى گفت مردم سرزمينى كه جمشيد نوروز را در آن بنا گذاشت حالا شادباش هايشان را به لطف تكنولوژى، با SMS براى هم مى فرستند. شما اگر از آن دسته اى باشيد كه موبايل دارند، حتماً در روزهاى اول سال با سيلى از تبريك هاى مختلف كه به صورت پيام هاى SMS مخابره مى شد، روبرو شده ايد. پيغامى هاى نوروزى كه با SMS فرستاده مى شود معمولاً در لايه هاى ميانى روابط آدم ها گردش مى كند. يعنى SMSها معمولاً براى آدم هايى فرستاده مى شود كه در گفت وگوى تلفنى با هم حرف خاصى ندارند و فقط قرار است سلام و عليك كنند و تبريك بگويند . SMSها اگر چه آنها را از نعمت شنيدن صداى هم محروم مى كند اما اين فرصت را هم ايجاد مى كند كه به خاطر آنكه حرف خاصى ندارى، طرف مقابلت را فراموش نكنى. در روزهاى نخست سال، آنقدر SMSهاى مختلف رسيد كه برايم جالب شد تا گزارشى درباره اين پيغام هاى تبريك بنويسيم. بدون شك متنى كه هر كس براى پيام نوروزى اش انتخاب مى كند، نشانه هاى شخصيتى، رفتارى و شغلى او را در بردارد. بعضى ها به يك جمله خيلى رسمى بسنده مى كنند و بعضى ديگر از شاعران وام مى گيرند. اما بعضى ها خوش ذوق ترند و خود جمله اى مى نويسند. در اين جا به ذكر بعضى از اين پيغام هاى الكترونيكى نوروزى مى پردازم كه در روزهاى نخست سال دريافت كردم. شايد مرور اين پيام ها در كنار هم براى شما هم جذاب باشد. يكى از پيام هايى كه به كرات توسط آدم هاى مختلف برايم فرستاده شد، پيامى بود كه بيشتر جنبه محاسباتى داشت و پيش خودمان بماند، به نظرم بسيار لوس بود: «با آرزوى ۱۲ ماه شادى، ۵۲ هفته خنده، ۳۶۵ روز سلامتى، ۸۷۶۰ ساعت عشق، ۵۲۵۶۰۰ دقيقه بركت، ۳۱۵۳۰۰۰۰ ثانيه درستى.» احتمالاً اولين نفرى كه اين SMS را كشف كرده، تصور مى كرده آدم بسيار خلاقى است و چندين نفرى هم كه اين SMS را فرستاده اند، تصور مى كرده اند فقط آنها هستند كه چنين پيام نابى را در اختيار دارند. پيام هايى كه سعى مى كردند به جنبه هاى باستانى نوروز بپردازند كم نبودند. از جمله اين پيام كه يك دوست شيرازى برايم فرستاد: «نوروز ۳۷۴۳ يكتايى و ۱۳۸۴ خورشيدى بر اهورائيان فرخنده باد. با آرزوى سرافرازى ميهن عزيز مان ايران.» و يك پيام ديگر كه جالب است كه آن هم از شيراز فرستاده شده بود: «جشن جمشيد خجسته باد. بركت و تحول هورمزد بر شما.» يا اين پيام كه يك دانشجوى رشته خلبانى فرستاد: «نوروز بر همگان فرخنده باد زيرا ماييم فرزندان قوم آريايى. آرى مافرزندان و وارث اين آب و خاكيم. جاويد ايران.» استفاده از شعرها و ترانه ها هم يكى ديگر از محتويات SMS هاى نوروزى را تشكيل مى داد. مثل شعر معروف مشيرى كه نمى دانم چه كسى آن را برايم فرستاد: «عطر نرگس، رقص باد، نغمه شوق پرستوهاى شاد، خلوت گرم كبوترهاى مست، نرم نرمك مى رسد اينك بهار.» يا ترانه فرهاد كه يك روزنامه نگار آن را ارسال كرد: «بوى عيدى، بوى توپ، بوى كاغذ رنگى، با اينا زمستونو سر مى كنم، با اينا بهار و آغاز مى كنم» (البته نمى دانم چه لزومى داشت كه آن دوست خط آخر شعر به اين زيبايى را تغيير دهد و خراب كند!) و يا اين ترانه كه SMS نوروزى بزرگمهر حسين پور، كاريكاتوريست پركار كشور بود: «دوباره ماهى سرخ، دوباره آبى آب، دوباره عيدى من، دوباره يه شعر ناب. ما بايد دوباره بچگى كنيم، سبزى بهار رو زندگى كنيم.» بعضى پيغام ها آنقدر طولانى بود كه خواندنش به اندازه يك ديد و بازديد وقت مى گرفت. از جمله اين پيغام: «... به پاى نازك پرنده اى، بر شاخه اى خشك و در نجواى ناودان برسنگفرش پياده رو... مهربان، آرزو دارم بهارى كه بر در خانه قلبت دق الباب مى كند، با رهاوردى از زيباترين ترانه ها، بهترين اميدها و گنجينه اى از حلاوت ها باشد.» (حالا شما تصور كنيد من چى كشيدم تا توانستم با رسم الخط مصيبت بار فينگليش كلمه دق الباب را بخوانم!) در مقابل پيغام هاى كوتاه هم كم نبودند. بعضى هايشان بسيار رسمى و بعضى هايشان همراه جمله اى احساسى. از جمله SMS ناصر صفاريان، منتقد و مستند ساز: «به روزها و به روزى... اميد! سال نومبارك» يا اين يكى: «سال نو مبارك، با آرزوى بهترين ها - بهناز جعفرى.» ويا: «فرارسيدن سال ۱۳۸۴ را به شما تبريك مى گويم - خشايار اعتمادى» شاعرانگى در SMS هاى نوروزى كم نبود. شايد به جرأت بتوان گفت كه اغلب آدم ها سعى مى كنند براى تبريك گفتن، در فضاهاى شاعرانه قدم بزنند: يك مهندس عمران از رشت: «بوى بهار باز آدم رو مست مى كند! باز ماهى كوچولوها مهم شدن! گلها رو ديدى؟ همه اين قشنگى ها رو بهت تبريك مى گم. سال نو مبارك!» يك مهندس كامپيوتر از تهران: «بوى گل و بامداد و نوروز، آواز خوش هزار دستان بر شما و خانواده محترم مبارك باد. سالى سرشار از پيروزى داشته باشيد.» يك خانم نويسنده و منتقد تئاتر: «دلم گواهى مى دهد بهار آمده، پس چرا شاد نباشم؟ دلم گواهى مى دهد آنجا هم بهار آمده پس چرا شاد نباشى؟» يك خانم تهيه كننده و كارگردان راديو: « بهار حالش چطور است سلام برسانيد به بهار و سال نو مبارك.» يك مدير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى: «باران رحمت دادار بر كاروان سبز بهار مى بارد. دعا كنيم هميشگى باشد و كاروان در حركت. سال نو مبارك.» يك مجرى تلويزيون و ترانه سرا: «بهار دميد و ما هنوز با هم آشناييم. شايد تا هميشه. نگاهت بى پايى، بهارت لبريز.» يك بازيگر سينما و تلويزيون: «بهار رسيده، به همين سادگى.» يك كارگردان سينما: «بهار آمد، زمستان رفت، روسياهى به زغال ماند. سپيدى فداى وطن، سرخى نثار تو، سبزى شعارما! بهاران خجسته باد.» ناشناس: «دانه را چه راه درازيست تا جوانه شدن و چه كوتاه تا به خاك افتادن... بهار اما در اين شكفتن و افتادن جاودانه است. بهارتان هميشگى... بعضى ها هم سعى مى كنند در SMSهايشان با كلمات بازى كنند، از جمله اين پيغام: «سلامتى، سرورى، سالارى، سربلندى، سرور، سرافرازى و سعادت را كه بهترين هفت سين سال است، برايت آرزو دارم.» (كاش ثروت هم با سين نوشته مى شد) هوشمندانه ترين بازى با كلمات را محسن امير يوسفى كرده بود كه سال پيش با فيلم «خوابهاى تلخ» در كن جايزه برد و در جشنواره فيلم فجر هم همه را شگفت زده كرد و اولين جايزه جهانى سال ۸۴ را هم در آرژانتين برد. او در پيغامش اشاره اى فرامتنى به فيلمش داشت: «نوروز مبارك. همراه با عشق و خوابهاى شيرين!» پيغام هايى كه مايه هايى از طنز داشتند هم كم نبودند. يك نويسنده مطبوعات: «توى خونه تكونى دلت، مارو دور نندازى» يك گرافيست و استاد دانشگاه: «سال نو مبارك - قوقولى قوقو.» يك روزنامه نگار: «خوشحالم كه يك سال زوج شروع شد با همه خوش شانسى هايش.» يك دوست: «تورا به بهار تبريك مى گويم.» (اين يكى ديگه خيلى حال داده بود.) يك مستند ساز: « سلام، حتماً از صبح هزارتا تبريك عيد داشتين. لطفاً هزار و يكمى را هم بپذيريد و آرزو هم مى كنم خدا در سال ۱۳۸۴ هرچى آرزو كنيد بهترين اش رو بهتون بده.» اين مطلب در پاراگراف بالا تمام شده بود تا اينكه يكى از بچه هاى روزنامه آن را پيش از حروفچينى خواند و پرسيد: خودت چى؟ پيغام خودت چه بود؟ البته به گمان من اهميتى ندارد كه پيغام من چه بود چون اين مطلب يك جمع بندى كلى درباره اين پيغام هاست ولى اگر شماهم مثل دوست من در اين باره كنجكاو هستيد، پيغام اين بود: «اينجا بهار آمده است، آنجا چطور؟ توى دلت گل جوانه زده؟ - سال نو مبارك!»
|
|
|
|
|
يخچال فرنگى
زير نظر: انوشيروان پناهنده داريوش منزوى
ضمن عرض تبريك سال نو و با توجه به اينكه از چند روز ديگر دوباره بازار عروسى گرفتن ها داغ مى شود، لذا يخچال فرنگى امروز را به مجموعه اى از لطيفه هايى درباره مسائل مربوط به ازدواج اختصاص داده ايم كه اميدواريم مرهمى باشد بر دل هاى ريش همجنسان خودمان. يك لطيفه هاليوودانه اين قضيه در هاليوود اتفاق افتاد. دو نفر به هم رسيدند. يكى شان به ديگرى گفت: - قيافه شما به نظرم آشنا مياد... شما خانوم آقاى راجرز هستين؟ و مخاطب جواب داد: - نخير، شما سه تا شوهر تأخير دارين! يك لطيفه نصيحت آميزانه خسرو داشت زن مى گرفت. عموجان پير با تجربه اش او را كشيد كنار و من باب نصيحت گفت: - پسر جان اگر عاقلى و آرامش اعصاب مى خواهى هيچ وقت روى حرف زنت حرف نزن. اگر مخالف عقيده اش هستى، يه خورده صبر كن، خودش تغيير عقيده مى دهد. يك لطيفه ديوانه گيانه جوانى توى يك سايت دوست يابى اعلام كرد: - جوانى هستم فلان و فلان با اين مشخصات مايلم با دختر خانمى كاملاً ديوانه ازدواج كنم. رفقا سخت به او خنديدند كه اين ديگر چه جور زن گرفتنى است، اما جوان گفت: - من فكر همه چيزش رو كرده ام... دختره بايد هم خيلى خوشگل باشه، هم خيلى پولدار... در نتيجه دخترى كه هم پولدار باشه و هم خوشگل و زن من بى ريخت بى پول بشه، بايد ديونه باشد ديگه! يك لطيفه دوحالتانه سحر و مينا دو دوشيزه مدرن دم بخت امروزى كه ميانه خوبى هم با هم نداشتند، در محفلى همديگر را ديدند. مينا گفت: - سحر جون، شنيدم مى خواى با فرشاد ازدواج كنى! سحر صدايى نازك كرد و با غمزه گفت: - والله همچى درست معلوم نيست چى مى شه. مينا گفت: - در هر حال اگر دست باشه به تو تبريك مى گم و اگر درست نباشه به فرشاد. يك لطيفه دو شكلانه به عقيده يك آلمانى طراز اول: شوهر ها بر دو قسم اند: اول آنها كه زنشان را مديون ثروتشان هستند، دوم آنها كه ثروتشان را مديون زن شان هستند. كه البته منظور، بيشتر شوهرهاى آلمانى است.
|
|
|
|